عباس قره‌باغی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
عباس قره‌باغی
عباس قره‌باغی
وزیر کشور
پادشاه محمدرضا شاه پهلوی
نخست وزیر جعفر شریف‌امامی
غلامرضا ازهاری
پس از اسدالله نصر اصفهانی
پیش از صادق امیرعزیزی
اطلاعات شخصی
تولد ۱۰ آبان ۱۲۹۷
تبریز، ایران
مرگ ۲۲ مهر ۱۳۷۹
پاریس، فرانسه
ملیت  ایران
محل اقامت مدفون در پاریس
پیشه سیاستمدار
دین اسلام
خدمت نظامی
خدمت/شاخه نیروی زمینی
درجه IIArmy-Arteshbod.png ارتشبد
دستورات آخرین رئیس ستاد بزرگ‌ارتشتاران
جوایز نشان درجه یک عدالت
نشان درجه یک همایون
تهیه اعلامیه بیطرفی ارتش شاهنشاهی ایران با همدستی تیمسار فردوست و تصویب آن در ٢٢ بهمن ١٣٥٧ خورشیدی

عباس قره‌باغی (۱۰ آبان ۱۲۹۷ تبریز - ۲۲ مهر ۱۳۷۹ پاریس)، آخرین رئیس ستاد بزرگ‌ارتشتاران و دارای درجهٔ ارتشبدی بود.

وی در مهر ۱۳۱۵ وارد دانشکدهٔ افسری شد که با دورهٔ ولیعهدی محمدرضا پهلوی همزمان بود. وی در این دوران به‌سمت منشی ولیعهد منصوب شد. در اسفند ۱۳۴۱ به‌سمت فرماندهی دانشگاه نظامی منصوب شد. او با حفظ سمت در سال ۱۳۴۲ فرماندهی درجه‌داران دورهٔ سپاه دانش، فرماندهی خط سیر مسافرت پادشاه دانمارک به ایران و فرماندهی خط سیر مسافرت رئیس جمهور هند به ایران را بر عهده داشت. همچنین در سال ۱۳۴۲ به‌ریاست دادگاه تجدیدنظر ویژهٔ دادرسی ارتش منصوب گردید. این دادگاه جهت تجدیدنظر پروندهٔ آیت‌الله طالقانی، مهندس بازرگان، دکتر سحابی و عده‌ای از اعضای نهضت آزادی تشکیل شده بود و در نهایت رأی دادگاه اولیه در محکومیت این افراد تأیید شد.

قره‌باغی در امرداد ۱۳۴۳ به‌فرماندهی لشکر پیادهٔ گرگان و در شهریور ۱۳۴۶ به‌فرماندهی لشکر یکم گارد منصوب شد. در مهر ۱۳۴۷ به‌ریاست ستاد نیروی زمینی رسید و تا اردیبهشت ۱۳۵۱ عهده‌دار این مسئولیت بود. وی در ۲۰ اسفند همان سال به‌درجهٔ سپهبدی ارتقا یافت. قره‌باغی از اردیبهشت ۱۳۵۱ تا مهر ۱۳۵۲ جانشینی فرمانده نیروی زمینی را عهده‌دار گردید ولی بدلیل اختلاف بین او و تیمسار اویسی که در آن زمان فرمانده نیروی زمینی بود از سمت خود عزل شد و به‌فرماندهی سپاه غرب در کرمانشاه منصوب شد.

