شهربراز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
شهربراز
شاهنشاه ساسانی
Farrukhan.jpg
دوران ۲۷ آوریل — ۱۷ ژوئن ۶۲۹
نام کامل فرُخان
لقب(ها) شهربَراز یا شهروَراز
مرگ ۱۷ ژوئیه ۶۲۹
تیسفون
پیش از بوران‌دخت
پس از اردشیر سوم
دودمان خاندان مهران
پدر اردشیر
فرزندان نیکتاس ایرانی
شاپور شهربراز
دین زرتشتی

شهربراز که به صورت شهروراز پارسی میانه: 𐭧𐭱𐭨𐭥𐭥𐭥 هم نوشته شده (درگذشته در ۱۷ ژوئن ۶۲۹)، پادشاه امپراتوری ساسانی از ۲۷ آوریل ۶۲۹ تا ۱۷ ژوئن ۶۲۹ بود. او اردشیر سوم را کشت و سریر پادشاهی را غصب کرد و خودش هم پس از چهل روز توسط اشراف‌زادگان ساسانی کشته شد. او پیش از غصب کردن تخت پادشاهی ساسانی، یکی از اسپهبدهای خسرو پرویز بود که طی سال‌های ۵۹۰ تا ۶۲۸ پادشاه امپراتوری ساسانی بود. شهربراز، نام او، در واقع یک عنوان افتخاری به معنای «گراز شاهنشاهی» است که نشان از مهارت او در فرماندهی نظامی و همینطور شخصیت ستیزه‌جوی او دارد. در ایران باستان، گراز حیوانی بود که با ایزد وهرام در اساطیر زرتشتی هم‌پیوند بود و مظهر پیروزی به شمار می‌رفت. سرعتی که شهربراز و بهمن، دو سردار خسروپرویز، سوریه، فلسطین، آناتولی، مصر و حتی لیبی دوردست را تسخیر کردند، «حیرت‌انگیز» توصیف شده است.[۱]

زندگی‌نامه[ویرایش]

شهربزار به خاندان مهران تعلق داشت[۲] که یکی از هفت خاندان پارتی به شمار می‌رفت. او فرزند شخصی به نام اردشیر بود. او بعدها به ارتش ساسانیان پیوست و در آنجا به مناصب و مقام‌های بالایی دست یافت و به عنوان سپهبد نیمروز گماشته شد. او با میرهران خواهر خسرو پرویز، پادشاه ساسانی ازدواج کرد که از او یک پسر به نام شاپور شهروراز داشت.[۳] همچنین شهربراز پسر دیگری به نام نیکتاس فارسی داشت که ممکن است از همان زن یا از یک زن دیگرش باشد.

جنگ بر علیه امپراتوری بیزانس[ویرایش]

نخستین باری که از شهربراز نام برده شده وقتی بود که خسرو پرویز آخرین و فاجعه‌بارترین جنگ خود از سری جنگ‌های ساسانی-بیزانسی را آغاز کرد که این جنگ تا ۲۶ سال طول کشید. خسرو پرویز به همراه شهربراز و دیگر سپهبدهای بزرگش، قلعه دارا و ادسا را در سال ۶۰۴ تسخیر کردند و در شمال هم، بیزانسی‌ها تا مرزهای کهن خود که مربوط به پیش از جنگ سال ۵۹۱ می‌شد، رانده شدند. در آن جنگ، خسرو پرویز بیشتر بخش‌های ارمنستان ایران، بخش‌هایی از بین‌النهرین و نیمهٔ غربی پادشاهی ایبری را به بیزانسی‌ها داده بود. خسرو پرویز پس از تسخیر مجدد این سرزمین‌های از دست‌رفته، از میدان نبرد دست کشید و عملیات‌های نظامی را به بهترین سپهبدهایش سپرد. شهربراز یکی از آنها بود. در سال ۶۱۰، هراکلیوس، یک ارمنی[۴] که احتمالاً از نژاد اشکانیان بود،[۵] بر ضد فوکاس، پادشاه بیزانسی شورش کرد و او را به قتل رساند و خودش را پادشاه امپراتوری بیزانس معرفی کرد.[۶] او پس از اینکه شاه بیزانس شد، در سال ۶۱۳ ضدحملهٔ بزرگی را بر علیه ساسانیان در خارج از انطاکیه تدارک دید، اما شهربراز قاطعانه او را شکست داد که صدمه‌های سنگینی بر ارتش بیزانسی وارد کرد و سپس شهر را به تصرف خود درآورد[۷][۸] تا ساسانیان دسترسی کشتی‌رانی به دریای مدیترانه داشته باشند.

