گاهشماری ایران
استفاده از گاهشمار یا تقویم در ایران به بیش از دو هزار سال قبل از میلاد مسیح و همچنین پیش از پیدایش زرتشت بر میگردد. در گذر زمان گاهشماری ایرانی دگرگونیهای زیادی کردهاست. در ایران از روشهای گاهشماری متفاوت مانند گاهشماری خورشیدی و گاهشماری ماهی و همچنین با مبداهای متفاوت مانند تاجگذاری کوروش یا هجرت محمد استفاده شدهاست.
یکی از کوششهای همیشگی ایرانیان، تنظیم سالشماری بودهاست که با تقویم طبیعی و دوره رویدادهای کیهانی، حداکثر انطباق را داشتهباشد. این کوشش منجر به ایجاد و بهره برداری از تقویمها و نظامهای گاهشماری بسیار متعدد و متنوعی شد که در نهایت با تدوین و تنظیم تقویم اعتدالی ایرانی به حداکثر دقت ممکن برای تطبیق تقویم قراردادی با تقویم طبیعی دست یافته شد. و امروزه نیز این تقویم همچنان دقیقترین تقویم تاریخ بشر شناخته میشود. گمان نمیرود که هیچ ملت و تمدنی به اندازه ایرانیان تا این اندازه به بررسی و پژوهش در تقویمشناسی پرداختهباشند. فهرست نسخههای خطی احمد منزوی، خود به تنهایی نشاندهنده بیش از دو هزار نسخه تقویمی و خطی منتشرنشده به زبان فارسی است. بیشترین کتیبههای باستانی در زمینه نجوم و گاهشماری که در میاندورود بدست آمدهاند، به دوران فرمانروایی کاسیان و هخامنشیان منسوب هستند. کوشش و پیگیری شگفتانگیز دانشمندان ایرانی، منجر به پیدایی دقیقترین گاهشماری جهان در ایران شده است.[۱]
محتویات |
[ویرایش] تاریخچه گاهشماری ایران
گاهشماری ایرانی برگرفته از گاهشماری بابلی با سال ۱۲ماه سی روزه بوده که هر ۶سال یکبار ۱۳ماهه میشدهاست. همه اینگونه تقویمهای ۳۶۵روزه برگرفته از تقویم مصری اند. این تقویم در دوره هخامنشیان تغییراتی کرده و بصورت تقویم زرتشتی درآمد. در زمان اردشیر اول پادشاه ساسانی تقویم ایرانی متاثر از تقویم جولیانی به سال ۳۶۵روزه درآمد و به آخر سال ۵ روز اضافه شد و در دوره یزدگرد سوم هم تغییراتی کرد. پس از شکست ایرانیان و تسلط اعراب تقویم هجری قمری جایگزین تقویم خورشیدی ایرانی شد. اما بجت ضرورت تعیین سال فصلی و مالی جهت زمان پرداخت مالیات کشاورزان، تقویم خورشیدی (ازجمله: تقویم خراجی) کاربرد داشت اما از مبدأ حقیقی آن گاه تا دوماه عقب میافتاد.[۱]
در ۳ رمضان ۴۷۱ هجری قمری، تقویم جلالی که شکل کاملتر تقویم ایرانی بود ایجاد شد. این تقویم ضمن تغیراتی درقالب تقویم هجری خورشیدی برجی درآمده، در ۲ اسفند ۱۲۸۹ بعنوان تقویم مالی کشور رسمیت یافت. پس از آن با تغییراتی در عناوین ماهها و تعدیل آنها درقالب تقویم هجری خورشیدی، در تاریخ ۱۱ فروردین ۱۳۰۴ تقویم رسمی ایران اعلام شد. تا قبل از آن تقویم هجری قمری کاربرد عمومی داشت.[۲]
[ویرایش] گاهشماری ایران باستان
گاهشماری ایرانی برگرفته از گاهشماری بابلی با سال ۱۲ماه سی روزه بوده که هر ۶سال یکبار ۱۳ماهه میشدهاست. همه اینگونه تقویمهای ۳۶۵روزه برگرفته از تقویم مصری اند. این تقویم در دوره هخامنشیان تغییراتی کرده و بصورت تقویم زرتشتی درآمد. در زمان اردشیر اول پادشاه ساسانی تقویم ایرانی متاثر از تقویم جولیانی به سال ۳۶۵روزه درآمد و به آخر سال ۵ روز اضافه شد و در دوره یزدگرد سوم هم تغییراتی کرد. پس از شکست ایرانیان و تسلط اعراب تقویم هجری قمری جایگزین تقویم خورشیدی ایرانی شد. اما بجت ضرورت تعیین سال فصلی و مالی جهت زمان پرداخت مالیات کشاورزان، تقویم خورشیدی (ازجمله: تقویم خراجی) کاربرد داشت اما از مبدأ حقیقی آن گاه تا دوماه عقب میافتاد.[۳]
[ویرایش] گاهشماری هجری قمری
تقویم هجری قمری در تاریخ ایران پس از اسلام تاکنون کاربرد دارد و تا پیش از مشروطیت مهمترین تقویم معمول ایرانیان بوده است.
