بحران گروگان‌گیری در سفارت آمریکا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

(تغییر مسیر از اشغال سفارت آمریکا)
پرش به: ناوبری, جستجو
گروگان گیری یکی از کارکنان سفارت آمریکا (با چشم‌بند) توسط دو ایرانی در جریان تصرف سفارت آمریکا.

تصرف سفارت آمریکا (به انگلیسی: Iran hostage crisis) یا بحران گروگانگیری در ایران (در متون رسانه‌ای دولتی ایران «تسخیر لانهٔ جاسوسی») به دوران ۴۴۴ روزه‌ای از تخاصم میان دولت آمریکا و ایران گفته می‌شود که با حملهٔ تعدادی از دانشجویان پیرو خط امام و تصرف سفارت آمریکا در تهران و به گروگان گرفتن ۶۶ دیپلمات آمریکایی در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ (برابر با ۴ نوامبر ۱۹۷۹) آغاز گردید و در ۳۰ دی ۱۳۵۹ (برابر با ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱) با پذیرش قرارداد الجزایر از سوی دولت‌های ایران و آمریکا و آزادی گروگان‌ها پایان یافت.[۱][۲][۳]

فهرست مندرجات

[ویرایش] پیشینه

یک کارمند دولت در واشنگتن دی سی در حال ناسزا گفتن به تظاهرکنندگان ایرانی حامی خمینی در جریان وقایع گروگان‌گیری. تابلوی در دستان فرد مجاور نیز خطاب به حامیان خمینی نوشته: «اینجا مملکت ما است. به کشور خودتان برگردید».

عواملی چون سقوط دولت مردمی محمد مصدق توسط دولت آمریکا و حمایت این کشور از حکومت شاه در دوران سرکوبی مخالفان و دگراندیشان موجب پدیدار شدن نارضایتی‌های بسیار و احساسات ضد آمریکایی در بین مردم ایران شد[نیازمند منبع]، چنانکه تنها سه روز پس از وقوع انقلاب ۱۳۵۷ و باوجود آنکه دولت ایالات متحده دولت جدید ایران را به رسمیت شناخته بود، با حمله به سفارت آمریکا خود را نشان داد. در صبح روز ۲۵ بهمن ماه، یک گروه مارکسیست انقلابی موسوم به سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران به سفارت آمریکا در خیابان تخت جمشید حمله کردند. سفیر وقت آمریکا ویلیام سالیوان به تفنگداران دریایی محافظ سفارتخانه دستور داد تا تنها به منظور حفظ جان خود تیراندازی کنند و برای متفرق کردن چریکهایی که اقدام به بالا رفتن از دیوارها کرده بودند، از گاز اشک‌آور استفاده نمایند. با وخیم تر شدن اوضاع، سالیوان با دولت موقت تماس حاصل کرده و از آنها کمک خواست. کارکنان سفارت سپس همگی خود را در اتاق گنبدی شکل مخابره خبر حبس کرده و شروع به از بین بردن اسناد نمودند. پس از آنکه فداییان، کارکنان سفارت را به مرگ و آتش زدن اتاق مخابره خبر تهدید کردند، به دستور سالیوان همگی تسلیم شدند. با اینحال پس از گذشت دو ساعت نیروهای کمیته انقلاب به همراه ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه دولت موقت وارد درگیری شده و موفق شدند چریک‌های فدایی خلق را به ترک سفارت ترغیب کنند، به این ترتیب در ساعت دوازده ظهر آن روز کنترل سفارت آمریکا به دست مقامات دولت موقت افتاد.[۴] همان روز، روزنامه اطلاعات، در صفحه اول خود ذیل تیتر «سفارت آمریکا سقوط کرد» نوشت: «سرانجام سفارت آمریکا به تصرف ارتش انقلاب و چریک‌ها درآمد. مأموران سفارت آمریکا و تفنگداران دریایی که از داخل سفارت تیراندازی می‌کردند، در این دقایق تسلیم شدند و چریک‌ها و افراد مسلح به داخل سفارت رفتند.»[۵] یزدی ضمن عذرخواهی از سالیوان این واقعه را حاصل عوامل کنترل نشده انقلاب دانست و به او اطمینان داد که امنیت آنها از آن به بعد تضمین خواهد شد.[۶]