تیمسار قره‌باغی در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۵۳ به‌سمت فرماندهی ژاندارمری کل کشور منصوب شد. در این ایام به‌دلیل دیدارهای زیاد وی با شاه بسیار به او نزدیک شده بود. در جریان بازی‌های آسیایی تهران در سال ۱۳۵۳، وی نقش عمده‌ای در تأمین امنیت این بازی‌ها داشت و به‌همین دلیل پس از پایان بازی‌ها مورد تفقد شاه قرار گرفت. در شهریور ۱۳۵۴ وی به‌درجهٔ ارتشبدی رسید. وی از ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۳ تا ۱۴ شهریور ۱۳۵۷ در سمت فرماندهی ژاندارمری بود و در این دوران کوشش زیادی برای استخدام و آموزش افراد برای تشکیل نیروی پایداری مقاومت انجام داد که عدهٔ زیادی از جمله امیرعباس هویدا که در آن زمان زمان نخست‌وزیر بود و تعدادی از وزرا به‌عضویت افتخاری این نیرو در آمدند. این نیرو در زمان شدت گرفتن مخالفت‌ها بر ضد حکومت پهلوی برای یاری یگان‌های ژاندارمری اعزام شدند. همچنین وی در این مدت به‌تشکیل دوره‌های آموزشی مقدماتی و عالی رستهٔ پیادهٔ ژاندارمری، فرماندهی و ستاد بود که به فرمان شاه در مهر ۱۳۵۴ آغاز شد. این اقدامات وی سبب شد تا شاه نشان درجه یک عدالت را در ۲۱ مهر ۱۳۵۵ و نشان درجه یک همایون را در ۴ آبان ۱۳۵۵ به‌وی اهدا کند.

بیوگرافی ارتشبد قره باغی (به زبان خودش ) [۱][ویرایش]

اسماعیل پوروالی در مجلس ختم ارتشبد قره باغی[ویرایش]

اسماعیل پوروالی، روزنامه نگار قدیمی و بنیانگذار و سردبیر هفته نامه «بامشاد» بود که بعد از انقلاب در پاریس ماهنامه «روزگار نو» را منتشر می کرد... [۲]

در جریان حوادث انقلاب ایران[ویرایش]

در شهریور ۱۳۵۷ قره‌باغی در کابینه شریف امامی به‌سمت وزارت کشور منصوب شد. قره‌باغی در مورد حادثهٔ ۱۷ شهریور میدان ژاله که در زمان دولت شریف امامی رخ داد، ارتشبد اویسی، فرماندار نظامی وقت، را مسئول می‌دانست. در کابینه ارتشبد ازهاری نیز وی مدتی وزیر کشور و مدتی نیز سرپرست وزارت اقتصاد و دارایی بود. پس از روی کار آمدن کابینه شاپور بختیار، در ۱۴ دی ۱۳۵۷، ارتشبد قره‌باغی به‌سمت ریاست ستاد بزرگ‌ارتشتاران منصوب شد. وی همچنین در ۲۳ دی ۱۳۵۷ به‌عضویت شورای سلطنت برگزیده شد. قره‌باغی در فاصله ۱۴ تا ۲۶ دی ۱۳۵۷ هر روز و گاهی روزی دوبار به‌ملاقات شاه در کاخ نیاوران می‌رفت. در روز خروج شاه، بختیار و قره‌باغی از کسانی بودند که برای آخرین بار به‌داخل هواپیمای شاه رفته و با او گفتگو کردند. قره‌باغی پس از خروج شاه از کشور طی مصاحبه‌ای حمایت خود را از دولت بختیار اعلام کرد و وجود هرگونه برنامه‌ای برای کودتا را رد کرد. پس از ورود آیت‌الله خمینی به ایران، قره‌باغی بارها حمایت خود را از دولت بختیار اعلام کرد ولی در نهایت پس از اعلام همبستگی همافران نیروی هوایی با آیت‌الله خمینی و پس از جلسه شورای عالی نیروهای مسلح در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ که در صبح همان روز بر‌گزار شد، ارتش در طی بیانیه‌ای که در ساعت ۲ بعدازظهر از رادیو پخش شد بی‌طرفی خود را اعلام کرد و از کلیه یگان‌های نظامی خواسته شد تا به پادگان‌ها بازگردند. وی بعدها در خاطرات خود اعلام بی‌طرفی ارتش را یک راه حل منطقی برای اجرای دستورات شاه در حفظ وحدت و تمامیت ارتش می‌دانست؛ ولی از سوی شاه و بختیار متهم به خیانت و فروپاشی ارتش گردید.[نیازمند منبع]

