رگبار (فیلم ۱۳۵۱)
| رگبار | |
|---|---|
پوستر | |
| کارگردان | بهرام بیضایی |
| تهیهکننده | باربد طاهری |
| نویسنده | بهرام بیضایی |
| بازیگران | پرویز فنّیزاده پروانه معصومی منوچهر فرید جمشید لایق محمّدعلی کشاورز رقیه چهرهآزاد پروین سلیمانی حسین کسبیان عبّاس دسترنج مهری ودادیان |
| موسیقی | شیدا قراچهداغی |
| فیلمبردار | باربد طاهری |
| تدوینگر | مهدی رجائیان |
| توزیعکننده | سازمان سینمایی پانوراما |
مدت زمان | ۱۲۸ دقیقه |
| کشور | ایران |
| زبان | فارسی |
| از سلسلهٔ مقالات دربارهٔ |
| فهرستهای کارها |
|---|
| دیـگر |
|
|
|
رگبار نخستین فیلمِ بلندِ بهرام بیضایی است که سالِ ۱۳۵۰ ساخته شد و بسیار ستایش شد، ولی از لحاظِ تجاری چندان کامیاب نبود. ماجرای فیلم دربارهٔ یک مثلّثِ عشقی در محلّهای فقیرنشین در میانههای قرنِ چهاردهمِ هجریِ خورشیدی است.
داستان
[ویرایش]آقای حکمتی (پرویز فنیزاده)، آموزگار جدید مدرسهای در جنوب شهر، در آغاز ورود به کلاس درس یکی از شاگردانش به نام مسیّب (عباس دسترنج) را از کلاس بیرون میکند. عاطفه (پروانه معصومی)، خواهر مسیّب، به اعتراض نزد آقای حکمتی میرود و حکمتی به او ابراز علاقه میکند. آقا رحیم (منوچهر فرید)، قصاب محله، نیز دل با خواهر مسیّب دارد. از طرف دیگر آقای مدیر (محمدعلی کشاورز) و همسرش (پروین سلیمانی) مایلند دختر خود (فرخنده بارور) را به عقد آقای حکمتی درآورند؛ ولی حکمتی اعتنایی به دختر مدیر ندارد. حکمتی برای پر کردن اوقات فراغتش تصمیم میگیرد به تنهایی تالار نمایش ویران و متروک مدرسه را مرمّت کند. چند بار آقا رحیم برای این که آقای حکمتی را از میدان عشق به در کند تهدیدش میکند، اما رابطهٔ حکمتی با عاطفه ژرفتر میشود. تالار نمایش مدرسه با یک برنامهٔ نمایشی افتتاح میشود، و پس از آن حکم انتقال حکمتی به او ابلاغ میشود، و او به ناچار مدرسه و محله را ترک میکند.[۱][۲]
ساخت
[ویرایش]رگبار با گرفتاریهای مالیِ فراوان ساخته شد. محمّدعلی فردین[۳] و ذکایی بیضایی به بیضایی کمک مالی کردند. فیلم که ساخته شد، بیضایی یادداشتی نوشت و توضیح داد که:
درست روشن نیست که ما چرا رگبار را ساختیم. هیچ نوع حساب و نقشه و نشانهای ساخته شدن این فیلم را تأیید نمیکرد. به یک معنی حتی سرمایهای هم برای شروع کار در دست نبود. در حقیقت ما با دست خالی به کاری دست میزدیم که تمام شرایط جاری و تمام سینمای عریض و طویل رسمی از قبل آن را نفی میکرد. ما گفتیم اگر نشد چیزی از دست نخواهیم داد؛ ولی اگر نمیشد چیزی مهم از دست میرفت، و آن امید به این بود که کسی قدمی بردارد… ما از همهٔ دوستیها و آشناییها و امکانات شخصی که داشتیم کمک گرفتیم. از هر کس که قدمی به خاطر ما برداشت متشکریم، و برای هر کس که سدی پیش پای ما گذاشت، یا پوزخندی از دور به ما زد، آگاهی و فرهنگ بیشتر آرزو میکنیم. ما متأسفیم که بهخاطر ضعف مالی و غیاب امکانات فنی نتوانستیم بعضی صحنهها را آنطور که آرزو داشتیم بسازیم، اما این فقط یک مسئلهٔ تکنیکی است و اصل کار را پنهان نمیکند… فیلم رگبار با حداقل سرمایه، با حداقل امکانات، با درگیریهای مختلفی که تهیهکنندهاش بارها معوق کرد، با قلیلترین گروه فنی در طول پنج ماه، و به کمک حافظه ساخته شده، و در بسیاری موارد کاری غیر از اینکه شد، لااقل در این شرایط و برای این گروه، امکانپذیر نبودهاست. اما از طرف دیگر رگبار با شوق سرشار بسیاری از کارکنان و بازیگرانش به وجود آمد، و تنها ادعایش این است که نخواستهاست دروغ بگوید.[۴]
بیضایی در جایی دیگر به اعتیاد پرویز فنّیزاده اشاره میکند: «... بعضی از تعطیلات فیلم ما بخاطر این بود که ناچار بودیم (فنیزاده) را بخوابانیمش تا ترک کند و این را برای رد فنیزاده نمیگویم برای رد جامعهای میگویم که قدر فنیزاده را ندانست و من همیشه به آن جامعه معترضم و کسی هستم که فکر میکنم حیف شد فنیزاده»
نمایش
[ویرایش]بهرام بیضایی در گفتوگویی که در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۵۱ با مجله زن روز داشت گفت:[۵]
با وجود این فیلم در پاییز گذشته میتوانست روی اکران بیاید. چون قسمت اعظم کارهایش تمام شده بود. در آن موقع ما به گروههای مختلف سینمایی پایتخت مراجعه کردیم که برای فیلم اکران بگیریم؛ اما همه به ما جواب سربالا دادند. چند ماه کارمان این بود که به این در و آن در بزنیم شاید گردانندگان سینماها را برای نمایش فیلم رگبار متقاعد کنیم، حتی حاضر شدیم این فیلم فقط در یک سینما نمایش داده شود، اما آقایان زیر بار نمیرفتند و استدلالشان این بود که چون در فیلم هیچیک از ستارگان مشهور سینمای فارسی شرکت ندارند، فروش نخواهد کرد. حتی یک روز یکی از گردانندگان سینماها که از مراجعات مکرر ما به ستوه آمده بود با عصبانیت گفت: «این چه فیلمی است که ساختهاید؟ مردم دو ساعت وقتشان را تلف کنند که چی؟ نه صحنهی ساز و ضربی، نه لنگ و پاچهی لخت، نه اقلا یک بزن بزن حسابی... این فیلمی که شما ساختهاید فقط به درد فستیوال میخورد!» بدین ترتیب فیلم رگبار محکوم به این بود که خاک بخورد و بپوسد، اما همین جملهی تمسخرآمیز «فقط به درد فستیوال میخورد!» ما را نجات داد. فکر کردیم فیلم را به جشنوارهی تهران بدهیم، شاید موفقیتی کسب کند و بتوانیم از گردانندگان سینماها برای آن اکران بگیریم. پس در حقیقت ما فیلم را برای فستیوال نساختیم، آن را به فستیوال دادیم که شاید راهی برای رهایی از بنبست پیدا کنیم. اتفاقا موفق هم شدیم. همان آقایانی که حاضر نبودند فیلم رگبار حتی در یک سینما نشان داده شود، حالا که به خاطر موفقیت آن در جشنواره اسمش سر زبانها افتاده، درهای ۱۵ سینمای تهران را به رویش گشودهاند!
رگبار فروشِ خوبی (مگر در سینما دیانای تهران)[۶] نداشت. به گفتهٔ خسرو هریتاش علّت زمانِ نامناسبِ نمایشش بود.[۷] با نمایشِ رگبار خسرو سینایی فیلمنامهٔ مشابهش را که میخواست به فیلم درآورد کنار گذاشت.[۸]
بازیگران
[ویرایش]. . . اگر واقعا موفقیتی در ایفای این رل داشتهام بمقدار زیاد بخاطر راهنمائیهای بهرام بیضائی است . . . .
