مراغه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

مختصات: شرقی′۱۶°۴۶ شمالی′۲۴°۳۷ / ۴۶٫۲۶۷غرب ۳۷٫۴جنوب / -۴۶٫۲۶۷;-۳۷٫۴

مراغه
ماراغا

Awhadi's Tomb.jpg

اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان آذربایجان شرقی
شهرستان مراغه
بخش مرکزی
نام(های) قدیمی افراه‌رود، افرازه‌روح، افراهروذ، افرازه‌رود، افرازهارود، امدادهارود، مراوا یا ماراوا، ماراغا [۱]
مردم
جمعیت ۱۵۱،۴۸۶ [۲]
رشد جمعیت ۱٫۳۵ درصد
تراکم جمعیت ۷٬۰۰۰ نفر بر کیلومتر مربع
زبان‌ گفتاری ترکی آذربایجانی
مذهب شیعه
جغرافیای طبیعی
مساحت ۲۵٫۹۷ کیلومتر مربع[۳]
ارتفاع از سطح دریا ۱۴۷۷٫۷ متر [۴]
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۱۲٫۵ سانتی‌گراد [۴]
میانگین بارش سالانه ۳۲۲٫۴ میلی‌متر [۴]
روزهای یخبندان سالانه ۸۱٫۵ [۴]
اطلاعات شهری
شهردار نادر ابراهیمی [۶]
ره‌آورد صابون مراغه،
سجوق و باسلوق، فرش
پیش‌شماره تلفنی ۰۴۲۱[۵]
وبگاه وب‌گاه مراغه
قسمتی از نقشه ایران در دوره افشاریه.
نام مراغه در جنوب‌شرقی دریاچه ارومیه (در نقشه: دریاچه شاهی)، به انگلیسی: Muragha نوشته شده‌است.

مَراغه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان مراغه است. مراغه در کنار رودخانه صوفی چای و در مشرق دریاچه ارومیه و بر دامنه جنوبی کوه سهند قرار گرفته‌است. این شهر با ۱۵۱،۴۸۶ نفر جمعیت [۲] و حدود ۲۶ کیلومتر مربع مساحت،[۳] بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر استان آذربایجان شرقی پس از کلان‌شهر تبریز است.[۲] شهر مراغه در ۱۳۵ کیلومتری مرکز استان، واقع شده‌است.

محتویات

[ویرایش] نام

واژهٔ مراغه پس از فتح ایران توسط عرب‌ها رایج شده‌است. به گفته مورخان، این شهر با نام‌هایی همچون افراه‌رود (احمد بلاذریافرازه‌روح (معجم‌البلدانافراهروذ (احمد بن یعقوبیافرازه‌رود (یاقوت حمویافرازهارود (بارتولدامدادهارود، مراوا یا ماراوا (کسروی) و ماراغا (ویلسون) شناخته می‌شده‌است.[۱]

[ویرایش] وجه تسمیه

در مورد وجه تسمیه نام مراغه نظریات زیر مطرح شده‌است:

قریةالمراغه
جغرافی‌نویسان عرب بر اساس یک افسانه چنین می‌گویند: «در سال ۱۲۳ هجری، زمانی که مروان ابن محمد، والی ارمنستان و آذربایجان از جنگ موقان (مغان) و گیلان بازمی‌گشت به دلیل سبز و خرم بودن این منطقه، در آن فرود آمد و چون در آنجا سرگین فراوان بود و چهارپایان سپاه در آن خاک و سرگین می‌غلتیدند بدانجا گفتند «قریةالمراغه»[*۱] و سپس قریه را از آن برداشتند و مراغه بماند.»[۱]
ماراوا
احمد کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان می‌نویسد:
«بی‌گمان درستِ این نام مراوا یا ماراوا بوده و از اینرو معنی آن را جایگاه ماد توان پنداشت.»[۷]
ماراغا
ویلسون، سیاح انگلیسی در سفرنامه‌اش لفظ مراغه را برداشتی از نام یک اسقف مشهور نسطوری به نام ماراغا می‌پندارد.[۱]
مارکیانا
برخی محققان نام مراغه را با مارکیانا که در کتاب تعلیمات جغرافیایی بطلمیوس به دریاچه ارومیه اطلاق شده، مرتبط می‌دانند.[۱]
مارا آغا
به عقیدهٔ دکتر عیسی بیگلو «پس از تسلط ترکان بر آذربایجان و رواج ترکی در این سرزمین نام مراغه از نام ترکی ترکیب یافت؛
در زبان ترکی، مارا به معنی جایگاه، مکان و سرزمین است. و آغا نیز در این زبان به معنی بزرگ، ارباب، خان و امیر است. بنابراین کلمه مراغه در اصل ماراآغا و به معنی جایگاه بزرگان و خوانین بوده‌است سپس در اثر گذشت زمان به ماراغا و مراغه تبدیل شده‌است. با توجه به اینکه از روزگاران قدیم، شهرستان مراغه یکی از مناطق آباد و پرجمعیت و مهم آذربایجان بوده‌است و مورد توجه اشراف و بزرگان و امرا قرار می‌گرفت، این نام بی‌مناسبت نبوده‌است.»[۱][۸]