[ویرایش] گاهشماری جلالی
گاهشماری جلالی در دورهٔ ملکشاه سلجوقی با فرمان خواجه نظامالملک توسط عدهای از ریاضی دانان ایرانی و در راس آنان حکیم عمر خیام در ۳ رمضان ۴۷۱ هجری قمری تدوین شد. [۴] در ایران پس از اسلام، گاهشماری هجری قمری کاربرد داشت و گاهشماری جلالی نیز پس از درگذشت ملکشاه، تا پیش از مشروطه در ایران رسمیت نداشت و با تغییراتی از جمله در مبدأ و اسامی و طول ماهها در قالب تقویم هجری شمسی برجی از سال ۱۲۸۹ هجری خورشیدی در ایران به کار رفت.
مبدأ گاهشماری جلالی، سال جلوس ملکشاه بر تخت سلطنت و سرآغاز آن جمعه، اول فروردین سال نخستین جلالی (۴۵۸ هجری خورشیدی)، برابر نهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری قراردادی (۱۵ مارس ۱۰۷۹ میلادی جولیانی مطابق ۲۱ مارس ۱۷۰۹ میلادی گرگوری) بود که تفاضل آن با تقویم هجری خورشیدی ۴۵۷ سال میباشد. در این گاهشماری روز اول سال طوری تنظیم شدهاست که با برابری بهاری همگام شود و در پایان سالها ۳۶۵ یا ۳۶۶ روز دارند. طول ماههای آن را مانند گاهشماری یزدگردی ۳۰روزه با ۵روز افزوده و به احتمالی ضعیفتر مانند تقویم برجی براساس توقف نسبی خورشید در برجها بین ۲۹ تا ۳۲روزه دانستهاند.
[ویرایش] گاهشماری هجری خورشیدی برجی
گاهشماری هجری خورشیدی را نخستین بار عبدالغفارخان نجمالدوله با توجه به تقویم جلالی استخراج کرد. تقویم جلالی بدستور ملکشاه سلجوقی، براساس تقویم یزدگردی با تطبیق دقیق آغاز سال با اعتدال ربیعی شکل گرفت. مبدأ آن روز ۱۰ رمضان ۴۷۱ هجری قمری، برابر با اول نوروز سال نخستین جلالی بود و طول ماههای آن مانند تقویم یزدگردی و اسامی آنها فارسی بوده است.[۵]
نجمالدوله برای اولین بار عبارت ۱۲۶۴ هجری شمسی را در حاشیه تقویم سال ۸۰۷ جلالی مطابق ۳-۱۳۰۲ هجری قمری ذکر کرد و از آن تاریخ به بعد، تقویمی را در ایران رایج کرد که برای اولین بار اساس آن شمسی و مبداء آن هجرت پیامبر اسلام از مکّه به مدینه باشد. ماههای آن براساس اسامی عربی برجهای دوازدهگانه فلکی (حمل، ثور، جوزا ... حوت) و طول آنها برمبنای توقف نسبی خورشید در بروج مذکور ۲۹ تا ۳۲روزه بود. تقویمی که او نوشت، به تقویم هجری شمسی بُرجی معروف است. این تقویم در دوره دوم مجلس شوراي ملي ايران در ۲۱ صفر ۱۳۲۹ مطابق ۲ اسفند (حوت) ۱۲۸۹، به عنوان مقياس رسمی زمان محاسبات مالی کشور پذيرفته شد.[۶][۷] دستكم تا ربع قرن پيش از آن، تقويمهايي بر اساس گاهشماري هجري شمسي در ايران استخراج و چاپ ميشد. ۱۵ سال بعد در پنجمين دوره مجلس شوراي ملي قانون گاهشماري هجري شمسي به تصویب رسید.[۸]
