مهدی سمیعی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
شناسنامه
معروف به مهدی سمیعی
زادروز ۱۲۹۷
زادگاه رشت، ایران
تاریخ مرگ ۱۳۸۹
محل مرگ لس آنجلس، آمریکا
والدین ابراهیم نبیل سمیعی
دین اسلام، شیعه
اطلاعات سیاسی
سمت رئیس بانک مرکزی ایران، رییس سازمان برنامه و بودجه
امضا Iran-9a.jpg

مهدی سمیعی (۱۲۹۷، رشت - ۱۳۸۹، لس آنجلس) یکی از مدیران بانکی و برنامه ریزی ایران و یکی از فن سالاران دوران سلطنت محمدرضا پهلوی بود. وی سال‌ها، رییس بانک توسعه صنعت و معدن، رییس بانک مرکزی، رییس سازمان برنامه و سرانجام رییس صندوق توسعه کشاورزی بود و در هر یک از این سمت‌ها، تصمیم‌هایی گرفت و در تصمیمات تعیین کننده برای تامین زیرساخت‌های کشور نقش داشت. این واقعیت را که بانک مرکزی ایران مؤسسه‌ای عاری از فساد، نسبتاً مستقل و به نحو غریبی کارامد بود به مدیریت او منتسب کرده‌اند.[۱]


اوان زندگی[ویرایش]

مهدی سمیعی، فرزند ابراهیم نبیل سمیعی، گیلک و عضوی از خاندان باسابقه و فرهنگ دوست سمیعی و نوه ادیب‌السلطنه (حسین سمیعی)، شخصیت ادیب و سیاستمداری بود که هم در دوران قاجار و هم در سال‌های اولیه سلطنت رضاشاه در سیاست و فرهنگ ایران نقش داشت.

او در سال ۱۳۱۴ همراه با گروهی از ایرانیان که در امتحان هوش و استعداد برگزیده شده بودند، برای ادامه تحصیل راهی بریتانیا شد و در ولز به مدرسه و دانشگاه رفت. از آن جمع اسحاق آپریم اقتصاددان چپ گرا و از اعضای اولیه موثر حزب توده و بعدها استاد اقتصاد در دانشگاه آکسفورد، ابوالقاسم خردجو، بنیان گذار بانک توسعه صنعت و معدن و از چهره‌های جهانی شده ایران، بوده‌اند.

سمیعی و خردجو و آپریم در بازگشت به ایران جذب بانک ملی شدند و در همان جا اتحادیه کارکنان بانک را پی ریزی کردند که ابوالحسن ابتهاج، رییس وقت بانک آن را مزاحم مدیریت آهنین خود دید و با آن درگیر شد، اسحاق آپریم را به جرم آن که عضو حزب توده بود، راند و مهدی سمیعی را به زاهدان تبعید کردند و خردجو نیز رفت تا در بانک‌های بزرگ بین‌المللی بخت خود را بیازماید.

سمیعی در همان زاهدان هم بیکار ننشست و به ساختن مرکزی برای بانک و آموختن حسابداری و بانکداری به جوانان بومی مشغول گردید و ابتهاج ناگزیر حکم معاونت بانک ملی استان را برایش صادر کرد و بعد از بازگشت به تهران هم وی را به معاونت و بعد از آن ریاست اداره خارجه بانک برگمارد.

همزمان با نهضت ملی کردن نفت، مهدی سمیعی و ابوالقاسم خردجو به خواست دکتر مصدق همراه هیات خلع ید به آبادان رفتند تا نظارت بر عملیات حسابداری و حسابرسی شرکت نفت را به عهده گیرند.

سقوط دولت مصدق می‌توانست باعث مهاجرت جوانان نخبه ملی گرا شود، اما نرمش سپهبد زاهدی نخست وزیر بعدی و نیاز کشور به نخبگان مانع از این شد؛ چنان که سمیعی ماند، خردجو هم از یک شغل مدیریتی بین‌المللی در منطقه جنوب شرقی آسیا برگشت. آن‌ها و ده‌ها تن دیگر از جوانان دانش آموخته به دعوت شخصیت مستقلی مانند ابوالحسن ابتهاج که خیال‌های بزرگ در سر داشت، به سازمان برنامه رفتند تا شالوده برنامه ریزی و تدوین یک برنامه توسعه را بریزند.

سمیعی به بانک توسعه صنعتی و معدنی رفت، ابتدا معاون و سپس رییس آن جا شد و در همین مقام بود که توانست با دیگرانی که زمینه‌های تاسیس بانک مرکزی را می‌ریختند همرای شود و از همین رو، بعد از پورهمایون، ریاست بانک مرکزی را به عهده گرفت.

علاقه به هنر[ویرایش]

امضای مهدی سمیعی، به عنوان رییس کل بانک مرکزی ایران، بر روی اسکناس ریال ایران

مهدی سمیعی تنها یک بانکدار نبود. به موسیقی، به نقاشی و به سینما هم دلبسته بود. هم مایه گذار و هم پیش برنده کار دست اندر کاران این هنرها بود.

ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز، با یادآوری دوستی و آشنائی شصت ساله با مهدی سمیعی وی را چنین توصیف می‌کند:

تنها یک بانکدار برجسته نبود. به موسیقی، به نقاشی و به سینما هم دلبسته بود. هم مایه گذار و هم پیش برنده کار دست اندر کاران این هنرها بود. در شیوع و پیشبرد نقاشی در ایران ابتکارهای فراوان کرد و به کارهای نقاشان برجسته مانند هوشنگ پزشک نیا و سهراب سپهری و بهمن محصص توجه فراوان داشت و از آنان برای هدیه به بانکداران بزرگ جهان می‌فرستاد و سبب فروش کارهایشان می‌شد. چنان که وقتی مرکز مطالعات بانکی را در تهران به راه انداخت، آن را با ده‌ها نمونه برگزیده از کارهای این نقاشان آراست و به نوعی موزه کرد.

در منابع متعدد از جمله یکی از گزارش‌های منتشر شده سفارت بریتانیا در تهران پیرامون جهش بزرگ اوایل دهه چهل و تحولات اقتصادی و اجتماعی تاکید شده «مهدی سمیعی در مقام ریاست بانک مرکزی ایران، علینقی عالیخانی وزیر اقتصاد، ابوالقاسم خردجو در سمت رییس بانک صنعتی و معدنی و صفی اصفیا در جایگاه رییس سازمان برنامه‌و بودجه هماهنگی حیرت‌انگیزی از خود به نمایش گذاشتند». گنجینهٔ هنری بانک کشاورزی با عنوان مهر هنر نمونه قابل اعتنایی از سلیقه این بانکدار فرهنگی است .هنگامه معمری در مقدمهٔ کتاب کلکسیون مهر هنر چاپ زمستان ۱۳۹۲ به این نکته اشاره کرده است .این آثار هم اکنون در اداره مرکزی بانک کشاورزی تهران قابل مشاهده هستند.

پس از انقلاب[ویرایش]

مهدی سمیعی که از نخبگان و یکی از پرمطالعه‌ترین مدیران دهه‌های سی تا پنجاه کشور بود، از معدود مدیران بلندپایه کشور شد که در زمان وقوع انقلاب با همت و حمایت کارکنان صندوق توسعه کشاورزی از آسیب‌ها و قهر انقلابی مصون ماند. کارکنان این صندوق که از مدیر فروتن و ساده زیست و کتابخوان خبرها داشتند، روز بعد از پیروزی انقلاب، با خبر شدند که اعضای کمیته منظریه به خانه سمیعی رفته و او را همانند دیگر صاحب مقامان نظام فروپاشیده دستگیر کرده‌اند. ساعتی بعد کارکنان بانک توسعه کشاورزی –بعضی با خانواده هایشان- خود را به مدرسه علوی رساندند و نمایندگان آن‌ها توانستند با رهبر انقلاب دیدار کنند و شمه‌ای از پاکدامنی و درست کرداری سمیعی را برای سید روح‌الله خمینی بازگو کنند، خمینی در پاسخ استدلالی کرد و گفت همین که شما کارکنان یک موسسه که همه تان هم انقلابی هستید از یک مدیر رضایت دارید و به خود زحمت داده به این جا آمده‌اید، بهترین دلیل است برای این که حبس این شخص درست نبود. همین استدلال موجب شد که سمیعی از حبس رها شود، همان کارکنان بانک توسعه کشاورزی که ده سال شاهد و همراه این مدیر فروتن و مستقل و قاطع بودند یک ماه بعد هنگامی که مهدی سمیعی از کشور خارج می‌شد در فرودگاه تهران گرد آمدند تا مبادا نابسامانی‌ها و تندروی‌های انقلابیون به او صدمه‌ای برسد. مهدی سمیعی بعد از پایان معالجه با توجه به شرایط کشور، دیگر امکان آن را نیافت که به ایران باز گردد و زادگاه خود رشت را ببیند. وی در سال‌های بعد به لس آنجلس رفت و در آن جا مشاور یکی از بانک‌های بین‌المللی شد و کسی که خدمات بزرگی به ساخت کشور کرده بود سرانجام در آن مقام دور از کشورش، بازنشسته شد. گرچه مدیران بعدی بانک مرکزی و سازمان برنامه در مناسبت هائی از وی یاد کرده‌اند.

زندگی در آمریکا[ویرایش]

او که چند سال بعد از مهاجرت از کشور، ناگزیر شد در کالیفرنیا رحل اقامت بیفکند و مشاورت یک بانک بزرگ بین‌المللی را عهده دار شَوَد، چه زمانی که در اتاقش در بالاترین طبقه یک آسمان خراش در لوس آنجلس به کار مشغول بود و چه روزگارانی که بازنشستگی را پذیرفت و گرفتار کهولت و بیماری‌های آن شد، هرگز از تعقیب سرنوشت موسسات و نهادهائی که در شکل گرفتنشان سهم داشت، سدها و کارخانه‌ها و راه هائی که زمینه شان را هموار کرد و دشت‌های گسترده‌ای که با نظر او به کشاورزی مدرن مجهز گشت دست برنداشت.[۲]


منبع[ویرایش]