دژ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
قلعه اگسکوف، (به دانمارکی: Egeskov Slot) در جزیره فین دانمارک
قلعه آلکازار در سگوبیا اسپانیا
قلعه بودیوم در ساسکس شرقی در انگلستان، که به وسیله یک خندق مملو از آب احاطه شده است.

دژ یا قلعه یک ساختمان مستحکم بوده که در طول قرون وسطا توسط نجیب‌زادگان در خاورمیانه ساخته شده است.[نیازمند منبع] همچنین قلعه معرب واژه‌ای پارسی به صورتهای کَلا، کَلات و کلاک است که مثل بسیاری از لغات هنگام تعریب کاف به قاف تغییر کرده است و این واژه از فارسی وارد عربی شده است.

محققان پیرامون گستره واژه دژ بحث می‌کنند، اما اغلب، آن را به عنوان منطقه مستحکم شخصی یک مالک یا نجیب‌زاده به شمار می‌آورند. دژ با کاخ که مستحکم نیست؛ سنگر که مکان نجیبزادگان نیست؛ و مکان مستحکم که یک پایگاه دفاعی عمومیست، متمایز می‌باشد، از این‌رو بین این انواع ساختمان تشابه‌های فراوانی وجود دارد. در گذر زمان استفاده از این واژه تنوع یافته و به ساختمان‌های متنوعی اطلاق گشته است. در طول بیش از ۹۰۰ سالی که قلعه‌ها ساخته شده بودند، آن‌ها اشکال و ویژگی‌های مختلفی را به دست آورده‌اند.

قلعه به عنوان یک نوآوری اروپایی، در قرن‌های نهم و دهم، بعد از سقوط امپراطوری کارولینگیان در نتیجه تقسیم قلمرواش بین مالکان شخصی و شاهزاده‌ها، ریشه گرفت. این نجیبزادگان قلعه‌ها را برای کنترل مناطق پیرامون خود بنا نهادند، و آن‌ها ساختارهایی تدافعی و تهاجمی بودند. پایه‌ای را ایجاد کردند که آن‌ها قادر می‌ساخت همانطور که در مقابل دشمنان مقاوم باشند، برنامه‌های تهاجمی خویش را پیاده نمایند. اگرچه ریشه‌های ارتش آن‌ها اغلب بر دانش‌های قلعه تاکید داشتند، این ساختمان‌ها همچنین به عنوان مرکز فرماندهی و نشانه قدرت به کار می‌رفتند. قلعه‌های شهری برای کنترل مردم محلی و راه‌های مهم حمل و نقلی مورد استفاده قرار می‌گرفتند، قلعه‌های روستایی نیز اغلب در کنار عواملی مانند آسیاب‌ها و زمین‌های حاصل خیزی ساخته می‌شدند که برای زندگی در اجتماع مناسب بودند.

بسیاری از قلعه‌ها در اصل از گل و چوب ساخته شده بودند، اما بعدها با کمک سنگ قدرت تدافعیشان افزایش یافت. قلعه‌های اولیه اغلب از امکانات دفاعی طبیعی و عوارضی مانند برج‌ها استفاده می‌کردند، و بر روی یک برجک دفاعی مرکزی استوار بودند. در اواخر قرن ۱۲ام و اوایل قرن ۱۳ام پدافند قلعه‌ها به پیشرفتی علمی دست یافت. این پیشرفت با تاکید بر شلیک از جناحین، موجب گسترش برج‌ها شد. بسیاری از دژهای نو چند ضلعی و برپایه دفاع متمرکز بودند (چندین مرحله از دفاع که به همراه یک دیگر قادر بودند به طور همزمان عمل کنند تا قدرت قلعه را به حداکثر برسانند). این تغییرات در دفاع به ترکیب تکنولوژی قلعه‌ها در طول جنگ‌های صلیبی، از جمله استحکامات متمرکز، و الهام گیری از پدافندهای قبلی مانند پایگاه‌های دفاعی رومی نسبت داده می‌شود. طبیعت تمام عناصر معماری قلعه نظامی نیستند، و مواردی مانند خندق‌ها از هدف اصلی خود (دفاع) به مظهری از قدرت تبدیل شده‌اند. مسیرهای منتهی به برخی قلعه‌های بزرگ، بسیار پیچ‌درپیچند و چشم اندازشان را تحت الشعاع قرار می‌دهند و بر آن مسلط می‌گردند.

اگرچه اروپاییان در قرن ۱۴ام باروت به باروت دست یافتند، تا قرن ۱۵ ام و زمانی که توپ‌خانه‌ها به قدری توانمند شدند که از دیوارهای سنگی فراتر روند، به طور چشمگیری قلعه‌ها را تحت تاثیر قرار نداد. درحالی که در قرن ۱۶ام ساختن قلعه‌ها ادامه یافت، تکنیک‌های جدید شلیک توپ آن‌ها را به مکانی ناراحت‌کننده و نامطلوب برای زندگی تبدیل کرد. درنتیجه، قلعه‌ها کاهش یافتند و با قلعه‌های توپخانه‌ای که هیچ نقشی در حکومت مدنی نداشتند، جایگزین گشتند. از قرن ۱۸ام به بعد، با ساخته شدن قلعه‌های ساختگی، به عنوان بخشی از احیای رمانتیک معماری گوتیک، علاقه به دژ مجددا افزایش یافت، اما آن‌ها اهدافی نظامی را دنبال نمی‌کردند.

تعریف[ویرایش]

"برج سفید" نورمنی، برجک دفاعی برج لندن، که تمام استفاده‌های قلعه شامل پدافند شهر، منطقه مسکونی، و یک پناه‌گاه در زمان بحران را شامل می‌شود.

ویژگی‌های توصیفی[ویرایش]

در ساده ترین شکل توصیف آکادمیک قلعه، «یک عمارت مستحکم» می‌باشد.[۱] این بنا با استحکامات قبلی مانند بورهای آنگلوساکسون و شهرهای دارای دیوار مانند قسطنطنیه و انطاکیه در خاور میانه متفاوت است؛ قلعه‌ها ویژه دفاع جمعی نبودند، بلکه برای لردهای فئودالساخته شده و در اختیار آن‌ها یا سلطنت قرار داشتند.[۲] نظام ارباب و رعیت ارتباط بین یک لرد و واسال بود که در آن لرد زمین را به واسال اعطا می‌کرد و در مقابل انتظار وفاداری داشت.[۳] در اواخر قرن بیستم، تمایل بر این بود که تعریف قلعه با شامل شدن معیارهای مالکیت فئودال تغییر یابد، بنابرین با پیوند دادن قلعه‌ها به دوران قرون وسطا، این موضوع اصطلاح به کار رفته در دوران قرون وسطا را بازتاب نمی‌کند. در طول نخستین جنگ صلیبی، (۱۰۹۶-۱۰۹۹)، سپاهیان فرانک با شهرک‌ها و استحکامات دیواری رو به رو شدند و به طور بی هدف واژه قلعه را به آن‌ها اختصاص دادند، اما آن‌ها با آن‌چه که امروز به عنوان قلعه شناخته می‌شود، تفاوت داشتند.

قلعه ویندسور در انگلستان که در طول فتح انگلستان توسط نورمن‌ها ساخته شد، و امروزه به عنوان یکی از اقامت‌گاه‌های رسمی و اصلی ملکه الیزابت دوم به شمار می‌رود.

دژها طیفی از اهداف را برآورده می‌کردند، که مهم‌ترین آن‌ها عبارت بودند از اهداف نظامی، حکومتی و اجرایی. قلعه‌ها همانند سایر ساختمان‌های دفاعی، ابزاری تهاجمی بودند که این امکان وجود داشت در خاک دشمن به عنوان پایگاه عملیات به کار روند. مهاجمان نورمن در انگلستان از قلعه‌ها هم برای اهداف دفاعی و هم برای آرام کردن ساکنین کشور استفاده کردند.[۴] زمانی که ویلیام یکم (انگلستان) قدرت انگلستان را به دست گرفت، برای افزایش امنیت منطقه‌ای که انتخاب کرده بود، موقعیت‌هایی کلیدی را مستحکم ساخت. او بین سال‌های ۱۰۶۶ و ۱۰۸۷، ۳۶ قلعه را مانند دژ وارویک، برای محافظت دربرابر شورش در میدلندز انگلستان، بنا نهاد.[۵][۶]

با نزدیک شدن به اواخر قرون وسطا، به دلیل ظهور توپ‌های نیرومند و استحکامات توپ‌خانه‌ای دائمی، دژها اهمیت نظامی خود را از دست دادند[۷]؛ در نتیجه، قلعه‌ها به عنوان اقامت‌گاه‌ها و مظاهر قدرت اهمیت یافتند.[۸] یک قلعه علاوه بر اینکه می‌توانست به عنوان یک سنگر یا زندان عمل کند، قادر بود مکانی برای سرگرمی یک شوالیه یا لرد و همراهانش باشد.[۹] با گذر زمان، از آن‌جا که ظاهر و اندازه دژ به مظهری از اعتبار و قدرت ساکنانش تبدیل شد، زیبایی‌شناسی طراحی قلعه‌ها اهمیت فراوانی یافت. اگرچه در دوران بعد قلعه‌ها هنوز در مقابل سطوح پایین خشونت مقاوم بودند، در نهایت به عنوان اقامت‌گاهی سطح بالا، به موفقیت دست یافتند.[۱۰]

واژه‌شناسی[ویرایش]

گاهی اوقات واژه برای تمام انواع استحکامات به کار می‌رود، و در نتیجه در معنی غلط استعمال می‌گردد. یک نمونه از آن قلعه میدن می‌باشد که بر خلاف نامش یکی از استحکامات تپه‌ای در عصر آهن است که ریشه و هدف بسیار متفاوتی دارد.[۱۱]

اگرچه واژه دژ به واژه‌ای عمومی برای یک خانه مانور تبدیل نشده است، بسیار از این خانه‌ها در نام خود واژه «دژ» را یدک می‌کشند، درحالی که از ویژگی‌های معماری قلعه، عده معدودی را دارا می‌باشند، معمولا علت اینست که صاحبان آن‌ها علاقه مند بودند که با گذشته ارتباط برقرار کنند و احساس می‌کردند که واژه «دژ» تجلی‌گاه قدرت آن‌ها می‌باشد.[۱۲] مطابق مطالعات، همانطور که در بالا گفته شد، قلعه به عنوان مفهومی منسجم پذیرفته شده است، ریشه آن به اروپا باز می‌گردد و بعدها صلیبیون آن را به بخش‌هایی از خاور میانه گسترش داده‌اند. این گروه منسجم یک اصل رایج را به اشتراک می‌گذارند، که با حالتی خاص از جنگ سر و کار دارد، و تاثیرات را رد و بدل می‌کند.[۱۳]

در مکان‌های مختلف جهان، ساختمان‌های مشابهی دارای ویژگی‌های استحکامی و سایر مشخصات توصیفی مربوط به مفهوم قلعه می‌باشند، اگرچه آن‌ها در دوران و شرایطی متفاوت ایجاد شده و تحولات و تاثیرات مختلفی را تجربه کرده‌اند. برای مثال استفان ترنبول تاریخ‌دان، شیرو در ژاپن را به عنوان یک دژ قلمداد می‌کند، که شامل «یک تاریخ توسعه کاملا متفاوت می‌باشد، که به روشی کاملا متفاوت ساخته و برای مقاومت در برابر حمله‌هایی با طبیعت کاملا متمایز طراحی شده است.»[۱۴] درحالی که قلعه‌های اروپایی ساخته شده از اواخر قرن ۱۲ام و اوایل قرن ۱۳ام به بعد، در اصل سنگی بودند، شیرو تا قرن ۱۶ام عمدتا از چوب ساخته می‌شود.[۱۵]

از زمانی که در اواخر قرن ۱۶ام، فرهنگ اروپایی و ژاپنی یکدیگر را ملاقات کردند، استحکامات در اروپا پا خود را از دژها فراتر گذاشت و به نوآوری‌های ایتالیایی مانند استحکامات ستاره‌ای روی آورد. استحکامات هندوستانشرایطی مشابه را دارند؛ زمانی که آن‌ها در قرن ۱۷ام با بریتانیا روبرو شدند، در اروپا قلعه‌ها از کاربردهای نظامی فاصله گرفته بودند. استحکامات هندوستان، یعنی دورگا یا دورگ نیز همانند شیرو ویژگی‌های مشابهی با قلعه‌های اروپایی داشتند، از جمله به عنوان اقامت‌گاه لرد به کار می‌رفتند و همچنین مستحکم بودند. ساختار آن‌ها نیز با مواردی که در اروپا به عنوان قلعه شناخته می‌شد متفاوت بود.[۱۶]

ویژگی‌های رایج[ویرایش]

بیشه کوچک[ویرایش]

صخره چوبی پیرامون بیشه کوچک اغلب بعدها با سنگ جایگزین شدند، که می‌توان نمونه آن را در قلعه گیسورس در فرانسه مشاهده نمود.

