حمام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یک گرمابه ساده آمریکایی
رخت کن گرمابه قجر قزوین، نمونه ای از گرمابه همگانی باستانی

حَمّام یا گرمابه محلی است برای شستشوی اساسی تن و سر و صورت و غسل در اصطلاح اسلامی. گرمابه های همگانی در ایران باستان و ترکیه خاندان عثمانی، و برخی کشورهای شمال آفریقا که در قلمرو این خاندان بودند، دیده می شد و امروزه نمودی از فرهنگ خاور زمین آن زمان شمرده می شود، هر چند بسیاری از آنها خراب یا بسته شدند، ساختار زیبای برخی از آنها در یادها و نگاره هایشان در نسکهای گردشگران اروپایی سده های پیشین بر جای ماند تا سندی باشد بر یک از نمودهای شهرنشینی در خاور زمین.

نمونه این گونه گرمابه ها در سده های پس از آن در اروپا با نگرش به ساختار خاوری بیشتر برای بزرگزادگان و درباریان ساخته شد.

تاریخچه[ویرایش]

بنا به گفته موبد اردشیر خورشیدیان، رییس انجمن موبدان ایران، ایرانیان نخستین قوم در جهان هستند که برای شستشو، به ساخت گرمابه پرداختند.[۱]

ساختار گرمابه‌های همگانی[ویرایش]

گرمابه های همگانی از نگرش ساختاری بیشتر دارای در ورودی پیچ داری بودند که به رختکن می رسید. در گوشه‌ای از رختکن جایگاه صندوق دار گرمابه قرار داشت. این رختکن به اتاقی راه می‌یافت که آن را اتاق سرد و یا سرای نخست می‌نامیدند و دارای حوض‌های آب و هوای گرمی بود که از طریق لوله‌های سفالی کار گذاشته شده در دیوار سالن (اتاق دوم) از گرمخانه می‌آمد. این اتاق به اتاق دیگری به نام بیت الحراره و یا حجرهٔ داغ وصل می‌شد. این اتاق دارای حوضی پر از آب گرم بود و دمای آن حداکثر میزانی بود که بدن انسان توان تحمل آن را می‌توانست داشته باشد.کف این اتاق‌ها تماماً از سنگ مرمر پوشیده می‌شد تا نظافت آن به آسانی صورت پذیرد.

سقف اتاق‌های گرمابه گنبدی شکل و دارای نور گیرهایی بود که به وسیلهٔ دریچه‌هایی شیشه‌ای بسته می‌شدند تا بدین ترتیب فقط نور آفتاب به داخل گرمابه بتابد و از ورود هوای سرد جلوگیری و گرمابه به صورت طبیعی روشن شود.معمولاً در ساخت گرمابه ها از آجر، سنگ و مرمر استفاده می‌کردند، زیرا این مواد به خوبی در مقابل آب مقاومت می‌کنند.در پشت گرمابه گرمخانه‌ای وجود داشت که آب را در دیگ‌های بزرگ مسی به جوش می‌آورد.آب جوش و بخار از گرمخانه و از طریق شبکه‌ای از لوله‌های سفالی به قسمت‌های مختلف حمام توزیع می‌شد.این گرمخانه معمولاً دارای یک در پشتی بود که از طریق آن سوخت مورد نیاز گرمخانه به آن می‌رسید..[۲][۳][۴]

بخش‌های مختلف گرمابه[ویرایش]

بخش های گرمابه عمومی[ویرایش]

دو بخش کوچک و بزرگ گرمابه به ترتیب شامل قسمت‌هایی همچون جلو خان، سردر ورودی، هشتی، راهروهای ارتباطی، سربینه، میان در، گرم خانه، خزینه، صفه شاه نشین، اتاق نظافت، تون، گربه رو (چپیله)، دستک، برف انداز، جام خانه و چاه خانه می‌باشد. البته دو فضای اصلی در گرمابه های قدیمی به ترتیب، سربینه و گرم خانه می‌باشد.

رخت کن یا محل جشن ها و حنا بندان ها[ویرایش]

فضای اول گرمابه، رختکن و جای آماده شدن برای استحمام یا خروج از گرمابه بوده، مهم‌ترین و زیباترین فضای گرمابه است، فضایی وسیع و پر تزیین با گنبدی بزرگ و حوضی در میان، در اطراف فضای میانی ، سکوهایی برای استراحت مراجعین است که برای ورود به آن‌ها، باید از چند پله بالا می‌رفتند و پاها را قبل از ورود در حوض‌های روی سکوها می‌شستند، بیشترین تزیینات گرمابه، همیشه در رخت کن یا بینه است. کف بینه و غرفه‌های اطراف آن معمولاً سنگی است.در این بخش مراسم جشن حنا بندان برای داماد و برای عروس در گرمابه زنانه بر‌گزار می شد.برای مراسم حنابندان معمولاً گرمابه را اختصاصی می کردند جشن حنابندان با رقص و آواز و شعر خوانی همراه بود. داماد حمام می رفت و طی مراسمس دلاک او را شست‌وشو می داد و در پایان در رختکن با مراسمی لباس دامادی بر او می پوشیدن و بعد مراسم شعر و ترانه و رقص انجام می شد.