هراکلیوس و برادرش تئودور و همچنین ژنرال نیکتاس، پس از شکست بیزانس در بیرون از انطاکیه، ارتش‌های خود را در سوریه با هم ترکیب کردند، اما شهربراز آنها را شکست داد و نیروهای او شهر دمشق را محاصره و تسخیر کردند و تعداد زیادی از سپاهیان بیزانسی هم به اسارت گرفته شدند.[۹]

نقشه لشگرکشی‌ها از سال ۶۱۱ تا ۶۲۴ در سوریه، آناتولی، ارمنستان و میان‌رودان

یکی از مهمترین رویدادها در دوران او وقتی اتفاق افتاد که او ارتش ساسانیان را به طرف فلسطین برد و پس از یک محاصره خونین، اورشلیم را تسخیر کرد، شهری که برای مسیحیان مقدس به شمار می‌رفت. پس از تسخیر اورشلیم، صلیب مقدس پیروزمندانه بدست ایرانیان افتاد. در سال ۶۱۸، شهربراز از طرف خسرو پرویز مأمور شد تا به مصر حمله کند و در سال ۶۱۹، اسکندریه، پایخت مصر بیزانس، در دست ساسانیان افتاد.[۱۰][۱۱]

پس از سقوط اسکندریه، شهربراز و نیرواهایش وسعت قلمرو ساسانی از سوی جنوب را تا رود نیل گسترش دادند.[۱۲] در سال ۶۲۱، این استان به طور کامل در دست ساسانیان بود. در سال ۶۲۲، هراکلیوس ضدحمله‌ای بر علیه ساسانیان در آناتولی انجام داد. شهربراز به آنجا فرستاده شد تا با او مقابله کند، اما در نهایت از او شکست خورد.[۱۳]

پس از پیروزی هراکلیوس، او به طرف آلبانیای قفقاز لشگرکشی کرد و زمستان را در آنجا گذراند.[۱۴] شهربراز و شاهین بهمن‌زادگان و شهراپلاکان بعدها از طرف خسرو پرویز دستور یافتن نیروهای هراکلیوس را به دام بیندازند.[۱۵] شاهین توانست لشکر بیزانسی را منهدم کند. به خاطر حسادت بین فرماندهین ساسانی، شهربراز و لشکرش عجولانه سعی کردند با پیروزی در جنگ افتخارآفرینی کنند. هراکلیوس آنها را در تیگراناکرت ملاقات کرد و لشکرهای شهراپلاکان و شاهین را یکی پس از دیگری منهدم کرد. پس از این پیروزی، هراکلیوس از ارس عبور کرد و در دشت‌های آنسوی رود اردو زد. شاهین به همراه باقیمانده لشکر خودش و لشکر شهراپلاکان به شهربراز پیوست تا هراکلیوس را تعقیب کند، اما باتلاق سرعت آنان را کند کرد.[۱۶][۱۷] در الیوویت، شهربراز لشکرش را تقسیم کرد و ۶٫۰۰۰ جنگجو را برای غالفگیر کردن هراکلیوس فرستاد و بقیه نیروهایش هم در الیوویت ماندند. هراکلیوس در فوریه ۶۲۵ دست به یک حمله غافلگیرانهٔ شبانه در اردوی اصلی ارتش ایران زد و آن را نابود کرد. شهربراز به سختی، بلادفاع و به تنهایی، موفق به فرار شد، او حرم‌سرای خود، باروبنه و نیروهای خود را از دست داد.[۱۶]

