ئوآن کول

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ئوآن کول
جان ریکاردو آی. «ئوآن» کول
Juancole1.jpg
کول در حال سخنرانی در دانشگاه مینه‌سوتا
زادروز ۲۳ اکتبر ۱۹۵۲(۱۹۵۲-10-۲۳) ‏(۶۵ سال)
البوکرکی، نیومکزیکو
ملیت آمریکایی
پیشه مورخ

جان ریکاردو آی. «ئوآن» کول (متولد ۲۳ اکتبر ۱۹۵۲) یکی از اندیشمندان و مورخان آمریکایی معاصر در حوزهٔ خاورمیانه و جنوب آسیاست.[۱][۲] او هم اکنون استاد تمام کرسی «ریچارد میچل کالیگیت» رشتهٔ تاریخ در دانشگاه میشیگان است. کول چندین کتاب با موضوع خاورمیانهٔ مدرن چاپ کرده است و مترجم برخی متون عربی و فارسی به انگلیسی می‌باشد. او که از خانواده‌ای مسیحی بود، در سال ۱۹۷۲ به بهائیت روی آورد، ولی در سال ۱۹۹۶، در پی اختلاف شدید با تشکیلات بهایی، از آن خارج شد. وی از سال ۲۰۰۲ تارنمایی به نام نظرات آگاهانه (به انگلیسی: Informed Comments) را در آدرس juancole.com اداره می‌کند، که به صورت همزمان در صفحهٔ Truthdig.com نیز انتشار می‌یابد.

پیشینه و تحصیلات[ویرایش]

کول در البوکرکی (به انگلیسی: Albuquerque) واقع در ایالت نیومکزیکو متولد شد. پدرش در سپاه سیگنال وابسته به ارتش ایالات متحده آمریکا خدمت می‌کرد. در سن دو سالگی، خانواده او از نیومکزیکو به فرانسه انتقال مکان دادند. پدرش به همراه ارتش ایالات متحده آمریکا، دو دوره و مجموعاً به مدت هفت سال، به فرانسه مسافرت کرد و یک دورهٔ هجده ماه در مقر کاگنیو در اسمره، پایتخت کشور اریتره، و پس از آن در اتیوپی گذراند. او بیان می‌کند که برای اولین بار در اریتره، که جمعیت آن حدوداً نصف مسیحی و نصف مسلمان هست، به اسلام علاقه‌مند شد. کول در نقاط مختلفی به مدرسه رفته است و طی دوازده سال، در دوازده مدرسه درس ئوآنده است؛ مدارسی در پایگاه‌های نظامی، مدارس شهری، و از جمله مدارسی در ایالات متحدهٔ آمریکا به خصوص در ایالت کالیفرنیا و ایالت کارولینای شمالی.[۳] کول مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه نورت‌وسترن در سال ۱۹۷۵ در رشتهٔ تاریخ و متون مذهبی دریافت کرد. او در پایان دوره کارشناسی خود تحقیقی را در بیروت، پایتخت لبنان، انجام داد. سپس در سال ۱۹۷۵ برای تحصیلات تکمیلی به همان شهر بازگشت، ولی جنگ‌های داخلی لبنان مانع از ادامه تحصیل او در این کشور شد؛ لذا او دوره کارشناسی ارشد را در رشته مطالعات اسلامی و خاورمیانه در دانشگاه آمریکایی قاهره شروع کرد و در سال ۱۹۷۸ فارغ‌التحصیل شد. سپس، کول دوباره به بیروت بازگشت و به مدت یک سال به عنوان مترجم در یک روزنامه مشغول به کار شد.[۳] او از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۴ دورهٔ دکترای خود را در رشته مطالعات اسلامی دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس تکمیل نمود. کول پس از اتمام دوره دکترا، به عنوان استادیار رشته تاریخ دانشگاه میشیگان شروع به کار کرد و در سال ۱۹۹۵ به درجهٔ استاد تمامی رسید.[۴]

