مجلس قربانی سنمار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجلس قربانی سنمار
روی جلد کتاب مجلس قربانی سنمّار
نویسنده بهرام بیضایی
شخصیت‌ها سِنِمّار
نعمان
دختر نعمان
زبان اصلی فارسی

مجلس قربانی سِنِمّار نمایشنامه‌ای از بهرام بیضایی است از سال ۱۳۷۷.

داستان[ویرایش]

نمایش در روزگارِ نعمان بن امرؤ القیس (نعمان یکُم)، ششمین امیرِ لخمیان و پدرِ منذر بن نعمان، می‌گذرد که از بهرِ پذیراییِ شاهِ ایران، یزدگرد یکم، خورنق می‌سازد و سِنِمّار معماری است که بدین کار گماشته می‌شود؛ و چگونگیِ فراخواندنِ سنمّار و ساختنِ خورنق و آنچه میان نعمان و سنمّار می‌رود و کشتن نعمان سنمّار را بر صحنه مجسّم می‌شود.

افسانهٔ سنمّار و خورنقش را پیش از بیضایی، بسیاران نوشته‌اند. از جمله در زبان فارسی نظامی گنجوی این سرگذشت را در هفت پیکر آورده؛ به این صورت که رای یزدگرد به این تعلّق می‌گیرد که فرزند نوزادش را که بهرام باشد (بهرام گور) به نعمان سپارَد تا «پرورشگاه در عرب سازد».

مگر اقبال ازان طرف یابدهر کس از بقعه‌ای شرف یابد

بهرام نزد نعمان پرورش می‌یابد و چهار سال سپری می‌شود. نعمان با پسرش که منذر باشد می‌گوید که باید قصری ساخت تا این شاهزاده در او ببالد و بیارامد. جای بنا معیّن می‌شود و سمنار (یا سنمار)[۱] را که به معماری آوازه است از روم فرامی‌خوانند تا کار کرده شود. سنمّار به صد شوق کارگاه را راه می‌اندازد و خورنق را به پنج سال به شایستگی برمی‌آورد. آنگاه نعمان سنمّار را به پاداشی نوید می‌دهد «که به یک‌نیمه زان نداشت امید». سنمّار شادان و شکرگزار می‌گوید که اگر می‌دانست چنین پاداشی در کار است، بهتر از این می‌ساخت. نعمان می‌پرسدش که اگر بیش از این پاداش بگیرد، «به ازین ساختن توانی نیز؟» سنمّار می‌گوید که می‌تواند بسی نیکوتر و بزرگ‌تر از این را بسازد. نعمان خشم می‌گیرد و اندیشناک می‌شود و می‌گوید تا سنمّار را از فراز همان بنای بلند فروافکنند؛ و بدین ترتیب سنمّار کشته می‌شود، با فروافتادن از همان قصری که خودش ساخته بود:[۲]

کرد قصری به چند سال بلندبه زمانیش ازو زمانه فگند

در نمایشنامهٔ بیضایی، بهرام نیست؛ و از آنچه افزون بر داستانِ نظامی هست یکی این که دخترِ نعمان نیز در ماجرا نقش دارد. سنمّار پدر و مادر از روم و ایران دارد؛ و بویهٔ سنمّار و چگونگی کنش و واکنش‌ها میان نعمان و بزرگان عرب و شاه ایران بررسی می‌شود. زمان از پنج سال به بهار تا زمستان یک سال کاسته شده و جزئیّات فراوانی نیز به داستان افزوده شده‌است. در پایانِ نمایشنامه شاه ایران می‌رسد، در حالی که نعمان گاه می‌اندیشد که برود و سر به بیابان گذارد (چنان‌که در داستانِ نظامی هست) و گاه از خوابِ سنمّار بیمناک است که دیده بود که یکی از پشت نعمان را پادشاه ایران به زیر پای فیل خواهد افکند. (اشاره است به داستان لگدمال شدن نعمان سوّم زیر پای فیل به فرمان خسرو پرویز و فرجام پادشاهی لخمیان حیره.)

متن[ویرایش]

مجلس قربانی سِنِمّار به سال ۱۳۷۷ نوشته شد[۳] و نخست به سال ۱۳۸۰ در تهران به وسیلهٔ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان چاپ شد.[۴] روی جلد کتاب آراسته‌است به نگارهٔ ساختنِ خُوَرْنَقْ (مکتب هرات، ۸۷۳ هجری خورشیدی، در موزه بریتانیا) کارِ کمال‌الدین بهزاد.

تجزیه و تحلیل[ویرایش]

دربارهٔ شگردهای نمایشی و زبان این نمایشنامه سخن‌ها گفته‌اند. از جمله محسن حسینی مقاله‌ای دارد به نام «... و خ‍ورن‍ق ه‍زار زم‍س‍ت‍ان ب‍رپ‍اس‍ت»[۵] و شهرام احمدزاده در مقالهٔ «زب‍ان‍ش‍ن‍اس‍ی ن‍م‍ای‍ش‍ن‍ام‍ه م‍ج‍ل‍س ق‍رب‍ان‍ی س‍ن‍م‍ار»[۶] برخی آرای زبانشناسان ذات‌باور را به این بهانه مطرح می‌کند.

نمایش[ویرایش]

این نمایشنامه را بیضایی به نمایش درنیاورده است.

در فرهنگ عامه[ویرایش]

روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ مقاله‌ای در روزنامه شرق چاپ شد در دفاع از یک بازیگر ایرانی به نام محسن تنابنده که درگیر مسائلی شده بود. نام این مقاله «مجلس قربانی محسن تنابنده» بود، و در پایان مقاله به نمایشنامهٔ مجلس قربانی سنمّار اشاره می‌کند و تنابنده را به سنمّار مانند می‌کند.[۷]

نمایشگاهی از نقّاشی‌های باران صدیقیان بر اساس مجلس قربانی سنمار در اردیبهشت ۱۳۹۶ در تهران برگزار شد.[۸]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • م‍ج‍ل‍س ق‍رب‍ان‍ی س‍ن‍م‍ار، بهرام بیضایی، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، چاپ اوّل، ۱۳۸۰|سایت سازمان اسناد و کتابخانهٔ ملی جمهوری اسلامی ایران
  • بیضایی، بهرام (۱۳۸۶). «سالشمار زندگی و آثار بهرام بیضایی». سیمیا (۲): ۲۸–۱۵.
  • نظامی گنجه‌ای (۱۳۹۰). هفت پیکر. تهران: نشر قطره. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۹۵۸-۴۲-۶.