ماههای تقویم هجری خورشیدی برجی، بین ۲۹ تا ۳۲روزه و طول ماهها در هرسال بستگی به توقف سالانه خورشید در هر برج متفاوت بوده است. طول ماهها: حمل (۳۰ یا ۳۱روزه)، ثور (۳۱ یا ۳۲روزه)، جوزا (۳۱ یا ۳۲روزه)، سرطان (۳۱ یا ۳۲روزه)، اسد (۳۱ یا ۳۲روزه)، سنبله (۳۰ یا ۳۱روزه)، میزان (۳۰ یا ۳۱روزه)، عقرب (۲۹ یا ۳۰روزه)، قوس (۲۹ یا ۳۰روزه)، جدی (۲۹ یا ۳۰روزه)، دلو (۲۹ یا ۳۰روزه)، حوت (۲۹ یا ۳۰روزه).[۹]
[ویرایش] گاهشماری رسمی ایران
گاهشماری رسمی ایران هجری خورشیدی است که در ۱۱ فروردین ۱۳۰۴ (۱۹۲۵ میلادی) در مجلس شورای ملی تصویب شد و به موجب آن طول و نام ماههای سال اصلاح شد. طول ماهها که در هر سال متغیر بود و از ۲۹ تا ۳۲ روز تغییر میکرد به شش ماه ۳۱ روزه، پنج ماه ۳۰ روزه و یک ماه ۲۹ روزه (که در سالهای کبیسه ۳۰ روز میشود) دقیق شد و نام ماهها از نام عربی برجهای فلکی به نامهای امروزی آن (فروردین تا اسفند) تغییر کرد.
این گاهشماری، مانند گاهشماری هجری خورشیدی برجی، بر مبنای طول و سرآغاز سال گاهشماری جلالی است ولی آن مانند گاهشماری هجری قمری، سال هجرت پیامبر اسلام، محمد، سال ۶۲۲ میلادی از مکه به مدینه می باشد. هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه در (ربیعالاول / شهریور و مهر سال ۱ هجری) برابر با سپتامبر ۶۲۲ (میلادی قدیم) میباشد.
روز سرآغاز گاهشماری ایران روز جمعه «۱ فروردین سال ۱ هجری خورشیدی» (۲۹ شعبان ۱ سال پیش از هجرت)[۱۰] برابر با ۱۹ مارس ۶۲۲ میلادی قدیم (یولیانی) و ۲۲ مارس ۶۲۲ میلادی جدید (گرگوری) است. يعني، ۱۱۹ روز پيش از مبدأ گاهشماري هجري قمري و ۱۷۹ روز پيش از هجرت.[۱۱]
در این گاهشماری معیار شروع سال، ۱ فروردین و معیار لحظه تحویل سال اعتدال بهاری است ولی مکانی که باید مبدأ محاسبهٔ تقویم قرار گیرد مشخص نشده است. بعضی (از جمله ایرج ملکپور) نصفالنهار ۵۲٫۵ درجهٔ شرقی را مرجع محاسبات این تقویم گرفتهاند و برخی دیگر (از جمله راینگولد و درشوویتز در Calendrical Calculations) شهر تهران را. این دو مبدأ تا حدود سال ۱۴۶۹ هجری شمسی اختلافی در گاهشماری ایجاد نمیکنند ولی برای تعیین کبیسه بودن یا نبودن سال ۱۴۶۹، لازم است مبدأ این گاهشماری مشخص شود.
[ویرایش] تقسیمات گاهشماری رسمی
پس از اصلاح و تعیین نام ماه های سال و تصویب دقیق زمان ابتدا و انتهای هر ماه و فصل های سال، مجلس شورای ملی تقسیم بندی سالیانه را به این صورت ابلاغ کرد:
یک سال رسمی ایران، یک سال خورشیدی است که تشکیل شدهاست از ۱۲ ماه، که شش ماه اول ۳۱ روز، پنج ماه دوم ۳۰ روز و ماه آخر ۲۹ روز میباشد. هر ۴ سال یکبار طول ماه آخر ۳۰ روز است که آن سال به سال کبیسه معروف است.
