نسبیت عام
-
- این نوشتار حاوی اطلاعات تخصصی است. برای نوشتاری مقدماتیتر به آشنایی با نسبیت عام مراجعه کنید.
| نسبیت عام |
|---|
| آشنایی فرمولبندی ریاضیاتی نسبیت عام منابع آزمونها |
|
مفاهیم بنیادی
|
|
پدیدهها
|
|
نظریههای پیشرفته
|
|
دانشمندان
آلبرت اینشتین · هندریک لورنتز · داوید هیلبرت · آنری پوانکاره · کارل شوارتزشیلد · سیتر · رایسنر · نوردشتروم · ویل · آرتور استنلی ادینگتون · الکساندر فریدمان · میلن · زوئیکی · ژرژ لومتر · کورت گودل · جان ویلر · رابرتسون · باردین · واکر · روی کر · سابراهمانین چاندراسکار · الرس · راجر پنروز · استیون هاوکینگ · جوزف تیلور · راسل هالس · استاکم · تاب · ازرا نیومن · یائو · کیپ تورن
دیگران |
نسبیت عام نظریهای هندسی برای گرانش است که در سال ۱۹۱۶ توسط اینشتین منتشر شد[۱] و توصیف کنونی گرانش در فیزیک نوین است. این نظریه تعمیمی بر نظریه نسبیت خاص و قانون جهانی گرانش نیوتون است که توصیف یکپارچه ای از گرانش به عنوان یک ویژگی هندسی فضا و زمان یا فضا-زمان ارائه می دهد. این نظریه گرانش را به عنوان یک عامل هندسی و نه یک نیرو بررسی میکند. در این نظریه فضا-زمان توسط هندسه ریمانی بررسی میشود. خمش فضازمان مستقیما با انرژی و تکانه کل ماده و تابش موجود متناسب است. این رابطه را توسط سیستمی از معادلات دیفرانسیل با مشتقات پارهای به نام معادلات میدان اینشتین نمایش داده می شوند. پایه نظری گرانش در کیهانشناسی، این نظریه و تعمیمهای آن است.
برخی از پیش بینی های نسبیت عام به میزان قابل توجهی با پیش بینی های فیزیک کلاسیک تفاوت دارند؛ به ویژه آن دسته از پیش بینی هایی که مرتبط با گذر زمان، هندسه فضا، حرکت اجسام در سقوط آزاد و انتشار نور هستند. پدیده هایی چون اتساع زمان گرانشی ، همگرایی گرانشی، انتقال به سرخ گرانشی نور و تاخیر زمانی گرانشی نمونه هایی از این تفاوت ها هستند. پیش بینی های نسبیت عام در تمام مشاهدات و آزمایشهایی که تابه امروز انجام شده اند، تایید شده اند. نسبیت عام تنها نظریه نسبیتی گرانشی موجود نیست، بلکه ساده ترین نظریه ای است که با داده های تجربی همخوانی دارد. هرچند که پرسشهایی هستند که هنوز بی پاسخ مانده اند و شاید پایه ای ترین آنها این باشد که چگونه می توان نسبیت عام را با قوانین فیزیک کوانتومی آشتی داد تا بتوان به نظریه ای کامل و خودسازگار برای گرانش کوانتومی دست یابیم.
نظریه اینشتین جنبه های اختر فیزیکی مهمی دارد. مثلا این نظریه وجود سیاهچاله ها را به عنوان وضعیت پایانی ستاره های بزرگ پیش بینی می کند. شواهد گسترده ای موجود است که تابش بسیار شدید منتشر شده از برخی انواع اجسام اخترفیزیکی ناشی از وجود سیاهچاله ها ست. مثلا ریزاختروش ها و هسته کهکشانی فعال، به ترتیب نتیجه وجود سیاهچاله های ستارهوار و سیاهچاله های کلانجرم هستند. خم شدن نور بر اثر گرانش می تواند منجر به پدیده همگرایی گرانشی شود که در اثر آن چندین تصویر از یک جسم اخترفیزیکی دوردست در آسمان دیده می شود. نسبیت عام همچنین وجود امواج گرانشی را پیش بینی می کند که از آن زمان مورد مشاهده غیر مستقیم قرارگرفتند. پروژه هایی همچون لیگو و پروژه لیسا ی ناسا با هدف مشاهده مستقیم این امواج گرانشی راه اندازی شده اند. علاوه بر این نسبیت عام پایه مدل های رایج کنونی کیهان شناسی فیزیکی که بر مبنای جهان در حال انبساط هستند را تشکیل می دهد.
محتویات |
تاریخچه [ویرایش]
اندکی پس از انتشار نظریه نسبیت خاص در سال ۱۹۰۵، اینشتین در این اندیشه بود که چگونه می تواند گرانش را در چارچوب نسبیتی جدیدش جای دهد. در سال ۱۹۰۷ با شروع از یک آزمایش فکری شامل یک مشاهده گر در سقوط آزاد، جستجویی هشت ساله برای دستیابی به نظریه گرانشی نسبیتی را آغاز کرد. پس از اشتباهات و انحرافات متعدد سرانجام کار او در قالب آنچه امروزه معادلات میدان اینشتین می خوانیم، حاصل داد و در نوامبر ۱۹۱۵ به آکادمی علوم پروشن ارائه شد. این معادلات بیان می کنند که چگونه هندسه فضا و زمان از کل ماده و تابش موجود تاثیر می پذیرد و هسته نسبیت عام اینشتین را تشکیل می دهند. [۲]
معادلات میدان اینشتین غیرخطی هستند و از این رو یافتن پاسخ برای آنها بسیار دشوار است. در حل مسائل مربوط به اولین پیش بینی های نظریه اش، اینشتین از روشهای تقریبی استفاده نمود. اما دیری نپایید که در سال ۱۹۱۶ اختر فیزیکدانی به نامکارل شوارتزشیلد نخستین پاسخ غیر بدیهی برای معادلات اینشتین را پیدا کرد که با نام متریک شوارتزشیلد شناخته می شود. این پاسخ امکان توصیف مراحل نهایی رمبش گرانشی و تشکیل اجسامی که امروزه به نام سیاهچاله می شناسیم، را فراهم نمود. در همان سال نخستین گام ها برای تعمیم پاسخ شوارتزشیلد به اجسام باردار آغاز شد. نتیجه این تلاشها متریک رایسنر-نوردشتروم بود که امروزه با سیاهچاله های دارای بار الکتریکی مرتبط است.[۳] در سال ۱۹۱۷ اینشتین نظریه اش را در مورد جهان به عنوان یک کل به کارگرفت و شاخه کیهان شناسی نسبیتی را پایه گذاری نمود.در آن زمان اینشتین در راستای اندیشه غالب عصر خود جهان را ایستا می پنداشت و به همین دلیل پارامتر جدیدی- ثابت کیهانی - را به معادلات اولیه خود افزود تا بتواند آن مشاهده را تکرار نماید. [۴] اما تا سال ۱۹۲۹ در نتیجه کار هابل و سایرین مشخص شده بود که جهان ما در حال انبساط است. انبساط جهان به خوبی توسط بسط جوابهای کیهانی که توسط الکساندر فریدمان در سال ۱۹۲۲ ارائه شد و نیازی به ثابت کیهانی ندارند، قابل توضیح است. با استفاده از این جوابها لومتر اولین نسخه از نظریه مهبانگ را فرمولبندی کرد که در آن جهان از یک حالت بی نهایت داغ و چگال اولیه بوجود آمده است.[۵] بعدها اینشتین ثابت کیهانی را بزرگترین اشتباه زندگی خود خواند.[۶]
در خلال آن دوران، نسبیت عام کنجکاوی بسیاری از فیزیکدانان نظری را برانگیخته بود. این نظریه به وضوح از گرانش نیوتن برتر بود زیرا با نسبیت خاص سازگار بود و از عهده توضیح بسیاری از پدیده هایی بر می آمد که نظریه نیوتنی از توضیح آنها ناتوان بود. خود اینشتین در سال ۱۹۱۵ نشان داد که چگونه نظریه اش حرکت تقدیمی غیر عادی حضیض خورشیدی سیاره تیر را بدون استفاده از هیچگونه پارامتر اختیاری توجیه می کند.[۷] به طور مشابهی در سال ۱۹۱۹،طی اکتشافی که توسط ادینگتون صورت گرفت، پیش بینی نسبیت عام در مورد شکست نور ستاره ها در طی خورشیدگرفتگی ۲۹ مه ۱۹۱۹، تایید گردید.[۸] و باعث شهرت فوری انیشتین شد.[۹] اما تنها با گسترش هایی که بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۵ صورت گرفت این نظریه وارد جریان اصلی فیزیک نظری و اختر فیزیک شد و از این رو، این دوره را عصر طلایی نسبیت عام می خوانند.[۱۰] به تدریج فیزیکدانان مفهوم سیاهچاله را درک نمودند و اختروش ها را به عنوان نمونه ای از تجلی اخترفیزیکی این مفهوم شناسایی کردند.[۱۱] آزمایشهایی دقیقتر از همیشه بر روی منظومه شمسی قدرت پیش بینی نظریه را تایید کردند[۱۲] و گرایشهایی برای استفاده از کیهان شناسی نسبیتی برای هدایت آزمایشهای مشاهده ای بوجود آمد.[۱۳]
از مکانیک کلاسیک تا نسبیت عام [ویرایش]
نسبیت عام را می توان با بررسی شباهت ها و تفاوتهایش با فیزیک کلاسیک درک نمود. نخستین گام این است که متوجه شویم که مکانیک کلاسیک و قانون گرانش نیوتن به طور ضمنی یک توصیف هندسی را می پذیرند.با ترکیب این توصیف با قوانین نسبیت خاص به نسبیت عام می رسیم.[۱۴]
هندسه گرانش نیوتنی [ویرایش]
بنیان فیزیک کلاسیک بر این مفهوم استوار است که حرکت یک جسم را می توان ترکیبی از حرکت آزاد جسم (یا حرکت لختی) و انحرافهایی از این حرکت آزاد دانست. این انحرافها ناشی از نیروهای خارجی است که بر جسم وارد می شوند و بر طبق قانون حرکت دوم نیوتن عمل می کنند. قانون دوم نیوتن بیان می کند که نیروی خالص وارد بر یک جسم برابر با جرم (لختی) آن ضرب در شتاب جسم است.[۱۵] نوع حرکت لختی جسم با هندسه فضا وزمان مرتبط است : در چارچوبهای مرجع استاندارد فیزیک کلاسیک حرکت لختی (آزاد) اجسام در خط مستقیم و با سرعت ثابت انجام می شود. در ادبیات فیزیک مدرن مسیرهای حرکت لختی اجسام ژئودزیک نامیده می شوند که تعمیمی از مفهوم خط راست در هندسه فیزیک کلاسیک هستند، خطهای جهانی مستقیم در فضازمان خمیده.[۱۶]
در روندی معکوس ممکن است این انتظار وجود داشته باشد که با مشخص کردن حرکت لختی اجسام از طریق مشاهده حرکت واقعی و حذف انحرافهای مربوط به نیروهای خارجی (مانند الکترومغناطیس و اصطکاک)، می توان هندسه فضا و همچنین مختصات زمان را تعریف کرد، اما وقتی پای گرانش به میان می آید این موضوع کمی ابهام آمیز می شود. بر طبق قانون گرانش نیوتن و تایید آزمایشهای مستقلی مانند آزمایش لورند اوتوو و سایرین، سقوط آزاد جهانشمول است (این قانون همچنین با نام اصل ضعیف همارزی و یا قانون جهانی بربری جرم لختی و جرم غیر فعال گرانشی شناخته می شود): مسیر حرکت ذره آزمون در سقوط آزاد تنها به مکان و سرعت اولیه اش بستگی دارد و به هیچیک از ویژگیهای مادی اش وابسته نیست.[۱۷] نسخه ای ساده شده از این مفهوم را می توان در آزمایش آسانسور انیشتین یافت که در تصویر سمت چپ دیده می شود: ناظری که در یک اتاق بسته کوچک قرار گرفته غیر ممکن است که تنها با بررسی مسیر سفوط آزاد جسمی مانند یک توپ بتواند بفهمد که آیا محفظه در حال سکون در یک میدان گرانشی قرار دارد یا اینکه در فضای آزاد سوار بر موشکی شتابدار است که نیرویی به اندازه گرانش ایجاد می کند.[۱۸]
با توجه به جهانشمول بودن گرانش تمایز قابل مشاهده ای بین حرکت لختی و حرکت ناشی از نیروی گرانشی وجود ندارد. این موضوع مارابرآن می دارد که کلاس جدیدی از حرکت لختی برای اجسام در حال سقوط آزاد تحت تاثیر نیروی گرانش تعریف کنیم. این کلاس جدید نیز، به نوبه خود، هندسه ای از فضا و زمان به زبان ریاضی تعریف می کند که عبارت است از حرکت ژئودزیک متناظر با یک اتصال خاص که به گرادیان پتانسیل گرانشی بستگی دارد. در اینجا فضا هنوز هندسه اقلیدسی معمولی دارد. اما فضا-زمان به عنوان یک کل پیچیده تر است. همانطور که می توان با آزمایشهای فکری ساده در مورد مسیرهای سقوط آزاد ذرات آزمون مختلف نشان داد، نتیجه جابجایی بردارهای فضازمان که بیانگر سرعت ذره هستند به مسیر ذره بستگی دارد؛ به زبان ریاضی، می توان گفت که اتصال نیوتنی انتگرال پذیر نیست. از این می توان نتیجه گرفت که فضا-زمان خمیده است. نتیجه یک فرمول بندی هندسی گرانش نیوتنی تنها بر پایه مفاهیم هموردایی برقرار است؛ یعنی توصیفی که در هر دستگاه مختصاتی معتبر است. [۱۹] در این توصیف هندسی اثرات کشندی - شتاب نسبی اجسام در سقوط آزاد - بامشتق اتصال مرتبط است که نشان می دهد چگونه تغییر شکل هندسی،برآمده از وجود جرم است.[۲۰]
تعمیم نسبیتی [ویرایش]
پایه گرانش هندسی نیوتنی، یعنی مکانیک کلاسیک تنها حالت خاص محدودی از مکانیک نسبیتی (خاص) است.[۲۱] به زبان تقارن : در جاییکه بتوان گرانش را نادیده گرفت فیزیک دارای ناوردایی لورنتز است، مانند نسبیت خاص در مقایسه با مکانیک کلاسیک که دارای ناوردایی گالیله ای است( تقارن تعریفشده در نسبیت خاص گروه پوانکاره است که انتقال و چرخش را نیز شامل می شود). تفاوت این دو هنگامی اهمیت می یابد که با سرعتهای بالا و نزدیک به سرعت نور و پدیده های پرانرژی سروکارداریم.[۲۲]
ساختارهای دیگری نیز با تقارن لورنتز به میان می آیند.این ساختارها توسط تعدادی مخروط نور تعریف می گردند. مخروطهای نور ساختاری علیتی را تعریف می کنند: به ازای هر رویداد A، مجموعه ای از رویدادها وجود دارند که می توانند از طریق سیگنالها و برهم کنش هایی که نیاز به سرعت بیشتر از نور ندارند، روی A تاثیر گذاشته یا از آن تاثیر بگیرند(مانند B) و مجموعه رویدادهایی که این نوع برهم کنش با A(با سرعت پایین تر ازسرعت نور) برایشان امکان پذیر نیست (مانند C). این مجموعه ها مستقل از ناظر هستند.[۲۳] در ارتباط با خطوط جهانی ذرات در حال سقوط آزاد، مخروطهای نور را می توان برای بازسازی متریک شبه ریمانی فضازمان استفاده نمود. به زبان ریاضی این یک ساختار همدیس است.[۲۴]
نسبیت خاص در غیاب گرانش تعریف می شود و به همین دلیل در کاربردهایی عملی در مواردی که بتوان گرانش را نادیده گرفت، مدل مناسبی خواهد بود. با ورود گرانش به صحنه و پنداشت جهانشمول بودن سقوط آزاد، می توان استدلالی مانند بخش پیشین ارائه داد: چارچوب مرجع لَخت جهانی وجود ندارد. به جای آن چارچوبهای تقریبا لختی وجود دارند که در راستای ذرات در حال سقوط آزاد حرکت می کنند.به زبان فضازمان: خطوط زمانواره مستقیمی که یک چارچوب لخت بدون گرانش را تعریف می کنند، تغییر شکل داده و نسبت به یکدیگر خمیدگی پیدا می کنند و ما را به سوی این پندار رهنمون می سازد که افزودن گرانش نیاز به تغییر در هندسه فضا زمان دارد.[۲۵]
از پیش مشخص نیست که این چارچوبهای جدید در حال سقوط آزاد همان چارچوبهای مرجعی باشند که نسبیت خاص در آنها جکمفرماست. اما با استفاده از پنداشتهای متفاوت در مورد چارچوبهای نسبیت خاص می توان به پیش بینی های متفاوتی در مورد پدیده انتقال به سرخ گرانشی، یعنی چگونگی تغییر بسامد نور در میدان گرانشی رسید. اندازه گیریهای واقعی نشان داده اند که نور در چارچوبهای در حال سقوط آزاد نیز مانند چارچوبهای نسبیت خاص منتشر می گردد.[۲۶] تعمیم این عبارت اصل همارزی خوانده می شود : قوانین نسبیت خاص با تقریب خوبی در چارچوبهای مرجع در حال سقوط آزاد(غیرچرخان) برقرارند.این اصل یک اصل هدایتگر مهم برای گسترش نسبیت خاص با در نظرگرفتن گرانش است.[۲۷]
همین داده های تجربی گواهی می دهند که زمانی که توسط ساعتها در یک میدان گرانشی اندازه گیری میشود - اصطلاح تخصصی آن زمان ویژه است -، از قوانین نسبیت خاص پیروی نمی کند و یا به بیان هندسه فضازمان، با متریک مینکوفسکی قابل اندازه گیری نمی باشند. همانگونه که در مورد مکانیک نیوتنی اتفاق افتاد در اینجا نیز نیازمنده هندسه کلی تری هستیم. در مقیاسهای کوچک تمام چارچوبهای مرجع درحال سقوط آزاد هم ارز و تقریبا مینکوفسکی وار هستند. متعاقباً ما با تعمیمی خمیده از فضای مینکوفسکی رو به رو هستیم. تانسور متریک که هندسه را تعریف می کند - به بیان دقیقتر چگونگی اندازه گیری طولها و زاویه ها-، متریک مینکوفسکی نسبیت خاص نیست؛ بلکه تعمیم یافته آن است که به نام متریک شبه-ریمانی شناخته می شود. همچنین هر متریک ریمانی به طور طبیعی با یک نوع خاص اتصال به نام اتصال لوی-چیویتا مرتبط است و این اتصال درواقع اتصالی است که اصل همارزی را ارضا کرده و فضا را به طور محلی مینکوفسکی وارمی سازد.(یعنی در چارچوبهای محلی لخت مناسب٬ متریک٬ میکنوفسکی وار است و مشتقات جزئی مرتبه اول آن و نیز ضرایب اتصال صفر هستند) [۲۸]
معادلات میدان اینشتین [ویرایش]
با وجود فرمولبندی نسخه نسبیتی هندسی آثار گرانش، پرسش درباره سرچشمه گرانش همچنان پابرجاست. در گرانش نیوتنی سرچشمه گرانش، جرم است.در نسبیت خاص، جرم پاره ای از کمیتی بزرگتر به نام تانسور انرژی-تکانه است که شامل چگالی های انرژی و تکانه و تنش (که عبارت است از فشار و برش) می شود.[۲۹] با استفاده از اصل هم ارزی می توان این تانسور را به فضازمان خمیده تعمیم داد. چنانچه با گرانش هندسی نیوتنی مقایسه کنیم، طبیعی خواهد بود که بپنداریم معادله میدان گرانش، این تانسور را به تانسور ریچی مرتبط سازد. تانسور ریچی رده ویژه ای ازاثرات کشندی را توصیف میکند: تغییر در حجم ابرهای کوچکی از ذرات آزمون که ابتدا ساکن هستند و سپس سقوط آزاد می کنند. در نسبیت خاص پایستگی انرژی-تکانه متناظر با این عبارت است که تانسور انرژی-تکانه بدون واگرایی است. این فرمول را نیز می توان با جایگزینی مشتقات پاره ای با خَمینه های همتایشان یعنی مشتقات هَموَردای هندسه دیفرانسیل، به سادگی به فضازمان خمیده تعمیم داد. با این شرط اضافی - واگرایی هموردای تانسور انرژی-تکانه صفر است و در نتیجه هرآنچه در سوی دیگر معادله است نیز صفر خواهد شد - ساده ترین مجموعه معادلات، معادلاتی هستند که به نام معادلات میدان انیشتین خوانده می شوند.