افرازه رود-افرازه ات-فرائته

در تاریخ ماد تألیف دیاکونوف در شرح لشکرکشی سارگون دوم از راه آذربایجان به اورارتو از شهر مراغه و کوه سهند (یعنی دارای مرتع بدون سکنه) را به ترتیب تحت نام اوئیش دیش (آو-اوش-دیش= شهر دارای آب صاف و درخشان) و آوآوش (آوااوسی اورارتویی ها = دارای آب روش و درخشان) نام برده است. در رابطه با همین اسامی در کتاب پهلوی دینکرد نام رود صافی مراغه نیز به صورت آریخشان (آو-رخشان= آب درخشنده) ذکر شده است. از اینجا به وضوح معلوم میشود نام کهن دیگر مراغه یعنی افرازه- رود هم به معنی افروزه رود یعنی دارای رود درخشان بوده است. اما خود نام مراغه هم که بطلمیوس نام دریاچه اورومیه را در رابطه با آن مارگیانه ذکر کرده است، در اساس به معنی محل مرغزار و چمنزار وی محل مار است. از همین روست که در دوره اعراب نام دیگر ناحیه نواحی شرقی مراغه را گزنا (گثنه= محل گیاهان یا محل گزنده) قید نموده اند. چنانکه در شرفنامه امیر شرفخان بدلیسی ثبت است در دوره شاه طهماسب صفوی نیز این ناحیه (کاراجیک حالیه) محل نگهداری اسبان ارتش ایران بود. این سنت تا عهد اوایل انقلاب اسلامی باقی بود. در گوشه شمالی کاراجیک (=محل جنگجویان) آتشکده آذرگشنسب (آتش اسب نر) قرار داشت که تا اوایل انقلاب باقی بود و زیارتگاه کایین گبه (معبد اسب شاهی) نامیده میشد. در اوستا، فرگرد اول وندیداد ناحیه مراغه ایرانویج (ایران اصلی یا در اساس علفزار حیوان نجیب) خوانده شده است. در همین فرگرد اوستایی آفت آنجا مار بزرگ و زمستان دیو داده ذکر شده است. جالب است که مارکوس آنتونیوس سردار رومی در سال ۳۶ قبل از میلاد نام مراغه به صورت فرائته یاد نموده است. این نام به صورت فراُته در اوستا به معنی بسیار سرد است. چنانکه اشاره شد فرگرد اول وندیداد، ایرانویج (شهرستان مراغه) را جای بسیار سردی با زمستان دیو داده توصیف نموده است. لذا نام افرازه رود هم می تواند شکل منقلب افرازه اُت (فراخ سرما) باشد. براین اساس هیئت امدادهارود نام مراغه (منبع؟) را می توان مرکب از اجزاء اوستایی ام (نیرومند)، داده (آفریده) و ائوت (سرما) گرفت. احتمال دارد منظور مارهای بزرگ ایرانویج هم مارهای فراوان رودخانه موردی چای مراغه یا همان رود پر مار و ماهی دائیتی اوستا منظور باشد که اخیراً در نزدیکی آنجا مار ۸۰ کیلویی را کشف نمودند. حتی ممکن است صورت کهن خود نام قدیمی مراغه یعنی مارگیانه مد نظر گرفته شده باشد که با وجه اشتقاق به ظاهر نادرست مار-گیانه به معنی جایگاه زندگی مار خواهد بود. اکنون مراغه نه محلی پر مار بلکه محلی پر سبزه زار و مرغزار است. شاید زمانی رودخانه صافی پر ماهی بوده و این وضع فرق می نموده است. یعنی سید احمد کسروی با فرض صورت کهن مراغه به صورت ماراوا به همین هیئت به ظاهر انحرافی نام مراغه نزدیک شده است. از قرار معلوم هیئتی از نام این شهر به صورت گزنا (شهر آدمکش، گزنده، یا شهر محل مرتع) در مقابل نام گزنک (جزنق، گزنای کوچک) قرار داشته است که در حدود ۸ کیلومتری جنوب شرقی مراغه (حوالی روستای علمدار و آتشکده آذرگشنسب آن) قرار گرفته بوده است. نام گزن در اساس از ریشه اوستایی گذَ به معنی تاراجگر و آدمکش است و این نام متعلق به شهرک جزنق (گزنک، علمدار مراغه) بوده که محل جنگجویان ارتش بوده و آتشکده آذرگشنسب آن به همین طبقه جنگجویان اختصاص داشته است. کتاب پهلوی شهرستانهای ایران نام مراغه را به معنی عربی آن یعنی محل نگهداری دامها گرفته و آن را به فارسی آمل ترجمه نموده و میگوید آنجا را زندک پرمرگ ساخت [که اشاره به هیئت مارگ- یانه= محل مرگ است] و زرتشت سپیتمان از این شهر بود. در مجموع اوستا و کتب پهلوی زادگاه زرتشت را در نواحی شرقی تر از شهرهای گزنا (مراغه) و گزنک (علمدار مراغه) در کنار رود دارجه (مغانجیق= جایگاه مغان) شاخه رود دائیتی (موردی چای) محل روستای زادگاهی زرتشت نشان میدهند. باید منظور خود روستای مغانجیق (جایگاه مغان) مورد نظر بوده باشد که بهشت فسیلی مراغه در اراضی آنجا واقع است. سپیتمه پدر سپیتاک زرتشت داماد داماد و ولیعهد آستیاگ (آژیدهاک، آخرین پادشاه ماد) بوده و در ولایات جنوب قفقاز (آذربایجان و اران و ارمنستان) حکمرانی می نموده است. در شاهنامه و اوستا وی تحت القاب جمشید (شاه صاحب جام)، هوم عابد (عابد شراب مقدس)، گودرزکشوادگان (سرود دینی دان شیواسخن) و لهراسب (گسترنده درد شراب) یاد شده است. همانند آستیاگ وی در قیام کورش سوم (=فریدون یعنی منسوب دوست منش=هخامنشی) به قتل رسید. مراکز حکومت وی به عنوان مقر تابستانی دژ شوشی قره باغ (ورجمکرد) و به عنوان مقر زمستانی شهر مراغه بوده است. اوستا و کتب پهلوی اصرار دارند که زادگاه سپیتاک زرتشت پسر سپیتمه همین مراغه (رغه زرتشتی) بوده است نه دژ شوشی. القاب اوستایی سپیتاک زرتشت، زریر (زئیری و ئیری یعنی زرین مو، زریادر خبر خارس میتیلنی) و سپنداته (مخلوق مقدس) بوده است که این لقب اخیر بعداً به خطا به قاتل وی داریوش اول تعلق گرفته است. سپیتاک زرتشت در تواریخ یونانی بیشتر تحت لقب گائوماته بردیه (سرود دان تنومند)، پاتی زیت (حافظ سرودهای دینی) و تنائوکسار (تنومند) معرفی شده است. وی داماد و پسر خوانده کورش سوم بود و در عهد کورش سوم مکان فرمانروایی وی از آذربایجان به بلخ الحسنه (=نپال به زبان تبتی یعنی سرزمین مقدس) و شمال غربی هندوستان منتقل شده بود. در سمت هندوستان وی تحت القاب شاهزاده گوتمه بودای بلخ و گوتمه مهاویرا شناخته میشده است. او که نائب السلطنه کمبوجیه در هنگام سفر جنگی او به مصر بود، در جریان کودتای داریوش اول به قتل رسید. او بعد از شایعه مرگ کمبوجیه در مصر بعد از مشورت با وه یزداته بردیه پسر کورش حکومت خود را با اصلاحات عمیق اجتماعی بر امپراطوری هخامنشی رسمی اعلام نموده بود. در باب نامهای کهن بُناب یعنی بناجو (یعنی واقع در گوشه نهر) در خبر حمدالله مستوفی و اردهر (واقع در گوشه و کنار نهر) در خبر ابن حوقل گفتنی است که این اسامی به واسطه واقع بودن این شهر در محل مصب رودخانه صافی به دریاچه اورومیه به آن داده شده اند. بناب محل محصولات جالیزی معروف شهرستان مراغه به خصوص خیار است. در عهد ابن حوقل خربزه آن معروفتر بوده است. وی در کتاب خود صوره الارض می آورد: “در یکی از دیه های مراغه به نام اردهر خربزه معروف به اردهری است که مستطیل (مکعب مستطیل) شکل و بد منظر ولی بسیار شیرین و خوشمزه و شبیه خربزه خراسان است.” ذکریای قزوینی در کتاب خود آثارالبلاد و اخبار العباد در رابطه با مراغه و در حدود سه فرسخی آن از ویکن دژ (دژ دارای آسیاب)-که در دوسوی آن آب نهر جاری بوده- و قصبه جندق و آب معدنی آن نام برده است که نام جندق (کنده شده) و ویکن دژ و آب معدنی گرم آن در نام کندوان (یعنی دارای خانه های کنده شده بر دامنه کوه) و اشستان (=محل آسیاب) و چشمه آب معدنی گرم معروف آن نواحی بر جای مانده است.منبع: جواد کهلان مفرد