پرویز فنّیزاده، ۱۳۵۱[۹]
| بازیگر | صداپیشه | نقش |
|---|---|---|
| پرویز فنّیزاده | منوچهر اسماعیلی | آقای حکمتی |
| پروانه معصومی | ژاله کاظمی | عاطفه |
| عصمت صفوی | مادرِ عاطفه | |
| منوچهر فرید | حسین عرفانی | آقا رحیم قصّاب |
| محمّدعلی کشاورز | احمد رسولزاده | آقای ناظم |
| جمشید لایق | ابوالحسن تهامینژاد | آقای نوّاب |
| رقیه چهرهآزاد | مهین بزرگی | خانم ساداتی |
| پروین سلیمانی | آذر دانشی | همسر آقای ناظم |
| حسین کسبیان | آرایشگر | |
| عبّاس دسترنج | ایرج سنجری | مسیّب |
| مهری ودادیان | سیمین سرکوب | خیّاط |
| محمّد کلاهدوزان | پرویز ربیعی | دبیر ورزش |
| حسین محجوب | معلّم | |
| رضا بنیاحمد | گاریچی | |
| فیروزه لطفی | بدری نوراللهی | خانم معلّم |
| فرخنده بارور | منصوره کاتبی | دختر ناظم |
عوامل
[ویرایش]
- مدیرِ فیلمبرداری: باربد طاهری
- دستیاران: جمشید فرهی، قهرمان بیات
- مشاورِ کارگردان: احمدرضا احمدی
- عکّاس: کامبیز خوشبین
- با تشکّر از مازیار پرتو
- برشِ نسخهٔ منفی: ناصر انصاری
- ضبط، تطبیق و ترکیبِ صداها: حسین بدیهی، میرزا گودرزی
- سرپرستِ گویندگان: ابوالحسن تهامینژاد
- منشیِ صحنه: واروژ کریم مسیحی
- امورِ چاپ: ذبیحالله غلامی، عبّاس حسینی
- امورِ تهیه: حسن زندی، منصور جعفری، محمّدحسین پرتوی
در چشمِ دیگران
[ویرایش]. . . حالا فیلم «رگبار» با قهرمانی که زیبا و رشید و موفق نیست و کتک هم میخورد تعدادی هرچند قلیل تماشاگران و طالبان خاص خودش را بدست میآورد . . و این شاید نشاندهنده آن باشد که مردم ما کمکم میخواهند «مخدر»های سینمائی را ترک کنند و با گوشههائی از حقایق، هرچند نه چندان خوشایند به زندگی خودشان روبرو شوند. . . .
پرویز دوایی، بهارِ ۱۳۵۱[۱۰]
. . . بحق آغاز یک جنبش اصیل و عالمانه در سینماست و جدا از پشتوانه جایزه جشنواره فیلم تهران خود اثری قابل سنجش و دیدن است.
میهن بهرامی، ۱۳۵۱[۱۱]
بهترین کار در کارنامهی بیضایی همین رگبار است.
. . . بهرام بیضایی . . . در رگبار یک پیشبینی تاریخی کرد. ولی سیاستمداران ترجمه آن را متوجه منافع سیاسی روز کردند. اصولا از لحظهای که شما بخواهید حقیقتی را با واقعیت ترجمه کنید، دچار سیاست میشوید. آن زمان هم همین بود و واقعیتی که نام آن را حکومت گذاشته بودند نتوانست پایدار بماند. . . .
فریدون گله، ۱۳۷۸[۱۳]
. . . حال و هوای فیلم من را یاد بهترین چیزهایی انداخت که در فیلمهای نئورئالیستی ایتالیایی دوست دارم و داستان زیبایی یک قصه باستانی را دارد . . .
مارتین اسکورسیزی، ۱۳۹۲، به ترجمهٔ فارسی[۱۴]
. . . به نظر من بازی فنیزاده در «رگبار» کافیست که نامش را در تاریخ سینما ثبت کند. . . .
