تسبیح

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


یک تسبیح صددانه از جنس سنگ عقیق سرخ با تقسیم‌های (آخوندک) ۳۳تایی.
یک تسبیح مسیحی به نام رزاری

تَسبیح مجموعه‌ای از مهره‌هایی گِرد از گل پخته یا سنگ‌های رنگین است که به رشته می‌کشند تا بدان شمار سبحان‌گویی و دیگر ذکرها و وردها را نگاه دارند. در قدیم تعداد مهره‌های تسبیح، صد و یا کمتر و بیشتر بود، و تسبیح‌های با هزار دانه که «تسبیح هزاردانه» نام داشت نیز ساخته می‌شد.[۱]

تسبیح از تراشیدن و شکل‌دادن مواد گوناگونی درست می‌شود. از آن جمله‌است سنگ‌های کهربا، فیروزه، عقیق و خُماهان، و نیز گل پخته که گاه مانند خرمهره لعاب داده‌شده‌است. همچنین برخی از تسبیح‌ها را از تراشیدن و تیله‌وار نمودن چوب سخت و تیره‌رنگ درخت بان یا یُسر می‌سازند که گاه آنرا نقره‌کوب نیز می‌نمایند [۲].

مهره بلندتر و دانه‌بزرگ تسبیح که هر دو انتهای نخ تسبیح را از آن بیرون کرده به هم گره می‌زنند شیخک نام دارد.[۳] به هر یک دیگر مهره‌های تسبیح آخوندک هم می‌گویند.

به تسبیحی که مهره‌های آن خال‌های گرد نزدیک به هم و غیر از رنگ خود مهره داشته باشد تسبیح چشم‌بلبلی گفته می‌شود.[۴]

واژه‌شناسی[ویرایش]

تسبیح بمعنی «سبحان الله» یا سبحان الله گفتن است چون تکبیر که الله اکبر و تحمید که الحمدالله گفتن است. و آنچه اکنون به تسبیح مشهور شده سُبحه است که منظور از آن مهره‌هاییست که عدد تسبیح را با آن می‌شمارند و کاربرد واژه تسبیح در معنی مهره‌های به رشته کشیده برای شمارش عدد تسبیحات و تحمیدات و تکبیرات از غلط‌های مصطلح فارسی به حساب می‌آید که در اثر رواج و کاربرد زیاد، استعمال آن به معنی سبحه مجاز گشته‌است. چنانکه در ابیات زیر از شاعران ایرانی و عرب از تسبیح معنای امروزی استنباط می‌شود.قائم مقام ثانی گوید:

زاهد چه بلائی تو که این دانه تسبیح از دست تو سوراخ به سوراخ گریزد


صائب تبریزی گوید:

منه زنهار دل بر مهلت صد ساله دنیا که آخر می‌شود چندان که یک تسبیح گردانی


حافظ گوید:

رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود


ابو نواس شاعر معروف عرب گوید: «التسابیح فی ذراعی و المصحف….» و در این بیت کلمه تسابیح جمع تسبیح به همین معنی استعمال شده‌است [۵].

افسانه پیدایش تسبیح و پیشینه آن[ویرایش]

قطع نظر از اینکه تسبیح را بشر آغازین بصورت طوق و به منظور زینت از مهره‌های مختلف بکار می‌برده، بطور کلی تسبیح از دوران مسیحیت پیدا شده و مسیحیان تسبیح‌های طویلی را که از انتهای آن صلیب می‌آویختند به گردن می‌آویختند. استفاده تسبیح در ابتدا حکم زینت را داشته و برای جنس دانه‌های این تسبیح از همه چیز استفاده می‌کرده‌اند که اغلب آنها شیشه‌ای بوده بعدها کشیش‌های نستورین که در شرق می‌زیستند از آن برای ذکر اوراد استفاده کردند و بعضی از کاتولیکها نیز بهمین منظور آنرا بکار می‌بردند. اما پروتستانها هیچوقت بدین شکل از تسبیح استفاده نکردند و حتی استعمال آنرا بدان منظور منفور می‌دانند زیرا می‌گویند در کتاب خدا راجع بآن اشاره‌ای نرفته و بطور کلی کسانی را که از تسبیح به منظور دینی استفاده می‌کردند نکوهیده و به اوهام‌پرستی و خرافات متهم کرده‌اند. زیرا بر این باورند که عیسی تقلید و اوهام‌پرستی را منع می‌کند و کاربرد تسبیح و امثالهم را از احکام مردم حساب می‌کند نه از احکام خدا. «آنگاه که کاتبان و فریسیان اورشلیم نزد عیسی آمده گفتند، چرا شاگردان تو از تقلید مشایخ تجاوز می‌نمایند، او در جواب گفت، شما نیز به تقلید خویش از حکم خدا چرا تجاوز می‌کنید سپس عبادت را عبث می‌کنند زیرا که احکام مردم را به منزلهٔ فرائض تعلیم می‌دهند.»[۶].

تقسیم‌بندی کلی تسبیح[ویرایش]

برای دانستن انواع و اقسام تسبیح باید تقسیم‌بندی‌های درباره آن به ترتیب زیر انجام داد:

الف - تقسیم‌بندی از لحاظ ساختار.

ب - تقسیم‌بندی از لحاظ تعداد دانه.

ج - تقسیم‌بندی از لحاظ طرز ساخت و کارکرد.

د - تقسیم‌بندی از لحاظ نوع جنس دانه.

هـ - تقسیم‌بندی از لحاظ کشورهای سازنده.

و - تقسیم‌بندی از لحاظ شکل دانه.

نگارخانه[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. دهخدا: تسبیح.
  2. واژه‌نامهٔ رایانه‌ای دهخدا
  3. دهخدا: شیخک. (نام‌های دیگر برای شیخک عبارتند از: خلیفه ٔ سبحه، واسطه، واسطةالعقد، صوفی، امام، محراب.)
  4. دهخدا: تسبیح. از آنندراج و بهار عجم
  5. علایی، علی‌اکبر، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، مجله هنر و مردم، دوره۳، ش ۲۸ (بهمن ۴۳): ۲۹-۳۵،
  6. انجیل متی باب ۱۵