[ویرایش] پیشینه

[ویرایش] پیش از اسلام

اگر چه اطلاعات زیادی درباره این شهر در دوران قدیم در دست نیست با توجه به نوشته‌های پراکندهٔ جمعی از مورخان نمی‌توان در قدمت این شهر تردید داشت و اهمیت آن را در دوران قبل از اسلام نادیده گرفت. [۹]

دیاکونوف با استفاده از مندرجات الواح آشوری از وجود یک پادشاهی نیمه‌مستقل به نام اوئیش‌دیش یا ویش‌دیش در سدهٔ هشتم قبل از میلاد در حدود ناحیهٔ مراغهٔ کنونی[۱۰] و در جوار قلمرو دولت ماننا و تحت نفوذ آن[۱۱] خبر داده‌است. اما هیچ نشانه‌ای از قرارگاه و مرکز این دولت محلی باستانی در دست نیست.[۱۲]

در سال ۳۶ پیش از میلاد، مارک آنتونی، سردار روم پایتخت آتروپاتکان، شهری به نام فراعته یا فراسپا که دارای استحکامات تدافعی خوبی بوده‌است را محاصره کرده بود که در نهایت مغلوب مقاومت آتروپات‌ها و پارتیان شد و عقب‌نشینی کرد. شهر نام‌برده به احتمال زیاد مراغه کنونی بوده‌است. [۱۳]

[ویرایش] پس از اسلام

در سال ۲۲ هجری قمری ناحیه مراغه در پی حمله اعراب به تصرف ایشان در آمد. [۱۴]

محمد افشین در سال ۲۸۰ هجری قمری پس از غلبه بر حاکم مراغه، عبدالله بن حسین همدانی، مراغه را به عنوان پایتخت حکومتش برگزید. [۱۵]

[ویرایش] عهد مغول

مغولان در ماه صفر سال ۶۱۸ هجری قمری عزم تسخیر مراغه کردند. پس از یک هفته درگیری، مراغه به تصرف آنان در آمد سپس خون بسیار ریختند و هر چه می‌توانستند غارت کرده باقی را سوزاندند و خارج شدند. [۱۶]

در سال ۶۲۲ هجری قمری جلال‌الدین خوارزمشاه بدون مقاومت مهمی مراغه را تصرف کرد. در این زمان قسمتی از ویرانی‌های حمله مغول ترمیم می‌گردد. [۱۷]

پس از رفتن سلطان جلال‌الدین از آذربایجان، در اواخر سال ۶۲۸ هجری قمری قشون مغول دوباره مراغه را تصرف کردند. [۱۸]


گنبد محافظی که روی بقایای رصدخانه مراغه بر فراز تپه رصد در سمت شمال غربی مراغه ساخته شده‌است.
عکس، گرفته‌شده در جریان گذرش سیارهٔ ناهید در سال ۲۰۰۴م.
هلاکوخان
پس از مرگ چنگیزخان، متصرفات مغول بین فرزندانش تقسیم شد. در اواخر نیمه اول قرن هفتم یکی از نوادگان چنگیز به نام هلاکو فرماندهی اردوی غرب را به دست گرفت و بار دیگر به ایران حمله کرد. وی پس از تصرف نقاط شرقی ایران و قلع و قمع اسماعیلیان عازم بغداد شد. هلاکو بغداد را غارت کرد و با قتل مستعصم به خلافت عباسیان خاتمه بخشید.[۱۹]
سپس در تاریخ صفر ۶۵۶ هجری قمری به ایران مراجعت کرد و در آذربایجان مستقر شد و مراغه را به سبب آب و هوای خنک و مراتع خرم، پایتخت خود قرار داد. اوج شهرت و آبادنی مراغه در این زمان است. به فرمان هلاکو دانشگاهی بزرگ، رصدخانه و سایر مراکز تحقیقات و علمی به دست خواجه نصیرالدین طوسی با همکاری چندین دانشمند ستاره‌شناس دیگر تاسیس شد و دانش‌پژوهانی از اطراف و اکناف عالم جهت مطالعه به این شهر رو آوردند.[۲۰]
هلاکو در سال ۶۶۳ هجری قمری در اثر عارضه‌ای در گذشت و طبق آئین مغول به خاک سپرده شد.
خواجه نصیرالدین طوسی در آن واقعه می‌گوید: [۲۱]
چون هلاکو ز مراغه به زمستان‌گه شد کرد تقدیر ازل نوبت او را آخر
سال بر ششصد و شصت و سه، شب یکشنبه که شب نوزدهم بُد ز ربیع‌الاخر
با توجه به این که هلاکو بودایی و زن و مادرش مسیحی بودند، در این دوران مراغه و حوالی آن مرکز مسیحیت به شمار می‌رفته‌است. رومیان، ارامنه، نسطوریان، به ویژه دانشمندان و هنرمندان این فرق در مراغه گرد آمدند و کلیساهای متعددی ساخته شد. [۲۲]
حصار شهر
شهر با دیواری بلند محصور بوده‌است که منسوب به دوران حکومت هلاکو است. [۲۳]

در قرن هشتم هجری که ایلخانان ضعیف شدند، حکومت به دست فئودال‌های مغول، چوپانیان و جلایریان افتاد. [۲۴]

دوره قاجار

در اوایل این دوره، مراغه جزء ده شهر بزرگ و پرجمعیت ایران بوده‌است که شهرهای بناب، عجبشیر، ملکان، هشترود، میاندوآب (مرحمت آباد)، مهاباد (ساوج بلاغ)، آذرشهر (دهخوارگان)، شاهین دژ و قره آغاج از توابع آن بوده‌اند. در این دوره اولین کارخانه اسلحه‌سازی ایران در مراغه دایر شده‌است. [۲۵]

[ویرایش] مردم

[ویرایش] زبان

مردم مراغه به زبان ترکی آذربایجانی تکلم می‌کنند. همچنین زبان ارمنی در بین مسیحیان ساکن رواج دارد.[۲۶]