پرویز پورحسینی، ۱۳۹۶[۱۵]
حکمتیِ درستکار در میان روابط منحط اجتماعی زمان خود پیوسته در معرض تهدید است. کمترین تاوانی که باید برای تن ندادنش به این روابط بپردازد دربدری و خانه بدوشی است و کمترین پاداشش ضربه ای آگاه کننده است که به آدمهای منفعل پیرامونش (در اینجا بچهها) میزند. فیلم سرشار از تمثیل و استعاره است، به حد اشباع. آن گونه که برخی از این تمثیلها برای تماشاگر به شکل معما در میآید.[۱۶]
فریدون رهنما[۱۷] و هژیر داریوش[۱۸] فیلم را پسندیدند و احمد محمود کارِ بیضایی را از لحاظِ بازنماییِ زندگیِ مردمِ معمولی ستود.[۱۹] به نظرِ چارلز فیلیپ ریلی نیز این فیلم «وادارمان میکند که ببینیم زندگی عاری از انتخاب برای مردمانی که با وجود تنگدستی، درندهخو نیستند، چقدر دردناک است.»[۲۰]
داوود مسلمی رگبار را از بعضی جهات متأثّر از چنین کنند حکایتِ محمّدرضا اصلانی میدانسته است[۲۱] و مسعود کیمیایی آن را «چه از نظر فرم و صورت، و چه از نظر محتوا و اندیشه» با خشت و آینهٔ ابراهیم گلستان مربوط.[۲۲] رسول نظرزاده همانندیِ صوریِ رگبار و خشت و آینه را در «قطعهقطعه» بودنِ فضاسازی به صورتِ «قصههایی جدا» دیده است.[۲۳]
ترمیمِ کپیِ پوزیتیو
[ویرایش]یک نسخهٔ پوزیتیو از این فیلم که نزدِ بیضایی بود با کوششِ بنیاد سینمای جهان به خرجِ مؤسّسهٔ فیلمِ دوحه در سالِ ۲۰۱۱ بازسازی شده و از خطر نابودی نجات یافت. مراحل ترمیم هم به لحاظ فیزیکی و هم از نظر دیجیتالی به زمان زیادی نیاز داشت، چراکه نسخهٔ دیگری در دسترس نبود و نسخهٔ موجود بسیار آسیب دیده بود. مسئولان عملیات ترمیم بیش از ۱۵۰۰ ساعت صرف ترمیم آن کردند.[۲۴]
نسخهٔ ترمیمشده در سالِ ۲۰۱۲ در بولونیا (سینما ریترواتو) و سان فرانسیسکو[۲۵][۲۶] و بعدها در جاهای دیگری (از جمله جشنوارهٔ فیلمِ تلیورایدِ ۲۰۲۳) به نمایش درآمد.
جایزهها
[ویرایش]
| جشنواره | تاریخِ مراسم | جایزه | نامزد | نتیجه |
|---|---|---|---|---|
| جشنوارهٔ جهانیِ فیلمِ تهران | بهارِ ۱۳۵۱ | جایزهٔ ویژهٔ هیئتِ داوران | بهرام بیضایی | برنده |
| بازیگرِ مرد | پرویز فنّیزاده | تحسین | ||
| جشنوارهٔ سینماییِ سپاس | ۳ خردادِ ۱۳۵۲ | بهترین فیلم | باربد طاهری | برنده |
| بهترین فیلمنامه | بهرام بیضایی | برنده | ||
| بهترین بازیگرِ نقشِ اوّلِ مرد | پرویز فنّیزاده | برنده |
در فرهنگِ عامّه
[ویرایش]در رمانِ اضطراب ابراهیم نامِ این فیلم به میان آمده است.[۲۷]
جستارهای وابسته
[ویرایش]- زیستن
- کشورِ بزرگ
- مردی که لیبرتی والانس را کشت
- نفرین زمین
- آن شب که تورو زندانی بود
- ناصرالدین شاه آکتور سینما
- شهری که زیر درختان سدر مرد
- نیمه پنهان
- فروشنده
پانویس
[ویرایش]- ↑ −، «رگبار».
- ↑ −، «رگبار»، ۸۲−۸۳.
- ↑ طالبینژاد، «دانایی و توانایی بدون تظاهر و به رخ کشیدن»، ۲۰.