هراکلیوس باقی زمستان را در شمال دریاچه وان سپری کرد. در سال ۶۲۵، نیروهای او سعی کردند تا به سمت فرات عقب بکشند. در ظرف تنها هفت روز، او کوه آرارات و ۲۰۰ مایل از رودخانه مورات را میانبر زد تا دیاربکر و سیلوان را تسخیر کند که دژهای محکمی در بخش فوقانی رود دجله بودند.[۱۸][۱۹] هراکلیوس سپس به طرف فرات پیشروی کرد که توسط شهربراز تعقیب می‌شد. بر طبق منابع عربی، او در Satidama یا Batman Su River توقف کرد و شکست خورد؛ اما منابع بیزانسی، از این حادثه ذکری نیاورده‌اند.[۱۹] یک زدوخورد کوچک دیگر بین هراکلیوس و شهربراز در رود سیهون در نزدیکی آدانا روی داد.[۲۰] شهربراز نیروهای خود را در کنار رودخانه، آن سوی بیزانسی‌ها مستقر کرد.[۲۱] پلی بر روی رودخانه پهن شد و بیزانسی‌ها به سرعت به آنسو تاختند. شهربراز به صورت متظاهرانه عقب‌نشینی کرد تا بیزانسی‌ها را غافگیر کند، طلیعه ارتش هراکلیوس در عرض چند دقیقه نابود گشت. ایرانی‌ها، با این حال، از پوشش دادن پل کوتاهی کردند و هراکلیوس به همراه پس‌قراول، بی‌باک از تیرهایی که که ایرانی‌ها با کمان شلیک می‌کردند، به آنسوی پل تاخت و جریان جنگ را بر ضد ایرانی‌ها تغییر داد.[۲۲] شهربراز به یک یونانی مرتد، تحسین خود از هراکلیوس را چنین ابراز داشته است: «پادشاهتان را ببینید! او مثل یک سندان از این تیرها و نیزه‌ها نمی‌ترسد!».[۲۲] جنگ Sarus برای بیزانسی‌ها یک عقب‌نشینی موفقیت‌آمیز به شمار می‌رفت که مدیحه‌سرایان به بزرگنمایی آن پرداخته‌اند.[۲۰] پس از جنگ، ارتش بیزانسی زمستان را در ترابزون گذراند.[۲۲]

محاصره قسطنطنیه[ویرایش]

نوشتار اصلی: محاصره قسطنطنیه
گسترده قلمرو شاهنشاهی ساسانی، در بالاترین حد خود

شهربراز به همراه یک ارتش کوچکتر، بعدها موفق شد از محاصره هراکلیوس فرار کند و یکراست به سمت خالکیدون رفت، جایی که قلعه ساسانی در تنگه بسفر در آنسوی قسطنطنیه قرار داشت. خسرو پرویز با خاقان آوارهای اوراسیایی هماهنگ کرده بود تا یک حملهٔ هماهنگ‌شده بر قسطنطنیه را از سوی اروپا و آسیا آغاز کنند.[۱۸] ارتش شهربراز در کلسدان مستقر شدند، در حالیکه آوارها خودشان را در طرف اروپایی قسطنطنیه مستقر کردند و آب‌گذر والنز را نابود کردند.[۲۳] با اینکه کنترل نیروی دریایی بیزانس در تنگنا مانده بود، ساسانیان نمی‌توانستند نیرو به طرف اروپایی قسطنطنیه ارسال کنند تا به هم‌پیمانان خود یاری رسانند.[۲۴][۲۵] این باعث کاهش دادن اثر محاصره شد، چون ساسانیان در جنگ‌های محاصره‌ای استاد بودند.[۲۶] به علاوه، ساسانیان و آوارها در ارتباط از این سو به آن سوی تنگه بسفر که از آن حفاظت می‌شد مشکل داشتند، هرچند که بی‌شک، ارتباطاتی بین این دو وجود داشته است.[۱۸][۲۵][۲۷]