حمدالله مستوفی در ۷۴۰ قمری در کتابش، نزهةالقلوب، زبان مردم شهر مراغه را «پهلوی مغیر» یا «پهلوی معرّب» نامیده[۲۷][۲۸] که منظور همان زبان آذری است.[۲۹]

مراغی‌های رودبار الموت
پس از حملات عرب‌ها گروهی از مردم مراغه در حدود هزار سال پیش از آن شهر کوچیده و به منطقه رودبار الموت رفتند. این کوچندگان امروز نیز به نام مراغی‌ها نامیده می‌شوند و در ۷-۸ روستای رودبار الموت سکونت دارند و به زبان مراغی سخن می‌گویند.[۳۰] مراغیان، مانند سایر ساکنان منطقه به صورت رسمی شیعه شناخته می‌شوند اما به نظر می‌رسد به آیین زرتشتی و نیز اسماعیلیه مقید هستند. [۳۱] حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب می‌نویسد: «مراغیان را به مزدکی نسبت کنند، و چون اشخاص باسواد در میان مراغی‌ها نایاب است و در کتمان طریقهٔ خود مُصرند و هیچ‌گاه میل ندارند دیگران به راه رسم و عقیدهٔ آنها آگاه شونده از این رو نمی‌توان به حقیقت معتقدات آنها آگاهی یافت.»[۳۲][۳۳]
احسان یارشاطر زبان مراغی را بازماندهٔ زبان مادها می‌داند و چنین توصیفش می‌کند: «زبان مراغی، مانند برخی از لهجه‌های تاتی طارم علیا (هزار رودی و نوکیانی) و اشهاردی و چلی (در رامند) و کرنی و کرلقی (در خلخال) زبانی نسبتاً محافظه‌کار است و بسیاری از خصوصیات کهن‌تر لهجه‌های مادی را حفظ کرده‌است.[۳۴]»

زبان ترکی با ورود سلجوقیان به آذربایجان و در دوره‌های بعد، حکومت قره‌قویونلوها و آق‌قویونلوها گسترش یافت و در زمان صفویه که زبان دربار ترکی بود به بالاترین پایگاه خود در آذربایجان رسید و زبان همگانی شد. [۳۵]

[ویرایش] دین

اکثریت قریب به اتفاق مردم مراغه مسلمان و دارای مذهب شیعه هستند. اقلیتی از سایر ادیان از قبیل چند خانوادهٔ ارمنی نیز در آن ساکن هستند. [۳۶][۳۷]

ارامنه

در زمانی که مراغه به عنوان پایتخت انتخاب شده بود از آنجا که مادر هلاکو مسیحی بود، مسیحیان از امتیازات خاصی برخوردار بودند؛ رومیان، ارامنه و نسطوریان از اطراف و اکناف در این شهر گرد آمدند و کلیساهای متعدد ساخته شد. در آن زمان خلیفهٔ ارامنه در این شهر سکونت داشته‌است. [۳۷]

غازان در زمان حکومتش فرمان قبول اسلام و تخریب کلیساها، معابد یهود و بودایی و آتشکده‌های زرتشتی را صادر می‌کند. این فرمان در مراغه نیز به شدت تعقیب می‌شود و به مرور زمان از تعداد ارامنه در این منطقه کاسته می‌شود.[۳۷]

در ادوار گذشته و در اثر حملات کردها و همزمان با مهاجرت بزرگ ارامنه ایران در سال ۱۸۲۸ میلادی تعداد ۷۰۰ خانوار ارمنی از این شهر و روستاهای اطراف به قفقاز مهاجرت کردند و تعداد زیادی از دهات ارمنی‌نشین خالی از سکنه شد. اینان در دهکده‌ای که در قره‌باغ ایجاد و به مناسبت خاست‌گاه‌شان مراغه نام‌گذاری شده بود ساکن شدند.[۳۷]

بعد از وقایع شهریور ماه سال ۱۳۲۰ و وقایع سال ۱۳۲۴ نیز تعداد زیادی از ارامنه به اتحاد جماهیر شوروی مهاجرت کردند. در حال حاضر تعداد ارامنه ساکن در مراغه کمتر از ۱۵ خانوار است.[۳۷]

[ویرایش] جمعیت

طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ برآورد جمعیت مراغه در نقاط شهری، برابر ۱۵۱،۴۸۶ نفر، ۳۹،۲۹۵ خانوار، با نسبت جنسی ۱٫۰۱ مرد به زن و بعد خانوار ۳٫۸۶ بوده‌است. [۲]

هرم جمعیتی نقاط شهری مراغه در سال ۱۳۸۵.[۲]
مردان سن زنان
۷۲۹  ۸۰+  ۷۷۱
۸۸۴  ۷۵-۷۹  ۸۸۵
۱٬۴۱۱  ۷۰-۷۴  ۱٬۴۰۲
۱٬۵۴۱  ۶۵-۶۹  ۱٬۶۲۴
۱٬۸۸۹  ۶۰-۶۴  ۱٬۹۳۷
۲٬۲۰۰  ۵۵-۵۹  ۲٬۲۷۸
۳٬۲۹۸  ۵۰-۵۴  ۳٬۱۲۴
۴٬۴۸۰  ۴۵-۴۹  ۴٬۱۳۴
۴٬۸۹۵  ۴۰-۴۴  ۴٬۹۹۲
۵٬۶۳۳  ۳۵-۳۹  ۵٬۷۵۴
۵٬۹۰۲  ۳۰-۳۴  ۶٬۱۵۵
۷٬۳۶۵  ۲۵-۲۹  ۷٬۵۸۶
۹٬۴۲۶  ۲۰-۲۴  ۹٬۷۴۲
۹٬۸۶۶  ۱۵-۱۹  ۹٬۲۱۸
۶٬۳۲۹  ۱۰-۱۴  ۶٬۰۵۶
۵٬۲۸۴  ۵-۹  ۴٬۹۱۴
۵٬۱۰۸  ۰-۴  ۴٬۶۷۴

[ویرایش] جغرافیا

[ویرایش] موقعیت

مراغه در جنوب غربی استان آذربایجان شرقی، در مشرق دریاچه ارومیه و بر دامنه جنوبی کوه سهند قرار گرفته و از شمال به شهرستان تبریز، از شرق به شهرستان هشترود، از جنوب به شهرستان میاندوآب و از غرب به دریاچه ارومیه محدود است. [۳۸][۳۹]