از آن هنگام، هم نیروهای چپ‌گرا و هم گروه‌های بنیادگرای اسلامی، به منظور برانگیختن افکار عمومی مبنی بر دشمنی آمریکا با انقلاب و برای بی‌اعتبار کردن دولت لیبرال و میانه‌روی مهدی بازرگان اقدام نمودند. در آغاز شروع به کار دولت موقت، بازرگان به دلیل حمایت آیت‌الله خمینی از او و برنامه‌هایش مبنی بر برقراری روابط خوب با آمریکا قادر بود تا در برابر تاخت‌های مخالفان تاب آورد[۷] اما در طول نه ماه فعالیت دولت او، شرایط به گونه‌ای دیگر تغییر کرد به طوری‌که اختلافات بین نیروهای مختلف حامی انقلاب شدت گرفت. این منازعات خود را بر سر چگونگی تنظیم قانون اساسی واضحتر نشان داد و حتی گاهی اوقات به خشونت کشیده شد و همینطور شورشهایی در بعضی نقاط کشور چون کردستان و خوزستان به وقوع پیوست. در اثنای این وقایع جریانهای رادیکال چه مذهبی و چه چپ‌ سکولار کوشیدند تا دولت ایالات متحده را عامل اصلی توطئه‌های ضد انقلابی و برخورد بازرگان با آن را مدارا آمیز نشان دهند.[۸]

جو سیاسی پیش آمده، بروس لَنیگَن دیپلمات آمریکایی و هنری پِرِشت مسئول وقت میز ایران در دپارتمان امور خارجه آمریکا را بر آن داشت تا به کاخ سفید توصیه کنند که پذیرفتن محمدرضا شاه به خاک آمریکا را به تعویق بیاندازند. آنان همچنین مدعی شدند که راه دادن شاه، موجب لطمه خوردن روند عادی سازی روابط ایران و آمریکا خواهد شد و برای ضعیف کردن و حتی از دور خارج کردن دولت بازرگان، بهانه به دست تندروها خواهد داد. لنیگن حتی ادعا نمود که این امر موجب سقوط سفارت آمریکا در ایران و به گروگان گرفتن اعضای آن خواهد شد.[۹] گرچه جیمی کارتر رئیس جمهور وقت این استدلال را نخست پذیرفته بود اما بعدها نظرش را تغییر داد. برژینسکی مشاور امنیت ملی اینطور عنوان داشت که راه ندادن شاه به کشور، نشانی از ضعف خواهد بود و پشت کردن به یک متحد قدیمی مثل شاه، آمریکا را در نظر دیگر کشورها رفیقی نیمه‌راه نمایان خواهد کرد.[۱۰] سرانجام، وقتی پرشت تصمیم دولت ایالات متحده را مبنی بر دادن ویزا به شاه برای درمان، با یزدی (وزیر امور خارجه ایران) در میان گذاشت، یزدی به آن اعتراض کرد و انرا برای دولت بازرگان بسیار مخاطره‌آمیز خواند. یزدی که از تلاش دوستان شاه برای گرفتن اجازه ورود او به آمریکا اطلاع داشت بارها به صورت غیر علنی سعی کرده بود تا از طریق دیپلماتها دولت آمریکا را به مقاومت برای جلوگیری از ورود شاه ترغیب نماید، اما توصیه پرشت و لنیگن تاثیر چندانی بر قضاوت کاخ سفید نداشت.[۱۱]

[ویرایش] شرح وقایع

تمبر یادمان کشور آمریکا به مناسبت بازگشت گروگان‌های آمریکا از تهران

صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ خورشیدی ، تعدادی از دانشجویان دانشگاه‌های تهران (دانشگاه صنعتی شریف ، دانشگاه پلی تکنیک ، دانشگاه ملی و دانشگاه تهران) گرد هم آمدند تا در یک حرکت هماهنگ به سوی ساختمان سفارت آمریکا در تهران حرکت کنند. عده‌ای باید پس از ورود به ساختمان سریعاً مراجعه و گفت‌وگو با ارگانهای مربوطه را آغاز می‌کردند، برخی باید که ورود محمد موسوی خوئینی‌ها را تدارک می‌دیدند و گروهی نیز باید امر تبلیغات را بر عهده می‌گرفتند. دختران دانشجو نیز باید آهن ‌برهایی که برای بریدن قفل و زنجیرهای در سفارت تهیه شده بود را زیر چادرهایشان حمل می‌کردند.

