روز واقعه (فیلمنامه)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
روز واقعه
Rooze Vage'e.jpg
عکس روی جلدِ چاپِ روشنگران
نویسنده بهرام بیضایی
ناشر انتشارات ابتکار، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
محل نشر تهران
تاریخ نشر ۱۳۶۳
شابک 964-5512-63-8
تعداد صفحات ۶۴
موضوع فیلمنامه
زبان فارسی
تصویرگر نگارگران مکتب بغداد
خاطرات هنرپیشهٔ نقش دوم
زمین

روز واقعه فیلمنامه‌ای از بهرام بیضایی است از سال ۱۳۶۱.

بر اساسِ این فیلمنامه، شهرام اسدی فیلمی به همین نام به سال ۱۳۷۳ ساخته، مجید انتظامی سمفونی روز واقعه را ساخته و محمد رحمانیان نیز نمایشنامه‌ای نوشته‌است.[۱]

متن[ویرایش]

Bahram Bayzai.jpg
سال‌ها پیش خیال داشتم فیلمی بسازم بر زمینهٔ تعزیه. راجع به دسته‌ای که می‌کوشند تعزیه‌ای بازی کنند و آنچه میان آنان از برخورد و کشمکش می‌گذرد و آنچه بر سکّوی تعزیه می‌گذرد. اگر نشد دلیلش بیشتر ترس‌های رایج بود. جز این دیگر هرگز نخواسته‌ام مستقیماً به تعزیه بپردازم، جز این اواخر که روز واقعه را نوشتم و در واقع بخشی از حسابی را که با گذشتهٔ کاریَم داشتم صاف کردم، اگر نه همهٔ آن را.[۲]

بیضایی، در گفتگو با زاون قوکاسیان

روز واقعه به سال ۱۳۶۱[۳] و به روایت دیگر به سال ۱۳۵۸[۴] نگاشته شد و کتابش نخستین بار به سال ۱۳۶۳ در انتشارات ابتکار طبع شد.[۵] سپس‌تر کتاب در انتشارات روشنگران و مطالعات زنان چاپ شد و چاپ‌های بعدی به وسیلهٔ همین ناشر و با نگارهٔ «نقارهٔ سفر» از مقامات حریری کارِ بغداد (۶۳۵ هجری قمری) بر روی جلد بوده‌است.[۶]

شخصاً در همان بار اوّلی که فیلمنامه را خواندم، به واسطهٔ سبک و سیاق حاکم بر کار فهمیدم که احتمالاً بهرام بیضایی در نگارش آن نقش داشته‌است. وقتی حدسم را با فرهنگ در میان گذاشتم، او تأیید کرد که فیلمنامه کارِ بیضایی است . . .

عبدالله اسفندیاری در گفتگویی به سال ۱۳۹۱ توضیح داده‌است که «حوالی سال ۱۳۶۰» که در شبکه یک تلویزیون کار می‌کرده، داستانِ مسلمان شدنِ یکی مسیحی را در زمان واقعهٔ عاشورا برای داریوش فرهنگ تعریف کرده و از او درخواسته تا فیلمنامه‌ای از این داستان بنویسد؛ ولی فرهنگ نپذیرفته و داستان را به دیگرانی از جمله کیهان رهگذار و محسن مخملباف بازگفته، مگر فیلمنامه‌اش را بنویسند؛ ولی کسی نخواسته و فیلمنامه‌ای نوشته نشده و موضوع فراموش شده؛ تا یک سالی سپس‌تر که داریوش فرهنگ بازمی‌گردد و فیلمنامهٔ روز واقعه را به نامِ نویسنده‌ای با نام مستعار «ع. سالک» به تلویزیون می‌دهد، که پروانه ساخت می‌گیرد؛ ولی تصمیم به ساخت فیلم تا پس از جنگ پس می‌افتد.[۷][۸]

در این اثنا، نویسنده در سال ۱۳۶۳ کتابِ روز واقعه را چاپ کرد و نگارندهٔ واقعی فیلمنامه شناخته شد.

