جشن هنر شیراز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اجرای برنامه توسط محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگ‌فر در جشنوارهٔ موسیقی جشن هنر شیراز سال ۱۳۵۴

جشن هنر شیراز جشنواره‌ای از هنر نمایشی و موسیقی بود که از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۶ در پایان تابستان هر سال در شیراز برگزار می‌شد. این جشنواره زیر نظر دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی و با مدیریت فرخ غفاری اجرا می‌شد. از این جشنواره هنری به عنوان جنجالی‌ترین جریان فرهنگی و هنری در تاریخ معاصر ایران یاد می‌شود، و در جهان به عنوان یکی از رادیکال‌ترین جشنواره‌های مخلوط از هنرهای گوناگون و فرهنگ‌های شناخته می‌شود.

تئاتر ویس و رامین، زارتان، برادر تارزان،نمایش هفت‌تپه‌، ملوس‌ها و نسناس‌ها، باله گلستان و... از جمله نمايشها و تئاترهايى بودند که به طرز دور از اخلاقى در جشنهاى هنر شيراز به نمايش درآمدند. اين نمايشها کم و بيش اعتراضات عمومى، روحانيون و در مواردى مقامات دولتى را به دنبال داشت.

وظایف سازمان جشن هنر شیراز[ویرایش]

سازمان جشن هنر شیراز در سال ۱۳۴۶ به ریاست فرح پهلوی با ۳۳ نفر عضو هیئت امناء و پنج عضو هیئت مدیره و کمیته‌های تاتر، موسیقی، سینما و نمایشگاه‌ها و دفاتر پروژه‌های فنی، مالی، و پذیرایی و روابط عمومی آغاز به کار کرد.[۱] وظایف این سازمان به شرح زیر بودند:

  • تهیه و تدارک برنامه‌های فستیوال نمایشی و موسیقی جشن هنر شیراز
  • انجام سایر فعالیت‌های هنری برای عرصه کردن هنر در جنب جشن هنر شیراز
  • برقراری پیوندها و همکاری با سازمان‌های جهانی هنری و تبادل برنامه‌های هنری برای جشن هنر شیراز

سازمان جشن هنر شیراز در درازای فعالیت خود بیش از بیست کتاب در زمینه‌های تاتر، موسیقی و سینما در ایران و جهان به چاپ رسانید.

جشن هنر شیراز هر سال در شهریورماه در شیراز تخت جمشید برپا می‌شد. اما در سال ۱۳۵۶ یازدهمین دوره آن در ۲۶ مرداد همزمان با نخستین روز ماه رمضان گشایش یافت.[۲] از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۶ در مجموع یازده دوره جشن هنر برگزار شد. سازمان جشن هنر برای گسترش هنر و بزرگداشت هنرهای اصیل ملی و به منظور بالا بردن سطح هنر در ایران و بزرگداشت هنر هنرمندان ایران و شناساندن هنر و هنرمندان خارجی در ایران بنیان شد.[۳] در طی دوران برگزاری این جشنواره، هنرمندان بسیاری از نقاط گوناگون جهان به اجرای آثار خود در زمینه‌های مختلف هنری پرداختند، و فرصتی استثنایی و یکتا (تا آن هنگام) در تاریخ ایران و جهان به دست آمد تا هنرمندان سراسر جهان در یک مکان به تبادل فرهنگی بپردازند.[۴]

مسولیت سازمان بر عهده یک گروه به ریاست فرخ غفاری بود. فرخ غفاری، که پس از چندی مدیر فستیوال شیراز شد، پیشگامانی را به جستجوی هنرمندان به دورافتاده نقاط ایران فرستاد و نقالان، گروه‌های موسیقی و دسته‌های کوچک خیمه‌شب بازی را پیدا کرد. هم چنین برای گزینش هنرمندان خارجی اعضای کمیته از جمله فرخ غفاری و بیژن صفاری رهسپار اروپا شدند و با شرکت در فستیوال‌های اروپایی با کار هنرمندان بزرگی آشنا شدند و آنها را به فستیوال شیراز دعوت کردند.

جشن هنر[ویرایش]

جشن هنر شیراز درواقع اشاره به مراسم مستهجن و شهوتگونه اى است که رژیم پهلوی دوم در ده سال پایانی عمر خود در شهر شیراز برگزار کرد. در نیمه اول سال ١٣۴۶، زمانی که دولت ایران خود را برای برگزاری جشن پرهزینه تاجگذاری شاه آماده می‌کرد، برنامه جشن هنر شیراز در دستور کار قرار گرفت. در پی این تصمیم هیأت امنائی مرکب از سى نفر از مقامات بلندپایه کشور شامل نخست‌وزیر، وزیران، چند استاندار و شهردار برای برگزاری این جشن تعیین شد، و در نهایت نخستین جشن هنر شیراز در بيستم شهریور ١٣۴۶ آغاز و تا ٣١ همان ماه به کار خود ادامه داد.

هدف از برگزاری این جشن، استحاله فرهنگی اسلامی مردم و بازکردن راه نفوذ به داخل کشور بود. کسانی که به عنوان «هنرمند» از آمریکا و کشورهای اروپائی برای شرکت در جشن هنر شیراز به ایران دعوت شده بودند، شامل رقاصه‌ها، روسپيها، موسیقی‌دانان، خوانندگان و بازیگران فیلمهای پورن سینماهای غربی بودند. به همین دلیل این برنامه‌‌ها نتوانست با مردم ایران ارتباط برقرار کند. زیرا با فرهنگ مردم هیچگونه سنخیتی نداشت.

نخستین جشن هنر[ویرایش]

نخستین جشن هنر در روز دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۴۶ را فرح پهلوی گشود. این جشن ده روز به درازا کشید. برنامه‌های جشن هنر در این سال موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی کشورهای مشرق زمین، نمایش کهن ایران و موسیقی کلاسیک غربی بود.

از میان گروه‌ها و هنرمندانی که در نخستین جشن هنر بودند می‌توان از یهودی منوهین همراه با ارکستر مجلسی تلویزیون ملی ایران، استاد ولایت خان[۵] نوازنده پر آوازه سی تار از کشور هند، ارکستر دومن موزیکال[۶] فرانسه به رهبری ژیلبر آمی[۷] و استادان موسیقی ایران و نمایش کهن ایران نام برد.

دومین جشن هنر[ویرایش]

دومین جشن هنر شیراز در شهریور ۱۳۴۷ به سبب زلزله جنوب خراسان بدون تشریفات و یک روز دیرتر گشوده شد. برای شرکت در این فستیوال از همه سوی جهان هنرمندان و منتقدانی فراخوانده شدند تا از زاویه و فرم‌های گوناگون، موسیقی و هنرهای نمایشی سرزمین‌های خود را به نمایش و بررسی به گزارند.

یانیس گزناکیس ارکستر مجلسی تولوز به رهبری اوریا کمب، سولیست‌های کر رادیو تلویزیون فرانسه[۸] به رهبری مارسل کورو، کریستیان فراس و پیر باریزه، ارکستر مجلسی تلویزیون ملی ایران، استاد بسم الله خان نوازنده نامی شهنای از هند، کاتاکالی توسط گروه کالا ماندالام، آرتور روبین اشتاین و استادان موسیقی ایران در دومین جشن هنر هنرآوری کردند. در این جشن هنر دو تاتر ایرانی به نام‌های پژوهشی ژرف و سترگ و نو در سنگواره‌های دوره بیست و پنجم زمین‌شناسی کار عباس نعلبندیان و شهر قصه کار بیژن مفید به نمایش گذاشته شد.