[ویرایش] آب و هوا

آب و هوای مراغه متعدل متمایل به سرد و نسبتاً مرطوب است. بیشینهٔ دمای این شهر در تابستان‌ها حدود ۳۵ درجهٔ سانتی‌گراد بالای صفر و کمینهٔ آن در زمستان‌ها حدود ۲۰ درجه سانتی‌گراد زیر صفر است؛ همچنین میزان بارش سالانه در مراغه حدود ۳۳۰ میلی‌متر است. به‌جهت قرارگرفتن این شهر در دامنهٔ جنوبی سهند، رودخانه‌هایی نظیر صوفی‌چای و مردق‌چای که از این کوهستان سرچشمه می‌گیرند، از داخل مراغه عبور کرده و در رونق و آبادانی شهر تأثیر به‌سزایی داشته‌اند.[۴۰]

بارندگی

بارش برف در این شهر معمولاً از دی ماه شروع و تا اواسط اسفند ماه ادامه دارد. بارش باران‌های بهاری که در اصطلاح محلی به نِیسان[*۲] مشهور است از اوایل فروردین ماه شروع شده و تا اواسط اردیبهشت ماه، ادامه می‌یابد. متوسط سالانه بارش در شهر مراغه، حدود ۳۰۰ میلی‌متر می‌باشد و ایام یخبندان آن، حدود ۱۱۴ روز در سال است. [۴۱]

Weather-rain-thunderstorm.svgآب و هوای مراغهNuvola apps kweather.svg
ژانویه فوریه مارس آوریل مـــــه ژوئـن ژوئیـه آگوست سپتامبر اکتبـر نوامبر دسامبر سـال
گرم‌ترین
۱۶٫۲ ۱۷٫۴ ۲۵٫۰ ۲۹٫۸ ۳۳٫۰ ۳۷٫۴ ۳۹٫۲ ۳۹٫۸ ۳۶٫۶ ۳۰٫۲ ۲۳٫۵ ۲۰٫۴ ۳۹٫۸
میانگین گرم‌ترین‌ها
۳٫۵ ۵٫۰ ۱۰٫۱ ۱۷٫۰ ۲۲٫۵ ۲۸٫۹ ۳۲٫۹ ۳۲٫۶ ۲۸٫۱ ۲۰٫۶ ۱۲٫۲ ۵٫۹ ۱۸٫۳
میانگین سرد‌ترین‌ها
-۳٫۷ -۲٫۹ ۰٫۹ ۶٫۴ ۱۰٫۵ ۱۵٫۵ ۱۹٫۸ ۱۹٫۳ ۱۴٫۵ ۹٫۰ ۳٫۳ -۱٫۳ ۷٫۶
سردترین
-۱۵٫۶ -۱۶٫۸ -۱۶٫۴ -۵٫۴ ۱٫۰ ۸٫۰ ۱۱٫۰ ۱۱٫۶ ۵٫۴ -۰٫۶ -۸٫۴ -۱۴٫۲ -۱۶٫۸
بارش
mm
۳۱٫۰ ۲۸٫۴ ۴۹٫۷ ۶۴٫۶ ۳۴٫۰ ۷٫۹ ۲٫۶ ۱٫۶ ۲٫۷ ۱۹٫۴ ۴۴٫۵ ۳۶٫۰ ۳۲۲٫۴


منبع: سازمان هواشناسی ایران (۱۹۸۳-۲۰۰۵)[۴]

[ویرایش] ناهمواری‌ها

به طور کلی شهرستان مراغه متشکل از دو ناحیهٔ کوهستانی و جلگه‌ای است که از شمال به جنوب و از شرق به غرب تا سواحل دریاچه ارومیه و جلگه میاندوآب از ارتفاع کوه‌ها کاسته می‌شود. [۴۲]

ارتفاعات سهند در شمال، مندیل‌بسر و سرگونی در جنوب شرقی، قوزلجه در شمال غربی و قره‌قشون در جنوب غربی از ارتفاعات مهم اطراف این شهر هستند. [۴۳]

[ویرایش] پوشش گیاهی

با توجه به جلگه‌ای و کوهستانی بودن شهرستان و قسمت‌های جلگه‌ای را کلاً باغات تشکیل داده و بیش از ۳۱/۶۱٪ از وسعت شهرستان ارضی کشاورزی با پوشش گیاهی است و حدوداً ۲۵۵۰۰۰ هکتار از وسعت شهرستان را تشکیل می‌دهد.شهرستان مراغه فاقد جنگل بوده و لیکن گونه‌های زالزالک، سنجد، لیک سرخ و... به چشم می‌خورد.[۴۴]

[ویرایش] تنوع جانوری

یکی از قدیمی‌ترین جایگاه‌های فسیل ایران منطقه‌ای در مراغه است. ببرهای شمشیر دندان که برخی به آن ببر دندان خنجری هم می‌گویند، در این جایگاه زندگی میکرده‌اند. زرافه‌های گردن کوتاه، گورخر کوچک، فیل کوچک و کفتار هم در این محل زندگی میکرده‌اند و تنوع تعداد گونه‌های جانوری در رسوبات باقی مانده شامل جوندگان، اسب‌ها، فیل‌ها و گوشت خواران(گرگ‌ها، ببر دندان و خرس)است. فسیل‌های منطقه مراغه قدمت ۷ میلیون ساله این منطقه را به عنوان نخستین اثر ملی، طبیعی و فسیلی ایران بازگو می‌کند. این منطقه یکی از غنی ترین مناطق سنگواره‌ای جهان بوده و در آخرین مطالعات صورت گرفته، فسیل‌های ماموت، زرافه و آهو کشف شده‌است. با کشف بیش از ۵۷۳ فسیل از گونه‌های مختلف جانداران عظیم‌الجثه در شهرستان مراغه، این منظقه به عنوان «بهشت فسیل ایران» معرفی شده‌است.[۴۴]

[ویرایش] زمین‌شناسی

[ویرایش] منطقه فسیلی

نوشتار اصلی: منطقه فسیلی مراغه

در میانهٔ قرن ۱۹ میلادی لایه‌هایی فسیلی در خاک مراغه کشف شد؛ اولین بار در سال ۱۸۴۰[۴۵] یک مامور شوروی به نام «خانیکوف» که به عنوان کنسول دولت روس در تبریز مقیم بود مقادیری استخوان و فسیل کشف کرد.[۴۶] از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۶ تیمی مشترک از موزه تاریخ طبیعی لس آنجلس و موزه ملی تاریخ طبیعی آمریکا اقدام به حفاری و مطالعه در منطقه کردند. قدمت این لایه‌ها ۱۱ تا ۵ میلیون سال پیش (اواخر میوسن تا اوایل پلیوسن) دانسته شده‌است. [۴۷]

در گذشته محققان و کارشناسان مختلفی از کشورهای اتریش، انگلیس، آمریکا، فرانسه و در سال‌های اخیر از کشورهای فنلاند، چین و ژاپن مطالعاتی بر روی فسیل‌های منطقه انجام داده‌اند. [۴۸]

[ویرایش] نمای شهر

از ویژگی‌های مراغه، باغ‌های بزرگ اطراف شهر و خیابان‌های مشجر است.[۴۹]

شهر در امتداد یک دره سرسبز کشیده شده‌است [۵۰] که آن را کوه‌ها و تپه‌ماهورهایی چند احاطه کرده‌اند.[۵۱]

سراسرنمایی از مراغه.