نامِ کتاب[ویرایش]

ترکیب «روز واقعه» در فارسی پیشینه دارد، و به معنی روزِ مرگ به کار رفته. حافظ گوید:[۹]

به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید که می‌رویم به داغ بلندبالایی

قرآن نیز سوره‌ای به نام «واقعه» دارد که دربارهٔ جهانِ پس از مرگ است.

چکیدهٔ داستان[ویرایش]

جوانِ نصرانی تازه‌اسلامی است به نامِ شبلی که به عشقِ راحله اسلام آورده و اینک در روز عروسی، یک روز پیش از واقعه عاشورا، آنگاه که اخبار کشتن مسلم بن عقیل می‌رسد، آوایی در سرش می‌پیچد که کمک می‌خواهد. شبلی پیِ آوا از جشن عروسی بیرون می‌زند و راهِ کوفه پیش می‌گیرد و به تاخت از بیابان می‌گذرد و در این سفر ماجراهایی از سر می‌گذراند؛ ولی سرانجام ساعتی پس از واقعهٔ عاشورا به کربلا می‌رسد.

فیلم[ویرایش]

. . . در یک کلمه باید بگویم میزان وفاداری من به متن آقای بیضایی در روز واقعه از وفاداری لارنس اولیویر در هملت شکسپیر که مشهور عام و خاص است به مراتب بیشتر است. در یکصدوچهار دقیقه‌ای که مدت زمان فیلم است میزان آنچه تغییر کرده کمتر از حتی پنج درصد است؛ و شما به امروز نگاه نکنید. شرایط سال شصت‌وهفت را در نظر بگیرید که هیچ‌کس دنبال دردسر ساختن فیلم تاریخی و مذهبی نبود. هشت ماهِ تمام فیلمنامهٔ بی‌نقص و ارزشمند بهرام بیضایی را به دندان گرفتم و به هر جلسه‌ای که فراخوانده شدم، رفتم و از کلمه به کلمهٔ آن دفاع کردم و به پشتیبانی مدیران دلسوز آن زمان در برابر خیل بی‌شمار مخالفان نودوپنج درصد آن را حفظ کردم.

شهرام اسدی، در دفاع از فیلمش و در پاسخِ محمد رحمانیان[۱۰]

امکان ساخت فیلمی از این فیلمنامه برای بیضایی فراهم نشد. پس از جنگ، حسن جلایر حقوق فیلمنامه را از او خرید و آن را برای دریافت پروانهٔ ساخت به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داد؛ که پس از دو سال و اندکی دست بردن در متن پذیرفته شد.[۷] در سال ۱۳۷۳، از روی این فیلمنامه فیلمِ روز واقعه را ساختند. کارگردانِ این اقتباس شهرام اسدی و تهیه‌کننده مرتضی شایسته است. اسدی بعدها فیلم دیگری به نام شب واقعه نیز ساخت.

بیضایی و تنگنای فیلم‌سازی[ویرایش]

عبدالله اسفندیاری در گفتگویی آورده که بیضایی از اقتباس سینمایی شهرام اسدی خشنودیِ نسبی داشته‌است.[۷] بیضایی خود در گفتگویی با جواد طوسی در بهار ۱۳۸۸ گفته:[۱۱]

روز واقعه را نگذاشتند خودم بسازم. لااقل ده تا کارگردان عوض شد و من تعجب می‌کردم که این همه آدم نمی‌توانند این فیلم را بسازند. حتی گفتند واروژ کریم‌مسیحی این فیلم را بسازد. خوشحال می‌شدم اگر او این فیلم را می‌ساخت. حتی اسم آقای محمدرضا اصلانی را آوردند. خیلی‌ها عقیده داشتند که چند جای فیلم را باید عوض کنم، امّا من برای عوض کردن نرفتم. به هر حال آقای اسدی مهارتش را داشت که لااقل تعداد جاهایی را که می‌خواستند عوض شود به سه برساند و فیلمی بسازد شبیه فیلم‌هایی که قرار است از تلویزیون پخش شود. . . . اصلاً نمی‌خواهم بگویم راضی هستم یا نه. تمام حرف من این است که من این فیلم را این‌طور نمی‌دیدم. این فیلم شباهتی به فیلم‌هایی که داشتم ندارد.