کول دارای پیشینهٔ خانوادگی مرکب از کاتولیک و پروتستان بود و در پایگاه‌های نظامی به صورت پروتستان رشد پیدا کرد. او در اواخر دهه ۱۹۶۰ و دهه ۱۹۷۰ به ادیان شرقی مانند بودایی علاقه‌مند شد. سپس، در سال ۱۹۷۲ هنگام تحصیل در دوره کارشناسی در دانشگاه نورت‌وسترن، عضو بهائیت شد و پس از آن تحقیقاتش بر روی این مذهب تمرکز پیدا کرد. او در سال ۱۹۹۶، بعد از نزاعی شدید با تشکیلات بهایی در رابطه با سیستم مدیریتی آن، از بهائیت خارج شد. این اتفاق به خصوص بعد از تهدید او و درخواست سانسور کردن نوشته‌هایش از طرف تشکیلات بهائی، صورت گرفت.[۵]

انتصابات و جوائز[ویرایش]

بورس تحصیلی برنامه فولبرایت-هیز برای رفتن به هند (۱۹۸۲) و مصر (۱۹۸۵-۱۹۸۶) به کول اهدا شد. در سال ۱۹۹۱ گرنت مؤسسه ملی علوم انسانی آمریکا را برای تحقیقات در مورد اعتقادات و تاریخ شیعه دریافت کرد.[۵] کول از ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴ سردبیر مجله بین‌المللی مطالعات خاورمیانه بود. او در دفاتر حرفه‌ای انیستیتو آمریکایی مطالعات ایرانیان و دائره سردبیر مجله مطالعات ایرانیان خدمت کرده است. کول در نوامبر ۲۰۰۴ به عنوان رئیس انجمن مطالعات خاورمیانه در آمریکای شمالی انتخاب شد. در ۲۰۰۶ جائزه جیمز آندرسون برای روزنامه‌نگاری در صلح اجتماعی را از کالج هانتر دریافت کرد.

سوابق علمی[ویرایش]

زمینه‌های تحقیقاتی[ویرایش]

کول که در سال ۱۹۷۲ بهائی شده بود، تحقیقات دانشگاهیش را در زمینه بهائیت آغاز کرد. بهائی بودنش او را به مطالعه زبان‌ها، فرهنگ و تاریخ خاور میانه (خاستگاه بهائیت) و تبلیغ بهائیت در کشورهایی که مسلمانان زیادی داشتند، تشویق کرد. کشورهایی چون لبنان، مصر، اردن و هند.[۶] او اکنون به عربی فصیح، عربی لبنانی و مصری، فارسی و اردو سخن می‌گوید و به زبان ترکی آشناست.[۷] برخی از علاقه‌مندی‌های کول ریشه در پیشینه بهائی او دارند. او دربارهٔ هلال شیعی و به طور کلی اسلام نیز مطالبی نگاشته‌است.[نیازمند منبع]

مقالات او دربارهٔ شیخ احمد احسائی بر اساس تحقیقات او در راستای گرنت مؤسسه ملی علوم انسانی آمریکا بوده است.[۵] کول به این نتیجه رسید که شیخ احمد احسائی به اشتباه بعداً به مذاهب بابی و بهائی منتسب شده است و این مذاهب از نظر اعتقادات در ادامه راه شیخیه قرار نمی‌گیرند.[۸][۹]

کول در سال ۱۹۹۶ و در پی ناسازگاری با رهبری تشکیلات بهایی از بهائیت خارج شد. او بعدتر اعلام کرد که به عقیده‌ای شخصی دست یافته‌است اما هم چنان علقه‌ای به بهائیت ندارد.[۱۰] کول سال‌ها پس از خروجش از بهائیت به انتشار کتاب در آن باره ادامه داد. البته موضوع نوشته‌های او پس از ۱۱ سپتامبر مشخصا سیاسی‌تر شد.[نیازمند منبع] او سه جلد از آثار عربی جبران خلیل جبران به انگلیسی ترجمه کرده‌است.[۱۱]

مطالعات بهائیت[ویرایش]