این سالنما پس از ساماندهی در افغانستان بطور رسمی و در منطقه کردستان بصورت غیر رسمی ولی همگانی نیز بکار برده میشود. طول سال و فصل ها در همه جا یکسان ولی ماهها در هر زبان و گویشی نام خاصی دارند. که به ترتیب عبارتاند از:
| فارسی ایران | فارسی افغانستان | پشتو | کردی | تعداد روزها | فصل |
|---|---|---|---|---|---|
| فروردین | حمل | وری | خاکهلێوه |
|
|
| اردیبهشت | ثور | غوایی | گوڵان |
|
|
| خرداد | جوزا | غبر گولی | جۆزهردان |
|
|
| تیر | سرطان | چنگاش | پووشپهڕ |
|
تابستان |
| امرداد | اسد | زمری | گهلاوێژ |
|
|
| شهریور | سنبله | وژی | خهرمانان |
|
|
| مهر | میزان | تله | ڕهزبهر |
|
|
| آبان | عقرب | لرم | گهڵاڕێزان |
|
|
| آذر | قوس | لیندی | سهرماوهز |
|
|
| دی | جدی | مرغومی | بهفرانبار |
|
زمستان |
| بهمن | دلو | سلواغه | ڕێبهندان |
|
|
| اسفند | حوت | کب | ڕهشهمه |
|
[ویرایش] کبیسهگیری گاهشماری رسمی
تقویم ایرانی معمولا هر چهار سال یکبار کبیسه میشود و برای جبران کسر سال حقیقی، در آغاز هر دورهٔ ۲۹، ۳۳ و ۳۷ساله، یک کبیسه پنج ساله وجود دارد. در یک فراز پنجهزارساله، مابهازای هر دورهٔ ۳۷ساله، نزدیک به پنج دورهٔ ۲۹ساله و تقریبا ۲۰ دورهٔ ۳۳ساله وجود دارد. ترتیب و توالی کبیسهها قاعدهمند نیست. چنانچه لحظه تحویل سال خورشیدی بعد از ظهر ۳۶۶اُمین روز از سال باشد، آن سال کبیسه و روز بعد نوروز است.[۱۲]
سالهای کبیسه یک قرن اخیر با توجه به دورهها:
(دورهٔ ۳۳ساله): ۱۲۸۰ - ۱۲۸۴ - ۱۲۸۸ - ۱۲۹۲ - ۱۲۹۶ - ۱۳۰۰ - ۱۳۰۴ - ۱۳۰۸
(دورهٔ ۳۳ساله): ۱۳۱۳ - ۱۳۱۷ - ۱۳۲۱ - ۱۳۲۵ - ۱۳۲۹ - ۱۳۳۳ - ۱۳۳۷ - ۱۳۴۱
(دورهٔ ۲۹ساله): ۱۳۴۶ - ۱۳۵۰ - ۱۳۵۴ - ۱۳۵۸ - ۱۳۶۲ - ۱۳۶۶ - ۱۳۷۰
(دورهٔ ۳۳ساله): ۱۳۷۵ - ۱۳۷۹ - ۱۳۸۳ - ۱۳۸۷ - ۱۳۹۱ - ۱۳۹۵ - ۱۳۹۹ - ۱۴۰۳.
[ویرایش] انواع گاهشماریهای ایران
برخی از مشهورترین سالشمارهایی که در ایران کاربرد داشته و دارند (تقریبا به ترتیب زمان پیدایش و کاربرد) به شرح زیر است:
- گاهشماری میترایی (آریایی)
- گاهشماری هخامنشی (پادشاهی)
- گاهشماری زرتشتی (اوستایی)
- گاهشماری اوستایی نو
- گاهشماری میلادی
- گاهشماری یزدگردی
- گاهشماری هجری قمری
- گاهشماری جلالی
- گاهشماری هجری خورشیدی برجی
- گاهشماری هجری خورشیدی
- گاهشماری خوارزمی
- گاهشماری شهریاری
- گاهشماری حیوانی
- گاهشماری طبری(تبری)
- گاهشماری گیلکی
- گاهشماری دیلمی
- گاهشماری سنگسری
- گاهشماری کوهدشتی
- گاهشماری پشتکوهی
- گاهشماری محلی نطنز و کاشان
- گاهشماری بهائی
- گاهشماری شاهنشاهی
از برخی از این گاهشماری ها شواهد دقیق و مدونی در دسترس نیست ولی با کاوش متون تاریخی و بررسی زمان بندی جشن ها و رسوم کهن آریایی مانند نوروز، شب یلدا (چله)، جشن سده و ... به میزان زیادی شناخته و دسته بندی شده اند. رضا مرادی غیاثآبادی تقویم هایی با عناوین آریایی، میترایی، خیامی، مادی، زرتشتی را جعلی، نادرست و یا دستخوش تحریف می داند.