عبارت سمت چپ تانسور اینشتین است، ترکیب ویژه بدون واگرایی از تانسور ریچی
و متریک. به طور خاص :
خمش نرده ای است. خود تانسور ریچی نیز با تانسور کلی تر خمش ریمان به شکل زیر در ارتباط است
در سمت راست Tab تانسور انرژی-تکانه است. تمام تانسور ها در شکل نمادگذاری نمایه انتزاعی نوشته شده اند.[۳۰] برای اینکه پیش بینی های نظریه با نتایج تجربی مشاهدات مدارهای سیاره ها، سازگار باشند، ثابت تناسب را می توان به شکل κ = 8πG/c4 اصلاح نمود که درآن G ثابت گرانش و c سرعت نور است.[۳۱] هرگاه هیچ ماده ای موجود نباشد، به گونه ای که تانسور انرژی تکانه ناپدید گردد، معادلات خلاء انیشتین به دست می آیند:
نظریه های جایگزینی برای نسبیت عام بر پایه پندارهای یکسان شکل گرفته اند. این نظریه ها شامل قوانین و محدودیتهای اضافی هستند که باعث بوجود آمدن شکل های دیگری از معادلات میدان می شوند. برای نمونه میتوان به نظریه برانس دیکی ٬ دورهمسانی و یا نظریه اینشتین-کارتان اشاره کرد.[۳۲]
تعریف و کاربردهای پایه ای [ویرایش]
نتیجه گیری های بخش قبلی همه اطلاعات لازم برای تعریف و توصیف ویژگیهای کلیدی نسبیت عام را شامل می شود و می توان به سراغ سوال بسیار مهمی رفت که چگونه می توان در مدل سازی از این نظریه استفاده نمود.
تعریف و ویژگیهای پایه ای [ویرایش]
نظریه نسبیت یک نظریه متریک برای گرانش است. در هسته این نظریه معادلات اینشتین قرار می گیرند که رابطه بین هندسه یک خَمینه شبه ریمانی چهاربعدی به عنوان فضازمان و انرژی-تکانه موجود در آن فضازمان را توصیف می کنند.[۳۳]
پدیده هایی که در مکانیک کلاسیک به عملکرد نیروی گرانش تعبیر می شوند(مانند سقوط آزاد،حرکت مداری، مسیرحرکت فضاپیما)، در نسبیت عام به حرکتهای لخت در هندسه خمیده فضازمان نسبت داده می شوند. در نسبیت عام گرانش نیرویی نیست که اجسام را از مسیر مستقیم طبیعیشان منحرف می کند بلکه تغییری در ویژگیهای فضا و زمان است که باعث تغییر مستقیم ترین مسیرهایی که اجسام به طور طبیعی انتخاب می کنند می شود.[۳۴] خمش به نوبه خود توسط انرژی-تکانه ماده بوجود می آید. جان ویلر این موضوع را این گونه بیان می کند که فضازمان به ماده می گوید که چطور حرکت کند و ماده نبز به فضا زمان می گوید که چگونه خمیده شود.[۳۵]
با وجود اینکه نسبیت عام پتانسیل گرانشی نرده ای فیزیک کلاسیک را با یک تانسور مرتبه دو جایگزین می کند، در برخی شرایط محدود تانسور به میدان نرده ای کاهش می یابد. برای میدان های گرانشی ضعیف و سرعتهای پایین(نسبت به سرعت نور)، پیش بینی های این نظریه با پیش بینی های قانون جهانی گرانش نیوتن همگرا می شوند.[۳۶]
از آنجاییکه نسبیت عام برپایه تانسورها بنا شده است، هموردایی عام را نمایش می دهد: یعنی قوانین آن - و دیگر قوانینی که در چارچوب نسبیت عام فرمولبندی می شوند - در همه دستگاههای مختصات یک شکل خواهند داشت. [۳۷] علاوه براین، نظریه شامل هیچ ساختار پس زمینه ای هندسی ناوردایی نیست ، یعنی مستقل از پس زمینه است. از این رو از اصل قوی تری به نام اصل نسبیت عام پیروی می نماید؛این اصل بیان می کند که قوانین فیزیکی برای همه ناظرها یکسان هستند.[۳۸] در مورد ساختارهای محلی، همانگونه که در اصل هم ارزی اشاره شد، فضازمان مینکوفسکی وار است و قوانین فیزیکی دارای ناوردایی محلی لورنتس هستند.[۳۹]
مدل سازی [ویرایش]
مفهوم پایه ای در مدلسازی نسبیت عام حل معادلات میدان اینشتین می باشد. با حل معادلات اینشتین و همچنین معادلات مناسب دیگر برای ویژگی های ماده به یک خمینه شبه ریمانی ( که معمولا با استفاده از یک متریک در یک مختصات خاص تعریف می شوند) می رسیم که میدانهای مادی مشخصی نیز روی آن خمینه قرار می گیرند. ماده و هندسه باید در معادلات انیشتین صدق کنند، پس به طور خاص تانسور انرژی-تکانه باید بدون واگرایی باشد.البته ماده باید در معادلات دیگری که از طریق ویژگی هایش تحمیل می شوند نیز صدق کند. در مجموع چنین پاسخی برای این معادلات در حقیقت مدلی از جهان را نمایش خواهد داد که نسبیت عام و قوانین محتمل دیگری که بر ماده موجود حاکم اند، را ارضا می نماید.[۴۰]
معادلات انیشتین معادلات غیرخطی دیفرانسیل با مشتقات پارهای هستند و به همین سبب یافتن پاسخ دقیق برای این معادلات دشوار است.[۴۱] با این حال چند پاسخ دقیق برای این معادلات پیدا شده است؛اگر چه که تنها برخی از این پاسخها کاربرد مستقیم فیزیکی دارند.[۴۲] بهترین پاسخهای دقیق کشف شده که از دیدگاه فیزیکی نیز جالب ترند، عبارتند از : پاسخ شوارتزشیلد، پاسخ رایسنر-نوردشتروم و متریک کِر که هرکدام با یک نوع خاص سیاهچاله در جهانی که تنها شامل این سیاهچاله است، در تناظر هستند،[۴۳] و متریک فریدمان-لومتر-رابرتسون-واکر و جهان دو سیتر که هر دو جهان در حال انبساط را توصیف می کنند.[۴۴] پاسخهایی که اهمیت نظری دارند عبارتند از متریک گودل ( که احتمال سفر در زمان در فضازمان خمیده را مطرح می کند)، پاسخ تاب-نات (مدلی از جهان که همگن است اما همسانگرد نیست) و فضای پاد-دوسیتر (که به تازگی در زمینه حدس مالداسنا مورد توجه قرارگرفته است).[۴۵]
به دلیل دشواری یافتن پاسخهای دقیق، معادلات میدان اینشتین را اغلب با استفاده از انتگرال گیری عددی به کمک رایانه ویا با ایجاد انحرافات کوچک از جواب اصلی نیز حل می کنند. در شاخه "نسبیت عددی"، رایانه های توانمندی به خدمت گرفته می شوند تا معادلات اینشتین را برای شرایط خاصی مثل برخورد سیاهچاله ها حل کنند.[۴۶] در اصل چنین روشهایی را با در دست داشتن منابع رایانه ای کافی می توان برای هر سامانه ای بکاربرد و به دنبال پاسخ برای پرسشهای بنیادی همچون تکینگی های برهنه بود. جوابهای تقریبی را همچنین می توان از طریق نظریه های اغتشاش یافت، مانند گرانش خطیشده [۴۷] و تعمیم آن، بسط پسانیوتنی که هردو توسط اینشتین بوجود آمده اند. بسط پسانیوتنی روش حلی سیستماتیک برای فضازمانی ارائه می کند که شامل توزیعی از ماده در حرکت کند نسبت به سرعت نور می باشد. این بسط شامل یک سری از جملات است که جمله اول نماینده گرانش نیوتنی است و جمله های بعدی نماینده اصلاحاتی هستند که به واسطه نسبیت عام بر گرانش نیوتنی وارد می شوند که مقدارشان در جملات متوالی کاهش می یابد. [۴۸] نسخه گسترش یافته این بسط، صورت گرایی پسا-نیوتنی پارامتری است که امکان مقایسه کمی بین پیش بینی های نسبیت عام و نظریه های جایگزین را بوجود می آورد.[۴۹]
پیامدهای نظریه اینشتین [ویرایش]
نسبیت عام پیامدهای فیزیکی چندی را به دنبال دارد.برخی از آنها مستقیما از اصول نظریه ناشی می شوند در حالیکه سایر آنها تنها در طول نود سال پژوهشی که به دنبال انتشار نخستین نظریه توسط اینشتین آغاز شد، مشخص گشته اند.
اتساع زمان گرانشی و انتقال بسامد [ویرایش]
بافرض درستی اصل هم ارزی،[۵۰] گرانش بر گذر زمان تاثیر می گذارد. نوری که به درون یک چاه گرانش فرستاده می شود، منتقل به آبی می گردد. در حالیکه نوری که در جهت مخالف فرستاده می شود؛ یعنی از چاه گرانش بالا می آید منتقل به سرخ می گردد. این دو پدیده را روی هم انتقال بسامد گرانشی می نامند. به طور عمومی تر فرایندهایی که در نزدیکی یک جسم پرجرم صورت می گیرند کندتر از فرایندهایی که در فواصل دورتر قرار دارند اجرا می شوند.این پدیده را اتساع زمان گرانشی می گویند.[۵۱]
انتقال به سرخ گرانشی در آزمایشگاه[۵۲] و با بهره گیری از مشاهدات اخترفیزیکی[۵۳] اندازه گیری شده است. اتساع زمان گرانشی در میدان گرانشی زمین دفعات پرشماری با بهره گیری از ساعتهای اتمی اندازه گیری شده است.[۵۴] و به عنوان کاربردی جانبی برای پروژه سامانه موقعیتیاب جهانی (GPS) این نتایج پیوسته در حال ارزیابی هستند.[۵۵] آزمونی در میدان گرانشی قوی تررا می توان با استفاده از مشاهدات تپ اختر های دوتایی انجام داد.[۵۶] تمام نتایج با نسبیت عام همخوانی دارند[۵۷] اما در سطح دقت کنونی این آزمایشها نمی توانند بین نسبیت عام و سایر نظریه هایی که در آنها اصل هم ارزی معتبر است تمایزی قائل شوند.[۵۸]
شکست نور و تاخیر زمانی گرانشی [ویرایش]
نسبیت عام پیش بینی می کند که مسیر نور در میدان گرانشی خم می شود. نوری که از نزدیکی یک جسم پرجرم می گذرد به سوی آن جسم خمیده می شود. این اثر با مشاهده نور ستارگان دور و اختروش ها که با گذر از کنار خورشید خمیده می شود، تایید شده است.[۵۹]
این پیش بینی و پیش بینی های مرتبط از این واقعیت پیروی می کنند که نور مسیری را که به آن نورواره (نور-مانند) یا ژئودزیک پوچ (که تعمیمی بر خطوط مستقیمی در فیزیک کلاسیک هستند که نور در راستای آنها منتشر می شود) می گویند، دنبال می کند. چنان ژئودزیک هایی در واقع تعمیم ناوردایی سرعت نور در نسبیت خاص هستند.[۶۰] چنانچه مدلهای فضازمان را بررسی کنیم(چه مدل خارجی جواب شوارتزشیلد، چه مدلهایی که بیش از یک جرم دارند مثل بسط پسانیوتنی)[۶۱] آثار متعددی از گرانش بر نور جلوه خواهند نمود. اگرچه می توان خمش نور را از تعمیم جهانشمول بودن سقوط آزاد به نور نتیجه گرفت،[۶۲] زاویه شکستی که از نتیجه چنین محاسباتی به دست می آید تنها نیمی از مقداری است که از نسبیت عام به دست می آید.[۶۳]
تاخیر زمانی گرانشی (یا تاخیر شاپیرو) ارتباط تنگاتنگی با شکست گرانشی نور دارد. تاخیر زمانی گرانشی به پدیده ای اشاره دارد که طی آن گذر نور در یک میدان گرانشی مدت زمان بیشتری از گذر نور در غیاب آن میدان به طول می انجامد. آزمون های موفق بیشماری برای این پیش بینی انجام شده اند.[۶۴] در صورت گرایی پارامتری پسانیوتنی (PPN) ، اندازه گیری هر دو پدیده شکست نور و تاخیر زمانی گرانشی پارامتری به نام γ را مشخص می سازد، که تاثیر گرانش بر هندسه فضا زمان در آن به رمز در آمده است.[۶۵]
امواج گرانشی [ویرایش]
یکی از تشابهات متعدد میدان گرانشی ضعیف و میدان الکترومغناطیس این است که همانند امواج الکترومغناطیسی، امواج گرانشی نیز وجود دارند: امواجی در متریک فضازمان که با سرعت نور منتشر می شوند.[۶۶] ساده ترین نوع چنین موجی را می توان با عمل آن بر روی حلقه ای از ذرات که آزادانه شناورند نمایش داد. موج سینوسی که از درون چنین حلقه ای به سمت خواننده منتشر می شود به صورت ریتمیک حلقه را دچار اعوجاج می نماید(شکل سمت چپ را ببینید).[۶۷] از آنجا که معادلات اینشتین غیرخطی هستند، امواج گرانشی که به اندازه کافی قوی باشند، از اصل برهمنهی پیروی نمی کندد و این باعث دشواری توصیف آنها می شود؛درحالیکه برای میدان های ضعیف می توان از یک تقریب خطی استفاده نمود. اینگونه امواج گرانشی خطی شده از دقت کافی برای توصیف امواج گرانشی بسیار ضعیفی را که انتظار می رود از رویدادهای کیهانی بسیار دور به ما برسد، برخوردار هستند. در روشهای تحلیل داده های مربوط به این امواج، استفاده های فراوانی از این واقعیت می شود که می توان امواج گرانشی خطی شده را با استفاده از سری فوریه بسط داد.[۶۸]
برخی از پاسخهای دقیق معادلات اینشتین امواج گرانشی را بدون هیچ تقریبی توصیف می کنند، مثلا قطار موجی که در فضای خالی سفر می کند[۶۹] یا آنچه به نام جهانهای گودی شناخته می شود که نسخه های مختلفی از یک کیهان در حال انبساط پرشده با امواج گرانشی است.[۷۰]اما برای امواج گرانشی که در موارد مربوط به اختر فیزیک، مانند ادغام دو سیاهچاله تولید می شوند، تنها راه ساخت مدلهای مناسب در حال حاضر روشهای عددی هستند.[۷۱]
تاثیرات مداری ونسبیت جهت [ویرایش]
نسبیت عام و مکانیک کلاسیک در شمای از پیش بینی هایشان در مورد اجسام در حرکت مداری، با یکدیگر تفاوت دارند. نسبیت خاص یک چرخش کلی (حرکت تقدیمی) و همچنین تحلیل مداری در نتیجه منتشر کردن امواج گرانشی و آثار مربوط به نسبیت جهت را در مورد مدار سیارات پیش بینی می کند.
