رجعت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
شیعه
Hadith Ali.svg
عقاید
اصول توحید • نبوت • معاد یا قیامت
عدل • امامت
فروع نماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف و نهی از منکر • تولی • تبری
عقاید برجسته مهدویت: غیبت (غیبت صغری، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعت • بدا • شفاعت و توسل • تقیه • عصمت • مرجعیت، حوزه علمیه و تقلید • ولایت فقیه • متعه • شهادت ثالثه • جانشینی محمد • نظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوم محمد • علی • فاطمه • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابه سلمان فارسی • مقداد بن اسود • میثم تمار • ابوذر غفاری • عمار یاسر • بلال حبشی • جعفر بن ابی‌طالب • مالک اشتر • محمد بن ابوبکر • عقیل • عثمان بن حنیف • کمیل بن زیاد • اویس قرنی • ابوایوب انصاری • جابر بن عبدالله انصاری • ابن عباس • ابن مسعود • ابوطالب • حمزه • یاسر • عثمان بن مظعون • عبدالله بن جعفر • خباب بن ارت • اسامه بن زید • خزیمة بن ثابت • مصعب بن عمیر • مالک بن نویره • زید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسد • حلیمه • زینب • ام کلثوم بنت علی • اسماء بنت عمیس • ام ایمن • صفیه بنت عبدالمطلب • سمیه
علما روحانیان شیعه
مکان‌های متبرک
مکه و مسجد الحرام • مدینه، مسجد النبی و بقیع • بیت‌المقدس و مسجدالاقصی • نجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفه • کربلا و حرم حسین بن علی • کاظمین و حرم کاظمین • سامرا و حرم عسکریین • مشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیه • قم و حرم فاطمه معصومه  • شیراز و شاه چراغ • آستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرف • ری و شاه عبدالعظیم
مسجد • امامزاده • حسینیه
روزهای مقدس
عید فطر • عید قربان (عید اضحی) • عید غدیر خم • محرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین)  • عید مبعث • میلاد پیامبر • تولد ائمه  • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهله • غدیر خم • سقیفه بنی‌ساعده • فدک • رویداد خانه فاطمه • قتل عثمان • نبرد جمل • نبرد صفین • نبرد نهروان • واقعه کربلا • مؤتمر علماء بغداد • حدیث ثقلین • اصحاب کسا • آیه تطهیر • شیعه‌کُشی
کتاب‌ها
قرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصار • اصول کافی • تهذیب الاحکام • من لایحضره الفقیه
مصحف فاطمه • مصحف علی • اسرار آل محمد
وسائل‌الشیعه • بحارالانوار • الغدیر • مفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیان • تفسیر المیزان • کتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) • اسماعیلیان • زیدیه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن) • سنت (روایات پیامبر و ائمه) • عقل • اجماع

رَجعَت از ریشه رج‌ع عربی و در لغت به معنای یکبار بازگشتن است.[۱] رجعت در اصطلاح دینی به معنی بازگشت مردگان به زندگی در دنیا است. در بعضی فرق اسلامی نظیر شیعه، و بعضی از دیگر مذاهب معتقد به قیامت، نیز باور به رجعت وجود دارد. از جمله اعتقاد مسیحیان به «زنده نمودن مردگان توسط عیسی» و اعتقاد آنان به زنده شدن عیسی پس از آنکه مصلوب شد، یا «داستان اصحاب کهف» و دیگر موارد. در واقع اعتقاد به رجعت به معنای عام آن، اعتقاد به قیامت است.

رجعت در نزد شیعه[ویرایش]

اما رجعت در اصطلاح علم کلام و در عقیده شیعیان عبارت است از اینکه: خداوند گروهی از مردگان را در هنگام ظهور مهدی به همان صورتی که قبلاً در دنیا بوده‌اند به دنیا بر می‌گرداند، گروهی را عزیز و گروهی را ذلیل می‌کند و اهل حق را بر اهل باطل غلبه داده، داد مظلومان را از ستمگران می‌گیرد.[۲] شیعیان معتقدند انسان‌های بسیار نیکو و انسان‌های بسیار پلید در آخرالزمان و پس از ظهور مهدی به اذن خداوند به دنیا باز می‌گردند.

