نوش‌آفرین آیرملو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نوش‌آفرین آیرملو
درگذشتتهران
ملیتایرانی
مذهبشیعه
همسرعباسعلی داداش‌بیگ
فرزندانرضاشاه
خویشاوندانآیروملوها

نوش‌آفرین آیرملو از مهاجران قفقازی از گرجستان بود که در دوران قاجار در ایران ساکن شدند. وی به همسری عباسعلی داداش‌بیگ درآمد و مادر رضاشاه پهلوی شد که در سال ۱۳۰۴ دودمان پهلوی را بنا نهاد.[۱]

زندگی‌نامه[ویرایش]

نوش‌آفرین از طایفه آیروملوهای قفقاز بود که در کودکی همراه با خانواده خود به ایران مهاجرت می‌کنند و در تهران سکونت می‌کنند. نوش‌آفرین زمانی که عباسعلی داداش‌بیگ سوادکوهی در تهران بود با او آشنا می‌شود و پس از ازدواج ابتدا مدتی را همراه با شوهرش که از طرف فوج سوادکوه به عنوان رئیس تأمینات یا نظمیه در بخش بابل‌کنار منصوب شده بود در درازکلا به‌سر می‌برد و سپس در آلاشت ساکن می‌شوند.[۲]

آشنایی و ازدواج با عباسعلی داداش بیگ سوادکوهی پدر رضاشاه[ویرایش]

عباسعلی داداش بیگ سوادکوهی مانند بسیاری از اهالی منطقه سوادکوه در فوج سوادکوه به حرفه سپاهی‌گری اشتغال داشت. پدر و برادران و بسیاری دیگر از نزدیکان عباسعلی خان نیز نظامی بوده و در همان فوج سوادکوه خدمت می‌کردند.[۳][۴] عباسعلی خان با درجه یاور (معادل ستوان) و همانند بسیاری از سوادکوهی‌های دیگر بازنشست شد و به روستایش در آلاشت بازگشت تا در قطعه زمینی که خریده بود به کشت و زرع بپردازد و در اثر کشاورزی و دامداری و کارهای جنگلی متمول شده بود و املاکی در آلاشت و بابل و دیگر نقاط داشت.[۵] در تحقیقاتی که پژهشگران حوزه تاریخ معاصر انجام داده‌اند، چنین نتیجه گرفته‌اند که عباسعلی خان تنها دو بار ازدواج کرده‌است. بار اول با یکی از بستگان خود در سوادکوه و بار دوم با نوش آفرین آیرملو مادر رضا شاه در تهران و سه فرزند اول عباسعلی خان هر سه دختر بودند. خواهران ناتنی رضاشاه، خورشید خانم و دُدُر خانم خواهر دوم رضاشاه و نبات خانم معروف به حسنی خانم سومین خواهر رضاشاه بودند.[۶][۷] آشنایی عباسعلی خان با نوش آفرین آیرملو به زمانی بازمی‌گردد که در سال‌های آخر عمرش بیمار شده و برای درمان به تهران نزد علی خان حکیم‌باشی و طبیب دستگاه کامران میرزا نایب‌السلطنه آمد. علی خان از مهاجران گرجی بود که بعدها وارد قزاق‌خانه شده و به علی خان دکتر معروف شده بود. عباسعلی خان در خانه علی خان بستری شد. نوش آفرین آیرملو که خواهر علی خان دکتر بود، در مدت بیماری عباسعلی خان از او پرستاری می‌کرد. عباسعلی خان دلبسته او شد و برغم بیش از ۴۰ سال اختلاف سنی، نوش آفرین شانزده ساله را به همسری گرفت. عباسعلی خان زمانی که یاور (معادل ستوان) فوج سوادکوه بود به دلیل ابتلا به بیماری درمان ناپذیر به ناچار قشون را رها کرده و با همسر جدیدش به آلاشت رفت. در آلاشت چندان به نوش آفرین خوش نمی‌گذشت چون زبان مازندرانی نمی‌دانست و خانواده عباسعلی خان و اهالی سوادکوه مازندرانی زبان بودند و تازه عروس قادر به صحبت کردن در میان خانواده شوهر نبود و خانواده و بستگان عباسعلی خان به واسطه گرجی بودن نوش آفرین بنای بدرفتاری با او می‌گذاشتند. عباسعلی خان نیز متوجه دشمنی خانواده‌اش با نوش آفرین شده بود و برای همین علی آقا (در منبع دیگر حسین) برادر نوش آفرین را که جوانی ۱۹ ساله بود برای مراقبت از همسرش از تهران به سوادکوه می‌آورد. در قدیم مازندرانی‌ها ازدواج با غیر مازندرانی را خلاف سنت و امری نکوهیده می‌دانسته و از پسر یا دختری که همسر غیر مازندرانی بستاند، خوششان نمی‌آمد و بر اساس سنت‌های منطقه، از مردان انتظار می‌رفت فقط با زنان و دختران محلی ازدواج کنند. بیماری عباسعلی خان شدت گرفت و بناچار نوش آفرین که باردار بود را به دختر سومش نبات خانم که روابط بهتری با نوش آفرین داشت سپرد و به تهران رفت و در سال ۱۲۵۶ شمسی در تهران درگذشت. نوش آفرین که در دیگر منابع دیگر از او با اسامی سکینه و زهرا یاد کرده‌اند، پس از مرگ عباسعلی ماندن در سوادکوه را صلاح نمی‌دید. پس از تولد رضاشاه در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ سوادکوه را به مقصد تهران ترک کرد. خواهران ناتنی رضا هر از گاهی به او و نوش آفرین در تهران سر می‌زدند و مواد غذایی و کمک مالی برای او از سوادکوه می‌آوردند ولی جدای این، رضا و مادرش را از دارایی‌های عباسعلی خان محروم کرده بودند که سرانجام رضاشاه پس از چهل سال زمانی که به مقام سردار سپه رسید به سوادکوه رفت و ارثیه‌اش را گرفت.[۸][۹][۱۰]