سومین جشن هنر[ویرایش]

۱۳۴۸ سال سوم جشن هنر شیراز سال پیام صوت‌ها بود. در این جشن روش جشن هنر برای ایجاد پیوند با جهان هنر، بیش از پیش بر پایه صوت و آوا بود. سوژه جشن سازهای ضربی جهان بود. در این برنامه سازهایی چون تنبک، مردنگان (ساز هندی)، و گملان (ساز از بالی) و طبل رواندایی و بسیاری سازهای دیگر نواخته شدند.

ارکستر ناسیونال فرانسه به رهبری آهنگ ساز ایتالیایی برنو مادرنا،[۹] ایون لوریو،[۱۰] ماکس روچ، مارتا آرگریش، گروه ملوس از لندن، کاترین کولار، گروه سازهای ضربی استراسبورگ با نخستین اجرای جهانی پرسفاسا[۱۱] کار یانیس گزناکیس و استادان موسیقی ایران از جمله گروه‌ها و هنر مندانی بودند که در سومین جشن هنر شرکت داشتند. هم چنین گروه گاملان[۱۲] از بالی با سازهای خود غوغایی بر پا کردند.

چهارمین جشن هنر[ویرایش]

در سال چهارم ۱۳۴۹، جشن هنر شیراز به نمایش بیش از پیش تکیه کرد. چهارمین جشن هنر با نمایش ویس و رامین بر پایه آیین و سنت ایرانی و باز سازی‌های آن‌ها بر اساس منظومه عاشقانه یی به همین نام اثر فخرالدین اسعد گرگانی آغاز شد.

یرژی گروتوفسکی، ویکتور گارسیا با گروه آمریکایی نان و عروسک نمایش خود را در کنار قلعه شیراز اجرا کردند.

کوارتت جولیارد، باله ملی سنگال، راوی شانکار نوازنده پر آوازه سیتار از کشور هند، نمایش کهن ایرانی و ارکستر مجلسی تلویزیون ملی ایران به رهبری فرهاد مشکوة و دیگر استادان موسیقی ایرانی از جمله گروه‌ها و هنرمندانی بودند که در چهارمین جشن هنر شیراز شرکت جستند.

پنجمین جشن هنر[ویرایش]

سال ۱۳۵۰ سال برداشت از تجربه‌ها بود و جشن هنر با نگاهی بر گذشته گزیده‌ای از تم‌های پیشین را یک جا گرد آورد. در این جشن کوشش شد که جای نمایش از فرم کلاسیک آن بیرون آورده شود. تخت جمشید، نقش رستم، آرامگاه حافظ، گنبد عضد، خانه‌های قدیمی، کاروان سراها، و قهوه‌خانه‌های شیراز محل اجرای کنسرت‌ها و نمایش‌ها شد. یانیس گزناکیس با نخستین اجرای جهانی "پرسفاسا" غوغا به پا کرد.[۱۳]

یکی دیگر از عرفان‌بازی‌های ادوار جشن(عرفان منهای معنویت)، آثار «فاخر» موریس بژار، هنرمند بلژیکی‌الاصل بود که فرح پهلوی به‌شدت به او علاقمند بود. این فرد برای جشن هفتم، اقتباسی از «گلستان» سعدی را آماده کرده بود. بژار که گروهی به نام «باله قرن بیستم» را رهبری می‌کرد درباره چگونگی شکل‌گیری این ایده گفت: «سه سال پیش که در ایران بودم موسیقی فولکوریک شما مرا چنان تحت تاثیر قرار داد که تصمیم گرفتم براساس آن باله‌ای درست کنم. در یکی از قسمت‌های گلستان، درویشی در یک صحرای بی‌آب و علف گم می‌شود و به عالم خلسه فرو می‌رود. وقتی که سر بلند می‌کند مردم را دور و بر خود می‌بیند و با آن‌ها شروع به رقصیدن می‌کند. در این هنگام گلستانی از گل سرخ ظاهر می‌شود و بوی گلستان آنچنان صوفی را سرمست می‌کند که به پایکوبی می‌پردازد.» [8]