رجعت همان کرّت است ولی در معدودی از احادیث شیعه چنین آمده‌است که علی بن ابیطالب کرّت‌های متعدد دارد.[۳]

در حدیثی از علی چنین آمده‌است: «رجعت علم خاص و ویژه‌ای است که اکثر مردم قدرت درک و تحمل آن را ندارند.»[۴]

همچنین در حدیث دیگری چنین آمده‌است: «رجعت تجلی قدرت خداوند است، پس آن را انکار نکنید.»[۵]

«برای تو بیان کردم که در همه قرن‌ها شیعه بر اعتقاد رجعت اجماع کرده‌اند».[نیازمند منبع]

ممکن است کسی از شیعه، به رجعت اعتقاد نداشته باشد و روایات آن را تاویل کند،

مثلاً شریعت سنگلجی آنرا رد میکرد و قبول نداشت وعبدالکریم حائری بواسطه کثرت اخبار و آنهم بنحو اجمال آنراقبول داشت.[۶]

اگرچه در روایات، ائمه شیعیان، آنان را از انکار رجعت شدیداً بر حذر داشته‌اند.[۷]

به اعتقاد شیخ مفید"امامیه اتفاق کرده‌اند که بازگشت بسیاری از مرده‌ها به دنیا قطعی است".[۸]

«کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد از ما نیست».[۹]

طبرسی و حرّ عاملی و ابن المظفّر و غیره گفته‌اند: «اعتقاد به رجعت محل اجماع همه شیعیان است»[۱۰] و بلکه از ضروریات تشیع است.[۱۱]

همچنین به اعتقاد مجلسی: «همه پیامبرانی که خداوند آنان را مبعوث کرده به دنیا باز گردانده می‌شوند تا همراه علی بن ابی طالب بجنگد».[۱۲]

آیاتی از قرآن که بر امکان رجعت دلالت می‌کنند[ویرایش]

آیات متعددی از قرآن در اثبات رجعت به معنای بازگشت به دنیا پس از مرگ بکار برده می‌شوند.

در حقیقت بحث از نوع بحث قیامت است و به همان دلائلی که روز رستاخیز ثابت می‌شود امکان رجعت - به معنای بازگشت به دنیا پس از مرگ - نیز قابل اثبات است و علاوه بر آن ادله جداگانه‌ای هم دارد، بنابراین هر گونه تردید در مورد امکان رجعت منجر به تردید نسبت به قیامت می‌شود.[۱۳]

در کتب رجعت برخی آیات قرآن شاهد بر رجعت در اقوام گذشته دانسته شده‌است، مثلاً شیخ حر عاملی در الایقاض، ۶۴ آیه از قرآن را دال بر رجعت دانسته‌است، که برخی از آنان از این قرار است:[۱۴][۱۵]

  • رجعت هزاران نفر، پس از مردن، دلیلی بر امکان رجعت: آیا از [حال ] کسانی که از بیم مرگ از خانه‌های خود خارج شدند، و هزاران تن بودند، خبر نیافتی؟ پس خداوند به آنان گفت: «تن به مرگ بسپارید» آن گاه آنان را زنده ساخت. آری، خداوند نسبت به مردم، صاحب بخشش است، ولی بیشتر مردم سپاسگزاری نمی‌کنند.[۱۶][۱۷]
  • بازگردانده شدن عزیر علیه السلام به دنیا، پس از مرگ صد ساله وی، دلیل بر امکان رجعت: یا چون آن کس که به شهری که بامهایش یکسر فرو ریخته بود، عبور کرد [و با خود می] گفت: «چگونه خداوند، [اهلِ ] این [ویرانکده ] را پس از مرگشان زنده می‌کند؟». پس خداوند، او را [به مدت ] صد سال می‌راند. آن گاه او را برانگیخت، [و به او] گفت: «چقدر درنگ کردی؟» گفت: «یک روز یا پاره‌ای از روز را درنگ کردم.» گفت: «[نه ] بلکه صد سال درنگ کردی، به خوراک و نوشیدنیِ خود بنگر [که طعم و رنگِ آن ] تغییر نکرده‌است، و به درازگوش خود نگاه کن [که چگونه متلاشی شده‌است. این ماجرا برای آن است که هم به تو پاسخ گوییم ] و هم تو را [در مورد معاد] نشانه‌ای برای مردم قرار دهیم. و به [این ] استخوانها بنگر، چگونه آنها را برداشته به هم پیوند می‌دهیم سپس گوشت بر آن می‌پوشانیم.» پس هنگامی که [چگونگیِ زنده ساختن مرده ] برای او آشکار شد، گفت: «[اکنون ] می‌دانم که خداوند بر هر چیزی تواناست.»[۱۸][۱۹]
  • زنده شدن پرندگان، دلیل دیگری بر امکان رجعت: و (به خاطر بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت: «خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده ای؟!» عرض کرد: «آری، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.» فرمود: «در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن! و آنها را (پس از ذبح کردن،) قطعه قطعه کن (و در هم بیامیز)! سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو می‌آیند! و بدان خداوند قادر و حکیم است[۲۰]
  • زنده شدن مردگان بنی‌اسرائیل و بازگشت به زندگی دوباره دنیایی، دلیل بر امکان رجعت: و چون گفتید ای موسی تا خدا را آشکارا نبینیم هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد پس در حالی که می‌نگریستید صاعقه شما را فرو گرفت، سپس شما را پس از مرگتان برانگیختیم باشد که شکرگزاری کنید[۲۱]
  • زنده شدن مقتول بنی‌اسرائیل [با زدن پاره‌ای از گاو به آن]، و بازگشت دوباره او به دنیا، دلیلی بر امکان رجعت: و چون شخصی را کشتید، و درباره او با یکدیگر به ستیزه برخاستید، و حال آنکه خدا، آنچه را کتمان می‌کردید، آشکار گردانید. پس فرمودیم: «پاره‌ای از آن [گاو سر بریده را] به آن [مقتول ] بزنید» [تا زنده شود]. این گونه خدا مردگان را زنده می‌کند، و آیات خود را به شما می‌نمایاند، باشد که بیندیشید.[۲۲]
  • زنده شدن معاصران عیسی و بازگشت آنان به دنیا، دلیلی بر امکان رجعت: [عیسی گفت] من به اذن خدا، کورِ مادرزاد و پیس را بهبودی می‌بخشم، و مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم[۲۳]
  • خواب اصحاب کهف و بیدار شدن پس از آن، دلیلی بر امکان رجعت: آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟! زمانی را به خاطر بیاور که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: «پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برای ما فراهم ساز!» ما (پرده خواب را) در غار بر گوششان زدیم، و سالها در خواب فرو رفتند. سپس آنان را برانگیختیم... و (اگر در آنجا بودی) خورشید را می‌دیدی که به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمایل می‌گردد و به هنگام غروب، به سمت چپ و آنها در محل وسیعی از آن (غار) قرار داشتند این از آیات خداست!... و (اگر به آنها نگاه می‌کردی) می‌پنداشتی بیدارند در حالی که در خواب فرو رفته بودند! و ما آنها را به سمت راست و چپ میگرداندیم (تا بدنشان سالم بماند). و سگ آنها دستهای خود را بر دهانه غار گشوده بود (و نگهبانی می‌کرد). اگر نگاهشان می‌کردی، از آنان می‌گریختی و سر تا پای تو از ترس و وحشت پر می‌شد![۲۴]

استدلال‌هایی قرآنی که برای اثبات رجعت آمده‌است[ویرایش]

در بسیاری از احادیث و تفاسیر برای اثبات رجعت به آیاتی استدلال شده‌است، که برخی از آنان از قرار زیر است:

۱. آیات ۸۲ تا ۸۷ سوره نمل(۲۷) چنین است:

و هنگامی که [در آخر الزمان] فرمان عذاب آنها رسد، جنبنده‌ای را از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند [و می‌گوید] که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند * [به خاطر آور] روزی را که ما از هر امّتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می‌کردند محشور می‌کنیم و آنها را نگه می‌داریم تا به یکدیگر ملحق شوند! * تا زمانی که می‌آیند، [به آنان] می‌گوید: «آیا آیات مرا تکذیب کردید و در صدد تحقیق برنیامدید؟! شما چه اعمالی انجام می‌دادید؟!»... * و [به خاطر آورید] روزی را که در صور دمیده می‌شود، و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند در وحشت فرو می‌روند، جز کسانی که خدا خواسته و همگی با خضوع در پیشگاه او حاضر می‌شوند![۲۵]

همان‌طور که در این آیات می‌بینیم، در آنها از روزی یاد شده‌است که از هر امتی گروهی محشور می‌گردد، حال آنکه در روز قیامت -طبق آیه ۱۸:۴۷[۲۶]- همه مردم، بدون استثناء محشور می‌شوند. لذا روزی که برخی محشور می‌شوند روزی غیر از قیامت و روز رجعت است.[۲۷] نشانه دیگر این‌که، بعد از این آیات، در آیه ۸۷، از دمیده شدن در صور و مرگ عمومی انسان‌ها یاد شده‌است، و این نشان می‌دهد که آیه مزبور مربوط به پیش از برپایی قیامت است.[۲۸]

ضمناً از برخی روایات شیعی چنین مشخص می‌شود که در آیه ۸۲ که سخن از «جنبنده»ای دارد که از زمین خارج می‌شود و با مردم سخن می‌گوید، منظور از آن علی بن ابی طالب است.[۲۹] توجه شود که از آیات مختلفی مانند ۶۱ سوره نحل، ۶ سوره هود و ۲۲ سوره انفال، مشخص می‌شود که «دابة: جنبنده» مفهوم وسیعی دارد، و شامل انسان‌ها نیز می‌شود.[۳۰]

در آیات بالا، توبیخ و محاکمه و مجازات تکذیبگرانِ آیات خدا، فلسفه رجعت آنها به دنیا دانسته شده‌است.[۳۱]

۲. در آیه ۱۰ سوره غافر(۴۰) آمده‌است: «کافران [در دوزخ] می‌گویند: «پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی، اکنون به گناهان خود معترفیم آیا راهی برای خارج شدن [از دوزخ] وجود دارد؟»[۳۲]. طبق برخی روایات اهل بیت، سخن آوردن از ۲ بار میراندن و ۲ بار زنده کردن نشان‌دهنده این است که یک بار آن در رجعت رخ می‌دهد.[۳۳]

۳. در آیه ۳:۸۱ از همه انبیاء پیمان گرفته شده‌است که رسول خدا را یاری کنند، ولی از آنجا که این اتفاق نیافتاده‌است، همه انبیاء و رُسل برگشته و رسول خدا نیز برخواهد گشت و او را یاری خواهند کرد.[۳۴]

۴. در آیاتی مانند ۲۱:۱۰۵ و ۲۴:۵۵ و ۲۸:۶ به کسانی که ایمان آورده و کار نیک کنند وعده حکومت بر زمین داده شده‌است در حالیکه این وعده هنوز انجام نشده‌است و خدا در وعده اش خلاف نمی‌کند، لذا آنان باید به دنیا رجعت کنند و شاهد اجرای وعده الهی باشند.[۳۵]

۵. از آنجا که آیات متعددی مبنی بر رجعت در امتهای گذشته وجود دارد، و طبق آیات متعددی از جمله ۳۳:۶۲، سنت الهی تغییری نمی‌کند، رجعت در امت اسلامی هم اتفاق خواهد افتاد.[۳۶]

همچنین، در آیه ۲:۲۱۳ آمده‌است که «آیا پنداشتید که داخل بهشت می‌شوید و حال آنکه هنوز مانند آنچه بر [سرِ] پیشینیان شما آمد، بر [سرِ] شما نیامده است؟...» لذا آزمایش‌هایی که بر امتهای گذشته شده باید بر امت اسلام بشود و از آنجا که رجعت در امتهای گذشته بوده باید در امت اسلام هم باشد.[۳۷]

۶. از آنجا که در برخی آیات قرآن از جمله ۳:۱۴۴ و ۳:۱۵۶ تا ۳:۱۵۸ و ۳:۱۶۹ و ۲:۱۵۴ و ۲۲:۵۸ و ۳۳:۱۶ بین «مرگ»(موت) و کشته شدن(قتل) فرق گذاشته شده‌است و همچنین در آیاتی مانند ۳:۱۸۵ و ۲۱:۳۵ و ۲۹:۵۷ گفته شده‌است که هر کسی «مرگ» را می‌چشد، پس کسی که کشته می‌شود حتماً باید به دنیا برگردد تا مرگ را بچشد.[۳۸]

همچنین، بعضی انسانها به دلیل گناهانشان پیش از مرگ معین(اجل مسمّی) می‌میرند و لذا خدا آنها را دوباره زنده می‌کند تا روزی تعیین شده خود را بخورند و در موعد مقرّر از دنیا بروند.[۳۹]

۷. آیه ۹۵ سوره انبیاء: «وَ حَرامٌ عَلی قَرْیَةٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ: حرام است بر شهرهایی که بر اثر گناه نابودشان کردیم که بازگردند، آنها هرگز بازنمی‌گردند» نیز اشاره به رجعت دارد، چرا که عدم بازگشت را در مورد کسانی می‌گوید که در این جهان به کیفر شدید خود رسیدند و هلاک شدند، و از آن روشن می‌شود گروهی که چنین کیفرهایی را ندیدند باید بازگردند، و مجازات شوند.

نظر علماء شیعه در مورد احادیث رجعت[ویرایش]

علماء شیعه عمدتاً احادیث رجعت را متواتر دانسته‌اند از جمله:

شیخ حر عاملی

شیخ حر عاملی ضمن بیان بیش از ششصد حدیث و بیش از شصت آیه می‌گوید: «هیچ شکی نیست که این احادیث به تواتر معنوی رسیده‌است، زیرا برای کسی که قلبش از شبهه و تقلید پاک باشد موجب یقین و قطع می‌شود.»[۴۰]

همچنین او در مورد برخی احادیث در کتب متاخرین شیعه در مورد رجعت چنین گفته‌است: «رساله هائی در رجعت از بعض متاخرین دیدم که حدیثهای دیگری داشت ولی چون مشتمل بر مطالب غریبی بود - که غالب مردم در اولین وهله منکر می‌شوند - آنها را نقل نکردم. با اینکه همان مطالب هم از قدرت خدا بیرون نیست.»[۴۱]

سید مرتضی

سید مرتضی -از بزرگان شیعه- می‌گوید: «خداوند متعال بعد از ظهور حضرت مهدی، گروهی از کسانی که قبلاً از دنیا رفته‌اند به این جهان بازمی‌گرداند، تا در ثواب و افتخارات یاری او و مشاهده حکومت حق بر سراسر جهان شرکت جویند، و نیز گروهی از دشمنان سرسخت را بازمی‌گرداند تا از آنها انتقام گیرد... دلیل بر صحت این مذهب این است که هیچ عاقلی نمی‌تواند قدرت خدا را بر این امر انکار کند چرا که این مساله محالی نیست، در حالی که بعضی از مخالفین ما چنان این موضوع را انکار می‌کنند که گویی آن را محال و غیر ممکن می‌شمرند... دلیل بر اثبات این عقیده اجماع امامیه‌است زیرا احدی از آنها با این عقیده مخالفت نکرده‌است».[۴۲]

علامه مجلسی

علامه مجلسی بعد از نقل احادیث رجعت می‌گوید: «چگونه ممکن است کسی به صدق گفتار اهل بیت ایمان داشته باشد و احادیث متواتر رجعت را نپذیرد؟ احادیث صریحی که شماره آن به حدود دویست حدیث می‌رسد که چهل و چند نفر از راویان ثقات، و علمای اعلام، در بیش از پنجاه کتاب آورده‌اند... اگر این احادیث متواتر نباشد چه حدیثی متواتر است؟!»[۴۳]

علامه طباطبائی

مرحوم علامه طباطبائی می‌گوید: «همانا روایات رجعت، متواتر معنوی است و مخالفین از همان صدر اول، اعتقاد به رجعت را از مشخصات شیعه و ائمه آنان دانسته‌اند. اگر بعضی از این روایات قابل خدشه و مناقشه هم باشد ضرری به تواتر آنها نمی‌رسد. علاوه بر این تعدادی از روایات در مورد رجعت صریح و قابل اعتماد است.»[۴۴]

مکارم شیرازی

آیةالله ناصر مکارم شیرازی می‌نویسد: «شیعه در عین اعتقاد به رجعت که آن را از مکتب ائمه اهل بیت گرفته‌است، منکران رجعت را کافر نمی‌شمرد، چرا که رجعت از ضروریات مذهب شیعه‌است، نه از ضروریات اسلام، بنا بر این رشته اخوت اسلامی را با دیگران به خاطر آن نمی‌گسلد، ولی به دفاع منطقی از عقیده خود ادامه می‌دهد. این نیز قابل توجه‌است که احیاناً خرافات بسیاری با مساله رجعت آمیخته شده که چهره آن را در نظر بعضی دگرگون ساخته‌است، لازم است پایه را بر احادیث صحیح بگذاریم و از احادیث مخدوش و مشکوک بپرهیزیم.»[۴۵]

فلسفه رجعت[ویرایش]

با توجه به آنچه از روایات اسلامی استفاده می‌شود، رجعت جنبه همگانی ندارد، بلکه اختصاص به مؤمنان صالح‌العملی دارد که در یک مرحله عالی از ایمان قرار دارند، و همچنین کفار و طاغیان ستمگری که در مرحله منحطی از کفر و ظلم قرار دارند؛ چنین به نظر می‌رسد که بازگشت مجدد این دو گروه به زندگی دنیا به منظور تکمیل یک حلقه تکاملی گروه اول و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم است.

به تعبیر دیگر گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانع در زندگی خود روبرو شده‌اند و تکامل آنها ناتمام مانده‌است، حکمت الهی ایجاب می‌کند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجدد به این جهان ادامه دهند، شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند و در بنای این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگترین افتخارات است.

و برعکس، گروهی از منافقان و جباران سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازات‌هایی در این جهان، نظیر آنچه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود و قوم لوط دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است.

جعفر بن محمد صادق در حدیثی می‌فرماید «رجعت عمومی نیست بلکه جنبه خصوصی دارد، تنها گروهی بازگشت می‌کنند که ایمان خالص یا شرک خالص دارند»[۴۶]

این احتمال نیز وجود دارد که بازگشت این دو گروه در آن مقطع خاص تاریخ بشر به عنوان دو درس بزرگ و دو نشانه مهم از عظمت خدا و مساله رستاخیز (مبدء و معاد) برای انسانها است، تا با مشاهده آن به اوج تکامل معنوی و ایمان برسند و از هیچ نظر کمبودی نداشته باشند.

رجعت در نظر برخی علمای اهل سنت[ویرایش]

سیوطی

جلال الدین سیوطی در کتاب «امکان رؤیت پیامبر و ملائکه(تنویر الحلک فی إمکان رؤیة النبی والملک)» مدعی است که پیامبر را بیش از ۷۰ بار در بیداری دیده‌است. البته تفاوت نظر او با دیدگاه شیعه این است که رجعت پیامبر به زمان خاصی در آینده محدود نمی‌شود.[۴۷]

قرطبی

ابوعبدالله قرطبی معتقد است که پیامبران پس از مرگشان، هر از چندی دوباره بر کسانی که دارای قلبی سلیم اند ظاهر و حاضر می‌شوند.[۴۸]

ابوبکر بن عربی

قاضی ابوبکر بن عربی، یکی از امامان مالکی و شارح صحیح ترمذی، معتقد است که دیدن پیامبران و فرشتگان، و شنیدن صدایشان برای برخی از مردم هر زمانی، از روی کرامت، در بیداری ممکن است.[۴۹]

رجعت در یهود و مسیحیت[ویرایش]

در یهودیت هم به مفهوم رجعت اشاره شده‌است، و از آن به گیل گول تعبیر شده‌است،[۵۰] همچنین بر اساس کتاب اشعیا، در زمان ظهور ماشیح، همه مردگان اسرائیل زنده خواهند شد.[۵۱]

در کتاب اول پطرس آمده‌است که وقتی عیسی ظاهر شود، بر سر یارانش تاج کرامت می‌نهد.[۵۲] همچنین در کتاب دانیال به بازگشت مسیح برای بار دوم تأکید می‌کند.[۵۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ابن منظور، لسان العرب، نشر ادب الحوزه، ۱۴۰۵ ق، ج ۸، ص ۱۱۴ (به‌نقل از منبع اندیشه‌قم:رجعت
  2. اندیشه‌قم:رجعت
  3. بحارالانوار/ ج ۵۳ ص ۴۲، - الرجعه ص ۳۵ و ۳۴ – الزام الناصب ص ۲۱۸
  4. بحار الانوار / ج ۵۳، ص ۶۸
  5. بحار الانوار جلد ۵۳ ص ۷۴
  6. جعفریان، رسول. جریان ها وسازمان های مذهبی-سیاسی ایران، تهران:خانه کتاب ۱۳۸۷ چاپ دوم صفحه۸۸۲
  7. عقائد الامامیه ص ۸۴، اصل الشیعه و اصولها ص ۱۶۷
  8. اوائل المقالات شیخ مفید، ص ۵۱.
  9. من لایحضره الفقیه ۳ / ۲۹۱، وسائل الشیعه ۷ / ۴۳۸ و تفسیر الصافی ۱ / ۳۴۷، عقائد الاثنی عشریه، ص ۲۴۰.
  10. مجمع البیان فی علوم القرآن ج۵/۲۵۲ أبی علی فضل بن حسن طبرسی ت۵۴۸، الإیقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة ص۳۳، بحار الأنوار ج۵۳/۱۲۳ (باب‌الرجعة)، تفسیر نور الثقلین ج۴/۱۰۱ رقم ۱۱۴,
  11. عقاید الاثنی عشریه زنجانی، ص ۲۲۹، الایقاظ من الهجعه، ص ۶۰.
  12. بحار الانوار ۵۳ / ۴۱.
  13. اندیشه‌قم:رجعت
  14. الایقاض باب ۵، ورجعت یا حیات دوباره ص ۱۲۵
  15. در همه آیات مطرح شده، زنده شدن مردگان در دنیا، در زمانهای گذشته، دلیلی بر امکان رجعت بوده است
  16. أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ...(قرآن ۲:۲۴۳)
  17. در احتمالی، مقصود از «الّذین خرجوا» گروهی از بنی اسرائیل بودند که از طاعون و یا جهاد فرار کرده بودند. در احتمالی نیز، قوم حزقیل، سومین جانشین موسی علیه السلام در بنی اسرائیل بوده‌است. (مجمع‌البیان، ج ۱ - ۲، ص ۶۰۴)
  18. أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلی قَرْیةٍ وَ هِی خاوِیةٌ عَلی عُرُوشِها قالَ أَنَّی یحْیی هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یوْماً أَوْ بَعْضَ یوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ... وَ لِنَجْعَلَکَ آیةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظامِ کَیفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَکْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَینَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ (قرآن ۲:۲۵۹)
  19. این اتفاق طبق روایات شیعه، در زمان حزقیل پیامبر رخ داده‌است و هزاران نفری که بر اثر طاعون از دنیا رفته بودند و بدنهایشان متلاشی گشته بود، به دعای وی و خواست خداوند همگی زنده شدند.(ترجمه المیزان، ج۲، صص ۴۲۷-۴۲۵). برخی از مفسّران برآنند که داستان ذکر شده درباره عزیر پیامبر علیه السلام است. (مجمع‌البیان، ج ۱ - ۲، ص ۶۳۹)
  20. ... فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلی کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یأْتِینَکَ سَعْیاً....(قرآن ۲:۲۶۰)
  21. ... فَأَخَذَتْکُمُ الصَّاعِقَةُ... ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ... (قرآن ۲:۵۶)
  22. ... وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً... فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها کَذلِکَ یحْی اللَّهُ الْمَوْتی... (قرآن ۲:۷۲)
  23. ... وَ أُحْی الْمَوْتی بِإِذْنِ اللَّهِ...(قرآن، آل‌عمران:۴۹)
    ... وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتی بِإِذْنِی...(مائده:۱۱۰)
  24. أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً* إِذْ أَوَی الْفِتْیةُ إِلَی الْکَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ هَیئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً* فَضَرَبْنا عَلَی آذانِهِمْ فِی الْکَهْفِ سِنِینَ عَدَداً* ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَی الْحِزْبَینِ أَحْصی لِما لَبِثُوا أَمَداً* وَ تَرَی الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَتَزاوَرُ عَنْ کَهْفِهِمْ ذاتَ الْیمِینِ وَ إِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ وَ هُمْ فِی فَجْوَةٍ مِنْهُ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ مَنْ یهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ یضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِیا مُرْشِداً* وَ تَحْسَبُهُمْ أَیقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْیمِینِ وَ ذاتَ الشِّمالِ وَ کَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَیهِ بِالْوَصِیدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَیهِمْ لَوَلَّیتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً (قرآن، کهف: ۹ - ۱۲ و ۱۷ و ۱۸)
  25. وَ إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیهِْمْ أَخْرَجْنَا لهَُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُکلَِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کاَنُواْ بَِایَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ(۸۲) وَ یَوْمَ نحَْشُرُ مِن کُلّ‌ِ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن یُکَذِّبُ بَِایَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ(۸۳) حَتیَّ إِذَا جَاءُو قَالَ أَ کَذَّبْتُم بَِایَاتیِ وَ لَمْ تحُِیطُواْ بهَِا عِلْمًا أَمَّا ذَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ(۸۴) وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیهِْم بِمَا ظَلَمُواْ فَهُمْ لَا یَنطِقُونَ(۸۵) أَ لَمْ یَرَوْاْ أَنَّا جَعَلْنَا الَّیْلَ لِیَسْکُنُواْ فِیهِ وَ النَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فیِ ذَالِکَ لاََیَاتٍ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ(۸۶) وَ یَوْمَ یُنفَخُ فیِ الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فیِ السَّمَاوَاتِ وَ مَن فیِ الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاءَ اللَّهُ وَ کلُ‌ٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِینَ(۸۷)
  26. وَ حَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنهُْمْ أَحَدًا: و همه انسان‌ها را برمی‌انگیزیم، و احدی از ایشان را فروگذار نخواهیم کرد
  27. تفسیر القمی، ج۱، ص ۲۴؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۱۰۰، ح ۱۱۱؛ مجمع البیان، ج ۷ - ۸، ص ۳۶۶
  28. تفسیر نمونه، ج۱۵، ص ۵۴۹
  29. تفسیر قمی، ج ۲، ص ۱۳۱؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۹۷ - ۹۸، ح ۱۰۳ - ۱۰۵
  30. تفسیر نمونه، ج۱۵، ص ۵۵۱
  31. فرهنگ قرآن، ج ۱۴، ص ۳۸۰
  32. إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا... قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَینِ وَ أَحْییتَنَا اثْنَتَینِ... (قرآن، غافر (۴۰)، ۱۰ و ۱۱)
  33. تفسیر قمی، ج ۲، ص ۲۵۹؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۱۳، ح ۱۹
  34. البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص: ۶۴۶
  35. تفسیر القمی، ج۱، ص: ۲۵
  36. مجمع البیان / ج۷، ص ۴۰۵ – بحارالانوار / ج ۵۳، ص ۱۲۷ و ۵۹
  37. تفسیر المیزان جلد ۲ ص ۱۰۸
  38. البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص: ۸۵۶
  39. مختصر بصائر الدرجات ص ۲۲؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۷۲ و ۷۴
  40. الایقاض ص ۳۳ و ۴۲۸
  41. الایقاض ص ۳۲
  42. سفینة البحار، جلد ۱، صفحه ۵۱۱ (ماده رجع)
  43. بحار الانوار ج ۵۳ ص ۱۲۳
  44. تفسیر المیزان ج ۲ ص ۱۰۷
  45. تفسیر نمونه، ج۱۵، ص ۵۶۱
  46. ان الرجعة لیست بعامة، و هی خاصة، لا یرجع الا من محض الایمان محضا، أو محض الشرک محضا (بحار الانوار، جلد ۵۳، صفحه ۳۹)
  47. مروان خلیفات. ورکبت السفینة: ۶۴۴
  48. التذکرة فی أحوال الموتی وأمور الآخرة. ۱/۲۱۲
  49. الحاوی للفتاوی ج۲ ص۲۵۷، ۲۵۸ جلال الدین السیوطی
  50. مدخل گیل گول، ویکی انگلیسی
  51. اشعیا ۲۶: ۱۹ مردگان تو زنده خواهند شد و جسدهای من خواهند برخاست. ای شما که در خاک ساکنیدبیدار شده، ترنم نمایید! زیرا که شبنم تو شبنم نباتات است. و زمین مردگان خود را بیرون خواهدافکند
  52. رساله اول پطرس ۵:۴، ۱:۱۳
  53. دانیال ۱۴-۹: ۷

منابع[ویرایش]

کتاب‌شناسی[ویرایش]