[ویرایش] هفته در ایران
[ویرایش] هفته در ایران باستان
معروف است که ایرانیان باستان تقسیمبندی ماه به هفته نداشتند و هر روز ماه نام ویژه خودش را داشت. واژه شنبه از اصل سامی است و با سابات (Sabath) همریشهاست.
کاربرد هفته اهمیت بسیاری در نظام گاهشماری دارد. اما عقیدهای که امروزه گسترده شدهاست مبنی بر این است که در ایران باستان از هفته استفاده نمیشدهاست. البته آنها یک دلیلی دارند و آن هم این است که در متون پهلوی به وجود هفته اشارهای نشدهاست و تنها از نامهای ویژه روزها استفاده شدهاست. تا اینجا میتوان پذیرفت که در دربار دوره ساسانی از هفته استفاده نمیشدهاست. اما آن را نمیتوان به همه دورههای ایران ربط داد.
اما دلایلی نیز مبتنی بر اینکه در ایران باستان از هفته استفاده میشدهاست، وجود دارد.
نخست اینکه، تعداد روزهای هفته که از اهلههای هفت روزه ماه برگرفته شدهاست و چون گاهشماری قمری سادهترین و ابتداییترین گاهشماری است و تشخیص گذر زمان از آن راه آسانتر است برخی از گروهها وکشورها بدون آموختن از یکدیگر به آن پی بردهاند.
در شاهنامه واژههای هفته و چهارشنبه بیش از ۱۲۰ بار از آن یاد شدهاست.
| سـتاره شُـمَـر گفـت بـهرام را | کـه در چـارشـنبه مـزن کـام را |
از آنجایی که شاهنامه را یکی از دلایل نگهداری زبان و فرهنگ پارسی میدانیم، بعید است که آفریننده بهترین شاهنامه ایران، ابوالقاسم فردوسی بدون هیچ دلیلی و از روی ناآگاهی از آن استفاده کرده باشد.
در بررسیهای انجام شده در تقویم آفتابی کعبه زرتشت به سازوکار تعبیهشده برای تشخیص چهار هفته شهریور ماه (آخرین ماهِ سال هخامنشی) پی برده که جزئیات آن در کتاب «بناهای تقویمی و نجومی ایران» باز آمدهاست.
متون مانوی کاربرد گسترده هفته را تأیید میکند. البته در کتابهای یافت شده مانوی در تورفان و نیز در موگتاگ از روزنگار پنجهای نیز استفاده شدهاست. و همینطور در این کتابها از روزهای یکشنبه و دوشنبه با نام مهر روز/ خور روز و ماه روز یاد شد کردهاست و این دو، روزهای روزهداری مانوی دانسته شدهاند.و همچنین میدانیم که روز دوشنبه، روز مقدس و تعطیل مانویان بودهاست.
و آخر اینکه در متون یافت شده چینی از نام روزهای هفته نام برده شدهاست. در یک متن نجومی کهن بودایی که در سال ۷۵۹ میلادی از سانسکریت به چینی بازگردانده شدهاست. و یانگ چینگ فنگ در سال ۷۶۴ میلادی حاشیهای بر آن بازنوشته است؛ از نام روزهای هفته در زبان چینی و معادل آنها با روزهای هفته در فارسی میانه در دو نوع آن یاد کردهاست: یوشمبت (روز تعطیل)، دوشمبت، سهشمبت، چرشمبت، پنجشمبت، شششمبت، شمبت.