در ۷ اوت، ناوگانی از کلک‌های ساسانی که قشون را از به این سوی تنگه بسفر می‌برد، توسط کشتی‌های بیزانسی محاصره و نابود شد. اسلاوهایی که در بین آوارها بودند سعی کردند از آن سوی شاخ طلایی به باروهای دریایی حمله کنند، در حالی که قشون اصلی آوارها به باروهای زمینی حمله کردند.قایق‌های اسلاوی به گالی‌های بونوس پاتریسیانی تاختند و آن را نابود کردند. حمله زمینی آوارها از ۶ تا ۷ اوت هم شکست خورد.[۲۸] با رسیدن خبرهایی مبنی بر اینکه تئودور باقاطعیت شاهین را شکست داده (ظاهرا شاهین بر اثر اندوه زیاد مرده)، آوارها در عرض دو روز به سرزمین پشت ساحل بالکان عقب‌نشینی کرده و دیگر هرگز به طور جدی به قسطنطنیه حمله نکردند. حتی با اینکه ارتش شهربراز هنوز در کلسدان اردو زده بود، خطر از سر قسطنطنیه رفع شده بود.[۲۹][۳۰]

خسرو پرویز که از شکست شهربراز دلسرد شده بود، پیکی با نامه به کاردارگان فرستاد که دومین ارتش در حال خدمت‌رسانی ساسانی بود. خسرو در نامه گفت که کاردارگان باید شهربراز را بکشد و ارتش را تیسفون بازگرداند، اما سربازان بیزانسی جلوی حاملین نامه را در گالاتیا گرفتند و نامه را به کنستانتین سوم دادند و او هم نامه را به هراکلیوس داد. هراکلیوس پس از خواندن نامه، پیشنهاد کرد که نامه را در یک دیدار در قسطنطنیه به شهربراز تحویل دهند. شهربراز درخواست را قبول کرد و با هراکلیوس در قسطنطنیه دیدار کرد و در آنجا نامه را خواند و به نیروهای هراکلیوس ملحق شد.[۳۱] شهربراز سپس محتوای نامه را تغییر داد، به طوری که خسرو گفته است که ۴۰۰ نفر از افسران باید کشته شوند، تا مطمئن شود که کاردارگان و سپاهیان به او وفادار بمانند.[۳۲] سپس شهرباراز ارتشش را به شمال سوریه برد و در آنجا می‌توانست در یک لحظه تصمیم بگیرد که طرف خسرو پرویز باشد یا طرف هراکلیوس. هرچند که شهربراز بی‌طرف بود، اما هراکلیوس موفق شد دشمنش را از یکی از بهترین و باتجربه‌ترین نیروهایش محروم کند و خودش هم به تقویت کردن نیروهای خود پیش از حمله به ایران پرداخت.[۳۳]

براندازی خسرو پرویز[ویرایش]

در سال ۶۲۷، خسرو برای شهربراز یک نامه فرستاد، که در آن گفته بود او باید نیروهای خود را به تیسفون بفرستد. با این حال، شهربراز از اطلاعت سرپیچی کرد و به آشورستان رفت و در آنجا اردویی در اردشیر خوره برپا کرد. خسرو سپس فرخزاد را برای مذاکره با او فرستاد. با این حال، فرخزاد به صورت مخفیانه علیه خسرو تبانی کرد و به شهربراز ملحق شد.[۳۴]

