پادشاهی رضاشاه پهلوی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


این مقاله به اقدامات رضاشاه در دوران پادشاهی وی (۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی تا ۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی) می‌پردازد.

اقدامات رضاشاه[ویرایش]

ساخت راه‌آهن در دورهٔ رضاشاه.
رضاشاه قانون کشف حجاب را از همسر و دختران خود و سپس همسر و دختران مقامات شروع کرد. محسن صدر وزیر عدلیه وقت در خاطرات خود می‌نویسد که همسرش پس از کشف حجاب اجباری بدستور رضا شاه بیمار شد و از خانه بیرون نیامد و پس از چندی درگذشت.[۱]
۱۷ دی ۱۳۱۴ خورشیدی - دانش‌سرای دختران
  • لغو قرارداد دارسی، این قرارداد بین دولت انگلیس و ایران بر سر نفت و چگونگی استخراج و سهم دولت انگلیس از آن، در این قرارداد سهم دولت بریتانیا از دولت پادشاهی ایران بیشتر بود رضا شاه در جلسه هیئت وزیران این قرارداد را باطل اعلام کرد و قراردادی جدید بادولت انگلیس منعقد شد.[۲]
  • ایجاد ارتش ملی. در دوره وزارت جنگ سردار سپه در اولین اقدام خود دستور داد تا یک ارتش متمرکز ملی تحت فرماندهی واحد تشکیل دهد.[۳]
  • تاًسیس اولین دانشگاه در ایران به نام دانشگاه تهران.
  • ساخت اولین راه‌آهن سراسری ایران از دریای خزر تا خلیج فارس، با بودجه داخلی بر سر مالیات‌های قند و شکر[۴]
  • اعزام دانش‌آموزان و دانشجویان ممتاز به خارج از کشور برای کسب دانش نوین با بودجهٔ دولت.
  • تأسیس اولین کارخانهٔ هواپیماسازی در کشور با خرید امتیاز از هواپیمایی آلمان.
  • ساخت اولین فرودگاه مهم کشور به نام فرودگاه مهرآباد در ۱۳۱۸.
  • جاده‌سازی و ساخت جاده چالوس و ساخت تونل کندوان و ایجاد پل‌های ارتباطی مثل پل ورسک.[۵]
  • گسترش وسائل ارتباطی و مخابرات در کشور و تأسیس دانشکدهٔ مخابرات در کشور.
  • ایجاد امنیت در شهرها و جاده‌ها و مقابله با راهزنان و یاغییان و سرکوب آن‌ها.
  • * بنیانگذاری سانسور در ایران از طریق تأسیس اداره راهنمایی نامه نگاری. حساسیت رضا شاه نسبت به انتقاد از وی به حدی بود که روابط خارجی ایران با دولت‌های آلمان و فرانسه به دلیل انتقاد از وی در مطبوعات آن کشورها دچار خدشه گردید.[۶]
  • کشف حجاب و کشیدن چادر از سر زنان توسط مأموران شهربانی که در نتیجه صدها هزار رن که راضی به کشف حجاب نبودند تا پس از تبعید وی در خانه ماندند. محسن صدر (صدرالاشراف) وزارت عدلیه وقت می‌نویسد پس از آنکه بدستور رضا شاه همسرش وادار به کشف حجاب در میهمانی شد «من ناچار شدم و مجلسی در کلوب ایران که وسعت زیاد داشت فراهم کرده و دعوت کردم ولی در خانه من حالت عزا بود ناچار شب وقتی عده زیاد از اعضاء و سایرین آمده بودند خانم من با کراهت با دخترهایم حاضر شدند و از مدعوین پذیرایی شد. اما بعد از مراجعت از آنجا خانم من مریض شد و دیگر از آن خانه بیرون نیامد تا در مدت یک سال بعد فوت شد و جنازه او بیرون رفت…»[۱]
  • آغاز اولین کاوش‌ها بر تخت جمشید.[نیازمند منبع]
  • ایجاد بساط شادی و تفریح از جمله کلوپ‌های رقص .[نیازمند منبع]
  • بعقیده آبراهامیان تأکید شدید رضا شاه بر هویت ایرانی بود؛ و این امر برای مردمی که مذهب هزار و چهارصد سال در زندگی آنها رخنه کرده بود بسیار دشوار بود. با دستور وی عزاداریها ممنوع علام شد و روحانیون خلع لباس شدند. در این دوره ملی‌گرایی رواج بسیار پیدا کرده بود، شاه خود به تخت جمشید می‌رفت برای فردوسی آرامگاه ساخت و برای هزاره فردوسی شاعران و اندیشمندان زیادی به ایران آورده شدند.[۷]