کول در مدت زمانی که بهائی بود به مطالعات خود در رابطه با بودائیت و صوفیه ادامه می‌داد و از حالت‌های فرقه گونه و ضد تفکر جامعه بهائی فرار می‌کرد.[۵] به تدریج برای او روشن شد که بهائیان در واقع به تساوی حقوق زنان و مردان اعتقاد ندارد و به عنوان مثال دریافت که زنان امکان عضویت در «بیت العدل»، که بالاترین مؤسسه مدیریتی بهائیت است، را ندارند.[۵] او حتی فهمید که اعتقادات آنها در مورد نژادپرستی هیچ عملکرد بیرونی در پی ندارد و آنها در عمل سکوت اختیار می‌کنند؛ و در آخر روشن شد که بهائیان از کاتولیک‌ها و مسلمانان پلورالیست تر نیستند و اعتقاد دارند که دین آنها فقط کامل است و ما بقی ادیان ناقص هستند.[۵] سپس روشن شد که «بیت العدل» نیز صلح طلب نیست و در میان تفکرات فرقه‌ای آنها بیان می‌شود که حکومت دینی بهائی باید بر جهان حکومت کند. بر این اساس، کول به تدریج علاقه خود را نسب به بهائیت از دست داد و در سال ۱۹۸۲ با یک غیر بهائی ازدواج کرد. پس از طرد همسرش از جامعه بهائی، کول خدمات خود را به بهائیت قطع کرد و دیگر در مراسم آنها شرکت نکرد. در دهه ۱۹۹۰ (میلادی)، که هنوز در بهائیت فعال بود، در اثر انجام بحث‌های تاریخی و سیاسی مورد نفرت مدیریت بهائی قرار گرفت. در سال ۱۹۹۶ یک مقام عالی رتبه بهائی با او تماس گرفت و او را تهدید کرد که او را ناقص عهد و میثاق معرفی خواهند کرد (پیروان آیین بهایی با فرد «ناقص عهد و میثاق» و نیز کسانی که با او ارتباط دارند، قطع ارتباط خواهند کرد).[۵] ئوآن از تاکتیک‌های تهدیدآمیز و ذهن بسته مدیریتی «بیت العدل» متحیر شد و از ماندن در جامعه بهائی سر باز زد و در نهایت در همان سال از بهائیت خارج شد.[۵] کول در زمانی که به بهائیت معتقد بود، خدمات زیادی برای آن جامعه انجام داد؛ او جز اولین بهائیانی بود که در بیروت سکونت گزیدند و پایه جامعه بهائی را در بیروت بنا نهاد.[۵] او حتی در روستاهای گامبیا و سنکا به خدمت پرداخت و به آنها آموزش داد که چگونه شورای محلی بهائی روستا را شکل دهند.

کول در سالهای ابتدایی کارش ارتباطاتی با پژوهش‌گران بهائی هم فکر خودش برقرار ساخت. او پروژه اچ‌بهائی را تأسیس کرد و در این سایت بسیاری از آثار دست‌نیافتنی ازلی و بهائی مانند کتاب «بیان فارسی» و «بدیع» را منتشر ساخت.[۱۲] بسیاری از نوشته‌های آغازین او توسط انتشارات بهائی یا در نشریه برخط سایتش منتشر می‌شد که برخی از آن‌ها ترجمه آثار گلپایگانی بودند.[۱۳]

کتاب رساله دکترا[ویرایش]

کتاب کول با عنوان ریشه‌های تشیع شمال هند در ایران و عراق: دین و حکومت در دوران اوده (۱۷۲۲- ۱۸۵۹) (به انگلیسی: Roots of North Indian Shism in Iran and Iraq: Religion and State in Awadh. 1722-1859)، توسط انتشارات دانشگاه کالیفرنیا در سال ۱۹۸۴ (میلادی) به چاپ رسید. این کتاب بر اساس رساله دکترا کول در دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس است. محور اصلی این کتاب بررسی تاریخی تشکیل پاکستان در سال ۱۹۴۷ (میلادی) و انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ (میلادی) است، که نمایانگر تأثیر دین در تشکیل حکومت می‌باشد. این کتاب دارای چهار فصل است. فصل اول مقدمه دارای دو زیرفصل است: زیرفصل اول، ریشه‌های خاورمیانه‌ای تشیع اوده و زیرفصل دوم، تشکیل حکومت شیعی در اوده و نقش علما در آن. فصل دوم نیز دارای دو زیرفصل می‌باشد: در زیر فصل اول، به تشیع و گروه‌های اجتماعی مسلمانان و در زیرفصل دوم، به تشیع عامیانه پرداخته شده است. فصل سوم در چهار زیرفصل به آغاز نهادهای رسمی شیعه در اوده، فقهای جدید و تلاش برای رهبری دینی این حکومت و نسل دوم فقهای اصولی، حاکمیت روحانی و ایجاد نهاد شیعی پرداخته است. در انتها، فصل پایانی به دو زیرفصل روابط سنیان، هندوها و شیعیان و نیز، به رویکرد مجتهدان با تمدن غرب، از کمک رسانی گرفته تا پیوند، و نیز انقلاب پرداخته است. با توجه به تسلط او به زبان‌های متفاوت و ارتباط آنها به این تحقیق، در پایان واژه نامه اصطلاحات عربی، اردو و فارسی و نیز کتابنامه منتخب آورده شده است.[۱۴]