ساعت ۱۰ صبح، دانشجویان با سر دادن شعار «الله اکبر» به طرف سفارتخانه آمریکا در تهران حرکت کردند و قفل و زنجیرهای در را با آهن‌بر بریدند. دانشجویان با شکستن در به راحتی به حیاط سفارت وارد شدند، و به حریم دیپلماتیک ایالات متحده آمریکا تجاوز[۱۲] نمودند.

ظهر آن روز، محمد موسوی خوئینی‌ها با دفتر آیت الله خمینی تماس می‌گیرد و در مذاکره‌ای تلفنی با احمد خمینی، وی را در جریان حرکت دانشجویان قرار می‌دهد و نظر خمینی را در این باره جویا می‌شود.

با فرا رسیدن ظهر، دانشجویان پیرو خط امام، محمد موسوی‌خوئینی‌ها را نیز به میان خود آوردند. با شنیدن خبر موافقت خمینی با تصرف سفارت، جوش و خروشی دیگر در آنها پدید می‌آید و تماس‌ها با نهادها و سازمان‌های مربوط جهت مطلع کردن آنها آغاز شد. یکی باید شورای انقلاب را در جریان می‌گذاشت و دیگری مجلس خبرگان را. استقرار دانشجویان در سفارت آمریکا در نهایت ۴۴۴ روز به طول انجامید.

[ویرایش] اسناد ادعایی ایران بدست آمده از سفارت آمریکادر تهران

  • «یکی از این اسناد در مورد فردی بود که سازمان سیا از او با عنوان LURE/1 SD نام می‌برد. در دی ماه 1358، در گاو صندوق اتاق رئیس پایگاه سیا در تهران، هفت سند درباره این فرد پیدا کردیم. نخستین سند ، به تاریخ 27 جولای 1979 به گزارش های فردی به نام SD ROTTER که بعدها معلوم شد قشقایی است، مربوط می‌شد. وی مقامات سیا را به تماس با شخص دیگری با عنوان SD LURE ترغیب می‌کرد. در این سند، شماره تلفن او ذکر شده بود. یکی از مأموران سیا با اسم رمز "گای رادرفورد" در پاریس تحت پوشش یک تاجر به او نزدیک شده بود. SD LURE موافقت کرد که دوباره در تهران با او ملاقات کند.» [۱۳]
  • بر طبق برخی از اسناد بدست آمده سفارت آمریکا در تهران، به وجود آمدن یک واکنش تند از سوی نیروهای انقلابی و حتی اشغال سفارت و گروگان گرفتن کارمندان آن را پیش بینی کرده بود .[۱۴]
  • همچنین در میان اسناد بدست آمده از سفارت آمریکا در تهران ، مطالبی بر ضد برخی از فعالین سیاسی کشور بدست آمد. گفتنی است که آمریکائی ها توانسته بودند که بخشی از اسناد را از طریق سوزاندن، از بین ببرند .

[ویرایش] عملیات طبس

نوشتار اصلی: عملیات طبس

پس از شکست دولت کارتر در آزادسازی گروگانها از کانالهای دیپلماتیک، یگان ویژه دلتا فورس نیروهای مسلح آمریکا، ماموریت پیدا کردند گروگانهای آمریکایی را در یک عملیات کماندویی آزاد کرده و به آمریکا باز گردانند.

این عملیات که بدلیل مشکلات فنی و جوی به شکست انجامید، به عملیات طبس (با نام رمز عملیات Operation Eagle Claw) مشهور گشت.

[ویرایش] عواقب

جریان گروگانگیری در تهران احساسات بسیاری را در آمریکا علیه ایرانیان برانگیخت. مردی در تظاهراتی در آمریکا علیه ایران در تصویر دیده می‌شود. بر روی تابلو نوشته: «ایرانی ها را از کشورم بیرون کنید.»

اولین تحریمات اقتصادی آمریکا علیه ایران در همین جریان علیه ایران وضع گردید.[۱۵] در حقیقت تصرف غیرقانونی[۱۶][۱۷] سفارت ایالات متحده آمریکا و به گروگان گرفتن کارکنان آن بمدت ۴۴۴ روز، باعث ظهور سالها خصومت آمریکاییان علیه ایران، از جمله قطع تمام روابط، ضبط و مصادره میلیونها دلار اموال ایران در خارج از کشور، وضع تحریمات علیه ایران، و طرد ایران از جوامع غربی شد که تا به امروز نیز ادامه دارد.[۱۸] ویلیام داگرتی، یکی از گروگانها، سالها بعد در این باره در یک مصاحبه با شبکه سی ان ان توضیح داد:

وقتی اینطور کشور شما (آمریکا) را تحقیری می‌کنند که ما را کردند، اینجور چیزها به یاد آدم می ماند. آدم کسانی را که اونطور به حیثیت شما و خانواده و کشورتان اهانت کردند را فراموش نمی‌کند. تنفر آنان از آمریکایی ها را هنوز بخوبی به یاد دارم. از هر روزنه بدنشان در حال نشت کردن بود.[۱۹]

[ویرایش] گروگان‌ها

گروگانها در حال بازگشت به آمریکا

۶۶ گروگان (۶۳ نفر از سفارت آمریکا و ۳ نفر از دفتر کنسولگری در وزارت امور خارجه) از تاریخ ۴ نوامبر ۱۹۷۹ تا ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱ گروگان بوده‌اند.[۲۰] گروه ۶۳ نفری در سفارت و گروه ۳ نفری در وازرت امور خارجه نگهداری می‌شدند.

۱۳ نفر از گروگان‌ها بین ۱۹ و ۲۰ نوامبر ۱۹۷۹ آزاد شدند و یک نفر از آنها در ۱۱ ژوئیه ۱۹۸۰ آزاد شد. ۵۲ نفر باقیمانده ۴۴۴ روز به عنوان گروگان در اختیار و کنترل گروه دانشجویان بودند و در نهایت در ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱ آزاد شدند.

[ویرایش] شش دیپلمات گریخته

در روز اشغال سفارت، شش دیپلمات آمریکایی توانستند بگریزند و در سفارت‌خانه‌های دولت سوئد و کانادا پناه گیرند و در نهایت در ۲۸ ژانویه ۱۹۸۰ با گذرنامه‌های کانادایی از ایران خارج می‌شوند.

  • رابرت آندرز، ۲۴ ساله، افسر کنسولی
  • مارک جی. لیجک، ۲۹ ساله، افسر کنسولی
  • کورا آ. لیجک، ۲۵ ساله، دستیار کنسولی
  • هنری ل. شاتز، ۳۱ ساله، وابسته کشاورزی
  • جوزف د. استافورد، ۲۹ ساله، افسر کنسولی
  • کاتلین ف. استافورد، ۲۸ ساله، دستیار کنسولی

[ویرایش] ۱۳ گروگان آزادشده

از ۱۹ تا ۲۰ نوامبر ۱۹۷۹، سیزده گروگان که زن یا سیاه‌پوست بودند، آزاد شدند :

  • کیتی گراس، ۲۲ ساله، منشی
  • سر گروهبان جیمز هیوز، ۳۰ ساله، مدیر اداری نیروی هوایی آمریکا
  • لیلیان جانسون، ۳۲ ساله، منشی
  • سر گروهبان لدل میپلز، ۲۳ ساله، محافظ تفنگداران دریایی
  • الیزابث مونتاگن، ۴۲ ساله، منشی
  • گروهبان ویلیام کوآرلز، ۲۳ ساله، محافظ تفنگداران دریایی
  • للوید رولینز، ۴۰ ساله، افسر اداری
  • کاپیتان نیل (تری) رابینسن، ۳۰ ساله، افسر اداری
  • تری تدفورد، ۲۴ ساله، منشی
  • سر گروهبان جوزف وینسنت، ۴۲ ساله، مدیر اداری نیروی هوایی آمریکا
  • سر گروهبان دیوید واکر، ۲۵ ساله، محافظ تفنگداران دریایی
  • جان والش، ۳۳ ساله، منشی
  • سرجوخه وزلی ویلیامز، ۲۴ ساله، محافظ تفنگداران دریایی

[ویرایش] ریچارد آی. کوئین

در تاریخ ۱۱ ژوئیه ۱۹۸۰، کنسول‌یار ۲۸ ساله ریچارد آی کوئین که دستگیر و به گروگان گرفته شده بود به دلیل نشانه‌های بیماری آزاد شد.