بیشه کوچک تپه‌ای خاکی است که بالای آن مسطح می‌باشد. بیشه کوچک اغلب ساختگی می‌باشد، اگرچه گاهی اوقات با یکی از ویژگی‌های طبیعی چشم‌انداز ترکیب می‌شود. حفاری زمین برای ایجاد تپه موجب ایجاد یک حفره در اطراف بیشه کوچک می‌شود که به آن خندق می‌گویند (ممکن است دارای آب یا خشک باشد). ریشه "بیشه کوچک به فرانسوی باستان باز می‌گردد، و بر این اشاره دارد که این ویژگی‌ها با یکدیگر مرتبطند و برای ساختنشان، به یکدیگر وابسته می‌باشند. اگرچه بیشه کوچک اغلب به همراه حیاط بیرونی یک قلعه بیشه کوچک و حیاط بیرونی را شکل می‌دهد، همواره شرایط اینگونه نیست و در برخی موارد بیشه کوچک به تنهایی به کار می‌رود.[۱۷]

«بیشه کوچک» به تنهایی به تپه اشاره دارد، اما اغلب بالای آن یک ساختمان مستحکم مانند یک برجک دفاعی قرار دارد و قسمت مسطح به وسیله پرچین احاطه می‌شود. اغلب در منتهی الیه راه مربوط به بیشه کوچک پلی قرار دارد که می‌توان آن را بلند کرد (پلی که دو انتهای خندق را به هم وصل می‌کند)، این موضوع در تصویر فرشینه بایو از قلعه دینان نشان داده شده است.[۱۸] گاهی اوقات بیشه کوچک یک قلعه یا تالار قدیمی را پوشش می‌دهد که اتاق‌هایش به عنوان انبار و زندان در زیر برجک دفاعی نو به کار می‌روند.[۱۹]

حیاط بیرونی و محاط[ویرایش]

حیاط بیرونی، یک محوطه مستحکم است. این یکی از ویژگی‌های رایج قلعه‌ها می‌باشد و اکثر آن‌ها حداقل یک حیاط بیرونی دارند. برجک دفاعی در بالای بیشه کوچک، اقامتگاه لرد مالک قلعه و آخرین سنگر دفاعی بوده، درحالی که حیاط بیرونی خانه سایر خانواده لرد بود و از آن‌ها حفاظت می‌کرد. پادگان، اصطبل، کارگاه، و انبارها اغلب در حیاط بیرونی قرار داشتند. آب از چاه یا مخزن فراهم می‌شد. با گذر زمان تمرکز بر رفاه محل اقامت از برجک دفاعی به حیاط بیرونی گسترش یافت؛ این موجب ایجاد یک حیاط بیرونی دیگر شد که ساختمان‌های لوکس مانند اتاق‌های لرد را از ساختمان‌های کاری مانند کارگاه‌ها و پادگان‌ها متمایز می‌نمود.[۲۰]

از اواخر قرن ۱۲ام شوالیه‌ها علاقه‌مند شدند که از خانه‌های کوچکی که قبلا در اختیازشان بود خارج شوند و در خانه‌های مستحکم واقع در حومه شهرها زندگی کنند.[۲۱] این امکان وجود دارد که حیاط‌های بیرونی ساختمان دفاعی مستقلی باشند، اگرچه این موضوع بیشتر مربوط به قلعه‌های «بیشه کوچک و حیاط بیرونی» است. محاط منطقه اصلی دفاعی قلعه است، و واژه‌های «حیاط بیرونی» و «محاط» با یکدیگر مرتبطند. یک قلعه می‌تواند چندین حیاط بیرونی داشته باشد، ولی تعداد محاط‌هایش فقط یکی است. قلعه‌هایی که برجک دفاعی ندارند، اغلب به قلعه‌های محاطی مشهورند.[۲۲] این نوع از قلعه‌ها، از اولین قلعه‌های ساخته شده می‌باشند، که به قبل از رواج برجک دفاعی در قرن ۱۰ام باز می‌گردند.[۲۳]

برجک دفاعی[ویرایش]

برجک دفاعی قلعه وینسنس در قرن ۱۴ام که نزدیک برج‌های پاریس و بالای دیوار حایل قلعه قرار دارد. این دیوار ویژگی‌های رایج معماری قلعه را نشان می‌دهد: یک اتاق دروازه‌بان، برج‌های گوشه‌ای و مزغل‌سازی‌ها.

برجک دفاعی برجی عظیم است و قبل از رواج دفاع متمرکز، تدافعی ترین نقطه قلعه بود. در قرون وسطا از واژه «برجک دفاعی» استفاده نمی‌شد، از قرن ۱۶ام به بعد این واژه به جای واژه "donjon" که به برج عظیم اشاره دارد، به کار رفت.[۲۴] در قلعه‌های بیشه کوچک و حیاط بیرونی، برجک دفاعی در بالای بیشه کوچک قرار داشت. "dumgeon" از مشتقات “donjon” است و به معنای زندان تاریک و نا خوشایند می‌باشد.[۲۵] اگرچه برجک دفاعی اغلب مستحکم‌ترین بخش قلعه و آخرین پناه‌گاه در زمان سقوط دفاع خارجی بود، در زمان حمله خالی نمی‌ماند، بلکه به عنوان اقامت‌گاه لرد مالک قلعه یا مهمانان و نمایندگان استفاده می‌شد.[۲۶]

در ابتدا برجک دفاعی تنها در انگلستان رایج بود، بعد از پیروزی نورمن‌ها در سال ۱۰۶۶، فاتحان برای مدتی طولانی در شرایط ثابت هشدار زندگی کردند؛[۲۷] درجای دیگر همسر لرد یک اقامت‌گاه جدا (domus، aula یا mansio) را اداره نمود که نزدیک برجک دفاعی قرار داشت و برجک دفاعی پادگان و مرکز فرماندهی نظامی بود. این دو ساختمان به تدریج ادغام شدند، و آخرین طبقه مسکونی پنجره‌هایی بزرگ داشت؛ در نتیجه، به سختی می‌توان برای تمام ساختمان‌ها واژه‌ای مناسب پیدا کرد.[۲۸] فضای داخلی بزرگی که در بسیاری از برجک‌های دفاعی به‌جامانده به چشم می‌خورد گمراه‌کننده است؛ آن‌ها همانند ساختمان‌های اداری مدرن، به چند اتاق تقسیم می‌شوند. حتی در برخی از قلعه‌های بزگ، تالار عظیم تنها به بخش‌های محدودی مانند حجره لرد، اتاق خواب ایشان و گاهی نیز اداره او تقسیم می‌شود.[۲۹]

دیوار حایل[ویرایش]

دیوارهای حایل دیوارهایی دفاعی هستند که حیاط بیرونی را محصور می‌کنند. آن‌ها باید به قدری بلند باشند که نتوان به راحتی با استفاده از نردبان از آن‌ها بالا رفت، و به اندازه‌ای ضخیم باشند که در مقابل بمباران سلاح‌های محاصره که از قرن ۱۵ام به بعد شامل باروت توپخانه می‌شدند، مقاوم باشند. یک دیوار معمولی سه متر پهنا و ۱۲ متر ارتفاع داشت، اگرچه این مقدار می‌تواند با توجه به اندازه قلعه متفاوت باشد. گاهی اوقات برای ممانعت از از زیر خراب کردن دیوارهای حایل، دامنه‌ای سنگی در پایه آن‌ها ساخته می‌شد. راه‌روهای بالای دیوارهای حایل به نیروهای تدافعی اجازه می‌داد که مهمات را بر سر دشمنان فرو ریزند، و کنگره‌ها امنیت را افزایش می‌دادند. برج‌های نوک تیز بر فراز دیوارهای حایل امکان شلیک در طول دیوار را فراهم می‌ساختند.[۳۰] تا قرن ۱۳ام استفاده از درزپیکان‌ها در اروپا رواج پیدا نکرد، زیرا این ترس وجود داشت که آن‌ها استحکام دیوار را کاهش می‌دهند.[۳۱]

اتاق نگهبان دروازه[ویرایش]

اتاق نگهبان دروازه قلعه چاتئائوبریانت در قرن ۱۳ام، در فرانسه. این سازه قسمت بالا را به پایین متصل می‌کرد.

در هنگام دفاع، اغلب ورودی ضعیف‌ترین بخش بود. برای غلبه بر آن، اتاق نگهبان دروازه توسعه یافته بود تا به افراد داخل قلعه اجازه دهد که جریان و رفت و آمد را کنترل کنند. در قصرهای گلی و چوبی، اتاق نگهبان دروازه اولین بخشی بود که با سنگ بازسازی می‌شد. در کنار دروازه یک نقطه کور وجود داشت. به منظور مقابله با این نقطه کور، در هر دو سوی دروازه، برج‌هایی به شیوه رومیان طراحی شده بودند.[۳۲] اتاق نگهبان دروازه شامل مجموعه‌ای از امکانات تدافعی بود که حمله مستقیم را دشوارتر می‌کرد. معمولا در قلعه‌ها یک یا چند در مشبک (یک در چوبی مشبک مستحکم شده با فلز برای بستن راه) و چند درزپیکان وجود داشت که به سربازان اجازه می‌داد دشمنان را نابود کنند. گذرگاه درون اتاق نگهبان دروازه طولانی بود تا زمان عبور مهاجمین را افزایش دهد و آن‌ها در مکانی محدود مورد حمله قرار گیرند و قادر به عکس‌العمل نشان دادن نباشند.[۳۳]

این افسانه مشهوری وجود دارد که سوراخ‌های مرگ (که در بالای مسیر دروازه قرار دارند)، برای ریختن روغن جوشان یا سرب ذوب‌شده بر سر مهاجمان به کار می‌رفتند؛ هزینه روغن و سرب و فاصله اتاق نگهبان دروازه از کوره‌های آتش‌نشان می‌دهند که این موضوع عملی نیست. به احتمال زیاد آن‌ها برای پرتاب اشیا بر روی مهاجمان و خاموش کردن آتش آن‌ها با ریختن آب ایجاد شده بودند.[۳۴] تدارکات طبقه بالایی اتاق نگهبان دروازه برای اقامت ایجاد شده بودند، لذا دروازه هرگز بی دفاع نمی‌ماند، اگرچه این آرایش بعدها تکامل یافت.[۳۵]

در طول قرن‌های ۱۳ام و ۱۴ام، باربیکن توسعه یافت.[۳۶] این شامل حصار، خندق، و احتمالا یک برج در مقابل اتاق نگهبان دروازه بود[۳۷] که برای حفاظت‌های بعدی از آن استفاده می‌شد. هدف باربیکن تنها ایجاد خط دفاعی دیگر نبود، بلکه تنها راه منتهی به دروازه را بررسی می‌کرد.[۳۸]

خندق[ویرایش]

قلعه کائرلوروک در اسکاتلند که به وسیله خندق احاطه شده است

خندق چاله‌ای بزرگ و شیبدار بود که هم می‌توانست خشک باشد و هم پر از آب. هدف آن دو قسم بود؛ جلوگیری از رسیدن تجهیزاتی مانند برج شکاف به دیوار حایل و جلوگیری از از زیر تخریب شدن دیوارها. خندق‌های آبی در مکان‌های کم ارتفاع قرار داشتند و اغلب در آن‌ها از تخته‌پل استفاده می‌شد، اگرچه این‌ها اغلب به وسیله پل‌های سنگی جایگزین می‌شدند. جزایر مستحکم نیز به خندق افزوده می‌شدند و لایه دفاعی دیگری ایجاد می‌کردند. پدافند آبی، مانند خندق‌ها و دریاچه‌های طبیعی این ویژگی را داشتند که مسیر دشمنان به قلعه را دیکته می‌کردند.[۳۹] محل قلعه کائرفیلی در ولز بیش از ۳۰ هکتار را پوشش می‌دهد و پدافند آبی آن، یکی از بزرگترین نونه‌های اروپای غربی است.[۴۰]

سایر ویژگی‌ها[ویرایش]

کنگره‌ها اغلب بر بالای دیوارهای حایل و بالای خانه‌های دروازه به چشم می‌خورند، و شامل چند عنصر از جمله هردنجس می‌باشند. هردنجس‌ها سازه‌هایی چوبی بودند که دربالای دیوار قرار می‌گرفتند، و به سربازن اجازه می‌دادند که بدون خطر به مهاجمان حمله کنند و وسایل را بر سراشان بیاندازند.[۴۱]

درزپیکان‌ها، دهانه‌های عمودی باریکی در دیوار دفاعی بودند که به کمانداران اجازه می‌دادند به سمت مهاجمان شلیک کنند. شکاف باریک با ایجاد هدفی بسیار کوچک از مدافعان محافظت می‌کرد، اما اگر اندازه شکاف بیش از حد کوچک بود، مانع از بازده کامل مدافعان می‌شد. یک شکاف افقی کوچکتر می‌توانست دید کماندار را به طور چشم‌گیری افزایش دهد.[۴۲] گاهی اوقات دروازه زندان شامل می‌شد؛ این دروازه به پادگان اجازه می‌داد قلعه را ترک کند و نیروها را محاصره نماید.[۴۳] فاضلاب اغلب از طریق دیوارهای خارجی به داخل چاه ریخته می‌شد.[۴۴]

تاریخچه[ویرایش]

پیشینه[ویرایش]

قلعه پرتچستر داخل استحکامات رومی ساخته شده بود. با وجود اینکه قلعه‌ای قرون وسطایی به شمار می‌رود، به عنوان بهترین دژ رومی بر فراز آلپ شناخته شده است.[۴۵] بسیاری از قلعه‌ها در مکان‌های قدرت قبلی ساخته شده بودند.