تولد فرزند[ویرایش]

نوش‌آفرین در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ پسری به دنیا می‌آورد که نامش را رضا می‌نهند. این کودک زمانی که به سن جوانی می‌رسد یکی از افراد تأثیرگذار در سیر تاریخ ایران می‌شود و هنگامی که ۴۸ سال می‌گذرد با نام رضاشاه سلسله قاجار را برمی‌اندازد و سلسله پهلوی را بنیانگذاری می‌کند.

سفر به تهران[ویرایش]

عباسعلی داداش‌بیگ هنگامی که رضا نوزادی بیش نبود برای مداوای بیماری خود به تهران می‌رود و همان‌جا بر اثر بیماری فوت می‌کند. پس از مرگ وی، دو خواهر به نام‌های نونوش و کوکب که برادر زاده‌های عباسعلی بودند سرپرستی فرزند یتیم و مواظبت از بیوه عمویشان را بعهده می‌گیرند ولی نوش‌آفرین از خانواده شوهرش تقاضا می‌کند که وی را نزد خویشانش در تهران بفرستند و خانواده عباسعلی هم بعد از مدتی مخالفت با خواسته وی موافقت می‌کنند و برای سفر او به تهران تدارک لازم را انجام می‌دهند و نهایتاً به دلیل سختی راه و مسافت دور، دو خواهر تصمیم می‌گیرند تا از حاج امامقلی که دایی‌شان بود درخواست کنند تا نوش آفرین و نوزادش را رهسپار تهران کند و امامقلی هم شخصی به نام مشهدی حسین اردشیری را مأمور انجام این کار می‌کند و سرانجام نوش‌آفرین و همراهانش در نیمه دوم از سال ۱۲۵۷ش از سوادکوه به سمت تهران حرکت می‌کنند ولی در مسیر در منطقه گدوک به دلیل برف و سرما و شدت یخبندان، نبض کودک نوش‌آفرین از حرکت بازمی‌ایستد و مادر و همراهان به گمان این که وی از سرما تلف شده‌است، پیکر بی‌رمق نوزاد را در کاروانسرای گدوک می‌گذارند تا روز بعد دفن شود ولی هنوز مسافتی دور نشده بودند که نوزاد جانی دوباره می‌گیرد و نهایتاً همراه مادر که پشیمان برای بردن جسد بی‌جان کودکش به کاروانسرا بازگشته بود به تهران برده می‌شود.

در تهران[ویرایش]

نوش‌آفرین و فرزندش پس از رسیدن به تهران در خانه حاج اسماعیل خان سردار واقع در محله سنگلج سکونت می‌کنند. وی در نداری و تهیدستی زندگی می‌کرد و بعداً مخارج زندگی وی و کودکش را تا ۷ سال، برادرش سرهنگ ابوالقاسم آیرم‌لو که خیاط قزاقخانه بود، بر عهده گرفت.[۱۱] پس از مرگ برادرش نیز سرتیپ نصرالله‌خان آیرم زندگی آنان را اداره می‌کرد.[۱۱]

وی پس از این که رضا بزرگتر می‌شود با فردی به نام جعفر آتابای ازدواج می‌کند که از همسر اولش پسری به نام حدیکجان داشت که بعدها پس از به قدرت رسیدن برادر ناتنی‌اش بدستور وی اسم کوچک خود را به هادی تغییر داد و با نام هادی آتابای در سال ۱۳۰۸ به عنوان پزشک ارتش به سمت ریاست اداره دارویی ارتش نوین ایران منصوب و در شمار یکی از نظامیان برجسته و بلندپایه دوره پادشاهی رضاشاه پهلوی قرار گرفت و با همدم‌السلطنه پهلوی دختر بزرگ رضا شاه نیز ازدواج کرد.