حرکت تقدیمی نقاط حضیض [ویرایش]
در نسبیت عام، نقطه حضیض هر مدار (یعنی نقطه ای که در آن، جسم در حرکت مداری نزدیکترین فاصله را با گرانیگاه سیستم دارد) حرکتی تقدیمی خواهد داشت - همانطور که در شکل مشخص است، شکل مدار بیضی نیست بلکه شبیه به بیضی است که روی کانونش می چرخد و یک منحنی رز پدید می آورد - . اینشتین برای نخستین بار این نتیجه را با استفاده از یک متریک تقریبی به عنوان نماینده حدنیوتنی و یک ذره آزمون به عنوان جسم در حرکت مداری استنتاج نمود. برای او دانستن این واقعیت که نظریه اش توضیح مستقیمی در باره حرکت تقدیمی حضیض خورشیدی سیاره تیر - که در سال ۱۸۵۹ توسط اوربن لاوریه کشف شده بود - گواه مهمی بود بر اینکه او شکل درستی از معادلات میدان گرانشی را یافته است.[۷۲]
این اثر را می توان با استفاده از متریک دقیق شوارتزشیلد (که فضازمان اطراف یک جسم کروی را توصیف می کند)[۷۳] و یا صورت گرایی پسا-نیوتنی نیز استنتاج نمود.[۷۴]. این پدیده ناشی از تاثیر گرانش بر هندسه فضا و نقش خود-انرژی در گرانش یک جسم( که نمود آن را در غیرخطی بودن معادلات انیشتین می توان دید) می باشد.[۷۵] حرکت تقدیمی نسبیتی برای تمام سیاراتی که می توان در آنها به دقت حرکت تقدیمی را اندازه گرفت(تیر ، ناهید و زمین)، مشاهده شده اند.[۷۶] حرکت تقدیمی در تپ اخترهای دوتایی نیز اندازه گیری شده است که مقدار آن به اندازه پنچ مرتبه بزرگی بیشتر است.[۷۷]
افت مداری [ویرایش]
بنا بر نظریه نسبیت عام یک منظومه دوتایی امواج گرانشی منتشر می کند و از این رو انرژی از دست خواهد داد. در نتیجه این کاهش انرژی فاصله بین دو جسم در حال چرخش کاهش می یابددر نتیجه دوره تناوب چرخش آنها نیز کاهش می یابد. در درون منظومه شمسی یا برای جفت ستاره های معمولی این اثر آنقدر کوچک است که قابل مشاهده نیست. اما برای یک تپ اختر دوتایی که در فاصله نزدیکی قرار دارد، وضعیت اینگونه نیست. یک تپ اختر دوتایی از دو ستاره نوترونی در حرکت مداری هستند تشکیل شده است که یکی از آنها تپ اختر است. ناظرین روی زمین، سری منظمی از پالسهای رادیویی از یک تپ اختر دریافت می کنند که می توان از آنها به عنوان یک ساعت بسیار دقیق استفاده نمود و بدین وسیله دوره تناوب مداری را اندازه گرفت. از آنجا که ستاره های نوترونی بسیار فشرده هستند انرژی قابل توجهی از آنها به صورت تابش گرانشی منتشر می شود. [۷۹]
اولین مشاهده کاهش در دوره تناوب مداری بر اثر انتشار امواج گرانشی توسط هالس و تیلور، با استفاده از تپ اختر دوتایی پیاسآر بی۱۹۱۳+۱۶ که در سال ۱۹۷۴ کشف کرده بودند، انجام شد. این نخستین آشکارسازی امواج گرانشی بود که البته غیر مستقیم بود. آنها به خاطر این مشاهده در سال ۱۹۹۳ موفق به کسب جایزه نوبل فیزیک شدند.[۸۰] ازآن زمان به بعد تپ اخترهای دوتایی متعددی مانند پیاسآر جی۰۷۳۷-۳۰۳۹ کشف شده اند که در ان هردوستاره تپ اختر هستند.[۸۱]
حرکت تقدیمی ژئودتیک و کشش چارچوب [ویرایش]
شماری از آثار نسبیتی مستقیما به نسبیت جهت مربوط می شوند.[۸۲] یکی از آنها حرکت تقدیمی ژئودتیک است: محور جهت یک ژیروسکوپ در حال سقوط آزاد در فضازمان خمیده، وقتی که مثلا با جهت نور دریافت شده از ستاره های دوردست مقایسه می شود تغییر می کند-حتی با اینکه در اینجا ژیروسکوپ در واقع به عنوان نماینده روشی برای ثابت نگه داشتن جهت(انتقال موازی) درنظر گرفته شده است. [۸۳] برای سیستم ماه-زمین، این اثر با کمک محدوده بندی لیزری قمری اندازه گیری شده است.[۸۴] به تازگی برای جرم های آزمون سوار بر ماهواره حسگر گرانش بی با دقتی بهتر از۰٫۳٪ اندازه گیری شده است.[۸۵][۸۶]
در نزدیکی یک جسم چرخنده آثاری که به نام گرانش مغناطیسی یا کشش چارچوب نامیده می شوند، وجود دارند. یک ناظر دور خواهد دید که اجسام نزدیک به جرم چرخنده کشیده می شوند. این اثر در مورد سیاهچاله های چرخان پررنگ تر است زیرا در آنها برای هرجسمی که وارد ناحیه ای به نام ارگوسفر می شود، چرخش اجتناب ناپذیر است.[۸۷] چنین آثاری را می توان با تاثیرشان بر جهت گیری ژیروسکوپ در حال سقوط، آزمود.[۸۸] آزمونهای تاحدودی بحث انگیز نیز توسط ماهواره های ژئودینامیک لیزری نیز پیش بینی های نسبیت را تایید می کنند. [۸۹] همچنین کاوشهای نقشهبردار سراسر مریخ در اطراف مریخ نیز مورد استفاده قرارگرفته اند.[۹۰][۹۱]
کاربردهای اخترفیزیکی [ویرایش]
همگرایی گرانشی [ویرایش]
شکست نور توسط گرانش مسبب رده جدیدی ازپدیده های اخترفیزیکی است. اگر یک جسم پرجرم بین اخترشناس و یک شی هدف در دوردست با جرم و فاصله نسبی مناسب قرار کیرد، اختر شناس چندین تصویر معوج از آن را می بیند. چنین آثاری را همگرایی گرانشی می خوانند.[۹۲] بسته به پیکربندی، مقیاس و توزیع جرم، ممکن است دو تصویر یا بیشتر، یک حلقه روشن به نام حلقه اینشتین و یا چندین حلقه جزئی به نام کمان دیده شوند.[۹۳] اولین نمونه همگرایی گرانشی اختروش دوقلو بود که در سال ۱۹۷۹ کشف شد.[۹۴] ازآن پس بیش از صد مورد همگرایی گرانشی مشاهده شده است.[۹۵] حتی اگر تصاویر ایجاد شده آنقدر به هم نزدیک باشند که قابل تشخیص نباشند نیز می توان این تاثیر را اندازه گرفت، مثلا روشن شدن کلی جسم دور؛ چندین نمونه از این ریزهمگرایی های گرانشی نیز مشاهده شده اند. [۹۶]
همگرایی گرانشی به صورت ابزاری برای ستارهشناسی رصدی درآمده است. از همگرایی گرانشی در آشکارسازی حضور و توزیع ماده تاریک، به عنوان "تلسکوپ طبیعی" برای مشاهده کهکشانهای دور و به دست آوردن تخمین مستقلی از ثابت هابل استفاده می کنند. ارزیابی آماری داده های همگرایی، بینش های ارزشمندی در مورد تکامل ساختاری کهکشانها عرضه می دارد.[۹۷]
اخترشناسی امواج گرانشی [ویرایش]
مشاهدات تپ اخترهای دوتایی شواهد غیر مستقیم محکمی برای وجود امواج گرانشی به دست می دهند،اما امواج گرانشی که از ژرفای کیهان به ما می رسند، هنوز به صورت مستقیم ردیابی نشده اند که البته این هدف اصلی پژوهش های نسبیتی کنونی است.[۹۸] تعداد زیادی از آشکارسازهای موج گرانشی واقع بر روی زمین، هم اکنون در حال کار هستند که مهمترین آنها آشکارسازهای تداخل سنجی ژئو۶۰۰، لیگو (۳ آشکارساز)، تاما ۳۰۰ و ویرگو هستند.[۹۹] آرایه های زمان سنجی تپ اختر مختلفی با بهره گیری از تپ اخترهای میلی ثانیه ای برای آشکار سازی امواج گرانشی در طیف ۱۰−۹ تا ۱۰−۶ هرتز (که از سیاهچاله های پرجرم دوتایی سرچشمه می گیرند) ساخته شده اند.[۱۰۰] آشکارساز فضایی اروپایی، الیسا / ان جی اُ هم اکنون در حال ساخت است [۱۰۱] و یک ماموریت آزمایشی (رهیاب لیسا) برای این پروژه نیز قرار است در سال ۲۰۱۵ به فضا پرتاب شود.[۱۰۲]
مشاهدات امواج گرانشی نویدبخش تکمیل مشاهدات مربوط به طیف الکترومغناطیسی هستند.[۱۰۳] انتظار می رود این مشاهدات بتوانند در مورد سیاهچاله ها و سایر اجسام چگال مانند ستاره های نوترونی و کوتوله های سفید، انواع خاصی از انفجارهای اَبَرنواختری و همچنین فرایندهایی در جهان بسیار جوان اولیه مانند امضاهای انواع خاصی از رشته های کیهانی فرضی، اطلاعاتی به ما بدهند.[۱۰۴]
سیاهچاله ها و سایر اجسام پرجرم [ویرایش]
هرگاه نسبت جرم یک جسم به شعاعش به اندازه کافی بزرگ شود، بنا بر پیش بینی نسبیت عام، یک سیاهچاله تشکیل می شود. منطقه ای از فضا که هیچ چیز، حتی نور نمی تواند ازآن بگریزد.در مدل های پذیرفته شده کنونی تکامل ستارگان، گمان می رود که حالت پایانی تکامل ستارگان بزرگ، ستاره های نوترونی با جرمی در حدود ۱٫۴ جرم خورشیدی و یا سیاهچاله های ستاره ای با جرمی بین چند تا چند دوجین جرم خورشیدی هستند.[۱۰۵] معمولاهر کهکشان در مرکز خود یک سیاهچاله پرجرم با جرمی از چند میلیون تا چند میلیارد جرم خورشیدی دارد[۱۰۶] و گمان می رود که حضور آنها نقش مهمی در شکل گیری کهکشانها و ساختارهای کیهانی بزرگ تر داشته است.[۱۰۷]
از دید اخترشناسی مهمترین ویژگی اجسام فشرده این است که مکانیزم بسیار کارایی برای تبدیل انرژی گرانشی به تابش الکترومغناطیسی ارائه می دهند.[۱۰۸] گمان می رود که برافزایش ماده، یعنی افتادن غبار یا مواد گازی به درون سیاهچاله های ستاره ای و یا سیاهچالههای پرجرم؛ مسبب پیدایش اجسام فوق العاده درخشنده نجومی مانند هسته های کهکشانی فعال در مقیاس کهکشانی و اجسام در مقیاس ستاره ای مانند ریزاختروش ها، هستند.[۱۰۹] به طور خاص ، برافزایش ماده می تواند منجر به پیدایش پدیده فواره های نسبیتی شود؛ پرتوهای بسیار پرانرژی از درات با سرعتهایی تقریبا برابر با سرعت نور به فضا پرتاب می شوند.[۱۱۰] نسبیت عام نقشی محوری در مدلسازی این پدیده ها دارد[۱۱۱] و مشاهدات تجربی نیز مدارک مستحکمی برای وجود سیاهچاله ها با خصوصیات پیش بینی شده در نسبیت عام، ارائه می کنند.[۱۱۲]
سیاهچاله ها یکی زا اهدافی هستند که در کنکاش برای آشکارسازی امواج گرانشی مورد جستجو قرار می گیرند. ادغام سیاهچاله های دوتایی می بایست منجر به تولید امواج گرانشی بسیار قوی شود که توسط آشکارسازها در زمین قابل دریافت باشند و از فازی که دقیقا پیش از ادغام رخ می دهد نیز می توان به عنوان یک شمع استاندارد استفاده نمود تا فاصله با محل رویداد ادغام به دست آید و بدین ترتیب می توان انبساط کیهانی را در فواصل بزرگ سنجید.[۱۱۳] امواج گرانشی تولید شده در هنگام فرو رفتن یک سیاهچاله ستاره ای در یک سیاهچاله پرجرم، می تواننداطلاعات مستقیمی در باره هندسه سیاهچاله های پرجرم ارائه دهند.[۱۱۴]
کیهان شناسی [ویرایش]
مدلهای کنونی کیهان شناسی برپایه آن دسته از معادلات میدان اینشتین که شامل ثابت کیهانی Λ هستند، بنا می شوند؛ زیرا ثابت کیهانی اثر مهمی در دینامیک بزرگ مقیاس کیهان دارد.
که در آن gab متریک فضازمان است.[۱۱۵] پاسخهای همگن و همسانگرد این معادلات بهبودیافته (متریک فریدمان-لومتر-رابرتسون-واکر) به فیزیکدانها اجازه می دهد که جهانی را مدل کنند که در طول ۱۴ میلیارد سال گذشته از یک حالت بسیار داغ و چگال اولیه طی مرحله مهبانگ پدید آمده و تکامل یافته است.[۱۱۶] هرگاه اندکی از پارامترها را (مثلا میانگین چگالی ماده در جهان) با استفاده از داده های مشاهدات اخترشناسی[۱۱۷] ثابت نگه داریم، می توان از دیگر داده های مشاهداتی برای آزمودن مدلها بهره بجوییم.[۱۱۸] پیش بینی هایی که همه درست از آب درآمده اند عبارتند از: فراوانی اولیه عناصر شیمیایی که در جریان هسته زایی نخستین بوجود آمده اند،[۱۱۹]ساختار بزرگ مقیاس جهان[۱۲۰] و وجود ویژگیهای یک "اکوی گرمایی" از کیهان اولیه به نام تابش زمینه کیهانی.[۱۲۱]
مشاهدات نجومی مربوط به نرخ انبساط کیهانی اجازه می دهند که کل مقدار ماده موجود در جهان را به دست آوریم، البته ماهیت این ماده تا حدودی اسرارآمیزاست. به نظر می رسد که در حدود ۹۰٪ از کل ماده، از آنچه ماده تاریک خوانده می شود تشکیل شده است که جرم (یا هم ارز آن، تاثیر گرانشی) دارد اما برهمکنش الکترومغناطیسی ندارد و از این روی نمی توان آن را مستقیما مشاهده نمود.[۱۲۲] در چارچوب فیزیک ذرات و یا هرشاخه دیگری، هیچ توصیفی از این نوع جدید ماده که مورد پذیرش عموم باشد، وجود ندارد.[۱۲۳] [۱۲۴] علاوه بر این، شواهد تجربی از انتقال به سرخ های ابرنواخترهای دوردست و اندازه گیریهای تابش زمینه کیهانی نشان می دهند که تکامل جهان ما به میزان قابل توجهی متاثر از یک ثابت کیهانی است که باعث شتابدار بودن انبساط کیهان می شود. ویا به طور معادل می توان گفت که تکامل جهان متاثر از شکلی از انرژی با معادله حالت غیر معمول به نام انرژی تاریک است که ماهیت آن نامعلوم است.[۱۲۵]
در سال ۱۹۸۰ فرضیه ای به نام تورم کیهانی مطرح گردید که یک دوره انبساط بسیار پرشتاب در زمان کیهانی حدود
ثانیه را برای جهان در نظر می گرفت.[۱۲۶]این فرضیه به این دلیل ارائه شد که توجیه کننده بسیار ی از مشاهدات گیج کننده ای باشد که توسط مدلهای کیهان شناسی کلاسیک قابل توضیح نبودند؛ مانند همگنی کامل تابش زمینه کیهانی.[۱۲۷]اندازه گیریهای جدید تابش زمینه کیهانی اولین مدرک برای این سناریو است.[۱۲۸] هرچند که تعداد بسیار متنوعی از سناریو های تورمی ممکن موجود است که نمی توان بر مبنای مشاهدات کنونی آنها را محدود نمود.[۱۲۹] فیزیک جهان اولیه پیش از فاز تورمی و نزدیک به زمانی که بنا بر پیش بینی های مدلهای کلاسیک، در آن با تکینگی گرانشی مهبانگ روبه رو می شویم، خود پرسش بزرگتری است.یافتن یک جواب قطعی در گرو وجود یک نظریه کامل گرانش کوانتومی است که هنوز ایجاد نشده است.[۱۳۰]
مفاهیم پیشرفته [ویرایش]
ساختار سببی و هندسه سراسری [ویرایش]
در نسبیت عام هیچ جسم مادی نمی تواند به سرعت نور برسد یا از آن پیشی بگیرد. از طرفی هیچ تاثیری از رویداد A نمی تواند به هیچ مکان X دیگری برسد، مگر آنکه قبلا نوری از A به X رفته باشد. در نتیجه این امر، بررسی خطوط جهانی نور (ژئودزیک های پوچ) اطلاعات کلیدی را در مورد ساختار سببی فضازمان در اختیارمان قرار می دهد. این ساختار را با نمودارهای پنروز-کارتر نمایش می دهند که در آن نواحی بینهایت بزرگ و بازه های زمانی بینهایت فشرده می شوند تا در یک نقشه متناهی جای گیرند.اما نور همانند نمودارهای استاندارد فضازمان ، در راستای قطرها حرکت می کند.[۱۳۱]
با آگاهی از اهمیت ساختار سببی، راجر پنروز و دیگران آنچه را که امروز هندسه سراسری خوانده می شود بنا نهادند. در هندسه سراسری موضوع مطالعه یک پاسخ یا خانواده ای از پاسخ ها برای معادلات اینشتین نیست بلکه یافتن روابطی است که برای تمام ژئودزیک ها صادق اند، مانند معادله ریچادوری؛ و فرضیات غیر مشخص اضافی در باره ماهیت ماده (معمولا در شکل آنچه شرایط انرژی خوانده می شود) برای تولید نتایج مورد استفاده قرار می گیرند.[۱۳۲]
افق ها [ویرایش]
با استفاده از هندسه سراسری می توان نشان داد که برخی از فضازمانها شامل افق هستند که یک ناحیه را از بقیه فضازمان جدا می کند. بهترین مثال شناخته شده سیاهچاله ها هستند: اگر جرم در ناحیه ای از فضا به اندازه کافی فشرده شود(آن گونه که در حدس حلقه مشخص شده است، مقیاس طول مرتبط، شعاع شوارتزشیلد است[۱۳۳]) هیچ نوری از داخل نمی تواند به بیرون بگریزد و چون هیچ جسمی نمی تواند از یک پالس نوری سبقت بگیرد تمام ماده داخل افق نیز در آن محبوس اند. گذر از بیرون به درون هنوز امکانپذیر است که نشان می دهد افق سیاهچاله یک مانع فیزیکی نیست.[۱۳۴]
مطالعات اولیه در زمینه سیاهچاله ها بر پاسخهای کامل معادلات اینشتین تکیه داشتند. مثلا می توان به پاسخ متقارن کروی شوارتزشیلد (برای توصیف یک سیاهچاله ایستا) و پاسخ متقارن محوری کر (برای توصیف سیاهچاله های ثابت چرخان و معرفی ویژگیهای جالبی مانند کارکره) اشاره نمود. مطالعات بعدی با بهره گیری از هندسه سراسری، ویژگی های عمومی تری از سیاهچاله ها را آشکار ساخت. در دراز مدت آنها اجسام نسبتا ساده ای هستند که می توان آنها را با یازده پارامتر که مشخص کننده انرژی، تکانه خطی، تکانه زاویه ای، مکان در زمان مشخص شده و بار الکتریکی هستند تعریف می گردند. نظریه بدون مو بیان می کند که "سیاهچاله ها مو ندارند"، این عبارت کنایه از این دارد که یک سیاهچاله هیچ علامت مشخصه ای مانند مدل مو در انسان ندارد. با وجود پیچیدگی رمبش گرانشی یک جسم که منجر به تشکیل سیاهچاله می شود، سیاهچاله ایجاد شده جسم بسیار ساده ای است.[۱۳۵]
مجموعه عمومی از قوانین به نام مکانیک سیاهچاله ها موجودند که مشابه قوانین ترمودینامیک هستند. مثلا بنا بر قانون دوم مکانیک سیاهچاله ها ، مساحت افق رویداد هرگز با زمان کاهش نمی یابد که قابل مقایسه با انتروپی یک سیستم ترمودینامیکی است. این موضوع میزان انرژی را که می توان با روشهای کلاسیک از یک سیاهچاله چرخان استخراج نمود(مثلا از راه فرایند پنروز) محدود می سازد.[۱۳۶] شواهد قوی در دسترس است که قوانین مکانیک سیاهچاله ها در حقیقت زیرمجموعه ای از قوانین ترمودینامیک هستند و مساحت سیاهچاله با انتروپی اش مرتبط است.[۱۳۷] این منجر به تغییراتی در قوانین اصلی مکانیک سیاهچاله ها می شود: مثلا چنانکه قانون دوم مکانیک سیاهچاله ها بخشی از قانون دوم ترمودینامیک می شود، مساحت سیاهچاله می تواند کاهش یابد به شرط آنکه فرایندهای دیگری اطمینان حاصل کنند که انتروپی کل افزایش می یابد. مانند تمام اجسام ترمودینامیکی که دمای غیر صفر دارند، سیاهچاله ها نیز باید تابش گرمایی داشته باشند. محاسبات نیمه کلاسیک نشان می دهند که در حقیقت سیاهچاله ها تابش دارند و گرانش سطحی نقش دما را در قانون پلانک به عهده دارد. این تابش را به نام تابش هاوکینگ می خوانند.[۱۳۸]
انواع دیگری از افق ها نیز موجودند. در یک جهان در حال انبساط یک ناظر ممکن است نواحی از گذشته را غیرقابل مشاهده بیابد ("افق ذره") ، و همچنین بعضی از نواحی آینده را نیز نمی توان تحت تاثیر قرارداد (افق رویداد)[۱۳۹] حتی در فضای تخت مینکوفسکی ، وقتی که از دید ناظر شتابداری توصیف شود (فضای ریندلر)، افقهایی وجود خواهند داشت که با یک تابش نیمه کلاسیک به نام تابش اونروه مرتبط اند. [۱۴۰]
تکینگی ها [ویرایش]
یکی از ویژگیهای عمومی نسبیت عام پیدایش مرزهایی در فضازمان به نام تکینگی است. فضا زمان را می توان با دنبال کردن ژئودزیک های زمانواره و نورواره اکتشاف کرد-تمام مسیرهای ممکن که نور و ذرات در سقوط آزاد می توانند بپیمایند. اما برخی از پاسخهای معادلات انیشتین "لبه های پاره پاره" دارند - نواحی که به نام تکینگی های فضازمان شناخته می شوند و در آنها مسیرهای نور و ذرات در حال سقوط به طور ناگهانی به پایان می رسد و هندسه تعریف نشده است. در موارد جالبتر این تکینگی ها، "تکینگی های خمش" هستند که در آنها کمیتهای هندسی که ویژگیهای خمش فضازمان را توصیف می کنند (مانند کمیت نرده ای ریچی) مقدار بی نهایت می گیرند.[۱۴۱] مثالهای شناخته شده از فضازمان های دارای تکینگی آینده - که در آن خطوط جهانی به پایان می رسند - عبارتند از پاسخ شوارتزشیلد که یک تکینگی را در درون یک سیاهچاله ایستا توصیف می کند، [۱۴۲] و یا پاسخ کِر که یک تکینگی حلقوی را در درون یک سیاهچاله چرخان توصیف می کند.[۱۴۳] پاسخ فریدمان-لومتر-رابرتسون-واکر و سایر فضازمانهایی که جهانها را توصیف می کنند، تکینگی های گذشته دارند که در آنها خطوط جهانی آغاز می شوند مانند تکینگی مه بانگ. برخی تکینگی های آینده نیز دارند (مانند مهرمب).[۱۴۴]
با دانستن اینکه این مثالها همه بسیار متقارن هستند کاملا وسوسه برانگیز است که نتیجه بگیریم که تکینگی مصنوع ایده آل گرایی است، اما نظریه های مشهور تکینگی که با استفاده از روشهای هندسه سراسری ثابت می شوند نظر دیگری دارند: تکینگی ها ویژگی عمومی نسبیت عام هستند و در مواردی که رمبش اجسام با ویژگیهای مادی واقعی از حدی فراتر رود[۱۴۵] و یا در ابتدای بسیاری از جهانهای در حال انبساط[۱۴۶] اجتناب ناپذیر هستند. اما این نظریه ها چیز زیادی در مورد ویژگی تکینگی ها بیان نمی کنند و بسیاری از پژوهش های کنونی به مشخص کردن ساختار عمومی تکینگی ها اختصاص یافته است (مانند فرضیه تکینگی بی کی ال)[۱۴۷] فرضیه سانسور کیهانی بیان می کند که تکینگی های آینده پشت یک افق پنهان شده اند و از دیدرس ناظر دوردست مخفی هستند. در حالیکه هیچ اثبات رسمی برای آن اعلام نشده است شبیه سازیهای عددی پیشنهاد بر درستی آن می دهند.[۱۴۸]
معادلات تکامل [ویرایش]
هر پاسخ به معادلات اینشتین دربرگیرنده تاریخ کامل یک جهان است و حالت ماده وهندسه را در هرجایی و هرزمانی در آن جهان توصیف می کند.نظریه اینشتین به دلیل هموردایی عام آن، به تنهایی برای مشخص کردن تکامل زمانی تانسور متریک کافی نیست بلکه باید با یک شرط مختصات (که قابل مقایسه با تثبیت پیمانه در سایر نظریه های میدان است) ترکیب شود.[۱۴۹]
برای کمک در فهمیدن معادلات اینشتین به عنوان معادلات دیفرانسیل پاره های می توان آنها را به گونه ای فرمولبندی کرد که تکامل جهان در طول زمان را نشان دهند. این کار را به روش فرمولبندی که به نام "۳+۱" شناخته می شود انجام می دهند که در آن سه بعد فضا و یک بعد زمان وجود دارد. بهترین مثال شناخته شده صورت گرایی ای دی ام است.[۱۵۰] این تجزیه ها نشان می دهد که معادلات تکامل فضازمان در نسبیت عام به درستی رفتار می کنند: پاسخ ها همواره موجودند و اگر شرایط اولیه مشخص شوند به گونه منحصربه فردی تعریف می شوند.[۱۵۱] اینطور فرمولبندیهای معادلات اینشتین اساس نسبیت عددی را تشکیل می دهند. [۱۵۲]
کمیتهای شبه محلی و سراسری [ویرایش]
مفهوم معادلات تکامل با یکی دیگر از جنبه های نسبیت عام گره خورده است. در نظریه اینشتین مشخص می گردد که غیر ممکن است که بتوان یک تعریف عمومی برای ویژگی ظاهرا ساده ای مانند جرم (انرژی) کل یک سیستم ارائه داد.دلیل این امر آن است که میدان گرانشی - مانند هرمیدان فیزیکی دیگری- باید به یک انرژی خاص نسبت داده شود اما ثابت شده که اساساً غیر ممکن است که بتوان آن انرژی را محلی کرد.[۱۵۳]
با این وجود هنوز راههایی برای تعریف جرم کل یک سیستم وجود دارد، مثلا از طریق یک ناظر فرضی بی نهایت دور (جرم ای دی ام) و یا از طریق تقارن های مناسب (جرم کُمار).[۱۵۴] اگر انرژی که از طریق امواج گرانشی به بی نهایت منتقل می شود را از جرم کل سیستم کم کنیم، حاصل آن جرم بوندی در بی نهایت پوچ نامیده می شود.[۱۵۵] همانند فیزیک کلاسیک می توان نشان داد که این جرم ها مثبت هستند.[۱۵۶] تعاریف عمومی متناظری نیز برای تکانه و تکانه زاویه ای وجود دارند.[۱۵۷] همچنین تلاشهایی در زمینه تعریف کمیتهای شبه محلی صورت گرفته است، مثلا جرم یک سیستم منزوی، تنها با استفاده از کمیتهایی که در یک ناحیه متناهی از فضای دربرگیرنده آن سیستم تعریف می شود، فرمولبندی می گردد. امید آن می رود که کمیتی به دست آید که برای بیان گزاره های عمومی در مورد سیستمهای منزوی سودمند باشد، مانند یک فرمولبندی دقیقتر برای حدس حلقه[۱۵۸]
رابطه با نظریه کوانتومی [ویرایش]
اگر نسبیت عام را به عنوان یکی از دو ستون فیزیک نوین بدانیم، ستون دیگر نظریه کوانتومی است که پایه فهمیدن ماده از ذرات بنیادی تا فیزیک جامدات است.[۱۵۹] اما اینکه چگونه می توان مفاهیم فیزیک کوانتومی را با نسبیت عام سازش داد، پرسشی است که هنوز بی پاسخ مانده است.