بر اساس گفته‌های مورخ مشهور، چارلز کولسون، اجتماع ثروت و منابعی مانند غذا، نیاز به ساختمان‌های دفاعی را ایجاد نمود. اولین استحکامات در هلال حاصل‌خیز، دره رود سند، مصر و چین شکل گرفتند، که شهرک‌ها به وسیله دیوارهای بلند محافظت شدند. مردم اروپای شمالی در توسعه ساختمان‌های دفاعی از شرقیان کندتر بودند و تا عصر برنز که استحکامات تپه‌ای توسعه یافتند، و شروع به گسترش در اروپا کردند، این شرایط ادامه یافت.[۴۶] در قرون وسطا قلعه‌ها تحت تاثیر اشکال قدیمی معماری قرار گرفتند. مهمتر از آن زمانی که قلعه‌ها جنبه نظامی داشتند، آن‌ها در دیوارهای خود دارای ساختار مسکونی قابل تشخیصی بودند که استفاده چند-جنبه‌ای این ساختمان‌ها را نشان می‌داد.[۴۷]

ریشه‌ها (قرن ۹ام و ۱۰ام)[ویرایش]

موضوع ظهور قلعه‌ها مطلبی پیچیده بوده که سبب بروز بحث‌های قابل ملاحظه‌ای شده است. بحث‌های مختلف توسعه قلعه‌ها را به واکنش به حمله‌های مردم مجار، مسلمانان، و وایکینگ‌ها نسبت داده‌اند.[۴۸] سقوط امپراطوری کارولینگیان موجب تقسیم قدرت شد و لردهای محلی مسئولیتی در قبال اقتصاد و عدالت بر عهده گرفتند.[۴۹] اما، درحالی که قلعه‌ها در قرن ۹ام و ۱۰ام تکثیر شدند، ارتباط بین دوره ناامنی و ساختن استحکامات همواره چیز ساده‌ای نیست. برخی تمرکزهای بالا بر قلعه‌ها در مکان‌های امن اتفاق افتاد، درحالی که برخی مناطق مرزی قلعه‌های نسبتا کمتری داشتند.[۵۰]

این احتمال وجود دارد که دژ تکامل یافته عمل مستحکم سازی خانه یک لرد باشد. اگر خانه لرد مطابق معمول چوبی بود، بزرگترین تهدید پیش رویش آتش‌سوزی به حساب می‌آمد. برای جلوگیری از این خطر و سایر تهدیدات، چندین دسته از عمل‌ها وجود داشت: ایجاد سنگری حلقه‌ای برای دورنگه داشتن دشمن؛ ساختن تالار با استفاده از سنگ؛ یا ایجاد آن بر فراز یک تپه مصنوعی، که به «بیشه کوچک» مشهور است تا مانعی برای مهاجمان فراهم آید.[۵۱] درحالی که مفهوم خندق‌ها، باروها و دیوارهای سنگی به عنوان ابزاری دفاعی، تاریخچه‌ای دیرینه دارد، ایجاد بیشه کوچک یکی از نوآوری‌های قرون وسطا است.[۵۲]

یک ساحل و خندق شکلی ساده از دفاع بودند، و زمانی که بیشه کوچک نداشتند، نامشان حلقه‌کاری بود؛ زمانی که این محل برای مدتی طولانی مورد استفاده قرار می‌گرفت، به وسیله ساختمانی پیچیده‌تر جایگزین می‌شد یا با استفاده از دیوارهای حایل سنگی اضافی بهبود می‌یافت.[۵۳] ساختن تالار با سنگ، هنوز ایمنی آن را تضمین نمی‌کرد، زیرا آن‌ها هنوز پنجره‌ها و درهای چوبی داشتند. این موجب تغییر مکان پنجره‌ها به طبقه اول شد (تا پرتاب اشیا به داخل دشوارتر شود)، و ورودی از طبقه هم‌کف به طبقه اول انتقال یافت. این ویژگی‌ها در بسیاری از برجک دفاعی‌های قلعه‌های برجا مانده قابل رویت است که نمونه‌های پیچیده‌تر تالارها می‌باشند.[۵۴] قلعه‌ها تنها مکان‌های دفاعی نبودند، بلکه کنترل لرد بر زمین‌هایش را افزایش می‌دادند. آن‌ها اجازه می‌دادند که پادگان محیط اطراف را کنترل کند،[۵۵] یک مرکز فرماندهی شکل دهد و مکانی برای دربار لرد فراهم گرداند.[۵۶]

فرشینه بارو یکی از قدیمی‌ترین آثاریست که قلعه را نمایش می‌دهد. این فرشینه مهاجمان قلعه دینان در فرانسه را نشان می‌دهد که از آتش که بلای جان قلعه‌های چوبیست استفاده می‌کنند.

گاهی اوقات ساختن قلعه به اجازه پادشاه یا سایر مقامات بالا نیاز داشت. در سال ۸۶۴، شارل تاس پادشاه فرانسه غربی، ساختن قلعه را بدون اجازه خود قدغن کرد و دستور داد تمام آن‌ها تخریب شوند. شاید این اولین مرجع قلعه‌ها باشد، اگرچه آلن برون مورخ اشاره می‌کند که در آن زمان واژه قلعه ممکن بود به هر چیزی اطلاق شود.[۵۷]

در برخی کشورها، سلطنت کنترل کمی بر لردها داشته، یا برای کمک به امنیت یک سرزمین به ساختن قلعه‌هایی نو نیاز بود، لذا در آن‌ها به اعطای اجازه اعتنایی نمی‌شد. سویس مظهر نبود کنترل بر ساختن قلعه بود، و درنتیجه در این کشور ۴۰۰۰ قلعه ساخته شد.[۵۸] قلعه‌های بسیار کمی وجود دارند که تاریخچه آن‌ها به اواسط قرن نهم باز گردد. قلعه دوئه لا فونتین در فرانسه، با تبدیل شدن به یک برجک دفاعی در سال ۹۵۰، قدیمی ترین قلعه پابرجای اروپاست.[۵۹]

قرن ۱۱ام[ویرایش]

بعد از سال ۱۰۰۰، منابع اشاره‌کننده به قلعه‌ها در متونی مانند منشورها به شدت افزایش یافت. مورخان این را گواهی بر افزایش ناگهانی تعداد قلعه‌های اروپا در این زمان می‌دانند. این مطلب توسط آن دسته از بررسی‌های باستان‌شناسی حمایت می‌شود که با مطالعه سرامیک‌ها تاریخ ساخت قلعه‌ها را تعیین کرده‌اند.[۶۰] افزایش در ایتالیا از دهه ۹۵۰ آغاز شد، و تعداد قلعه‌ها هر۵۰ سال سه تا پنج برابر گشت، این درحالی است که در سایر بخش‌ها مانند فرانسه و اسپانیا سرعت رشد کمتر بود. در سال ۹۵۰ پروانس میزبان ۱۲ قلعه بود، در سال ۱۰۰۰ این مقدار به ۳۰ قلعه رسید و در سال ۱۰۳۰ مقدارش به ۱۰۰ عدد افزایش یافت.[۶۱] اگرچه روند افزایش در اسپانیا کند بود، دهه ۱۰۲۰ شاهد رشدی ویژه در تعداد قلعه‌های این منطقه بود، مخصوصا در مرزهای مشترک مسلمانان و مسیحیان.[۶۲]

با وجود دوره‌ای رایج که قلعه‌ها به طوری برجسته در اروپا توسعه یافتند، شکل آن‌ها از مکانی به مکان دیگر متفاوت بود. در اوایل قرن ۱۱ام، در همه‌جای اروپا به جز اسکاندیناوی، بیشه کوچک و برجک دفاعی رایجترین شکل قلعه بودند. درحالی که در انگلستان، فرانسه و ایتالیا از سنت ساختمان‌های چوبی تبعیت می‌شد، اسپانیایی‌ها برای ساختن قلعه از سنگ یا خشت استفاده می‌کردند.[۶۳]

هجوم مسلمانان به شبه‌جزیره ایبری در قرن ۸ام نوعی از ساختمان را معرفی کرد که در آفریقای شمالی ساخته شده بود، و به سنگریزه‌های درون سیمان وابسته بود و چوب کمتر مورد استفاده قرار می‌گرفت.[۶۴] اگرچه بعدها ساختمان‌های سنگی در همه جا رایج گشتند، بعد از قرن ۱۱ام، سنگ به عنوان ماده اصلی قلعه‌های مسیحی در اسپانیا به کار رفت،[۶۵] درحالی که در همان زمان، چوب به عنوان ماده اصلی ساختمان در اروپای شمال غربی به شمار می‌رفت.

قلعه رایزینگ در سال ۱۱۳۸ در انگلستان ساخته شد، و به عنوان یک شاهکار به حساب می‌آید.[۶۶]

مورخان حضور گسترده قلعه‌ها در اروپا در قرن ۱۱ام و ۱۲ام را گواه رایج بودن جنگ در آن زمان و به خصوص در میان لردها می‌دانند.[۶۷] ورود قلعه به انگلستان به اندکی قبل از پیروزی نرومن‌ها در سال ۱۰۶۶ باز می‌گردد.[۶۸] پیش از قرن ۱۲ام، قلعه‌ها در دانمارک رایج نبودند. ترویج قلعه‌ها در دانمارک به حمله‌های دزدان دریایی وندی باز می‌گردد و آن‌ها اغلب برای دفاع ساحلی ساخته شده بودند.[۵۸] با ورود به قرن ۱۲ام، قلعه‌های بیشه کوچک و حیاط بیرونی بر انگلستان، ولز و ایرلند مسلط شدند.[۶۹] در همین زمان، معماری قلعه‌ها در اروپا پیچیده‌تر شد.[۷۰]

در قرن ۱۲ام، برجک دفاعی مرکز تغییرات در معماری قلعه بود. برج‌های مرکزی افزایش یافت، و با دیوارهایی با پهنای ۳ تا ۴ متر نقشه‌ای مربعی داشت. دکوراسیون آن‌ها معماری رومی‌وار را شبیه‌سازی می‌کرد، و گاهی اوقات دو پنجره مشابه آن‌هایی که در برج‌های ناقوس کلیسا مشاهده می‌شوند، گنجانده شده بودند. برجک‌های دفاعی که اقامت‌گاه لرد قلعه بودند، تکامل فراوانی یافتند. طراحی آن‌ها از حالت کاربردی خارج شد و به حالت تشریفاتی روی آورد تا نشانی از قدرت لرد بر چشم‌انداز باشد. این موضوع گاهی اوقات موجب به خطر افتادن دفاع به خاطر ظاهر می‌شد.