اندیشه باستان‌گرایی در ایران پیش از رضا شا از سوی تقی‌زاده با انتشار مجله کاوه ترویج یافت. اندیشه آریایی گرایی درکنار سوابق سو روس و انگلیس در ایران موجب نزدیکی فراوان میان آلمان نازی و حکومت پهلوی در دوران رضا شاه شد. همراه با اندیشه باستان گرایی ایرانی اندیشه آریا گرایی و تأکید بر نژاد آریایی در ایران گسترش یافت. بسیاری از هوادارن آریاگرایی با نازی‌ها همکاری می‌کردند و این به گسترش تنش با یهودیان که از سوی نازیها انگل خوانده می‌شدند انجامید. عباسقلی گلشائیان از وزرای دوران پهلوی پیش روی آلمانها در مرزهای روسیه را به فال نیک گرفت و خواستار برپایی جشن در ایران شد.[۸][۹]

حسن اسفندیاری از رجال سیاسی پهلوی به دیدار هیتلر رفت و و هیتلر نیز تصویری از خود را به وی اهدا کرد.

هیتلر تصویر امضاء شده از خود را به رضا شاه تقدیم کرد. (محل نگهداری موزه نیاوران)
دیدار حسن اسفندیاری از رجال سیاسی پهلوی با هیتلر
  • بعقیده استفانی کرونین رضا شاه آموزش و پرورش نوین و تحول در نظام قضایی ایرن را آغاز کرد. به اعتقاد وی تا قبل از رضا شاه، روحانیون اداره آموزش و پرورش رو به عهده داشتند که در دورهٔ پهلوی، علی اکبر داور به عنوان اولین رئیس دستگاه قضایی کشور برگزیده شد. بعقیده استفانی کرونین او در این راه تحول شگرفی ایجاد نمود و بسیاری را به خارج فرستاد و پس از کسب دانش قضاوت به آنها منصب داد در این دوره قوانین قضایی کشور برای اولین بار بر اساس قوانین مدرن برپا شد و دست روحانیون از این سمت کوتاه شد و همچنین در بخش آموزش تمامی کتب درسی از ریشه و بن تغییر کرد.[۱۰]

این در حالی است که پیش از رضا شاه امیرکبیر دارالفنون را در ایران تأسیس کرده بود و همچنین نظام آموزش نوین در ایران نیز ده‌ها سال پیش از رضا شاه توسط حسن رشدیه که خود یک روحانی بود تأسیس گردیده بود.