از بخش‌هایی از کتاب که در فیلمِ شهرام اسدی نیامده می‌توان فصل دیدار با شهربانو در گذر از ویرانه‌های کهن را نام برد.[۱۲]

علیرضا شجاع‌نوری، که نقش اوّل فیلم را بازی کرد، یاد کرده که اسبی که اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس جمهور وقت) به نقش اوّل این فیلم اختصاص داده بود شجاع‌نوری را زمین زد و مجروح کرد و فیلمبرداری متوقّف شد؛ و سپس‌تر کار را با اسب دیگری پی گرفتند.[۱۳] با این که هاشمی رفسنجانی می‌خواست که این فیلمنامه فیلم بشود، در هشت سال دوران ریاست جمهوریش تنها یک فیلمِ بیضایی (مسافران (۱۳۷۰)) مجال ساخت یافت، و گرفتاری‌های فراوانی برای بیضایی و نویسندگان و اندیشندگان دیگر به بار آمد؛ به طوری که مسعود کیمیایی در گفتگو با امید روحانی دربارهٔ دیدار (یا به عبارتِ مجلّهٔ گزارش فیلم «بازجویی») سعید امامی با خودش و بیضایی به سال ۱۳۷۲، در همان هنگامی که فیلم روز واقعه در جریان ساخت بود، گفته: «. . . یکی از آقایان را در یک سال بعد، در یک شهر بزرگ که فیلمبرداری می‌کردم، دیدم. گفت شما دو تا . . . تو و بیضایی رو از تو دهن شیر بیرون آوردیم.»[۱۴]

در آسانسور هتل بهرام لبخندی در آیینه داشت و نگاه به من کرد که تا صد جهان دیگر از یاد نخواهم برد. نگاهمان تلخ و بی‌پناه بود. خودم را در آیینه نگاه کردم. رنگم سفید بود. آقای تازه‌وارد کمتر حرف می‌زد. در اتاقی نشستیم و چای آوردند. تازه‌وارد اسمش آقای اسلامی بود. بهرام خارج از کشور رفته بود و تدریس می‌کرد. حرف این بود که چرا می‌خواهید بروید. بهرام را آنقدر محکم تصور نمی‌کردم. نصیحت می‌کرد، نگرانی نسل آینده را داشت، می‌گفت از ما که گذشته‌است، فکر بچه‌های ایران باشید.

مسعود کیمیایی، در گفتگو با امید روحانی دربارهٔ روزی که همراهِ بیضایی به دیدار مأموران امنیّتی خوانده شده بود[۱۴]

سپس‌تر، رویدادهای این دوران - نیز با تجربهٔ بازجویی‌های ساواک - در برخی کارهای بیضایی مانند مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین بازتاب یافت.

در دی‌ماه ۱۳۸۲ هاشمی رفسنجانی در گفتگو با روزنامه کیهان در دفاع از سیاست فرهنگی دولتش اشاره کرد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت او از سانسور فیلم‌ها کوتاه نیامده و مسافرانِ بیضایی هم از این قاعده مستثنی نبوده‌است: «شما وقتی می‌خواهید مثل بزنید، همان فیلم آقای بیضایی را مثل می‌زنید که خود شما می‌گویید ۳۰ ثانیه سانسور شد. بالاخره وزارت ارشاد چاقوی سانسور را بر زمین نگذاشت، ولی سعی می‌کردیم هنرمندان سینما را هم با خود داشته باشیم و به کمک آنها نیروهای موفق‌تری در همه بخشهای مهم تربیت کنیم که نیازی به سانسور نباشد.»[۱۵]

نمایش[ویرایش]

فیلمنامهٔ روز واقعه به سال ۱۳۹۴ به کارگردانی محمّد رحمانیان بر صحنه خوانده شده‌است. رحمانیان هدف این فیلمنامه‌خوانی را اجرای همهٔ دیالوگ‌های فیلمنامه برشمرده، به طوری که بخش‌هایی که در فیلمِ شهرام اسدی حذف شده به گوش تماشاکنان برسد.[۱] پیش از آغاز نخستین اجرا در ۲۲ مهرماه، در حضور مهمانانی از جمله لوریس چکناواریان و هانا کامکار، رحمانیان بر صحنه رفت و با گریهٔ فروخورده یادی از بیضایی کرد:[۱۶][۱۷]