نوآوری و طراحی علمی (قرن ۱۲ام)[ویرایش]

تا قرن ۱۲ام، قلعه‌های سنگی، گلی، و چوبی رواج یافته بودند،[۷۱] اما در اواخر این قرن تعداد قلعه‌های ساخته شده کاهش یافتند. این موضوع به هزینه بالاتر استحکامات سنگی و کهنه شدن مکان‌های چوبی و گلی نسبت داده شده است، که بدین معناست که ترجیح داده می‌شد سنگ‌های با دوام‌تر مورد استفاده قرار گیرند.[۷۲] اگرچه قلعه‌های گلی و چوبی به وسیله سنگ جایگزین می‌شدند، آن‌ها بی فایده نبودند.[۷۳] گواه این موضوع نگه‌داری مداوم قلعه‌های چوبی در دراز مدت و گاهی تا چند قرن می‌باشد؛ قلعه چوبی اواین گلیندر که در قرن ۱۱ام ساخته شده بود، تا اوایل قرن ۱۵ام مورد استفاده قرار گرفت، و ساختمان آن به مدت چهار قرن تعمیر شد.[۷۴][۷۵]

در همان زمان تغییراتی در معماری قلعه به وجود آمد. تا اواخر قرن ۱۲ام، قلعه‌ها به طور کلی برج‌های معدودی داشتند؛ یک دروازه با ویژگی‌های تدافعی کمتر مانند درزپیکان‌ها یا یک در مشبک؛ یک برجک دفاعی بزرگ اغلب به شکل مکعب مربع و بدون درزپیکان؛ و شکل قلعه به وسیله طبیعت زمین معین می‌شد. طراحی قلعه‌ها یکسان نبود، ولی ویژگی‌هایی وجود داشت که می‌توان آن‌ها را در یک قلعه معمولی در اواسط قرن ۱۲ام پیدا نمود.[۷۶] در اواخر قرن ۱۲ام و اوایل قرن ۱۳ ام، از یک قلعه تازه ساخت انتظار می‌رفت که ساختاری چندضلعی داشته باشد و برج‌ها در گوشه‌ها امکان شلیک مستقیم را فراهم کنند. این برج‌ها اندکی جلوتر از دیوارها و درزپیکان‌ها قرار داشتند تا کمانداران قادر باشند افرادی را که نزدیک می‌شوند یا روی دیوار حایل قرار دارند، نشانه‌گیری کنند.[۷۷]

برج آلبارانا در قلعه پادرن در پرتغال

این قلعه‌های بعدی همواره برجک دفاعی نداشتند، ممکن است علت آن پیچیدگی طراحی قلعه‌ها و بالا بودن هزینه بوده، و برجک دفاعی قربانی ذخیره ثروت شده باشد. برج‌های بزرگتر به منظور جبران کمبود برجک دفاعی، فضای لازم برای اقامت را فراهم می‌کردند. در مکان‌هایی که برجک دفاعی وجود داشت، مکعبی نبود، بلکه یا استوانه‌ای بود و یا قاعده چندضلعی داشت. با قرار گرفتن ورودی قلعه بین دو برج و وجود مسیری که آن دو برج را از بالا به هم وصل می‌کرد، دروازه‌ها به شدت مستحکم شده بودند (اگرچه دروازه‌ها و ورودی‌ها دارای تنوع فراوانی بودند).

یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد قلعه‌های مسلمانان در شبه‌جزیره ایبری استفاده از برج‌های مستقل بود، این برج‌ها را می‌توان در اطراف قلعه الکازابا از بادازوج مشاهده نمود. این برج‌ها که احتمالا در قرن ۱۲ام توسعه یافته بودند، بر سر دشمنان از طرفین آتش می‌ریختند. آن‌ها به وسیله پل‌های چوبی قابل حذف به قلعه متصل شده بودند، لذا اگر این برج‌ها به دست مهاجمین می‌افتاد، به قلعه اصلی دسترسی پیدا نمی‌کردند.[۷۸]

اتاق دروازه‌بان به سوی محوطه داخلی قلعه بیستن در انگلستان، در دهه ۱۲۲۰ ساخته شد، و در میان دو برج D شکل یک ورودی دارد.[۷۹]

زمانی که باستانیان به دنبال یافتن توضیحی برای این تغییرات در پیچیدگی و سبک قلعه‌ها می‌گشتند، آن‌ها پاسخ خود را در جنگ‌های صلیبی یافتند. به نظر می‌رسد که جنگجویان صلیبی در طول درگیری با مسلمانان و مشاهده معماری روم شرقی، چیزهای زیادی درباره ساختن استحکامات آموخته‌اند. افسانه‌هایی مانند لالیس (معماری از فلسطین که بعد از جنگ‌های صلیبی به ولز رفت و به طور چشم‌گیری قلعه‌های جنوبی آن کشور را ارتقا داد) وجود دارد، و گفته می‌شود معماران بزرگ مانند جیمز سن جورج در شرق به دنیا آمده‌اند. در اواسط قرن ۲۰ام این موضوع به چالش کشیده شد. این افسانه‌ها بی اعتبار بودند، و درباره سن جورج ثابت شد که او اهل اسپرانچ سن جورج در فرانسه بوده است. اگر این نوآوری‌ها در استحکامات محصول شرق بودند، این انتظار به وجود می‌آید که این نوآوری‌ها از ۱۱۰۰ به بعد و درست بعد از پیروزی مسیحیان در نخستین جنگ صلیبی (۱۰۹۶-۱۰۹۹) ظهور کنند، نه اینکه حدودا ۱۰۰ سال بعد آشکار شود.[۸۰] باقی‌مانده‌هایی از سازه‌های رومی در اروپای غربی هنوز در بسیاری از مکان‌ها پابرجا هستند، برخی از آن‌ها دارای برج‌های استوانه‌ای جناحی بودند و ورودی بین آن دو برج جناحی قرار داشت.

سازندگان قلعه در اروپای غربی تحت تاثیر طراحان رومی قرار گرفته بودند؛ استحکامات ساحلی رومیان در ساحل ساکسون مورد استفاده قرار گرفت و در سال ۱۰۹۱ دیوار اطراف شهر آبیلا در اسپانیا به تقلید از معماری رومی ساخته شد. اسمیل مورخ در جنگ‌های صلیبی، بیان کرد که تاثیرگذاری استحکامات شرقی بر استحکامات غربی اغراق آمیز بوده است، و در قرن ۱۲ام جنگجوبان صلیبی اندک چیزی را از دانش طراحی استحکامات روم شرقی و مسلمانان آموختند.[۸۱] قلعه‌ای که در محل مناسبی ساخته شود و از استحکامات طبیعی سود جوید و خندق‌ها و دیوارهای مستحکمی داشته باشد، هیچ نیازی به طراحی علمی ندارد. نمونه‌ای از این روش قلعه کرک در اردن است. اگرچه هیچ عنصر علمی در طراحی آن وجود نداشت، این قلعه تسخیر ناپذیر بود.

پس از نخستین جنگ صلیبی، جنگجویانی که به خانه خود بازنگشتند، ایالات صلیبی اصالت انطاکیه، شهر ادسا، پادشاهی اورشلیم و شهر تریپولی را تاسیس کردند. قلعه‌هایی که آنان برای برقراری امنیت ساختند، اکثرا توسط سنگ‌تراشان سوریه‌ای طراحی شده بودند. طراحی آنان شباهت بسیاری با استحکامات رومی و تتراپیرگیای روم شرقی داشتتند، که نقشه‌ها مکعبی بود و در هر گوشه برج‌هایی مکعبی وجود داشت که بلندی آن‌ها از دیوارهای حایل چندان زیاد نبود. برجک دفاعی این قلعه‌های صلیبی مکعبی شکل بودند و در حالت کلی تزئیناتی نداشتند.[۸۲]

درحالی که از قلعه برای حفظ یک مکان و کنترل حرکت ارتش استفاده می‌شد، در سرزمین مقدس برخی موقعیت‌های استراتژیک کلیدی بدون استحکامات باقی مانده بودند.[۸۳] در اواخر قرن ۱۲ام و اوایل قرن ۱۳ام بعد از پایان جنگ سوم صلیبی (۱۱۸۹-۱۱۹۲) معماری قلعه در شرق پیچیده شد. هم مسلمانان و هم مسیحیان شروع به ساختن استحکامات نمودند و هر یک از آن‌ها روش متفاوتی داشتند. عدل ابوبکر بن ایوب، خلیفه مسلمین در قرن ۱۳ام، سازه‌هایی با برج‌های مستطیلی بزرگ بنا نهاد که معماری مسلمانان را تحت تاثیر قرار داد و این کار بارها تکرار شد، ولی آن‌ها تاثیراندکی بر قلعه‌های صلیبی داشتند.[۸۴]

قرن۱۳ام تا ۱۵ام[ویرایش]

دژ کردان یک قلعه متمرکز بوده که از برج‌های مستطیلی و دایره‌ای ساخته شده است. این قلعه یکی از مستحکم‌ترین قلعه‌های صلیبی است.[۸۵]

در اوایل قرن ۱۳ام، قلعه‌های صلیبی اغلب به خاطر سفارشات نظامی شامل شوالیه‌های خوش‌آمدگویی، شوالیه‌های معبد، و شوالیه‌های تتونیک ساخته شدند. این سفارشات مسئول تاسیس مکان‌هایی مانند دژ کردان، مارگات، و استحکامات بلویر بودند. طراحی نه تنها بین سفارشات فرق می‌کرد، بلکه از قلعه‌ای به قلعه دیگر متفاوت بود، البته در میان قلعه‌های ساخته شده در این دوران، دفاع متمرکز، یک استراتژی رایج بود.[۸۶]

این مفهوم، که در قلعه‌هایی مانند کردان ریشه دارد، حذف تکیه بر نقطه قوت مرکزی و تاکید بر دفاع از دیوارهای حایل بود. در آنجا چندین حلقه از دیوارهای دفاعی وجود داشت، یکی داخل دیگری، به طوری که دیوار داخلی برفراز دیوار خارجی ساخته می‌شد لذا منطقه آتش آن به طور کامل خارج از دید نبود. اگر مهاجمان موفق به عبور از اولین خط دفاعی می‌شدند، در فضای مرگبار بین دیوارهای داخلی و خارجی محصور می‌گشتند.[۸۷]

قلعه‌های متمرکز به طور گسترده‌ای در اروپا گسترش یافتند، برای مثال زمانی که ادوارد یکم (که در جنگ‌های صلیبی شرکت داشت) در اواخر قرن ۱۳ام قلعه‌ها را در ولز بنا نهاد، دستور داد تا ۴ عدد از ۸ قلعه را متمرکز بسازند. البته تمام ویژگی‌های قلعه‌های صلیبی در اروپا تقلید نشد. برای مثال، در قلعه‌های صلیبی مرسوم بود که دروازه اصلی در اطراف یک برج قرار گیرد و در نتیجه دوطرفه بودن گذرگاه، زمان رسیدن شخص به محوطه خارجی را افزایش می‌داد. به ندرت می‌توان اینگونه ورودی‌های خمیده را اروپا یافت.

طراحی قلعه هارلش ادوارد اول (در دهه ۱۲۸۰ ساخته شد) در ولز که حاصل آموخته‌های او از جنگ‌های صلیبی می‌باشد.

یکی از تاثیرات جنگ‌های صلیبی لیوونوی در بالتیک، مطرح شدن استحکامات سنگی و خشتی بود. اگرچه در پروس و لیوونی صدها قلعه چوبی وجود داشت، پیش از جنگ‌های صلیبی استفاده از ملات و خشت در این مکان‌ها ناشناخته بود. تا قرن ۱۳ام و اوایل قرن ۱۴ام، طراحی آنان ناهماهنگ بود، اما این دوران شاهد ظهور نقشه‌ای استاندارد در این منطقه بود: نقشه‌ای مربعی به همراه چهار باله در اطراف حیاط.[۸۸] در قلعه‌های شرقی رایج بود که دیوار حایل در چند مرحله درزپیکان داشته باشد؛ سازندگان معاصر در اروپا در این باره محتاطانه عمل می‌کردند، زیرا اعتقاد داشتند که درزپیکان استحکام دیوار را کاهش می‌دهد. گریزگاه‌ها قدرت دیوار را کاهش نمی‌دادند، بلکه تا زمان برنامه ادوارد درباره ساختن قلعه استفاده از آن‌ها در اروپا رواج نداشت.

همچنین صلیبیون منجر به معرفی مزغل‌سازی در معماری غرب شدند. تا قرن ۱۳ام، بالای برج‌ها به وسیله حصارهای چوبی محدود شده بودند تا به مدافعان اجازه دهد اشیا را بر سر مهاجمان فرو ریزند. اگرچه مزغل‌سازی‌ها هدف یکسانی را دنبال می‌کردند، آن‌ها بیشتر یک اختراع شرقی بودند تا یک تکامل از شکل چوبی. مزغل‌سازی بسیار قبل‌تر از رسیدن صلیبیون و احتمالا در نیمه اول قرن ۸ام در سوریه رواج داشت.[۸۹]

دوره رونق ساخت قلعه در اسپانیا به قرن ۱۱ام تا ۱۳ام مربوط می‌شود، و آن‌ها اغلب در مرز میان مسیحیان و مسلمانان یافت می‌شوند. تعامل و تعارض بین این دو گروه موجب تغییراتی در ایده‌های معماری شد، و اسپانیایی‌های مسیحی تصمیم به استفاده از برج‌های جدا گرفتند. بازپس‌گیری آندلس و بیرون راندن مسلمانان از شبه‌جزیره ایبری، در سال ۱۴۹۲ تکمیل شد.

