نمایش‌شناسی بهرام بیضایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مقاله فهرستی است از نمایش‌هایی که بهرام بیضایی کارگردانی کرده. این چهارده نمایش را بیضایی کارگردانی کرده و نمایش داده است:

نمایش[ویرایش]

جز این نمایش‌ها، بیضایی نمایشنامه‌های فراوانی از خودش و دیگران (از جمله مکبث شکسپیر) را برای نمایش در نظر گرفته بود، که مجال نمایش نیافته‌است. نیز در نمایش‌هایی وظایفی غیر از کارگردانی داشته‌است، از جمله در نمایش دو نمایشنامهٔ خود غروب در دیاری غریب و قصّه‌ی ماه پنهان در سال ۱۳۴۳ در جنوب ایران و ۱۳۴۴ در جشنواره تئاتر ملل در پاریس مدیر صحنه بوده‌است.[۱] نخستین نمایشنامهٔ بیضایی که به نمایش درآمد مترسکها در شب بود که جعفر والی سال ۱۳۴۲ برای تلویزیون کار کرد. سال بعد عباس جوانمرد غروب در دیاری غریب را برای تلویزیون کارگردانی کرد و سپس‌تر همان سال بود که نمایش‌ها را به جنوب ایران بردند. حوالی همین زمان، چنان که بیضایی گفته «احتمالاً سال چهل‌وسه»، بود که آتسوموریِ سه‌آمی موتوکیو را از روی ترجمهٔ داریوش آشوری و خودش تمرین کرد، ولی مسئولان اداره هنرهای دراماتیک نگذاشتند تا به نمایش درآید. پاییز و زمستان سال ۱۳۴۴ پهلوان اکبر می‌میرد با بازی و کارگردانی جوانمرد کامیابیِ بزرگی حاصل کرد.

بهرام یک رده و جایگاه دیگری داشت. نخستین کار بهرام بیضایی را من انجام دادم. ۱۷ساله بود؛ البته آدم‌ها خودشان را بروز می‌دهند. آن زمان بهرام می‌آمد سرِ تمرین‌های ما. همه کار می‌کرد، حتی جارو! و این نشان می‌داد که چقدر مشتاق است. بعدها که پیس‌هایش را خواندم دیدم فقط این نبوده که نمایشنامه‌ای بنویسد و اجرا بگیرد و . . . پشتش خیلی چیزهای دیگر خوابیده بود که یواش یواش بروز می‌کرد. باید با این آدم زندگی کنید تا ببینید چقدر شیرین و گرم و صمیمی است که آدم را واقعاً فلج می‌کند. من شبیه همین رابطه را به نوعی دیگر با اکبر رادی داشتم.

جعفر والی، در گفتگو با روزنامهٔ ایران، پاییزِ ۱۳۹۵[۲]