نظریه میدان کوانتومی در فضازمان خمیده [ویرایش]
نظریه های میدان های کوانتومی معمولی، که پایه فیزیک ذرات بنیادی مدرن را تشکیل می دهند همگی در فضای تخت مینکوفسکی تعریف می شوند که تقریب بسیار مناسبی برای موردی است که بخواهیم رفتار ذرات میکروسکوپی را در میدان های گرانش ضعیف مانند میدانهای موجود در روی زمین مطالعه کنیم.[۱۶۰] برای توصیف شرایطی که در آن گرانش به اندازه ای نیرومند هست که بر ماده تاثیر داشته باشد اما به آن اندازه نیرومند نیست که خود نیاز به کوانتایی سازی داشته باشد، فیزیکدانان نظریه های میدان کوانتومی برای فضازمان خمیده را پیشنهاد داده اند. این نظریه ها با بهره گیری از نسبیت عام، یک فضای پس زمینه خمیده را توصیف می کنند و نظریه میدان کوانتومی تعمیم یافته ای را تعریف می کنند که رفتار ماده کوانتومی را در آن فضازمان بررسی می کند.[۱۶۱] با بهره گیری از این صورت گرایی [۱۶۲] می توان نشان داد که سیاهچاله ها یک طیف جسم سیاه از ذرات منتشر می کنند که تابش هاوکینگ نامیده می شود و به تبخیر سیاهچاله در گذر زمان می انجامد.[۱۶۳] همانطور که به اختصار در بالا اشاره شد، این تبخیر نقش مهمی در ترمودینامیک سیاهچاله ها بازی می کند.[۱۶۴]
گرانش کوانتومی [ویرایش]
نیاز به سازگاری بین یک توصیف کوانتومی از ماده و یک توصیف هندسی از فضا،[۱۶۵] و همچنین بروز تکینگی ها (در جاهاییکه مقیاس طول خمش میکروسکپی می شود)، از جمله دلایل نیاز به وجود یک نظریه کامل گرانش کوانتومی هستند: برای توضیح کافی در مورد ساختار داخلی سیاهچاله ها و جهان بسیار جوان نخستین، یک نظریه مورد نیاز است که در آن گرانش و هندسه فضازمان مرتبط با آن به زبان فیزیک کوانتومی بیان گردند.[۱۶۶] با وجود تلاشهای فراوان، هنوز هیچ نظریه کامل و سازگاری برای گرانش کوانتومی به دست نیامده است. اگرچه چند نامزد بالقوه برای چنین نظریه ای موجود است.[۱۶۷]
تلاشها برای تعمیم نظریه های میدان کوانتومی معمولی - که برای توصیف برهمکنش های بنیادی در فیزیک بنیادی کاربرد دارند - ، از طریق گنجاندن گرانش در این نظریه ها با مشکلات جدی روبه رو شده اند. در انرزی های پایین این دیدگاه موفق است و این نظریه ها در این شرایط نظریه های میدانی موثری برای گرانش هستند.[۱۶۸] اما در انرژی های بالا نتایج دستیافته، مدلهایی هستند که فاقد هرگونه قدرت پیش بینی می باشند("غیرقابل نرمال سازی دوباره").[۱۶۹]
یکی از تلاشها برای غلبه بر این محدودیت ها نظریه ریسمان است، یک نظریه کوانتومی که در باره ذرات نقطه ای نیست بلکه از اجسام یک بعدی دراز بسیار ریز سخن می گوید.[۱۷۰] این نظریه نوید آن را می دهد که می تواند یک توصیف یکپارچه برای همه ذرات و برهمکنش ها (از جمله گرانش) باشد.[۱۷۱] بهایی که باید در این راه پرداخت شود، پذیرش ویژگیهای غیرمعمولی مانند شش بعد اضافی برای فضا در کنار سه بعد موجود، است.[۱۷۲] درخلال دوران انقلاب دوم اَبَررشته گمان برآن رفت که نظریه ریسمان و یک نظریه درباره یکپارچه سازی نسبیت عام و اَبَرتقارن به نام اَبَرگرانش،[۱۷۳] هردو بخشی از یک مدل پیشنهادی یازده-بعدی به نام نظریه اِم هستند که سرانجام یک نظریه سازگار و از نظر تعریفی یکتا از گرانش کوانتومی را ارائه خواهد داد.[۱۷۴]
دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که از روشهای کوانتیزه کردن کانونیک نظریه کوانتومی آغاز می شود. با استفاده از فرمولبندی مقدار اولیه نسبیت عام (به معادلات تکامل در بالا مراجعه کنید) معادله ویلر-دوئیت (نظیر معادله شرودینگر) حاصل می شود که متاسفانه مشخص شده که به درستی تعریف نشده است.[۱۷۵]اما با معرفی آنچه امروز به نام متغیر اَشتِکار شناخته می شود،[۱۷۶] این معادله به مدلی نویدبخش به نام گرانش کوانتومی حلقه منجر می شود. فضا با ساختاری تارعنکبوت مانند به نام شبکه اسپین نمایش داده می شود که در گامهای گسسته با گذر زمان تکامل می یابد.[۱۷۷]
با اختلاف در اینکه کدامیک از ویژگیهای نسبیت عام و نظریه کوانتومی بدون تغییر پذیرفته شوند و اینکه تغییرات در چه سطحی اعمال شوند، تلاشهای متعدد مختلفی برای رسیدن که یک نظریه قابل قبول گرانش کوانتومی صورت گرفته اند که برخی نمونه های آنها مثلثی سازی دینامیکی،[۱۷۸] مجموعه های سببی،[۱۷۹] مدلهای توئیستر[۱۸۰] یا مدلهای کیهانشناسی های کوانتومی برپایه انتگرال مسیر هستند.[۱۸۱]
تمام نظریه های نامزد همچنان مشکلات صوری و مفهومی دارند که باید برآن فایق آیند. این نظریه ها از این مشکل عمومی نیز برخوردارند که هنوز هیچ راهی برای آزمودن پیش بینی های گرانش کوانتومی وجود ندارد، هرچند که امید است این امر با داده های آینده درباره مشاهدات کیهان شناسی و آزمایشهای فیزیک ذرات میسر شود.[۱۸۲]
وضعیت کنونی [ویرایش]
نسبیت عام به عنوان نظریه ای بسیار موفق بوجود آمد و گسترش یافت و آزمونهای مشخص آزمایشگاهی و مشاهداتی بسیاری را پشت سر گذارده است، اما شواهد محکمی نیز حاکی از آنند که این نظریه کامل نیست.[۱۸۳] مسئله گرانش کوانتومی و واقعیت تکینگی های فضا زمان هنوز بدون پاسخ مانده اند.[۱۸۴] شواهدی در داده های مشاهداتی که به عنوان گواهی برای وجود انرژی تاریک و ماده تاریک در نظر گرفته می شوند ممکن است در حقیقت شواهدی برای نیاز به دانشی جدید در فیزیک باشند.[۱۸۵] حتی اگر نسبیت را همانگونه که هست بپذیریم، این نظریه پر از احتمالات اکتشاف بیشتر است. طرفداران نسبیت ریاضیاتی در جستجوی فهم ماهیت تکینگی ها و ویژگی های اصلی معادلات اینشتین هستند.[۱۸۶] و شبیه سازیهای کامپیوتری با قدرت روزافزون (مانند آنهایی که ادغام سیاهچاله ها را شبیه سازی می کنند) در حال اجرا هستند.[۱۸۷] رقابتها برای اولین آشکارسازی امواج گرانشی در جریان است[۱۸۸] تا امکان آزمودن نظریه در میدان های گرانشی بسیار قوی تر فراهم آید.[۱۸۹] با گذشت بیش از نود سال از انتشارش، نسبیت عام هنوز به عنوان زمینه ای فعال در پژوهش به شمار می رود.[۱۹۰]
جستارهای وابسته [ویرایش]
- معادلات میدان اینشتین
- نسبیت خاص
- اصل نسبیت
- برابری جرم و انرژی
- علایم مورد استفاده در نسبیت عام
- ریاضیات نسبیت عام
- هندسه ریمانی
مطالعه بیشتر [ویرایش]
- کتابهای مشهور
- Geroch, R (1981), General Relativity from A to B, Chicago: University of Chicago Press, ISBN 0-226-28864-1
- Lieber, Lillian (2008), The Einstein Theory of Relativity: A Trip to the Fourth Dimension, Philadelphia: Paul Dry Books, Inc., ISBN 978-1-58988-044-3
- Wald, Robert M. (1992), Space, Time, and Gravity: the Theory of the Big Bang and Black Holes, Chicago: University of Chicago Press, ISBN 0-226-87029-4
- Wheeler, John; Ford, Kenneth (1998), Geons, Black Holes, & Quantum Foam: a life in physics, New York: W. W. Norton, ISBN 0-393- 31991-1
- کتابهای در سطح کارشناسی ابتدایی
- Callahan, James J. (2000), The Geometry of Spacetime: an Introduction to Special and General Relativity, New York: Springer, ISBN 0-387-98641-3
- Taylor, Edwin F.; Wheeler, John Archibald (2000), Exploring Black Holes: Introduction to General Relativity, Addison Wesley, ISBN 0-201-38423-X
- کتابهای در سطح کارشناسی پیشرفته
- B. F. Schutz (2009), A First Course in General Relativity (Second Edition), Cambridge University Press, ISBN 978-0-521-88705-2
- Cheng, Ta-Pei (2005), Relativity, Gravitation and Cosmology: a Basic Introduction, Oxford and New York: Oxford University Press, ISBN 0-19-852957-0
- Gron, O.; Hervik, S. (2007), Einstein's General theory of Relativity, Springer, ISBN 978-0-387-69199-2
- Hartle, James B. (2003), Gravity: an Introduction to Einstein's General Relativity, San Francisco: Addison-Wesley, ISBN 0-8053-8662-9
- Hughston, L. P. & Tod, K. P. (1991), Introduction to General Relativity, Cambridge: Cambridge University Press, ISBN 0-521-33943-X
- d'Inverno, Ray (1992), Introducing Einstein's Relativity, Oxford: Oxford University Press, ISBN 0-19-859686-3
- کتابهای در سطح کارشناسی ارشد
- Carroll, Sean M. (2004), Spacetime and Geometry: An Introduction to General Relativity, San Francisco: Addison-Wesley, ISBN 0-8053-8732-3, http://spacetimeandgeometry.net/
- Grøn, Øyvind; Hervik, Sigbjørn (2007), Einstein's General Theory of Relativity, New York: Springer, ISBN 978-0-387-69199-2
- Landau, Lev D.; Lifshitz, Evgeny F. (1980), The Classical Theory of Fields (4th ed.), London: Butterworth-Heinemann, ISBN 0-7506-2768-9
- Misner, Charles W.; Thorne, Kip. S.; Wheeler, John A. (1973), Gravitation, W. H. Freeman, ISBN 0-7167-0344-0
- Stephani, Hans (1990), General Relativity: An Introduction to the Theory of the Gravitational Field,, Cambridge: Cambridge University Press, ISBN 0-521-37941-5
- Wald, Robert M. (1984), General Relativity, University of Chicago Press, ISBN 0-226-87033-2
پیوند به بیرون [ویرایش]
- نسبیت: نظریه های خاص و عام (انگلیسی) (PDF)
- Einstein Online –مقاله هایی در مورد جنبه های متنوعی از فیزیک نسبیتی برای مخاطب عام (انگلیسی); میزبانی شده توسط انستیتوی فیزیک گرانشی ماکس پلانک
- NCSA چروکهای فصازمان – تولید شده توسط گروهنسبیت عددی در مرکز ملی کاربردهای اَبَررایانش (NCSA), با مقدمه ای ابتدایی در مورد نسبیت عام (انگلیسی)
- دوره ها/کلاس ها/خودآموزها
- کلاس نسبیت عام در یوتیوب – ۱۰ کلاس درس نسبیت عام در دانشگاه استانفورد توسط پروفسور لئونارد ساسکیند به زبان انگلیسی ؛ پاییز ۲۰۱۲.
- کلاس نسبیت عام در یوتیوب – ۱۲ کلاس درس نسبیت عام در دانشگاه استانفورد توسط پروفسور لئونارد ساسکیند به زبان انگلیسی ؛ پاییز ۲۰۰۸.
- مجموعه کلاسهای نسبیت عام برگزار شده در انستیتوی آنری پوانکاره در سال ۲۰۰۶(دوره های مقدماتی و پیشرفته)(انگلیسی).
- خودآموزهای نسبیت عام (انگلیسی)
- براون، کوین Kevin. "بازتابهایی از نسبیت (انگلیسی)". Mathpages.com. http://www.mathpages.com/rr/rrtoc.htm. Retrieved May 29, 2005.
- Carroll, Sean M.. "جزوه های نسبیت عام(انگلیسی)Relativity". http://preposterousuniverse.com/grnotes/. Retrieved November 26, 2006.
- Moor, Rafi. "فهمیدن نسبیت عام(انگلیسی)". http://www.rafimoor.com/english/GRE.htm. Retrieved July 11, 2006.
- Waner, Stefan. "مقدمه ای بر هندسه دیفرانسیل و نسبیت عام (انگلیسی)" (PDF). http://people.hofstra.edu/faculty/Stefan_Waner/RealWorld/pdfs/DiffGeom.pdf. Retrieved 2006-01-31.
یادداشت ها [ویرایش]
- ↑ "Nobel Prize Biography". Nobel Prize Biography. Nobel Prize. http://www.nobelprize.org/nobel_prizes/physics/laureates/1921/einstein-bio.html. Retrieved 25 February 2011.
- ↑ Pais 1982, فصل نه تا پانزده، Janssen 2005؛ مجموعه ای به روز از پژوهشهای کنونی، شامل چاپ مجدد بسیاری از مقاله های اصلی در Renn 2007، موجود است؛ مرور کلی مقالات درRenn 2005, pp. 110ff. قابل دسترسی است. یکی از مقاله های کلیدی اولیه Einstein 1907 Pais 1982, فصل نهماست و مقاله Einstein 1915 Pais 1982, فصل یازده تا پانزده همان مقاله ای است که حاوی معادلات میدانی است
- ↑ Schwarzschild 1916a، Schwarzschild 1916b و Reissner 1916 (بعدها درNordström 1918 تکمیل شد)
- ↑ Einstein 1917, cf. Pais 1982, ch. 15e
- ↑ مقاله اصلی هابل Hubble 1929 است؛ که بررسی کلی آن در Singh 2004, ch. 2–4 قابل دسترسی است
- ↑ چنانکه در Gamow 1970گزارش شده است. ثابت شد که محکومیت اینشتین شتابزده و ناپخته بود، بخش کیهان شناسی را در زیر ببینید
- ↑ Pais 1982, pp. 253–254
- ↑ Kennefick 2005, Kennefick 2007
- ↑ Pais 1982, ch. 16
- ↑ Thorne, Kip (2003). "Warping spacetime". The future of theoretical physics and cosmology: celebrating Stephen Hawking's 60th birthday. Cambridge University Press. p. 74. ISBN 0-521-82081-2. http://books.google.com/books?id=yLy4b61rfPwC., Extract of page 74
- ↑ Israel 1987, ch. 7.8–7.10, Thorne 1994, ch. 3–9
- ↑ Sections اثرات مداری و نسبیت جهت، اتساع زمان گرانشی و انتقال بسامد و انحراف نور و تاخیر زمانی گرانشی،
- ↑ بخش کیهان شناسی ومراجع معرفی شده؛ گسترش تاریخی درOverbye 1999
- ↑ شرح زیر ردگیری مجدد آنچه درEhlers 1973, sec. 1 آمده است می باشد
- ↑ Arnold 1989, ch. 1
- ↑ Ehlers 1973, pp. 5f
- ↑ Will 1993, sec. 2.4, Will 2006, sec. 2
- ↑ Wheeler 1990, ch. 2
- ↑ Ehlers 1973, sec. 1.2, Havas 1964, Künzle 1972. آزمایش فکری ساده مورد سوال اولین بار در Heckmann & Schücking 1959توصیف شد.
- ↑ Ehlers 1973, pp. 10f
- ↑ مقدمه های خوبی به ترتیب افزایش دانش ریاضی مورد نیاز عبارتند از، Giulini 2005، Mermin 2005 و Rindler 1991؛ بخش چهارم Ehlers & Lämmerzahl 2006 برای آزمایشهای دقت
- ↑ مقایسه ژَرف بین دو گروه تقارن را در Giulini 2006a ببینید
- ↑ Rindler 1991, بخش 22، Synge 1972, فصل 1و2
- ↑ Ehlers 1973, sec. 2.3
- ↑ Ehlers 1973, sec. 1.4, Schutz 1985, sec. 5.1
- ↑ Ehlers 1973, pp. 17ff؛ یک نتیجه گیری در Mermin 2005, فصل 12 یافت می شود. برای شواهد تجربی، بخش نسبیت عام#اتساع زمان گرانشی و انتقال بسامد رادر زیر ببینید
- ↑ Rindler 2001, بخش 1.13; برای یک مرجع مقدماتی Wheeler 1990, فصل دوم؛ هرچند که تفاوتهایی بین نسخه جدید ومفهومهایی اصلی انیشتین در تاریخ شکل گیری نسبیت عام وجود دارد Norton 1985
- ↑ Ehlers 1973, sec. 1.4 برای شواهد تجربی مجددا بخش نسبیت عام#اتساع زمان گرانشی و انتقال بسامد . انتخاب یک اتصال متفاوت با پیچش به نظریه متفاوتی به نام نظریه اینشتین-کارتان می انجامد
- ↑ Ehlers 1973, p. 16, Kenyon 1990, بخش 7.2, Weinberg 1972, بخش 2.8
- ↑ Ehlers 1973, pp. 19–22; برای نتیجه گیریهای مشابه بخش یک ودو از فصل هفتم Weinberg 1972 را ببینید. تانسور اینشتین تنها تانسور بدون واگرایی است که تابعی از ضرایب متریک است، مشتقات اول ویا حداکثر دومشان، و اجاز می دهد که در غیاب منبع گرانش فضا زمان نسبیت خاص راه حل مناسبی باشد.Lovelock 1972. تانسورها در هردوطرف از مرتبه دوم هستند یعنی می توان آنها را به صورت ماتریس های ۴x۴ نوشت که هر کدام شامل ۱۰ عبارت مستقل هستند و بنا براین ده معادله به دست می آید. این واقعیت که در نتیجه روابط هندسی به نام "هویتهای بیانچی" تانسور انیشتین چهار هویت دیگر را ارضا می نماید و به شش معدله مستقل کاهش می یابد، مثلا Schutz 1985, sec. 8.3
- ↑ Kenyon 1990, sec. 7.4
- ↑ Brans & Dicke 1961، Weinberg 1972, بخش 3 در فصل 7، Goenner 2004, بخش 7.2، و Trautman 2006، به تر تیب
- ↑ Wald 1984, ch. 4، Weinberg 1972, ch. 7 یا درواقع هر کتاب دانشگاهی دیگری در مورد نسبیت عام
- ↑ حداقل به طور تقریبی، cf. Poisson 2004
- ↑ Wheeler 1990, p. xi
- ↑ Wald 1984, sec. 4.4
- ↑ Wald 1984, sec. 4.1
- ↑ برای مشکلات مفهمومی و تاریخی تعریف یک اصل نسبیت عام و جداسازی آن از مفهوم هموردایی عام Giulini 2006b را ببینید.