[ویرایش] جای‌های دیدنی

[ویرایش] آثار تاریخی

مراغه به لحاظ بافت غنی تاریخی و فرهنگی، با بیش از ۳۰۰ اثر ثبت شده ملی، جزء ۱۰ شهر برتر کشور محسوب می‌شود. [۵۲][۵۳]

[ویرایش] مزارهای پنجگانه

نوشتار اصلی: مزارهای پنج‌گانه مراغه

این پنج بنای متعلق به قرن‌های ۶ تا ۸ هجری، برجسته‌ترین بقاع واقع در این شهر هستند:[۵۴]

«گنبد سرخ» یکی از بهترین نمونه‌های بناهای آجری ایران است.[۵۴]
گنبد سرخ
در بین پنج بقعهٔ واقع در مراغه قدیمی‌ترین است که در آذربایجان بیشتر به گنبد قرمز مشهور است. تاریخ احداث بنا ۱۵ شوال ۵۲۵ هجری قمری است و در جنوب غربی شهر واقع شده‌است. [۵۵][۵۶]
برج مدور
احداث این بنا در تاریخ رجب ۵۶۳ هجری قمری به پایان رسیده‌است. این بنای مدور که از گنبد و سقف آن چیزی بر جا نمانده‌است در کنار گنبد کبود قرار دارد. [۵۷][۵۶]
گنبد کبود
در فاصلهٔ حدود ۱۰ متری برج مدور بنایی به شکل منشور ده‌وجهی وجود دارد که مردم محلی آن را «قبر مادر هلاکو» یا «گؤی برج» (به معنای «برج کبود») می‌نامند.[۵۸] البته با توجه به کتیبه‌های حک شده بر بنا که آیاتی از قرآن در آن‌ها به چشم می‌خورد ادعای نسبت این بنا با مادر مسیحی هلاکو مردود است. [۵۶]
گنبد غفاریه
تاریخ احداث این مقبره در فاصله سال‌های ۷۲۵ تا ۷۲۸ هجری قمری است. این بنای مربعی شکل در شمال غربی شهر و در کنار رودخانه صوفی قرار دارد. [۵۹][۵۶]
گوی برج
این بنا در محلهٔ اتابک، کوچهٔ سبزیچی‌ها قرار داشت که در طول سال‌های ۱۳۱۵-۱۳۱۶ هجری شمسی به کلی ویران شد و امروزه اثری از این بنای مدور وجود ندارد. [۶۰][۵۶]

[ویرایش] رصدخانه

نوشتار اصلی: رصدخانه مراغه

پس از انتخاب مراغه به عنوان پایتخت از سوی هلاکو، به تقاضای خواجه نصیرالدین طوسی موجبات ایجاد رصدخانه‌ای بر تپه‌ای در شمال غرب شهر فراهم شد. خواجه اقدام به تاسیس این رصدخانه کرد و زیج ایلخانی را در این رصدخانه تدوین نمود. همچنین دانشمندانی را از اطراف و اکناف به مراغه دعوت کرد و با همکاری آنان مرکزی علمی تشکیل داد. [۶۱]

[ویرایش] آرامگاه اوحدی

مقبرهٔ رکن‌الدین ابوالحسن مراغی در باغی متعلق به فرقه‌ای از اهل حق مراغه قرار دارد. این مقبره در سال ۱۳۵۲ تجدید بنا شد، این عملیات شامل ساخت گنبدی از بتون آرمه (سنگ مقبره قبلی به موزهٔ آرامگاه منتقل شده‌است)، محوطه‌سازی و ساخت کتابخانه بود. [۶۲]

در جوار این آرامگاه، مقبرهٔ دیگری متعلق به پیری به نام سرخوش بیگ وجود دارد که در هم‌زمان با اوحدی می‌زیسته‌است. این مقبره مورد احترام و زیارت‌گاه دسته‌ای از مریدان علی علیه‌السلام به نام گوران‌ها می‌باشد. [۶۲]

[ویرایش] جاذبه‌های طبیعی

[ویرایش] آب‌های معدنی

نوشتار اصلی: چشمه‌های معدنی مراغه
چشمهٔ ساری سو

در اطراف شهر مراغه و در مناطق روستایی آب‌های گرم و سرد معدنی وجود دارند که مشهورترین آنها بدین شرح‌اند:[۶۳]

شور سو (آب شور)
در جنوب مراغه و در روستای ورجوی واقع است. آب این چشمه دارای مقدار فراوان گاز کربنیک است. [۶۴]
چشمه گشایش
ساری سو
در ۴ کیلومتری جنوب مراغه و در مسیر روستای ورجوی قرار دارد. [۶۵]
قره پالچیق
ایستی بلاغ


[ویرایش] آموزش

[ویرایش] پیشینه

همان طور که اشاره شد، مراغه مدت‌ها مرکز تجمع علما و دانشمندان بوده‌است. حضور دانشمندان بزرگ در مراغه نشان از آن دارد که این شهر در زمان سلجوقیان به ویژه قرن ششم هجری موقعیت علمی ویژه‌ای داشته‌است. از جمله شخصیت‌های نامدار علمی که در این شهر اقامت داشته‌اند می‌توان دانشمندانی چون شیخ شهاب الدین سهروردی، مجدالدین جیلی، امام فخر رازی، سموئل بن یحیی بن عباس مغربی، ابن عبری و مجدالدین محمد ابن خلیفه بن سیواسی رومی را یاد کرد. [۶۶]