گرم خانه[ویرایش]

گرم خانه: در گرمابه، محل اصلی شستشو و جای مشت و مال که خزینه از ملحقات آن است. گرم خانه، محل شستشو و تطهیر بدن می‌باشد. گرم خانه اغلب فضایی ساده‌تر از بینه است که گوشه‌هایی برای نشستن و شستشو دارد. خزینه آب گرم و حوض آب سرد و فضاهایی خصوصی‌تر برای شستشو در مجاورت گرم خانه قرار دارد.

روشنایی گرم خانه از نور گیرهای سقفی تأمین می‌شود. نورگیرهایی با شیشه‌های عدسی مانند وجود دارد تا نور کافی وارد گرمابه شده و داخل گرمابه دیده نشود.

ورودی حمام و نیز فضای بین بینه و گرم خانه را که «میان در» نامیده می‌شود به نوعی با پیچ و خم بسیار طراحی می‌کردند که جلو تبادل مستقیم حرارت و نم را بگیرد و هوای بیرون گرمابه به بینه و هوای بینه به گرم خانه و بالعکس به سهولت منتقل نشود. کل حمام را برای حفظ گرمای درونی آن، معمولاً پایین‌تر از سطح زمین و درون خاک می‌ساخته‌اند.

فضای پشتیبانی[ویرایش]

یعنی فضاهای مربوطه به تأمین آب و حرارت گرمابه مثل تون یا آتشگاه و انبار هیزم، که تون محل افروختن آتش در پشت گرم خانه و خزینه قرار داشته و از بیرون گرمابه به آن وارد می‌شوند.

خزینه آب گرم: خزینه از یک طرف به گرم خانه و محل شستن و کیسه کشی وصل است و از طرف دیگر به بیرون گرمابه و برروی آتشگاه که به آن گرخانهGorKhaneh یا گلخن می گفتند که یک نفر همواره در آن آتش را با هیزم و یا چوب روشن نگه می داشت. بعضی از حمام‌ها علاوه بر خزینه آب گرم، خزینه آب ولرم یا سرد هم دارد. بنای حمام ها در قدیم از ساروج ملاطی مقاوم دربرابر آب، ازآهک و خاکستر، خاک رس و... بود. خزینه در قدیم محل آلودگی و سرایت بیماری های ویروسی بودو حدود یکصد سال قبل ورود افراد به خزینه ها ممنوع شد و شیر آب به خزینه وصل شد تا مردم مستقیم وارد خزینه نشوند. تنبوشه: لوله‌های سفالین که از آن برای انتقال آب بین بخشهای مختلف حمام استفاده می‌شده است

  • گلجام: شیشه‌های رنگین در روزن سقف یا دیوار
  • تون یا گلخن: مجموعه راهرو، اتاقک و دیگ بزرگ مسین که در کف و زیر خزینه تعبیه می‌شود و آب خزینه را داغ می کند. و شخصی به اسم تون تاب در فواصل زمانی منظم به وسیله افروختن هیزم و سایر مواد سوختی در تون؛ آب داخل خزینه را گرم نگه می‌داشته است. دود ناشی از دود و دم سوختن به صورت مستقیم به دودکش‌ها مرتبط نمی‌شده بلکه توسط گربه روهای کف حمام به بیرون گرمابه هدایت می‌شده تا از گرمای آن برای گرم شدن کف گرمابه استفاده شود. نام‌های دیگر تون؛ گلخن(گرخانه)، تیون و پاتیون است.

آداب گرمابه[ویرایش]

گرمابه فرهنگ و اداب خاصی داشته است بویژه برای عروسی ها و مراسم های ملی و همچنین برای کدخدا و آخوند ده و شهرهای کوچک. در قدیم معمولاً هفته ای یک بار حمام می رفته اند و بویژه شب های جمعه شلوغ ترین روزهای حمام بوده است. شلوغ ترین روزهای سال در حمام های ایرانی معمولاً چند روز عید و بخصوص یک روز قبل از نوروز بوده است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «نخستين گرمابه را ايرانيان ساختند.»(فارسی)‎. خبرگزاری میراث فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۴/۱۲/۱۳. بازبینی‌شده در ۱۵ تیر ۱۳۸۷. 
  2. آب در تمدن ایرانی، کتاب ماه هنر.
  3. معماری ایرانی، محمدکریم پیرنیا۱۳۸۶.
  4. حمام در شهرهای ایرانی-اسلامی.فیروز مهجور، کتاب ماه هنر