فریده قطبی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فریده قطبی
فریده قطبی
Farideh Ghotbi 2.jpg
زادروز۲۵ آذر ۱۳۰۰ خورشیدی
لاهیجان
درگذشت۱۷ آبان ۱۳۷۹ خورشیدی (۷۸ سال)
پاریس (فرانسه)
محل زندگیلاهیجان، رشت، تبریز، تهران، پاریس (فرانسه)
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایمادر فرح پهلوی
دیناسلام[نیازمند منبع]
مذهبشیعه[نیازمند منبع]
خویشاوندانفرح پهلوی (دختر)

فریده قطبی هم‌چنین مشهور به فریده دیبا، مادر فرح پهلوی،[۱] مادربزرگ ولیعهد وقت، رضا پهلوی بود. وی همسر سهراب دیبا، از افسران ارتش شاهنشاهی ایران بود.[۱]

زندگی‌نامه[ویرایش]

فریده قطبی روز ۲۵ آذرماه ۱۳۰۰ خورشیدی[نیازمند منبع] در لاهیجان، گیلان متولد شد.[۲] نسب او به قطب الدین شریف لاهیجی، صوفی و مفسر قرآن می‌رسید.[۳] او در فروردین ۱۳۱۶ خورشیدی، با یک افسر ارتش شاهنشاهی به نام سهراب دیبا ازدواج کرد. یک سال پس از ازدواج همسرش به تبریز منتقل شد و او نیز به ناچار از خانواده خود جداشد و به تبریز کوچ کرد. در سال ۱۳۱۷ دختری به دنیا آورد که فرح دیبا نام گرفت. سهراب دیبا در جوانی بر اثر ابتلاء به سرطان معده در سال ۱۳۱۹ خورشیدی درگذشت.

فریده قطبی به هم‌راه افرادی از خانواده شوهرش، شرایط تحصیل دخترش فرح را در مدرسه‌های ایتالیایی‌ها و ژاندارک و دبیرستان رازی تهران فراهم کرد و او را برای ادامه تحصیل در رشته معماری به فرانسه فرستاد. او در روستای لیلاکوه لنگرود املاک و مستغلاتی داشت که توسط مباشرش حاج مسیح پورحسینی اداره می‌شد

با ازدواج فرح و محمدرضا پهلوی، در روز دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۳۸ خورشیدی، فریده دیبا به عنوان عضوی از خانواده سلطنتی ایران درآمد. با تولد ولیعهد وقت با نام رضا پهلوی موقعیت وی استحکام بیشتری یافت. وی مادربزرگ چهار شاهزاده دربار پهلوی بود.

ترک ایران و مرگ[ویرایش]

با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ ایران، فریده دیبا نیز هم‌چون تنها دختر و نوادگانش ایران را ترک کرد.

فریده قطبی در نوامبر ۲۰۰۰ میلادی، در پاریس درگذشت و در گورستان پاسی در شهر پاریس دفن شد.[۴] یک سال پس از مرگ فریده قطبی، لیلا، کوچک‌ترین نوه‌اش نیز در کنار قبرش دفن شد.[۵]

کتاب[ویرایش]

پس از انقلاب، کتاب خاطراتی، منتسب به فریده دیبا با عنوان «دخترم فرح» در ایران منتشر شد؛ درحالیکه پژوهشگران کتاب را صراحتا فاقد اعتبار دانسته و جعلی اعلام کردند[۶].