گروه‌های مباحثات رایانامه‌ای[ویرایش]

کول مطالعات بهائی خود را، با روی کار آمدن شبکه تارنمای جهانی و مباحثات در لیست پست الکترونیکی، از ابتدا تا اواسط دهه ۱۹۶۰ (میلادی) از سر گرفت. او توانست مدارک بابی و بهائی به زبان فارسی و عربی را با دیگر علاقه‌مندان این مباحث، شامل برخی محققین و افراد ایرانی-آمریکایی به اشتراک بگذارد و به یک مجموعه شخصی بزرگ‌تر از گذشته دست پیدا کند. او توانست یافته‌های جدید خود را در لیست پست الکترونیکی به بحث و بررسی بگذارد. این دسترسی او به مدارک و اسناد جدید، به همراه تحقیقات او در رابطه با عثمانیان و اسناد عثمانیان در مورد تفکرات بهائی در سده ۱۹ (میلادی)، و همچنین مباحثات رایانامه‌ای، به نوشتن کتابی به نام "مدرنیته و هزاره در سال ۱۹۹۸ (میلادی)" ختم شد. متأسفانه نه کتاب و نه مباحثات رایانامه‌ای توسط مدیریت اصولگرای بهائی مورد اقبال قرار نگرفت. کتاب چند سال بعد از تهدید کول به "ناقض عهد و میثاق" شدن و در پی آن طرد و ترک پر سر و صدای او از بهائیت، چاپ شد. به چند دلیل نوشتن در مورد بهائیت خیلی پر بازده نبوده است؛ اول اینکه، تنها چند مؤسسه محدود غربی به تحقیقات در مورد مسائل ادیان اقلیت در ایران علاقه‌مند بودند و تئوری‌های بدست آمده از مطالعات ادیان بازخورد کمی در نوشته‌های تحقیاتی دانشگاهی داشت. همچنین، در خود ایران، بهائیت یک بحث "تابو" است، لذا ایرانیان از بحث در مورد آن پرهیز می‌کنند؛ و نیز بیشتر بهائیان به انجام تحقیقات دانشگاهی در مورد سنت‌های خودشان بی علاقه هستند.[۵] لذا نوشتن کتاب مذکور تنها یک کار محققانه بوده است، چرا که هیچ‌کدام از سه گروه مطرح شده به صورت وسیع آن را مورد مطالعه و بحث قرار نخواهند داد. مرلین سوآرتز مقاله‌ای در مورد این کتاب در مجله آمریکایی تاریخ نوشت و آن را مقاله‌ای با دقت و ریزبینانه و همچنین بازتابنده و روشنگر حقیقت ئوآند. مارگیت واربورگ از دانشگاه کپنهاگ در کتاب تاریخ مذهب مطرح کرد: «کول متون اصلی فارسی و عربی را در بستر تفکرات و سیاسیت خاورمیانه و به خصوص تحرکات عثمانی اخیر و تحولات حکومت در ایران بررسی کرده است. او از منابع پرارزش فارسی، عربی و ترکی و همچین از دانش وسیع خود در بهائیت و تاریخ خاورمیانه بهره برده است تا یک تحقیق عالی، قابل پذیرش، و با جزئیات در مورد تاریخ اندیشه انجام دهد. کول از تاریخ خرد استفاده کرده است تا تصویر ما از منطقه را توسعه ببخشد».[۱۵] «کول نشان داد که شباهت زیادی بین بهائیت و سنت سیمونیانیسم موجود است.»[۱۶]

خاطرات سلمانی[ویرایش]