- ↑ بخش 5 در فصل 12 از Weinberg 1972
- ↑ فصل های مقدماتی Stephani et al. 2003
- ↑ Geroch 1996
- ↑ برای اطلاعات جانبی و لیستی از پاسخها، Stephani et al. 2003 را ببینید؛ یک بررسی جدیدتر نیز در MacCallum 2006 یافت می شود.
- ↑ Chandrasekhar 1983, ch. 356
- ↑ Narlikar 1993, ch. 4 sec. 3.3
- ↑ توصیف مختصری از این جوابها و جوابهای جالب دیگر را می توان در Hawking & Ellis 1973, ch. 5 یافت
- ↑ Lehner 2002
- ↑ مثلا Wald 1984, sec. 4.4
- ↑ Will 1993, sec. 4.1 and 4.2
- ↑ Will 2006, sec. 3.2, Will 1993, ch. 4
- ↑ Rindler 2001, pp. 24–26 vs. pp. 236–237 and Ohanian & Ruffini 1994, pp. 164–172. انیشتین در سال ۱۹۰۷ این آثار را از اصل هم ارزی نتیجه گرفت.، ببینید Einstein 1907 و توصیف آن درPais 1982, pp. 196–198
- ↑ Rindler 2001, pp. 24–26; Misner, Thorne & Wheeler 1973, § 38.5
- ↑ Pound-Rebka experiment، ببینید Pound & Rebka 1959، Pound & Rebka 1960؛ Pound & Snider 1964; لیستی از آزمایشهای بیشتری نیز در Ohanian & Ruffini 1994, table 4.1 on p. 186 آمده است.
- ↑ Greenstein, Oke & Shipman 1971; جدیدترین و دقیقترین اندازه گیری های شباهنگ (شعرای یمانی) B در Barstow, Bond et al. 2005 منتشر شده اند.
- ↑ با شروع از آزمایش هیفل-کیتینگ، Hafele & Keating 1972a وHafele & Keating 1972b، و شکوفایی در کاوشگر گرانش ای آزمایش مروری بر آزمایشها را در Ohanian & Ruffini 1994, جدول 4.1 در ص. 186 ببینید.
- ↑ GPS با استفاده از مقایسه ساعتهای اتمی ماهواره ها پیوسته در حال آزموده شدن است؛ برای مبحث آثار نسبیتی Ashby 2002 و Ashby 2003 را ببینید
- ↑ Stairs 2003 و Kramer 2004
- ↑ بررسی های عمومی در بخش 2.1 از Will 2006; Will 2003, ص. 32–36؛ Ohanian & Ruffini 1994, بخش 4.2
- ↑ Ohanian & Ruffini 1994
- ↑ برای اندازه گیریهای کلاسیک اولیه توسط اکتشافات ادینگتون Kennefick 2005 را ببینید؛ برای مرور اندازه گیریهای جدیدتر، Ohanian & Ruffini 1994, ch. 4.3 راببینید. برای دقیق ترین مشاهدات مستقیم مدرن توسط اختروش ها، Shapiro et al. 2004 را ببینید.
- ↑ این یک اصل مستقل نیست; می توان آن را از معدلات اینشتین و لاگرانژین ماکسول با استفاده از یک تقریب دبلیو کی بی به دست آورد، ببینید Ehlers 1973, sec. 5
- ↑ Blanchet 2006, sec. 1.3
- ↑ Rindler 2001, sec. 1.16; برای مثالهای تاریخی، Israel 1987, pp. 202–204؛ در حقیقت اینشتین یک نمونه از این گونه نتیجه گیریها را منتشر نمود Einstein 1907. چنین محاسباتی به طور ضمنی می گمارند که هندسه فضا اقلیدسی است، ببینید Ehlers & Rindler 1997
- ↑ از دید نظریه اینشتین، این نتیجه گیریها اثر گرانش بر زمان را نیز درنظر می گیرند، اما پیامدهایش در پیچ و تاب دادن به فضا را در نظر نمی گیرند، ببینید Rindler 2001, sec. 11.11
- ↑ برای میدان گرانشی خورشید با استفاده از سیگنالهای رادار بازتابیده شده از سیاراتی چون ناهید و تیر، Shapiro 1964را ببینید، Weinberg 1972, ch. 8 sec. 7؛ برای سیگنالهایی که توسط کاوشگرهای فضایی فرستاده شده اند (اندازه گیریهای ترانسپوندر)، Bertotti, Iess & Tortora 2003 را ببینید؛ برای مرور کلی، Ohanian & Ruffini 1994, table 4.4 on p. 200 را ببینید؛ برای اندازه گیریهای جدیدتر با استفاده از سیگنالهای دریافت شده از یک تپ اختر که بخشی از یک منظومه دوتایی است، میدان گرانش باعث تاخیر زمانی می شود، Stairs 2003, sec. 4.4 را ببینید.
- ↑ Will 1993, sec. 7.1 and 7.2
- ↑ این امواج به طور غیر مستقیم از طریق انرژی گمشده در منظومه های دوتایی تپ اختر هایی مانند دوتایی هالس-تیلور -موضوع جایزه نوبل ۱۹۹۳ در فیزیک - مشاهده شده اند، پروژه هایی برای مشاهده مستقیم آنها نیز در راه اند. برای یک مرور کلی Misner, Thorne & Wheeler 1973, part VIII را ببینید. برخلاف امواج الکترومغناطیسی , منشا امواج گرانشی دوقطبی نیست، بلکه چهارقطبی است؛ Schutz 2001 را ببینید
- ↑ بیشتر کتب پیشرفته در باره نسبیت عام چنین ویژگیهایی را توصیف نموده اند، مثلا Schutz 1985, ch. 9
- ↑ مثلا Jaranowski & Królak 2005
- ↑ Rindler 2001, ch. 13
- ↑ Gowdy 1971, Gowdy 1974
- ↑ Lehner 2002را برای مقدمه مختصری در مورد روشهای نسبیت عددی، و Seidel 1998 برای ارتباط با اخترشناسی امواج گرانشی.
- ↑ Schutz 2003, pp. 48–49, Pais 1982, pp. 253–254
- ↑ Rindler 2001, sec. 11.9
- ↑ Will 1993, pp. 177–181
- ↑ در نتیجه ، در صورت گرایی پسا-نیوتنی پارامتری، اندازه گیریهای این اثر ترکیبی خطی از عبارتهای β وγ را مشخص می کند، Will 2006, sec. 3.5 و Will 1993, sec. 7.3 را ببینید
- ↑ دقیقترین اندازه گیریها، اندازه گیریهای VLBI موقعیت های سیاره هاست؛ ببینید Will 1993, ch. 5، Will 2006, sec. 3.5، Anderson et al. 1992; for an overview, Ohanian & Ruffini 1994, pp. 406–407
- ↑ Kramer et al. 2006
- ↑ شکلی که شامل میله های خطا نیز می باشد را در شکل 7 در Will 2006, بخش 5.1 ببینید
- ↑ Stairs 2003, Schutz 2003, pp. 317–321, Bartusiak 2000, pp. 70–86
- ↑ Weisberg & Taylor 2003; برای کشف تپ اختر، Hulse & Taylor 1975 را ببینید؛ برای شواهد اولیه تابش گرانشی، Taylor 1994 را ببینید
- ↑ Kramer 2004
- ↑ Penrose 2004, §14.5, Misner, Thorne & Wheeler 1973, §11.4
- ↑ Weinberg 1972, sec. 9.6, Ohanian & Ruffini 1994, sec. 7.8
- ↑ Bertotti, Ciufolini & Bender 1987, Nordtvedt 2003
- ↑ Kahn 2007
- ↑ توصیف ماموریت را در Everitt et al. 2001 ببینید؛ یک ارزیابی اولیه بعد از پرواز در Everitt, Parkinson & Kahn 2007 آمده است؛ به روز رسانی های جدیدتر را در وبگاه ماموریت ببینید Kahn 1996–2012.
- ↑ Townsend 1997, sec. 4.2.1, Ohanian & Ruffini 1994, pp. 469–471
- ↑ Ohanian & Ruffini 1994, sec. 4.7، Weinberg 1972, sec. 9.7؛ برای مروری جدیدتر Schäfer 2004 را ببینید.
- ↑ Ciufolini & Pavlis 2004, Ciufolini, Pavlis & Peron 2006, Iorio 2009
- ↑ Iorio L. (August 2006), "COMMENTS, REPLIES AND NOTES: A note on the evidence of the gravitomagnetic field of Mars", Classical Quantum Gravity 23 (17): 5451–5454, arXiv:gr-qc/0606092, Bibcode 2006CQGra..23.5451I, DOI:10.1088/0264-9381/23/17/N01
- ↑ Iorio L. (June 2010), "On the Lense–Thirring test with the Mars Global Surveyor in the gravitational field of Mars", Central European Journal of Physics 8 (3): 509–513, arXiv:gr-qc/0701146, Bibcode 2010CEJPh...8..509I, DOI:10.2478/s11534-009-0117-6
- ↑ برای مرور همگرایی گرانشی و کاربردهایش، Ehlers, Falco & Schneider 1992 و Wambsganss 1998 را ببینید.
- ↑ باری یک نتیجه گیری سادهSchutz 2003, ch. 23 را ببینید؛ مراجعه کنید به Narayan & Bartelmann 1997, sec. 3
- ↑ Walsh, Carswell & Weymann 1979
- ↑ تصاویر همه همگرایی های شناخته شده را می توان در صفحات پروژه CASTLES پیدا نمود Kochanek et al. 2007
- ↑ Roulet & Mollerach 1997
- ↑ Narayan & Bartelmann 1997, sec. 3.7
- ↑ Barish 2005, Bartusiak 2000, Blair & McNamara 1997
- ↑ Hough & Rowan 2000
- ↑ Hobbs, George. "The international pulsar timing array project: using pulsars as a gravitational wave detector". arXiv:0911.5206.
- ↑ Danzmann & Rüdiger 2003
- ↑ "LISA pathfinder overview". ESA. http://www.esa.int/esaSC/120397_index_0_m.html. Retrieved 2012-04-23.
- ↑ Thorne 1995
- ↑ Cutler & Thorne 2002
- ↑ Miller 2002, lectures 19 and 21
- ↑ Celotti, Miller & Sciama 1999, sec. 3
- ↑ Springel et al. 2005 و خلاصه همراه آن Gnedin 2005
- ↑ Blandford 1987, sec. 8.2.4
- ↑ برای مکانیزمهای ابتدای Carroll & Ostlie 1996, sec. 17.2 را ببینید؛ برای دیدن انواع مختلف دیگری از اجسام نجومی مرتبط اینجا را ببینید، Robson 1996
- ↑ برای مرور Begelman, Blandford & Rees 1984 را ببینید. برای یک ناظر دور به نظر می رسد برخی از این فواره سریعتر از نور حرکت می کنند؛ که البته می توان توضیح داد که این یک خطای دید است و با پایه های نسبیت عام در تضاد نیست. اینجارا ببینید Rees 1966
- ↑ برای حالات پایانی ستارگان, Oppenheimer & Snyder 1939 را ببینید و یا برای کارهای عددی جدیدتر،Font 2003, sec. 4.1 را ببینید؛ در مورد ابرنواخترها هنوز مسائل اساسی وجود دارند که باید حل شوند،Buras et al. 2003 را ببینید؛ برای شبیه سازی برافزایش ماده و شکل گیری فواره های نسبیتی، Font 2003, sec. 4.2 را ببینید. همچنین گمان می رود که آثار همگرایی نسبیتی مسئول سیگنالهای که از تپ اختر پرتوایکس دریافت می شوند؛ Kraus 1998 را ببینید.
- ↑ از مشاهده پدیده روشنایی ادینگتون که ناشی از برافزایش ماده است، شواهدی درمورد حدودی برای فشردگی نیز وجود دارند. Celotti, Miller & Sciama 1999 را ببینید، مشاهدات دینامیک ستاره ای در مرکز کهکشان راه شیری؛ Schödel et al. 2003 راببینید، Remillard et al. 2006 برای مرور Narayan 2006, sec. 5. Falcke, Melia & Agol 2000
- ↑ Dalal et al. 2006
- ↑ Barack & Cutler 2004
- ↑ در ابتدا Einstein 1917; اینجا را ببینید Pais 1982, pp. 285–288
- ↑ Bergström & Goobar 2003, ch. 9–11؛ استفاده از این مدلها با این حقیقت توجیه می شود که , در مقیاسهای بزرگ در حدود صد میلیون سال نوریو بیشتر، به نظر می رسد که جهان ما همگن و همسانگرد است، Peebles et al. 1991 را ببینید.
- ↑ مثلا با داده های دبلیومپ، اینجا را ببینید Spergel et al. 2003
- ↑ این آزمونها شامل مشاهدات مجزایی هستند که شرح جزئیات آنها در شکل دو در Bridle et al. 2003 آمده است.
- ↑ Peebles 1966; برای پیش بینی های جدیدتر Coc, Vangioni‐Flam et al. 2004 را ببینید؛ مواردی هم در Weiss 2006؛ با مشاهدات در Olive & Skillman 2004، Bania, Rood & Balser 2002، O'Meara et al. 2001، وCharbonnel & Primas 2005 ببینید.
- ↑ Lahav & Suto 2004, Bertschinger 1998, Springel et al. 2005
- ↑ Alpher & Herman 1948, برای مقدمه Bergström & Goobar 2003, ch. 11 را ببینید؛ برای آشکارسازی اولیه Penzias & Wilson 1965 راببینید، برای اندازه گیریهای دقیق در مشاهدات ماهواره های Mather et al. 1994 (کاوشگر زمینه کیهان) و Bennett et al. 2003 (دبلیومپ). اندازه گیریهای بیشتر نیز مدارکی را در باره امواج گرانشی در جهان اولیه آشکار می کنند؛ این اطلاعات اضافی در قطبش تابش زمینه ای نهفته است، Kamionkowski, Kosowsky & Stebbins 1997 وSeljak & Zaldarriaga 1997 را ببینید.
- ↑ شواهدی برای این موضوع را می توان با تعیین پارامترهای کیهانی و مشاهدات بیشتر کهکشانها و خوشه های کهکشانی یافت، Peebles 1993, ch. 18 را ببینید، شواهدی برای همگرایی گرانشی، رجوع کنید به Peacock 1999, sec. 4.6، و شبیه سازیهای ساختار بزرگ مقیاس، اینجا را ببینیدSpringel et al. 2005
- ↑ Peacock 1999, ch. 12, Peskin 2007; در حقیقت مشاهدات بیا ن می کنند که به غیزر از میزان اندکی، بیشتر آن ماده با ("ماده غیر باریونی") فیزیک ذرات متفاوت است، اینجا را ببینید Peacock 1999, ch. 12
- ↑ برخی از فیزیکدانها به این اندیشیده اند که ممکن است شواهد دال بر وجود ماده تاریک در حقیقت شواهدی بر ناتوانی مکانیک نسبیتی و نیوتنی در توصیف گرانش باشد . مرور کلی در Mannheim 2006, sec. 9
- ↑ Carroll 2001; مرور کلی در Caldwell 2004. همچنین، دانشمندان بحث نموده اند که این یک شکل جدید انرژی نیست بلکه مدلها نیاز به بهبود دارند، Mannheim 2006, sec. 10 را ببینید؛ تغییرات ذکر شده الزاما نباید تغییراتی در نسبیت عام باشند بلکه می توانند تغییراتی مثلا در شیوه رفتار ما با نا همگنی های جهان دارد. Buchert 2007 را ببینید.
- ↑ یک مقدمه خوب در Linde 1990 موجود است؛ برای یک مرور جدیدتر، Linde 2005 را ببینید.
- ↑ به طور دقیقتر اینها مسائل تخت بودن مسئله افق, و مسئله تک قطبی هستند؛ مقدمه ای در Narlikar 1993, sec. 6.4، موجود است.همچنین Börner 1993, sec. 9.1 را ببینید
- ↑ Spergel et al. 2007, sec. 56
- ↑ به صورت خاص، مثلا تابع پتانسیل که نقش کلیدی در تعیین دینامیک تورم دارد از نظریه فیزیکی پایه ای مدل منتج نمی شود.
- ↑ Brandenberger 2007, sec. 2
- ↑ Frauendiener 2004, Wald 1984, sec. 11.1, Hawking & Ellis 1973, sec. 6.8 6.9
- ↑ Wald 1984, sec. 9.2–9.4 و Hawking & Ellis 1973, ch. 6
- ↑ Thorne 1972؛ برای مطالعات عددی جدیدتر Berger 2002, sec. 2.1
- ↑ Israel 1987. یک توصیف ریاضی دقیقتر کمک می کند تا چندین نوع مختلف از افق ها را شناسایی کنیم، مانند افق های رویداد و افق های ظاهری رجوع کنید به Hawking & Ellis 1973, pp. 312–320 یا Wald 1984, sec. 12.2; تعریف های شهودی تری از سیستم های منزوی که به دانش ویژگیهای فضازمان در بی نهایت نیاز ندارد.اینجارا ببینید Ashtekar & Krishnan 2004
- ↑ برای نخستین گامها، Israel 1971 را ببینید؛ Hawking & Ellis 1973, sec. 9.3 یا Heusler 1996, ch. 9 and 10 برای یک استنتاج Heusler 1998 و همچنین Beig & Chruściel 2006 به عنوان مرور کلی نتایج جدیدتر
- ↑ قوانین مکانیک سیاهچاله ها نخستین بار در Bardeen, Carter & Hawking 1973 توصیف شدند؛ ارائه ای در این زمینه را می توان در Carter 1979 یافت؛ برای مروری تاز تر Wald 2001, ch. 2 را ببینید. مقدمه ای کامل شامل مقدمه ای بر ریاضیات مورد نیاز در Poisson 2004 موجود است. برای فرایند پنروز Penrose 1969 را ببینید.
- ↑ Bekenstein 1973, Bekenstein 1974
- ↑ این واقعیت که سیاهچاله ها تابش دارند ، نخستین بار از روش کوانتوم مکانیکی در Hawking 1975 استنتاج شد؛ استنتاج کاملتری را در Wald 1975 ببینید. یک مرور در Wald 2001, ch. 3 موجود است.
- ↑ Narlikar 1993, sec. 4.4.4 4.4.5
- ↑ افق ها: cf. Rindler 2001, sec. 12.4. اثر اونروه: Unruh 1976، Wald 2001, ch. 3
- ↑ Hawking & Ellis 1973, sec. 8.1, Wald 1984, sec. 9.1
- ↑ Townsend 1997, ch. 2؛ بررسی گسترده تر این پاسخ در Chandrasekhar 1983, ch. 3 موجود است.
- ↑ Townsend 1997, ch. 4؛ برای بررسی گسترده تر Chandrasekhar 1983, ch. 6 را ببینید.