- ↑ آزرم، محسن. رگبار بیضایی، به همت اسکورسیزی روی پردهٔ سینما رفت..
- ↑ «چرا هیچ سینمایی حاضر به اکران نخستین فیلم بلند بیضایی نمیشد؟». بایگانیشده از اصلی در پارامتر
|پیوند بایگانی=نیاز به وارد کردن|تاریخ بایگانی=دارد (کمک). - ↑ طاهری و فرزاد، «گفتگویی با باربد طاهری»، ۴۱.
- ↑ − و هریتاش، «گفتوگوئی با «خسرو هریتاش»»، ۱۹.
- ↑ سینایی و انصاریفر، «اصلاً احساس بازنشستگی نمیکنم»، ۴۵.
- ↑ − و دیگران، «رگبار: فیلمی که ششماه خاک میخورد!»، ۲۱.
- ↑ پیام، «سینما».
- ↑ بهرامی «متوسلانی»، «ورشکستگی فکری؟!».
- ↑ کیانافراز و محمّدی، «اکسیرِ نقش»، ۱۱۹.
- ↑ گله، ضابطیان و راضی، «شانزده سال است کسی را ندیدهام»، ۶۱.
- ↑ −، «ستایش اسکورسیزی از بیضایی»، ۱۶.
- ↑ پورحسینی و ناصری، «در جستوجوی آن تجربهی تنها»، ۲۰.
- ↑ مجله فیلم، شماره ۱، صفحه ۸۲.
- ↑ قوکاسیان، «مجموعهٔ مقالات در نقد و معرفی آثار بهرام بیضایی»، ۲۵۲.
- ↑ آوانسیان، داریوش و −، «گفتگویی دربارهٔ نخستین جشنواره جهانی فیلم تهران»، ۹۷.
- ↑ محمود، «رگبار از دیدگاهی دیگر»، ۱۲۸–۱۳۱.
- ↑ ریلی، «گزارشی از نخستین جشنوارهٔ جهانیِ فیلم تهران»، ۴۹.
- ↑ اصلانی و دیگران، «اصلانی به روایت اصلانی»، ۷۴.
- ↑ کیمیایی و مظفری ساوجی، «کتابِ مسعود کیمیایی»، ۷۱.
- ↑ نظرزاده، «داستانها و فیلمهای ابراهیم گلستان»، ۳۰۸−۳۰۹.
- ↑ آزرم، «رگبار بیضایی، به همت اسکورسیزی روی پردهٔ سینما رفت.»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ http://www.film-foundation.org/world-cinema
- ↑ http://www.donya-e-eqtesad.com/news/737461
- ↑ میرصادقی، جمال. اضطراب ابراهیم. تهران. ۱۳۸۱.
منابع
[ویرایش]- −؛ بیضائی، بهرام؛ فنیزاده، پرویز؛ معصومی، پروانه (۳۰ اردیبهشت ۱۳۵۱). «رگبار: فیلمی که ششماه خاک میخورد!». زن روز (۳۷۱): ۲۰−۲۱ و ۱۱۰ و ۱۱۴−۱۱۵.
- −؛ هریتاش، خسرو (۱۰ آبان ۱۳۵۱). «گفتوگوئی با «خسرو هریتاش»». ستاره سینما (۸۰۲): ۱۹ و ۲۹.
- − (آذر ۲۵۳۵ شاهنشاهی). «رگبار». سینما ۵ (۲۶). تاریخ وارد شده در
|تاریخ=را بررسی کنید (کمک) - − (تیر ۱۳۶۱). «رگبار». سینما در ویدئو (۱): ۸۲−۸۳.
- − (۱۶ تیر ۱۳۹۲). «ستایش اسکورسیزی از بیضایی». اعتماد (۲۷۲۰): ۱۶.