موریس بژار معتقد بود که "رقص" بهترین زبان برای نشان دادن عرفان (!) است: «رقص زبانی است که با احساس و مشاهده و مکاشفه سر و کار دارد و اگر بخواهیم این زبان را به زبان منطقی برگردانیم، مسلما سوء‌تفاهم ایجاد می‌کند که به آسانی هم نمی‌شود از آن بگذریم.» ظاهرا این برداشت عارف مآبانه باب طبع آوانگارد دوستان هم قرار گرفته بود. برای همین بود که «ش. ناظریان» در اطلاعات نوشت: «برای نخستین بار چه زیبا و ظریف و دقیق، موسیقی ایرانی شکل جسمی می‌گیرد و حرکت ظاهری می‌یابد و به چهچهه خواننده و ضجه ساز، عرفانی‌ترین موسیقی جهان به صورت رقص آیینی تجسم می‌یابد.» دخترکان در تئاتر بژار نماد گل‌های شرقی بودند!

ششمین جشن هنر[ویرایش]

در جشن هنر ششم که در سال ۱۳۵۱ برگزار شد، روزها و شب‌ها یکسان از بامدادی به بامداد دیگر می‌پیوست. کارل هاینس اشتوک هاوزن به همراهی گروه جنتل فایر، گروه اینترمادولیشن و گروه آواز کلن کارهایی چون مانترا، و دیگر قطعاتی با پیانو اجرا کردند. میکروفونی یک، اشپیرال، تله موزیک کنتاکت، اشپکترن، اشتیمونگ، گزانگ در یونگ، لینکه زوکلوس ، کمونیکاسیون، گروپن و کاره ... نیز با پیانو نواخته شد.

کنسرت پایانی اشتوک هاوزن در هوای آزاد اجرا شد و بیش از هشت هزار نفر برای گوش دادن به اینتنسی تت اشترن کلانک، به کنسرت هجوم آوردند استقبالی که او هیچ‌گاه در کنسرت‌هایش ندید.

دیگر هنرمندان و گروه‌هایی که در ششمین جشن هنر شرکت داشتند گروه کاتاکالی از هندوستان با اجرای رستم و سهراب، کروه کارگاه نمایش به کارگردانی آربی آوانسیان با اجرای ناگهان کار عباس نعلبندیان، گروه باله مرس کانینگهام با نخستین اجرای جهانی رویداد تخت جمشید، جان کیج، دیوید تودور، گوردون موما،[۱۴] شانتا رائو و استادان موسیقی ایرانی.

نهمین جشن هنر[ویرایش]

نهمین جشن هنر در سال ۱۳۵۴ برگزار شد. در این سال گروه تاتر " نو " در این فستیوال شرکت کرد. این یک رویداد فرهنگی بود زیرا تا بدان روز تاتر نو در خارج از ژاپن برنامه‌ای اجرا نکرده بود.

دهمین جشن هنر[ویرایش]

در دهمین جشن هنر شیراز، که در سال ۱۳۵۵ برگزار شد تعزیه یه عنوان نمایش سنتی دوباره زنده شد. در این جشن نمایشگاهی از وسایل مورد استفاده در تعزیه در حسینیه قوام شیراز بر پا شد که در آن نمایشگاهی نیز به عکس‌های مربوط به تعزیه و نور و صدا برای شناخت تعزیه به تماشا گزارده شد. حسینیه قوام در خیابان لطفعلی خان، گود عرب‌ها، نوسازی و بازسازی شده بود.[۱۵]

دو گروه از شیراز و سپاهان با رقابت زیادی بین تکیه داران دو شهر، در ترتیب داد وسایل قدیمی تر و بهتر در نمایشگاه جای ویژه‌ای داشتند.

یازدهمین جشن هنر[ویرایش]

یازدهمین و آخرین جشن هنر در سال ۱۳۵۶ با تکیه بر تاتر برگزار شد. نمایش نامه "پیگ چایلد فایر " را گروه "سکوات چایلد" از مجارستان بر روی صحنه آورد که داستان هرودیاس است که برای از میان برداشتن عیسی مسیح فرمان می‌دهد تمام نوزادان را در قلمروش بکشند. این نمایش در یک نمایشگاه اتومبیل اجرا شد.