. . . در یکی از صحنه‌های نمایشی که به صحنه برده بودم شهربانو جلوی امام حسین زانو می‌زند. بهرام بیضایی بعد از دیدن این صحنه از من پرسید دلیل این کار برای چه بود و چرا این‌طور نشان دادی که شهربانو جلوی امام حسین زانو زده‌است. من نیز گفتم برای این که از نظر من همه باید جلوی امام حسین زانو بزنند. امّا بیضایی به من گفت که سیدالشهدا برای این قیام کرد که نه کسی جلویش زانو بزند و نه او جلوی کسی زانو بزند. . . . بهرام بیضایی با این حرفش به من یاد داد که بیشتر از همه ما و کسانی که ادّعا دارند اسلام را می‌شناسد.

نمایشی رادیویی نیز از روی این فیلمنامه نوشته و ساخته و در چندین قسمت از رادیوی جمهوری اسلامی ایران پخش شده‌است.

در چشمِ دیگران[ویرایش]

شهرام جعفری‌نژاد فیلمنامهٔ روز واقعه را «صریح‌ترین رجوع بیضایی به تاریخ اسلام»[۱۸] شمرده و تصاویری را که فیلمنامه از واقعهٔ کربلا داده «بسیار تأثیرگذارتر»[۱۹] از صحنه‌های مشابه در فیلم روز واقعه می‌داند. علی بهرامیان فیلم روز واقعه را کامیاب‌ترین فیلمِ سینمای دینی در ایران گفته و این را از فیلمنامه دانسته و می‌گوید: «من به خود آقای بیضایی هم گفتم که شما بهتر از همه روح واقعهٔ عاشورا و روح تاریخ آن زمان را دریافتید و درک کردید.»[۲۰]

الهام باقری نوشته که بیضایی در این فیلمنامه رستگاری مسیحی را در چهرهٔ حسین بن علی بازنموده و از این رهگذر این افسانه نیز «بستر تاریخی» یافته و «ماندگار» شده‌است.[۲۱]

نزد سیاست‌پیشگان[ویرایش]

سال ۱۳۷۸ که عطاءالله مهاجرانی، وزیر وقتِ فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، در دوره پنجم مجلس شورای اسلامی استیضاح شد، یکی از اعتراض‌های نمایندگانِ معترض مجلس این بود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی امکان کارِ بهرام بیضایی را، که دارای گرایش مذهبی و سیاسیِ دلخواهِ این نمایندگان شمرده نمی‌شد، فراهم کرده. مهاجرانی، در پاسخِ نمایندگان معترض و در دفاع از کارِ وزارتخانه‌اش، در سخنرانی در مجلس به فیلمنامهٔ روز واقعه استناد کرد[۲۲][۲۲][۲۳] و چنین گفت:

از جناب آقای بیضایی، برادر عزیزمان جناب آقای نبوی نام بردند و ایشان را نکوهش کردند. در شام غریبان در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران فیلم روز واقعه نشان داده شد. فیلم روز واقعه بدون تردید زیباترین، مؤثّرترین فیلمی است که پیام انقلاب عاشورای امام حسین علیه‌السّلام را تبیین کرده‌است. فیلمنامهٔ این فیلم را جناب آقای بیضایی نوشته‌اند. یعنی کسی که با شور، با عشق، با توجّه، فیلمنامه دربارهٔ امام حسین نوشته از زاویهٔ یک جوان مسیحی که نسبت به امام حسین توجّه می‌کند و این جمله را به کار می‌برد که «تمام حجّت من حسین هست». این جمله رمز، راز و عامل حرکت یک جوان است که به سوی کربلا حرکت می‌کند. خوب، چطور می‌شود ما بدون توجّه به این همه توجّه، این همه تلاش، کاری که هنرمندان ما انجام می‌دهند، به همین راحتی در مورد آن‌ها نام ببریم؟

— عطاءالله مهاجرانی در سخنرانی در مجلس شورای اسلامی به سال ۱۳۷۸،  استیضاح مهاجرانی وزیر ارشاد دولت خاتمی. یوتیوب، ۱۳۷۸. بازبینی‌شده در ۲۳-۱۰-۱۳۹۵. 