اگرچه فرانسه به عنوان "قلب معماری قرون وسطاً شناخته می‌شود، در قرن ۱۲ام، انگلستان پیشرو معماری قلعه بود. فرانکویس گبلین، مورخ فرانوسی می‌نویسد: "تقویت شدید معماری نظامی همانطور که انتظار می‌رفت، به دست پادشاهان و شاهزادگان قدرتمند زمان رهبری می‌شد؛ یعنی به وسیله فرزند ویلیام فاتح و نوادگانش، دودمان پلانتاژنه، در زمان تبدیل شدن آن‌ها به دوک نورماندی. با این وجود، با آغاز قرن ۱۵ام، سرعت ساخت قلعه در انگلستان و ولز کاهش یافت."[۹۰] قلعه‌های جدید عموما ساختمانی سبک‌تر و نوآوری‌هایی کمتر داشتند، اگرچه هنوز مکان‌های مستحکمی مانند قلعه راگلان در ولز ایجاد می‌شدند. در همان زمان، معماری فرانسوی قلعه، پیشرفت کرد و در مسیر استحکامات قرون وسطا رهبری را به دست گرفت. در سراسر اروپا (به ویژه بالتیک، آلمان و اسکاتلند) تا قرن ۱۶ام، قلعه‌ها به خوبی ساخته شدند.[۹۱]

ظهور باروت[ویرایش]

قلعه کوروین در ترانسیلوانی (ساخته شده از سال ۱۴۴۶ تا ۱۴۸۰) در آن زمان یکی از بزرگترین قلعه‌های اروپای شرقی بود.
قلعه زاویه‌دار، که در قلعه کوپرتینو در ایتالیا استفاده شده است، در حدود ۱۵۰۰ ابداع شد. این اختراع امکان تکامل دژهای توپ‌خانه‌ای را فراهم کرد که آن‌ها نهایتا نقش نظامی را در قلعه‌ها به دست گرفتند.

توپخانه با مهمات باروت در دهه ۱۳۲۰ در اروپا معرفی شد و به سرعت توسعه یافت. توپ‌ها که در ابتدا سلاح‌هایی غیرقابل پیش‌بینی و نادرست بودند، تا قبل از دهه ۱۳۸۰ ثبت نشده‌اند.[۹۲] قلعه‌ها به گونه‌ای سازگار بودند که می‌توانستند قطعات کوچک توپخانه را در برج‌ها قرار دهند. این توپ‌ها برای حمل شدن و شلیک شدن توسط یک نفر بسیار سنگین بود، اما اگر این فرد انتهای اسلحه را در دست گیرد و نوک آن را در جایی ساکن قرار دهد، می‌تواند از اسلحه استفاده نماید. اسلحه‌هایی که در آن زمان توسعه یافتند، یک ویژگی واحد را نمایان نمودند، که در سراسر آن محل از الوار استفاده شود. یک قلاب در انتهای اسلحه به الوار متصل می‌شد، لذا توپچی نیازی به نگه‌داشتن کل اسلحه نداشت. این نوآوری در سراسر اروپا به چشم می‌خورد، و اگرچه الوار به ندرت تا کنون به جای می‌ماند، یک نمونه دست‌نخورده در قلعه نورنبورگ در هلند باقی مانده است. درگاه‌های اسلحه به شکل سوراخ کلید بودند، و در پایین برای اسلحه یک سوراخ دایره‌ای داشتند، و یک شکاف باریک در بالا وجود داشت که به توپچی اجازه هدفگیری می‌داد.[۹۳]

این شکل در بسیاری از قلعه‌ها به چشم می‌خورد، و می‌توان آن را در مصر، ایتالیا، اسکاتلند و اسپانیا یافت. سایر انواع درگاه‌ها، اگرچه کمتر رایج بودند عبارتند از شکاف‌های افقی (که تنها امکان جابجایی‌های عرضی را فراهم می‌کند) و ورودی‌های مربعی بزرگ، که امکان جابجایی بزرگتر را فراهم می‌نمایند. استفاده از اسلحه برای دفاع موجب برتری قلعه‌های توپخانه‌ای می‌شد و این موضوع را می‌توان در قلعه کاتئایو در فرانسه مشاهده نمود. دفاع در برابر اسلحه خیلی دیر توسعه یافت.[۹۴] «هم» نمونه‌ای از تمایل به قلعه‌های نو برای توسعه ویژگی‌های ابداع شده مانند مزغل‌سازی و برج‌های بلند بود.[۹۵]

توپ توسعه یافتند و در قرن ۱۵ام، مانند جایگزین درب‌شکن‌هایی مانند منجنیق مخصوص پرتاب مرمی شدند. مزیت توپ‌ها بزرگ بر منجنیق (بزرگترین درب‌شکن قرون وسطا قبل از اختراع باروت)، برد بیشتر و قدرت بالاتر بود. درتلاشی برای افزایش تاثیرگذاری آن‌ها، اسلحه‌های بزرگتری ساخته شد، اگرچه این موضوع توانایی آن‌ها برای دست‌یابی به قلعه‌های دور دست را کاهش داد. در دهه ۱۴۵۰، توپ‌ها، سلاح‌های درب‌شکن بودند، و تاثیر آن‌ها در سقوط قسطنطنیه توسط محمد دوم نشان داده شده است.[۹۶]

طراحان قلعه در پاسخ به توپ‌های پیشرفته، دست به ساختن دیوارهای ضخیم‌تر و برج‌های استوانه‌ای زدند، زیرا سطوح منحنی نسبت به سطوح صاف، شلیک‌های بیشتری را منحرف می‌کردند. درحالی که این موضوع به قلعه‌های نو محدود می‌شود، سازه‌های قدیمی نیز مجبور بودند راهی برای مقابله با توپ‌ها پیدا کنند. استفاده از یک کناره خاکی در پشت دیوارهای حایل قلعه می‌توانست اندکی از انرژی برخورد شلیک را کاهش دهد.[۹۷]

اغلب، ساخت قلعه‌ها قبل از اختراع باروت و استفاده از آن در توپ بوده است، لذا دیوارهای آنها نازک می‌باشد. راه حل پایین آوردن بالای برج و پرکردن بخش پایینی با قلوه سنگ به منظور ایجاد سطحی برای شلیک توسط توپ بود. پایین آوردن ارتفاع تا این حد امکان عبور از دیوار توسط نردبان را افزایش می‌داد. جایگزین بهتر که از آسیب‌رسیدن به قلعه جلو گیری می‌کرد، ساختن سنگرهایی در پشت دفاع قلعه بود. این سنگرها از خاک یا سنگ ساخته می‌شدند و اسلحه در آن‌ها قرار می‌گرفت.[۹۸]

قلعه‌ها و استحکامات ستاره‌ای (قرن ۱۶ام)[ویرایش]

در حدود سال ۱۵۰۰، قلعه‌های زاویه‌دار در ایتالیا ابداع شدند.[۹۹] ایتالیا با توسعه‌هایی مشابه آن، در استحکامات توپخانه‌ای دائمی پیشگام شد، که از نقش دفاعی قلعه‌ها شکل می‌گرفت. در پی آن استحکامات ستاره‌ای تکامل یافتند. نخبگان نظامی مسئول ساخت قلعه، موظف بودند که بین نوع جدیدی که می‌توانست در مقابل شلیک توپ‌ها مقاومت کند و نوع جدید که بسیار استادانه‌تر بود، یکی را انتخاب کنند. نوع اول زشت و بدون راحتی بود و نوع دوم امنیت نداشت، اگرچه از نظر زیبایی شناسی و نمادین بسیار جذابتر بود. انتخاب دوم محبوبتر بود، زیرا آشکار گشت که نقاط معدودی یافت می‌شد که باید در مقاوبل توپ‌ها تدافعی‌تر گردند.[۱۰۰] به چند دلیل، از جمله این که بسیاری از قلعه‌ها تاریخ مکتوبی ندارند، تعداد دقیق قلعه‌های ساخته‌شده در قرون وسطا معلوم نیست. اما تخمین زده می‌شود که در اروپای غربی بین ۷۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ قلعه ساخته شده بود؛[۱۰۱] از این تعداد ۱۷۰۰ عدد در انگلستان و ولز[۱۰۲] و حدودا ۱۴۰۰۰ عدد در آلمان بودند.[۱۰۳]

در قاره آمریکا نیز برخی قلعه‌ها توسط منطقه اسپانیایی و فرانسوی ساخته شدند. اولین دوره ساخت استحکامات اسپانیایی به «دوران قلعه» مشهور بوده که از سال ۱۴۹۲ تا پایان قرن ۱۶ام ادامه یافته است.[۱۰۴] این قلعه‌ها که از قعله فورتالزا اوزاما آغاز شده بودند، در اصل قلعه‌های قرون وسطا اروپایی می‌باشند که به آمریکا انتقال یافتند.[۱۰۵] در اواخر قرن ۱۷ام، از میان سایر ساختمان‌های دفاعی (مانند دژها و ارگ‌ها)، قلعه‌ها نیز در فرانسه نو ساخته شدند.[۱۰۶] در منتریال توپخانه‌ها به اندازه اروپا توسعه نیافتند، برخی از استحکامات دورافتاده این منطقه مشابه خانه‌های مانور مستحکم فرانسوی ساخته شده بودند. قلعه لونگوئیول که بین سال‌های ۱۶۹۵ و ۱۶۹۸ و توسط یک خانواده بارونی ساخته شد، به عنوان از قرون وسطایی ترین سازه‌های کانادا شناخته می‌شود.[۱۰۷] خانه مانور و اصطبل‌ها داخل یک حیاط بیرونی مستحکم قرار داشتند، و در هر گوشه آن حیاط بیرونی برجک‌هایی دایره‌ای قرار داشت. قابل‌توجه ترین سازه قلعه‌مانند در اطراف منترال قلعه سنویل به شمار می‌رفت که در سال ۱۶۹۲ ساخته شده بود. این قلعه برج‌هایی مربعی داشت که به وسیله دیوارهای ضخیم به یکدیگر متصل می‌شوند.[۱۰۸] قلعه‌های سنگی مشابه آن‌ها به عنوان اقامت‌گاه‌های دفاعی به کار می‌رفتند.[۱۰۹]

اگرچه ساخت قلعه در اواخر قرن ۱۶ام کمرنگ شد، ولی قلعه‌ها به طور کامل بدون استفاده باقی نماندند. برخی نقش حکومتی را به دست گرفتند و به دادگاه قانون تبدیل شدند، در حالی که سایر قلعه‌ها به عنوان میراث برای خانواده‌های اشرافی باقی مانند. نمونه بارز این موضوع قلعه ویندسور در انگلستان است که در قرن ۱۱ ام بنا نهاده شد، و به عنوان خانه سلطنتی بریتانیا تلقی می‌شود.[۱۱۰] در موارد دیگر آن‌ها هنوز نقش تدافعی را بر عهده داشتند. خانه‌های برجی که ارتباط تنگاتنگی با قلعه‌ها داشتند و شامل خانه‌های پیل می‌شدند، برج‌هایی تدافعی بودند که از قرن ۱۴ام تا ۱۷ام برای سکونت ساخته شدند. این خانه‌ها که در ایرلند و اسکاتلند رایج بودند، ارتفاعشان به بیش از ۵ طبقه می‌رسید، و به وسیله افراد طبقه بالای جامعه ساخته می‌شدند. آن‌ها که به اندازه قلعه‌های پیچیده ایمن نبودند، اغلب تنها در برابر مهاجمان و تهدیدات کوچک مقاومت داشتند.[۱۱۱][۱۱۲]

استفاده بعدی و احیای قلعه‌ها[ویرایش]

نوی‌شوان‌شتین یک قلعه تاریخی قرون نوزدهمی (معماری احیا شده وابسته به تمدن رومی) است، که به وسیله لودویگ دوم و با الهام از مکتب رمانتیسم ساخته شده بود.