- ↑ Ellis & van Elst 1999؛ نگاه دقیقتری به خود تکینگی در Börner 1993, sec. 1.2 آمده است
- ↑ Penrose 1965
- ↑ Hawking 1966
- ↑ این فرضیه نخستین بار در Belinskii, Khalatnikov & Lifschitz 1971 مطرح شد؛ برای مروری تازه تر Berger 2002 را ببینید. Garfinkle 2007
- ↑ . فرضیه سانسور کیهانی نخستین بار در Penrose 1969 مطرح شد؛ در حد یک کتاب درسی درWald 1984, pp. 302–305. برای نتایج عددی Berger 2002, sec. 2.1 را ببینید
- ↑ Hawking & Ellis 1973, sec. 7.1
- ↑ Arnowitt, Deser & Misner 1962؛ برای مقدمه Misner, Thorne & Wheeler 1973, §21.4–§21.7
- ↑ Fourès-Bruhat 1952 and Bruhat 1962; برای مقدمه Wald 1984, ch. 10 را ببینید؛ بررسی آنلاین در Reula 1998
- ↑ Gourgoulhon 2007؛ برای مرور مبانی نسبیت عددی، شامل مسائلی که از معادلات اینشتین سرچشمه می گیرند.Lehner 2001
- ↑ Misner, Thorne & Wheeler 1973, §20.4
- ↑ Komar 1959; برای یک مقدمه آموزنده Wald 1984, sec. 11.2 را ببینید؛ اگرچه به طریق کاملا متفاوتی تعریف شده اما می توان نشان داد که برای فضازمانهای ثابت معادل جرم ای دی ام است، Ashtekar & Magnon-Ashtekar 1979 را ببینید.
- ↑ برای مقدمه ای آموزنده Wald 1984, sec. 11.2 را ببینید.
- ↑ Wald 1984, p. 295 و مراجع آن; این در پرسسش پایداری حائز اهمیت است—اگر جرم منفی وجود داشت, فضای خالی و تخت مینکوفسکی که جرم صفرداردممکن بود از این حالت تغییر کند و جرم مثبت یا منفی بگیرد.
- ↑ Townsend 1997, ch. 5
- ↑ نمونه چنین تعریفهای شبه محلی جرم-انرژی عبارتند از انرژی هاوکینگ، انرژی گراچ، یا پنروز انرژی-تکانه شبه محلی براساس روشهای توئیستر؛ مرور مقاله Szabados 2004 را ببینید.
- ↑ مروری بر فیزیک کوانتومی را می توان در کتابهای مرجع کلاسیک مانند Messiah 1999 یافت؛ ویا در سطح مقدماتی تر در Hey & Walters 2003 ببینید.
- ↑ Ramond 1990, Weinberg 1995, Peskin & Schroeder 1995؛ مرور قابل فهم تری در Auyang 1995 موجود است.
- ↑ Wald 1994, Birrell & Davies 1984
- ↑ (به انگلیسی: formalism)
- ↑ برای تابش هاوکینگ Hawking 1975 راببینید، Wald 1975; مقدمه ای قابل فهم در مورد تبخیر سیاهچاله ها را می توان در Traschen 2000 یافت.
- ↑ Wald 2001, ch. 3
- ↑ به زبان ساده ماده منشاء خمش فضازمان است، و اگر ماده خواص کوانتومی داشته باشد، می توانیم انتظار داشته باشیم که فضازمان هم همینگونه است. Carlip 2001, sec. 2 را ببینید.
- ↑ Schutz 2003, p. 407
- ↑ یک گاه شمار و بررسی کلی را می توان درRovelli 2000 یافت.
- ↑ Donoghue 1995
- ↑ به طور خاص، تکنیکی به نام نرمال سازی دوباره، که توزیعهای پرانرژی تر را در نظر می گیرد، رجوع شود به Weinberg 1996, ch. 17 18, در این دسته قرار می گیرد; Goroff & Sagnotti 1985 را ببینید.
- ↑ مقدمه ای قابل فهم در سطح کارشناسی را در Zwiebach 2004 بیابید؛ بررسی های کامل تر در Polchinski 1998a و Polchinski 1998b
- ↑ در انرزیهای قابل دستیابی در آزمایشهای کنونی، این رشته ها از ذرات نقطه ای غیرقابل تشخیص هستند، امامدهای نوسان مختلف یک نوع رشته بنیادی به صورت ذراتی با بار های مختلف پدیدار میشوند. مثلا Ibanez 2000. نظریه در این زمینه موفق بوده است که یکی از مدها همیشه با گرانش متناظر است، the ذره پیام رسان گرانش، مثلا Green, Schwarz & Witten 1987, sec. 2.3 5.3 را ببینید.
- ↑ Green, Schwarz & Witten 1987, sec. 4.2
- ↑ Weinberg 2000, ch. 31
- ↑ Townsend 1996, Duff 1996
- ↑ Kuchař 1973, sec. 3
- ↑ Ashtekar 1986, Ashtekar 1987
- ↑ برای مرور Thiemann 2006 را ببینید؛ بحث های مفصل تر در Rovelli 1998 یافت می شود، Ashtekar & Lewandowski 2004 و همچنین در جزوه های Thiemann 2003
- ↑ Loll 1998
- ↑ Sorkin 2005
- ↑ Penrose 2004, ch. 33 and refs therein
- ↑ Hawking 1987
- ↑ Ashtekar 2007, Schwarz 2007
- ↑ Maddox 1998, pp. 52–59 98–122; Penrose 2004, sec. 34.1 ch. 30
- ↑ sبخش گرانش کوانتومی را در بالا ببینید.
- ↑ بخش کیهان شناسی را در بالا ببینید
- ↑ Friedrich 2005
- ↑ مروری بر مسائل مختلف و تکنیکهای حل آنها، Lehner 2002 را ببینید.
- ↑ Bartusiak 2000 برای موارد تا آن سال؛ اخبار به روز را در وب سایتهایی چون GEO 600 و LIGO ببینید.
- ↑ برای مقالات تازه تر در قطبش امواج گرانشی دوتایی های فشرده Blanchet et al. 2008 وArun et al. 2007؛ برای مرور کارهای روی دوتایی های فشرده Blanchet 2006 and Futamase & Itoh 2006; برای مرور عمومی آزمونهای تجربی نسبیت عام Will 2006 را ببینید
- ↑ مثلا مجله الکترونیکی مرورها را ببینید. Living Reviews in Relativity
مراجع [ویرایش]
- Alpher, R. A.; Herman, R. C. (1948), "Evolution of the universe", Nature 162 (4124): 774–775, Bibcode 1948Natur.162..774A, DOI:10.1038/162774b0
- Anderson, J. D.; Campbell, J. K.; Jurgens, R. F.; Lau, E. L. (1992), "Recent developments in solar-system tests of general relativity", in Sato, H.; Nakamura, T., Proceedings of the Sixth Marcel Großmann Meeting on General Relativity, World Scientific, pp. 353–355, ISBN 981-02-0950-9
- Arnold, V. I. (1989), Mathematical Methods of Classical Mechanics, Springer, ISBN 3-540-96890-3
- Arnowitt, Richard; Deser, Stanley; Misner, Charles W. (1962), "The dynamics of general relativity", in Witten, Louis, Gravitation: An Introduction to Current Research, Wiley, pp. 227–265
- Arun, K.G.; Blanchet, L.; Iyer, B. R.; Qusailah, M. S. S. (2007), Inspiralling compact binaries in quasi-elliptical orbits: The complete 3PN energy flux, arXiv:0711.0302, Bibcode 2008PhRvD..77f4035A, DOI:10.1103/PhysRevD.77.064035
- Ashby, Neil (2002), "Relativity and the Global Positioning System" (PDF), Physics Today 55 (5): 41–47, Bibcode 2002PhT....55e..41A, DOI:10.1063/1.1485583, http://www.ipgp.jussieu.fr/~tarantola/Files/Professional/GPS/Neil_Ashby_Relativity_GPS.pdf
- Ashby, Neil (2003), "Relativity in the Global Positioning System", Living Reviews in Relativity 6, http://relativity.livingreviews.org/Articles/lrr-2003-1/index.html, retrieved 2007-07-06
- Ashtekar, Abhay (1986), "New variables for classical and quantum gravity", Phys. Rev. Lett. 57 (18): 2244–2247, Bibcode 1986PhRvL..57.2244A, DOI:10.1103/PhysRevLett.57.2244, PMID 10033673
- Ashtekar, Abhay (1987), "New Hamiltonian formulation of general relativity", Phys. Rev. D36 (6): 1587–1602, Bibcode 1987PhRvD..36.1587A, DOI:10.1103/PhysRevD.36.1587
- Ashtekar, Abhay (2007), Loop Quantum Gravity: Four Recent Advances and a Dozen Frequently Asked Questions, arXiv:0705.2222, Bibcode 2008mgm..conf..126A, DOI:10.1142/9789812834300_0008
- Ashtekar, Abhay; Krishnan, Badri (2004), "Isolated and Dynamical Horizons and Their Applications", Living Rev. Relativity 7, http://www.livingreviews.org/lrr-2004-10, retrieved 2007-08-28
- Ashtekar, Abhay; Lewandowski, Jerzy (2004), "Background Independent Quantum Gravity: A Status Report", Class. Quant. Grav. 21 (15): R53–R152, arXiv:gr-qc/0404018, Bibcode 2004CQGra..21R..53A, DOI:10.1088/0264-9381/21/15/R01
- Ashtekar, Abhay; Magnon-Ashtekar, Anne (1979), "On conserved quantities in general relativity", Journal of Mathematical Physics 20 (5): 793–800, Bibcode 1979JMP....20..793A, DOI:10.1063/1.524151
- Auyang, Sunny Y. (1995), How is Quantum Field Theory Possible?, Oxford University Press, ISBN 0-19-509345-3
- Bania, T. M.; Rood, R. T.; Balser, D. S. (2002), "The cosmological density of baryons from observations of 3He+ in the Milky Way", Nature 415 (6867): 54–57, Bibcode 2002Natur.415...54B, DOI:10.1038/415054a, PMID 11780112
- Barack, Leor; Cutler, Curt (2004), "LISA Capture Sources: Approximate Waveforms, Signal-to-Noise Ratios, and Parameter Estimation Accuracy", Phys. Rev. D69 (8): 082005, arXiv:gr-qc/031012, Bibcode 2004PhRvD..69h2005B, DOI:10.1103/PhysRevD.69.082005
- Bardeen, J. M.; Carter, B.; Hawking, S. W. (1973), "The Four Laws of Black Hole Mechanics", Comm. Math. Phys. 31 (2): 161–170, Bibcode 1973CMaPh..31..161B, DOI:10.1007/BF01645742, http://projecteuclid.org/euclid.cmp/1103858973
- Barish, Barry (2005), "Towards detection of gravitational waves", in Florides, P.; Nolan, B.; Ottewil, A., General Relativity and Gravitation. Proceedings of the 17th International Conference, World Scientific, pp. 24–34, ISBN 981-256-424-1
- Barstow, M; Bond, Howard E.; Holberg, J. B.; Burleigh, M. R.; Hubeny, I.; Koester, D. (2005), "Hubble Space Telescope Spectroscopy of the Balmer lines in Sirius B", Mon. Not. Roy. Astron. Soc. 362 (4): 1134–1142, arXiv:astro-ph/0506600, Bibcode 2005MNRAS.362.1134B, DOI:10.1111/j.1365-2966.2005.09359.x
- Bartusiak, Marcia (2000), Einstein's Unfinished Symphony: Listening to the Sounds of Space-Time, Berkley, ISBN 978-0-425-18620-6
- Begelman, Mitchell C.; Blandford, Roger D.; Rees, Martin J. (1984), "Theory of extragalactic radio sources", Rev. Mod. Phys. 56 (2): 255–351, Bibcode 1984RvMP...56..255B, DOI:10.1103/RevModPhys.56.255
- Beig, Robert; Chruściel, Piotr T. (2006), "Stationary black holes", in Francoise, J.-P.; Naber, G.; Tsou, T.S., Encyclopedia of Mathematical Physics, Volume 2, Elsevier, arXiv:gr-qc/0502041, Bibcode 2005gr.qc.....2041B, ISBN 0-12-512660-3
- Bekenstein, Jacob D. (1973), "Black Holes and Entropy", Phys. Rev. D7 (8): 2333–2346, Bibcode 1973PhRvD...7.2333B, DOI:10.1103/PhysRevD.7.2333
- Bekenstein, Jacob D. (1974), "Generalized Second Law of Thermodynamics in Black-Hole Physics", Phys. Rev. D9 (12): 3292–3300, Bibcode 1974PhRvD...9.3292B, DOI:10.1103/PhysRevD.9.3292
- Belinskii, V. A.; Khalatnikov, I. M.; Lifschitz, E. M. (1971), "Oscillatory approach to the singular point in relativistic cosmology", Advances in Physics 19 (80): 525–573, Bibcode 1970AdPhy..19..525B, DOI:10.1080/00018737000101171; original paper in Russian: Belinsky, V. A.; Khalatnikov, I. M.; Lifshitz, E. M. (1970), "Колебательный Режим Приближения К Особой Точке В Релятивистской Космологии", Uspekhi Fizicheskikh Nauk (Успехи Физических Наук) 102(3) (11): 463–500, Bibcode 1970UsFiN.102..463B
- Bennett, C. L.; Halpern, M.; Hinshaw, G.; Jarosik, N.; Kogut, A.; Limon, M.; Meyer, S. S.; Page, L. et al. (2003), "First Year Wilkinson Microwave Anisotropy Probe (WMAP) Observations: Preliminary Maps and Basic Results", Astrophys. J. Suppl. 148 (1): 1–27, arXiv:astro-ph/0302207, Bibcode 2003ApJS..148....1B, DOI:10.1086/377253
- Berger, Beverly K. (2002), "Numerical Approaches to Spacetime Singularities", Living Rev. Relativity' 5, http://www.livingreviews.org/lrr-2002-1, retrieved 2007-08-04
- Bergström, Lars; Goobar, Ariel (2003), Cosmology and Particle Astrophysics (2nd ed.), Wiley & Sons, ISBN 3-540-43128-4
- Bertotti, Bruno; Ciufolini, Ignazio; Bender, Peter L. (1987), "New test of general relativity: Measurement of de Sitter geodetic precession rate for lunar perigee", Physical Review Letters 58 (11): 1062–1065, Bibcode 1987PhRvL..58.1062B, DOI:10.1103/PhysRevLett.58.1062, PMID 10034329
- Bertotti, Bruno; Iess, L.; Tortora, P. (2003), "A test of general relativity using radio links with the Cassini spacecraft", Nature 425 (6956): 374–376, Bibcode 2003Natur.425..374B, DOI:10.1038/nature01997, PMID 14508481
- Bertschinger, Edmund (1998), "Simulations of structure formation in the universe", Annu. Rev. Astron. Astrophys. 36 (1): 599–654, Bibcode 1998ARA&A..36..599B, DOI:10.1146/annurev.astro.36.1.599
- Birrell, N. D.; Davies, P. C. (1984), Quantum Fields in Curved Space, Cambridge University Press, ISBN 0-521-27858-9
- Blair, David; McNamara, Geoff (1997), Ripples on a Cosmic Sea. The Search for Gravitational Waves, Perseus, ISBN 0-7382-0137-5
- Blanchet, L.; Faye, G.; Iyer, B. R.; Sinha, S. (2008), The third post-Newtonian gravitational wave polarisations and associated spherical harmonic modes for inspiralling compact binaries in quasi-circular orbits, arXiv:0802.1249, Bibcode 2008CQGra..25p5003B, DOI:10.1088/0264-9381/25/16/165003
- Blanchet, Luc (2006), "Gravitational Radiation from Post-Newtonian Sources and Inspiralling Compact Binaries", Living Rev. Relativity 9, http://www.livingreviews.org/lrr-2006-4, retrieved 2007-08-07
- Blandford, R. D. (1987), "Astrophysical Black Holes", in Hawking, Stephen W.; Israel, Werner, 300 Years of Gravitation, Cambridge University Press, pp. 277–329, ISBN 0-521-37976-8
- Börner, Gerhard (1993), The Early Universe. Facts and Fiction, Springer, ISBN 0-387-56729-1
- Brandenberger, Robert H. (2007), Conceptual Problems of Inflationary Cosmology and a New Approach to Cosmological Structure Formation, arXiv:hep-th/0701111, Bibcode 2008LNP...738..393B, DOI:10.1007/978-3-540-74353-8_11
- Brans, C. H.; Dicke, R. H. (1961), "Mach's Principle and a Relativistic Theory of Gravitation", Physical Review 124 (3): 925–935, Bibcode 1961PhRv..124..925B, DOI:10.1103/PhysRev.124.925
- Bridle, Sarah L.; Lahav, Ofer; Ostriker, Jeremiah P.; Steinhardt, Paul J. (2003), "Precision Cosmology? Not Just Yet", Science 299 (5612): 1532–1533, arXiv:astro-ph/0303180, Bibcode 2003Sci...299.1532B, DOI:10.1126/science.1082158, PMID 12624255
- Bruhat, Yvonne (1962), "The Cauchy Problem", in Witten, Louis, Gravitation: An Introduction to Current Research, Wiley, pp. 130, ISBN 978-1-114-29166-9
- Buchert, Thomas (2007), "Dark Energy from Structure—A Status Report", General Relativity and Gravitation 40 (2-3): 467–527, arXiv:0707.2153, Bibcode 2008GReGr..40..467B, DOI:10.1007/s10714-007-0554-8
- Buras, R.; Rampp, M.; Janka, H.-Th.; Kifonidis, K. (2003), "Improved Models of Stellar Core Collapse and Still no Explosions: What is Missing?", Phys. Rev. Lett. 90 (24): 241101, arXiv:astro-ph/0303171, Bibcode 2003PhRvL..90x1101B, DOI:10.1103/PhysRevLett.90.241101, PMID 12857181
- Caldwell, Robert R. (2004), "Dark Energy", Physics World 17 (5): 37–42
- Carlip, Steven (2001), "Quantum Gravity: a Progress Report", Rept. Prog. Phys. 64 (8): 885–942, arXiv:gr-qc/0108040, Bibcode 2001RPPh...64..885C, DOI:10.1088/0034-4885/64/8/301
- Carroll, Bradley W.; Ostlie, Dale A. (1996), An Introduction to Modern Astrophysics, Addison-Wesley, ISBN 0-201-54730-9
- Carroll, Sean M. (2001), "The Cosmological Constant", Living Rev. Relativity 4, http://www.livingreviews.org/lrr-2001-1, retrieved 2007-07-21
- Carter, Brandon (1979), "The general theory of the mechanical, electromagnetic and thermodynamic properties of black holes", in Hawking, S. W.; Israel, W., General Relativity, an Einstein Centenary Survey, Cambridge University Press, pp. 294–369 and 860–863, ISBN 0-521-29928-4
- Celotti, Annalisa; Miller, John C.; Sciama, Dennis W. (1999), "Astrophysical evidence for the existence of black holes", Class. Quant. Grav. 16 (12A): A3–A21, arXiv:astro-ph/9912186, DOI:10.1088/0264-9381/16/12A/301
- Chandrasekhar, Subrahmanyan (1983), The Mathematical Theory of Black Holes, Oxford University Press, ISBN 0-19-850370-9
- Charbonnel, C.; Primas, F. (2005), "The Lithium Content of the Galactic Halo Stars", Astronomy & Astrophysics 442 (3): 961–992, arXiv:astro-ph/0505247, Bibcode 2005A&A...442..961C, DOI:10.1051/0004-6361:20042491
- Ciufolini, Ignazio; Pavlis, Erricos C. (2004), "A confirmation of the general relativistic prediction of the Lense-Thirring effect", Nature 431 (7011): 958–960, Bibcode 2004Natur.431..958C, DOI:10.1038/nature03007, PMID 15496915
- Ciufolini, Ignazio; Pavlis, Erricos C.; Peron, R. (2006), "Determination of frame-dragging using Earth gravity models from CHAMP and GRACE", New Astron. 11 (8): 527–550, Bibcode 2006NewA...11..527C, DOI:10.1016/j.newast.2006.02.001
- Coc, A.; Vangioni‐Flam, Elisabeth; Descouvemont, Pierre; Adahchour, Abderrahim; Angulo, Carmen (2004), "Updated Big Bang Nucleosynthesis confronted to WMAP observations and to the Abundance of Light Elements", Astrophysical Journal 600 (2): 544–552, arXiv:astro-ph/0309480, Bibcode 2004ApJ...600..544C, DOI:10.1086/380121
- Cutler, Curt; Thorne, Kip S. (2002), "An overview of gravitational wave sources", in Bishop, Nigel; Maharaj, Sunil D., Proceedings of 16th International Conference on General Relativity and Gravitation (GR16), World Scientific, arXiv:gr-qc/0204090, Bibcode 2002gr.qc.....4090C, ISBN 981-238-171-6
- Dalal, Neal; Holz, Daniel E.; Hughes, Scott A.; Jain, Bhuvnesh (2006), "Short GRB and binary black hole standard sirens as a probe of dark energy", Phys.Rev. D74 (6): 063006, arXiv:astro-ph/0601275, Bibcode 2006PhRvD..74f3006D, DOI:10.1103/PhysRevD.74.063006
- Danzmann, Karsten; Rüdiger, Albrecht (2003), "LISA Technology—Concepts, Status, Prospects" (PDF), Class. Quant. Grav. 20 (10): S1–S9, Bibcode 2003CQGra..20S...1D, DOI:10.1088/0264-9381/20/10/301, http://www.srl.caltech.edu/lisa/documents/KarstenAlbrechtOverviewCQG20-2003.pdf
- Dirac, Paul (1996), General Theory of Relativity, Princeton University Press, ISBN 0-691-01146-X