بیضایی نمایشنامه‌نویسیِ جدّی را در آغاز دهه ۱۳۴۰، پس از چند آزمونِ ذوقی چند سال پیش‌تر در مدرسه، آغاز کرد؛ و این هنگامی است که «جهان نمایش را به تصادف کشف می‌کند»،[۳] آن هم با تماشای یک مراسم تعزیه در روستایی نزدیک شهر دماوند. سال ۱۳۴۱ مترسکها در شب و عروسکها را چاپ کرد. سراسر این دهه را - جز کارهای اداری اداره هنرهای دراماتیک و پژوهش دربارهٔ نمایش‌های آسیایی - به نگارش و نمایش یا دستیاری در نمایشِ متن‌های خود گذراند. او جایی گفته که هر نمایشنامه را با این هدف می‌نویسد که به صحنه بَرَد؛ و در واقع همان طور که شرایط نگذاشته تا بیشترِ فیلمنامه‌هایش را فیلم کند، همین طور مانعِ به نمایش درآمدنِ بسیاری از نمایشنامه‌هایش نیز شده‌است. پس از کارگردانیِ عروسکها برای تلویزیون در سال ۱۳۴۵ و اجرای ضیافت و میراث در پاییزِ سال بعد، بیضایی تا سال ۱۳۴۸ نمایشی به صحنه نبرد. سال ۱۳۴۸ سلطان مار را در تهران نمایش داد و سپس در شهرهای مازندران گرداند. از سال ۱۳۴۹ مجال کار سینمایی فراهم شد، و فیلم‌سازی و استادی در دانشگاه تهران کارِ صحنه‌ایِ بیضایی را تا سال ۱۳۵۸ تعطیل کرد. سال ۱۳۵۸ مرگ یزدگرد را به نمایش درآورد، که کمتر از دو سال سپس‌تر فیلمَش را نیز ساخت. از ۱۳۵۸ تا هجده سال بعد امکان نمایش نیافت، ولی چند فیلم ساخت. با گشایش فضای سیاسی از ۱۳۷۶ به بعد، که برای نمایشِ کوچکِ کارنامه‌ی بندار بیدخش به ایران بازگشت (از اقامت در استراسبورگ به دعوت پارلمان بین‌المللی نویسندگان، که چندان دیر نپایید) و بانو آئویی را نیز به فراخورِ شرایط به صحنه برد، به تناوب در هر فرصتی نمایشی داد یا فیلمی ساخت، تا رسید به افرا، یا روز می‌گذرد در زمستان ۱۳۸۶. از این به بعد تا سال ۱۳۸۹ چند نمایشش به مشکلِ جوازِ دولتی برخورد و امکان اجرا نیافت، و بیضایی در پیِ کارِ دانشگاهی دوباره پس از نزدیک به سی سال از اخراج از دانشگاه تهران، به دانشگاه استنفورد امریکا رفت. نمایش‌های بیضایی با مهاجرت به امریکا دچار وقفه نشد. این بار کارِ دانشگاهی با کارِ نمایشی هم‌تنگ افتاد و دو نمایشِ صحنه‌ای و دو نمایشنامه‌خوانی و تربیت انبوهی شاگرد چیزی از حاصلِ کارِ تئاتری بیضایی با بازیگرانِ فارسی‌زبان در شمالِ کالیفرنیا بوده‌است. در همهٔ این مدّت، از میانه‌های دههٔ ۱۳۳۰ به بعد، بیضایی از نوشتن بازنمانده و کتاب‌ها و مقالات فراوانی با موضوع و محمولِ نمایش منتشر کرده‌است.

اغلب کارگردانانِ تئاتر نمایشِ نوشته‌های بیضایی را دشوار دانسته و شیوهٔ نمایشی او را برای نوشته‌هایش کمابیش یگانه و اندکی متفاوت با جریان رایج شمرده‌اند. او خود نیز بیشترِ نمایش‌های دیگران از نمایشنامه‌های خودش را نپسندیده، و بایسته دانسته که راه و رسمِ نمایشِ این کارها را بیاموزند. کارِ بیضایی در تئاتر نزدیکی‌هایی با کارِ برتولت برشت، علی نصیریان و اهالی نمایش‌های سنّتی و عامیانه و آیینیِ مشرق‌زمین در قرون گذشته (و ستایندگانِ نظریِ ایشان مانندِ آنتونن آرتو) دارد، ولی با کارِ نوگرایانی از قبیلِ کنستانتین استانیسلاوسکی و مخصوصاً پیروانِ ایرانیش چون مصطفی اسکویی و حمید سمندریان تا حدود زیادی ناهمانند شمرده می‌شود. او واقع‌نمایی را بسنده نمی‌داند و صحنه را نیز به‌طور واقع‌نما نمی‌آراید؛ و بارِ نمایش را به دوشِ بازیگر می‌افکند. تقطیعِ صحنه‌ها در مهم‌ترین کارهای بیضایی همانند تقطیعِ سینمایی در یک چشم‌به‌هم‌زدن است، نه با بستن و گشودن پرده و تغییرِ آرایشِ صحنه. بسیاری از این اندیشه‌ها را هم‌زمان یا بعدها بعضی از کارگردانان مغرب‌زمین نیز آزمودند یا به صورت نظریّه درآوردند، و از این جمله‌اند یرژی گروتوفسکی و پیتر بروک؛ همچنان که نویسندگانی چون تام استوپارد نیز سپس‌تر به نقّالی ایرانی توجّه کردند. بدایعِ بیضایی در نمایش در بازیابی و بازاندیشی و بازسازیِ جریان‌هایی بوده که در درازنای تاریخْ گسسته و ناتمام رها یا گم شده و به بار ننشسته یا به بیراهه رفته، همچنان که آزمون‌های مایگانی او در بازیابیِ گمشده‌های به عمدای تاریخی است که به گمانش تجدید نظر می‌خواهد. و از این حیث بیضایی نیز گویی مانند شکسپیر بویهٔ آن دارد - هرچند نه به زمانه‌سازی و دریغ از گذشته‌ای «خوب و خوش» خوردن، بلکه با زمانه‌ستیزی و بیزاری از تاریخ - که نهادهای زخمی یا فروهشته و خاطرات فرهنگی را بیرون بکشد و مطالعه و افشا و نو و درست کند و به آیندگان سپارد.[۴] نوآوری‌های بیضایی در تئاتر با نوآوری‌هایش در سینما نیز بی‌ربط نبوده و فیلم‌های کامیابی از اندیشهٔ اجرایی بیضایی سرچشمه گرفته. ولی در سینما نیز بیضایی از بیشترِ اقتباس‌های دیگران از فیلمنامه‌هایش ناخشنود بوده و حاصلِ کارشان را چندان نپسندیده است. تأثیرِ بیضایی در نمایش در ایران، به واسطهٔ کارهای نمایشی و نیز پژوهش‌هایی مانند نمایش در ایران، بزرگ ارزیابی شده‌است؛ و بسیاری از سرآمدانِ اهل نمایش، از جمله علی نصیریان و عبّاس جوانمرد و نصرت پرتوی و منوچهر انور و بسیاران دیگر، کارش را ستوده و بزرگ داشته‌اند.[۵]