- «بیضایی: «رگبار» شعار سیاسی نمیدهد». شرق (۲۹۲۴): ۱۴ و ۱۹. ۹ مرداد ۱۳۹۶. (نقلِ پرویز جاهد است از گفتههای بیضایی در مجلسی. چاپِ دیگر در کتابِ همچون در یک آینه: دیروز و امروز سینمای ایران)
- آزرم، محسن (۲۲ شهریور ۱۳۹۲). «رگبار بیضایی، به همت اسکورسیزی روی پردهٔ سینما رفت». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- آوانسیان، آربی؛ داریوش، هژیر؛ − (خرداد ۱۳۵۱). «گفتگویی دربارهٔ نخستین جشنواره جهانی فیلم تهران». فرهنگ و زندگی (۸): ۹۳-۹۷.
- احمدی، احمدرضا. "یک فیلم نو و یک نوروز".
- احمدی، احمدرضا (۱۳ بهمن ۱۳۸۶). «رگبار». اعتماد ملی.
- اصلانی، محمدرضا؛ قوکاسیان، زاون؛ تراکمه، یونس؛ مسلمی، داوود (۱۴۰۲). اصلانی به روایت اصلانی. تهران: نشر خوب. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۶۵۱۳-۴۷-۰.
- ایپکچی، داود (مرداد ۱۳۵۲). «نگاهی به سینمای جوان ایران در پاریس». نگین (۹۹): ۴۸-۵۰.
- بهرامی، میهن (۱۳۵۱). «رگبار». ستاره سینما.
- بهرامی «متوسلانی»، میهن (زمستان ۱۳۵۱). «ورشکستگی فکری؟!». فیلم (۱).
- حبیبی، مجتبی (۱۳۹۹). سینمای ایران پیش از انقلاب. کرج: نشر آبارون. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۶۲۰۵-۲۳-۸.
- شاه سیاه، عبدالله (۱۳۸۰). امیرهوشنگ اللهوردی، ویراستار. خیره به فانوس خیال: جستاری در نمادها و اسطورههای چهار فیلم بهرام بیضایی. اصفهان: انتشارات نقش خوشید. شابک ۹۶۴-۶۹۴۱-۳۴-۶.
- کیانافراز، اعظم؛ محمّدی، یاسین (۱۳۸۷). اکسیرِ نقش: زندگی هنری محمدعلی کشاورز. تهران: انتشارات افراز. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۲۸۳۷-۳۲-۸.
- پورحسینی، پرویز؛ ناصری، بهنام (تیر ۱۳۹۶). «در جستوجوی آن تجربهی تنها». کتاب هفته خبر (۱۵۸): ۱۵-۳۹.
- پیام (پرویز دوایی) (۱۰ خرداد ۱۳۵۱). «رگبار: ما هم هستیم!». سپید و سیاه (۹۷۱).
- پیام (پرویز دوایی) (۱۷ خرداد ۱۳۵۱). «رگبار: ما هم هستیم!». سپید و سیاه (۹۷۲).
- پیام (۳۱ خرداد ۱۳۵۱). «سینما». سپید و سیاه (۹۷۴).
- تهامینژاد، محمد (۱۳۶۵). سینمای رؤیاپرداز ایران. تهران: عکس معاصر.
- حسینی، حسن, ویراستار (۱۳۹۹). راهنمای فیلم سینمای ایران. تهران: روزنه کار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۷۸۷۶-۵۰-۳.
- خوئی، اسماعیل (آبان ۱۳۵۱). «کالبدشکافی «رگبار»». ویژه سینما و تآتر (۱): ۱۱۳−۱۲۷.
- رهنما، فریدون؛ حسامی، هوشنگ؛ اکرمی، جمشید؛ امید، جمال؛ کاوسی، هوشنگ؛ بارونچلی؛ معزی مقدم، فریدون. «منتقدین دربارهی رگبار چه گفتند؟». نخستین جشنواره جهانی فیلم تهران (۱۲): ۱−۲.
- ریلی، چارلز فیلیپ (مرداد ۱۳۵۲). ترجمهٔ نورائی، جهانبخش. «گزارشی از نخستین جشنوارهٔ جهانیِ فیلم تهران». سینما ۵۲ (۱): ۴۸-۴۹.
- سینایی، خسرو؛ انصاریفر، هوشیار (مهر ۱۳۹۴). «اصلاً احساس بازنشستگی نمیکنم». کتاب هفته خبر (۲۷): ۲۸-۴۷.