مدارس از نیمهٔ دوم قرن پنجم تا یورش مغول
مدرسه احمدک
این مدرسه پیش از سال ۵۲۹ دایر بوده‌است و گویا خلیفه مسترشد را در آن دفن کرده‌اند. [۶۷]
مدرسه عزیه
مدرسه عزیه یا مدرسه قاضی را منسوب به عزالدین بک ارسلان آبه مراغی (مقتول به ۶۵۵) از امرا سلطان محمد بن محمود بن محمد سلوقی، که بانی مدرسه بوده‌است می‌دانند. به احتمال زیاد این مدرسه جایگاه معتبری در زمینهٔ پژوهش‌های علمی بوده و سال‌های درازی بر پا بوده‌است. چنانکه بنا به نوشتهٔ ابن الغوطی، مویدالدین در دوران اقامت خود در مراغه، در این مدرسه اقامت داشته‌است. [۶۷]
آنچه که به اسم مثلث پاسکال معروف است در شش قرن قبل از او توسط ریاضیدان المغربی از کرجی، ریاضیدان معروف که در اواخر قرن چهارم هجری متولد شده‌است استنتاج شده‌است که در نتیجه کشف این مثلث توسط کرجی است که شش قرن از پاسکال قدیمی تر بوده‌است. این ریاضیدان معروف قرن ششم که جدول مزبور را در کتاب خود نقل کرده در طول سال ۵۷۵ هجری (۱۱۸۰ میلادی) در مراغه درگذشته‌است. بنابراین می‌توان گفت که احتمال دارد او نیز در مدرسهٔ عزیه مشغول بوده‌است. [۶۸]
همچنین این مدرسه را به قاضی کمال الدین محمد قزوینی نسبت می‌دهند. [۶۹]
مدرسه اتابکیه
این مدرسه یکی دیگر از مدارس معروف مراغه در آن دوران بوده که کمال الدین قزوینی یکی از مدرسین آن بوده‌است. [۶۹]
مدارس از یورش مغول تا سلطه صفویان
مدرسه محییه
بنای مدرسه واقع در بازار مراغه و متعلق به پیش از سال ۶۰۷ و به محیی الدین ابوحامد یحیی بن صدرالدین نسبت داده شده‌است. [۶۹]
مدرسه سیواسی
این مدرسه برای مجدالدین محمد بن خلیفه بن الب ارسلان سیواسی مدرسه‌ای (پس از ۶۸۰) در مراغه دایر بوده‌است. [۶۹]
در کتاب علما النظامیات (ص ۱۲۴) علاوه بر دو مدرسه فوق به یک مدرسهٔ دیگر نیز اشاره شده و آمده‌است که فخرالدین ابومسعود منصور بن محمد کازرونی طبیب هنگام ورود به مراغه در سال ۶۶۴ در مدرسه‌ای فرود آمد. [۶۹]

[ویرایش] آموزش ابتدایی

نخستین مدرسه به سبک نوین در مراغه در تاریخ ۱۲ شوال ۱۳۲۴ هجری قمری با نام «مدرسه سعدیه» تاسیس شد. محمدعلی خویی معروف به ضیاءالحکما، یکی از خیرین ساکن مراغه بانی این مدرسه بود. [۷۰]

[ویرایش] صنعت

Silk rug of Maragha.jpg

فعاليت هاي عمده صنعتي و توليدي در اين شهرستان محدود به صنايع دستي و تهيه مواد غذايي است. بر اساس داده هاي سرشماري سال 1375 – 43/27 درصد كل جمعيت شاغلين شهرستان در بخش صنعت اعم از معادن، صنايع دستي يا توليد مواد غذايي مشغول بوده اند كه از رقم مذكور 4/48 درصد از كل افراد شاغل در بخش صنعت در نقاط شهري و 60/61 درصد در نقاط روستايي شاغل بودند.[۷۱]

[ویرایش] صنایع دستی

مراغه سالانه با تولید حدود ۶۵ هزار متر مربع فرش ابریشمی که ۷۰ درصد آن صادراتی است رتبه دوم تولید این کالا را در کشور دارد. [۷۲]

[ویرایش] حمل و نقل

[ویرایش] راه‌آهن

ایستگاه راه‌آهن مراغه.

ایستگاه مراغه که در مسیر راه‌آهن تهران-تبریز قرار دارد در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۳۵ افتتاح شده‌است.[۷۳]

[ویرایش] شهرهای خواهرخوانده

[ویرایش] پانویس

توضیحات

^ *۱: مراغة به عربی به معنای «محل غلتیدن چهارپایان» است. [۷۶]
^ *۲: نیسان نام دومین ماه بهار در ماه‌های رومی است.