[ویرایش] ۵۲ گروگان باقیمانده

  • توماس ال.آهرن کهتر، ۴۸ ساله، افسر کنترل مواد مخدر
  • کلیر کورتلند بارنس، ۳۸ ساله، متخصص ارتباطات
  • ویلیام ای.بلک، ۴۴ ساله، افسر ارتباطات و ضبط
  • رابرت اُ. بلاکر، ۵۴ ساله، افسر اقتصادی متخصص در زمینه نفت
  • دانلد جی.کوک، ۲۶ ساله، کنسول یار
  • ویلیام جی.دوگرتی، ۳۳ ساله، دبیر سوم هیئت اعزامی آمریکا به ایران
  • فرمانده ناوبان یکم رابرت انگلمن، ۳۴ ساله، وابسته نیروی دریایی
  • سر گروهبان ویلیام گالگوس، ۲۲ ساله، محافظ تفنگداران دریایی
  • بروس دبلیو.جرمن، ۴۴ ساله، افسر اعتبارات
  • دوان ال.جیلت، ۲۴ ساله، متخصص ارتباطات و اطلاعات نیروی دریایی
  • آلن بی.گلانسینکسی، ۳۰ ساله، افسر امنیتی
  • جان ای.گریوس، ۵۳ ساله، افسر روابط عمومی
  • جوزف ام.هال، ۳۲ ساله، وابسته نظامی با درجهٔ ستوان یار
  • سر گروهبان کوین جی.هرمنینگ، ۲۱ ساله، افسر تفنگداران دریایی
  • گروهبان دوم دانلد آر.هوهمن، ۳۸ ساله، پزشک ارتش
  • سرهنگ للند جی.هالند، ۵۸ ساله، وابسته نظامی
  • مایکل هاولند، ۳۴ ساله، آجودان تیمسار امنیتی و یکی از سه تنی که در وزارت امور خارجه ایران نگهداری می‌شدند
  • چارلس ای.جونس کهتر، ۴۰ ساله، متخصص ارتباطات و اپراتور دور نویس، تنها آمریکایی سیاهپوستی که در نوامبر ۱۹۷۹ آزاد نشد
  • مالکوم کالپ، ۴۲ ساله، مقام ناشناخته
  • مورهد سی.کندی کهتر، ۵۰ ساله، افسر اقتصادی و بازرگانی
  • ویلیام اف.کیوف کهتر، ۵۰ ساله، سرپرست(مدیر) مدرسه آمریکایی در اسلام آباد پاکستان که در زمان اشغال به تهران مراجعه کرده بود.
  • سرجوخه استیون دبلیو کرتلی، ۲۲ ساله، محافظ تفنگداران دریایی
  • کاترین ال.کوب، ۴۲ ساله، افسر فرهنگی سفارت و یکی از دو گروگان زن
  • فردریک لی کوپکه، ۳۴ ساله، افسر ارتباطات و متخصص الکترونیک
  • ال. بروس لینگن، ۵۸ ساله، کاردار سفارت و یکی از سه تنی که در وزارت امور خارجه ایران نگهداری می‌شدند
  • استیون لاوترباخ، ۲۹ ساله، افسر اداری
  • گری ای.لی، ۳۷ ساله، افسر اداری
  • سر گروهبان پول ادوارد لویس، ۲۳ ساله، محافظ تفنگداران دریایی
  • جان دبلیو لیمبرت، ۳۷ ساله، افسر سیاسی
  • سر گروهبان جیمس ام.لوپز، ۲۲ ساله، محافظ تفنگداران دریایی
  • سر گروهبان جان دی.مک کیل، ۲۷ ساله، محافظ تفنگداران دریایی
  • مایکل جی. مترینکو، ۳۴ ساله، افسر سیاسی
  • جری جی.میل، ۴۲ ساله، افسر ارتباطات
  • گروهبان دوم مایکل ای.مولر، ۳۱ ساله، رهبر واحد محافظان تفنگداران دریایی
  • برت سی.مور، ۴۵ ساله، مشاور(مستشار) برای امور مدیریتی
  • ریچارد اچ.مورفیلد، ۵۱ ساله، رئیس(ژنرال) کنسول آمریکایی در ایران
  • کاپیتان پول ام.نیدمن کهتر، ۳۰ ساله، افسر ستاد لجستیک نیروی هوایی
  • رابرت سی.اود، ۶۵ ساله، افسر بازنشسته خدمات خارجی بر روی(دربارهء) شغل موقت در تهران
  • سر گروهبان گریگوری ای.پرسینگر، ۲۳ ساله، محافظ تفنگداران دریایی
  • جری پلوتکین، ۴۵ ساله، تاجر غیر دولتی که به تهران مراجعه کرده بود
  • استوار ارشد رجیس رگان، ۳۸ ساله، افسر وظیفه ارتش و عهده دار دفاع از افسران وابسته نظامی
  • سرهنگ دوم دیوید ام.روئدر، ۴۱ ساله، نمایندهٔ وابستگان نیروی دریایی
  • باری ام.روسن، ۲۶ ساله، وابسته مطبوعاتی
  • ویلیام بی.رویر کهتر، ۴۹ ساله، نایب رئیس اجرایی انجمن ایران-آمریکا
  • سرهنگ توماس ای.شافر، ۵۰ ساله، وابسته نیروی هوایی
  • سرهنگ چارلس دبلیو.اسکات، ۴۸ ساله، افسر ارتش و وابسته نظامی
  • فرمانده دانلد ام.شارر، ۴۰ ساله، وابسته ناوگان هوایی
  • سر گروهبان رادنی وی(راکی).سیکمان، ۲۲ ساله، محافظ تفنگداران دریایی
  • گروهبان دوم جوزف سوبیک کهتر، ۲۳ ساله، پلیس نظامی برای دفاع از پرسنل ستاد وابستگان
  • الیزابت آن سویفت، ۴۰ ساله، رئیس قسمت سیاسی سفارت و یکی از دو گروگان زن
  • ویلیام التامسث، ۳۹ ساله، افسر بالا رتبه سیاسی و یکی از سه تنی که در وزارت امور خارجه ایران نگهداری می‌شدند
  • فیلیپ آر.وارد، ۴۰ ساله، افسر اداری