براساس گفته‌های الیور کریتون و رابرت هیگام باستان شناس، "خانه‌های ییلاقی بزرگ قرن ۱۷ام تا قرن ۲۰ام، از نظر اجتماع، قلعه‌های روزگار خود بودند."[۱۱۳] اگرچه اشراف علاقه‌مند بودند که از قرن ۱۷ام به بعد به خانه‌های ییلاقی مهاجرت کنند، اما قلعه‌ها بی استفاده باقی نماندند. در تعارضات بعدی مانند جنگ‌های داخلی انگلستان (۱۶۴۱-۱۶۵۱)، بسیاری از قلعه‌ها نوسازی شدند، اگرچه بعدها تخریب گشتند تا دوباره مورد سو استفاده قرار نگیرند.[۱۱۴]

قلعه‌های مرمت شده به عنوان مظاهر رمانتیک در قرون وسطا و جوانمردی، و به عنوان بخشی از احیای گسترده‌تر گوتیک در معماری محبوب گشتند. نمونه‌هایی از این قلعه‌ها شامل قلعه چاپولتپک در مکزیک،[۱۱۵] نوی‌شوان‌شتین در آلمان،[۱۱۶] و قلعه دروگو (۱۹۱۱-۱۹۳۰) می‌باشد. درحالی که کلیساهای گوتیک قادر بودند به طور مستقیم از نمونه‌های قرون وسطایی تقلید کنند، خانه‌های ییلاقی جدید مشابه قلعه‌ها ساخته شدند ولی طراحی داخلی آن‌ها متفاوت بود. علتش این بود که وفاداری به طراحی قرون وسطایی سبب می‌شد که بر اساس استانداردهای معاصر، خانه‌ها سر و تاریک شوند.[۱۱۷]

خرابه‌های مصنوعی که برای بازسازی بقایای عمارت‌های تاریخی به کار می‌روند، مشخصه‌ای از این دورانند. آن‌ها معمولا به عنوان قطعات مرکزی چشم‌اندازهای برنامه‌ریزی شده اشرافی ساخته می‌شدند. سازه‌های تزئینی نیز مشابه‌اند، اگرچه آن‌ها تفاوت‌هایی با خرابه‌های مصنوعی دارند، در واقع آن‌ها بخشی از چشم‌انداز برنامه‌ریزی شده نیستند، بلکه به نظر می‌رسد هیچ دلیلی برای ساخت آن‌ها وجود ندارد. هر دو آن‌ها مشابه عناصر معماری قلعه بودند، ولی هیچ کاربرد نظامی نداشتند و تنها برای نمایش به وجود آمده بودند.[۱۱۸]

ساخت‌وساز[ویرایش]

تصویر ساخت‌وساز برج بزرگ قلعه کوکی در فرانسه، اثر اوژن ویوله لودوک، قرن ۱۹ام، داربست‌ها و سنگ‌تراشان در حال نشان داده شده‌اند. سوراخ، موقعیت داربست‌ها را در مراحل اولیه ساخت‌وساز نشان می‌دهد.

زمانی که مکان قلعه انتخاب می‌شد (چه یک موقعیت استراتژیک و چه مکانی برای تسلط بر چشم‌انداز به عنوان نشانه‌ای از قدرت) باید مواد ساختمان تعیین می‌گشت. یک قلعه چوبی یا گلی ارزانتر و ساده‌تر از یک قلعه سنگی بود. هزینه‌های مربوط به ساخت‌وساز به خوبی ثبت نشده‌اند، و بیشتر اسناد به‌جامانده به قلعه‌های سلطنتی مربوطند.[۱۱۹] این امکان وجود داشت که یک قلعه با باروی گلی، برجک دفاعی، و پدافند و ساختمان‌های چوبی را با نیروی کار غیرماهر ساخت. نیرو انسانی اغلب بومی بودند، و مهارت‌هایی از قبیل بریدن درختان، کندن زمین، و کار با چوب را بلد بودند. احتمالا به دلیل اجباری بودن کار کردن برای لرد، ساخت‌وساز یک قلعه چوبی و گلی هزینه چندانی برای مالکش نداشت. ار لحاظ زمانی، تخمین زده می‌شود که یک بیشه کوچک متوسط (۵ متر ارتفاع و ۱۵ متر عرض) به ۴۰ روز کار ۵۰ نفره نیاز دارد. یک بیشه کوچک و حیاط بیرونی خیلی گران که در سال ۱۲۱۱ در کلنز ایرلند ساخته شده بود، ۲۰ پوند هزینه به بار آورد. علت هزینه بالای آن نسبت به سایر قلعه‌ها، به آوردن کارگران ماهر بود.

هزینه ساخت قلعه‌ها با توجه به عواملی مانند پیچیدگی آن‌ها و هزینه حمل‌ونقل مواد متفاوت است. قطعا قلعه‌های سنگی گران‌تر از قلعه‌های چوبی و گلی بودند. حتی یک برج کوچک مانند قلعه پروریل حدودا ۲۰۰ پوند هزینه به بار آورده است. به طور متوسط، قلعه‌ای مانند اورفورد که در اواخر قرن ۱۲ام ساخته شده است، حدودا ۱۴۰۰ پوند هزینه به بار آورده است، و در بالای لیست قیمت قلعه‌هایی مانند قلعه دور قرار دارد که بین سال ۱۱۸۱ تا ۱۱۹۱، ۷۰۰۰ پوند تمام شده است.[۱۲۰] هزینه قلعه‌های گسترده مانند قلعه گایلارد (که بین سال‌های ۱۱۹۶ و ۱۱۹۸، ۱۵۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ پوند خرج داشت) به وسیله حکومت تامین می‌شد، اما لردهای مناطق کوچکتر، نمی‌توانستند هزینه‌های بسیار هنگفت را پرداخت کنند. ساخت یک قلعه سنگی به طور معمول یک دهه طول می‌کشید. هزینه قلعه‌ای بزرگ که در این دوران ساخته می‌شد، به طور جدی دارایی‌های لرد را تحت تاثیر قرار می‌داد.[۱۲۱] هزینه قلعه‌های ساخته شده در اواخر قرن ۱۳ام نیز مشابه بودند و قلعه‌هایی مانند بئائوماریس و رئودلان به ترتیب ۱۴۵۰۰ پوند و ۹۰۰۰ پوند هزینه به بار آوردند. هزینه قلعه‌سازی ادوارد یکم در ولز بین سال‌های ۱۲۷۷ و ۱۳۰۴، ۸۰۰۰۰ پوند و بین سال‌های ۱۲۷۷ تا ۱۳۲۹ ۹۵۰۰۰ پوند، شد.[۱۲۲] جیمز سن جورجطراح مشهور بئائوماریس هزینه‌ها را بدین شرح بیان می‌کند:

  • در شرایطی که شاید شما تعجب کنید این همه پول چگونه ممکن است در یک هفته خرج شود، باید بگویم که ما به این مقدار نیاز داشته‌ایم، و هنوز به ۴۰۰ سنگ‌تراش، ۲۰۰۰ کارگز نیمه‌ماهر، ۱۰۰ گاری، ۶۰ ارابه و ۳۰ قایق برای حمل‌ونقل سنگ و زغال‌سنگ؛ ۲۰۰ کارگر معدن؛ ۳۰ آهنگر؛ و ۳۰ نجار نیاز داریم. همه این‌ها جدا از پادگان و هزینه خزید مواد هستند. به مقدار زیادی از مواد نیاز داریم... دستمزد کارگران پرداخت شده است ولی هنوز کارهای عقب‌افتاده فراوانی داریم، و مشکل اساسی ما جای خواب آن‌هاست زیرا این‌جا چیزی جای برای زندگی وجود ندارد.[۱۲۳]

نه تنها قلعه‌های سنگی گرانند، بلکه نگه‌داری از آن‌ها کار دشواریست. آن‌ها شامل تعداد زیادی الوار می‌شدند، که اغلب غیرقابل جانشینی بودند و درنتیجه به نگهداری دقیقی نیاز داشتند. برای مثال، مستندسازی شده است که در اواخر قرن ۱۲ام، تعمیر قلعه‌هایی مانند قلعه اکستر و قلعه گلوسستر سالانه بین ۲۰ تا ۳۰ پوند هزینه داشتند.[۱۲۴]

استفاده از ماشین‌ها و اختراعات قرون وسطا در طول ساخت ضروری شد، و تکنولوژی ساختن داربست‌های چوبی از زمان اروپای دوران قدیم به جای مانده بود.[۱۲۵] در زمان ساختن قلعه‌ها از سنگ یکی از نگرانی‌های اصلی سازندگان قرون وسطایی در دست‌رس نگه‌داشتن معادن بود. نمونه‌هایی از قلعه‌هایی وجود دارد که سنگ در محل ساخت آن‌ها قرار داشت، از جمله قلعه چیئون، قلعه کوکی و قلعه گیالارد.[۱۲۶] زمانی که در سال ۹۹۲، در فرانسه ساخته شد، قلعه سنگی قلعه لانگیاس ۱۶ متر ارتفاع، ۱۷٫۵ متر عرض و ۱۰ متر طول داشت، ارتفاع دیوارهایش به طور میانگین ۱٫۵ متر بود. دیوارها شامل ۱۲۰۰ متر مکعب سنگ اند و مساحت آن‌ها کلا ۱۶۰۰ متر مربع می‌باشد. ساخت برج ۸۳۰۰۰ روز کاری طول کشیده است که اغلب کارگران نیز غیرماهر بوده‌اند.[۱۲۷]

کشورهای بسیاری هر دو نوع قلعه سنگی و چوبی را دارا می‌باشند،[۱۲۸] ولی دانمارک دارای معادن اندکی است و درنتیجه اکثر قلعه‌هایش گلی یا چوبی بوده، و یا بعدا از خشت ساخته شده‌اند.[۱۲۹] سازه‌های خشتی ضرورتا از همتایان سنگی خود ضعیف‌تر نیستند. در انگلستان قلعه‌های خشتی به نسبت قلعه‌های سنگی، چوبی و گلی کمتر به چشم می‌خورند، و اغلب دلیل انتخاب آن زیبایی ظاهری و مد بودنش می‌باشد. برای مثال قلعه تاترشال که بین سال‌های ۱۴۳۰ و ۱۴۵۰ ساخته شد، پیرامونش سنگ‌های زیادی وجود داشتند، اما مالک آن، لرد کرومول، خشت را انتخاب کرد. برای ساخت این قلعه از ۷۰۰۰۰۰ خشت استفاده شده است، که به عنوان بهترین قطعه کار خشتی قرون وسطایی در انگلستان شناخته می‌شود.[۱۳۰] اکثر قلعه‌های اسپانیایی، از سنگ ساخته شده بودند، ولی قلعه‌های اروپای شرقی معمولا چوبی بودند.[۱۳۱]

An orange brick castle with a curtain wall and a central keep. The site is surrounded by water. The gateway is flanked by two round towers with high peaked roofs. Aside from the keep, there is another building within the castle rising above the curtain wall.
 :قلعه مالبورک در لهستان، نمونه‌ای از استحکامات قرون وسطایی است و به سبک بریک گوتیک در شمال آلمان ساخته شده است..[۱۳۲]

مرکز اجتماعی[ویرایش]

خدا به همراهت! اثر ادموند لیتون، ۱۹۰۰؛ دیدگاه ویکتوریایی بانویی که با مهربانی شوالیه را آماده جنگ می‌کند.

به دلیل حضور لرد در قلعه، این مکان مرکز حکومتی بود که او را قادر می‌ساخت سرزمینش را کنترل کند. او بر پشتیبانی زیردستانش تکیه داشت، و بدون حمایت مستاجران قدرتمندش، تضعیف می‌شد. لردهای موفق به همراه زیردستانشان در سطح اجتماع دادگاه برگزار می‌کردند، اما قدرت غایبان تضعیف می‌شد. لردهای بزرگتر دارای شکوه بیشتری بودند و برای یک لرد کاری غیر معمول بود که به طور مداوم به تمام مسائل رسیدگی کند، لذا او نمایندگانی را منصوب می‌نمود. این موضوع به ویژه شامل خانواده سلطنتی می‌شد که اغلب در کشورهای مختلف زمین داشتند.[۱۳۳]

برای ایجاد امکان تمرکز لرد بر مسئولیت‌های مربوط به حکومت، او خانه‌ای رای کارمندان داشت که به کارهای معمول مانند تهیه غذا رسیدگی می‌کردند. خانه به وسیله یک ناظر اداره می‌شد و یک خزانه‌دار از اطلاعات مکتوب ایالت محافظت می‌کرد. خانواده‌های سلطنتی در اصل مشابه خانواده‌های بارونی عمل می‌کردند، اگرچه مقیاس این‌ها بسیار بزرگتر و اعتبارشان نیز بیشتر بود.[۱۳۴] یکی از نقش‌های مهم کارمندهای خانه آماده‌سازی غذا بود؛ در زمان مراسم آشپزخانه قلعه مکانی شلوغ بود، که باید غذاها را از قبل سفارش داد.[۱۳۵] بدون حضور خانواده لرد، قلعه به مکانی ساکت به همراه تعدادی از ساکنین تبدیل می‌شد که از قلعه نگه‌داری می‌کردند.[۱۳۶]

