تیسفون
مختصات: ۵۰″ ۳۴′ ۴۴°شرقی ۳۷″ ۰۵′ ۳۳°شمالی / ۴۴٫۵۸۰۵۶غرب ۳۳٫۰۹۳۶۱جنوب
تیسفون نام یکی از پایتختهای باستانی ایران است که در کشور عراقِ امروزی جای گرفته است.این شهر در دوران اشکانیان به عنوان پایتخت غربی ایران در منطقهٔ میانرودان ساخته شد، و در دوران ساسانی ارزش خود را به عنوان مرکز نیروی سیاسی و اقتصادی نگهداشت. پس از حمله اعراب به ایران، شهر تیسفون به تاراج رفت و رفتهرفته متروکه گشت.
تیسفون نزدیک به ششصد سال پایتخت ایران بود و از گودرز دوم (حک: ۴۱ ـ۵۱ میلادی) تا اردوان پنجم (حک: ۲۵۹ـ ۲۲۶ میلادی) در دورهٔ اشکانیان، و از اردشیر اول (حک : ۲۲۶ـ ۲۴۱ میلادی) تا یزدگرد سوم (حک : ۱۱ـ۳۱/ ۶۳۲ـ۶۵۱) در دورهٔ ساسانیان در تیسفون شهریاری کردند. پس از اسلام سلمان فارسی در روزگار فرمانروایی عمر شهریار تیسفون شد. [۱] کاخ با شکوه ساسانیان را که هنوز آثار آن در جانب خاوری دجله نمایان است، اعراب ایوان کسری نام دادند. این ایوان چنانکه یعقوبی گوید در شهر اسبانبر واقع بود. ساختمان مهم دیگری نیز بود کاخ سفید نامیده می شد که در یک میلی شمال شهر کهنه دیده میشد ولی این ساختمان از آغاز سده ۴ق چنان رو به ویرانی و رمبش رفت که اثری از آن نماند و از این روی است که تاریخنویسان پس از آن، کاخ سفید و ایوان کسری، هر دو را با نام طاق کسری دانستهاند و آن یگانه جایمانده ایست که تا امروز از بناها و کاخهای پادشاهان ساسانی در آن جایگاه پایدار ماندهاست.
محتویات |
تاریخچه [ویرایش]
تیسفون در زمان اشکانیان بنیاد گذاشته شد. این شهر پایتخت شاهنشاهی اشکانیان و سپس ساسانیان تا پیروزی اعراب بر ایران بود.[۲]
خسرو انوشیروان ساختمان های تازه در کاخ تیسپون [طاق کسری] ساخت و در شهرها دفتر های ویژه به راه انداخت که درد دل مردم را به آگاهی وی رساند. خود او هر چند روز یک بار دیدار همگانی (بار عام) داشت و در این دیدار خود گلایه های مردم را دریافت و به خواستههایشان میپرداخت. گهگاه که مردم برای اعلام گلایه ها و درخواستهای خود در برابر کاخ تیسفون گرد هم میآمدند، خود در بالکن کاخ حضور مییافت و گفته ها آنان را میشنید [۳]. تیسفون پایتخت زمستانی ساسانیان بود..[۴] در تیسفون در زمانی که پایتخت پادشاهان اشکانی بود گویا زبان پارتی، زبان شاه و درباریان و مردم پایتخت بودهاست. هنگامی که تیسفون پایتخت پادشاهان ساسانی شد فارسی زبان دربار و تا اندازه ای زبان مردم شهر شد.[۵]
پس از گرفتن شهر به دست اعراب، سلمان پارسی، به فرمانداری این شهر به دست عمر بن الخطاب برگزیده شد. از آنجا که تیسفون پایتخت بزرگترین فرمانروایی آن دوران بود، دارایی فراوانی در آن گرد آمده بود، به همین روی فرستادن جنگ آوردها چند ماه به درازا انجامید. در آینده یعنی در دوره عباسیان شهر ویران و از تکه ها کاخها و ساختمانهای شهر در ساخت شهر نوینی در همان نزدیکی بنام بغداد بهره گرفته شد.
هنگامی اعراب بر تیسفون دست پیدا کردند، پس از این که پردهٔ گوهرنشان و فرش زربفت آن را با نام غنیمت تکه تکه کرده میان سربازان بخش کردند به ساختمایه های آن نیز چشم دوختند. نخستین خلفای عباسی پس از این که تکه های بزرگ سنگ مرمری را که نمای بیرونی ساختمان را میپوشاند برای برپا کردن کاخهای نوینشان از آن جا به جایهای دیگری بردند، دستور دادند که از آجرهای آن نیز به کار گرفته شود، ولی پس از چندی پی بردند که این کار خود دارای هزینه فراوانی است و از آن چشم پوشی کردند.