فیلمِ نمایش‌های بیضایی هنوز منتشر نشده‌است، مگر به‌طور محدود یا بریده، مثل خلاصه‌شدهٔ بخش نخست طرب‌نامه با صدای راوی[۶] و دقایقی از افرا، یا روز می‌گذرد[۷] و چهارراه و عروسکها.

فهرست نمایش‌ها[ویرایش]

از آغاز تا نمایشِ افرا در ایران کارگردانی شده و به نمایش درآمده، هرچند ممکن است با همین میزانسن نمایشی بیرون از ایران هم داشته باشد، و از جانا و بلادور تا پایان در امریکا. مژده شمسایی زیر نظر بیضایی چند نمایشِ تک‌نفره از پردهٔ نخستِ شب هزارویکم در امریکا و کانادا و اسکاتلند اجرا کرده که در این فهرست نیامده.

نمایش‌شناسی
تاریخ نمایش نــــام جـای نویسنده فیلمِ نمایش توضیحات
اجرا برای فیلمبرداری: ۱۳۴۵/۱۲/۲۸
نمایش تلویزیونی: ۱۳۴۶/۱/۲۸
عروسکها تلویزیون ملی ایران بهرام بیضایی هست گروه هنر ملی
۱۳۴۶/۹ ضیافت و میراث تالار ۲۵ شهریور بهرام بیضایی نیست گروه هنر ملی
۱۳۴۸/۷ سلطان مار تالار ۲۵ شهریور
شهرهای شمال ایران
بهرام بیضایی نیست گروه هنر ملی
۱۳۵۸/۸/۲۰–۱۳۵۸/۷/۱ مرگ یزدگرد تالار چهارسو، تئاتر شهر بهرام بیضایی نیست
۱۳۷۷/۲–۱۳۷۶/۱۰ بانو آئویی خانهٔ کوچک نمایش
تالار قشقایی، تئاتر شهر
یوکیو میشیما هست گروه نمایش پرچین
۱۳۷۷/۲–۱۳۷۶/۱۱ و ۱۳۷۷/۶ کارنامه‌ی بندار بیدخش تالار چهارسو، تئاتر شهر
تماشاخانهٔ روئر، مولهایم
بهرام بیضایی هست گروه نمایش لیسار
۱۳۸۲/۸/۱۷–۱۳۸۲/۶/۲۶ شب هزارویکم تالار چهارسو، تئاتر شهر بهرام بیضایی هست گروه نمایش لیسار
۱۳۸۴/۵/۷–۱۳۸۴/۴/۱۲ مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین تالار اصلی تئاتر شهر بهرام بیضایی هست گروه نمایش لیسار
۱۳۸۶/۱۱/۱۸–۱۳۸۶/۱۰/۱۲ افرا، یا روز می‌گذرد تالار وحدت بهرام بیضایی هست گروه نمایش لیسار
۲۰۱۲/۶/۳۰–۲۰۱۲/۶/۲۷ جانا و بلادور تماشاخانهٔ مرکز اجتماعات محلّی کابرلی بهرام بیضایی هست
ژوئیه ۲۰۱۳ آرش تالار آننبرگ دانشگاه استنفورد بهرام بیضایی هست نمایشنامه‌خوانی
۲۰۱۵/۱/۲۵–۲۰۱۵/۱/۲۴ گزارش ارداویراف سالن کابرلی دانشگاه استنفورد بهرام بیضایی هست نمایشنامه‌خوانی
۲۰۱۶ طرب‌نامه تماشاخانهٔ مرکز هنرهای نمایشیِ کالجِ دی انزا بهرام بیضایی هست
۲۰۱۸/۳/۲۵–۲۰۱۸/۳/۲۳ و
۲۰۱۸/۳/۳۱–۲۰۱۸/۳/۲۹ و
۲۰۱۸/۴/۱
چهارراه تماشاخانهٔ عمارت رابلیِ دانشگاه استنفورد بهرام بیضایی هست

