دخمه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
دخمه بندر سیراف

واژه دخمه[ویرایش]

دخمه یا دخنه دگرگون واژه دخ خنه (دژ خانه) می باشد که به مرور زمان بدین وجه درامده و به معنای سرای پلیدی است و امروزه به مکان های ترسناک و نامناسب اطلاق می گردد.[۱] . در زبان فارسی به دخمه استدان و دخمه‌دان هم می‌گویند.[۲] واژه‌ی «دخمه» در اوستا «دَخمَه» و در پهلوی «دَخمَک»، به معنی داغ‌گاه آورده شده است. ریشه‌ی این واژه «دَگ» از فارسی باستان به معنی سوزاندن است و کلمه «داغ» از همین ریشه به دست آمده است. استفاده از این واژه مربوط به زمانی است که اقوام آریایی اجساد را می سوزانده اند و بدین ترتیب دخمه به معنای مکان سوزاندن بوده است.[۳] شاید رسم سوزاندن اجساد از هنگام پیدایش دین زرتشت منسوخ شد ولی لفظ دخمه به مفهوم محل قرار دادن متوفی یا محل دفن از گذشته باقی‌مانده است.

وصف دخمه[ویرایش]

دخمه یا برج خاموشان مکانیست بی در و پیکر که زرتشتیان نسا یا مردار آدمیان را که بنا بر عقاید آنها نجس و پاریار است در آن می گذاردند تا گوشت مردار توسط درندگان و پرندگان خورده شود آنگاه باقی‌مانده استخوان ها را درون چاه میانه دخمه انبار می کردند. بنا بر عقاید زرتشتیان دفن مردار موجب آلودگی عنصر مقدس خاک می گردید و لازم به ذکر است که در دین زرتشتیان بیتابی از برای مرگ عزیزان شدیداً منع شده است.[۴]

دخمه از ۳ بخش زنانه، مردانه و بچه‌گانه تشکیل شده که مردها را در انتهای دخمه، زنها را در بخش میانی و بعد از آن کودکان را دفن می‌کردند و بعداز مدتی دخمه را کاملا ضدعفونی کرده و دوباره مورد استفاده قرار می دادند. [۵]

معماری دخمه[ویرایش]

دخمه ها خواه ساخته شده بدست انسان خواه برآمده از عوارض طبیعی بگونه ای آرایش میافتند تا دسترسی گوشتخواران به مردار را ساده میسر نمایند بدین منظور اکثر آنها فاقد سقف یا میان فضا و در خارج سکونتگاه شهری و روستایی و معمولاً بر فراز بلندی‌ها ساخته می‌شده‌اند.[۶] با گذر زمان و تغییرات دبن زرتشت عملکرد دخمه ها پیچیده تر شد و وظیفه متلاشی کردن گوشت و نسج مردارها از درندگان به پرندگان ( با تدابیری مانند مرتفع کردن دخمه و یا محدود کردن دسترسی درندگان) مانند دخمه داریوش کبیر در نقش رستم شیراز و از پرندگان به نور عوامل طبیعی (مانند گنبد کاووس در استان گلستان) تغییر یافت.

سپردن مردار به دخمه[ویرایش]

نسا یا مردار توسط فرد یا افرادی موسوم به نِساکش از خانه به محل دخمه انتقال می‌یافت و در آنجا تحویل مسئول دخمه که نامیده می‌شد، می‌گردید و در آنجا باقی می‌ماند تا متلاشی می‌شد و سپس فردی که تمام عمر محکوم به خارج نشدن از دخمه بود وه می‌شد بقایای استخوان و لوس باقی‌مانده را درون چاه وسط دخمه می‌ریخت. در ایران هنوز دخمه‌هایی یافت می‌شود اما زرتشتیان دیگر از آن استفاده نمی‌کنند. از معروف‌ترین دخمه‌های ایران دخمه بندر سیراف است که بعد از اسلام به قبرستان مسلمانان تبدیل شد و نیز مقبره کوروش که تنها دخمه ساخته شده یه شکل خانه است.

دخمه‌ها و آرامگاه‌های تاریخی مربوط به پیش از نفوذ اسلام در ایران که نوعی معماری صخره‌ای محسوب می‌شوند را گوردخمه می‌نامند.[۷]

منابع[ویرایش]

  1. فرهنگ مهرازی - دکتر جودت - دکتر رنجبر
  2. http://www.loghatnaameh.com/dehkhodasearchresult-fa.html?searchtype=0&word=2K/YrtmF2Yc=
  3. رضایی،مهدی، 1382، "آیین های تدفین اقوام باستان"، نشریه کتاب ماه هنر، فروردین و اردیبهشت 1382 - شماره 55 و 56 - صص 120 تا 134
  4. اردیفنامه - نقل از کتاب حکومت دینی ساسانیان - دکتر عبد الرفیع حقیقت
  5. سایت همگردی، برج خاموشان.
  6. http://www.iranview.ir/index.aspx?tm=2&cat=2&subcat=9&note=301
  7. حسین محسنی - محمدجعفر سروقدی. «باستان شناسی و هنر ماد». در باستان شناسی و هنر دوران تاریخی. عفاف، ۱۳۷۵. ۶۳ و ۶۴ و ۷۴.