کتاب خاطرات سلمانی خودزندگی‌نامه محمد علی سلمانی، آرایشگر مخصوص حسینعلی نوری می‌باشد. در دهه ۱۹۸۰ میلادی اقدامی برای چاپ این خاطرات در انتشارت بهائی بیان در آمریکا توسط ئوآن کول صورت گرفت که به سرعت توسط بیت العدل از آن جلوگیری گردید. ئوآن کول به استناد اصل تحری حقیقت در دیانت بهائی به انتقاد از بیت العدل در پنهان ساختن ان بخش از تاریخ بابی و بهائی، که با قرائت رسمی بهائی مغایرت دارد پرداخت. اقدام بعضی از نویسندگان بهائی برای حذف بعضی از بخش‌ها و تلخیص و گزینش بخش دیگری از کتب تاریخی و روایات تاریخی دست اول بابی و بهائی، که به سفارش و تأیید بیت العدل بوده است، منجر به حذف بخشی از واقعیات و تنظیم کتابها مطابق با قرائت رسمی بهائی، بخش دیگری از انتقاد ئوآن کول به بیت العدل می‌باشد.[۱۷]

در ۳۱ اوت ۱۹۸۲ (میلادی) بیت العدل نامه‌ای از ئوآن کول، حاوی چند نکته، در خصوص تصمیم وی برای چاپ این کتاب، و اینکه بیت العدل اعلام داشته در شرایط کنونی برخی صفحات و متون این خاطرات چاپ نشود، دریافت کرد. چند روزی نگذشته بود که از فرد دیگری هم نامه‌ای در این زمینه دریافت کرد و بیت العدل تصمیم گرفت ارسال پاسخ را مدتی به تعویق بیندازد. ضمناً آقای راجر وایت بخشهایی از یک نامه خصوصی در رابطه با این موضوع را با بیت العدل در میان گذاشت.[۱۸]

بیت العدل در ۱۹ اوت ۱۹۸۰ (میلادی) نامه‌ای به ئوآن کول فرستاد. در آن نامه بیان شده بود که کمیته ویژه‌ای که از سوی محفل ملّی آمریکا برای بررسی متون فارسی منصوب شده بود، در خصوص مناسب بودن زمان و حکمت انتشار متون شبیه به این کتاب تصمیم‌گیری نماید. بیت العدل تصور کرده بود که این کتاب هم در این روند قرار گرفته است؛ ولی در ژوئن ۱۹۸۲ (میلادی)، یک بهائی نامه‌ای به بیت العدل نگاشت و نگرانی خود را از اینکه قرار است تمام متن این کتاب چاپ شود اعلام داشت. یک تماس تلفنی سریع با آقای درخشانی، منشی لجنه‌ای که اخیراً برای بررسی انتشار متون فارسی منصوب گردیده، گرفته شد و از ایشان خواسته شد تا غیر حکمت آمیز بودن انتشار متن کامل کتاب را در شرایط حاضر به شما گوشزد نماید. با درک فوریت مطلب و درک این موضوع که کمیته اولیه منصوب شده از سوی محفل ملّی بهائیان آمریکا مشکلات چاپ کتاب در این زمان را ارزیابی نکرده بود، بیت العدل دستور داد تا کمیته ویژه‌ای تشکیل شود و صفحاتی که مورد مناقشه و توجه بیت العدل بوده را تعیین، و با پست سریع برای آقای درخشانی ارسال گردد، تا آن موارد را رعایت و سپس کار چاپ و نشر کتاب صورت پذیرد. بیت العدل با بیان تاسف از دخالت در این موضوع، هزینه‌های این حذف کردن در آخرین لحظات را تقبل کرد.[۱۸]