شاید پر سروصداترین جنجال تاریخ جشن‌های هنر، نمایش تئاتر «خوک، بچه، آتش» بود. تئاتری که هم صدای مردم را درآورد، هم علما و هم ساواک را به تکاپو انداخت. شدت فضاحت به‌اندازه‌ای بود که شاید بتوان علت اصلی فوران حساسیت‌ها نسبت به جشن هنر و تعطیلی آن در سال آینده را زیر سر همین نمایش بدانیم.

تأثیر بر هنر نوگرای ایران[ویرایش]

نوشتار(های) وابسته: هنر نوگرا و معاصر ایران


گر چه برنامه‌هاي اجرا شده در جشن هنر تا سال ١٣٥٥ مستهجن بود اما اوج ابتذال در سال ١٣٥۶ و در ماه

<< رمضان >>
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷
۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴
۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱
۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶ ۲۷ ۲۸
۲۹ ۳۰
گاه‌شماری هجری قمری
صورت گرفت. در اين دوره رژيم پهلوى اجازه اجراي نمايشي را داد كه سفير وقت انگليس در خاطراتش در كتاب غرور و سقوط، آن را به عنوان يكي از نخستين جرقه‌هاي انقلاب ايران توصيف كرد. اين نمايش، «خوك ـ بچه ـ آتش» نام داشت. آنتوني پارسونز (سفير انگليس) شرح ماجراي نمايش فوق را اين گونه بيان مي‌دارد:
«جشن هنر سال ١٣٥۶ شيراز، از نظر كثرت صحنه‌هاي اهانت‌آميز به ارزشهاي اخلاقي ايرانيان از جشن هنر پيشين فراتر رفته بود. به عنوان مثال يك شاهد عيني صحنه‌هايي از نمايشي را كه ترتيب داده بودند، يك باب مغازه را در يكي از خيابان هاي پر رفت و آمد شيراز اجاره كرده و ظاهراً مي‌خواستند برنامه خود را كاملاً طبيعي در كنار خيابان اجرا كنند، صحنه نمايش نيمي از داخل مغازه و نيمي در پياده‌رو مقابل آن بود. يكي از صحنه‌هايي كه در پياده‌رو اجرا مي‌شد، تجاوز به عنف بود كه به طور كامل (نه به طور نمايشي و وانمودسازي) به وسيله يك مرد (كاملاً عريان يا بدون شلوار درست به خاطر ندارم) با يك زن كه پيراهنش به وسيله مرد متجاوز چاك داده مي‌شد در مقابل چشم همه صورت ‌گرفت. ولي موضوع به شيراز محدود نشد و توفان اعتراض كه عليه اين نمايش برخاست، به مطبوعات و تلويزيون هم رسيد. من به اين خاطر موضوع را با شاه در ميان گذاشته و به او گفتم اگر چنين نمايشي به طور مثال در شهر منچستر انگليس اجرا مي‌شد، كارگردان و هنرپيشگان آن جان سالم بدر نمي‌بردند. شاه مدتي خنديد و چيزي نگفت.» 
موج اعتراض به برنامه‌هاي جشن در اين سال بالا گرفت و در اكثر محافل رسمي و نيمه رسمي و مطبوعات انتقادات و اعتراضات قابل توجهي بروز كرد. 

