عمونوروز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

عمونوروز یکی از نمادهای نوروز است که در شب عید نوروز یرای بچه‌ها هدیه می آوردو به همراه حاجی فیروز سفر می‌کند. داستان عمو نوروز، داستانی عاشقانه‌است عمو نوروز منتظر زنی است. آنها می‌خواهند با هم ازدواج کنند. براساس یک باور قدیمی، نامزد عمو نوروز از یک ماه به نوروز مانده، به دارکوب‌ها و چرخ‌ریسکها می‌گوید که از برگ نورس درختان و گلهای نوشکفته، قبای زیبایی برای عمو نوروز که در سفر دوازده‌ماهه‌است ببافند.[نیازمند منبع] از ویژگی‌های وی کلاه نمدی، زلف و ریش حنا بسته، کمرچین قدک آبی، شال خلیل خانی، شلوار قصب و گیوه تخت نازک است. او از کوه راه می‌افتاد و عصا به دست می‌آمد به سمت دروازه شهر.

در سیستان به جای عمو نوروز مردم به بی‌بی نوروز اعتقاد دارند.[نیازمند منبع]

افسانه عمو نوروز و ننه سرما[ویرایش]

داستان عمو نوروز و ننه سرما نیز از افسانه‌های نمادین گذار سال کهنه به سال نو است. پیری کهنسال که بابا نوروز یا عمو نوروز خوانده می‌شود، به دیدار زنی فرتوت و زمان فرسود می‌رود که او را ننه سرما می‌نامند و به گونه‌ای بانوی عمو نوروز شمرده می‌شود و طبق افسانه‌های شفاهی موجود، ننه سرما در درازای سال، تنها در این شب است که بخت در کنار شوهر بودن را دارد. پس از این شب، ننه سرما، عمو نوروز را وا می‌نهد و به راه خود می‌رود تا در سال آینده این دو باز در همین شب یکدیگر را ملاقات کنند.[۱]

روایت دیگر می‌گوید ننه سرما عاشق عمو نوروز است و اول هربهارچشم به در تا او را ببیند اما در لحظه دیدار از خستگی خوابش می‌برد. عمو نوروز می‌آید اما ننه سرما خوابش برده و عمو نوروز رفت تا یک سال دیگه.[نیازمند منبع]

منابع[ویرایش]