پس از پیروزی انقلاب ایران، قره‌باغی در روز ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ در منزل یکی از دوستانش مخفی شد و پس از ۱۴ ماه اختفا و تغییر محل خود، در نهایت از فرودگاه مهرآباد با گذرنامه جعلی خارج شد. وی در ۲۲ مهر ۱۳۷۹ در پی ابتلا به بیماری سرطان، در بیمارستانی در پاریس درگذشت.[۳][۴][۵]

نقش تاکتیکی و بررسی عملکرد[ویرایش]

قره باغی پس از خروج شاه در یک اقدام بی‌سابقه، یک بیانیه سیاسی صادر نمود. در حالیکه تا آن روز یک مقام نظامی بیانیه سیاسی صادر نمی‌کرد. وی در این بیانیه پس از هماهنگی با بختیار طی مصاحبه‌ای، ضمن تکذیب شایعه کودتای ارتش علیه دولت بختیار، اعلام نمود برابر قوانین و آئین نامه‌های موجود ارتش هر گونه تمرد و عمل خودسرانه به شدت سرکوب خواهد شد و اعلام داشت که ارتش از دولت قانونی حمایت خواهد کرد. [۶]

علاوه بر این بنا به پیشنهاد بختیار در اعلام پشتیبانی از دولت، قره‌باغی در ۲/۱۱/۵۷ طی مصاحبه‌ای اعلام کرد ارتش با تمام قدرت از دولت قانونی حمایت می‌کند و مجدداً تأکید کرد که هیچ گونه برنامه‌ای در ارتش برای کودتا وجود ندارد. [۷]

اما وی به منظور شدت عمل بخشیدن به سرکوب انقلابیون در ۶/۱۱/۵۷ با ارسال دستورالعملی به کلیه فرمانداری‌های نظامی دستور داد از هر گونه تظاهرات بدون کسب مجوز ممانعت کنند و به منظور اجرای صحیح قانون حکومت نظامی، کلیه مفاد قانون مزبور را از طریق رسانه‌ها یا آگهی‌های چاپی به اطلاع مردم برسانند. او در روز ۶ بهمن ۵۷ از فرمانداریهای نظامی خواست تا با قاطعیت از هر گونه تجمعات و حرکت دسته‌ها جلوگیری شود و هر گونه حمله انقلابیون به نقاط حساس شهر را به سرعت سرکوب نمایند.[۸]

پس از ورود خمینی به ایران و اعلام ایشان مبنی بر تشکیل دولت جدید این موضوع در جلسه کمیته بحران مطرح شد. لذا قره‌باغی و سایر فرماندهان سرسختانه از دولت بختیار حمایت کردند.[۹]

قره‌باغی پس از خروج از ایران بعد از مدتی سکوت در ۱۲ خرداد ۱۳۵۹ طی بیانیه‌ای اعلام کرد که «در سقوط شاه و تغییر رژیم هیچگونه نقشی نداشته است» [۱۰]

با وجود اینکه اغلب مهره‌های رژیم پهلوی پس از خروج از ایران اقدام به فعالیت سیاسی علیه جمهوری اسلامی می‌کردند، قره‌باغی تا مدتها ساکت بود و خود را از جریانات سیاسی دور نگه می‌داشت. تا اینکه در ۱۲/۷/۶۱ وی طی ملاقاتی با رضا پهلوی در مراکش اعلام کرد که حاضر است با هر گروه سیاسی با هر ایدئولوژی که داشته باشند ملاقات و گفتگو نمایند تا بر سر تعیین یک پلاتفرم تازه سیاسی به توافق برسند...[۱۱]

علی رغم اینکه وی از سوی سلطنت طلبان و شاهپور بختیار متهم به خیانت و عامل فروپاشی دولت بختیار شد لیکن با بررسی اسناد موجود در آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی و اقدامات قره‌باغی برای سرکوب انقلابیون تا آخرین لحظات عمر رژیم پهلوی، خلاف این فرضیه ثابت می‌شود... [۱۲]

مصاحبه با احمد احرار[ویرایش]