با انتشار خبر برگزاري نمايش مذكور و رسيدن آن به نجف اشرف،آيه الله خميني به شدت برآشفت و موضع‌گيري بسيار تند و شديد ‌اللحني را نسبت به رژيم پهلوي اتخاذ كرد. او طي سخنراني در مسجد شيخ‌انصاري نجف چنين گفت: «شما نمي‌دانيد كه اخيراً چه فحشايي در ايران شروع شده است. شما اطلاع نداريد، گفتني نيست كه چه فحشايي در ايران شروع شده است. در شيراز عمل شد و در تهران مي‌گويند بناست عمل بشود و كسي حرف نمي‌زند! آقايان ايران هم حرف نمي‌زنند، من نمي‌دانم چرا حرف نمي‌زنند؟! اين همه فحشا دارد مي‌شود و اين ديگر آخرش است يا نمي‌دانم از اين آخرتر هم دارد! در بين تمام مردم جمعيت نشان دادند اعمال جنسي را! و نفسشان در نيامد. ديگر براي كجا گذاشتند؟ براي كي؟ چه وقت مي‌خواهند يك صحبتي بكنند؟ خوشمزه اين است كه خود سازمانها و خود دولت و خود مردكه كذا همين معنا با رضايت آنهاست، بي‌اذن، آنها مگر امكان دارد يك همچو امري واقع بشود؟ يك همچو فحشايي واقع بشود خود آنها اين كار را مي‌كنند و بعد روزنامه‌نويس را وادار مي‌كنند كه انتقاد كند كه كار قبيحي بود، كار وقيحي بود حالا به گوش مردم برود، آنجا به چشم مردم بخورد، اينها هم به گوش مردم بخورد كه يك خرده آدم بشوند آتشها اگر باشد خاموش بشود، فردا هم در تهران خداي نخواسته اين كار خواهد انجام گرفت و نه آخوندي و نه سياسي‌اي و نه دكتري و نه مهندسي و نه ديگري اعتراض نمي‌كند. اينها بايد اعتراض بشود، بايد گفته بشود. اگر ملتها همه با هم، ملت‌ همه با هم، مطلبي را اعتراض كنند و احكام اسلام را بايستند و بگويند، امكان ندارد كه همچو قضايايي واقع بشود. از سستي ما و ضعف ما و استفاده از ضعف ما اينها يك دسته‌اي هستند ضعيف و بيچاره! در صورتي كه شما قوه داريد، پشتوانه‌تان ملت است. ملت باز مسلمان است. اين ملت مسلمان علاقه دارد به اسلام، علاقه دارد به روحاني اسلام، ... اينها همه بايد دست به دست هم بدهند بايد اجتماع كنند، فقيهش با مهندسش، دكترش با محصلش، دانشگاهي با مدرسه‌ايش دست به دست هم بدهند تا بتوانند يك كاري انجام بدهند و بتوانند از زير اين بارهايي كه بر آنها تحميل مي‌شود، از زير اين بارها بيرون بروند و نمي‌كنند! من نمي‌دانم چرا! حالا اين قدري شروع شده است در ايران، يك مقداري شروع شده، يك فرصتي پيدا شده است و اميد است انشاالله فرصتهاي خوبي پيش بيايد. انشاءالله خداوند تبارك و تعالي به همه شما توفيق بدهد و اسلام را تائيد كند و علماي اسلام را تأييد كند و محصلين راتأييد كند و مسلمين را تأييد كند.»( صحيفه امام، مركز نشر آثار ، ص 229ـ 231.)

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. انتشارات دفتر مخصوص شهبانو، تهران، ۱۳۵۴، ص. ۱۳۸–۱۴۲
  2. دائرةالمعارف انقلاب اسلامی، تهران، سوره مهر، ۱۳۸۹. چاپ دوم. صص ۴–۲۳
  3. «عبدالرضا قطبی»(فارسی)‎. مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران. بازبینی‌شده در ۲۴ دسامبر ۲۰۰۹. 
  4. Daftari and Diba, Iran Modern, 88.
  5. Vilayat Khan
  6. Domain musical
  7. Gilbert Amy
  8. Radiodiffusion-Télévision Française
  9. Burno Maderna
  10. Yvonne Loriod
  11. Percussion instrument
  12. Gamelan
  13. Persephassa
  14. Gordon Mumma
  15. منصوره پیرنیا: سفرنامه شهبانو فرح پهلوی: انتشارات مهر ایران، پاریس، ۱۳۷۱، ص. ۳۹۵–۳۹۸

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]