  • وی پس از چندی تیمور تاش که از بنیانگذاران ساختار سیاسی و قضایی حکومت بودند را به قتل رساند.[۱۱]
  • اصلاح امور مالیاتی و بودجه عمومی و تنظیم امور مالی و بانکی و پولی کشور.
  • تبدیل واحد پول کشور به ریال.
  • تغییر نام کشور از پرشیا به ایران در ۱۹۳۵ میلادی که مورد انتقاد برخی به دلیل از بین بردن پیشینه تاریخی پرشیا با ایران در ذهن خارجیان می‌گردد، قرار گرفت. گفته شده است که وی این اقدام را به پیشنهاد سعید نفیسی صورت داد.[۱۲] نفیسی در قاله در روزنامه اطلاعات به دفاع از این تغییر پرداخت. به عقیده Dilip Hiro سفیر آلمان نازی در ایران نیز برای تین تغییر توصیه کرده بود.[۱۳]
  • وضع تقسیمات کشور به ده استان و شهرستان‌ها و بخش‌ها با اختیارات در قانون.
  • سلب مصونیت پارلمانی از نمایندگان مجلس و فرمایشی بودن مجلس شورای ملی.
  • کشتن تیمورتاش، مدرس و ارباب کیخسرو نماینده زرتشتیان در مجلس.
  • بستن روزنامه‌های مستقل و زندانی کردن ۵۳ نفر از اعضای کمونیست ایران.[۱۴]
  • تخریب قصر قاجار، کاخ سلطنت آباد و تکیه دولت.
  • رضاشاه در دوران حکومتش، آن قدر ثروت تصاحب کرد که به ثروتمندترین فرد ایران - اگر نگوییم خاورمیانه - تبدیل شد. بر اساس برآورد یکی از زندگی نامه نویسان هوادار رضاشاه، ثروت وی به هنگام مرگ سه میلیون پوند و حدود ۱٫۵ میلیون هکتار زمین بوده است. بیشتر این زمین‌ها در منطقه اجدادی اش مازندران قرار داشت. وی همچنین صاحب مزارع گندم در همدان، گرگان و ورامین بود. بخشی از این املاک با مصادره مستقیم، دیگری از طریق نقل و انتقال مشکوک اموال دولتی و بخشی دیگر از طرق آبیاری زمین‌های بایر و سرانجام بخشی نیز با مجبور کردن زمین داران بزرگ و کوچک برای فروش زمین هایشان به قیمت اسمی، به دست آمده بود.[۱۵][۱۶] در همان اوایل سال ۱۹۳۲/۱۳۱۱، سفارت بریتانیا گزارش داد که رضاشاه حرص غریبی نسبت به زمین دارد، طوری که همه خانواده‌ها روانه زندان می‌کرد، مگر اینکه با فروش املاکشان به وی موافقت کنند: «اشتهای سیری ناپذیر وی به اندازه است که عجیب نخواهد بود اگر چند صباح دیگر کسی بپرسد چرا اعلی حضرت بی درنگ همه ایران را به نام خود به ثبت نمی‌رساند؟» این گزارش در ادامه می‌افزاید: «به رغم نارضایتی شمار چشمگیری از زمین داران، سایرین بر این باورند که صرفاً کاری را می‌کنند که دودمان‌های پیشین انجام داده بودند، و او بهتر از زمین بهره‌برداری می‌کند و به هر حال سراسر مملکت در واقع به وی تعلق دارد».[۱۶][۱۷] البته بلندنظری وزیر مختار بریتانیا کمتر بود: «او همچنان در کار انباشت ثروت از راه‌های مشکوک است و فرماندهان ارشد نظامی خود را نیز در کار آزاد گذاشته است؛ و در عین حال، از هیچ فرصتی برای بی‌اعتبار کردن فرماندهان در صورت سوظن نسبت به قدرت گرفتن آنها از طریق اندوختن ثروت پرشمار برای بهره‌گیری شخصی، فروگذار نمی‌کند. البته اگر آنها سهم عمده‌ای از ثروت به دست آمده را به شاه بدهند، او نیز از دزدی‌های آنها چشم پوشی خواهد کرد.» وی می‌افزاید: «رضا شاه نسبت به ثروت حریص و طمعکار است و از دیدگاه او هر وسیله‌ای برای کسب پول و زمین مطلوب است… جاده جدید منتهی به چالوس با هزینه هنگفتی ایجاد شده، صرفاً برای ارضای هوس شخصی وی بوده است.»