در همان متن، معادل سغدی این نامها بدینگونه با مبدأ یکشنبه باز آمدهاست: مهر روز (خورشید)، ماه روز(مهشید)، بهرام روز(بهرام شید)، تیر روز(تیرشید)، اورمزد روز(برجیس شید)، ناهید روز(ناهیدشید) و جیان روز (کیوان روز یا کیوان شید).
همانگونه که دیده میشود این نامها از نام هفت اختر سیار آسمان، یعنی خورشید و ماه و پنج ستاره روان (سیاره) شناختهشده آن زمان برگرفته شدهاست. این نام روزهای هفته ریشه در آیین کهن ایرانی مهرپرستی یا همان میترایی دارد. و شایان به ذکر است که با رسوخ فرهنگ و آیین ایرانی میتراییسم در اروپا و گروویدن افراد زیاد به این آیین و محبوبیت آن در ملل اروپایی، تا حدی که اواسط قرن پنجم میلادی آیین اغلب مردم مهرپرستی بودهاست، باعث شد تا در دین مسیحیت و اغلب فرهنگ کشورها اثر بگذارد به طوریکه ما آن را در روزهای هفته نیز میبینیم.
نام روزهای هفته در آیین میترایی که وارد زبانهای اروپایی میشود: ۱) دوشنبه (مه شید) از خدای ماه یا مون که در زبان انگلیسی "Monday" میشود ودر زبان آلمانی مونتاک ۲) سه شنبه (بهرام شید) روز < تی ویس> که در انگلیسی "Tuesday" و در آلمانی میتوخ ۳) چهار شنبه (تیر شید) روز ودین که در انگلیسی "Wednesday" و در آلمانی میتـــوخ ۴) پنج شنبه (برجیس شید) روز تور که در انگلیسی "Thursday"و در زبان آلـمانی در دونـــر یا دونرســــتاه ۵) آدینه (ناهید شید) روز اریر (خدای باروری) در انگلیسی "Friday" و در آلمانی فری تاک ۶) شنبه(کیوان شید) روز کیوان (ساتورن) در انگلیسی "Saturday" و در آلمانی سام تاگ ۷) یکشنبه (مهر شید) روز خورشید در انگلیسی "Sunday" و در آلمانی سون تاگ که توسط کنستانتین در سال ۳۲۱ میلادی روز خورشید (مهر) تعطیل هفتگی شد.
[ویرایش] منبع
مرادی غیاث آبادی، رضا. نوروزنامه، پنجاه گفتار در پژوهشهای ایرانی، ۱۳۸۶.
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] پانویس و منابع
- ↑ گاهشماری ایرانی، موسی اکرمی، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، چاپ اول (۱۳۸۰)، صفحه ۴۷.
- ↑ تاریخچه تقویم ایرانی، معنی اسم ماهها نقد نیوز
- ↑ گاهشماری ایرانی، موسی اکرمی، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، چاپ اول (۱۳۸۰)، صفحه ۴۷.
- ↑ نوروزنامه، رساله منسوب به خیام نیشابوری
- ↑ تقویم جلالی مرکز تقویم
- ↑ تقویم هجری شمسی - مرکز تقویم
- ↑ همهچیز در مورد تقویم هجری شمسی خبر آنلاین
- ↑ گاهشماري در ايران از قرن نهم هجري قمري تاكنون مرکز تقویم
- ↑ تقویم، تقویم هجری شمسی برجی هفت آسمان «دانشنامه ستاره شناسی»
- ↑ ۳۰ شعبان سال ۱ هجری قمری هلالی
- ↑ گاهشماری ایرانی، موسی اکرمی، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، چاپ اول (۱۳۸۰)، صفحه ۷۵.
- ↑ تقویم تطبیقی جلد ۱: حیات نبوی، ایرج ملکپور، تهران: پَرَشْکوه، چاپ اوّل (۱۳۸۰)، ص ۳.
- اکرمی، موسی. گاهشماری ایرانی. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۸۰. شابک ۹۶۴‐۵۷۹۹‐۴۲‐۲.
- تاریخشناسی، پایهٔ پیشدانشگاهی، رشتهٔ علوم انسانی، دفتر برنامهریزی و تالیف کتابهای درسی ایران، ۱۳۸۵. (بازنگری شده)
- Reingold, Edward M. & Dershowitz, Nachum. Calendrical Calculations. The millenium edition, Cambridge University Press, 2001. ISBN 0-521-77752-6.
|
|||||||||||||||||||||||