یک سال بعد، خانواده‌های فئودالی امپراتوری ساسانی که از جنگ با بیزانس و از سیاست‌های طاقت‌فرسای خسرو هم خسته بودند، پسر خسرو، قباد، که توسط پدر خودش به زندان افکنده شده بود را آزاد کردند. خانواده‌های فئودالی عبارت بودند از، خود شهربراز، که نماینده خانواده مهران بود، خاندان اسپهبدان، که نمایندهٔ آن سپهبد فرخ‌هرمز و دو تا از پسرانش به نام‌های رستم فرخ‌زاد و فرخ‌زاد بودند. نمایندگان جناح ارمنی هم ورازتیروتس دوم بارگاتونی بود، کنارنگ (Kanarang) هم آخرین نماینده بود.[۳۵] در ماه فوریه، قباد به همراه اسپدگشنسپ، تیسفون را تسخیر کرد و خسرو پرویز را به زندان افکند. قباد دوم سپس خودش را در ۲۵ فوریه شاه ساسانی خواند و با کمک پیروز خسرو، همه برادران تنی و ناتنی خود را کشت، از جمله پسر عزیزکردهٔ خسرو پرویز مردانشاه را. او سه روز بعد، به مهرهرمزد دستور داد تا پدرش را بکشد. با موافقت اشراف ایرانی، قباد سپس با امپراتور روم، هراکلیوس صلح کرد و به این ترتیب تمام سرزمین‌های تسخیر شده از بیزانس، دوباره به آنها واگذار شد، اسرای جنگی آزاد شدند و غرامت جنگی هم پرداخت شد و صلیب راستین و دیگر اشیاء مقدسی که در سال ۶۱۴ در اورشلیم بدست ساسانی‌ها افتاده بود هم به بیزانس بازگردانده شدند.[۳۶][۳۷]

اشرافزادگان تلخ‌کام ساسانی، به دنبال از دست دادن قلمروهایی که برای معاهدهٔ صلح لازم بودند، شروع به ایجاد کردن ایالت‌های مستقل در امپراتوری ساسانی کردند. این باعث شد که نیروها و منابع کشور تقسیم شود. به علاوه، سدها و کانال‌ها هم متروکه شدند، و طاعونی مرگ‌بار هم در استان‌های غربی ایران شیوع پیدا کرد، نیمی از جمعیت را نابود کرد که شیرویه هم یکی از آنها بود و پس از شیرویه، اردشیر سوم ساسانی بر تخت نشست.[۵]

غصب کردن تخت پادشاهی[ویرایش]

پس از مرگ قباد دوم، هراکلیوس نامه‌ای برای شهربراز فرستاد که در آن گفته شده بود:[۳۸]

حالا که شاه ایران مرده، تخت و سلطنت برایت فراهم شده. من آن را به تو و فرزندانت ارزانی می‌دارم. اگر ارتشی نیاز داری، هرچقدر بخواهی برایت نیرو می‌فرستم.

شهربراز در ۲۷ آوریل ۶۲۹ (یا ۶۳۰)،[۳۹] تیسفون را با ۶٫۰۰۰ مرد محاصره کرد.[۴۰] با این حال، او در تسخیر شهر ناتوان بود، پس با پیروز خسرو، فرمانده جناح پارسی و وزیر سابق امپراتوری در دوره سلطنت پدر اردشیر، قباد دوم، متحد شد. همچنین با نامدارجشنس هم متحد شد، که او در سال ۶۲۶ به عنوان سپهبد جانشین شهربراز در نیمروز انتخاب شده بود.[۴۰] شهربراز به همراه این دو چهرهٔ قدرتمند، تسیفون را تسخیر کرد و اردشیر سوم و همچنین بسیاری از اشراف‌زادگان ساسانی را اعدام کرد، که از جمله این اشراف‌زادگان می‌توان به وزیر اردشیر، ماه‌آذر گشنسب اشاره کرد. شهربراز سپس شاه جدید امپراتوری ساسانی شد[۴۱] و کاردارگان را که پس از غصب کردن تخت شاهی، مخالف شهربراز بود را کشت.[۷]

هراکلیوس همچنین فرزند مسیحی شهربراز، نیکتاس را جانشینش خطاب کرده بود. یک ایرانی مسیحی به عنوان جانشین تخت شاهی امپراتوری ساسانی، بخت را برای مسیحی‌کردن ایران گشود.[۴۲] پس از مدتی، شهربراز، فرزند یزدین، شمتا، را در کلیسای مرقه مصلوب کرد.[۴۳] دلیل این اعدام این طور گزارش شده است که شمتا در حین سلطنت خسرو پرویز به شهربراز توهین کرده بوده است.[۴۴] پس از چهل روز، شهربراز توسط فرخزاد هرمزد به قتل رسید که او به بوران‌دخت، فرزند خسرو پرویز، کمک کرد تا به پادشاهی برسد.[۴۵]

