پرش به محتوا

ممسنی (ایل)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ایل ممسنی
دستمال‌بازی زنان ممسنی در عروسی
کل جمعیت
نامشخص [به جهت پراکندگی بسیار]
مناطق با جمعیت چشمگیر
کهگیلویه و بویراحمد، فارس، بوشهر
زبان‌ها
لری ممسنی
دین
به طور رسمی اسلام شیعه

ایل ممسنی از ایلات قوم لر از شاخه جنوبی است.[۱] مردمان این ایل در استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، فارس و بوشهر ساکن می‌باشند و شامل طایفه‌های رستم، بکش، جاوید، دشمن زیاری است[۲] که طبق سرشماری حدود ۵۰۰ هزار نفر جمعیت دارد.[۳]

جغرافیا

[ویرایش]

مرکز اصلی سکونت ایل ممسنی در غرب استان فارس قرار دارد. مردم این ایل بیشتر در شهرستان‌های ممسنی، رستم، سپیدان و کوه‌چنار زندگی می‌کنند. علاوه بر این مناطق، جمعیت قابل توجهی از ایل ممسنی در دیگر شهرستان‌های همسایه نیز حضور دارند و به‌صورت پراکنده در نقاط مختلف استان فارس و کهگیلویه و بویراحمد ساکن هستند.[۴]

تاریخ

[ویرایش]

ممسنی از قوم لر هستند که در گذشته به دامداری و کوچ مشغول بوده و بنا به روایت‌های مختلف و دلایلی چند ازجمله همین کوچ رو و جنگجو بودن، به دنبال یافتن مرتع و جایگاهی درخورتر برای زندگی به منطقه شولستانات وارد شده، بومیان این منطقه را سرکوب کرده و خود بر این منطقه که امروزه به همین نام یعنی ممسنی خوانده می‌شود مسلط شدند. منطقه شولستانات (ممسنی امروز) در شمال غربی شیراز، و جنوب غربی استان فارس قرار دارد. و در هر دوره تاریخی قسمتی از آن جدا و ضمیمه شهرستان یا استان مجاور می‌شده است. که در سال‌های اخیر نیز طایفه رستم در قالب شهرستانی مستقل تحت عنوان شهرستان رستم، از طایفه ممسنی جدا شد. ممسنی‌ها دارای آداب و رسوم خاص و فرهنگی مشترک با سایر همزبانان خویش مثل بختیاری‌ها و حتّی فارس‌ها هستند، لرهای فارس-نشین ممسنی و رستم بسیاری از رسم‌ها و آیین سنتی خویش را حفظ و حتّی امروزه نیز در مراسم‌هایی مثل عروسی، عزاداری، عید نوروز و … آن‌ها را انجام می‌دهند. ممسنی‌ها شیعه مذهب ولی در آیین و شریعت دارای تسامح بسیار می‌باشند. زندگی روزمره را با دامپروری و کشاورزی و نیز امروزه با اشتغال در برخی نهادهای دولتی و حکومتی در کنار تجارت و … می‌گذرانند، این درحالی ست که در گذشته‌ای نزدیک، این مردم علاوه بر کشاورزی و دامداری، از راه غارت کاروانهای حکومتی نقش رابین هود را لرهای ممسنی داشتند و با غارت کاروان‌های حکومتی به مردم فقیر ایل و منطقه کمک می‌کردند، شکار و … نیز کسب معیشت می‌کردند؛ که این خود همواره باعث ضدیت ایشان با حاکمان و حکومت‌های وقت می‌شده است.[۵]

دوره اسلامی

[ویرایش]

در کتاب شرف نامه شرف الدین بدلیسی آمده: اتابک هزاراسپ که مهین و بهین همه بود، قائم مقام پدر شد و عدل و داد ورزید.