در فرهنگ عامه[ویرایش]

دامون نوردین ترانه‌ای به نامِ «رگبار» خوانده که در آن به کارهای بیضایی، از جمله روز واقعه اشاره می‌شود. علی زند وکیلی نیز آهنگی به نام «روز واقعه» دارد. کتاب‌های دیگری نیز - مخصوصاً در موضوعات مربوط به امام سوّم شیعه - از پسِ این کتاب، «روز واقعه» نام یافته.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ برای روز واقعه قوی‌ترین تیم بازیگری را انتخاب کردم.
  2. بیضایی، «گفت‌وگو با بهرام بیضایی / زاون قوکاسیان»، ۱۵۱.
  3. بیضایی، «سالشمار زندگی و آثار بهرام بیضایی»، ۲۴.
  4. بیضایی، «روز واقعه»، صفحهٔ شناسنامه.
  5. بیضایی، بهرام. روز واقعه. چاپ ابتکار. سایت کتابخانهٔ ملّی ایران.
  6. بیضایی، بهرام. چاپ روشنگران. روز واقعه. سایت کتابخانهٔ ملّی ایران.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ داستان ساخته شدن «روز واقعه».
  8. Winston Dixon، «The Transparency of Spectacle: Meditations on the Moving Image»، ۳۸.
  9. غزل شماره ۴۹۱.
  10. پاسخ شهرام اسدی به محمد رحمانیان/ به متن «روز واقعه» وفادار بودم.
  11. «چرا بیضایی «روز واقعه» را نساخت؟ روز واقعه را نگذاشتند خودم بسازم». سایت خبری تحلیلی گام نو. بازبینی‌شده در ۱۲ شهریور ۱۳۹۵. 
  12. «چرا بیضایی"روز واقعه" را نساخت؟». خبرگزاری فرهنگ و هنر صبا. بازبینی‌شده در ۱۲ شهریور ۱۳۹۵ - کد مطلب: ۶۷۹۰. 
  13. شجاع‌نوری، «ماجرای حضور اسب هاشمی رفسنجانی در فیلم روز واقعه»، ۱۵.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ گفتگوی مسعود کیمیایی با امید روحانی، چاپ شده در مجلّه گزارش فیلم، تجدید چاپ شده در جلد دوّم شناختنامهٔ مسعود کیمیایی
  15. مصاحبه آیت الله هاشمی رفسنجانی با روزنامه کیهان ۱۳۸۲/۱۰/۲۱
  16. «استقبال از «روز واقعه» به یمن امام حسین (ع) است/ روایتی از بیضایی». خبرگزاری مهر. بازبینی‌شده در ۱۲ شهریور ۱۳۹۵ - کد مطلب: 2941266. 
  17. «استقبال از نمایشنامه‌خوانی «روز واقعه»». روزنامه دنیای اقتصاد. بازبینی‌شده در ۱۲ شهریور ۱۳۹۵ - کد مطلب: 946699. 
  18. جعفری‌نژاد، «بهرام بیضائی»، ۸۵.
  19. جعفری‌نژاد، «بهرام بیضائی»، ۸۶.
  20. گفت و گو با دکتر علی بهرامیان دربارهٔ فیلم محمد رسول‌الله (ص)'.
  21. باقری، «از اسطوره تا تاریخ، از تاریخ تا اسطوره: در آثار بهرام بیضایی»، ۱۴۸.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ ۶ واقعه مهم در مجلس پنجم.
  23. این ضایعه فرهنگی است که شجریان در هیچ سالنی نمی‌خواند و بیضایی هم ایران نیست/ مهاجرانی در استیضاحش به روز واقعه اشاره کرد.

منابع[ویرایش]

  • Winston Dixon, Wheeler (1998). The Transparency of Spectacle: Meditations on the Moving Image. State University of New York Press. ISBN 978-0-7914-3782-7. 

پیوند به بیرون[ویرایش]