تأثیرات[ویرایش]

شهربراز نقش بسیار مهمی در آخرین جنگ ایران و روم شرقی و رویدادهایی که پس از جنگ رخ دادند، ایفا کرد؛ نتیجهٔ شورش او بر ضد خسرو پرویز، پیروزی شکست‌آمیز بیزانس در برابر شاهنشاهی ساسانی بود و باعث شد شاهنشاهی ساسانی، درگیر جنگ داخلی شود. پس از مرگ شهربراز، فرزند او، شاپور شهروراز، بوران‌دخت را از سلطنت مخلوع کرد و شاه امپراتوری ساسانی شد. سلطنت فرزند او هم خیلی طول نکشید و خیلی زود اشراف‌زادگان ساسانی او را مخلوع کردند.[۴۶] در همان دوره، نیکتاس به خدمت‌نظام بیزانسی وارد شد و بعدها در نبرد یرموک از رشته‌جنگ‌های بیزانس و اعراب، یکی از ژنرال‌های بیزانسی بود.[۴۷]

پانویس[ویرایش]

  1. دریایی، ۵۰.
  2. Pourshariati 2008, p. 181
  3. Pourshariati 2008, p. 205
  4. Treadgold 1997, p. 287
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ Shapur Shahbazi 2005, "Sasanian Dynasty"
  6. Olster 1993, p. 133.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ Martindale، Jones & Morris 1992, p. 1278
  8. Kaegi 2003, pp. 70–71.
  9. Kaegi 2003, pp. 75–77.
  10. Dodgeon، Greatrex & Lieu 2002a, pp. 196, 235
  11. Howard-Johnston 2006, pp. 10, 90
  12. Dodgeon، Greatrex & Lieu 2002a, p. 196
  13. Kaegi 2003, p. 114
  14. Kaegi 2003, p. 128
  15. Kaegi 2003, p. 129
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ Kaegi 2003, p. 130
  17. Dodgeon، Greatrex & Lieu 2002b, p. 204
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ۱۸٫۲ Oman 1893, p. 210
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ Kaegi 2003, p. 131
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Kaegi 2003, p. 132
  21. Norwich 1997, p. 91
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ ۲۲٫۲ Norwich 1997, p. 92
  23. Treadgold 1997, p. 297
  24. Kaegi 2003, p. 133
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ Kaegi 2003, p. 140
  26. Dodgeon، Greatrex & Lieu 2002b, pp. 179–181
  27. Kaegi 2003, p. 134
  28. Kaegi 2003, p. 137
  29. Oman 1893, p. 211
  30. Norwich 1997, p. 93
  31. Kaegi 2003, p. 148
  32. Dodgeon، Greatrex & Lieu 2002b, p. 205
  33. Kaegi 2003, p. 151
  34. Pourshariati 2008, p. 147
  35. Pourshariati 2008, p. 173
  36. Oman 1893, p. 212
  37. Kaegi 2003, pp. 178, 189–190
  38. Pourshariati 2008, p. 177
  39. Pourshariati 2008, p. 182
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ Pourshariati 2008, p. 180
  41. Pourshariati 2008, pp. 181, 183
  42. Kaegi 2003, pp. 188–189, 206
  43. Morony 2005, p. 188.
  44. Kaegi 2003, p. 176.
  45. Pourshariati 2008, p. 184
  46. Pourshariati 2008, pp. 204, 205
  47. Martindale، Jones & Morris 1992, p. 943

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

  • Howard-Johnston, James (2010). "ḴOSROW II". Encyclopaedia Iranica, Online Edition. Retrieved 23 February 2013. 
پادشاه پیشین:
اردشیر سوم
شهروراز
شاهنشاه ایران

۶۳۰ – ۶۳۰ میلادی

جانشین:
بوراندخت