- Donoghue, John F. (1995), "Introduction to the Effective Field Theory Description of Gravity", in Cornet, Fernando, Effective Theories: Proceedings of the Advanced School, Almunecar, Spain, 26 June–1 July 1995, Singapore: World Scientific, arXiv:gr-qc/9512024, Bibcode 1995gr.qc....12024D, ISBN 981-02-2908-9
- Duff, Michael (1996), "M-Theory (the Theory Formerly Known as Strings)", Int. J. Mod. Phys. A11 (32): 5623–5641, arXiv:hep-th/9608117, Bibcode 1996IJMPA..11.5623D, DOI:10.1142/S0217751X96002583
- Ehlers, Jürgen (1973), "Survey of general relativity theory", in Israel, Werner, Relativity, Astrophysics and Cosmology, D. Reidel, pp. 1–125, ISBN 90-277-0369-8
- Ehlers, Jürgen; Falco, Emilio E.; Schneider, Peter (1992), Gravitational lenses, Springer, ISBN 3-540-66506-4
- Ehlers, Jürgen; Lämmerzahl, Claus, eds. (2006), Special Relativity—Will it Survive the Next 101 Years?, Springer, ISBN 3-540-34522-1
- Ehlers, Jürgen; Rindler, Wolfgang (1997), "Local and Global Light Bending in Einstein's and other Gravitational Theories", General Relativity and Gravitation 29 (4): 519–529, Bibcode 1997GReGr..29..519E, DOI:10.1023/A:1018843001842
- Einstein, Albert (1907), "Über das Relativitätsprinzip und die aus demselben gezogene Folgerungen" (PDF), Jahrbuch der Radioaktivitaet und Elektronik 4: 411, http://www.soso.ch/wissen/hist/SRT/E-1907.pdf, retrieved 2008-05-05
- Einstein, Albert (1915), "Die Feldgleichungen der Gravitation", Sitzungsberichte der Preussischen Akademie der Wissenschaften zu Berlin: 844–847, http://nausikaa2.mpiwg-berlin.mpg.de/cgi-bin/toc/toc.x.cgi?dir=6E3MAXK4&step=thumb, retrieved 2006-09-12
- Einstein, Albert (1916), "Die Grundlage der allgemeinen Relativitätstheorie" (PDF), Annalen der Physik 49, archived from the original on 2006-08-29, http://web.archive.org/web/20060829045130/http://www.alberteinstein.info/gallery/gtext3.html, retrieved 2006-09-03
- Einstein, Albert (1917), "Kosmologische Betrachtungen zur allgemeinen Relativitätstheorie", Sitzungsberichte der Preußischen Akademie der Wissenschaften: 142
- Ellis, George F R; van Elst, Henk (1999), "Cosmological models (Cargèse lectures 1998)", in Lachièze-Rey, Marc, Theoretical and Observational Cosmology, Kluwer, pp. 1–116, arXiv:gr-qc/9812046, Bibcode 1999toc..conf....1E
- Everitt, C. W. F.; Buchman, S.; DeBra, D. B.; Keiser, G. M. (2001), "Gravity Probe B: Countdown to launch", in Lämmerzahl, C.; Everitt, C. W. F.; Hehl, F. W., Gyros, Clocks, and Interferometers: Testing Relativistic Gravity in Space (Lecture Notes in Physics 562), Springer, pp. 52–82, ISBN 3-540-41236-0
- Everitt, C. W. F.; Parkinson, Bradford; Kahn, Bob (2007) (PDF), The Gravity Probe B experiment. Post Flight Analysis—Final Report (Preface and Executive Summary), Project Report: NASA, Stanford University and Lockheed Martin, http://einstein.stanford.edu/content/exec_summary/GP-B_ExecSum-scrn.pdf, retrieved 2007-08-05
- Falcke, Heino; Melia, Fulvio; Agol, Eric (2000), "Viewing the Shadow of the Black Hole at the Galactic Center", Astrophysical Journal 528 (1): L13–L16, arXiv:astro-ph/9912263, Bibcode 2000ApJ...528L..13F, DOI:10.1086/312423, PMID 10587484
- Flanagan, Éanna É.; Hughes, Scott A. (2005), "The basics of gravitational wave theory", New J.Phys. 7: 204, arXiv:gr-qc/0501041, Bibcode 2005NJPh....7..204F, DOI:10.1088/1367-2630/7/1/204
- Font, José A. (2003), "Numerical Hydrodynamics in General Relativity", Living Rev. Relativity 6, http://www.livingreviews.org/lrr-2003-4, retrieved 2007-08-19
- Fourès-Bruhat, Yvonne (1952), "Théoréme d'existence pour certains systémes d'équations aux derivées partielles non linéaires", Acta Mathematica 88 (1): 141–225, DOI:10.1007/BF02392131
- Frauendiener, Jörg (2004), "Conformal Infinity", Living Rev. Relativity 7, http://www.livingreviews.org/lrr-2004-1, retrieved 2007-07-21
- Friedrich, Helmut (2005), "Is general relativity `essentially understood'?", Annalen Phys. 15 (1-2): 84–108, arXiv:gr-qc/0508016, Bibcode 2006AnP...518...84F, DOI:10.1002/andp.200510173
- Futamase, T.; Itoh, Y. (2006), "The Post-Newtonian Approximation for Relativistic Compact Binaries", Living Rev. Relativity 10, http://www.livingreviews.org/lrr-2007-2, retrieved 2008-02-29
- Gamow, George (1970), My World Line, Viking Press, ISBN 0-670-50376-2
- Garfinkle, David (2007), "Of singularities and breadmaking", Einstein Online, http://www.einstein-online.info/en/spotlights/singularities_bkl/index.html, retrieved 2007-08-03
- Geroch, Robert (1996). "Partial Differential Equations of Physics". arXiv:gr-qc/9602055 [gr-qc].
- Giulini, Domenico (2005), Special Relativity: A First Encounter, Oxford University Press, ISBN 0-19-856746-4
- Giulini, Domenico (2006a), "Algebraic and Geometric Structures in Special Relativity", in Ehlers, Jürgen; Lämmerzahl, Claus, Special Relativity—Will it Survive the Next 101 Years?, Springer, pp. 45–111, arXiv:math-ph/0602018, Bibcode 2006math.ph...2018G, ISBN 3-540-34522-1
- Giulini, Domenico (2006b), "Some remarks on the notions of general covariance and background independence", in Stamatescu, I. O., An assessment of current paradigms in the physics of fundamental interactions, Springer, arXiv:gr-qc/0603087, Bibcode 2007LNP...721..105G
- Gnedin, Nickolay Y. (2005), "Digitizing the Universe", Nature 435 (7042): 572–573, Bibcode 2005Natur.435..572G, DOI:10.1038/435572a, PMID 15931201
- Goenner, Hubert F. M. (2004), "On the History of Unified Field Theories", Living Rev. Relativity 7, http://www.livingreviews.org/lrr-2004-2, retrieved 2008-02-28
- Goroff, Marc H.; Sagnotti, Augusto (1985), "Quantum gravity at two loops", Phys. Lett. 160B (1-3): 81–86, Bibcode 1985PhLB..160...81G, DOI:10.1016/0370-2693(85)91470-4
- Gourgoulhon, Eric (2007). "3+1 Formalism and Bases of Numerical Relativity". arXiv:gr-qc/0703035 [gr-qc].
- Gowdy, Robert H. (1971), "Gravitational Waves in Closed Universes", Phys. Rev. Lett. 27 (12): 826–829, Bibcode 1971PhRvL..27..826G, DOI:10.1103/PhysRevLett.27.826
- Gowdy, Robert H. (1974), "Vacuum spacetimes with two-parameter spacelike isometry groups and compact invariant hypersurfaces: Topologies and boundary conditions", Ann. Phys. (N.Y.) 83 (1): 203–241, Bibcode 1974AnPhy..83..203G, DOI:10.1016/0003-4916(74)90384-4
- Green, M. B.; Schwarz, J. H.; Witten, E. (1987), Superstring theory. Volume 1: Introduction, Cambridge University Press, ISBN 0-521-35752-7
- Greenstein, J. L.; Oke, J. B.; Shipman, H. L. (1971), "Effective Temperature, Radius, and Gravitational Redshift of Sirius B", Astrophysical Journal 169: 563, Bibcode 1971ApJ...169..563G, DOI:10.1086/151174
- doi:10.1126/science.177.4044.166
این یادکرد به طور خودکار درست خواهد شد You can به صف ببرید یا خودتان دستی درست کنید - doi:10.1126/science.177.4044.168
این یادکرد به طور خودکار درست خواهد شد You can به صف ببرید یا خودتان دستی درست کنید - Havas, P. (1964), "Four-Dimensional Formulation of Newtonian Mechanics and Their Relation to the Special and the General Theory of Relativity", Rev. Mod. Phys. 36 (4): 938–965, Bibcode 1964RvMP...36..938H, DOI:10.1103/RevModPhys.36.938
- Hawking, Stephen W. (1966), "The occurrence of singularities in cosmology", Proceedings of the Royal Society of London A294 (1439): 511–521, http://links.jstor.org/sici?sici=0080-4630%2819661018%29294%3A1439%3C511%3ATOOSIC%3E2.0.CO%3B2-Y
- Hawking, S. W. (1975), "Particle Creation by Black Holes", Communications in Mathematical Physics 43 (3): 199–220, Bibcode 1975CMaPh..43..199H, DOI:10.1007/BF02345020
- Hawking, Stephen W. (1987), "Quantum cosmology", in Hawking, Stephen W.; Israel, Werner, 300 Years of Gravitation, Cambridge University Press, pp. 631–651, ISBN 0-521-37976-8
- Hawking, Stephen W.; Ellis, George F. R. (1973), The large scale structure of space-time, Cambridge University Press, ISBN 0-521-09906-4
- Heckmann, O. H. L.; Schücking, E. (1959), "Newtonsche und Einsteinsche Kosmologie", in Flügge, S., Encyclopedia of Physics, 53, pp. 489
- Heusler, Markus (1998), "Stationary Black Holes: Uniqueness and Beyond", Living Rev. Relativity 1, http://www.livingreviews.org/lrr-1998-6, retrieved 2007-08-04
- Heusler, Markus (1996), Black Hole Uniqueness Theorems, Cambridge University Press, ISBN 0-521-56735-1
- Hey, Tony; Walters, Patrick (2003), The new quantum universe, Cambridge University Press, ISBN 0-521-56457-3
- Hough, Jim; Rowan, Sheila (2000), "Gravitational Wave Detection by Interferometry (Ground and Space)", Living Rev. Relativity 3, http://www.livingreviews.org/lrr-2000-3, retrieved 2007-07-21
- Hubble, Edwin (1929), "A Relation between Distance and Radial Velocity among Extra-Galactic Nebulae" (PDF), Proc. Nat. Acad. Sci. 15 (3): 168–173, Bibcode 1929PNAS...15..168H, DOI:10.1073/pnas.15.3.168, PMC 522427, PMID 16577160, http://www.pnas.org/cgi/reprint/15/3/168.pdf
- Hulse, Russell A.; Taylor, Joseph H. (1975), "Discovery of a pulsar in a binary system", Astrophys. J. 195: L51–L55, Bibcode 1975ApJ...195L..51H, DOI:10.1086/181708
- Ibanez, L. E. (2000), "The second string (phenomenology) revolution", Class. Quant. Grav. 17 (5): 1117–1128, arXiv:hep-ph/9911499, Bibcode 2000CQGra..17.1117I, DOI:10.1088/0264-9381/17/5/321
- Iorio, L. (2009), "An Assessment of the Systematic Uncertainty in Present and Future Tests of the Lense-Thirring Effect with Satellite Laser Ranging", Space Sci. Rev. 148 (1-4): 363, arXiv:0809.1373, Bibcode 2009SSRv..148..363I, DOI:10.1007/s11214-008-9478-1
- Isham, Christopher J. (1994), "Prima facie questions in quantum gravity", in Ehlers, Jürgen; Friedrich, Helmut, Canonical Gravity: From Classical to Quantum, Springer, ISBN 3-540-58339-4
- Israel, Werner (1971), "Event Horizons and Gravitational Collapse", General Relativity and Gravitation 2 (1): 53–59, Bibcode 1971GReGr...2...53I, DOI:10.1007/BF02450518
- Israel, Werner (1987), "Dark stars: the evolution of an idea", in Hawking, Stephen W.; Israel, Werner, 300 Years of Gravitation, Cambridge University Press, pp. 199–276, ISBN 0-521-37976-8
- Janssen, Michel (2005), "Of pots and holes: Einstein's bumpy road to general relativity" (PDF), Ann. Phys. (Leipzig) 14 (S1): 58–85, Bibcode 2005AnP...517S..58J, DOI:10.1002/andp.200410130, https://netfiles.umn.edu/xythoswfs/webui/_xy-15267453_1-t_ycAqaW0A
- Jaranowski, Piotr; Królak, Andrzej (2005), "Gravitational-Wave Data Analysis. Formalism and Sample Applications: The Gaussian Case", Living Rev. Relativity 8, http://www.livingreviews.org/lrr-2005-3, retrieved 2007-07-30
- Kahn, Bob (1996–2012), Gravity Probe B Website, Stanford University, http://einstein.stanford.edu/, retrieved 2012-04-20
- Kahn, Bob (April 14, 2007) (PDF), Was Einstein right? Scientists provide first public peek at Gravity Probe B results (Stanford University Press Release), Stanford University News Service, http://einstein.stanford.edu/content/press_releases/SU/pr-aps-041807.pdf
- Kamionkowski, Marc; Kosowsky, Arthur; Stebbins, Albert (1997), "Statistics of Cosmic Microwave Background Polarization", Phys. Rev. D55 (12): 7368–7388, arXiv:astro-ph/9611125, Bibcode 1997PhRvD..55.7368K, DOI:10.1103/PhysRevD.55.7368
- Kennefick, Daniel (2005), "Astronomers Test General Relativity: Light-bending and the Solar Redshift", in Renn, Jürgen, One hundred authors for Einstein, Wiley-VCH, pp. 178–181, ISBN 3-527-40574-7
- Kennefick, Daniel (2007), "Not Only Because of Theory: Dyson, Eddington and the Competing Myths of the 1919 Eclipse Expedition", Proceedings of the 7th Conference on the History of General Relativity, Tenerife, 2005, arXiv:0709.0685, Bibcode 2007arXiv0709.0685K
- Kenyon, I. R. (1990), General Relativity, Oxford University Press, ISBN 0-19-851996-6
- Kochanek, C.S.; Falco, E.E.; Impey, C.; Lehar, J. (2007), CASTLES Survey Website, Harvard-Smithsonian Center for Astrophysics, http://cfa-www.harvard.edu/castles, retrieved 2007-08-21
- Komar, Arthur (1959), "Covariant Conservation Laws in General Relativity", Phys. Rev. 113 (3): 934–936, Bibcode 1959PhRv..113..934K, DOI:10.1103/PhysRev.113.934
- Kramer, Michael (2004), "Millisecond Pulsars as Tools of Fundamental Physics", in Karshenboim, S. G., Astrophysics, Clocks and Fundamental Constants (Lecture Notes in Physics Vol. 648), Springer, pp. 33–54, arXiv:astro-ph/0405178, Bibcode 2004LNP...648...33K
- Kramer, M.; Stairs, I. H.; Manchester, R. N.; McLaughlin, M. A.; Lyne, A. G.; Ferdman, R. D.; Burgay, M.; Lorimer, D. R. et al. (2006), "Tests of general relativity from timing the double pulsar", Science 314 (5796): 97–102, arXiv:astro-ph/0609417, Bibcode 2006Sci...314...97K, DOI:10.1126/science.1132305, PMID 16973838
- Kraus, Ute (1998), "Light Deflection Near Neutron Stars", Relativistic Astrophysics, Vieweg, pp. 66–81, ISBN 3-528-06909-0
- Kuchař, Karel (1973), "Canonical Quantization of Gravity", in Israel, Werner, Relativity, Astrophysics and Cosmology, D. Reidel, pp. 237–288, ISBN 90-277-0369-8
- Künzle, H. P. (1972), "Galilei and Lorentz Structures on spacetime: comparison of the corresponding geometry and physics", Ann. Inst. Henri Poincaré a 17: 337–362, http://www.numdam.org/item?id=AIHPA_1972__17_4_337_0
- Lahav, Ofer; Suto, Yasushi (2004), "Measuring our Universe from Galaxy Redshift Surveys", Living Rev. Relativity 7, http://www.livingreviews.org/lrr-2004-8, retrieved 2007-08-19
- Landgraf, M.; Hechler, M.; Kemble, S. (2005), "Mission design for LISA Pathfinder", Class. Quant. Grav. 22 (10): S487–S492, arXiv:gr-qc/0411071, Bibcode 2005CQGra..22S.487L, DOI:10.1088/0264-9381/22/10/048
- Lehner, Luis (2001), "Numerical Relativity: A review", Class. Quant. Grav. 18 (17): R25–R86, arXiv:gr-qc/0106072, Bibcode 2001CQGra..18R..25L, DOI:10.1088/0264-9381/18/17/202
- Lehner, Luis (2002), Numerical Relativity: Status and Prospects, arXiv:gr-qc/0202055, Bibcode 2002grg..conf..210L, DOI:10.1142/9789812776556_0010
- Linde, Andrei (1990), Particle Physics and Inflationary Cosmology, Harwood, arXiv:hep-th/0503203, Bibcode 2005hep.th....3203L, ISBN 3-7186-0489-2
- Linde, Andrei (2005), "Towards inflation in string theory", J. Phys. Conf. Ser. 24: 151–160, arXiv:hep-th/0503195, Bibcode 2005JPhCS..24..151L, DOI:10.1088/1742-6596/24/1/018
- Loll, Renate (1998), "Discrete Approaches to Quantum Gravity in Four Dimensions", Living Rev. Relativity 1, http://www.livingreviews.org/lrr-1998-13, retrieved 2008-03-09
- Lovelock, David (1972), "The Four-Dimensionality of Space and the Einstein Tensor", J. Math. Phys. 13 (6): 874–876, Bibcode 1972JMP....13..874L, DOI:10.1063/1.1666069
- MacCallum, M. (2006), "Finding and using exact solutions of the Einstein equations", in Mornas, L.; Alonso, J. D., A Century of Relativity Physics (ERE05, the XXVIII Spanish Relativity Meeting), American Institute of Physics, arXiv:gr-qc/0601102, Bibcode 2006AIPC..841..129M, DOI:10.1063/1.2218172
- Maddox, John (1998), What Remains To Be Discovered, Macmillan, ISBN 0-684-82292-X
- Mannheim, Philip D. (2006), "Alternatives to Dark Matter and Dark Energy", Prog. Part. Nucl. Phys. 56 (2): 340–445, arXiv:astro-ph/0505266, Bibcode 2006PrPNP..56..340M, DOI:10.1016/j.ppnp.2005.08.001
- Mather, J. C.; Cheng, E. S.; Cottingham, D. A.; Eplee, R. E.; Fixsen, D. J.; Hewagama, T.; Isaacman, R. B.; Jensen, K. A. et al. (1994), "Measurement of the cosmic microwave spectrum by the COBE FIRAS instrument", Astrophysical Journal 420: 439–444, Bibcode 1994ApJ...420..439M, DOI:10.1086/173574
- Mermin, N. David (2005), It's About Time. Understanding Einstein's Relativity, Princeton University Press, ISBN 0-691-12201-6
- Messiah, Albert (1999), Quantum Mechanics, Dover Publications, ISBN 0-486-40924-4
- Miller, Cole (2002), Stellar Structure and Evolution (Lecture notes for Astronomy 606), University of Maryland, http://www.astro.umd.edu/~miller/teaching/astr606/, retrieved 2007-07-25
- Misner, Charles W.; Thorne, Kip. S.; Wheeler, John A. (1973), Gravitation, W. H. Freeman, ISBN 0-7167-0344-0
- Møller, Christian (1952), The Theory of Relativity (3rd ed.), Oxford University Press, http://archive.org/details/theoryofrelativi029229mbp
- Narayan, Ramesh (2006), "Black holes in astrophysics", New Journal of Physics 7: 199, arXiv:gr-qc/0506078, Bibcode 2005NJPh....7..199N, DOI:10.1088/1367-2630/7/1/199
- Narayan, Ramesh; Bartelmann, Matthias (1997). "Lectures on Gravitational Lensing". arXiv:astro-ph/9606001 [astro-ph].