سعد و پیروزی وی بر مدائن [ویرایش]
پس از پیروزی (مسلمانان) در جنگ قادسیه، زمینهای بارور سواد (عراق) در برابر اعراب بی پشتیبان ماند. دو ماه بعد سعد به دستور خلیفه آهنگ مدائن و تیسفون، پایتخت پر آوازهٔ ساسانیان کرد. مدائن چنان که از نامش پیداست، گروهی شهرهای نزدیک به هم، مانند تیسفون و سلوکیه بود که از روزگار پارتیان وارث نقش باستانی بابل بودهاست. به گفته دیگر مدائن از هفت شهر کنار هم که در دو جانب دجله جای داشتند سازمان مییافت. گرد این شهرها را پرچینهای بلند کشیده بودند و دروازهایی روبروی هم در آنها پیش بینی کرده بودند. در کران غربی دجله شهرهای ویهاردشیر (بهرسیر)، سلوکیه، درزیجان، ساباط و ماخوزه بود و تیسفون، اسانبر، رومیه که ویه اندیو خسرو (بهتر از انطاکیه خسروان) نیز نام داشت، در کران شرقی رود جای داشتند. پادشاه در کاخ سفید تیسفون میزیست، و ایوان مداین که پذیراییها و جشنها در آن جا برپا میشد در اسانبر جای داشت. پس از جنگ قادسیه، نخستین کنش سعد محاصره کردن بخشهای غربی این شهرها بودهاست. در برخی گزارش ها از درازی زمان محاصره سخن میرود، بر آن که اعراب در این زمان دو بار خرمای تازه خوردند و دو بار قربان کردند. در این میان در مداین نایابی افتاد و مردم شهر در تنگنای سختی درافتادند، چنان که سرانجام خانواده ساباط به درخواست از اعراب آغاز کردند، و به پذیرفتن پرداخت باج تن دردادند. مردم ویهاردشیر شهر را رها کردند و هنگامی که عربان به شهر درآمدند، در ویهاردشیر کاخ سفید تیسفون از دور پدیدار بود و دیدار آن بانگ تکبیر از اعراب برآورد. بهارگاه بود و دجله جوشش داشت. ایرانیان پلها را بریدند، اما با این همه، اعراب گذاری یافتند و آرام از آب گذاره کردند. نگهبانان تیسفون چون تازیان را نزدیک دروازههای شهر دیدند بانگ برآوردند که دیوان آمدند. پیش از درآمدن تازیان به مداین، یزدگرد سوم با برداشتن چند هزار تن از کسان و یاران و گنج و خواستهای که در گنجینه خویش داشت، شهر را فروگذاشته بود. خرهزاد فرخزاد، برادر رستم فرخزاد پس از زدوخوردی اندک و ناامیدانه، شهر را که یزدگرد بدو سپرده بود رها ساخت و به سوی کوههای زاگرس به حلوان که یزدگرد نیز بدان جا رفته بود گریخت. دروازههای تیسفون به روی اعراب گشوده گشت، و سربازان بدوی از دیدن جنگ آوردهای بسیار که بنابر گزارش بلاذری از فرشها، جامهها، جنگافزارها، گوهرها و مانند آن بود چشمشان خیره ماند. گویند که شمار سپاه سعد بن ابی وقاص در این هنگام به شصت هزار تن رسیده بود، و سپاهیان هر یک دوازده هزار درهم از جنگ آوردها بهره برداشتند. با آن که باید در پذیرفتن این شمارگان جانب احتیاط نگه داشت، با این همه، جای سخن نیست که بهرهٔ جنگجوی عرب از جنگ آوردها تیسفون بسیار بودهاست.
سعد چون به کاخ خسروان درآمد، به جای سپاسگذاری پیروزی هشت رکعت نماز گزارد و آیه کم ترکوا من جنات و عیون برخواند. او در کهندز تیسفون مسجدی برآورد و برای مدتی پایتخت چهارصد سالهٔ ساسانیان لشگرگاه این سپاهسالار مسلمانان بود.
پیوند به بیرون [ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ تیسفون موجود است. |
منابع [ویرایش]
- ↑ <دانشنامهٔ جهان اسلام، سرواژهٔ تیسفون
- ↑ کتاب جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، بین النهرین، ایران و آسیای مرکزی از زمان فتوحات مسلمین تا ایام تیمور، ۱۳۳۷ خورشیدی، گای لسترنج ترجمه: محمود عرفان، ناشر فارسی: بنگاه ترجمه و نشر کتاب صفحه ۲
- ↑ چندوچون ایران در عهد نوشیروان دادگر «به نقل از ماخذ چینی» صفحه ۵۲۳
- ↑ کتاب جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، بین النهرین، ایران و آسیای مرکزی از زمان فتوحات مسلمین تا ایام تیمور، ۱۳۳۷ خورشیدی، گای لسترنج ترجمه: محمود عرفان، ناشر فارسی: بنگاه ترجمه و نشر کتاب صفحه ۲
- ↑ ژیلبر لازار: ریشههای زبان فارسی ادبی. در: مجله «ایراننامه»، پاییز ۱۳۷۲ - شماره ۴۴. (از صفحه ۵۶۹ تا ۵۸۴).
جستارهای وابسته [ویرایش]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||