ارتشبد قره باغی - یک بار آقای دكتر سعيد رئيس مجلس شورای ملی به من تلفن كرد، پرسيد اوضاع را چه می ‌بينيد؟ گفتم ما منتظر اقدامات آقای نخست‌وزير هستيم. قرار شد در خواست تشكيل جلسه شورای سلطنت را بكنيم و از نخست‌وزير بپرسيم كه طرح و برنامه ايشان چيست. جلسه تشكيل شد. آقای بختيار گفت آقای سيدجلال تهرانی رئيس شورای سلطنت رفته است به پاريس برای ملاقات آقای خمينی و آقای خمينی گفته است اول استعفا بدهيد و بعد بياييد. با من هم تلفنی صحبت كرد، گفتم اشكال ندارد. حالا ايشان می‌رود صحبت می‌كند و قضايا تمام خواهد شد. آقای سيدجلال با آقای خمينی صحبت می‌كند، من هم اينجا با مخالفين مشغول مذاكره هستم. (صص ۱۴۱-۱۴۰)[۱۳]


آقای بختيار خيلی محكم صحبت می‌كرد و می‌گفت چنين و چنان می‌كنيم و ما هم باورمان بود و می‌گفتيم ارتش در اختيار اوست و قطعاً به موقع از آن استفاده خواهد كرد تا اينكه ديديم خير، بطور جدی صحبت از آمدن خمينی است. من می‌دانستم، يعنی همه می‌دانستند كه اگر خمينی به ايران بيايد ديگر كاری نمی‌توان كرد. اين بود كه پيش خودم گفتم بهتر است استعفا كنم و خود را كنار بكشم. آقای بختيار قول داد كه خمينی نخواهد آمد و مرا منصرف كرد. بعد هم فرودگاه را بست ولی بعد از چند روز دوباره باز كرد. توضيح خواستم. گفت اوضاع سياسی بكلی عوض شده است، سفير انگليس و سفير آمريكا به من قول دادند كه ايشان می‌آيد و يكراست می‌رود به قم و در امور سياسی مداخله نخواهد كرد. خيالتان راحت باشد. بدين ترتيب ما در مقابل امر انجام شده قرار گرفتيم. مقصود اين كه قبل از آمدن خمينی اگر دولت با حمايت ارتش اقدام قاطع می كرد، امكان داشت كاری انجام شود اما بعد از آمدن خمينی ديگر هيچ كاری از كسی ساخته نبود و جوی خون راه می‌افتاد، بدون نتيجه... (صص ۱۴۲-۱۴۱)[۱۴]


منابع[ویرایش]

  1. https://www.youtube.com/watch?v=L8S4Jgbhg5M
  2. https://soundcloud.com/andrew-fairbanks-3/poorvaali
  3. «ارتشبد قره‌باغی و انقلاب اسلامی». وبگاه تبیان. 
  4. «ارتشبد علامعلی اویسی». وبگاه آفتاب. 
  5. «عباس قره‌باغی». پژوهشکده باقرالعلوم. 
  6. اطلاعات ، ۲۵/۱۰/۵۷ ، ش۱۵۷۶۰ . ص ۲
  7. اطلاعات ، ۲/۱۱/۵۷ ، ش ۱۵۷۶۶ ، ص ۲
  8. آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، کد ۵۱۵۸
  9. هایزر ، مأموریت مخفی هایزر در تهران : خاطرات ژنرال هایزر ، ترجمه محمدحسین عادلی ، تهران ، انتشارات رسا ، ۱۳۶۵ . ص ۴۲۳
  10. ایران پست لندن ، ۱۷ مرداد ۱۳۵۹
  11. آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، کد ۵۱۹۶
  12. مرکز اسناد انقلاب اسلامی به نقل از ماهنامه زمانه - سال چهارم، مهر ۱۳۸۴ - شماره ۳۷
  13. کتاب «چه شد که چنان شد » http://library.ohio-state.edu/search/o41610747
  14. کتاب «چه شد که چنان شد » http://library.ohio-state.edu/search/o41610747