قلعه‌های مرکز اجتماعی مکانی مهم برای نمایش بودند. سازندگان می‌کوشیدند تا با استفاده از نقوش، نمادها را نشان و احساس جوانمردی را در میان نخبگان گسترش دهند. سازه‌های بعدی احیای رمانتیک برای همین هدف عناصر معماری قلعه را نشان می‌دادند. قلعه‌ها به عنوان افتخار معماری با کلیساهای بزرگ مقایسه شده‌اند، و در برخی قلعه‌ها باغ‌هایی زینتی قرار گرفته‌اند.[۱۳۷]حق مستحکم‌سازی که به وسیله سلطنت اعطا می‌شد، تنها به این دلیل مهم نبود که به لرد اجازه می‌داد از دارایی‌هایش دفاع کند، بلکه مستحکم سازی و سازه‌های مرتبط با قلعه به دلیل استفاده شدن توسط افراد برجسته، برای لرد اعتبار می‌آورد.[۱۳۸]

عشق شهسوارانه پیوندی عاشقانه بین اشراف بود. بر خودداری عاشقان تاکید می‌شد. اگرچه این اتفاق گاهی به وسیله وقایع جوانمردانه مانند مسابقات تجربه می‌شد، این کار ممکن بود در خفا انجام شود. داستان تریستان و ایزولت نمونه‌ای از داستان‌های عشقی شهسوارانه بوده که در قرون وسطا گفته شده است.[۱۳۹] این داستان، حکایت عشق بین دو نفر بود که بایکدیگر ازدواج نکردند، اما مرد با کسی دیگر ازدواج کرد. زناکاری نیز در میان لردها رایج است (برای مثال هنری یکم بیش از ۲۰ فرزند نامشروع داشت)، اما رابط نامشروع برای زن موضوعی غیرقابل قبول بود.[۱۴۰]

هدف ازدواج اشراف قرون وسطا ایجاد امنیت در سرزمین بود. دخترها در نوجوانی ازدواج می‌کردند، اما سن ازدواج پسرها بالا بود.[۱۴۱] نقش جانبی زنان در خانواده‌های قرون وسطایی موضوعی مشهور است، و این خود در اختیار لرد می‌باشد. ریشه این موضوع نظامی بودن قلعه است، اما اغلب قلعه‌ها در انگلستان، فرانسه، ایرلند، و اسکاتلند درگیر هیچ جنگی نشده‌اند، لذا از زندگی خانوادگی غفلت کرده‌اند.[۱۴۲] زن لرد «بخش ازدواج» ایالت همسرش را که حدودا یک سوم آن می‌باشد، به دست می‌آورد، و آن را در تمام عمرش در اختیار داشت، اگر می‌مرد آن بخش به همسرش می‌رسید. اداره آن به طور مستقیم دست زن بود، و لرد نیز اداره زمین خود را برعهده داشت.[۱۴۳] یک زن برخلاف محروم بودن از خدمات نظامی، می‌توانست مسئول یک قلعه باشد، خواه از سوی همسرش و خواه اگر بیوه می‌شد. به دلیل تاثیر زن‌ها بر خانواده قرون وسطایی، آن‌ها بر ساخت و ساز و طراحی تاثیر می‌گذاشتند.[۱۴۴]

موقعیت و چشم‌انداز[ویرایش]

قلعه‌های کوهستانی مانند قلعه مونت‌سگور در فرانسه، به ایده محبوب مکان یافتن قلعه‌ها تبدیل شده است، زیرا آن‌ها خوش عکس اند، در واقعیت قلعه‌ها بر اساس طیفی از ملاحظات ساخته می‌شدند.

تعیین موقعیت قلعه به زمین دردست‌رس وابسته بود. درحالی که قلعه‌های کوهستانی مانند مارکسبورگ در آلمان (جایی که ۶۶ درصد تمام بناهای قرون وسطایی مشهور قلعه کوهستانی و ۳۴ درصد آن‌ها قلعه‌های پست بودند) رایج بودند،[۱۴۵] در انگلستان به ندرت به چشم می‌خوردند.[۱۴۶] قلعه‌ها به دلیل طیف گسترده عملکردهایشان در جاهای متنوع ساخته شده بودند. عوامل چندگانه در زمان انتخاب مکان مورد توجه قرار می‌گرفتند، و تعادلی بین موقعیت دفاعی و نزدیکی به منابع برقرار می‌کردند. برای مثال قلعه‌های فراوانی در کنار مسیر رومی (مسیری مهم برای حمل و نقل در قرون وسطا) قرار داشتند. هرجایی که ممکن بود، از استحکامات قبلی مانند قلعه رومی یا باروهای قلعه تپه‌ای عصر آهن استفاده می‌شد. ممکن بود مکانی برجسته که بر محیط اطراف تسلط داشت و امکان دسترسی به استحکامات طبیعی را دارا بود، به دلیل نماد قدرت بودن، انتخاب شود.[۱۴۷] قلعه‌های شهری در کنترل جمعیت و تولید، مخصوصا به همراه نیروی مهاجر نقشی مهم ایفا می‌کردند، برای مثال بعد از پیروزی نرمن‌ها بر انگلستان در قرن ۱۱ام تعداد زیادی قلعه سلطنتی در شهرها و اطرافشان ساخته شد.[۱۴۸]

قلعه سربرنیک در بوسنی، عدم درسترسی آسان به مکان به همراه تنها یک پل باریک برای عبود از دره‌ای عمیق، شرایطی ایده‌آل ایجاد کرده است.

از آنجا که قلعه‌ها تنها سازه‌های نظامی نبودند، بلکه به عنوان مرکز حکمرانی و نشانه قدرت شناخته می‌شدند، تاثیر عظیمی بر مناطق اطراف خود داشتند. قلعه‌های روستایی به دلیل نقششان در مدیریت ایالت لرد، به سیستم‌های تولید مرتبط بودند.[۱۴۹] استخر ماهی یکی از نعمت‌های اشراف لرد بود، و بسیاری از آن‌ها در کنار قلعه‌های یافت می‌شدند. آن‌ها نه تنها در تامین آب و ماهی تازه به کار می‌رفتند، بلکه نمادی از قدرت بودند، زیرا ساخت و نگه‌داری آن‌ها بسیار هزینه‌بر بود.[۱۵۰]

اگرچه گاهی اوقات ساختن یک قلعه سبب نابودی یک روستا مانند ایتون سوکون در انگلستان می‌شود، اما اغلب ساخت قلعه موجب رشد و رونق روستاها شده است. گاهی اوقات شهرها یا روستاهای قلعه‌ای را پیرامون یک قلعه ساخته‌اند. سود بردن از ساختن قلعه در شهرک‌ها تنها به اروپا محدود نمی‌شود. زمانی که قلعه صفد در قرن ۱۳ام در الجلیل سرزمین مقدس ساخته شد، اهالی ۲۶۰ روستا از جابجایی رایگان ساکنین قلعه تازه تاسیس سود بردند.[۱۵۱] با ایجاد قلعه، مناطق پیرامونش بازسازی، و برای رفاه لرد، راه‌هایی مناسب ایجاد می‌شدند.[۱۵۲] شهرک‌ها نیز به دلیل نزدیکی به مرکزی اقتصادی و با امنیت، به طور طبیعی در اطراف قلعه رشد می‌کردند. البته تمام شهرک‌ها تا این حد خوش‌شانس نبودند، با از دست رفتن اهمیت برخی قلعه‌ها، زندگی شهری اطراف آن‌ها نیز از میان برداشته می‌شد و شهرک‌ها متروکه می‌گشتند.[۱۵۳]

اندکی بعد از فتح انگلستان به دست نورمن‌ها، قلعه‌هایی در اطراف شهرهای مهم ساخته شدند، تا مردم را کنترل کنند و آنان را مطیع حکومت سازند. آن‌ها معمولا در کنار استحکامات قبلی مانند دیوار رومی ساخته می‌شدند، اگرچه گاهی اوقات به دلیل اشغال فضا برخی از ان استحکامات تخریب می‌گشتند. در لینکلن، انگلستان ۱۶۶ خانه برای ساختن قلعه تخریب شدند و در یورک، زمین‌های کشاورزی به زیر آب رفتند تا خندقی برای قلعه ساخته شود. با کاهش اهمیت نظامی قلعه‌های شهری، آن‌ها به مرکز حکومت، تبدیل شدند و نقش‌های مالی و عدالتی را به عهده گرفتند.[۱۵۴] در زمان حمله نورمن‌ها به ایرلند، اسکاتلند و ولز در قرون ۱۱ام و ۱۲ام، مناطق مسکونی آن کشورها عمدتا غیر شهری بودند، و تاسیس شهرها اغلب به زمان ایجاد قلعه‌ها باز می‌گردد.[۱۵۵]

وجود قلعه‌هایی با ویژگی‌های سطح بالا مانند استخر ماهی، نمادی از قدرت و کنترل منابع بود. اغلب در اطراف قلعه و گاهی درون استحکامات، یک کلیسای محلی یافت می‌شد.[۱۵۶] این موضوع نشان‌دهنده ارتباط نزدیک لرد فئودال با کلیسا به عنوان یکی از مهمترین اعضای انجمن قرون وسطایی بود.[۱۵۷] حتی این امکان وجود داشت که از عناصر نظامی معماری قلعه برای نمایش قدرت استفاده کرد. عوارض آبی قلعه کنیلورث در انگلستان، تمام افراد ملاقات کننده را وادار می‌کرد که با عبور از راهی غیر مستقیم، قبل از رسیدن به دروازه، پیرامون تمام استحکامات بگردند.[۱۵۸] نمونه دیگر قلعه بودیوم در انگلستان است که به قرن ۱۴ام بازمی گردد؛ اگرچه در ظاهر این قلعه نمونه بارزی از هنر و تکنولوژی است، از نظر استراتژیکی، اهمیت چندانی ندارد، و خندق‌های آن کم عمقند و بیشتر برای جذاب کردن قلعه ایجاد شده‌اند. مسیر آن طولانیست و ملاقات کننده را پیرامون قلعه می‌گرداند، تا اطمینان حاصل شود که آن‌ها قبل از ورود به خوبی عظمت آن را دیده باشند. به علاوه، درهای توپخانه غیر معمول و ناکارامد بودند.[۱۵۹]

A castle on two islands surrounded by a lake. A stone curtain wall runs along the edge of the first island and access is provided by a stone bridge and gatehouse. The second island has a square stone keep.
چشم‌انداز پیرامون قلعه لیدز در انگلستان از قرن ۱۳ام اداره شده است. این قلعه مشرف بر دریاچه‌ها و استخرهای مصنوعی است و در پارک دیر قرون وسطایی قرار دارد..[۱۶۰]

جنگ[ویرایش]

یک نقاشی متعلق به قرن ۱۳ام، اثر متیو پاریس که جنگ آن عصر را نشان می‌دهد، و شامل استفاده از قلعه‌ها، کمان‌داران زنبورکی و شوالیه‌های اسب‌سوار می‌باشد.

اغلب از قلعه‌ها به عنوان سازه‌ای ثابت، دوری می‌شد. شعاع تاثیرگذاری آن‌ها حدودا ۴۰۰ متر بود، و حتی در زمان توپخانه‌ها نیز اسلحه‌های آن‌ها بردی کوتاه داشتند. به هر روی، ماندن دشمن در مقابل قلعه امکان حمله را برای قلعه فراهم می‌کند. پادگان‌ها گران و اغلب در شرایطی که قلعه اهمیت ویژه‌ای نداشت، کوچک بودند.[۱۶۱] همچنین هزینه‌ها سبب می‌شدند که پادگان‌ها در زمان صلح کوچکتر شوند و قلعه‌های کوچک معمولا دو دیدبان یا نگهبان دروازه داشتند. در سال ۱۴۰۳، ۳۷ کماندار در قلعه کائرنارفون موفق شدند دو حمله متحدان اوین گلیندور را در محاصره‌ای طولانی مدت شکست دهند، و نشان دادند که نیروی کم نیز می‌تواند تاثیرگذار باشد.[۱۶۲]

در ابتدا، گرداندن قلعه وظیفه فئودال واسال‌ها نسبت به اربابان، و اربابان نسبت به پادشاهان بود، اما این موضوع بعدها به وسیله نیروهای حقوق‌بگیر انجام شد.[۱۶۲][۱۶۳] معمولا یک پاسبان فرمانده پادگان بود، که در دوران صلح نقشش مراقبت از قلعه بود. شوالیه‌هایی که به لطف آموزش‌های نظامی به عنوان افسر عمل می‌کردند، تحت فرمان او بودند. پایین‌تر از آنها کمانداران قرار دارند که وظیفه آن‌ها جلوگیری از رسیدن دشمن به دیوارها می‌باشد.[۱۶۴]