- Narlikar, Jayant V. (1993), Introduction to Cosmology, Cambridge University Press, ISBN 0-521-41250-1
- Nieto, Michael Martin (2006), "The quest to understand the Pioneer anomaly" (PDF), EurophysicsNews 37 (6): 30–34, http://www.europhysicsnews.com/full/42/article4.pdf
- Nordström, Gunnar (1918), "On the Energy of the Gravitational Field in Einstein's Theory", Verhandl. Koninkl. Ned. Akad. Wetenschap., 26: 1238–1245, http://www.digitallibrary.nl/proceedings/search/detail.cfm?pubid=2146&view=image&startrow=1
- Nordtvedt, Kenneth (2003). "Lunar Laser Ranging—a comprehensive probe of post-Newtonian gravity". arXiv:gr-qc/0301024 [gr-qc].
- Norton, John D. (1985), "What was Einstein's principle of equivalence?" (PDF), Studies in History and Philosophy of Science 16 (3): 203–246, DOI:10.1016/0039-3681(85)90002-0, http://www.pitt.edu/~jdnorton/papers/ProfE_re-set.pdf, retrieved 2007-06-11
- Ohanian, Hans C.; Ruffini, Remo; Ruffini (1994), Gravitation and Spacetime, W. W. Norton & Company, ISBN 0-393-96501-5
- Olive, K. A.; Skillman, E. A. (2004), "A Realistic Determination of the Error on the Primordial Helium Abundance", Astrophysical Journal 617 (1): 29–49, arXiv:astro-ph/0405588, Bibcode 2004ApJ...617...29O, DOI:10.1086/425170
- O'Meara, John M.; Tytler, David; Kirkman, David; Suzuki, Nao; Prochaska, Jason X.; Lubin, Dan; Wolfe, Arthur M. (2001), "The Deuterium to Hydrogen Abundance Ratio Towards a Fourth QSO: HS0105+1619", Astrophysical Journal 552 (2): 718–730, arXiv:astro-ph/0011179, Bibcode 2001ApJ...552..718O, DOI:10.1086/320579
- Oppenheimer, J. Robert; Snyder, H. (1939), "On continued gravitational contraction", Physical Review 56 (5): 455–459, Bibcode 1939PhRv...56..455O, DOI:10.1103/PhysRev.56.455
- Overbye, Dennis (1999), Lonely Hearts of the Cosmos: the story of the scientific quest for the secret of the Universe, Back Bay, ISBN 0-316-64896-5
- Pais, Abraham (1982), 'Subtle is the Lord...' The Science and life of Albert Einstein, Oxford University Press, ISBN 0-19-853907-X
- Peacock, John A. (1999), Cosmological Physics, Cambridge University Press, ISBN 0-521-41072-X
- Peebles, P. J. E. (1966), "Primordial Helium abundance and primordial fireball II", Astrophysical Journal 146: 542–552, Bibcode 1966ApJ...146..542P, DOI:10.1086/148918
- Peebles, P. J. E. (1993), Principles of physical cosmology, Princeton University Press, ISBN 0-691-01933-9
- Peebles, P.J.E.; Schramm, D.N.; Turner, E.L.; Kron, R.G. (1991), "The case for the relativistic hot Big Bang cosmology", Nature 352 (6338): 769–776, Bibcode 1991Natur.352..769P, DOI:10.1038/352769a0
- Penrose, Roger (1965), "Gravitational collapse and spacetime singularities", Physical Review Letters 14 (3): 57–59, Bibcode 1965PhRvL..14...57P, DOI:10.1103/PhysRevLett.14.57
- Penrose, Roger (1969), "Gravitational collapse: the role of general relativity", Rivista del Nuovo Cimento 1: 252–276, Bibcode 1969NCimR...1..252P
- Penrose, Roger (2004), The Road to Reality, A. A. Knopf, ISBN 0-679-45443-8
- Penzias, A. A.; Wilson, R. W. (1965), "A measurement of excess antenna temperature at 4080 Mc/s", Astrophysical Journal 142: 419–421, Bibcode 1965ApJ...142..419P, DOI:10.1086/148307
- Peskin, Michael E.; Schroeder, Daniel V. (1995), An Introduction to Quantum Field Theory, Addison-Wesley, ISBN 0-201-50397-2
- Peskin, Michael E. (2007), Dark Matter and Particle Physics, arXiv:0707.1536, Bibcode 2007JPSJ...76k1017P, DOI:10.1143/JPSJ.76.111017
- Poisson, Eric (2004), "The Motion of Point Particles in Curved Spacetime", Living Rev. Relativity 7, http://www.livingreviews.org/lrr-2004-6, retrieved 2007-06-13
- Poisson, Eric (2004), A Relativist's Toolkit. The Mathematics of Black-Hole Mechanics, Cambridge University Press, ISBN 0-521-83091-5
- Polchinski, Joseph (1998a), String Theory Vol. I: An Introduction to the Bosonic String, Cambridge University Press, ISBN 0-521-63303-6
- Polchinski, Joseph (1998b), String Theory Vol. II: Superstring Theory and Beyond, Cambridge University Press, ISBN 0-521-63304-4
- Pound, R. V.; Rebka, G. A. (1959), "Gravitational Red-Shift in Nuclear Resonance", Physical Review Letters 3 (9): 439–441, Bibcode 1959PhRvL...3..439P, DOI:10.1103/PhysRevLett.3.439
- Pound, R. V.; Rebka, G. A. (1960), "Apparent weight of photons", Phys. Rev. Lett. 4 (7): 337–341, Bibcode 1960PhRvL...4..337P, DOI:10.1103/PhysRevLett.4.337
- Pound, R. V.; Snider, J. L. (1964), "Effect of Gravity on Nuclear Resonance", Phys. Rev. Lett. 13 (18): 539–540, Bibcode 1964PhRvL..13..539P, DOI:10.1103/PhysRevLett.13.539
- Ramond, Pierre (1990), Field Theory: A Modern Primer, Addison-Wesley, ISBN 0-201-54611-6
- Rees, Martin (1966), "Appearance of Relativistically Expanding Radio Sources", Nature 211 (5048): 468–470, Bibcode 1966Natur.211..468R, DOI:10.1038/211468a0
- Reissner, H. (1916), "Über die Eigengravitation des elektrischen Feldes nach der Einsteinschen Theorie", Annalen der Physik 355 (9): 106–120, Bibcode 1916AnP...355..106R, DOI:10.1002/andp.19163550905
- Remillard, Ronald A.; Lin, Dacheng; Cooper, Randall L.; Narayan, Ramesh (2006), "The Rates of Type I X-Ray Bursts from Transients Observed with RXTE: Evidence for Black Hole Event Horizons", Astrophysical Journal 646 (1): 407–419, arXiv:astro-ph/0509758, Bibcode 2006ApJ...646..407R, DOI:10.1086/504862
- Renn, Jürgen, ed. (2007), The Genesis of General Relativity (4 Volumes), Dordrecht: Springer, ISBN 1-4020-3999-9
- Renn, Jürgen, ed. (2005), Albert Einstein—Chief Engineer of the Universe: Einstein's Life and Work in Context, Berlin: Wiley-VCH, ISBN 3-527-40571-2
- Reula, Oscar A. (1998), "Hyperbolic Methods for Einstein's Equations", Living Rev. Relativity 1, http://www.livingreviews.org/lrr-1998-3, retrieved 2007-08-29
- Rindler, Wolfgang (2001), Relativity. Special, General and Cosmological, Oxford University Press, ISBN 0-19-850836-0
- Rindler, Wolfgang (1991), Introduction to Special Relativity, Clarendon Press, Oxford, ISBN 0-19-853952-5
- Robson, Ian (1996), Active galactic nuclei, John Wiley, ISBN 0-471-95853-0
- Roulet, E.; Mollerach, S. (1997), "Microlensing", Physics Reports 279 (2): 67–118, arXiv:astro-ph/9603119, Bibcode 1997PhR...279...67R, DOI:10.1016/S0370-1573(96)00020-8
- Rovelli, Carlo (2000). "Notes for a brief history of quantum gravity". arXiv:gr-qc/0006061 [gr-qc].
- Rovelli, Carlo (1998), "Loop Quantum Gravity", Living Rev. Relativity 1, http://www.livingreviews.org/lrr-1998-1, retrieved 2008-03-13
- Schäfer, Gerhard (2004), "Gravitomagnetic Effects", General Relativity and Gravitation 36 (10): 2223–2235, arXiv:gr-qc/0407116, Bibcode 2004GReGr..36.2223S, DOI:10.1023/B:GERG.0000046180.97877.32
- Schödel, R.; Ott, T.; Genzel, R.; Eckart, A.; Mouawad, N.; Alexander, T. (2003), "Stellar Dynamics in the Central Arcsecond of Our Galaxy", Astrophysical Journal 596 (2): 1015–1034, arXiv:astro-ph/0306214, Bibcode 2003ApJ...596.1015S, DOI:10.1086/378122
- Schutz, Bernard F. (1985), A first course in general relativity, Cambridge University Press, ISBN 0-521-27703-5
- Schutz, Bernard F. (2001), "Gravitational radiation", in Murdin, Paul, Encyclopedia of Astronomy and Astrophysics, Grove's Dictionaries, ISBN 1-56159-268-4
- Schutz, Bernard F. (2003), Gravity from the ground up, Cambridge University Press, ISBN 0-521-45506-5
- Schwarz, John H. (2007), String Theory: Progress and Problems, arXiv:hep-th/0702219, Bibcode 2007PThPS.170..214S, DOI:10.1143/PTPS.170.214
- Schwarzschild, Karl (1916a), "Über das Gravitationsfeld eines Massenpunktes nach der Einsteinschen Theorie", Sitzungsber. Preuss. Akad. D. Wiss.: 189–196
- Schwarzschild, Karl (1916b), "Über das Gravitationsfeld eines Kugel aus inkompressibler Flüssigkeit nach der Einsteinschen Theorie", Sitzungsber. Preuss. Akad. D. Wiss.: 424–434
- Seidel, Edward (1998), "Numerical Relativity: Towards Simulations of 3D Black Hole Coalescence", in Narlikar, J. V.; Dadhich, N., Gravitation and Relativity: At the turn of the millennium (Proceedings of the GR-15 Conference, held at IUCAA, Pune, India, December 16–21, 1997), IUCAA, arXiv:gr-qc/9806088, Bibcode 1998gr.qc.....6088S, ISBN 81-900378-3-8
- Seljak, Uros̆; Zaldarriaga, Matias (1997), "Signature of Gravity Waves in the Polarization of the Microwave Background", Phys. Rev. Lett. 78 (11): 2054–2057, arXiv:astro-ph/9609169, Bibcode 1997PhRvL..78.2054S, DOI:10.1103/PhysRevLett.78.2054
- Shapiro, S. S.; Davis, J. L.; Lebach, D. E.; Gregory, J. S. (2004), "Measurement of the solar gravitational deflection of radio waves using geodetic very-long-baseline interferometry data, 1979–1999", Phys. Rev. Lett. 92 (12): 121101, Bibcode 2004PhRvL..92l1101S, DOI:10.1103/PhysRevLett.92.121101, PMID 15089661
- Shapiro, Irwin I. (1964), "Fourth test of general relativity", Phys. Rev. Lett. 13 (26): 789–791, Bibcode 1964PhRvL..13..789S, DOI:10.1103/PhysRevLett.13.789
- Shapiro, I. I.; Pettengill, Gordon; Ash, Michael; Stone, Melvin; Smith, William; Ingalls, Richard; Brockelman, Richard (1968), "Fourth test of general relativity: preliminary results", Phys. Rev. Lett. 20 (22): 1265–1269, Bibcode 1968PhRvL..20.1265S, DOI:10.1103/PhysRevLett.20.1265
- Singh, Simon (2004), Big Bang: The Origin of the Universe, Fourth Estate, ISBN 0-00-715251-5
- Sorkin, Rafael D. (2005), "Causal Sets: Discrete Gravity", in Gomberoff, Andres; Marolf, Donald, Lectures on Quantum Gravity, Springer, arXiv:gr-qc/0309009, Bibcode 2003gr.qc.....9009S, ISBN 0-387-23995-2
- Sorkin, Rafael D. (1997), "Forks in the Road, on the Way to Quantum Gravity", Int. J. Theor. Phys. 36 (12): 2759–2781, arXiv:gr-qc/9706002, Bibcode 1997IJTP...36.2759S, DOI:10.1007/BF02435709
- Spergel, D. N.; Verde, L.; Peiris, H. V.; Komatsu, E.; Nolta, M. R.; Bennett, C. L.; Halpern, M.; Hinshaw, G. et al. (2003), "First Year Wilkinson Microwave Anisotropy Probe (WMAP) Observations: Determination of Cosmological Parameters", Astrophys. J. Suppl. 148 (1): 175–194, arXiv:astro-ph/0302209, Bibcode 2003ApJS..148..175S, DOI:10.1086/377226
- Spergel, D. N.; Bean, R.; Doré, O.; Nolta, M. R.; Bennett, C. L.; Dunkley, J.; Hinshaw, G.; Jarosik, N. et al. (2007), "Wilkinson Microwave Anisotropy Probe (WMAP) Three Year Results: Implications for Cosmology", Astrophysical Journal Supplement 170 (2): 377–408, arXiv:astro-ph/0603449, Bibcode 2007ApJS..170..377S, DOI:10.1086/513700
- Springel, Volker; White, Simon D. M.; Jenkins, Adrian; Frenk, Carlos S.; Yoshida, Naoki; Gao, Liang; Navarro, Julio; Thacker, Robert et al. (2005), "Simulations of the formation, evolution and clustering of galaxies and quasars", Nature 435 (7042): 629–636, arXiv:astro-ph/0504097, Bibcode 2005Natur.435..629S, DOI:10.1038/nature03597, PMID 15931216
- Stairs, Ingrid H. (2003), "Testing General Relativity with Pulsar Timing", Living Rev. Relativity 6, http://www.livingreviews.org/lrr-2003-5, retrieved 2007-07-21
- Stephani, H.; Kramer, D.; MacCallum, M.; Hoenselaers, C.; Herlt, E. (2003), Exact Solutions of Einstein's Field Equations (2 ed.), Cambridge University Press, ISBN 0-521-46136-7
- Synge, J. L. (1972), Relativity: The Special Theory, North-Holland Publishing Company, ISBN 0-7204-0064-3
- Szabados, László B. (2004), "Quasi-Local Energy-Momentum and Angular Momentum in GR", Living Rev. Relativity 7, http://www.livingreviews.org/lrr-2004-4, retrieved 2007-08-23
- Taylor, Joseph H. (1994), "Binary pulsars and relativistic gravity", Rev. Mod. Phys. 66 (3): 711–719, Bibcode 1994RvMP...66..711T, DOI:10.1103/RevModPhys.66.711
- Thiemann, Thomas (2006). "Loop Quantum Gravity: An Inside View". arXiv:hep-th/0608210. Bibcode 2007LNP...721..185T.
- Thiemann, Thomas (2003), "Lectures on Loop Quantum Gravity", Lect. Notes Phys. 631: 41–135
- Thorne, Kip S. (1972), "Nonspherical Gravitational Collapse—A Short Review", in Klauder, J., Magic without Magic, W. H. Freeman, pp. 231–258
- Thorne, Kip S. (1994), Black Holes and Time Warps: Einstein's Outrageous Legacy, W W Norton & Company, ISBN 0-393-31276-3
- Thorne, Kip S. (1995), Gravitational radiation, arXiv:gr-qc/9506086, Bibcode 1995pnac.conf..160T, ISBN 0-521-36853-7
- Townsend, Paul K. (1997). "Black Holes (Lecture notes)". arXiv:gr-qc/9707012 [gr-qc].
- Townsend, Paul K. (1996). "Four Lectures on M-Theory". arXiv:hep-th/9612121. Bibcode 1997hepcbconf..385T.
- Traschen, Jenny (2000), "An Introduction to Black Hole Evaporation", in Bytsenko, A.; Williams, F., Mathematical Methods of Physics (Proceedings of the 1999 Londrina Winter School), World Scientific, arXiv:gr-qc/0010055, Bibcode 2000mmp..conf..180T
- Trautman, Andrzej (2006), "Einstein-Cartan theory", in Francoise, J.-P.; Naber, G. L.; Tsou, S. T., Encyclopedia of Mathematical Physics, Vol. 2, Elsevier, pp. 189–195, arXiv:gr-qc/0606062, Bibcode 2006gr.qc.....6062T
- Unruh, W. G. (1976), "Notes on Black Hole Evaporation", Phys. Rev. D 14 (4): 870–892, Bibcode 1976PhRvD..14..870U, DOI:10.1103/PhysRevD.14.870
- Valtonen, M. J.; Lehto, H. J.; Nilsson, K.; Heidt, J.; Takalo, L. O.; Sillanpää, A.; Villforth, C.; Kidger, M. et al. (2008), "A massive binary black-hole system in OJ 287 and a test of general relativity", Nature 452 (7189): 851–853, arXiv:0809.1280, Bibcode 2008Natur.452..851V, DOI:10.1038/nature06896, PMID 18421348
- Wald, Robert M. (1975), "On Particle Creation by Black Holes", Commun. Math. Phys. 45 (3): 9–34, Bibcode 1975CMaPh..45....9W, DOI:10.1007/BF01609863
- Wald, Robert M. (1984), General Relativity, University of Chicago Press, ISBN 0-226-87033-2
- Wald, Robert M. (1994), Quantum field theory in curved spacetime and black hole thermodynamics, University of Chicago Press, ISBN 0-226-87027-8
- Wald, Robert M. (2001), "The Thermodynamics of Black Holes", Living Rev. Relativity 4, http://www.livingreviews.org/lrr-2001-6, retrieved 2007-08-08
- Walsh, D.; Carswell, R. F.; Weymann, R. J. (1979), "0957 + 561 A, B: twin quasistellar objects or gravitational lens?", Nature 279 (5712): 381, Bibcode 1979Natur.279..381W, DOI:10.1038/279381a0, PMID 16068158
- Wambsganss, Joachim (1998), "Gravitational Lensing in Astronomy", Living Rev. Relativity 1, http://www.livingreviews.org/lrr-1998-12, retrieved 2007-07-20
- Weinberg, Steven (1972), Gravitation and Cosmology, John Wiley, ISBN 0-471-92567-5
- Weinberg, Steven (1995), The Quantum Theory of Fields I: Foundations, Cambridge University Press, ISBN 0-521-55001-7
- Weinberg, Steven (1996), The Quantum Theory of Fields II: Modern Applications, Cambridge University Press, ISBN 0-521-55002-5
- Weinberg, Steven (2000), The Quantum Theory of Fields III: Supersymmetry, Cambridge University Press, ISBN 0-521-66000-9
- Weisberg, Joel M.; Taylor, Joseph H. (2003), "The Relativistic Binary Pulsar B1913+16"", in Bailes, M.; Nice, D. J.; Thorsett, S. E., Proceedings of "Radio Pulsars," Chania, Crete, August, 2002, ASP Conference Series
- Weiss, Achim (2006), "Elements of the past: Big Bang Nucleosynthesis and observation", Einstein Online (Max Planck Institute for Gravitational Physics), http://www.einstein-online.info/en/spotlights/BBN_obs/index.html, retrieved 2007-02-24
- Wheeler, John A. (1990), A Journey Into Gravity and Spacetime, Scientific American Library, San Francisco: W. H. Freeman, ISBN 0-7167-6034-7
- Will, Clifford M. (1993), Theory and experiment in gravitational physics, Cambridge University Press, ISBN 0-521-43973-6
- Will, Clifford M. (2006), "The Confrontation between General Relativity and Experiment", Living Rev. Relativity, http://www.livingreviews.org/lrr-2006-3, retrieved 2007-06-12
- Zwiebach, Barton (2004), A First Course in String Theory, Cambridge University Press, ISBN 0-521-83143-1
- http://arxiv.org/abs/gr-qc/9712019v1 Sean M.Carooll Lecture Notes On General Relativity
|
||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||
|
||||||||||||||