در منابع تاریخی و کتاب‌های موجود به تاریخ دقیق درگذشت نوش‌آفرین آیرملو اشاره‌ای نشده‌است ولی آنچه به استناد شناسنامه رضاخان که در سن ۴۲ سالگی وی صادر شده و محرز است این‌ست که وی در همان محله سنگلج تهران و در سن ۵۵ سالگی و پیش از این که فرزندش به درجات بالای نظامی برسد درگذشته است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

نگارخانه[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
  2. تبیان - زندگی‌نامه رضاخان (خلاصه‌ای ۲۰۰ صفحه‌ای از کتاب رضاشاه از تولد تا سلطنت تألیف رضا نیازمند)
  3. نیازمند، رضا (۱۳۸۷). رضاشاه از تولد تا سلطنت (ویراست چاپ ششم). تهران: حکایت قلم نوین. ص. ۲۳. شابک ۹۶۴۵۹۲۵۴۶۰.
  4. معتضد، خسرو (۱۳۸۷). تاجهای زنانه (ویراست جلد اول چاپ اول). تهران: نشر البرز. صص. ۴۸ ۴۹ ۵۱. شابک ۹۷۸۹۶۴۴۴۲۵۹۷۴.در تأیید این نکته بنگرید به کتاب تاجهای زنانه جلد اول صفحات ۴۸ و ۴۹ و ۵۱ و استناد خسرو معتضد به کتاب رضا شاه از تولد تا سلطنت اثر رضا نیازمند در صفحهٔ ۴۹
  5. زیباکلام، صادق (۱۳۹۸). رضاشاه. تهران، لندن: تهران:روزنه. لندن:اچ انداس، ۱۳۹۸. صص. ۶۱ ۶۲. شابک ۹۷۸۱۷۸۰۸۳۷۶۲۸.
  6. معتضد، خسرو (۱۳۸۷). تاجهای زنانه (ویراست جلد اول). تهران: نشر البرز. ص. ۴۹. شابک ۹۷۸۹۶۴۴۴۲۵۹۷۴.
  7. نیازمند، رضا (۱۳۸۷). رضاشاه از تولد تا سلطنت (ویراست چاپ ششم). تهران: حکایت قلم نوین. صص. ۳۱ ۳۲ ۳۳. شابک ۹۶۴۵۹۲۵۴۶۰.
  8. زیباکلام، صادق (۱۳۹۸). رضاشاه. تهران، لندن: تهران:روزنه. لندن:اچ انداس، ۱۳۹۸. صص. ۶۲ ۶۳. شابک ۹۷۸۱۷۸۰۸۳۷۶۲۸.
  9. معتضد، خسرو (۱۳۸۷). تاجهای زنانه (ویراست جلد اول چاپ اول). تهران: نشر البرز. صص. ۴۹ ۵۰ ۵۱. شابک ۹۷۸۹۶۴۴۴۲۵۹۷۴.
  10. نیازمند، رضا (۱۳۸۷). رضاشاه از تولد تا سلطنت (ویراست چاپ ششم). تهران: حکایت قلم نوین. صص. ۳۲ ۳۳ ۳۵ ۳۶ ۴۳. شابک ۹۶۴۵۹۲۵۴۶۰.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ نجفقلی پسیان و خسرو معتضد، از سوادکوه تا ژوهانسبورگ: زندگی رضاشاه پهلوی، نشر ثالث، ۷۸۶ صفحه، چاپ سوم، ۱۳۸۲، شابک ‎۹۶۴-۶۴۰۴-۲۰-۰
  • آلاشت، زادگاه اعلی‌حضرت رضاشاه کبیر- «هوشنگ پورکریم» با همکاری «هما تاج بازیار» و ساده‌نویسی زیر نظر شورای نویسندگان مرکز انتشارات آموزشی-انتشارات وزارت فرهنگ و هنر-آبان ماه ۱۳۴۸ به مناسبت جشن فرهنگ و هنر، صفحات ۲۳ تا۲۶