ارتش در مواقعی که لازم بود کنترل قلعه را در دست بگیرد، می‌توانست حمله‌ای را ترتیب دهد یا آن را محاصره کند. در مکان‌های مهم دفاعی خالی کردن پادگان بهتر از حمله کردن بدان است. مدافعان بدون رسیدن کمکی خارجی، نهایتا تسلیم می‌شدند. اگر تدارکات زیاد بودند، محاصره از چند هفته تا چند ماه و بعضا چند سال طول می‌کشید. محاصره طولانی مدت به مدافعان فرصت طلب کمک می‌دهد و برای مهاجمان امکان جمع‌آوری نیروی بیشتر را فراهم می‌سازد.[۱۶۵] چنین روشی تنها به قلعه‌ها محدود نمی‌شد، بلکه در شهرهای استحکامی امروزی نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.[۱۶۶]

حمله کنندگان به قلعه انتخاب‌های فراوانی داشتند. در سازه‌ها چوبی مانند بیشه کوچک و حیاط‌های بیرونی اولیه، آتش تهدیدی جدی بود، و تلاش به شعله‌ور کردن آن در بایئوکس تاپستری دیده می‌شود.[۱۶۷] سلاح‌های پرتابی از زمان باستان مورد استفاده قرار می‌گرفتند و منجنیق و پتراریا (که به ترتیب ریشه‌ای رومی و شرقی دارند) به عنوان دو سلاح اصلی در قرون وسطا به کار می‌رفتند. پیش از توسعه توپ‌ها، منجنیق مخصوص پرتاب مرمی مهمترین اسلحه در زمان محاصره قلعه بود که در قرن ۱۳ام اختراع گشت. این اسلحه‌ها به دلیل برد پایین و بزرگ بودن، امکان آسیب‌پذیری از قلعه را دارا بودند. در مقابل، اسلحه‌هایی مانند منجنیق مخصوص پرتاب مرمی به دلیل ارتفاع بالای پرتابه قادر بودند مرکز قلعه را هدف‌گیری کنند، و به دلیل از آتش مستقیم دیوارهای حایل در امان بمانند.[۱۶۸]

بالیستا و اسپرینگالد سلاح‌هایی هستند که همانند کمان پولادی عمل می‌کنند. با توجه به ریشه یونانی آن‌ها، در پرتاب نیزه به کار می‌رفتند. تیرهایی که به وسیله این سلاح‌ها پرتاب می‌شدند، ارتفاع کوتاه‌تری داشتند و هدفگیری آن‌ها دقیق‌تر بود. اغلب از این سلاح‌ها به جای ساختمان‌های قلعه، در مقابل پادگان استفاده می‌شد.[۱۶۹] نهایتا توپ‌ها پیشرفت کردند، و به جایی رسیدند که قدرت و بردشان از منجنیق‌ها بیشتر شد، و به سلاح اصلی جنگ محاصره‌ای تبدیل گشتند.

منجنیق مخصوص پرتاب مرمری بازسازی شده در قلعه بائوکس در فرانسه

ممکن بود دیوارها از زیر تخریب شوند. امکان حفر کانال به دیوار وجود داشت، و زمانی که به هدف می‌رسید، پایه نگه‌دارنده تونل به آتش کشیده می‌شد. این کار موجب فرو ریختن و تخریب ساختمان بالایی می‌شد.[۱۷۰] ساختن قلعه بر روی سخره و ایجاد خندق عمیق و عریض می‌توانست مانع از آن شود. امکان حفر ضد-راه در کنار تونل محاصره شوندگان وجود داشت؛ با فرض همگرا بودن آن‌ها این موجب مبارزه رو در روی زیر زمینی می‌شد.[۱۷۱] دژکوب نیز که از تنه درخت ساخته شده و سری آهنی داشت، مورد استفاده قرار می‌گرفت. از آن‌ها برای باز کردن دروازه‌ها استفاده می‌شد، البته گاهی نیز با تاثیر کمتر برای تخریب دیوارها به کار می‌رفتند.[۱۷۲]

نردبان نیز می‌توانست تلاشی برای صعود بر دیوارها و جنگ در راه‌روهای بالای دیوار باشد.[۱۷۳] در این مورد، مهاجمان بسیار آسیب‌پذیرترند.[۱۷۴] راهی امن‌تر برای مهاجمان استفاده از برج محاصره بود. زمانی که خندق‌های اطراف قلعه پر می‌شدند، این برج‌های چوبی متحرک می‌توانستند راهی برای صعود به دیوارهای حایل باشند.

منابع[ویرایش]

  1. Cathcart King 1988, p. 32
  2. Cathcart King 1988, p. 32
  3. Herlihy 1970, p. xvii–xviii
  4. Friar 2003, p. 47
  5. Liddiard 2005, p. 18
  6. Stephens 1969, pp. 452–475
  7. Duffy 1979, pp. 23–25
  8. Liddiard 2005, pp. 2, 6–7
  9. Cathcart King 1983, pp. xvi–xvii
  10. Liddiard 2005, p. 2
  11. Creighton &amp Higham 2003, pp. 6–7
  12. Thompson 1987, pp. 1–2, 158–159
  13. Allen Brown 1976, pp. 2–6
  14. Allen Brown 1976, pp. 2–6
  15. Turnbull 2003, p. 4
  16. Nossov 2006, p. 8
  17. Friar 2003, p. 214
  18. Cathcart King 1988, pp. 55–56
  19. Barthélemy 1988, p. 397
  20. Friar 2003, p. 22
  21. Barthélemy 1988, pp. 408–410, 412–414
  22. Friar 2003, p. 105
  23. Barthélemy 1988, p. 399
  24. Friar 2003, p. 163
  25. Cathcart King 1988, p. 188
  26. Cathcart King 1988, p. 190
  27. Barthélemy 1988, p. 402
  28. Barthélemy 1988, pp. 402–406
  29. Barthélemy 1988, pp. 416–422
  30. Friar 2003, p. 86
  31. Cathcart King 1988, p. 84
  32. Friar 2003, pp. 124–125
  33. Friar 2003, pp. 124–125
  34. McNeill 1992, pp. 98–99
  35. Allen Brown 1976, p. 64
  36. Friar 2003, p. 25
  37. McNeill 1992, p. 101
  38. McNeill 1992, p. 101
  39. Friar 2003, p. 208
  40. Friar 2003, pp. 210–211
  41. Friar 2003, p. 32
  42. Friar 2003, pp. 180–182
  43. Friar 2003, p. 254
  44. Johnson 2002, p. 20
  45. Johnson 2002, p. 20
  46. Johnson 2002, p. 20
  47. Creighton 2012, pp. 27–29, 45–48
  48. Creighton 2012, pp. 27–29, 45–48
  49. Creighton 2012, pp. 27–29, 45–48
  50. Creighton 2012, pp. 44–45
  51. Cathcart King 1988, p. 35
  52. Allen Brown 1976, p. 12
  53. Allen Brown 1976, p. 12
  54. Cathcart King 1988, pp. 35–36
  55. Allen Brown 1976, p. 9
  56. Cathcart King 1983, pp. xvi–xx
  57. Allen Brown 1984, p. 13
  58. ۵۸٫۰ ۵۸٫۱ Cathcart King 1988, pp. 24–25
  59. Allen Brown 1976, pp. 8–9
  60. Aurell 2006, pp. 32–33
  61. Aurell 2006, p. 33
  62. Higham &amp Barker 1992, p. 79
  63. Higham &amp Barker 1992, pp. 78–79
  64. Burton 2007–2008, pp. 229–230
  65. Vann 2006, p. 222
  66. Friar 2003, p. 95
  67. Aurell 2006, p. 34
  68. Cathcart King 1988, pp. 32–34
  69. Cathcart King 1988, p. 26
  70. Aurell 2006, pp. 33–34
  71. Allen Brown 1976, p. 13
  72. Allen Brown 1976, pp. 108–109
  73. Cathcart King 1988, pp. 29–30
  74. Friar 2003, p. 215
  75. Norris 2004, pp. 122–123
  76. Cathcart King 1988, p. 77
  77. Cathcart King 1988, pp. 77–78
  78. Burton 2007–2008, pp. 241–243
  79. Allen Brown 1976, pp. 64, 67
  80. Cathcart King 1988, pp. 78–79
  81. Cathcart King 1988, p. 29
  82. Cathcart King 1988, p. 80
  83. Cathcart King 1983, pp. xx–xxii
  84. Cathcart King 1988, pp. 81–82
  85. Crac des Chevaliers and Qal'at Salah El-Din, UNESCO, retrieved 2009-10-20 
  86. Cathcart King 1988, p. 83
  87. Friar 2003, p. 77
  88. Ekdahl 2006, p. 214
  89. Cathcart King 1988, pp. 84–87
  90. Gebelin 1964, pp. 43, 47, quoted in Cathcart King 1988, p. 91
  91. Cathcart King 1988, pp. 159–160
  92. Cathcart King 1988, pp. 164–165
  93. Cathcart King 1988, pp. 165–167
  94. Cathcart King 1988, p. 168
  95. Thompson 1987, pp. 40–41
  96. Cathcart King 1988, p. 169
  97. Thompson 1987, p. 38
  98. Thompson 1987, pp. 38–39
  99. Thompson 1987, pp. 41–42
  100. Thompson 1987, p. 42
  101. Thompson 1987, p. 4
  102. Cathcart King 1983
  103. Tillman 1958, p. viii, cited in Thompson 1987, p. 4
  104. Chartrand &amp Spedaliere 2006, pp. 4–5
  105. Chartrand &amp Spedaliere 2006, p. 4
  106. Chartrand 2005
  107. Chartrand 2005, p. 39
  108. Chartrand 2005, p. 38
  109. Chartrand 2005, p. 37
  110. Creighton &amp Higham 2003, p. 64
  111. Thompson 1987, p. 22
  112. Friar 2003, pp. 286–287
  113. Creighton &amp Higham 2003, p. 63
  114. Friar 2003, p. 59
  115. Antecedentes históricos (in Spanish), Museo Nacional de Historia, retrieved 2009-11-24 
  116. Buse 2005, p. 32
  117. Thompson 1987, p. 164
  118. Friar 2003, p. 17
  119. McNeill 1992, pp. 39–40
  120. McNeill 1992, pp. 41–42
  121. McNeill 1992, p. 42
  122. McNeill 1992, pp. 42–43
  123. McNeill 1992, p. 43
  124. McNeill 1992, pp. 40–41
  125. Erlande-Brandenburg 1995, pp. 121–126
  126. Erlande-Brandenburg 1995, p. 104
  127. Bachrach 1991, pp. 47–52
  128. Higham &amp Barker 1992, p. 78
  129. Cathcart King 1988, p. 25
  130. Friar 2003, pp. 38–40
  131. Higham &amp Barker 1992, pp. 79, 84–88
  132. Castle of the Teutonic Order in Malbork, UNESCO, retrieved 2009-10-16 
  133. McNeill 1992, pp. 16–18
  134. McNeill 1992, pp. 22–24
  135. Friar 2003, p. 172
  136. McNeill 1992, pp. 28–29
  137. Coulson 1979, pp. 74–76
  138. Liddiard 2005, p. 9
  139. Schultz 2006, pp. xv–xxi
  140. Gies &amp Gies 1974, pp. 87–90
  141. McNeill 1992, pp. 19–21
  142. Coulson 2003, p. 382
  143. McNeill 1992, p. 19
  144. Coulson 2003, pp. 297–299, 382
  145. Krahe 2002, pp. 21–23
  146. Creighton 2002, p. 64
  147. Creighton 2002, pp. 35–41
  148. Creighton 2002, p. 36
  149. Creighton &amp Higham 2003, pp. 55–56
  150. Creighton 2002, pp. 184–185
  151. Smail 1973, p. 90
  152. Creighton 2002, p. 198
  153. Creighton 2002, pp. 180–181, 217
  154. Creighton &amp Higham 2003, pp. 58–59
  155. Creighton &amp Higham 2003, pp. 59–63
  156. Creighton 2002, p. 221
  157. Creighton 2002, pp. 110, 131–132
  158. Creighton 2002, pp. 76–79
  159. Liddiard 2005, pp. 7–10
  160. Creighton 2002, pp. 79–80
  161. Cathcart King 1983, pp. xx–xxiii
  162. ۱۶۲٫۰ ۱۶۲٫۱ Friar 2003, pp. 123–124
  163. Cathcart King 1988, pp. 15–18
  164. Allen Brown 1976, pp. 132, 136
  165. Liddiard 2005, p. 84
  166. Friar 2003, p. 263
  167. Allen Brown 1976, p. 124
  168. Cathcart King 1988, pp. 125–126, 169
  169. Allen Brown 1976, pp. 126–127
  170. Friar 2003, pp. 254, 262
  171. Allen Brown 1976, p. 130
  172. Friar 2003, p. 262
  173. Allen Brown 1976, p. 131
  174. Cathcart King 1988, p. 127