[۱۶][۱۸] فرایند تملک این دهات و انباشتن ثروت حتی پیش از به سلطنت رسیدن رضاخان آغاز شده بود. وقتی محمدرضا به دنیا آمد، خانواده اش کماکان در منزل استیجاری زندگی می‌کرد. وقتی که او در مقام ولیعهدی به ایران بازگشت، پدرش رضاشاه بی شک ثروتمندترین مرد ایران بود. در آن زمان سفارت آمریکا در گزارشی از فعالیت‌های اقتصادی رضاشاه فراهم کرد که نوشته بود: «کمتر چیز ارزشمندی در این مملکت هست که رضاشاه، به آن نظر ندارد. حرص و آز او حدی نمی‌شناسد. علاوه بر تملک بخش عمده مازندران، در شهرها هم املاک متعددی خریده و در آنها هتل ساخته و کارخانه تأسیس کرده… هر زمین و ملکی را که به آن دل می‌بندد، با تهدید مستقیم یا تلویحی مالک آن، از آن خود می‌کند. معمولاً برای هر کدام از این املاک آنچه دلش می‌خواهد، می‌پردازد که اغلب یک دهم یا حتی یک بیستم قیمت واقعی آن ملک است.» وقتی بعد از استعفایش، مسئله ابعاد ثروت رضاشاه به مسئله روز مملکت بدل شد و مطبوعات با استفاده از آزادی تازه یاب خود در این زمینه مطالب مفصل و اغلب تندی می‌نوشتند، نخست وزیر وقت مملکت در جلسه مجلس اعلان کرد که «رضا شاه مبلغ باورنکردنی ۶۸ میلیون ریال (برابر با ۴٫۲۵ میلیون دلار) در حساب‌های شخصی اش در بانک‌های ایران داشت.» در آن زمان موجودی حساب‌های رضا شاه برابر ۴۶ درصد نقدینگی کل کشور (جمع کل پول صادر شده از بانک ملی ایران) بود. برخی محققان ادعا می‌کرده‌اند که موجودی حساب‌های رضاشاه در واقع به مبلغی به مراتب بیشتر از آنچه فروغی گفته بود، بالغ می‌شد. می‌گویند در واقع فروغی فقط موجودی حساب پس‌انداز رضاشاه را اعلام کرده بود. می‌گویند مبلغی نزدیک به ۸۵ میلیون ریال (یا ۵٫۳ میلیون دلار) هم در حساب چکی رضاشاه موجود بود. در هر حال، این مبلغ که دست کم ۴۶ درصد نقدینگی ایران بود، پس از امضای سند رسمی به شاه جوان تعلق گرفت.[۱۹][۲۰]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ http://dowran.ir/show.php?id=210746680
  2. آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۵۴.
  3. آبراهامیان و سال، ایران بین دو انقلاب.
  4. https://books.google.com/books?id=3SWAAAAAQBAJ&dq=CENSORSHIP+REZA+SHAH&source=gbs_navlinks_s
  5. استفانی کرونین، رضا شاه و شکل‌گیری ایران نوین، ۶۴تا۶۸.
  6. https://books.google.com/books?id=3SWAAAAAQBAJ&dq=CENSORSHIP+REZA+SHAH&source=gbs_navlinks_s
  7. آبراهامیان، ۵۴.
  8. http://www.iranicaonline.org/articles/judeo-persian-vi-the-pahlavi-era-1925-1979
  9. https://books.google.com/books?id=K-poAgAAQBAJ&lpg=PA352&dq=History%20of%20Iran%20and%20the%20Nazis&pg=PA352#v=onepage&q=History%20of%20Iran%20and%20the%20Nazis&f=false
  10. استفانی کرونین، رضا شاه و شکل گیری ایران نوین.
  11. https://books.google.com/books?id=K-poAgAAQBAJ&dq=History+of+Iran+and+the+Nazis&source=gbs_navlinks_s
  12. http://www.irdc.ir/fa/calendar/576/default.aspx
  13. https://books.google.com/books/about/Iran_Under_the_Ayatollahs.html?id=NCwOAAAAQAAJ
  14. بهار، احزاب سیاسی در ایران، ۲۰۷.
  15. آبراهامیان، تاریخ ایران مدرن، 139.
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲ Abrahamian، A History of Modern Iran، 71.
  17. آبراهامیان، تاریخ ایران مدرن، 140-139.
  18. آبراهامیان، تاریخ ایران مدرن، 140.
  19. میلانی، نگاهی به شاه، 107.
  20. Milani، The Shah، 95.

منابع[ویرایش]