منابع
  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ مروارید، مراغه، ۶۷-۶۸.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ «نتایج تفصیلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۸۵-استان آذربایجان شرقی». درگاه ملی آمار. بازبینی‌شده در ۱۴ اوت ۲۰۱۱. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ «تائید نهایی طرح جامع شهر مراغه در کارگروه مسکن و شهرسازی استان». معاونت شهرسازی و معماری وزارت راه و شهرسازی. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۹ اکتبر ۲۰۱۱. بازبینی‌شده در ۱۹ اوت ۲۰۱۱. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ «آب و هوای مراغه». سازمان هواشناسی کشور. بازبینی‌شده در ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۱. 
  5. «پیش‌شماره‌ها». شرکت مخابرات ایران. بازبینی‌شده در ۴ سپتامبر ۲۰۱۱. 
  6. «شهردار». وب‌گاه شهرداری مراغه. بازبینی‌شده در ۴ سپتامبر ۲۰۱۱. 
  7. کسروی، آذری یا زبان باستان آذربایجان.
  8. «جاذبه‌های گردشگری و آثار تاریخی مراغه». سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی. بازبینی‌شده در ‏۲۶ دسامبر ۲۰۰۹. 
  9. مروارید، مراغه، ۷۰۹.
  10. دیاکونوف، تاریخ ماد، ۱۹۴.
  11. دیاکونوف، تاریخ ماد، ۱۶۷.
  12. مروارید، مراغه، ۶۳.
  13. «ANTONY, MARK». Encyclopædia Iranica. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۱. 
  14. مروارید، مراغه، ۷۱۴.
  15. «ساجیان». دانشنامه جهان اسلام. بازبینی‌شده در ۳ اوت ۲۰۱۱. 
  16. مروارید، مراغه، ۷۲۸-۷۲۹.
  17. مروارید، مراغه، ۷۳۰.
  18. مروارید، مراغه، ۷۳۳.
  19. مروارید، مراغه، ۷۳۳-۷۳۴.
  20. مروارید، مراغه، ۷۳۴.
  21. مروارید، مراغه، ۷۳۴-۷۳۵.
  22. مروارید، مراغه، ۷۳۵.
  23. «MARAGHA». Encyclopædia Britannica. Eleventh Edition. Volume 17. 
  24. قلی‌اف، تاریخ آذربایجان.
  25. خیرالهی، مراغه در عهد قاجار، ۱۷۲.
  26. مروارید، مراغه، ۱۱۳.
  27. مستوفی، نزهةالقلوب، ۹۹-۱۰۰.
  28. .Minorsky, “Maragha” in Encyclopaedia of Islam. Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2009. Brill Online.«At the present day, the inhabitants speak Adhar Turkish, but in the 14th century they still spoke “arabicized Pahlawi” (Nuzhat al-Qolub: Pahlawi Mu’arrab) which means an Iranian dialect of the north western group.»
  29. مشکور، نظری به تاریخ آذربایجان، ۱۸۹.
  30. ورجاوند، سرزمین قزوین، ۴۶۸-۴۸۲.
  31. «ALAMŪT». Encyclopædia Iranica. بازبینی‌شده در ۱۶ اوت ۲۰۱۱. 
  32. مروارید، مراغه، ۱۲۸.
  33. مستوفی، نزهةالقلوب، ۶۶.
  34. یارشاطر، احسان. «مراغیان الموت و رودبار و زبان آنها». مجله ایران‌شناسی، ۱۳۴۶.
  35. مروارید، مراغه، ۱۰۷-۱۱۱.
  36. مروارید، مراغه، ۹۴-۹۵.
  37. ۳۷٫۰ ۳۷٫۱ ۳۷٫۲ ۳۷٫۳ ۳۷٫۴ مروارید، مراغه، ۶۹۵-۷۰۸.
  38. مروارید، مراغه، ۱.
  39. سازمان برنامه و بودجه آذربایجان شرقی. سیمای شهرستان مراغه. تبریز: سازمان برنامه و بودجه آذربایجان شرقی، معاونت برنامه‌ریزی و هماهنگی، ۱۳۷۷.
  40. «وضعیت آب و هوایی و ویژگی‌های فرهنگی مراغه». سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی. بازبینی‌شده در ‏۲۶ دسامبر ۲۰۰۹. 
  41. مروارید، مراغه، ۳۹.
  42. مروارید، مراغه، ۱-۲.
  43. مروارید، مراغه، ۲-۲۱.
  44. ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ اطلاعات علمی سال بیست و پنجم شماره2 پی در پی375 ماهنامه آذر
  45. «Maragheh: a classical late Miocene vertebrate locality in norhtwestern Iran». nature. بازبینی‌شده در اکتبر ۲۰۱۱. 
  46. مروارید، مراغه، ۵.
  47. Firouz, The complete fauna of Iran, 43-44.
  48. «مراغه به قطب علمی زمین شناسی كشورهای منطقه تبدیل می شود». خبرگزاری ایرنا. بازبینی‌شده در ۵ اکتبر ۲۰۱۱. 
  49. باختری، در دیار آشنا، ۶۷.
  50. باختری، در دیار آَشنا، ۵۹.
  51. باختری، در دیار آَشنا، ۶۷.
  52. «مراغه، شهر برج مقبره‌های تاریخی». جام جم، شنبه، ۳ فروردین ۱۳۸۷. 
  53. «شهر مراغه». دانشگاه مراغه. بازبینی‌شده در ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۱. 
  54. ۵۴٫۰ ۵۴٫۱ «Marāgheh». Encyclopædia Britannica. بازبینی‌شده در ۹ اکتبر ۲۰۱۱. 
  55. مروارید، مراغه، ۲۷۷-۲۷۸.
  56. ۵۶٫۰ ۵۶٫۱ ۵۶٫۲ ۵۶٫۳ ۵۶٫۴ غلامیه، تاریخ مراغه به روایت تصویر.
  57. مروارید، مراغه، ۲۸۸.
  58. مروارید، مراغه، ۲۹۲.
  59. مروارید، مراغه، ۳۰۷.
  60. مروارید، مراغه، ۳۱۲-۳۱۳.
  61. مروارید، مراغه، ۳۱۵.
  62. ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ مروارید، مراغه، ۳۹۶.
  63. مروارید، مراغه، ۴۰.
  64. مروارید، مراغه، ۴۰-۴۱.
  65. مروارید، مراغه، ۴۷.
  66. مروارید، مراغه، ۱۳۵-۱۳۹.
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ مروارید، مراغه، ۱۳۶.
  68. مروارید، مراغه، ۱۳۶-۱۳۷.
  69. ۶۹٫۰ ۶۹٫۱ ۶۹٫۲ ۶۹٫۳ ۶۹٫۴ مروارید، مراغه، ۱۳۷.
  70. غلامیه، حاجی صمدخان شجاع‌الدوله و رژیم مشروطه، ۷۲
  71. محیط زیست آذربایجان شرقی
  72. «سوغات مراغه، جاذبه ای رنگین و دلنشین برای میهمانان نوروزی». خبرگزاری ایرنا. بازبینی‌شده در ۱۶ اوت ۲۰۱۱. 
  73. مروارید، مراغه، ۲۵۶.
  74. «BPK Goražde» Delagacija Vlade BPK-a Goražde posjetila iransku pokrajinu Istočni Azerbejdžan». 
  75. «Načelnik Upriličio Prijem Za Goste Iz Irana». 
  76. «مراغه». فرهنگ معین. بازبینی‌شده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۱. 

[ویرایش] منابع

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار منابعی در رابطه با مراغه موجود است.
  • مروارید، یونس. مراغه. ویرایش دوم. چاپ دوم، تهران: انتشارات علمی، ۱۳۷۲.
  • مستوفی، حمدالله، به کوشش محمد دبیرسیاقی. نزهةالقلوب. تهران: کتابخانه طهوری، ۱۳۳۶.
  • کسروی، احمد. آذری یا زبان باستان آذربایجان، چاپ دوم. تهران: چاپ تابان، ۱۳۱۷.
  • ا. ن. قلی‌اف. تاریخ آذربایجان. ترجمهٔ ا. آ. افشار. تهران: انتشارات شورا، نشر معاصر، ۱۳۵۹.
  • مشکور، محمدجواد. نظری به تاریخ آذربایجان. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، انتشارات کهکشان، چاپ دوم ۱۳۷۵، گنجینهٔ ایران: ۲۱.
  • ورجاوند، پرویز. سرزمین قزوین، سابقه تاریخی و آثار باستانی و بناهای تاریخی سرزمین قزوین. تهران: انتشارات راستی نو، چاپ دوم، ۱۳۷۴.
  • غلامیه، مسعود. تاریخ مراغه به روایت تصویر. چاپ اول. تهران: نشر اوحدی، ۱۳۸۵. ISBN 964-8234-46-9.
  • باختری، هوشنگ. در دیار آشنا. تهران: چاپ روز، ۱۳۵۴.
  • دیاکونوف، ایگور میخائیلوویچ. تاریخ ماد، چاپ دوم. ترجمهٔ کریم کشاورز. تهران: انتشارات پیام، ۱۳۵۷.
  • غلامیه، مسعود. حاجی صدخان شجاع‌الدوله و رژیم مشروطه. چاپ اول. تهران: نشر اوحدی، ۱۳۸۰. ISBN 964-6376-53-3.
  • صدرالاسلامی، فخرالدین. دیدنی‌های مراغه و عجب شیر. تهران: نشر اوحدی، ۱۳۸۱.
  • ورجاوند، پرویز. رصدخانه مراغه. تهران: نشر، ۱۳۵۵.
  • خیرالهی، عطوف. مراغه در عهد قاجار. تبریز: نشر اختر، ۱۳۸۷. ISBN 978-964-517-233-4.

[ویرایش] پیوند به‌بیرون

ابزارهای شخصی
گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌ریزی
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر