کتاب‌شناسی بهرام بیضایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
کتاب‌شناسی بهرام بیضایی
Divan2.jpg
رویِ جلدِ دیوان نمایش با پرترهٔ بیضایی
کتاب‌ها ۶۶
مقاله‌ها بیش از ۸۰
داستان‌ها ۱
مجموعه‌ها ۵
نمایشنامه‌ها ۵۰~
فیلمنامه‌ها ۶۰~
گفتگوها ۱۱۰~
نامه‌ها ۹
ترجمه‌ها ۶
پژوهش ۵
تک‌پرده‌ای‌های کوتاه ۱۰
برنوشت ۷
سوگنامه ۱۶
پروانه ۴
چاپ‌نشده‌ها . . .
گم‌شده‌ها ۵

این مقاله سیاهه‌ای است از نوشته‌های بهرام بیضایی (۱۳۱۷)، نمایشنامه‌نویس و فیلم‌ساز و پژوهشگر و سخنگوی ایرانیِ قرن چهاردهم هجری خورشیدی، به ترتیبِ تاریخِ نگارش و نیز به تفکیکِ گونه.

بیضایی از نویسندگانِ برجسته و پُرکارِ روزگارش به شمار می‌رود.[پانویس ۱] پنج تا از نام‌های مستعار شناخته‌اش عبارت است از «مهرداد رهسپار»،[پانویس ۲] «ع. سالک»، «اعظم علیان»، «بهروز برومند» و «کاوه اسماعیلی». نوشته‌های بیضایی از اواخرِ دههٔ ۱۳۳۰ به بعد بعضی از مهم‌ترین نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌ها و پژوهش‌های زبان فارسی را در بر می‌گیرد. نخستین کتابِ بیضایی به سالِ ۱۳۴۱ در تهران چاپ شد که مجموعه‌ای کوچک از دو نمایشنامه به نام‌های «مترسکها در شب» و «عروسکها» بود. او در همان اوایل دههٔ ۱۳۴۰ مقاله‌نویس پرکاری نیز بود. سالِ ۱۳۳۳ مجلّهٔ پُست تهران نپذیرفت که نوشته‌ای از بیضاییِ نوجوان را چاپ کند.[۱] امّا او از سالیان پایانی دههٔ ۱۳۳۰ در مجلّاتی مانند علم و زندگی و هنر و سینما و موزیک و آرش مقاله می‌نوشت. بعضی از مقالاتِ آن دوره به صورتِ کتاب هم منتشر شد، از جمله در کتابِ نمایش در ایران (۱۳۴۴). بیضایی از پایه‌گذارانِ کانون نویسندگان ایران نیز بود، که سپس‌تر از آن کناره‌گرفت.

نویسندگی[ویرایش]

شهرزاد و دینارزاد در یک نقّاشی اروپایی. غیر از داستان‌های مادربزرگِ مادریش، هزارویک شبِ طسوجی به تصحیحِ علی‌اصغر حکمت نیز در پرورشِ خیالِ بیضاییِ نوجوان سهم داشت.
فریدون ضحّاک را می‌افکند (از یک شاهنامهٔ صفوی از موزهٔ هنری والترز). بیضایی شاهنامهٔ فردوسی را در نیمهٔ دوّم دههٔ ۱۳۳۰، درست پیش از انتشارِ تصحیحِ «مسکو»، خواند و تأثیرِ فراوان گرفت.

. . . بسیار مهم بود که سیاوش کسرایی، آرش کمانگیر را ساخت و از تنگنای چپ و سنتی و راست و امروزی سربلند درآمد. اما درست شاید برای خلاصی از همین تنگنا، به نظرم تصویرش از مردم و قهرمان هر دو فراآرمانی بود. این همه تقدس بخشیدن به مردم و قهرمان برایم قابل فهم نبود. و اگر مردم به همین سادگی از خود قهرمان می‌آفرینند، بی هیچ اشتباهی، چرا ما به این روز افتاده‌ایم؟ آن هم وقتی گیلگمش بابلی یکی-دو هزاره پیش از کتاب مقدس، از هراس انسانیِ قهرمان می‌گوید، و در آن مردم از دست قهرمان خود می‌نالند! در گیر و دار این ستایش و نکوهش منظومهٔ کسرایی بودم که دیدم آرش را نوشته‌ام. . . . یک روز منتظر نتیجهٔ امتحانِ آخر سال، هم‌مدرسه‌ای‌ام، نادر ابراهیمی، آرش در قلمروی تردید خودش را برایم تعریف کرد. . . . نمی‌دانم چرا جرئت کردم بگویم من هم آزمایشی کرده‌ام. و ناچار شدم بخوانمش. حسابی زد توی ذوقم که واقعی نیست؛ و من هم که نمی‌خواستم نویسنده بشوم؛ خیالِ راحت انداختمش کنار.

بیضایی، ۱۳۹۲[۲]

از جنگِ دوّمِ بین‌الملل به بعد، یعنی دورهٔ پهلویِ دوّم و پس از آن، در ایران روزگارِ اوجِ رونقِ چاپ حروفی و شکوفاییِ ادبیاتِ فارسی همچون کالایی برای توده‌های خوانا و نویسا و تا حدّی توانگرِ شهری بوده است. هرچند کم و بیش هیچ سخنورِ پارسیِ قرن بیستم میلادی در این قرن به آوازهٔ جهانیِ چند پارسی‌گوی برگزیدهٔ قرون ده تا چهارده میلادی (از فردوسی تا حافظ) نرسید، احمد سمیعی گیلانی در ۱۳۹۳ گفته:[۳] «ما درخشان‌ترین دوره تاریخ ادبیات را می‌گذرانیم. . . . این زبان پرورده و پخته شده است. علتش هم ترجمه آثار ادبی و فلسفی است.» بیضایی در چنین روزگاری نوشتن را آغاز کرد − و، چنان که خود گفته، از «نومیدی» و «ناچاری».[۴] او در نویسندگی راهِ نیاکانش، ذکایی بیضاییِ شاعر و سخن‌سرایانِ دیگرِ خانوادهٔ بیضایی، را پی‌نگرفت؛ بلکه خطّی دیگر از پیشینهٔ خانوادگی را که تعزیه باشد پژوهید، و از شیوه‌های حماسی آن، چه در تعزیهٔ عامیانه و چه در نوشته‌های دیرین‌تری مانند یادگار زریران، و نیز از گونه‌های نمایش‌های خنده‌آورِ ایرانی، و همچنین از داستان‌های عامیانه، برای آفرینش نوعی از نمایش بهره جُست[۵] که – با کارهای نمایشنامه‌نویسانِ پیشروی دیگری مانند علی نصیریان و غلامحسین ساعدی و اسماعیل خلج و شاید از همه مهم‌تر اکبر رادی که همراهِ بیضایی از گروهِ طُرفه بود – به دگرگونی نمایش صحنه‌ای در تهران و مآلاً در ایران انجامید؛ چندان که محمود استادمحمّد گفته شیوه‌ای از نمایش که عبّاس جوانمرد و رکن‌الدّین خسروی و جعفر والی در دههٔ ۱۳۴۰ با نوشته‌های بیضایی و رادی و ساعدی پیش گرفتند راهی نو و ناشناخته بوده که گشودنش را ارج باید نهاد.[۶] ظهورِ پارسی‌گویانِ جدیدی چون علی‌محمّد افغانیِ رمان‌نویس و بیژن مفیدِ نمایشنامه‌نویس و فروغ فرّخزادِ شاعر و صمد بهرنگیِ داستان‌نویس و محمّدحسن لطفی تبریزی و ابراهیم یونسیِ مترجم و شاهرخ مسکوبِ مقاله‌نویس و پرویز ناتل خانلریِ وزیرِ فرهنگ و روح‌الله خمینیِ واعظ و ابوالقاسم انجوی شیرازیِ فولکلورپژوه و شمیم بهارِ ناقد و سیروس طاهبازِ مجلّه‌دار و احسان نراقیِ اندیشمندِ اجتماعی و مصطفی رحیمیِ حقوقدان و محمّدابراهیم باستانی پاریزیِ تاریخ‌نگار و سیما بینای خواننده و حسین سرشارِ بازیگر و ابوالحسن نجفیِ زبان‌شناس و غلامحسین صالحیارِ روزنامه‌نگار و رسول ارونقی کرمانیِ پاورقی‌نویس و غلامحسین مصاحبِ دانشنامه‌نویس و ساموئل خاچیکیانِ فیلم‌ساز و احمد فردیدِ فیلسوف و عبّاس آریان‌پور کاشانیِ لغت‌نویس و عبدالله انوارِ کتاب‌شناس و منوچهر ستودهٔ جغرافی‌دان از حوالیِ سالِ ۱۳۴۰ خبر از دورهٔ نویی از ادبیات و هنر و اندیشه در ایران می‌داد. بیرون از ایران نیز خالی از جریان‌های نو نبود: پس از مرگِ موریس مترلینک و جرج برنارد شاو در نیمهٔ قرنِ ۲۰ میلادی و با مرگِ یوجین اونیل و برتولت برشت و ساشا گیتری و آلبر کامو و ناظم حکمت و ژان کوکتو و شان اوکیسی در پانزده سالِ بعدی، جوانانی چون امه سزر و هاینریش بُل و گابریلا روئپکه و برایان فریل و ویلیام اینج و فرناندو آرابال و گور ویدال و جروم لارنس و رابرت ادوین لی و داریو فو و رابرت بولت و موهان راکیش و نیل سایمون و لورن هنزبری و ادوارد آلبی و وله سوینکا و اسلاومیر مروژک و آثول فوگارد و وودی آلن و گیریش کارناد و سام شپرد و راینر ورنر فاسبیندر و هاینر مولر و نیز «مردانِ جوانِ خشمگین»ِ انگلیسی و هم‌میهنانِ دیگرشان چون تام استوپارد و کاریل چرچیل، که اغلب همچون بیضایی زادهٔ سال‌های میانِ دو جنگ بین‌الملل بودند، نخستین نمایشنامه‌هاشان را می‌نوشتند و خنیاگرانی چون لئونارد کوهن و باب دیلن از راه می‌رسیدند؛ و نامدارانِ نسل‌های پیشین، از تورنتون وایلدر و آرتور میلر و ویلیام سارویان و نوئل کوارد و ترنس رتیگان و ساموئل بکت و تیان هان و توفیق الحکیم و ژان-پل سارتر و ژان آنوئی و ماکس فریش، با نام‌آورانِ دیگرِ دههٔ ۱۹۶۰ میلادی در اوجِ شهرت به سر می‌بردند. با آن که آثارِ مغرب‌زمین دیر به فارسی ترجمه می‌شد و آثارِ مشرق‌زمین تقریباً نمی‌شد، آشنایی بیضایی با جریان‌های روز از نام بردنش از کارهای چهره‌های نوظهوری چون موری شیسگال در دههٔ ۱۳۴۰ پیداست. ویلیام شکسپیر را هم از دههٔ ۱۳۳۰ می‌شناخت و درباره‌اش چیزی هم نوشته بود. نمایشنامه‌های آغازینِ بیضایی در نیمهٔ اوّلِ دههٔ ۱۳۴۰ اغلب نخستین بار در تالار ۲۵ شهریور تهران (و گاه در شهرهای دیگر از جمله پاریس نیز) به وسیلهٔ گروهِ هنرِ ملّی به نمایش درآمد. با این که نوشته‌های بیضایی پیشینهٔ مستقیمی در ادبیات فارسی نداشت و نمایشنامه گونه‌ای نبود که در اقالیم فارسی‌زبانِ سرزمین‌های ایرانی همچون ادبیات رسمی چندان سابقه‌ای داشته باشد که مثلاً با چهار قرن نمایشنامه‌نویسی حرفه‌ای در انگلیس بسنجد،[پانویس ۳] با این همه میان فارسی‌زبانان اقبال یافت و ماندگار شد و بعضی از کتاب‌هایش به زبان‌های گوناگون ترجمه و منتشر شد و در جاهای مختلف دنیا به نمایش درآمد – هرچند نه در صحنه‌های بزرگِ حرفه‌ایِ اروپا و امریکا مانندِ وِست اِند و برودوِی. بیشترِ مترجمانِ نوشته‌های بیضایی ایرانی یا فارسی‌زبان بوده‌اند. نمایشنامه‌های بیضایی بیشتر بر هنرِ نمایشِ مشرق‌زمین بنیاد شده، یا دستِ‌کم همان قدر از نمایش هندی و چینی و ژاپنی و ایرانی و یونانی و قرون وسطایی بار گرفته که از تئاتر مدرنِ غربی، و همچون کارهای نصیریان و بر خلاف کارهای نویسندگانی چون رادی با مفهومِ مدرنِ نمایشنامهٔ اروپایی چندان به تمامی نمی‌خواند و واقع‌گرا نیز نیست، و بیشترِ اوقات تمثیلی نیز. بلکه اغلبْ این کارها را با نمایشنامه‌های سرآغاز و فرجامِ مدرنیتهٔ غربی و نیز روزگار پس از مدرن، از راهِ نمونه کارهای شکسپیر و ژان ژنه، همانندتر و سازگارتر می‌شمارند،[۷] چنان که گاه «شکسپیرِ ایران» لقب داده‌اندش.[۸] (با این همه، گاه بیضایی را با مدرنیست‌هایی چون لوئیجی پیراندلو هم همانند دیده‌اند؛ مثلاً حمید امجد در شمارهٔ ۱۵ دفترهای تآترِ انتشارات نیلا.)

متأسفانه در ایران مراکز دولتی دست‌اندرکار امور هنری توجه زیادی به نمایشنامه‌نویسی ندارند؛ و تا زمانی که حمایت دولتی نباشد، فقط یک سری کارهای فردی است که در این زمینه انجام می‌شود. فردوسی زندگیش را می‌گذارد و شاهنامه را می‌نویسد. به این ترتیب تاریخ ما روی شانه‌های افراد می‌چرخد. مجموع تحقیقات و نمایشنامه‌های بهرام بیضایی شبیه کار یک فرهنگستان است.

علیرضا کوشک جلالی، شهريورِ ۱۳۹۸[۹]

شاخهٔ دیگر نوشتجات بیضایی فیلمنامه‌هاست. وی به خاطر محدودیت و دشواری امکان فیلم‌سازی، بیشترِ فیلمنامه‌هایش را چاپ کرده‌است. با چاپ این فیلمنامه‌ها و به خاطر قابلیّت ادبیش[۱۰] گونه‌ای نو در ادبیات پیدا شده،[پانویس ۴] و گرایش کتابخوانان به فیلمنامه‌های فیلم‌نشده سبب شده تا فیلمنامه از گونه‌های ادبی فارسی شود و کم یا بیش مقبول خاطر افتد.[۱۱] از جمله، فیلمنامه‌هایی مانند طومار شیخ شرزین (۱۳۶۵) و دیباچه‌ی نوین شاهنامه (۱۳۶۵) پرفروش بوده و به زبان‌های دیگر نیز درآمده، و کارهایی مانند مرگ یزدگرد (۱۳۵۸، که نمایشنامه است و فیلم هم شده) و آینه‌های روبرو (۱۳۵۹) گاه بیش از یک بار ترجمه شده، و گاه اجراهای گوناگون تئاتری یا فیلم-تئاتری نیز داشته، ولی اغلب نه به کارگردانی بیضایی – که در اصل فیلمنامه‌ها را به خاطر نگرفتنِ پروانهٔ فیلم‌سازی از دولت یا میسّر نشدنِ ساخت به اسبابِ گوناگون به صورتِ کتاب چاپ کرده‌است، بی آن که فیلمش ساخته شده باشد. (حتّی بعضی از نمایش‌ها و فیلم‌های بیضایی از روی متن‌هایی ساخته شده که پیش‌تر به صورت مکتوب منتشر شده بوده است.) در هر دو رأی‌گیریِ سالِ ۱۳۸۵ مجلّهٔ فیلم‌نگار (از اهالی سینما و از خوانندگانِ مجلّه) بیضایی برترین فیلمنامه‌نویسِ تاریخِ سینمای ایران شناخته شد؛ هرچند هیچ کدام از فیلمنامه‌هایش اوّل نشد.[۱۲] فیلم‌سازانِ دیگر نیز فیلم‌های برجسته‌ای مانند سلندر (۱۳۵۹) و خطِّ قرمز (۱۳۶۰) و روز واقعه (۱۳۷۳) از نوشته‌های بیضایی ساخته‌اند.

منشوراتِ پژوهشیِ بیضایی در لغت‌شناسی و افسانه‌شناسی و تاریخ یا بازنگری و بازاندیشیِ تاریخیِ نمایشِ مشرق‌زمین است. گفتارها و گفتگوهایی دربارهٔ کارنامهٔ خودش و سینمای آلفرد هیچکاک نیز از وی چاپ شده‌است. بیضایی از پیشگامانِ تاریخ‌نگاریِ اجتماعیِ نمایش در فرهنگِ ایرانی و از ایران‌شناسان و پژوهندگانِ قدرِ اوّلِ زبانِ فارسی به شمار می‌آید. بعضی از اهل ادب مانند ابوالفضل خطیبی[پانویس ۵] و ایرج پارسی‌نژاد[۱۳] هنرِ دوگانهٔ او در تحقیقاتِ غیرمستظرفهٔ ممتاز و آفرینندگیِ ذوقیِ طبع‌ساز را با کار و بار و پایگاهِ کسانی چون محمّدتقی بهار و محمّدرضا شفیعی کدکنی سنجیده و همانند شمرده‌اند. همان طور که بسیاری از آثارِ خلّاقهٔ بیضایی از پژوهش تاریخی مایه گرفته، پژوهش‌هایش نیز از ساختمان رواییِ تاریخ‌نگارانه و داستانی و طبع‌آزمایی ذوقی بی‌بهره نیست.

. . . بیضائی در ابتکار این فرم‌ها و کشف ریتم‌های شرقی (مخصوصاً در اجرا) بسیار خوشدوخت و تردست است و نگاهی که از «دوربین» خود به انسان صحنه می‌کند، هیکل حماسی غول‌پیکری است که اندام‌های تنومند، پراکنده، بی‌تعلقی دارد. چنانکه هر گاه نمایشنامه‌های او را بشکافیم و قطعه‌های انسانی را جفت و مرتب کنیم، یک قیافهٔ سنگی روی فرسک نمایان می‌شود که روح شرقی آن زیر فشار متراکم فرم‌های خارجی پخش و له شده است. گویی قلمی است اگزوتیک که نمایشنامه‌های او را در تبعید نوشته، و آن‌ها را به دفع مضرتی در ضربان شدید و یکنواخت فرم عایق‌بندی کرده است. . . .[پانویس ۶]

در تمام این سال‌ها روزی را بی جست‌وجو نگذرانده، روزی نبوده که به لغت‌نامه مراجعه نکرده باشد . . .

مژده شمسایی، اسفندِ ۱۳۹۳[۱۵]

بیضائی تاریخ تمدّن ما را تداوم می‌دهد. ما دچار انقطاع هستیم؛ امّا همواره مردانی چون سیاووش، سهروردی، نیما و بیضائی تک‌شاخه‌های بریدهٔ فرهنگ ما را جوانه می‌زنند و این خاکستر را دوباره شعله‌ور می‌سازند.

محمّدرضا اصلانی، اردیبهشتِ ۱۳۸۲[۱۶]

زبانِ بیضایی از نوجوانی تحتِ تأثیرِ سبک خراسانی و نمونه‌های سرشناسِ کهن و هم‌روزگارش، یعنی فردوسی و مهدی اخوان ثالث،[۱۷] و نیز نثرِ روزگارِ بازگشت ادبی از جمله در کارِ عبداللطیف طسوجی و سپس‌تر نثرهای کهن‌تری مانندِ سفرنامهٔ ناصر خسرو و تاریخ بیهقی[۱۸] و متونِ پارسیِ میانه و ترجمه‌های ابراهیم پورداوود[۱۹] نیز، پرورش یافت؛ و بدین ترتیب نه تنها در زبان، که از لحاظ موضوع نیز برخی از آثارش را با کارهای نمایشنامه‌نویسانِ فرارودی چون ساتم الغ‌زاده نسبتی هست.[۲۰] بَعدها بیضایی خود از پارسی‌گویان صاحب‌سبک و زبان‌آور شد که در شمارِ گویندگانی مانندِ ابوالقاسم ناصرالملک و محمّدعلی جمال‌زاده و محمّد قاضی و سید جعفر شهیدی و ابراهیم گلستان و محمّدعلی موحّد و مهشید امیرشاهی و داریوش آشوری و منیرو روانی‌پور و عبّاس معروفی و فریده مهدوی دامغانی و همتایانِ دیگرشان در نثرِ غیر«معیار»ِ نوینِ فارسی آوازه‌ای یافت، چنان که پژوهندگان در زبانش کتاب‌ها و مقالات نوشته‌اند و مخالفانِ فکریش برای بهره بردن از زبانش در فیلمی چون محمّد رسول‌الله (۱۳۹۴) به شاگردش متوسّل شده‌اند.[۲۱] بزرگ علوی بیضایی را، با محمود دولت‌آبادی و هوشنگ گلشیری و احمد محمود و جمال میرصادقی، دارای کارهای منثوری «قابل مقایسه با آثار خوب نویسندگان برجستهٔ اروپایی» می‌دانست.[۲۲] حسن ذوالفقاری شکوهِ نمایشنامه‌های بیضایی را از «تسلّط و اشراف» او «بر فرهنگ و ادبیات کهن ایران» دانسته است.[۲۳] آیدین آغداشلو نثرِ بیضایی را «از فاخرترین نمونه‌های نثر فارسی» دانسته که گواه و نمودارِ پایندگی زبان فارسی به واسطهٔ «زایش‌های متعدّد» است.[۲۴] بابک احمدی در سالِ ۱۳۸۵ او را بزرگ‌ترین هنرمندِ زندهٔ «ما» گفت؛ و مسعود بهنود نیز در هشتادسالگیِ بیضایی بر این نظر صحّه گذاشت. ماتئوش کواگیش «دورنما»ی آثارش را جهانی و او را سزوارِ جایزهٔ نوبل ادبیات دیده،[۲۵] و امید روحانی دشواریِ ترجمهٔ آثارش را مانعِ شناساندنش در مغرب‌زمین می‌دانسته است.[۲۶] اسماعیل خویی پهلوان اکبر می‌میرد و دیوان بلخ و قصّه‌ی ماه پنهان و غروب در دیاری غریب و چهار صندوق را «از بهترین نمایشنامه‌های ایرانی» دانسته است.[۲۷] سخنوران دیگر نیز تحت تأثیر کار بیضایی واقع شده و درباره‌اش سخن گفته‌اند. اوژن یونسکو هشتمین سفر سندباد (۱۳۴۳) را ستوده و عبّاس جوانمرد این را «بالنده‌ترین نمایشنامه‌ی اصیل ایرانی» و ادامهٔ عالیِ کارِ میرزا آقا تبریزی شمرده[۲۸] و بر آن بوده است که به لحاظِ شگردِ تغییرِ صحنه‌ها با کارهای شکسپیر و لوپه د وگا و پدرو کالدرون و گئورگ بوشنر و برتولت برشت همسری می‌کند.[۲۹] حمید سمندریان نیز فتحنامه‌ی کلات (۱۳۶۱) را «فوق‌العاده» می‌دانسته و بر آن بوده که «اگر خوب اجرا شود، با تراژدی‌های جهانی قابل رقابت است!»[۳۰] احسان یارشاطر نمایشنامه‌های عروسکیش را شعرِ نمایشی‌شده گفته.[۳۱] نجف دریابندری تشخّصِ سبکِ بیضایی را از اسبابِ نیکوییِ کارش دانسته است.[۳۲] هوشنگ گلشیری از علاقه‌مندان زبانِ پهلوان اکبر می‌میرد (۱۳۴۲) بوده است[۳۳] و سیمین بهبهانی، از پسِ تماشای افرا در ۱۳۸۶، کارِ بیضایی را همچون «ادامه و تکامل آثار غلامحسین ساعدی و اکبر رادی» آفرین کرد.[۳۴] جلال آل احمد، علی‌رغم دوستی، واکنشِ تُندی به بعضی از نمایشنامه‌های آغازینِ بیضایی نشان داد.[۳۵] محمود دولت‌آبادی بیضایی را «سعدی معاصر ما» گفته[۳۶] و اکبر رادی او را همتای «برجستگانِ درامِ جهان» شمرده است.[۳۷] عبدالله کوثری و حسین کیانی و شکوفه آذر نیز از نویسندگانِ هم‌روزگارِ بیضایی هستند که از نوشته‌هایش اثر پذیرفتند یا کوشیدند شیوه‌هایش را در نویسندگی پی‌گیرند. پنداشت‌ها از چند و چونِ تأثیرِ بیضایی در ادبیات گوناگون و ناهمساز بوده است: کسانی تأثیرِ کارش را بزرگ دانسته‌اند – مانندِ اصحابِ جشن دنیای تصویر در سال ۱۳۸۶ که به خاطرِ بیشترین تأثیر در ادبیات نمایشی در ایران به او جایزه دادند – و کسانی پیشبینی کرده‌اند که بزرگی تأثیرش در آینده شناخته خواهد شد – مانند حمید دباشی[۳۸] – و دیگرانی تأثیرش را خُرد شمرده‌اند – مثلاً محمّد رحمانیان از کوچکیِ دامنهٔ تأثیرِ شایستهٔ بیضایی افسوس خورده که: «ما هیچ وقت شاگردِ بیضایی بزرگ نبوده‌ایم.»[۳۹] اکبر رادی پیروان بیضایی را به پیروان آنتون چخوف مانند کرده که «به هرز رفته و هدر شدند. مانند یک بیابان جادو که هر کس در آن بیفتد، نابود می‌شود و فقط معدود افرادی می‌توانند از آن جان سالم به در برند.»[۴۰] از نوشته‌های بیضایی چیزی در کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش ایران نیامده است؛ هرچند در دوره‌هایی از آوردنِ نامش در شمارِ نویسندگانِ ادبیاتِ نمایشیِ فارسی در این کتاب‌ها پرهیز نشده است. سرگذشتِ بیضایی در تذکره‌های گوناگون آمده و دیوانِ آثارش نیز چاپ شده‌است، هرچند ناتمام، همچون دیوان‌های شاعرانِ خانوادهٔ بیضایی.

کتاب‌ها[ویرایش]

این جدول فهرستی است از کتاب‌های چاپ‌شدهٔ نویسنده به ترتیبِ نگارش. بیشترِ این نمایشنامه‌ها بارها به نمایش درآمده و بعضی از فیلمنامه‌ها فیلم شده. آنجا که نویسنده خود در ساخت و نمایش نقش داشته در توضیحات اشاره شده است. بسیاری از این کتاب‌ها بی اجازهٔ نویسنده و ناشر به صورت الکترونیکی در اینترنت و بعضاً در بازار غیررسمی کتاب کاغذی نیز منتشر شده‌اند.

گونه

کتاب‌های منتشرشده
سالِ نگارش[۴۱] نام گونه سالِ انتشار ناشر توضیحات
۱۳۳۷ و ۱۳۴۲ آرش برخوانی ۱۳۵۶ نیلوفر در بعضی گزیده‌های ادبی فارسی نیز منتشر شده. سالِ ۱۳۹۲ به کارگردانی نویسنده آواخوانی شده است.
نگاشته و بازنگریسته از ۱۳۳۷ تا ۱۳۷۴ سه برخوانی مجموعه برخوانی ۱۳۷۶ روشنگران سه برخوانیِ «آرش»، «اژدهاک» و «کارنامه‌ی بندار بیدخش» که اوّلی و سوّمی به کارگردانی نویسنده به ترتیب آواخوانی شده و به نمایش درآمده. «اژدهاک» پیش‌تر به سالِ ۱۳۴۶ در ماهنامهٔ پیام نوین و به سالِ ۱۳۷۰ در کتاب روشن و «کارنامه‌ی بندار بیدخش» به سالِ ۱۳۷۵ در مجلّهٔ کلک منتشر شده بود.
۱۳۴۱ مترسکها در شب و عروسکها مجموعه نمایشنامه ۱۳۴۱ نویسنده دو نمایشنامهٔ «مترسکها در شب» و «عروسکها» چاپ شده به وسیلهٔ نویسنده. این کتاب هرگز تجدید چاپ نشده. و نمایشنامهٔ یکُم چاپِ دیگری نداشته‌است؛ ولی به کارگردانی جعفر والی به سالِ ۱۳۴۲ تله‌تئاتر شده.
۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ سه نمایشنامه‌ی عروسکی مجموعه نمایشنامه ۱۳۴۲ نویسنده
نگاه
روشنگران
سه نمایشنامهٔ «عروسکها»، «غروب در دیاری غریب» و «قصه ماه پنهان» که یکُمی را نویسنده به نمایش درآورده و در نمایش دو تای دیگر نیز همکاری کرده.
۱۳۴۳ نمایش در ژاپن پژوهش ۱۳۴۳ مجله موسیقی با همکاری داریوش آشوری و سهراب سپهری در بخش‌های ترجمه. نسخهٔ آغازینِ این کتاب به صورت مقاله‌ای در زمستانِ ۱۳۳۸ نوشته شد. سالِ ۱۳۴۳ به صورتِ چند مقاله بازنویسی و در چند شماره از مجلّه موسیقی چاپ شد. زمستانِ همان سال مجموعهٔ این مقالات به صورتِ کتاب چاپ شد.
۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ نمایش در ایران پژوهش ۱۳۴۴ نویسنده
روشنگران
پیش‌تر به صورت سلسله‌ای از چهارده مقاله در دورهٔ سوّم مجلّه موسیقی از شمارهٔ ۶۲ تا ۷۷ به سالِ ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ چاپ شده بود. سپس‌تر چاپ‌های غیرمجاز بسیاری داشته. صورتِ بازنوشتهٔ کتاب منتظر چاپ است.
۱۳۴۲ پهلوان اکبر می‌میرد نمایشنامه ۱۳۴۴ صائب
نگاه
روشنگران
نخستین بار پاییز و زمستان ۱۳۴۴ با همکاری نویسنده در تالار ۲۵ شهریور به وسیلهٔ گروهِ هنرِ ملّی به نمایش درآمد.
۱۳۴۳ هشتمین سفر سندباد نمایشنامه ۱۳۵۰ جوانه
روزبهان
روشنگران
در پاییزِ ۱۳۴۳ شصت نسخه پلی‌کپی از این نمایشنامه به طور محدود منتشر شد و در دسترس اهل نمایش بود.
۱۳۴۴ دنیای مطبوعاتی آقای اسراری نمایشنامه ۱۳۴۵ مروارید
روشنگران
۱۳۴۴ سلطان مار نمایشنامه ۱۳۴۵ نویسنده
تیراژه
روشنگران
نویسنده سال ۱۳۴۸ بر صحنه برده.
۱۳۴۶ میراث و ضیافت مجموعه نمایشنامه ۱۳۵۵ نگاه
روشنگران
دو نمایشنامهٔ تک‌پرده‌ایِ «میراث» و «ضیافت» که نویسنده سالِ ۱۳۴۶ به نمایش درآورده. هر دو کار همان سال به ترتیب در کتاب نمایش انتشارات جوانه و ماهنامهٔ پیام نوین چاپ شده.
۱۳۴۶ چهار صندوق مضحکه ۱۳۵۸ روزبهان
روشنگران
نخستین بار بهمن‌ماهِ ۱۳۴۶ در نخستین شمارهٔ جُنگِ دفترهای زمانه چاپ شد.
۱۳۴۷ دیوان بلخ نمایشنامه ۱۳۴۷ امیرکبیر
نگاه
۱۳۴۸ گمشدگان نمایشنامه ۱۳۵۷ پیام
۱۳۴۸ نمایش در چین پژوهش ۱۳۴۹ امیرکبیر
روشنگران
با نمایشنامه‌های لی‌کویی، گردباد سیاه و مهر تقلبی و دایره‌ی گچی به ترجمهٔ داریوش آشوری
۱۳۴۹ راه توفانی فرمان پسر فرمان از میان تاریکی نمایشنامه ۱۳۵۷ نیلوفر نخست در کیهان سالِ ۱۳۵۱ چاپ شده بود.
۱۳۴۹ حقیقت و مرد دانا داستانِ کودکان ۱۳۵۱ کانون پرورش فکری با نقّاشی‌هایِ مرتضی ممیّز
۱۳۴۹ عیّار تنها فیلمنامه ۱۳۶۴ روشنگران چاپ نخست: «عیار تنها». چراغ (۲): ۱۳۲-۱۸۵. ۱۳۶۰.
۱۳۵۴ حقایق درباره‌ی لیلا دختر ادریس فیلمنامه ۱۳۶۱ تیراژه
روشنگران
۱۳۵۵ آهو، سلندر، طلحک و دیگران فیلمنامه ۱۳۵۶ نگاه
روشنگران
«سلندر» یک بار فیلم شده (سازنده: واروژ کریم‌مسیحی) و دیگر بار بر اساسش فیلمی ساخته‌اند (سازنده: رفیع پیتز). نام این هر دو فیلم کوتاه «سلندر» است.
۱۳۵۶ ندبه نمایشنامه ۱۳۷۱ رامین
تصویر و زمانه
روشنگران
بخشی از آغاز نمایشنامه تابستان ۱۳۵۹ در شمارهٔ سوّم نامهٔ کانون نویسندگان ایران آمده. نسخهٔ کاملش اوّل بار تابستان ۱۳۶۲ در شمارهٔ سوّمِ جُنگِ الفبای پاریس به نامِ «بهروز برومند» منتشر شد.
۱۳۵۸ مرگ یزدگرد نمایشنامه ۱۳۵۹ روزبهان
روشنگران
نخستین بار در شمارهٔ پانزدهمِِ کتاب جمعه در آبان ۱۳۵۸ چاپ شد. نمایشِ نویسنده به سالِ ۱۳۵۸ و فیلم‌شده به سالِ ۱۳۶۰. بخش‌هایی از فیلمنامه‌اش با مختصری توضیحات به سالِ ۱۳۷۱ در مجموعهٔ مقالات در نقد و معرفی آثار بهرام بیضایی نیز آمده.
۱۳۵۳ و ۱۳۵۸ قصّه‌های میر کفن‌پوش فیلمنامه ۱۳۶۳ ابتکار
روشنگران
۱۳۵۹ شب سمور فیلمنامه ۱۳۶۶ عکس معاصر چاپ نخست: «شب سمور». چراغ (۱): ۷۰-۱۲۲. ۱۳۶۰. فیلمِ خطِّ قرمز را بر اساس این کار ساخته‌اند.
۱۳۵۹ اشغال فیلمنامه ۱۳۶۸ روشنگران چاپ نخست: «اِشغال». چراغ (۳): ۱۷۲-۲۴۷. ۱۳۶۱.
۱۳۵۹ آینه‌های روبرو فیلمنامه ۱۳۶۱ دماوند
روشنگران
۱۳۶۰ خاطرات هنرپیشهٔ نقش دوم نمایشنامه ۱۳۶۲ دماوند
روشنگران
۱۳۶۱ روز واقعه فیلمنامه ۱۳۶۳ ابتکار
روشنگران
سالِ ۱۳۷۳ با همین نام فیلم کرده‌اند.
۱۳۶۱ زمین فیلمنامه ۱۳۶۴ ابتکار
روشنگران
۱۳۶۱ فتحنامه‌ی کلات نمایشنامه ۱۳۶۲ دماوند
روشنگران
۱۳۶۳ پرونده‌ی قدیمی پیرآباد فیلمنامه ۱۳۶۳ ابتکار
روشنگران
سال ۱۳۷۵ فیلمی به نام فصل پنجم بر این اساس ساخته‌اند. نیز داستانِ فیلمِ اتوبوس (۱۳۶۴) با این فیلمنامه می‌خواند.
۱۳۶۳ عیّارنامه فیلمنامه ۱۳۶۴ فاریاب
سیمرغ
روشنگران
با نقّاشیِ آیدین آغداشلو
۱۳۶۳ تاریخ سرّی سلطان در آبسکون فیلمنامه ۱۳۶۵ عکس معاصر
روشنگران
۱۳۶۳ وقت دیگر، شاید . . . فیلمنامه ۱۳۶۸ ابتکار سال ۱۳۶۶ با نام شاید وقتی دیگر فیلم شده. دو فصلَش به سالِ ۱۳۷۱ در مجموعهٔ مقالات در نقد و معرفی آثار بهرام بیضایی نیز چاپ شده.
۱۳۶۳ پرده‌خانه نمایشنامه ۱۳۷۲ روشنگران
۱۳۵۸ و ۱۳۶۵ طومار شیخ شرزین فیلمنامه ۱۹۸۹ میلادی رامین
روشنگران
با نقّاشیِ آیدین آغداشلو
۱۳۶۵ دیباچه‌ی نوین شاهنامه فیلمنامه ۱۳۶۹ روشنگران با نقّاشیِ آیدین آغداشلو. بریده‌ای از این فیلمنامه به سالِ ۱۳۸۵ در شمارهٔ ۹ مجلّهٔ رودکی نیز چاپ شده‌است.
۱۳۶۵ پرده‌ی نئی فیلمنامه ۱۳۷۱ روشنگران
۱۳۶۵ و ۱۳۶۷ گفت‌وگو با بهرام بیضایی گفتگو ۱۳۷۱ آگاه گفتگو با زاون قوکاسیان. بخش‌هایی از این گفتگو با عنوانِ «پالایش آیین‌ها» در شمارهٔ ۳۲ و با عنوانِ «نگهبانِ عشق و باروری» در شمارهٔ ۷۹ و با عنوانِ «ترس از گذر زمان» در شمارهٔ ۸۰ و با عنوانِ «آتش و خاک» در شمارهٔ ۹۲ ماهنامهٔ صنعت سینما دوباره منتشر شده است.
۱۳۶۷ جنگنامه‌ی غلامان نمایشنامه ۱۳۶۹ عصر جدید
روشنگران
۱۳۶۸ سفر به شب فیلمنامه ۱۳۹۶ روشنگران
۱۳۶۸ مسافران فیلمنامه ۱۳۷۱ روشنگران به سالِ ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰ فیلم شده. پاره‌ای پیش‌تر چاپ شده در «مسافران: سکانس ۶». گزارش فیلم (۸): ۴۰. ۱۳۷۰.
۱۳۶۹ فیلم در فیلم فیلمنامه ۱۳۷۳ روشنگران
۱۳۷۰ هیچکاک در قاب گفتگو ۱۳۷۴ روشنگران
۱۳۷۱ سگ‌کُشی فیلمنامه ۱۳۸۰ روشنگران به سالِ ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ فیلم شده. پاره‌ای پیش‌تر چاپ شده در «سگ‌کشی: فصلی از فیلمنامه». گزارش فیلم (۱۶۶): ۵۵-۵۶. ۱۳۷۹. و تصویرِ دستخطِ پاره‌ای سپس‌تر در «دکوپاژ یک فصل: فصل ۴۱ «سگ‌کشی»». صنعت سینما (۱): ۲۰-۲۱. ۱۳۸۱.
۱۳۷۲ سیاوش‌خوانی نمایشنامه و فیلمنامه ۱۳۷۵ روشنگران
۱۳۷۳ آوازهای ننه آرسو فیلمنامه ۱۳۷۵ روشنگران فیلمِ سایه به سایه را بر اساس این فیلمنامه نوشته و ساخته‌اند.
۱۳۷۵ مقصد فیلمنامه ۱۳۷۷ روشنگران
۱۳۵۳ و ۱۳۷۵ چشم‌انداز فیلمنامه ۱۳۸۸ روشنگران «چشم‌انداز»ِ احمد محمود
۱۳۷۶ افرا، یا روز می‌گذرد نمایشنامه ۱۳۸۱ روشنگران نویسنده سال ۱۳۸۶ نمایش داده.
۱۳۷۶ بهرام بیضایی: جدال با جهل گفتگو ۱۳۸۸ ثالث گفتگو (نه با نوشابه امیری) – چاپِ ناقصِ پیشین: «از جهالت متنفرم». گزارش فیلم (۱۲۵): ۱۲-۳۴. ۱۳۷۸.
۱۳۷۷ مجلس قربانی سِنِمّار نمایشنامه ۱۳۸۰ روشنگران
۱۳۷۷ گفتگو با باد فیلمنامهٔ کوتاه ۱۳۷۹ دیدار فیلم شده به سالِ ۱۳۷۷ به کارگردانیِ نویسنده. کتاب با نامِ کاملِ گفتگو، نقد و نظر و فیلمنامهٔ گفتگو با باد با گفتگوهایی با بیضایی و عوامل فیلم و مقالاتی دربارهٔ فیلم به کوششِ زاون قوکاسیان
۱۳۷۳ و ۱۳۷۸ سهراب‌کُشی نمایشنامه ۱۳۸۶ روشنگران پاره‌هایی چند از واپسین بخش نمایشنامه که مویه‌ٔ تهمینه بر مرگ سهراب است به سالِ ۱۳۸۵ در شمارهٔ ۵۷ مجلّهٔ بخارا چاپ شده بود، و مژده شمسایی نیز همین بخش را در شبِ بخارای بهرام بیضایی در زادروزش در همان سال برای حاضران خوانده بود.
۱۳۷۹ ایستگاه سلجوق فیلمنامه ۱۳۸۱ روشنگران
۱۳۷۹ مجلس ضربت زدن نمایشنامه ۱۳۸۱ روشنگران
۱۳۸۱ اتفاق خودش نمی‌افتد! فیلمنامه ۱۳۸۴ روشنگران
متنِ نوینِ بازنگریسته‌ای از اکثر نمایشنامه‌های سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۹ دیوان نمایش مجموعه نمایشنامه ۱۳۸۲ روشنگران دفتر یکُم و دوّم چاپ شده که متن بازنگری‌شدهٔ هجده نمایشنامه از دههٔ ۱۳۴۰ است. این صورت از این هجده نمایشنامه است که از ۱۳۸۲ به بعد به صورت تکی نیز چاپ شده.
۱۳۸۲ شب هزارویکُم نمایشنامه ۱۳۸۲ روشنگران سه تک‌پرده‌ایِ هم‌نامِ پی‌درپی که نویسنده سال ۱۳۸۲ به نمایش درآورده است.
۱۳۸۲ ریشه‌یابی درخت کهن پژوهش ۱۳۸۳ روشنگران پارهٔ یکُمِ هزارافسان کجاست؟
۱۳۸۳ ماهی فیلمنامه ۱۳۹۹ بیشه سالِ ۱۳۸۸ به طورِ غیررسمی و محدود منتشر شده بود.
۱۳۸۴ هزارافسان کجاست؟ پژوهش ۱۳۹۱ روشنگران پارهٔ دوّمِ ریشه‌یابی درخت کهن
۱۳۸۵ لبه‌ی پرتگاه فیلمنامه ۱۳۸۶ روشنگران
۱۳۸۶ وقتی همه خوابیم فیلمنامه ۱۳۸۸ روشنگران به سالِ ۱۳۸۷ فیلم شده.
۱۳۸۸ تاراج‌نامه نمایشنامه ۱۳۹۰ روشنگران
۱۳۸۸ چهارراه نمایشنامه ۱۳۹۸ روشنگران نویسنده در فروردینِ ۱۳۹۷ بر صحنه برده.

نمایشنامه‌های کوتاه[ویرایش]

نمایشنامه‌هایی که به صورت کتاب جداگانه چاپ نشده
سالِ نگارش نام منبع
۱۳۴۰ - ۱۳۳۸ اژدهاک در ماهنامهٔ پیام نوین (۱۳۴۶) و کتاب روشن (۱۳۷۰) و کتاب سه برخوانی (۱۳۷۶) و جلد یکُمِ دیوان نمایش (۱۳۸۲)
۱۳۴۱ مترسکها در شب در کتاب مترسکها در شب و عروسکها
۱۳۴۱ عروسکها در کتاب مترسکها در شب و عروسکها و سه نمایشنامه‌ی عروسکی و جلد یکُمِ دیوان نمایش
۱۳۴۱ غروب در دیاری غریب در کتاب سه نمایشنامه‌ی عروسکی و جلد یکُمِ دیوان نمایش
۱۳۴۲ قصه‌ی ماه پنهان در کتاب سه نمایشنامه‌ی عروسکی و جلد یکُمِ دیوان نمایش
۱۳۴۰ و ۱۳۷۴ کارنامه‌ی بُندارِ بیدَخش در مجلّهٔ کلک (۱۳۷۵) و در کتاب سه برخوانی و جلد یکُمِ دیوان نمایش
۱۳۴۶ ضیافت در کتاب نمایش و در کتاب میراث و ضیافت و نیز در جلد دوّمِ دیوان نمایش
۱۳۴۶ میراث در مجلّهٔ پیام نوین و در کتاب میراث و ضیافت و نیز در جلد دوّمِ دیوان نمایش
۱۳۴۷ ساحل نجات در جلد دوّمِ دیوان نمایش
۱۳۴۷ در حضورِ باد در شمارهٔ دوّمِ دفترهای روزن و در جلد دوّمِ دیوان نمایش و در گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان (۱۳۹۵)

کوتاهِ فیلمنامه‌ها[ویرایش]

بسیاری از فیلمنامه‌های بیضایی کتاب شده است؛ و شماری هنوز نه. او هشت تا از فیلمنامه‌هاییش را که فیلم کرده به صورت کتاب منتشر نکرده‌است. فصل‌هایی از پنج تا از این فیلمنامه‌های فیلم‌شدهٔ چاپ‌نشده را (به اضافهٔ بخش‌هایی از مرگ یزدگرد و شاید وقتی دیگر . . . که کتاب شده) زاون قوکاسیان در کتابِ مجموعهٔ مقالات در نقد و معرفی آثار بهرام بیضایی (۱۳۷۱) آورده است. این‌ها عبارت است از:

  1. «چند فصل از فیلمنامهٔ «رگبار»»
  2. «دو فصل از فیلمنامهٔ «غریبه و مه»»
  3. «دو فصل از فیلمنامهٔ «کلاغ»»
  4. «فصلی از فیلمنامهٔ «چریکه‌ی تارا»»
  5. «چند فصل از فیلمنامهٔ «باشو غریبه‌ی کوچک»»

‌طرح‌ها و پاره‌هایی نیز از بعضِ فیلمنامه‌های فیلم‌نشده و کتاب هم نشده جداگانه منتشر شده است:

  • «هدایت». کارنامه (۱۳): ۴-۱۳. ۱۳۷۹. (نوشتهٔ ۱۳۷۶)
  • «شش طرح برای صدسالگی سینمای ایران». فیلم (۲۵۸): ۴۸-۵۰. شهریور ۱۳۷۹. (چاپِ دیگر در کتابِ بهرام بیضایی و وقتی همه خوابیم، ۱۳۹۸)
  • «گفت‌وگو با آب، باد، خاک، آتش». صنعت سینما (۳۲): ۸. ۱۳۸۳.
  • «بُریده‌ها: بخشِ سایه‌بازی از فیلم‌نامه‌ی «داستانِ باورنکردنی»». بخارا (۱۳۹): ۲۱-۲۶. شهریور ۱۳۹۹.

نسخه‌ای از فیلمنامهٔ آقای لیر (۱۳۶۷) نیز به سال ۱۳۶۸ در مجلهٔ بررسی کتاب چاپ شده است. تصویرِ دستخطِ پاره‌ای از فیلمنامهٔ موسیقیِ وقتی همه خوابیم نیز آمده است در «دو صفحه از فیلم‌نامهٔ بیضایی برای موسیقی فیلم». فیلم (۳۹۳): ۷۵. ۱۳۸۸.

مقالات و منشآت[ویرایش]

مقالات و پاره‌نوشته‌های منتشرشده و نشدهٔ بیضایی فراوان است. او از سال‌های پایانی دههٔ ۱۳۳۰ مقالاتی در مجلّات گوناگون می‌نوشت. بعضی از این مجلّه‌ها سپس‌تر دوباره منتشر شده است، مانند هفت شمارهٔ دورهٔ نخستِ آرش که نشر ویراستار در دو جلدِ رقعی منتشر کرده. تصویرِ مقداری دستخط از بیضایی نیز – از امضا و تقدیم‌نامه و نامه و شعر و پاره‌ای از فیلمنامه و غیره – در مجلّات و اینترنت منتشر شده‌است. فهرستی از چاپ‌کرده‌های وی – منهای نوشته‌هایی که کتاب شده – از این قرار است:

مقاله و شعر و پیام و رسالهٔ مفرده و دیباجه[ویرایش]

تاریخِ انتشارِ مکتوب نام توضیحات
اسفندِ ۱۳۳۷ در کتابِ طلیعه: آثار انجمن ادبی طهران
نوروزِ ۱۳۴۰ پرده‌های عریض هنر و سینما (۱).
اردیبهشتِ ۱۳۴۰ صف طویل خاکستری (چاپِ دیگر در کتابِ اسطورهٔ سینما: جان فورد و سینمایش)
۱۳۴۰ درباره متن بازار شام [یادداشت‌هایی درباره تعزیه] هنر و سینما (۹ و ۱۰).
علم و زندگی.
علم و زندگی.
۱۳۴۰ سینمای هند علم و زندگی (۲): ۶۵-۷۳.
۱۳۴۰ گوشه‌ای از تاریخ نمایش در ایران آرش (۱): ۸۴-۹۲.
۱۳۴۱ یک معرکه و یک نمایشنامهٔ ته شهری کیهان ماه (۱): ۱۵۲-۱۵۳.
۱۳۴۱ خیمه‌شب‌بازی در ایران آرش (۳): ۲۵-۴۳.
۱۳۴۱ طرح ابتدایی تهیه یک فیلم ... آرش (۳): ۶۳-۷۱.
۱۳۴۱ تعزیه شمر و عباس آرش (۵): ۲۶-۲۸.
۱۳۴۱ کارنامه فیلم گلستان آرش (۵): ۵۱-۵۶.
۱۳۴۲ تئاتر ۴۱ آرش (۶): ۲۹-۳۳. (چاپِ دیگر در کتابِ گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان، ۱۳۹۵)
۱۳۴۲ پانتومیم «فقیر»، زمینه و اجرایش آرش (۶): ۱۱۱-۱۱۴.
۱۳۴۲ درباره‌ی روزنه آبی: نمایشنامه در سه پرده. نوشته‌ی اکبر رادی ۱۳۴۱ آرش (۶): ۱۱۴-۱۱۷. (چاپِ دیگر: نمایش (۲۳۶): ۸۶-۸۷. ۱۳۹۸.)
۱۳۴۲ (دربارهٔ آلونک) فردوسی (۶۴۹): ۱۱ و ۱۳. (چاپِ دیگر در کتابِ گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان، ۱۳۹۵)
اسفندِ ۱۳۴۳ ابر زلف و ابر زمانه انتقاد کتاب (۸): ۳۳-۳۶. (چاپِ دیگر در جلدِ پنجمِ کتابِ دیدگاه‌ها درباره آثار دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، ۱۳۹۴)
آذر و دیِ ۱۳۴۴ انتقاد کتاب (۴).
۱۳۴۵ «از پشت شیشه‌ها»ی غم‌انگیز، نامه‌ٔ بهرام بیضایی به اکبر رادی مجلّهٔ فردوسی (چاپ‌های دیگر: شناختنامهٔ اکبر رادی (۱۳۸۳، ص ۳۷۳-۳۷۱) و نمایش (۲۳۴ و ۲۳۵): ۱۰۴. ۱۳۹۸. و ««از پشت شیشه‌ها»ی مغموم». گیله‌وا (۵۷): ۱۷. ۱۳۷۹.)
۱۳۴۵ زمینه‌های سینمای ایران جهان نو (۶ و ۷): ۱۱۴-۱۱۱. (با نام مستعار «مهرداد رهسپار»)
۱۳۴۵ ترس و نکبت رایش سوّم، برتولت برشت، ترجمه‌ی شریف لنکرانی بررسی کتاب (۸): ۲۵.
۱۳۴۶ بازیابی یک تعزیه بررسی کتاب (۱۰).
۱۳۴۷ مقدمه‌ای بر نمایش شرقی نشریات جشن هنر شیراز (نوشتهٔ ۱۳۴۷. چاپ‌های دیگر: ارک (۲): ۲۰-۴۵. ۱۳۶۱. و دفترهای تآتر (۹): ۳-۲۱. ۱۳۸۸.)
۱۳۴۷ مجلس شهادت حمزه بررسی کتاب (۳).
۱۵ شهریورِ ۱۳۴۹ نمایش بی‌بارقه‌ی عشق آیندگان.
۱۳۴۹ در جستجوی قربانی [معرفی نمایشنامه کلفت‌ها] آیندگان (۸۲۴).
۱۳۴۹ فاجعه مسلم [درباره تعزیه] آیندگان (۸۲۶).
۱۳۴۹ این تئاتر متزلزل ما کیهان (۸۲۲۰).
زمستانِ ۱۳۸۷ نمایش در هند دفترهای تآتر (۸): ۲۴-۳. (نوشتهٔ ۱۳۵۰)
۱۳۵۰ «رگبار» ساخته شد!! در دفترچهٔ رگبار در معرّفیِ فیلمِ رگبار. چاپ‌های دیگر: «رگبار ساخته شد». ستاره سینما (۱ دورهٔ جدید). و در کتابِ مجموعهٔ مقالات در نقد و معرفی آثار بهرام بیضایی (۱۳۷۱) و «رگبار ساخته شد!!». گزارش فیلم (۷۵): ۲۲. ۱۳۷۵.)
۱۳۵۱ من قصه‌هایم را خواب می‌بینم [معرفی فیلم سفر] کیهان (۸۸۰۲).
۱۳۵۱ مدخلی بر یک قیاس ویژه سینما و تآتر (۲ و ۳): ۲۹۹-۲۷۵. (چاپِ دیگر: «نوی «بنکی روی پل» و تعزیه‌ی «مجلس فتاح‌شاه»: سنجش دو نمایشنامه». دفترهای تآتر (۷): ۳-۲۸. ۱۳۸۶.)
۱۳۵۷ در موقعیت تئاتر و سینما سخنرانی شبِ سوّمِ شب‌های شعر گوته (۱۳۵۶) – چاپِ ۱۳۵۷ در کتابِ ده شب (چاپ‌های دیگر: ۱۳۹۲ در کتابِ بازخوانی ده شب و ۱۳۹۶ در کتابِ شب‌های نویسندگان و شاعران ایران: انستیتو گوته – تهران ۲۷-۱۸ مهر ۱۳۵۶ و نمایش (۲۳۸): ۹۷-۹۹. ۱۳۹۸.)
۱۳۶۳ درباره‌ی «عباس هندو» چراغ (۵): ۴۴-۷۶. (چاپِ دیگر: دفترهای تآتر (۵): ۷-۴۶. ۱۳۸۴.)
۱۳۶۳ پایان کار «سربداران» چراغ. (با نام مستعار «اعظم علیان»)
۱۳۶۷ بهرام بیضایی: باید فیلم را دوباره ببینم فیلم (۶۲): ۱۲۰.
خردادِ ۱۳۷۲ دو یادداشت از بهرام بیضایی فیلم (۱۴۲): ۹۸. (نوشتهٔ ۱۶ فروردین و ۹ اردیبهشتِ ۱۳۷۲)
پاییزِ ۱۳۷۲ (رأی‌گیری فیلم‌های پسنده) سوره سینما (۴): ۸۲ و ۹۵. (چاپِ دیگر: دنیای تصویر (۷۴): ۲۷. ۱۳۷۸.)
کاش یادم نمی‌آوردید
۱۳۷۵ پس از صد سال ایران‌نامه (۵۵): ۳۶۳-۳۸۲.
مرداد و شهریورِ ۱۳۷۷ افسونگان بخارا (۱): ۱۸۵-۱۸۱. (نوشتهٔ ۱۳۷۶. «افسونگران» نیز ضبط شده که غلط چاپی است.)
شهریورِ ۱۳۷۷ (دربارهٔ طرّاحی صحنه) چاپِ دیگرِ بخشی در کتابِ طراحی فیلم (۱۳۷۹)
تابستانِ ۱۳۷۸ یادداشت بهرام بیضایی در کتابِ فرهنگ کارگردانهای سینمای ایران
۱۳۷۸ درباره‌ی نامه‌ی رئیس بزرگ ژیل ژاکوب سینمای آزاد (۱۶): ۶.
۱۳۷۸ بهرام بیضائی: من وابسته به زبان و فرهنگ ایران هستم سینما (۳۷۴).
۱۳۷۸ نگاه ایرانیان به تصویر و کلمه هنر هفتم (۱).
نوروزِ ۱۳۷۹ اینجا گفت‌وگو وجود ندارد هنر هفتم (۲). (با تماشاکُنانِ کارنامه‌ی بندار بیدخش)
۱۳۸۱ به انگیزه نمایش نسخه کامل «مسافران» پس از ده سال صنعت سینما (۳): ۷۰-۷۲.
۱۳۸۳ اگر حرفی مانده باشد! نوشتهٔ ۱۳۷۹ – چاپ در کتابِ سر زدن به خانه‌ی پدری (۱۳۸۳)
۱۳۸۳ سر زدن به خانه‌ی پدری نوشتهٔ ۱۳۷۹ – چاپ در کتابِ سر زدن به خانه‌ی پدری (۱۳۸۳) و در شمارهٔ ۵۷ مجلّهٔ بخارا (۱۳۸۵) و تک‌شمارهٔ ۲ و ۳ مجلّهٔ کاج (۱۳۹۸)
آذر و دیِ ۱۳۸۳ نظر نویسندگان، شاعران و هنرمندانِ هم‌روزگارش حنان (۱ و ۲): ۱۲.
۱۳۸۵ اگر در من توانی هست بخارا (۵۷): ۱۰۹.
۱۳۸۷ درباره‌ی آیدینِ آغداشلو و هُنَرِ او بخارا (۶۷): ۳۲۲-۳۳۱.
۱۳۸۷ نوروزنامه آفتاب یزد (۲۵۹۱): ۱۰. (تصویرِ دستخط نیز در اینترنت منتشر شده.)
سبز، بی‌آلودگی، بی‌شب
۱۳۸۸ به امید باروی صنعت سینما (۸۰): ۱۰. (تصویرِ دستخط)
۱۳۸۸ در ستایش تردید و گذر از آن پیمان (۴۹).
۱۳۸۹ در زادْروزِ آن که دولتَش آباد بخارا (۷۶): ۲۶۰.
۱۳۸۹ آن مرد بخارا (۷۷ و ۷۸): ۷. (تصویرِ دستخط؛ نیز منتشر شده در آلبومِ صدای طهرون قدیمِ مرتضی احمدی، ۱۳۹۸-۱۳۸۹)
(نوشته‌ای به علیرضا داوودنژاد) دربارهٔ فیلمِ مرهم
۵ دیِ ۱۳۹۰ (با مطلعِ «از شما می‌پرسم») شرق (۱۴۲۶): ۱. (با تصویرِ دستخط)
۱۹ دیِ ۱۳۹۰ برگ سبزی برای درویشی شرق (۱۴۳۸): ۱ و ۱۵.
دیِ ۱۳۹۱ چگونه ساعتی عزیز شد! در بروشورِ نمایشگاهِ عکس‌های عزیز ساعتی در نگارخانهٔ آریا، تهران (چاپِ دیگر: اعتماد (۲۵۷۶): ۱۲. ۴ دی ۱۳۹۱.)
۹ دیِ ۱۳۹۱ پیام بهرام بیضایی برای همه آنها که یادش بودند بهار (۲۵): ۱۴.
۱۶ دیِ ۱۳۹۲ (با مطلعِ «واژه‌های چندانی برای سپاسگزاری نیست») اعتماد (۲۸۶۶): ۱۶. (تصویرِ دستخط نیز در اینترنت منتشر شده.)
۱۳۹۲ لعبت چشم و لعبت دیده بخارا (۹۵ و ۹۶): ۴۳-۴۶.
اسفندِ ۱۳۹۲ در خود بودن و یک جا نماندن شرق (۱۹۷۹): ۱۱. (تصویرِ دستخط نیز در اینترنت منتشر شده.)
خردادِ ۱۳۹۳ دُو بند از پِی‌گُفتارِ جانا و بلادور. . .: سایه‌بازی نمرده است! آزما (۱۰۲): ۲۴-۲۶. (چاپ کامل‌تر: «سایه‌بازی نمُرده است!». دفترهای تآتر (۱۵): ۱۴۲-۱۳۳. دی ۱۳۹۷.)
۱۳۹۳ برای واروژ کریم‌مسیحی (تصویرِ دستخط)
بهمنِ ۱۳۹۳ بَر اَرداویراف چه گُذَشت؟ شرق (۲۲۱۸): ۱۴.
فروردینِ ۱۳۹۴ (نامه) آزما (۱۰۹): ۱۰.
۱۳۹۵ (به مناسبت انتشار ترجمهٔ انگلیسی فتحنامه‌ی کلات) نوشته‌ای به منوچهر انور
۱۳۹۵ تبریک متفاوت بیضایی برای تولد شجریان شهروند (۹۵۲): ۱۴. ۳ مهر ۱۳۹۵.
خردادِ ۱۳۹۶ اعتراضی نیست؛ خیالتان راحت! فیلم (۵۲۶): ۳۰-۳۵. (نوشتهٔ اردیبهشتِ ۱۳۹۶؛ چاپِ دیگر در کتابِ بهرام بیضایی و وقتی همه خوابیم، ۱۳۹۸)
شهریورِ ۱۳۹۶ (پیام به آکادمی حمید سمندریان) «بیضایی: سپاسگزارم که مرا تصادفا یاد کردید!». شهروند (۱۲۲۶): ۱۳. ۲۷ شهریور ۱۳۹۶. / «در اهمیتِ بیضایی بودن». شرق (۲۹۶۷): ۱۴. ۲۹ شهریور ۱۳۹۶.
دیِ ۱۳۹۷ طرب‌نامه [فشرده‌ی متن] دفترهای تآتر (۱۵): ۲۰۰-۲۰۸.
۵ دیِ ۱۳۹۸ گفتگوی مادر و دُختر درباره داشاک همشهری (۷۸۴۱): ۱.
نوروزِ ۱۳۹۹ ما پراکنده شدیم اندیشه پویا (۶۵): ۱۶۷.
اردیبهشتِ ۱۳۹۹ مرگ یک استاد فیلم (۵۷۰): ۲۶-۲۷.
شهریورِ ۱۳۹۹ هر کس خودش را می‌نویسد اندیشه پویا (۶۸): ۱۳۴-۱۳۵.

برنوشت[ویرایش]

  • مقدّمه‌ای بر نخستین نمایشِ محسن یلفانی در تلویزیون (دههٔ ۱۳۴۰)
  • برنوشتِ حکومت زمان‌خان به کارگردانی رکن‌الدّین خسروی (۱۳۴۷)
  • برنوشتِ سلطان مار (چاپِ دیگر در کتابِ گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان، ۱۳۹۵)
  • برنوشتِ شب هزارویکم (۱۳۸۲)
  • برنوشتِ جانا و بلادور (چاپِ دیگر: «جانا و بلادور [فشرده‌ی متن؛ از برنوشتِ اجرا]». دفترهای تآتر (۱۵): ۱۴۵-۱۴۳. دی ۱۳۹۷.)
  • برنوشتِ طرب‌نامه (۱۳۹۵؛ چاپِ دیگر: «یادداشتِ نویسنده و کارگردانِ «طرب‌نامه» [از برنوشتِ اجرا]». دفترهای تآتر (۱۵): ۲۱۲-۲۰۹. دی ۱۳۹۷.)
  • برنوشتِ چهارراه (۱۳۹۷؛ چاپ‌های دیگر: «شگفت از سفری که هنوز . .». تجربه (۵۶): ۸۲-۸۱. فروردین ۱۳۹۷. و «یادداشتِ نویسنده و کارگردانِ «چهارراه» [از برنوشتِ اجرا]». دفترهای تآتر (۱۵): ۲۸۷-۲۸۴. دی ۱۳۹۷.)

نامه[ویرایش]

اندک‌شماری از مکاتبات خصوصی و اداری و سرگشادهٔ بیضایی منتشر شده است:

  • نامه‌ای (چاپ‌شده با حذف چند کلمه) در اعتراض به اوضاع سینما (۱۳۵۶)
  • نامه‌ای (چاپ‌شده با حذف چند کلمه) در اعتراض به بی‌اجازه آوردنِ نامش در نامهٔ انجمن تهیه‌کنندگان در تأیید سرکوب آشوب‌ها
  • ملکوتی، بی‌تا, ویراستار (۱۳۸۴). «نامهٔ آقای بیضائی به مسؤول سینمایی وقت (۱۵ اسفندِ ۱۳۶۴)». اسطورهٔ مهر: زندگی و سینمای سوسن تسلیمی. تهران: نشر ثالث. ص. ۲۳۸-۲۳۶. شابک ۹۶۴-۳۸۰-۰۸۰-۶.
  • نامه‌ای به مجلّهٔ سروش و اطّلاعات هفتگی و روزنامهٔ کیهان، با رونوشت فرستاده به مطبوعات دیگری. نیمی از این نامه در شمارهٔ ۱۱۰ مجلّهٔ فیلم (شهریورِ ۱۳۷۰) با عنوانِ «سینما بود که عدنان را بینا کرد» منتشر شد و نسخهٔ کامل‌تری با عنوانِ «اگر عدنان «باشو» نمی‌شد . . .» در شمارهٔ ۱۶ مجلّهٔ گزارش فیلم (۱۳۷۰).
  • «اداره کل امور سینمائی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، امور نظارت و ارزشیابی، شورای صدور پروانه‌ی نمایش فیلم». ققنوس (۴): ۱۲۸-۱۲۶. ۱۳۷۱. (نامهٔ سرگشاده، بی عنوان، به مسئولان سینمایی)
  • «نامه اعتراضی بهرام بیضایی به تهیه‌کننده فیلم "کیش"». سینمای آزاد (۱۶): ۵. ۱۳۷۸. (چاپِ دیگر: «بخشی از نامه بهرام بیضائی خطاب به محسن قریب». سینما (۳۷۳). ۱۳۷۸.)
  • نامه‌ای به محمّد بهرامی (تصویرِ دستخط)
  • نامه‌ای به خانه تئاتر ایران[۴۲]
  • نامه‌ای به فرشید قلی‌پور (تصویرِ دستخط در «بهرام‌نامه یا نامه‌ای به هیچ کس» در شمارهٔ ۷۷۹ مجلّهٔ چلچراغ؛ متن نیز منتشر شده در «بهرام بیضایی در سالروز تولدش به «هنر و تجربه» می‌آید». همدلی (۱۳۲۴): ۸. ۱۳۹۸.)

یاد و یادبود[ویرایش]

  • «با یاد مهدی اخوانِ ثالث» در کتابِ باغ بی‌برگی: یادنامهٔ مهدی اخوان ثالث (م. امید) (۱۳۷۰؛ چاپِ دیگر: «تجربهٔ مرگ» در کتابِ ناگه غروب کدامین ستاره: یادنامهٔ مهدی اخوان ثالث (م. امید)، ۱۳۷۰)
  • «این معلم بی استاد». فیلم (۱۹۷): ۳۵-۳۴. ۱۳۷۵.
  • «به احترام هوشنگ گلشیری». کارنامه (۱۳): ۳۸. مهر ۱۳۷۹.
  • «کرنشی سه‌گانه به بامداد». کارنامه (۱۳): ۳۸. مهر ۱۳۷۹. (چاپِ دیگر در کتابِ بامداد همیشه: یادنامه‌ی احمد شاملو، ۱۳۸۱)
  • «از نگفتنْ گفتن» (در کتاب سر زدن به خانه‌ی پدری ۱۳۸۳)
  • «برق اشک». فیلم (۳۵۶): ۶۴-۶۵. دی ۱۳۸۵. (بخشی از این متن را محمّد سریر در مراسمِ تشییعِ جنازهٔ بابک بیات خواند.)[۴۳]
  • «این از روزگار است». اعتماد (۱۵۷۶): ۱. ۱۳۸۶. (تصویرِ دستخط در «یادداشتِ بهرام بیضایی در سوگِ اکبر رادی». سیمیا (۲): ۱۳-۱۲. ۱۳۸۶.)
  • «لحنِ سی‌ویکُم: پرویز مشکاتیان را یاد!». بخارا (۷۵): ۹. فروردین−تیر ۱۳۸۹. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  • نوشته‌ای با مطلعِ «روز مرگش پرسید مادرم» (تصویرِ دستخط)
  • «یادمانِ سمندریان» (۱۳۹۱؛ تصویرِ دستخط)
  • «زاون/۱» (۱۳۹۳؛ تصویرِ دستخط)
  • «زاون/۲» (۱۳۹۴؛ تصویرِ دستخط)
  • «روشنفکر تمام‌وقت». اندیشه پویا (۳۳): ۱۱۴-۱۱۵. اسفند ۱۳۹۴.
  • «دریغ آن گنج دانش». اعتماد (۴۰۰۴): ۸. ۲۷ دی ۱۳۹۶.
  • پیامِ تسلیتِ درگذشتِ نصرت کریمی (منتشرنشده)
  • در درگذشتِ بهمن مفید (منتشرشده در وبسایتِ بی‌بی‌سی فارسی، در ۲۸ مردادِ ۱۳۹۹. نیز: «تجلیل بهرام بیضایی از هنر بهمن مفید». دنیای اقتصاد (۴۹۶۶). ۱ شهریور ۱۳۹۹.)

پروانه[ویرایش]

گزیده و برگرفته و نقل‌شده[ویرایش]

شبی از خواب دیشبش می‌گفت. هر دو، هر از گاه، خواب سقوط می‌دیدیم، مضمون خواب‌ها را رد و بدل می‌کردیم. ایستاده بر لبهٔ سست و ژندهٔ زندگی، توشهٔ دیگری نداشتیم. یک ساختمان بلند را خواب دیده بود، با حیاط سیمانی خشک. گروهی بچّه دور گودالی مستطیل بازی می‌کردند، هیچ نرده‌ای، حصاری، حفاظِ گودال نبود. بهرام تعجّب می‌کرد، نگران بچّه‌ها بود؛ چرا درست همانجا، در مرز سقوط؟ کاری از دستش برنمی‌آمد. تا کودکی افتاد، رفت به اعماق. . . .

غزاله علیزاده، تیرِ ۱۳۶۸[۴۴]

در دورانِ زندگی بیضایی، با یا بی آگاهی خودش، پاره‌هایی از گفته‌ها و نوشته‌هایش را دیگرانی برگرفته و منتشر کرده‌اند. از این جمله است سفینهٔ بهرام‌نوشت (۱۳۹۶) که گزیدهٔ فرشید قلی‌پور از نوشته‌های بیضایی است و فصلِ «زندگی‌نامه» از کتابِ غریبه‌ی بزرگ (۱۳۸۳) که بازنوشتهٔ محمّد عبدی از حسب حال بیضایی است و سخن بیضایی در پذیرشِ جایزهٔ ویژهٔ جشن دنیای تصویر در سال ۱۳۸۶ که در صفحهٔ ۸۹ شمارهٔ ۱۷۴ مجلّهٔ دنیای تصویر آمده است و سخنان کوتاهش در شب منتقدان در ۳۰ فروردین ۱۳۷۲ که در صفحهٔ ۷ و ۱۳ شمارهٔ ۱۴۱ مجلّهٔ فیلم آمده است و گفتهٔ مختصری که در صفحهٔ ۴۰ شمارهٔ ۷۵ مجلّهٔ گزارش فیلم (۱۳۷۵) نقل شده است. در کتابِ کاوش در سینما و تئاتر بهرام بیضایی (۱۳۹۶) فرشید قلی‌پور نیز پاره‌هایی از نوشته‌هایی از بیضایی نقل شده بی آن که این پاره‌ها مشخّص شود؛ یعنی در عمل دزدی ادبیِ ناخواسته.

نوشته‌های گروهی[ویرایش]

در بعضی نوشته‌های گروهی نیز امضای بیضایی آمده است، گاهی بی اطّلاعِ خودش. وی در این موارد اغلب نامهٔ اعتراض نوشته است تا روشن شود که بر چه چیز صحّه نهاده و بر چه نه.

اعلامیه‌ها و نامه‌های کانون نویسندگان[ویرایش]

  • «دربارهٔ یک ضرورت»
  • اعلامیه نویسندگان ایران (برای آزادیِ فریدون تنکابنی، ۲۸ اردیبهشتِ ۱۳۴۸؛ چاپِ دیگر در کتابِ کانون نویسندگان ایران به روایت اسناد ساواک، ۱۳۸۲)
  • نامهٔ معروف به «نامهٔ ۴۰نفره»
  • «دومین نامه سرگشاده کانون نویسندگان ایران» (۲۸ تیرِ ۱۳۵۶؛ نیز چاپِ پاره‌ای از متن در بروشورِ «کانون نویسندگان ایران چه میگوید و چه میخواهد». چاپِ دیگرِ نامه و بروشور در کتابِ کانون نویسندگان ایران به روایت اسناد ساواک، ۱۳۸۲)

و پس از کناره‌گیری از کانون به سال ۱۳۵۷:

دیگر[ویرایش]

و چند آگهی تسلیت:

  • «اعلانهای تسلیت در سوگ دکتر مهرداد بهار». کلک (۵۴): ۳۳۱-۳۳۳. ۱۳۷۳.
  • «نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد». جامعه. ۱۴ تیر ۱۳۷۷. (چاپِ دیگر در کتابِ یادنامهٔ سهراب شهید ثالث، ۱۳۷۸)
  • «شما تنها نیستید» در مرگِ عبّاس کیارستمی
  • آگهی تسلیتِ درگذشتِ نوهٔ خسرو سینایی

گفتگوها[ویرایش]

مطبوعاتی[ویرایش]

گفتگوهای مفصّلِ بیضایی کتاب شده‌است. گفتگوهای کوتاه‌تری که چاپ هم شده اینجا فهرست می‌شود. بیضایی بیشترِ اوقات نوشتهٔ گفتگوهایش را پیش از چاپ ویرایش کرده یا از اوّل پرسش‌ها را به صورت کتبی پاسخ گفته است.

تاریخِ گفتگو عنوان / موضوع تاریخِ انتشار طرفِ گفتگو توضیحات
گفت‌وگو و توضیح بر نمایشنامه‌های غروب در دیاری غریب و قصّه‌ی ماه پنهان: سه ساعت صحبت با نصرت پرتوی، بهرام بیضایی و عبّاس جوانمرد ۱۳۴۵ روشنفکر (۶۵۸): ۱۱-۱۰ و ۴۷ و ۵۱. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر در کتابِ گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان، ۱۳۹۵)
۱۳۴۶ چند پرسش از بهرام بیضایی درباره‌ی میراث و ضیافت ۱۳۴۶ کیهان (۷۳۱۴): ۱۳. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر در کتابِ گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان، ۱۳۹۵)
۱۳۴۶ میزگرد تئاتر ۱۳۴۶ سعید سلطان‌پور، آربی اوانسیان، محمود دولت‌آبادی، سیروس طاهباز کتاب جگن (۵): ۹۱-۷۰. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپ‌های دیگر: «میزگرد تئاتر: درباره‌ی «میراث» و «ضیافت»». سیمیا (۲): ۱۸۷-۱۶۵. ۱۳۸۶. و در کتابِ گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان، ۱۳۹۵)
قصه یک تخیل در سال یأس از قرن یائسه شهریورِ ۱۳۴۸ صادق هاتفی فردوسی (۹۲۸): ۲۰-۱۹. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر در کتابِ گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان، ۱۳۹۵)
۱۳۴۸ . . . و همیشه در پی صحنه‌ی گرد: گفت‌وگویی با بهرام بیضایی به مناسبت اجرای سلطان مار در تئاتر بیست‌وپنج شهریور ۱۳۴۸ آیندگان (۵۳۲): ۶ و ۹. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر در کتابِ گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان، ۱۳۹۵)
۱۳۴۸ حرف‌هایی با بهرام بیضایی درباره‌ی سلطان مار ۱۳۴۸ فیلم و هنر (۲۶): ۳۵ و ۴۱-۴۰. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر در کتابِ گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان، ۱۳۹۵)
۱۳۴۸ گفت‌وشنودی با بهرام بیضایی و بحثی پیرامون سلطان مار و نمایش‌های بومی ایران ۱۳۴۸ بیژن مهاجر امید ایران (۷۸۷): ۱۲-۱۳. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر در کتابِ گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان، ۱۳۹۵)
حرف‌های سازندگان دو فیلم ایرانی شرکت‌کننده در نخستین جشنواره‌ی جهانی فیلم تهران – آربی اوانسیان و بهرام بیضایی اردیبهشتِ ۱۳۵۱ نشریه‌ی روزانه‌ی نخستین جشنواره‌ی جهانی فیلم تهران. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
درخشش فوق‌العاده یک فیلم، یک کارگردان ۱ خردادِ ۱۳۵۱ علیرضا نوری‌زاده فردوسی (۱۰۶۴). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
پای صحبت بهرام بیضایی سازنده‌ی فیلم رگبار: تجربه‌های من در تئاتر و سینما خرداد و تیرِ ۱۳۵۱ کاوه رستگار رودکی (۸ و ۹): ۱۲. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپ‌های دیگر: فیلم و سینما (۱۲). ۱۳۷۶. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) و «نشانه‌های رگبار از زبان بیضایی». گزارش فیلم (۱۲۵): ۶۵-۶۶. ۱۳۷۸. و «وقتی از تئاتر حرف می‌زنیم . . .: تکه‌هایی از سه گفت‌وگو با بهرام بیضایی». سیمیا (۲): ۴۱-۳۰. ۱۳۸۶. و کتابِ گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان، ۱۳۹۵)
غریبه و مه: ابهامی در جوهر بولتن شمارهٔ ۲ سینمای آزاد
ترکِ غوغای دکان‌داران ۱۳۵۶ سینما (۶). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر: «وقتی از تئاتر حرف می‌زنیم . . .: تکه‌هایی از سه گفت‌وگو با بهرام بیضایی». سیمیا (۲): ۴۱-۳۰. ۱۳۸۶.)
صحنه‌هایی هست که با قلب می‌سازید نه عقل . . . ۱۳۵۶ هژیر داریوش سینما ۶ (۳۱). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)(چاپِ دیگر: «متشکرم، دیگر طاقت فیلمسازی ندارم». ستاره سینما (۲۱۱). ۵ آذر ۱۳۵۶.)
۱۳۵۶ احمد کامیابی مسک منتشرشده به‌طورِ محدود در پایان‌نامه‌های دانشکدهٔ هنرهای دراماتیک (احتمالاً در بررسی سه نمایشنامه از بهرام بیضایی (۱۳۵۳) مهرانگیز مدیر تمدّن یا بررسی سه نمایشنامه از بهرام بیضایی (۱۳۵۹) نسرین غزنوی راد یا بررسی جهان‌بینی بیضایی (۱۳۵۹) نسرین نعمت‌اللهی)
۲۸ اسفندِ ۱۳۵۶ آیندگان: ۱۰. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
(پرسش‌وپاسخ با جوانان و هنرمندان سینمای آزاد) فروردین و اردیبهشتِ ۱۳۵۷ منتشرشده در چهار شمارهٔ رستاخیز جوان
کناره‌گیری از بازیِ عربده‌کشان ۱۳۵۷ جوان. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر: «وقتی از تئاتر حرف می‌زنیم . . .: تکه‌هایی از سه گفت‌وگو با بهرام بیضایی». سیمیا (۲): ۴۱-۳۰. ۱۳۸۶.)
۱۳۵۸ نمادی از مقاومت در کتابِ مجموعهٔ مقالات در نقد و معرفی آثار بهرام بیضایی
بهرام بیضایی، برندهٔ جایزهٔ اول سینه‌کلوب مردادِ ۱۳۶۷ فیلم (۶۶): ۷۶. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
تعصب و نابرابری‌های اجتماعی زمینه‌ساز فکری من است ۱۵ تیرِ ۱۳۶۸ هدف. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
غریبه‌ای در پی تفاهم اسفندِ ۱۳۶۸ شهرام جعفری‌نژاد، امید روحانی، خسرو دهقان فیلم (۸۷): ۴۴-۵۱. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر: ماهنامهٔ سینمایی فیلم: گفت‌وگوها: ۱ تا ۲۰۰: جلد اوّل: ۳۹۰-۳۹۷. ۱۳۷۷. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک))
۱ تیرِ ۱۳۶۹ هر کس یک فیلم خوب در ایران ساخته باشد، معلم من است مردادِ ۱۳۶۹ دانشجویانِ دانشکدهٔ سینما و تئاتر دانشگاه هنر فیلم (۹۳): ۲۰-۲۱. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (بخش‌هایی از گفتگویی مفصّل، به کوششِ آنتونیا شرکاء)
کارگردانی مهمترین بازی است ۱۳۶۹ پرویز شهبازی و . . . گزارش فیلم (۸). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (در جلسهٔ دفاع پایان‌نامهٔ پرویز شهبازی، دربارهٔ هیچکاک، همچون استاد راهنما)
بهارِ ۱۳۶۷ سینما و تئاتر بدون تجربه کردن می‌میرند اردیبهشتِ ۱۳۷۰ حمید امجد، احمد پایداری گزارش فیلم. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر: سیمیا: ۱۹۹-۲۱۵. ۱۳۸۶. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک))
و همه‌ی جهان بازی است بهارِ ۱۳۷۰ حمید امجد، احمد پایداری گزارش فیلم (۱۲). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
۱۳۷۰ یک کنجکاوی ته ذهن اسفندِ ۱۳۷۰ امید روحانی فیلم (۱۲۰): ۶۱-۶۴. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر: ماهنامهٔ سینمایی فیلم: گفت‌وگوها: ۱ تا ۲۰۰: جلد دوّم: ۵۳۷-۵۴۰. ۱۳۷۸. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک))
مسافران فیلم بسیار بسیار ساده‌ای است در ستایش زندگی و امیدهای نو ۱۳۷۱
شبی آینه در خوابم درخشید ۱۵ دیِ ۱۳۷۱ زاون قوکاسیان گزارش فیلم (۳۴). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
لحظهٔ پرواز دیِ ۱۳۷۱ شهرام جعفری‌نژاد فیلم (۱۳۵): ۳۵-۳۶. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
فیلم جدی دارای اندیشه در هیچ جای جهان تماشاگر بی‌شمار ندارد ۲۳ دیِ ۱۳۷۱ مسلم منصوری سینما (۳۷). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
جستجو در ریشه‌ها خردادِ ۱۳۷۲ خسرو دهقان فیلم (۱۴۲): ۹۷-۹۸. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
۲۴ اکتبرِ ۱۹۹۳ (۲ آبانِ ۱۳۷۲) پاسترناک، سولژنیتسین و بیضایی بهمنِ ۱۳۷۲ تماشاکُنانِ چهارمین جشنوارهٔ فیلم‌های ایرانی در شیکاگو فیلم (۱۵۳): ۶۰. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
در جست و جوی سینمای ایران تابستانِ ۱۳۷۳ گفتگو (۴): ۱۸۶-۱۶۸. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
۱۳ مارسِ ۱۹۹۵ ۲۰۰۱ حمید دباشی منتشرشده به ترجمهٔ انگلیسی در کتابِ Close Up: Iranian Cinema, Past, Present, and Future
۱۳۷۴ زاون قوکاسیان برای انتشار در کاتالوگِ جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم وین
۱۳۷۴ گروهی آن وسط آذرِ ۱۳۷۴ زاون قوکاسیان فیلم (۱۸۱): ۷۱. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
یک ایرانی برای تمام فصول بهارِ ۱۳۷۵ سعیده پاکروان چنته (۱۱): ۳۸-۴۲. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
شما می‌توانید امیدوار باشید ۱۳۷۵ سینمای آزاد (۱): ۲۶-۱۲. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
۱۳۷۶ از جهان پاکان در پی اصل گمشده تیرِ ۱۳۷۶ حمید امجد دنیای تصویر (۴۶): ۳۱-۳۳. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر: سیمیا (۲): ۱۳۷-۱۵۲. ۱۳۸۶. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)) و به ترجمهٔ انگلیسی غزال بزرگمهر در مجلّهٔ Iranian Studies در ۲۰۱۳
۱۳۷۶ (سلطان مار) ۱۳۹۸ داوود فتحعلی‌بیگی، اردشیر صالح‌پور، گلاب آدینه کاج (۲ و ۳). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
سفر عیلامی ۱۳۷۶ مهرداد بهار در کتابِ از اسطوره تا تاریخ
بهرام بیضائی ۴ بهمنِ ۱۳۷۶ محمّد عبدی سینما (۲۹۸). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
بهرام بیضائی از تئاتر نو می‌گوید ۹ اسفندِ ۱۳۷۶ داود فاضلی عصر هنر (۱۱). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
گفت‌وگو با بهرام بیضائی ۱۳۷۷ زاون قوکاسیان، مسلم منصوری، حمید امجد، احمد پایداری پاره‌هایی از چند گفتگو، در کتابِ سینما و ادبیات: چهارده گفتگو
از گذشته و تاریخ جز احساس رقّت و نفرت چیزی در من نیست اردیبهشتِ ۱۳۷۷ جهانبخش نورایی، احمد طالبی‌نژاد فیلم و سینما (۲): ۲۸-۳۳. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر: «من اگر ماندم برای این بود که دست به نوشتن داشتم». سینمای آزاد (۱۴): ۱۹-۱۰. ۱۳۷۷.)
بهارِ ۱۳۷۷ بازاندیشیِ جهانِ کهن: گفت‌وگو با بهرام بیضایی دربارهٔ «بانو آئویی» و «کارنامه بندار بیدخش» اردیبهشتِ ۱۳۷۷ حمید امجد فیلم و سینما (۲): ۴۴-۴۷. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر: سیمیا (۲): ۲۶۲-۲۴۷. ۱۳۸۶. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک))
بهرام بیضائی: نقد، یک گفتگوی فرهنگی است زمستانِ ۱۳۷۷ محمّد عبدی در کتابِ نقد فیلم در ایران (۱۳۷۷)
۱۳۷۷ موسیقی نمایشی: در گفت‌وگوی بابک بیات با بهرام بیضایی ۱۳۷۹ بابک بیات صحنه. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپ‌های دیگر: «گفت‌وگوی بابک بیات و بهرام بیضایی». مقام موسیقایی (۶): ۱۵۶-۱۶۹. ۱۳۹۰. و «موسیقی نمایشی: گفت‌وگوی بابک بیات و بهرام بیضایی». هنر موسیقی (۱۷۵): ۴۴-۵۵. ۱۳۹۷.)
درباره گفت‌وگو با باد ۱۳۷۹ زاون قوکاسیان در کتابِ گفتگو با باد (۱۳۷۹)
۱۱ خردادِ ۱۳۷۹ روایت تراژدی قدرت به زبان نمایش و سینما مردادِ ۱۳۷۹ علی معلّم، حسن ملکی و حاضران جلسه دنیای تصویر (۸۳): ۶۰-۶۲. ۱۳۷۹. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
۱۲ خردادِ ۱۳۷۹ نقد و بررسی «سه برخوانی» مهرِ ۱۳۷۹ منوچهر آتشی، علی‌محمّد حق‌شناس، حمید یاوری، رسول نظرزاده، حسین سناپور، مطلق کارنامه (۱۳): ۲۸-۳۷. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
نمی‌خواهم با سینما کاسبی کنم بهمنِ ۱۳۷۹ سیامک پورزند گزارش فیلم (۱۶۶): ۵۷-۵۸. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
نمی‌خواهم خودم را اندازه شعور منتقد خارجی کنم اسفندِ ۱۳۷۹ سیامک پورزند سینما جهان (۲). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
تصویر روابط مادی در جامعه امروز ۲۶ آذرِ ۱۳۸۰ زاون قوکاسیان سینما جهان (۳۹): ۱۲۰-۱۰۳. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
فیلمی که عین واقعیت باشد، دروغ محض است ۲۸ آذرِ ۱۳۸۰ سعید قطبی‌زاده سینما (۵۰۷). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
واقعیت به مراتب تلخ‌تر است ۶ دیِ ۱۳۸۰ محمّد عبدی ایران (۲۰۰۷). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
آدم‌های جاکن‌شده . . . دیِ ۱۳۸۰ نوشابه امیری گزارش فیلم (۱۸۵): ۷۴-۷۹. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
سگ‌کشی مهربان‌تر از واقعیت جامعه ماست ۱۶ دیِ ۱۳۸۰ منیژه بهارلو نوروز. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
سگ‌کشی کابوس من است ۱۶ دیِ ۱۳۸۰ مختار شکری‌پور همبستگی (۳۵۰). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
اواخرِ پاییزِ ۱۳۸۰ تجربهٔ شخصی، مسألهٔ اجتماعی دیِ ۱۳۸۰ حمید امجد فیلم (۲۷۹): ۱۱۶-۱۱۹. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
اینجا تک‌گویی حاکم است نه گفت‌وگو ۲۷ اسفندِ ۱۳۸۰ محمّد عبدی بنیان (۲۹). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
سایه رعب‌آور روشنفکر بر ساحت هنرمند اسفندِ ۱۳۸۰ خسرو دهقان نقد سینما (۳۰): ۱۴-۱۷. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
۱۳۸۱ در کتابِ سینمای ایران؛ روزگار نو
بازیگر فقط باید خوب بازی کند! آبانِ ۱۳۸۱ رضا کیانیان فیلم (۲۹۲): ۸-۱۲. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر در کتابِ بازیگری در قاب، ۱۳۸۷)
۲۶ مردادِ ۱۳۸۱ معنویت گمشده: گزارشی از جلسه نمایشنامه‌خوانی خانه تئاتر با حضور بهرام بیضائی ۱۳۸۱ نمایش (۵۴): ۳۰-۲۹. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
۱۳۸۰ تنها امید، خلّاقیّت است ۱۳۸۳ در کتابِ سر زدن به خانه‌ی پدری
عشق و استعداد بازیگری ۱۳۸۱ ناصر صفّاریان در کتابِ آیه‌های آه: ناگفته‌هایی از زندگی فروغ فرخ‌زاد (چاپِ دیگر: آیه‌های آه: ناگفته‌هایی از زندگی و کار فروغ فرخ‌زاد)
۱۳۸۰ گفت‌وگو با بهرام بیضایی ۱۳۸۱ در کتابِ بهرام بیضایی و پدیده‌ی سگ‌کشی (پاره‌ای از این گفتگو در ۲۶ تیر ۱۳۹۸ در روزنامهٔ همشهری با عنوانِ «در ستایش حرفه‌ای بودن» منتشر شده است.)
غریبه‌ی بزرگ ۲۲ آبانِ ۱۳۸۱ محمّد عبدی همشهری (۲۸۹۷). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
مسافران؛ عرصهٔ گفت‌وگوی عواطف است آذرِ ۱۳۸۱ جابر قاسمعلی فیلم‌نگار (۵): ۴۷-۵۰. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
من دوست‌دار دانشم ۱۳۸۲ رضا کوچک‌زاده هنرهای نمایشی (۲). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
هزارویک شب ایرانی ۸ مهرِ ۱۳۸۲ رضا آشفته شرق (۲۹). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
حرفی که باید سال‌ها پیش می‌زدم ۲۳ مهرِ ۱۳۸۲ کیومرث مرادی سینما (۶۰۰). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
اسطوره، تراژدی و داستان امروز ۲۷ مهرِ ۱۳۸۲ بابک مستوفی یاس نو (۱۸۳). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
شهرزاد، آناهیتا بر روی زمین ۱ آبانِ ۱۳۸۲ محمّد عبدی ایران (۲۶۱۷). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
زیستن در کنار قدرت آبانِ ۱۳۸۲ احمد طالبی‌نژاد، بی‌تا ملکوتی هفت (۶): ۶۳-۵۳. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
صحنه نمایش می‌تواند دوره‌های تاریخی را متحول کند بهمنِ ۱۳۸۲ مشهود محسنیان صحنه (۱۳ (۳۳)): ۵۸-۶۰. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
زندگی‌نامه ۱۳۸۳ محمّد عبدی در کتابِ غریبه‌ی بزرگ: زندگی و سینمای بهرام بیضائی (بازنوشته در صیغهٔ سوّم شخص)
هزارویک شب، و ضحاک در گفت‌وگو با بهرام بیضایی ۱۳۸۴ امیرکاووس بالازاده کتاب ماه هنر (۷۹ و ۸۰): ۳۶-۳۰. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
بهرام بیضائی ۱۳۸۴ ملکوتی، بی‌تا (ویراستار). اسطورهٔ مهر: زندگی و سینمای سوسن تسلیمی. تهران: نشر ثالث. ص. ۲۳۵-۲۱۱. شابک ۹۶۴-۳۸۰-۰۸۰-۶.
منتشرشده به ترجمهٔ انگلیسی در کتابِ Cinemas of the Other: A Personal Journey with Film-Makers from the Middle East and Central Asia
«کجاست کسی که داوری کند؟!» ۱۳۸۵ صحنه (۵۰): ۴۵. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
نگران زمانی که از چنگ می‌گریزد: گفت‌وگو با بهرام بیضایی درباره‌ی «افرا؛ یا روز می‌گذرد» ۱۳۸۶ سیمیا (۲): ۳۶۳-۳۳۷. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
بهرام بیضایی: اکثر زنده‌گی ما یک تک‌گویی بزرگ است ۱۳۸۶ فردوسی (۶۰ و ۶۱): ۶۱-۶۰. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
۱۳۸۶ خودمان با خودمان نقشه می‌کشیم – این نمایش یک تاریکخانه است ۱۳۸۶ علی قلی‌پور اعتماد (۱۵۸۸ و ۱۵۸۹): ۱۰ و ۷. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
۹ بهمنِ ۱۳۸۶ اعلام حمایت از نامه سینماگران ۱۰ بهمنِ ۱۳۸۶ (خبرگزاری مهر) اعتماد (۱۶۰۳): ۲۰. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
به گفتگوی واقعی نیازمندیم بهمنِ ۱۳۸۷ علیرضا کاوه سینما (۸۲۸): ۱۷-۲۳. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر در کتابِ بهرام بیضایی و وقتی همه خوابیم، ۱۳۹۸)
اسطوره هویت‌های دوگانه در درامی معاصر اسفندِ ۱۳۸۷ حمید امجد صنعت سینما (۸۰): ۲۷-۳۵. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر در کتابِ بهرام بیضایی و وقتی همه خوابیم، ۱۳۹۸)
۱۳۸۸ دیگر وقت تعارف نیست ۱۳۸۸ شاهین امین سینمای پویا (۱۵). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
خواب بزرگ اردیبهشتِ ۱۳۸۸ احمد طالبی‌نژاد فیلم (۳۹۳): ۷۸-۸۵. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
سگ‌کشی آیینه‌ای بود که خودشان را در آن دیدند دیِ ۱۳۹۰ محسن آزرم، کریم نیکونظر تجربه (۷): ۱۰۲-۱۰۴. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
غروبِ عروسک‌ها در دیاری غریب بهارِ ۱۳۹۱ نگار نعمتی دفترهای تآتر (۱۱): ۳۵-۵۵. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر در کتابِ گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان، ۱۳۹۵)
۱۳۹۱ در کتابِ لذّت فیلم دیدن: گفت‌وگوهایی درباره‌ی سینما
۲۰۱۳ (دربارهٔ رگبار و ترمیمش و نمایشش در جشنواره بین‌المللی فیلم سان‌فرانسیسکو) به انگلیسی
چه محکمه‌های روشنفکری که گذراندم آذر و دیِ ۱۳۹۲ علیرضا اکبری اندیشه پویا (۱۲): ۱۲۲-۱۱۸. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
«آرش» حرف مردمی است که شنیده نمی‌شوند نوروزِ ۱۳۹۴ علیرضا اکبری اندیشه پویا (۲۴): ۱۶۴-۱۶۶. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
آزادی می‌خواستند برای سانسور دیگران آذرِ ۱۳۹۵ اندیشه پویا (۳۹): ۱۳۳. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
احساس می‌کنم که در ایرانم – ایران آرمانی‌ام ۱۳۹۵ فرهاد مهندس‌پور شرق (سالنامه): ۲۰۳-۲۰۲. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
(سانسور در سینمای ایران) ۲۰۱۶ منتشرشده به ترجمهٔ انگلیسی در کتابِ Iranian Cinema Uncensored
می‌خواهم مردم را به تاریخ ببرم تیرِ ۱۳۹۶ ایرج افشاری اصل صدا (۱۲۰): ۸۷-۸۵. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپ کامل‌تر در کتابِ زبان آرکائیک در نمایشنامه‌های بهرام بیضایی، ۱۳۹۶)
خردادِ ۱۳۹۴ ریشه دواندن در باد دیِ ۱۳۹۷ حمید امجد دفترهای تآتر (۱۵): ۱۲۰-۱۰۳. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
بیضایی: «رگبار» شعار سیاسی نمی‌دهد ۱۳۹۶ شرق (۲۹۲۴): ۱۴ و ۱۹. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (چاپِ دیگر در کتابِ همچون در یک آینه: دیروز و امروز سینمای ایران)
۱۳۹۶ به قلم پناه بردم وقتی همه فریاد می‌زدند شهریورِ ۱۳۹۶ علیرضا اکبری اندیشه پویا (۴۵): ۱۳۹-۱۳۸. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
از زندگی و تئاتر ۱۳۹۶ احمد نیک‌آذر آوای تبعید بر گستره ادبیات و فرهنگ (۳): ۴۱-۳۷. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک) (متن گفته‌های بیضایی در فیلم مستند ریشه‌ها)
جار می‌زنیم صدایی شنیده نشود ۱۳۹۷ عسل عبّاسیان شرق (۳۱۷۳): ۱۰-۹ و ۱۳. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
گادفری چشایر در کتابِ In the Time of Kiarostami
(رضا براهنی)
و قصه‌ی خودِ شهرزادِ قصه‌گو ۱۳۹۸ امید روحانی در کتابِ بهرام بیضایی و وقتی همه خوابیم (۱۳۹۸)
وقتی خود را به خواب می‌زنیم! ۱۳۹۸ علیرضا کاوه در کتابِ بهرام بیضایی و وقتی همه خوابیم (۱۳۹۸)
شاید لجبازی با زمانه فراموشکار اردیبهشتِ ۱۳۹۹ چلچراغ (۷۷۹): ۱۲-۱۴. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)

در صفحهٔ ۶۵ از شمارهٔ ۱۲۵ مجلّهٔ گزارش فیلم (۱۳۷۸) گزیده‌ای از گفتارِ بیضایی در گفتگوهای گوناگون زیرِ عنوانِ «آدم‌های رگبار از زبان بیضایی» آمده است.

نقلِ قول[ویرایش]

گاهی گفته‌ای از بیضایی به صورتِ نوشته نقل شده (گاهی طوری که نخستین و واپسین انتشارش همین نقل قول بوده است)، از جمله در کتاب‌های فانوس خیال: سرگذشت سینمای ایران از آغاز تا انقلاب اسلامی به روایت بی‌بی‌سی (۱۳۷۴) و تیاتر قرن سیزدهم (۱۳۷۸) حمید امجد و کتابِ تنگنای (۱۳۸۶) هوشنگ گلمکانی و این صحنه خانه‌ی من است (۱۳۸۸) حمید سمندریان و سیلیِ نقد (۱۳۹۸) احمد طالبی‌نژاد و مقالهٔ «امید به خلاقیت» (۱۳۸۰) در شمارهٔ ۱۸۷ مجلّهٔ گزارش فیلم و مقالهٔ ««رئالیزمِ معمول را بگذارید کنار»: یادداشت‌هایی از تمرینِ «چهارراه»» (۱۳۹۷) حمید احیاء که بیشترِ نامش هم نقلِ قولِ بیضایی است و مقالهٔ «ما و بهرام بیضایی» (۱۳۹۶) از هادی سروری و مقالهٔ «بیضایی: «رگبار» شعار سیاسی نمی‌دهد» (۱۳۹۶) که نقل پرویز جاهد است از گفته‌های بیضایی در مجلسی. همچنین از گفتگوهای وی با مأمورانِ وزارت اطّلاعات جمهوری اسلامی ایران یا نیروی انتظامی پاره‌هایی در گفتگوهای کسانی چون مسعود کیمیایی[۴۷] و مسعود بهنود به میان آمده و گاه چاپ شده‌است.

گاهی هم گفتاری از او به زبانی دیگر ترجمه و چاپ یا به طور شفاهی – ضبط‌شده یا غیر – منتشر شده است. از این جمله است یک گفتگوی حمید دباشی با بیضایی که به ترجمهٔ انگلیسی در کتابِ Close Up: Iranian Cinema, Past, Present, and Future آمده و ترجمهٔ انگلیسیِ شفاهیِ عبّاس میلانی از گفتارِ بیضایی دربارهٔ جانا و بلادور که فیلمبرداری و در اینترنت منتشر شده است.

سین جیم[ویرایش]

پرسش و پاسخِ مکتوبِ بیضایی با ساواک در ۲۵ خردادِ ۱۳۴۷ همراهِ دستخطِ بیضایی در کتابِ کانون نویسندگان ایران به روایت اسناد ساواک (۱۳۸۲) منتشر شده‌است. نیز گزارش‌هایی از ساواک که برخی از گفته‌های وی را به‌طور غیرمستقیم بازگفته است.[۴۸]

ترجمه[ویرایش]

نمایشنامه‌های لی‌کویی، گردباد سیاه و مهر تقلبی و دایره‌ی گچی در کتابِ نمایش در چین را داریوش آشوری به فارسی درآورده (گویا از زبان انگلیسی). (در نامه‌ای از سیمین دانشور به جلال آل احمد آمده که دانشور مُهر تقلّبی را برای ویرایش به بیضایی سپرده است.)[۴۹] در همین کتاب نمایشنامهٔ کوتاهِ دیگری به نامِ «گوی گل» نیز هست که بیضایی ترجمه کرده و نخستین بار در شمارهٔ ۱ کیهان ماه در خردادِ ۱۳۴۱ منتشر کرده بود.

و این یگانه کارِ ترجمهٔ بهرام بیضایی نیست. ولی روی هم رفته چنین نمی‌نماید که در کارنامهٔ بیضایی بتوان ترجمه‌های چندانی به معنای متعارف یافت. جای دیگری که نام آشوری و بیضایی با هم همچون مترجم آمده پای ترجمهٔ یک نوی ژاپنی کارِ سه‌آمی موتوکیو به نامِ آتسوموری است که آذر ماهِ ۱۳۴۲ در شماره هفتم مجلّه آرش و سپس تابستان ۱۳۴۳ در مجلّه موسیقی با افزوده‌هایی در حاشیه به ترجمهٔ سهراب سپهری چاپ شده‌است. این ترجمه از روی برگردان انگلیسی به قلم آرتور ویلی است[۵۰] و افزوده‌ها را سپهری از روی ترجمهٔ فرانسوی نوئل پری فراهم کرده‌است.[۵۱] آتسوموری سرانجام در کتابِ نمایش در ژاپن چاپ شد. تنها جاهایی که نام بیضایی به تنهایی همچون مترجم آمده پای کابوکی کانجینچو کارِ نامیکی گوهی سوّم است، که بیضایی از روی ترجمهٔ انگلیسی جیمز براندن و تاماکو نیوا به فارسی درآورده و سال ۱۳۴۳ در شمارهٔ ۹۴ مجلّه موسیقی و کتاب نمایش در ژاپن چاپ کرده‌است،[۵۲] و نیز پای کیوگن پرنده‌گیر در دنیای مردگان که از روی ترجمهٔ انگلیسی شیو ساکانیشی و نیز ترجمهٔ آرتور ویلی به فارسی درآمده و در همان سلسله مقالات (به نام «نمایش در ژاپن» به سال ۱۳۴۳) در مجلّه موسیقی و سپس در کتاب نمایش در ژاپن چاپ شده. این کتاب ضمیمه‌ای کوتاه نیز دارد که بیضایی از قلم ریوساکو تسونودا و دانلد کین به فارسی ترجمه کرده‌است.[۵۳]

بیضایی نوی بانو آئویی از دورهٔ موروماچی ژاپن را نیز ترجمه و سال ۱۳۶۹ در کتاب صبح منتشر کرده‌است. بنا بوده این نمایشنامه همراهِ ترجمه‌های دیگری از او به وسیلهٔ انتشارات نیلا تجدید چاپ شود.

سال‌ها پس از این ترجمه‌ها همسرِ بیضایی نیز کتابی دربارهٔ کیوگن نوشت و چندین نمایشنامهٔ کوتاهِ ژاپنی را به فارسی درآورد و در این کتاب چاپ کرد:

از جملهٔ این متن‌ها یکی کیوگنِ شکارچی پرنده در برزخ است که ترجمهٔ دیگری از همان متنِ پرنده‌گیر در دنیای مردگان است.

چاپ‌نشده‌ها[ویرایش]

. . . بی‌نهایت لغت، مطلب و اندیشه بکر دارد. بارها شده است بیضایی گفته قصه‌ای نوشته‌ام که می‌خواهم برایت تعریف کنم و در همان وقت که تعریف می‌کرد به آن اضافه می‌کرد. بیضایی آگاه‌ترین آدم نمایش ماست؛ هم در تئاتر و هم در سینما. تا بخواهید سوژه نانوشته و کار نکرده دارد و امیدوارم امروز که فراغتی پیدا کرده، مقداری از ایده‌هایش را نوشته باشد. . . .

عبّاس جوانمرد، پاییزِ ۱۳۹۴[۵۴]

نوشته‌های فراوانی از نویسنده به چاپ نرسیده است. از این جمله است بعضی فیلمنامه‌های فیلم‌شده مانند سفر و قالی سخنگو و کتاب‌های دیگری؛ بعضی منتظر چاپ، بعضی بی پروانهٔ نشر. نام و نشان و داستانِ بعضی از کارهای منتشرنشدهٔ بیضایی در کتابی به نامِ بهرام بیضائی کارِ شهرام جعفری‌نژاد آمده است.[۵۵] همچنین در «سالشمار زندگی و آثار بهرام بیضایی» که بارها در مجلّات و کتاب‌های گوناگون چاپ شده می‌توان نام بعضی از نوشته‌های چاپ‌نشدهٔ او را دید.[۵۶] از فیلمنامه‌های منتشرنشدهٔ بیضایی می‌شود قلعهٔ کولاک (۱۳۶۴) و چه کسی رئیس را کُشت؟ (۱۳۴۹ و ۱۳۷۱) و یوآنا، یا نامه‌ای به هیچ‌کس (۱۳۷۱) و اعتراض (۱۳۷۵) و سَنَد (۱۳۸۳) و سلسله‌ای از طرح‌های فیلم به نام شغل یک و شغل دو و شغل سه و غیره را برشمرد. فیلمنامه‌ای که از پیش‌نویس‌های نمایشنامهٔ افرا، یا روز می‌گذرد بوده است هم هنوز منتشر نشده است. بعضی از نمایشنامه‌های منتشرنشده عبارت است از گزارش به بالانشینان (۱۳۴۵)، مجلس بساط برچیدن (۱۳۷۶) و همایش (۱۳۷۸). چاقو در پشت (۱۳۷۳) نیز به سالِ ۱۳۷۸ به نمایش درآمده، ولی چاپ نشده است. بیضایی به خواستِ خود بعضی از کارهایش را منتشر نکرده‌است. هفتمین طرح فیلمَش برای صدمین سال سینما را چاپ نکرده‌است. گفتگوی بلند بیضایی با حمید امجد و احمد پایداری به سال ۱۳۶۷ هنوز به صورت کامل چاپ نشده‌است. گفتگوی بیضایی با روح‌الله جعفری نیز از کتاب گروه هنر ملَی از آغاز تا پایان (۱۳۹۵) حذف شده‌است. گفتگوی بیضایی با عبّاس میلانی برای نسخهٔ فارسیِ کتابِ Eminent Persians هنوز منتشر نشده‌است.

از کارهایی که بیضایی در امریکا نوشته و منتشر نکرده‌است می‌توان پیام دورادور (۱۳۹۰)، زرّین‌تاج (۱۳۹۱)، مبارک و آرزو (۱۳۹۲)، دلپسند و دیو (۱۳۹۲)، پهلوان ارژنگ و ارغوان (۱۳۹۲)، دیودختر و دلپسند (۱۳۹۲)، میرخان و تخت زر (۱۳۹۳)، پهلوان گیسو و مبارک (۱۳۹۳)، داستان‌های دوزخی (۱۳۹۴)، داش آکل به گفته‌ی مرجان (۱۳۹۶) و رسالهٔ پژوهشیِ سایه‌بازی ایرانی (۱۳۹۵) را نام برد.[۵۷] «هنر کلهر بودن» (۱۳۹۸) و قصیده‌ای در سوگِ سیمین بهبهانی با مطلعِ «ز گهواره تا گور زور است و زور» (۱۳۹۳) نیز از همین جمله‌اند.

کتاب‌های منتظرِ چاپ
نـــامِ کـتـاب گـونه سالِ نگارش سالِ انتشارِ اعلام‌شده ناشرِ اعلام‌شده ترجمه توضیحات
جانا و بلادور نمایشنامه ۱۳۵۶ و ۱۳۷۸ ۲۰۱۷ میلادی روشنگران برای تماشاکُنانِ انگلیسی‌زبانِ نمایش به انگلیسی ترجمه شده، ولی چاپ نشده. سایه‌بازی. سالِ ۱۳۹۱ نویسنده نمایش داده، ولی برای همگان منتشر نشده.
طرب‌نامه نمایشنامه ۱۳۷۳ ۲۰۱۷ میلادی فروردین و آبانِ ۱۳۹۵ به کارگردانی نویسنده در امریکا به نمایش درآمده‌است.
گزارش ارداویراف نمایشنامه ۱۳۷۸ ۲۰۱۷ میلادی سالِ ۱۳۹۳ به کارگردانی نویسنده بر صحنه خوانده شده.
مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین نمایشنامه ۱۳۸۳ روشنگران نویسنده در تابستانِ ۱۳۸۴ بر صحنه برده‌است.
داستان باورنکردنی فیلمنامه ۱۳۵۸ و ۱۳۶۱ روشنگران پاره‌ای از این در شمارهٔ ۱۳۹ مجلّهٔ بخارا (شهریورِ ۱۳۹۹) منتشر شد.
«امیدوارم بالاخره به آرزوی بزرگش برسد و بتواند آن کاری را که می‌خواهد برای نمایش در ایران انجام دهد و آن را تکمیل کند و تبدیل به یک کار ماندگار کند. امیدوارم آن قدر زنده باشم که بتوانم این کار را منتشر کنم.»
شهلا لاهیجی، ناشرِ کتاب‌های بیضایی، ۱۳۹۸[۵۸]

دیوان نمایش[ویرایش]

دو جلد از این دیوان به چاپ رسیده و دفترهای بعدی هنوز چاپ نشده‌است. نمایشنامه‌ای به نام رگبار (۱۳۴۲) از دفتر نخست جاافتاده و جای دیگری نیز برای همگان منتشر نشده و احتمالاً گم شده‌است. مترسکها در شب (۱۳۴۱) دانسته و به رای بیضایی در دیوان نمایش نیامده. از دفتر دوّم نیز چند نمایشنامه جاافتاده که انتشار دیگری نیز نداشته، از جمله سرود نیمه‌راه (۱۳۴۷).

جُنگِ فیلمنامه[ویرایش]

این کتاب قرار بود مجموعهٔ فیلمنامه‌های بیضایی باشد، که هنوز منتشر نشده است.

کتابِ مجموعهٔ کارها[ویرایش]

روز ۱۴ اسفند ۱۳۹۴ در جشنِ چاپِ نوی مجموعهٔ هشت‌جلدیِ مقالات و گفتگوهای آیدین آغداشلو در موزهٔ هنرهای معاصر تهران، ناهید طباطبایی نویدِ چاپِ مجموعهٔ کارهای بهرام بیضایی را داد.[۵۹]

سانسورشده‌ها[ویرایش]

نوشته‌های بیضایی نه فقط برای فیلم شدن یا نمایش بر صحنه به ردّ و عدم امکان ساخت از حیث پروانهٔ دولتی یا جذب سرمایه خورده، که برای چاپ هم دچار گرفتاری‌های فراوان بوده‌است. اسنادی از سانسور کتاب‌های بیضایی در بایگانی‌های دولتی، از جمله در کتابخانهٔ ملّی ایران، موجود است. چند پارهٔ حذفی از چند کتاب بیضایی را می‌شود در کتابِ ممیزی کتاب: پژوهشی در ۱۴۰۰ سند ممیزی کتاب در سال ۱۳۷۵ (۱۳۹۶) کارِ احمد رجب‌زاده یافت.

گم‌شده‌ها[ویرایش]

یکی از دریغ‌های بیضایی گم شدنِ مقداری از کاغذهایش در اسباب‌کشی از اصفهان به تهران در سال ۱۳۴۷ بوده است. از نوشته‌های گم‌شدهٔ او می‌شود نمایشنامهٔ رگبار (۱۳۴۲) و طرح‌های فیلم مستند داستانی «میر نوروزی» و «شمر» و فیلمنامهٔ کوتاهِ ساز (۱۳۵۳) و بیشترِ نمایشنامهٔ نوشته‌های دیواری (۱۳۵۷) را برشمرد. هنوز نشانی از این آثار به دست نیامده است.[۶۰]

جهانبخش نورایی نیز از گم شدن نوشته‌ای از بیضایی خبر داده که – به خواست مقامات پلیسی جمهوری اسلامی ایران تا از پدر و مادرش تبرّی جوید – در بازجویی‌ای در تهران نوشته شده بود در ستایش پدر و مادرش.

نام‌ها[ویرایش]

دستِ کم یک جا را بیضایی به عبارتی برساختهٔ خودش نامیده، و آن کافه‌ای است به نامِ «شِنُفْدیدارْجای» در مرکزِ تهران.

رساله‌های دانشگاهی[ویرایش]

بیضایی استادِ راهنما یا مشاور یا داورِ پایان‌نامه‌های چندی در دانشگاه‌های تهران بوده است؛ که از آن جمله است پایان‌نامه‌های لیسانس و فوق لیسانسِ حمید امجد و پایان‌نامه‌های لیسانسِ عزّت‌الله انتظامی و پرویز شهبازی. علی تاجور در کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش (۱۳۸۵) بیست‌ویک پایان‌نامه به راهنمایی یا مشاورت بیضایی را فهرست کرده است:[۶۱]

«راهنمایی»
  1. احساسی، جلال. زندگانی و آثار رضا کمال (شهرزاد). ۱۳۵۰. (دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران. در ۱۳۵۳ در دانشکدهٔ سینما تئاتر دانشگاه هنر (دانشکدهٔ هنرهای دراماتیکِ وقت) نیز ثبت شده است.)[۶۲]
  2. زمان، محسن. تئاتر لاله‌زاری (علل ایجاد دوره فطرت تئاترهای لاله‌زار بین سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۶). ۱۳۵۰.[۶۳]
  3. عبّاسی، اختر. بازیگران زن (نمایش‌های مذهبی و غیرمذهبی). ۱۳۵۰.[۶۴]
  4. قنّادزاده، حسن. تعزیه در بابل. ۱۳۵۰.[۶۵]
  5. لولایی، مجید. تئاتر جدید آمریکا، گردآوری آلوین کرنان. ۱۳۵۱.[۶۶]
  6. میلانی، حسن. جستجو برای نفس، اثر ساموئل بکت. ۱۳۵۱.[۶۷]
  7. حمیدیان، شهلا. شکسپیر، نویسنده مردم از «الکساندر آنیگست». ۱۳۵۳.[۶۸]
  8. مختار، مریم. ارزشهای ادبی و شعری تعزیه. ۱۳۵۳.[۶۹]
  9. اسکندری، شهین. ادبیات دراماتیک معاصر عرب. ۱۳۵۴.[۷۰]
  10. حسینی، علی. نمایش آرمانی (گوهرش از دین، تنش از رؤیای روئین). ۱۳۵۴.[۷۱]
  11. بدهی لنگرودی، طاهره. نمایش در دهخوارقان. ۱۳۵۵.[۷۲]
  12. خردمند، محمّدرضا. اهل حق، «مرام، ریشه، عقاید، ارکان، مقدمات و رسوم». ۱۳۵۵.[۷۳]
  13. رخوند، سوری. عنایت‌الله خان شیبانی. ۱۳۵۵.[۷۴]
  14. سلاحی (سلامی؟)، عبدالنبی. تعزیه در شهرستان کازرون. ۱۳۵۵.[۷۵]
  15. حاج‌رسولی، مهرداد. کتابنامه‌ی نمایشی. ۱۳۵۶.[۷۶]
  16. کیانیان، رضا. نمایشنامه خسروالدنیا. دههٔ ۱۳۵۰.[۷۷]
  17. روحانی، مهشید. میرزا فتحعلی آخوندزاده. ۱۳۶۵.[۷۸]
  18. گرگین، جمشید. نگرشی به آثار نمایشی اکبر رادی. ۱۳۶۵.[۷۹]
«مشاوره»
  1. شمسایی، مژده. کیوگن. ۱۳۷۷.[۸۰]
  2. سیف، پریزاد. تکنیکهای زبان در آثار پینتر (رساله نظری): فیلمنامه «در بزرگراه» (رساله عملی). ۱۳۷۹.[۸۱]

امضا[ویرایش]

تصویرِ امضای بیضایی بارها منتشر شده است، از جمله امضایش در قبالهٔ نخستین ازدواجش و صورتجلسهٔ قضاوتِ پایان‌نامهٔ عزّت‌الله انتظامی. روی جلدِ شمارهٔ ۱۰۰ ماهنامهٔ آزما (۱۳۹۲) نیز تصویری از امضای بیضایی هست.

سپارش‌ها[ویرایش]

یکی از کارهای خوب بهرام بیضایی در زمانی که مدیریت دانشکدهٔ تئاتر هنرهای زیبا را به عهده داشت، این بود که نمایشنامه‌های خوب خارجی را برای ترجمه سفارش می‌داد و بعد آن‌ها را برای استفادهٔ دانشجویان چاپ می‌کرد. نمایشنامهٔ فیزیکدان‌ها را هم به همین منظور از من گرفت و چاپ کرد.

رضا کرم‌رضایی[۸۲]

بیضایی، همچنان که به سفارش قلم زده و در واقع متنِ بعضی از بهترین کارهایش مانند هشتمین سفر سندباد و سگ‌کُشی و مجلس ضربت زدن را سفارش گرفته (چنان که، به روایتِ جلال آل احمد، مقالهٔ «کارنامه فیلم گلستان» را نیز)،[۸۳] نوشته‌هایی هم سفارش داده یا تشویق کرده است که پدید آیند، از ترجمه و شعر و غیر از این‌ها. یک نمونه از این سفارش‌ها برخی از شعرهای نمایشنامهٔ تُرُبِ بیژن مفید بوده است که بیضایی از پدرش، ذکایی، خواست که ساخت. نمونه‌های دیگر ترجمهٔ فرشیده نسرین از نسخه‌ای از مهمانخانه‌چیِ کارلو گولدونی و ترجمهٔ احمد کامیابی مسک از سیاه‌زنگی‌های ژان ژنه و شاه می‌میردِ اوژن یونسکو در دههٔ ۱۳۵۰ بوده است. معرّفیِ بهزاد رحیمیان برای مدخل‌نویسی در موضوعات سینمایی به مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز، که حاصلش انتشار مقالهٔ رحیمیان در جلدِ نوزدهمِ تاریخ جامع ایران (۱۳۹۴) بوده، نمونه‌ای از کارهای واسطه‌گری و تشویقی بیضایی در سال‌های پس از انقلابِ ۱۳۵۷ بوده است.

اسفارِ مشکوک[ویرایش]

  • رهسپار، مهرداد (۱۳۴۵). «شاهین سرکیسیان و روزنهٔ آبی». جهان نو: ۱۳۳-۱۳۵.
  • «یادی از جلال»، با نام مستعار «مهرداد رهسپار»، در یادنامه جلال آل احمد (علی دهباشی)
  • شعری منثور منسوب به بیضایی با مطلعِ «وطن، وطن، وطنِ من! / وطن! / تو دوست، دوست، دوست نمی‌داریم!»
  • رهسپار، مهران (۱۳۶۶). «اجاره‌نشین‌ها، تصویری کوچک از دنیای بزرگ». مفید (۳). (چاپ‌های دیگر در کتاب‌های مجموعهٔ مقالات در معرفی و نقد آثار داریوش مهرجویی و داریوش مهرجویی: نقد آثار از الماس ۳۳ تا هامون) (جمال میرصادقی پیش‌تر به این نام مطلب منتشر کرده است.)
  • جزوه‌ای دربارهٔ فیلمِ شاید وقتی دیگر
  • یادداشت بهرام بیضایى به مناسبت تولد اکبر رادی (۱۳۸۴)
  • نوشته‌ای در فیس‌بوک دربارهٔ پروانه معصومی (۱۳۹۲)
  • پیامِ تسلیتِ درگذشتِ حمید لطفی
  • «بیضایی: این روزها هیچ شرکتی در جشن و آیینی ندارم». شهروند (۱۸۷۰): ۶. ۴ دی ۱۳۹۸.

نیز شایع است که متنِ مجموعهٔ تلویزیونیِ سربداران را بیضایی بازنوشته است.[۸۴]

جعلیات[ویرایش]

گاهی مطلبی به اشتباه از بیضایی نقل شده، و بعضِ این موارد را بیضایی تکذیب کرده است. از جمله، گاهی در نامه‌ای دسته‌جمعی امضای او بی‌اجازه استفاده شده. چند بار در رسانه‌های گوناگون پیام‌های جعلی از شبکه‌های اجتماعی اینترنتی نقل کرده و به بیضایی نسبت داده‌اند − در درگذشت کسی یا در انتخاباتی در تبلیغ جناحی و از این دست. رسانه‌های ایرانی هم بارها اقوال شفاهی و کتبی بدون سند از او آورده‌اند که تأیید یا تکذیب درستیشان دشوار است – از جمله عبارتِ «من بهایی هستم» که بعضِ رسانه‌های اصول‌گرای جمهوری اسلامی ایران چندین بار نقل کرده‌اند.

پانویس[ویرایش]

توضیحات[ویرایش]

  1. جمال میرصادقی (گفت‌وگوها، همراه با پانزده داستان، ص. ۲۷۳)، رضا براهنی («دوست بزرگم، اکبر رادی، به شهادت چند نکته»، ۱۳۸۶)، محمّدرضا شفیعی کدکنی (ادبیات فارسی: از عصر جامی تا روزگار ما، ص. ۱۱۵)، داریوش آشوری (پَرسه‌ها و پرسش‌ها، ص. ۳۷۴)، ژان-ژاک گوتیه (۱۹۶۵)، علی دهباشی («بهرام بیضایی و تئاتر ملّی»، ۱۳۸۶) و . . . . جلال ستّاری («عمر جهان بر من گذشته است»، ۱۳۹۳) و بهزاد قادری سهی و اولریش مارزلف («پاسخ به بیضایی: نگاهی به کتاب هزار افسان کجاست؟»، ۱۳۹۱) و نصرالله قادرى و پژمان کریمی («اسیران عنکبوت غفلت»، ۱۳۹۵) نیز از جمله کسانیند که وجوهی از نوشته‌های بیضایی را نکوهیده یا کم‌ارزش شمرده‌اند.
  2. «مهرداد رهسپار» نامِ مستعارِ دیگرانی نیز بوده است؛ از جمله منوچهر انور و نیز ابوالحسن نجفی در گفتگو با هوشنگ گلشیری و محمّدعلی سپانلو در «گفتگو در پیرامون: داستان و داستان‌نویسی، وظیفه داستان‌نویس . . . آینده . .». کتاب چراغ (۴): ۵۸-۹۴. ۱۳۶۱.
  3. نخستین نمایشنامه‌های سبْکِ نوین در فارسی – از ترجمه و تصنیفِ دستِ اوّل – حوالی ۱۸۷۰ میلادی به قلمِ نویسندگانی چون میرزا حبیب اصفهانی و میرزا آقا تبریزی و میرزا جعفر قراچه‌داغی پدید آمد. حرفه‌ای شدنِ نمایشنامه‌نویسی از این هم بسی دیرتر انجامید – اگر هرگز دست داد. ولی نمایشنامهٔ انگلیسیِ سودآور به سبکِ نوین در لندن از حوالی تولّدِ شکسپیر (۱۵۶۴ میلادی) پاگرفت. یعنی دستِ‌کم سه قرن تفاوت.
  4. از نویسندگان دیگری که فیلمنامهٔ فیلم‌نشده‌شان منتشر شده می‌توان ویلیام فاکنر و خورخه لوئیس بورخس و تنسی ویلیامز و هارولد پینتر و احمد شاملو و احمد محمود و غلامحسین ساعدی و جلال خالقی مطلق و خسرو سینایی و ناصر تقوایی و مسعود کیمیایی و علی حاتمی را نام برد.
  5. در وبلاگ خصوصی، در مطلبی به نامِ «بیضایی پژوهشگر»
  6. در نسخهٔ اوّل این گفتار به این صورت آمده: «بیضائی در ابداع این فرم‌های شرقی بسیار تردست است. اما رفتارش با انسان تجملی است از مفاهیم پراکنده‌ای که قدَری، غربی و بی‌تعلّق است. به گونه‌ای که هر گاه تجملات و نقش و نگارهای شرقی او را بشکافیم و قطعه‌های پراکنده را پیدا کنیم، به هیکلی از یک جنین مرده می‌رسیم که هیچ شوری، طنینی، تکانی از شرق در آن نیست. فی‌الواقع بیضائی تمام آثار خود را در تبعید نوشته است.» (رادی، اکبر؛ امیری، ملک‌ابراهیم. بشنو از نی. رشت: انتشارات هدایت. ۱۳۷۰. ص. ۱۴۸.) حمید دباشی نیز به بیگانگی و کنشگری رفورمیستی هنر بیضایی اشاره کرده است. (Iran: The Rebirth of a Nation. 284.)

ارجاعات[ویرایش]

  1. –، «تهران – آقای بهرام بیضائی»، ۲۸.
  2. بیضایی و اکبری، «چه محکمه‌های روشنفکری که گذراندم»، ۱۱۹.
  3. سمیعی گیلانی و محمّدی، «درخشان‌ترین دوره تاریخ ادبیات را می‌گذرانیم»، ۸.
  4. بیضایی و قوکاسیان، «گفت‌وگو با بهرام بیضایی»، ۲۴.
  5. خلج، «نمایشنامه‌نویسان ایران: از آخوندزاده تا بیضایی»، ۲۱۱.
  6. استادمحمّد، «چهره‌ام پوشیده بهتر»، ۱۸۲.
  7. نصرتی، رفیق. یادداشتی دربارۀ پنج نمایشنامه‌نویس ایرانی.
  8. مجلهٔ تجربه، شمارهٔ ۵۶
  9. منصوری، «مجموع تحقیقات بهرام بیضایی شبیه کار یک فرهنگستان است»، ایبنا.
  10. صباحی، «یک تاریخ درام و یک درام تاریخی»، ۴۳.
  11. زمانی‌نیا، «در شبیخون نشابور»، ۷.
  12. –، «نتایج نهایی انتخاب برترین فیلمنامه‌های تاریخ سینمای ایران»، ۲۲۰-۲۲۲.
  13. پارسی‌نژاد، «چنین کنند بزرگان»، ۶۷۵.
  14. رادی و امیری، «مکالمات»، ۲۲۹.
  15. شمسایی، «بیضایی از نزدیک‌ترین فاصله»، ۱۴.
  16. اصلانی، «امید روحانی، محمود دولت‌آبادی و محمدضا اصلانی از بهرام بیضایی گفتند/1 با اجرا نشدن بسیاری از آثار او بخشی از وجوه ادبیات نمایشی ما هرگز آشکار نشد»، ایسنا.
  17. آشوری و غلامی، «پریشانی یک ذهنِ غُرغُرو»، ۲۷-۲۸.
  18. بیضایی و افشاری اصل، «می‌خواهم مردم را به تاریخ ببرم»، ۸۶.
  19. بیضایی و افشاری اصل، «می‌خواهم مردم را به تاریخ ببرم»، ۸۵.
  20. صباحی، «یک تاریخ درام و یک درام تاریخی»، ۴۲.
  21. −، «حسرتی که بر دل ماند»، ۱۴.
  22. اتّحاد، «پژوهشگران مُعاصر ایران»، ۶:‎ ۵۰۹-۵۱۰.
  23. ذوالفقاری و شروقی، «پشت کردن به پشتوانه‌ها داستان‌های ما را کم‌مایه می‌کند»، ۱۱.
  24. آغداشلو، «بیضایی آبروی چند نسل است»، ۱۶.
  25. −، «اشتراکات فرهنگی مهم‌ترین عامل جذابیت آثار فارسی است»، ایبنا.
  26. روحانی و شرافتی، «شناخت بیضایی برای جهان دشوار است»، ۱۲.
  27. خویی، «کالبدشکافی «رگبار»»، ۱۱۴.
  28. جوانمرد، «تئاتر، هویت و نمایش ملی»، ۶۸.
  29. جوانمرد، «تئاتر، هویت و نمایش ملی»، ۸۶-۸۷.
  30. سمندریان و ماهیان، «این صحنه خانه‌ی من است»، ۳۶۰.
  31. Yarshater, Ehsan. "The Modern Literary Idiom." page 59.
  32. مظفّری ساوجی، «یادداشت‌های روزانه»، ۱۰۸.
  33. بیضایی، «روشنفکر تمام‌وقت»، ۱۱۴.
  34. بهبهانی، «بیضایی در التقای نور و کلام»، ۷۳.
  35. آل احمد، «کارنامه سه‌ساله»، ۱۴۹.
  36. دولت‌آبادی، «ما نیز مردمی هستیم»، ۲۳۶.
  37. رادی، «تو آن درخت روشنی»، ۱۰.
  38. Dabashi, Masters & Masterpieces of Iranian Cinema, 253.
  39. چرم‌شیر، «بیضایی ناشناخته»، ۶۹.
  40. رادی و مظفّری ساوجی، «پشت صحنهٔ آبی»، ۲۷۲.
  41. بیضایی، «سالشمار زندگی و آثار بهرام بیضایی»، ۳۰-۱۸.
  42. ، «نگرانی از پیشینه سیاسی رییس جدید»، ۸.
  43. −، «آخرین وداع با بابک بیات».
  44. علیزاده، «عکس و آینه»، ۱۳۱.
  45. اوجی، «هوای باغ نکردیم»، ۳۹ ضمیمه.
  46. سپانلو، «بن‌بست‌ها و شاهراه»، ۲۰۴.
  47. کیمیایی، «بازجویی سعید امامی از کیمیایی و بیضایی»، ۱۱.
  48. −، «کانون نویسندگان ایران به روایت اسناد ساواک»، ۲۶۱.
  49. دانشور، «نامه‌های سیمین دانشور و جلال آل احمد: کتاب سوّم»، ۲۱۷.
  50. موتوکیو، «آتسوموری»، ۴۵-۳۴.
  51. بیضایی، «نمایش در ژاپن»، ۳۴.
  52. بیضایی، «نمایش در ژاپن»، ۷۰-۵۱.
  53. بیضایی، «نمایش در ژاپن»، ۱۳۵.
  54. جوانمرد و شفیعی، «به مردم بدهکاریم»، ۱۰.
  55. جعفری‌نژاد، «بهرام بیضایی».
  56. بیضایی، «سالشمار زندگی و آثار بهرام بیضایی»، ۲۸–۱۵.
  57. امجد، «چکیده‌ای از زندگی و کارنامه‌ی بهرام بیضایی»، ۱۵-۶.
  58. لاهیجی، «شکوه چهره زنانه در نگاه بیضایی»، ۷۵.
  59. مطلّب‌زاده، «دولت‌آبادی، یاوری و دیگران از آغداشلوی نویسنده گفتند»، ۱۲.
  60. بیضایی، «سالشمار زندگی و آثار بهرام بیضایی»، ۲۸–۱۵.
  61. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۴۸۷.
  62. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۷.
  63. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۹۴.
  64. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۱۳۲.
  65. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۱۶۰.
  66. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۱۷۶.
  67. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۲۰۴.
  68. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۶۷.
  69. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۱۸۳.
  70. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۱۳.
  71. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۶۵.
  72. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۳۰.
  73. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۷۱.
  74. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۸۵-۸۶.
  75. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۱۰۱.
  76. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۵۸.
  77. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۱۷۰.
  78. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۹۰.
  79. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۱۷۱-۱۷۲.
  80. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۱۱۴.
  81. تاجور، «کتابشناسی پایان‌نامه‌های نمایش»، ۱۰۶.
  82. کرم‌رضایی، «همهٔ دوستان من»، ۳۰۸.
  83. آل احمد، جلال. یک چاه و دو چاله. تهران: ۱۳۴۳.
  84. طالبی‌نژاد و شمشیربندی، «سیلیِ نقد»، ۲۱۴.

منابع[ویرایش]

  • Dabashi, Hamid (2007). Masters & Masterpieces of Iranian Cinema. Mage Publishers. ISBN 9780934211857.
  • Yarshater, Ehsan. "The Modern Literary Idiom." Critical Perspectives on Modern Persian Literature. Edited and Compiled by Thomas M. Ricks. Washington, D. C: Three Continents Press. 1984.

پیوند به بیرون[ویرایش]