[ویرایش] ۸ نفر طبس

۸ نفری که برای نجات گروگان‌ها به دشت کویر نزدیک طبس اعزام شدند و در اثر سوانحی طبیعی کشته شدند
  • کاپیتان ریچارد ال.باکه، ۳۴ ساله، نیروی هوایی
  • سر گروهبان جان دی.هاروی، ۲۱ ساله، نیروی تفنگداران دریایی
  • سرجوخه جورج ان.هولمس کهتر، ۲۲ ساله، نیروی تفنگداران دریایی
  • گروهبان دوم دوی ال.جانسون، ۳۲ ساله، نیروی تفنگداران دریایی
  • کاپیتان هارولد ال.لویس، ۳۵ ساله، نیروی هوایی
  • سر گروهبان تکنسین جوئل سی.مایو، ۳۴ ساله، نیروی هوایی
  • کاپیتان لین دی.مک اینتاش، ۳۳ ساله، نیروی هوایی
  • کاپیتان چارلس تی.مک میلان، ۲۸ ساله، نیروی هوایی

[ویرایش] دانشجویان پیرو خط امام

[ویرایش] اعضای کمیتهٔ مرکزی تسخیر سفارت

[ویرایش] دیگر اعضا

[ویرایش] ادعای شرکت محمود احمدی نژاد در تصرف سفارت آمریکا

پس از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری چند نفر از کارمندان سفارت آمریکا که در جریان تصرف سفارت آمریکا به گروگان گرفته شده بودند، احمدی نژاد را یکی از گروگان‌گیرها معرفی کردند.[۲۱] علاوه بر این برخی گروههای بسیجی در ایران نیز وی را از شرکت کنندگان در این واقعه نام برده‌ بودند.[۲۲] با این حال سازمان سیا معتقد است که هیچ مدرکی تاکنون دال بر این ادعاها قابل اثبات نبوده‌است.[۲۳]

این موضوع بلافاصله از سوی تعدادی از دانشجویان فعال در ماجرای اشغال سفارت آمریکا رد شد. ابراهیم اصغرزاده از مخالفت او با پیشنهاد تصرف سفارت آمریکا خبر داد. «احمدی نژاد کمونیسم را خطر جدی‌تری می‌پنداشت و به جای آن اشغال سفارت شوروی را پیشنهاد می‌کرد.» به همین جهت اصغرزاده، محسن میردامادی و حبیب‌الله بیطرف او را از عملیات خارج کردند.[۲۴]. البته ایده حمله به سفارت شوروی را کسی جدی نگرفت.[۲۵] عباس عبدی نیز گفت احمدی نژاد پس از اشغال سفارت می‌خواست به ما بپیوندد، اما ما اجازه ندادیم وارد سفارت شود یا به گروه ما بپیوندد.[۲۶]

[ویرایش] روزشمار وقایع

۱۹۷۹ (میلادی) (۱۳۵۸)


۱۹۸۰ (میلادی) (۱۳۵۹)