- قربانپور، ابراهیم (۳۰ آبان ۱۴۰۱). «روز میگذرد». چلچراغ (۸۸۴): ۸-۱۲.
- طالبینژاد، احمد (۴ دی ۱۳۹۹). «دانایی و توانایی بدون تظاهر و به رخ کشیدن». ایران (۷۵۲۵): ۲۰.
- عشقی، بهزاد (تیر ۱۴۰۳). «معلمی با عینک و کتاب و آینه و عشق: پرویز فنیزاده و حکمتی «رگبار»». فیلم امروز (۴۰): ۲۴−۲۵.
- قوکاسیان، زاون, ویراستار (۱۳۷۸). مجموعهٔ مقالات در نقد و معرفی آثار بهرام بیضایی (ویراست ۲). تهران: انتشارات آگاه. شابک ۹۶۴-۴۱۶-۱۰۹-۲.
- صفار، م (نوروز ۱۳۵۲). «فیلمهای انتخابی سال ۵۱ از دیدگاه منتقدین و همکاران ستاره سینما». ستاره سینما (۸۱۲).
- طاهری، باربد؛ فرزاد، سیروس (۷ دی ۱۳۵۱). «گفتگویی با باربد طاهری تهیهکننده فیلم رگبار». ستاره سینما (۸۰۷): ۴۱.
- گله، فریدون؛ ضابطیان، منصور؛ راضی، علی (شهریور ۱۳۷۸). «شانزده سال است کسی را ندیدهام». گزارش فیلم (۱۳۳): ۶۰-۶۶.
- محمود، احمد (آبان ۱۳۵۱). «رگبار از دیدگاهی دیگر». ویژه سینما و تآتر (۱): ۱۲۸-۱۳۱.
- معصومی، پروانه؛ یادگاری، محمدحسن (بهمن ۱۴۰۲). «پروانه معصومی؛ آن که گفت: «نه»». سوره (۹ (پیاپی ۱۷۹)): ۵۰-۵۵.
- کیمیایی، مسعود؛ مظفری ساوجی، مهدی (۱۳۹۶). کتابِ مسعود کیمیایی. تهران: انتشارات کتاب آبان. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۷۳۴۳-۷۱-۵.
- منوچهری، عباس, ویراستار (۱۴۰۰). تاریخ فکری ایران معاصر. تهران: انتشارات روزنه. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۲۳۴۳۸۷-۳.
- نجفی، محمدسجاد (۱۴۰۳). سینمای ایران به روایت فلسفهٔ سیاسی. تهران: انتشارات نقد فرهنگ. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۸۳۳۲-۱۶-۱.
- نظرزاده، رسول (۱۴۰۳). داستانها و فیلمهای ابراهیم گلستان: متن و فرامتن. تهران: انتشارات مروارید. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۳۲۴-۱۸۱-۹.
- نوری، سعید (مهر ۱۴۰۴). «از ترکه تا ترانه، از مکتب تا مدرسه». فیلم امروز (۵۵): ۱۶−۲۱.
پیوند به بیرون
[ویرایش]- نسخهٔ ترمیمشده در بایگانی اینترنت
- رگبار در بانک اطلاعات اینترنتی فیلمها (IMDb)
- رگبار در بانک جامع اطلاعات سينماى ايران
- رگبار در وبگاه ایرانآکتور
- دربارهٔ رگبار در یوتیوب
- فیلمها به زبان فارسی
- فیلمنامههای بهرام بیضایی
- فیلمهای ۱۳۵۱
- فیلمهای ایرانی
- فیلمهای بازکشفشده
- فیلمهای برنده جایزه سپاس
- فیلمها به کارگردانی بهرام بیضایی
- فیلمهای درام ۱۹۷۱ (میلادی)
- فیلمهای درام رمانتیک ۱۹۷۲ (میلادی)
- فیلمهای درام ایرانی
- فیلمهای درباره آموزگاران
- فیلمهای سیاهوسفید ایرانی
- فیلمهای فیلمبرداریشده در تهران
- فیلمهای موج نوی سینمای ایران