دراواسط سده پنجم هجری برخی از طایفه‌های لر به‌دلیل زبردستی و چالاکی از منطقه لر بزرگ برای مقابله به صلیبیون به سوریه کوچانده شدند که ممسنی یکی از آنان بود.[۶]طایفه ممسنی در اواسط سده ششم به همراه عشایر لر دیگر از شام به نواحی غربی ایران بازگشتند. به گفته شهاب الدین العمری طوایفی از لرها در سوریه و مصر زندگی می‌کردند اما صلاح الدین ایوبی از چالاکی و زبردستی آن‌ها در بالا رفتن از صخره‌های سرسخت بوحشت افتاد و دستور قتل‌عام آن‌ها را صادر کرد.[۷] سکندر امان الهی نیز ضمن تأیید نظر مینورسکی دلایل دیگری را نیز برای اشتباه بودن گفته حمدالله مستوفی ذکر کرده است. به گفته او زمان مهاجرتی که حمدالله مستوفی ذکر کرده با تاریخی که شهاب الدین العمری برای قتل‌عام لرها در سوریه و مصر آورده یکی است و طایفه‌های مهاجر از سوریه همان لرهایی هستند که صلاح الدین ایوبی آنان را وادار به برگشت به لر بزرگ کرد.[۸]

طایفه‌ها

[ویرایش]

ایل ممسنی از ۴ طایفه بزرگ رستم، دشمن زیاری، جاوید و بکش تشکیل شده است.[۹]

  1. بکش
  2. جاوید
  3. دشمن زیاری
  4. رستم
ساختار ایل ممسنی

زبان

[ویرایش]

مردم ایل ممسنی به زبان لری جنوبی تکلم میکنند همانند بقیه ایلات لر جنوبی(بویراحمدی، بهمئی،...)[۱۰][۱۱][۱۲]

لُری فارسی تلفظ
کَکا برادر kakâ
دَدَه خواهر dadah
دِی مادر dey
بُوه پدر bow
عامَه عمه âmâh
خالَه خاله khalah
هالو دایی hâloo
عامو عمو âmoo
کَلو دیوانه kaloo
توم مزه toom
صبا فردا saba
پَصبا پس‌فردا pasbâ / pasabâ
دیگ دیروز deeg
پَریگ پری‌روز parig
بَرد سنگ bard
کُه کوه koh
تَش آتش tash
اَفتوه آفتاب aftoh
پَل مو pal
کُم شکم kom
شُوه شب show
صِب صبح seb
اِشنُفتُم شنیدم eshnoftom
زُون زبان zown
مِتِوَجه وابیدی؟ متوجه شدی؟ metevajah vâbidi
سِی نگاه sey
گَپ زدن حرف زدن gap zadan
گِریوَه گریه greevah
خَرس اشک khars
چول خراب chool
سی برای see

.[۱۳][۱۴][۱۵]

پوشش

[ویرایش]

پوشش زنان ایل ممسنی همانند دیگر ایلات لر جنوبی است.

لباس زنان ایل ممسنی

لباس محلی زنان لر جنوبی معمولاً از سه بخش اصلی تشکیل می‌شود: «سرپوش»، «بالاتنه» و «پایین‌تنه».در بخش «سرپوش»، زنان از روسری‌ای با نام «مینا» یا در گویش محلی «کانه» استفاده می‌کنند که معمولاً بیش از یک متر طول و حدود ۶۰ سانتی‌متر عرض دارد. روی این سرپوش، پارچه دیگری به نام «چارقد» قرار می‌دهند. همچنین کلاه کوچکی به نام «لچک» زیر مینا یا کانه گذاشته می‌شود تا قسمت جلوی موها را پوشانده و اغلب زیورآلات ظریف و سنتی روی آن نصب می‌گردد.

بخش «بالا‌تنه» لباس شامل یک پیراهن بلند و رداگونه است که معمولاً از پارچه‌ای حدود دو متر تشکیل می‌شود و از زیر گردن تا نوک پا را می‌پوشاند. در قسمت «پایین‌تنه»، دامن یا «تنبان» قرار دارد که بیشترین مقدار پارچه در این بخش مصرف می‌شود. برای دوخت این دامن‌ها معمولاً پنج تا دوازده متر پارچه استفاده می‌کنند؛ دامنی که در بالا کش‌دار و کاملاً چین‌دار است و در پایین آن تزییناتی مانند نوار‌دوزی یا پارچه‌های پلیسه‌دار دیده می‌شود. امروزه این لباس بیشتر توسط زنان محلی پوشیده میشود که ساختارش ساده تر است و اکثرا به رنگ های تیره هستند، ولی در جشن ها و مناسبت ها تمام زنان این لباس را میپوشند.[۱۶]

موسیقی

[ویرایش]

آلات موسیقی در ایل ممسنی عبارتند از:

کرنا، نقاره، دهل، نی، طبل (ویژه مراسم مردگان که توسط مطرب‌ها نواخته می‌شود)ویولون نیز از قدیم در منطقه وجود داشته و بیشتر با سرود مردان همراه است. امروزه آلات دیگری چون ارگ و امثال آن نیز وارد موسیقی مردم شده‌اند.