فرح پهلوی دختر فریده دیبا در این‌باره، چنین متذکر شده: «ظاهراً کتاب‌های زیادی به اسم من، مادرم، ملکه مادر و برادران شاه، در جمهوری اسلامی چاپ می‌شود که همه ساختگی است. بعد از این که کتاب من در خارج به فارسی چاپ شد، در جمهوری اسلامی دو جلد کتاب به نام «دختر یتیم» نوشته فرح پهلوی، چاپ کردند که ساختگی است. حتی کتاب دخترم فرح که به اسم مادرم چاپ شده نیز جعلی است و مادرم هرگز خاطراتی ننوشت. تازه در این کتاب نوشتند ترجمه انگلیسی، که مادرم هیچگاه انگلیسی صحبت نمی‌کرد».[۷] عبدالله شهبازی، نویسنده، مورخ و پژوهشگر ایرانی ضمن جعلی دانستن کتاب دخترم فرح گردآورنده آن را فردی معین با اهداف «سودجویانه» خوانده که به جعل کتب خاطرات به‌نام برخی چهره‌های سرشناس دوران پهلوی دست می‌زند. عبدالله شهبازی همچنین با انتقاد از وزارت ارشاد به خاطر صدور مجوز می‌گوید «این فرد بعد از کتاب دخترم فرح، خاطراتی به نام تاج‌الملوک پهلوی (مادر محمدرضا شاه پهلوی) به بازار عرضه کرده و بعد هم خاطراتی به نام اردشیر زاهدی منتشر کرده‌است.»[۸] یعقوب توکلی، محقق و مورخ و استاد دانشگاه در مطلبی می افزاید:در مواردی‌ شاهد جعل‌ در تاریخ‌نگاری‌ تجاری‌ نویسان‌ هستیم؛هر چند ما نمی‌توانیم‌ کسی‌ را متهم‌ نمائیم،اما توجه‌ به‌ ادبـیـات‌ تـجـاری‌ نـویـسی‌ در کتاب‌های‌ تاریخی‌ کشور را نمی‌توانستیم‌ نادیده‌ بگیریم‌ و رضایت‌ دهیم‌ هر نوشته‌ای‌ تبدیل‌ به‌ متن‌ تاریخی‌ شود و مورد استفاده‌ قرار گیرد. کتاب‌ دخترم فرح از جمله‌ کتاب‌هایی‌ است‌ که‌ به‌ طور چشم‌گیری‌ در ایران‌ به‌ فروش‌ رفت‌ و مورد اعتنا واقع‌ شد و حداقل، حدود هشت‌ بار تجدید چاپ‌ شده‌ است، اما به‌ این‌ موضوع‌ کمتر توجه‌ شده‌ است‌ که‌ کتابی‌ که‌ در ایران‌ آن‌ قدر به‌ فروش‌ رفت، اساساً‌ جعلی‌ است. چرا که‌ نویسنده‌ این‌ کتاب‌ مشخص‌ نیست‌ و واضح‌ است‌ که‌ خانم‌ فریده‌ دیبا مادر فرح‌ این‌ اطلاعات‌ را نداشته‌ است. ایشان‌ مطالبی‌ را در این‌ کتاب‌ عنوان‌ کرد که‌ مثلاً‌ افرادی‌ چون‌ ارتشبد فردوست‌ و یا ارتشبد طوفانیان‌ به‌ عنوان‌ یک‌ چهره‌ امنیتی‌ اطلاعاتی، بدان‌ دسترسی‌ داشته‌اند.یکی‌ از ویژگی‌های‌ این‌ دسته‌ از تاریخ‌ نویسان‌ بحث‌ تاریخ‌ سازی‌ و جعل‌ تاریخ‌ است‌ که‌ متأسفانه‌ به‌ نوعی‌ در بخش‌های‌ مختلف‌ این‌ کتاب‌ها وجود دارد. کتاب‌ دخترم فرح که‌ تا حدود زیادی‌ طی‌ سال‌های‌ اخیر در بورس‌ کارهای‌ تاریخی‌ بوده، همچون‌ خاطرات‌ تاج‌ الملوک‌ کاملاً‌ جعلی‌ است‌ و هیچ‌ سندی‌ برای‌ این‌که‌ این‌ کتاب‌ توسط‌ خانم‌ فریده‌ دیبا به‌ عنوان‌ مادر فرح‌ یا تاج الملوک نوشته‌ شده‌ باشد در دست‌ نیست.واقعیت‌ قصه‌ این‌ است‌ که‌ در جامعه، این‌ دسته‌ از کتاب‌ها را از حوزه‌ تاریخ‌نگاری‌ و منابع‌ قابل‌ استناد خارج‌ نکردند و خارج‌ از تاریخ‌ نمی‌دانند به‌ این‌ دلیل‌ که‌ بعضی‌ معتقدند برخی‌ از مفاسد رژیم‌ پهلوی‌ را نمی‌توانیم‌ بیان‌ کنیم، بگذارید کسان‌ دیگر بگویند. از این‌ رو این‌ آثار گسترش‌ می‌یابند[۹]. یعقوب توکلی با تأکید بر جعلی بودن کتاب، دلایل زیادی را همچون بی‌سوادی فریده دیبا، کهولت سن وی، محرمانه بودن بسیاری از اطلاعاتی که در کتاب آورده شده با توجه به منصب نداشتن فریده دیبا، مواضع کاملاً متفاوت نسبت به اشخاص، افشای برخی اطلاعات مربوط به قبل از سال ۱۳۳۸ زمانی که فریده دیبا هنوز به دربار وارد نشده بوده و… برشمرده است.[۱۰][۱۱]

پانویس[ویرایش]