بیت العدل در ۲ دسامبر ۱۹۸۲ (میلادی) نامه دیگری به کول فرستاد و در آن بیان کرد که بیت العدل امیدوار بود که کمیته ذیصلاحی در ایالات متحده تشکیل شده و نه تنها جنبه‌های عادی و نرمال بررسی را انجام دهد، بلکه مناسبت زمانی و حکمت نشر چنین مطالبی را هم ارزیابی نماید؛ لذا خودش به کنترل و بررسی متن دستنویس نپرداخت. اگر خود بیت العّدل متن را کنترل کرده بود، در شرایط کنونی اجازه ترجمه و انتشار آنرا بدلایل زیر نمی‌داد. درژوئن ۱۹۸۲، به بیت العدل دربارهٔ احتمال انتشار کامل فارسی این خاطرات هشدار داده شد؛ لذا در ماه ژوئیه، با تعجیل زیاد، اقدام برای پاکسازی متون بسیار خطرناک و نامناسب از کتاب آغاز شد. مؤسسه انتشارات کلمات پرس بیشتر متون مورد اعتراض بیت العدل را در کتاب نگهداشت. چاپ کتاب یک عمل انجام شده است و لذا بیت العدل تصمیم گرفت آنرا تأیید و اجازه دهد؛ ولی اجازه چاپ متن فارسی را، که به مراتب زیانبار تر از متن انگلیسی است، اجازه ندهد. از آنجا که سلمانی از اصحاب نزدیک بهاءالله بوده، ئوآننده مسیحی به مقایسه پرداخته و او را با یکی از حواریون مسیح مقایسه خواهد کرد. متنهایی که قبلاً توسط نویسندگان بهائی در ترجمه‌های منتشره اضافه شده، مثل تلاش ازل برای متقاعد کردن سلمانی به قتل بهاءالله، از جمله موارد تفاوت فاحش بیان مطالب توسط نویسندگان بهائی در قالب بیان تاریخی متوازن است با ارائه و انتشار ساده و بی پیرایه یک روایت تاریخی و مستند. یک نمونه از عباراتی که توسط کمیته برای حذف مشخص شده است:، عبارت کوتاهی از سوی برخی بهائیان سلطان آباد که به بهاءالله می‌گویند: عموجان، اگر تو خدا هستی چرا ما باید اینقدر در سختی و زحمت باشیم.[۱۹]

فیروز کاظم‌زاده، عضو محفل ملی آمریکا و مورخ دانشگاه ییل، از وقایع بوجود آمده بر اثر انتشار یک منبع تاریخی اولیه برآشفته شده و خواستار تهیه نامه‌ای در حمایت از مؤسسه انتشارات کلمات پرس، در این رابطه شد. پروفسور امین بنانی از دانشگاه کالیفرنیا، که مقدمه‌ای بر خاطرات سلمانی را نگاشته، اصرار داشت که نامش از روی مقدمه برداشته شود، زیرا بهیچ روی راضی نبود تا نامش در ارتباط با یک اثر سانسور شده باشد.[۱۷]

پانویس[ویرایش]

  1. Vaidhyanathan, Siva (2006-06-28). "Can Blogging Damage Your Career? The Lessons of Juan Cole". The Chronicle of Higher Education.
  2. [۱] Dead link at University of Minnesota Events web page.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Juan Cole Interview: Conversations with History; Institute of International Studies, UC Berkeley". 2005. Retrieved 2007-06-01.
  4. "Resume of Juan Cole". [Personal.umich.edu]. Retrieved 2009-04-28.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ ۵٫۵ ۵٫۶ ۵٫۷ ۵٫۸ ۵٫۹ «زندگی‌نامه ئوآن کول». بازبینی‌شده در ۱۹ تیر ۱۳۹۳. 
  6. "Informed Comment". Juancole.com. September 16, 2005. Retrieved 2008-10-26. 
  7. "Juan R. I. Cole Publications". Curriculum Vitae. Juan Cole's Academic Web site. Retrieved 2006-05-28. 
  8. “The World as Text: Cosmologies of Shaykh Ahmad al-Ahsa’i,” Studia Islamica 80 (1994):145-163
  9. “Individualism and the Spiritual Path in Shaykh Ahmad al-Ahsa’i,”Occasional Papers in Shaykhi, Babi and Baha’i Studies No. 4 (September, 1997)
  10. Juan Cole, personal statement on Baha'u'llah, 3 years on, 2 March 1999
  11. "Informed Comment". Juancole.com. Retrieved 2008-10-26. 
  12. "H-Bahai Website". H-net.org. 1998-08-27. Retrieved 2009-04-28. 
  13. "Baha'i Studies: Papers, Translations, Documents". Personal.umich.edu. Retrieved 2008-10-26. 
  14. محمدرضا فخر روحانی. [ical.ir «ریشه‌های تشیع شمال هند در ایران و عراق: دین و حکومت در دوران اوده»]. کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، 11 فروردین 1392. بازبینی‌شده در 9 مرداد 1393. 
  15. Margit Warburg, History of Religions, p. 14
  16. Margit Warburg, History of Religions, pp. 136-37
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ سانسور در جامعه بهائی، اسناد مرتبط با جنبش‌های بابی و بهائی، سال6، شماره1 (فوریه2002)
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ نامه بیت العدل به مؤسسه انتشاراتی کلمات پرس مورخ 20 سپتامبر 1982
  19. نامه بیت العدل به ئوآن ریکاردو کول مورخ 2 دسامبر 1982