ساز و نقاره

نقش ساز نقاره در مراسمات:

معمولاً در عروسی‌ها و شادی‌ها از ساز و نقاره استفاده میشود و رقص‌ها معمولاً شامل چوب بازی و دستمال‌بازی(این رقص اکثرا توسط زنان انجام می‌شود. دو دستمال و هرکدام در یک دست قرار می‌گیرند. با حرکات ملایم پا، کمر و تغییر جهت بدن، اجراکنندگان دستمالهای رنگی را به‌شکل هماهنگ به حرکت درمی‌آورند)[۱۷]

پانویس

[ویرایش]
  1. لرهای ایران، جواد صفی‌نژاد صفحه ۷.
  2. «نتایج تفصیلی ایلی سرشماری اجتماعی اقتصادی عشایر کوچنده ۱۳۸۷». بایگانی‌شده از اصلی در ۴ مه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۸ مه ۲۰۱۳.
  3. عشایر و ایل‌های استان فارس.
  4. اشرافی, ‌ناصر (1398-04-01). "جغرافیای تاریخی و فرهنگ عامه ممسنی و رستم". پژوهش نامه تاریخ، سیاست و رسانه. 6 (2): 171–209. {{cite journal}}: Check date values in: |date= (help)
  5. اشرافی، ناصر(۱۳۹۸). فرهنگ عامه ممسنی و رستم. پژوهشنامه تاریخ سیاست و رسانه سال دوم تابستان 1398 شماره 2 (پیاپی 6). صص ۲۱۰–۱۷۱.
  6. تاریخ بختیاری، اوژن بختیاری (ص۶۵).
  7. مینورسکی، ولادمیر (۱۳۶۲). رساله لرها و لرستان. ترجمهٔ سکندر امان‌اللهی بهاروند و لیلی بختیاری. تهران. ص. صفحه ۲۳.
  8. امان الهی بهاروند، سکندر (۱۳۷۰). قوم لر. تهران: انتشارات آگاه. ص. صفحه ۳۵.
  9. حبیبی فهلیانی، حسن (۱۳۷۱). ممسنی در گذرتاریخ. انتشارات نوید شیراز.
  10. «Luri, Southern Language (LUZ) – L1 & L2 Speakers, Status, Map, Endangered Level & Official Use | Ethnologue Free» (به انگلیسی). Ethnologue (Free All). دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۰.
  11. «LORI LANGUAGE i. LORI DIALECTS». Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۰.
  12. Ziamajidi, Leila; Haghbin, Farideh (2018-10-23). "Aspectual System in Luri and its Dialects". Research in Western Iranian Languages and Dialects (به انگلیسی). 6 (22): 93–110. ISSN 2345-2579.
  13. ethnologue
  14. language archives
  15. multitree
  16. خریم اشرفی. تاثیر هزینه لباس مهمانی بر رضایت بدن در میان زنان اقوام لر شهرستان ممسنی.
  17. شعر، موسیقی و ادبیات شفاهی مردم ممسنی. سازمان میراث فرهنگی استان فارس. ۱۳۸۴.

منابع

[ویرایش]
  • حبیبی فهلیانی، حسن. ممسنی در گذر گاه تاریخ. انتشارات نوید شیراز، ۱۳۷۱
  • همتی، ابوذر. تاریخچه ممسنی. مجله فرهنگی اقتصادی فراسو شماره‌های مختلف
  • رئیس الذاکرین غلامعلی. زاد سروان سیستان دو جلد. ناشر مؤلف ۱۳۷۰
  • مستوفی حمدالله. تاریخ گزیده. به اهتمام عبدالحسین نوایی، امیر کبیر ۱۳۶۴
  • اشرافی، ناصر(۱۳۹۸). فرهنگ عامه ممسنی و رستم. پژوهشنامه تاریخ سیاست و رسانه سال دوم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۶). صص ۲۱۰–۱۷۱.