فهرست نمایشنامه[ویرایش]

نمایشنامه‌های منتشرنشدهٔ دیگری هم هست که در جدول زیر نامشان نیست. نیز بیضایی چند نمایشنامه ترجمه کرده که اینجا نام برده نشده.

نمایشنامه‌های بیضایی
نام سال نگارش سال انتشار نخستین انتشار نمایش بیضایی
آرش ۱۳۳۷ و ۱۳۴۲ ۱۳۵۶ Green tickY
اژدهاک ۱۳۴۹ ۱۳۴۹ Red XN
کارنامه‌ی بُندارِ بیدَخش ۱۳۴۹ ۱۳۵۱ Green tickY
رگبار ۱۳۴۲ برای همگان منتشر نشده. گم شده. Red XN
عروسکها ۱۳۴۱ ۱۳۴۱ Green tickY
غروب در دیاری غریب ۱۳۴۱ ۱۳۴۲ به دستیاری بیضایی
قصه‌ی ماه پنهان ۱۳۴۲ ۱۳۴۲ به دستیاری بیضایی
ضیافت ۱۳۴۶ ۱۳۴۶ ماهنامهٔ پیام نوین Green tickY
میراث ۱۳۴۶ ۱۳۴۶ کتاب نمایش Green tickY
ساحل نجات ۱۳۴۷ ۱۳۸۲ دیوان نمایش Red XN
در حضورِ باد ۱۳۴۷ ۱۳۴۷ دفترهای روزن ۲ Red XN
مترسکها در شب ۱۳۴۱ ۱۳۴۱ Red XN
پهلوان اکبر می‌میرد ۱۳۴۲ ۱۳۴۴ به دستیاری بیضایی
هشتمین سفر سندباد ۱۳۴۳ ۱۳۵۰ Red XN
دنیای مطبوعاتی آقای اسراری ۱۳۴۴ ۱۳۴۵ Red XN
سلطان مار ۱۳۴۴ ۱۳۴۵ Green tickY
چهار صندوق ۱۳۴۶ ۱۳۴۶ دفترهای زمانه ۱ Red XN
دیوان بلخ ۱۳۴۷ ۱۳۴۷ انتشارات امیرکبیر Red XN
گمشدگان ۱۳۴۸ ۱۳۵۷ انتشارات پیام Red XN
راه توفانی فرمان پسر فرمان از میان تاریکی ۱۳۴۹ ۱۳۵۱ Red XN
ندبه ۱۳۵۶ ۱۳۵۹ و ۱۳۶۲ Red XN
مرگ یزدگرد ۱۳۵۸ ۱۳۵۸ کتاب جمعه ۱۵ Green tickY
خاطرات هنرپیشهٔ نقش دوم ۱۳۶۰ ۱۳۶۲ Red XN
فتحنامه‌ی کلات ۱۳۶۱ ۱۳۶۲ Red XN
پرده‌خانه ۱۳۶۳ ۱۳۷۲ Red XN
سیاوش‌خوانی ۱۳۷۲ ۱۳۷۵ انتشارات روشنگران Red XN
جنگنامه‌ی غلامان ۱۳۷۱ ۱۳۷۹ Red XN
سهراب‌کُشی ۱۳۸۳ Red XN
افرا یا روز می‌گذرد ۱۳۷۶ ۱۳۸۶ Green tickY
مجلس قربانی سنمّار ۱۳۷۷ ۱۳۸۰ Red XN
مجلس ضربت زدن ۱۳۷۹ ۱۳۸۰ Red XN
شب هزارویکم ۱۳۸۲ Green tickY
تاراج‌نامه ۱۳۹۰ Red XN
جانا و بلادور ۱۳۷۷ ۱۳۷۷ منتشر نشده Green tickY
طرب‌نامه ۱۳۷۱ ۱۳۷۹ منتشر نشده Green tickY
گزارش ارداویراف ۱۳۷۸ منتشر نشده Green tickY
مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین ۱۳۸۳ منتشر نشده Green tickY

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]