آلبرت اینشتین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی English
آلبرت اینشتاین
Albert Einstein Head.jpg
متولد ۱۴ مارس ۱۸۷۹
اولم، وورتمبرگ، آلمان
مرگ ۱۸ آوریل ۱۹۵۵
پرینستون، نیوجرزی، آمریکا
محل زندگی آلمان
سوئیس
آمریکا
شهروند

آلمان (۱۸۷۹ تا ۱۸۹۶ و ۱۹۱۴ تا ۱۹۳۳)

سوئیس (۱۹۰۱ تا ۱۹۵۵)

آمریکا (۱۹۴۰ تا ۱۹۵۵)
ملیت آلمانی
رشته فعالیت فیزیک
محل کار

اداره ثبت اختراعات سوییس
دانشگاه زوریخ
دانشگاه چارلز پراگ
دانشگاه صنعتی زوریخ
دانشگاه لایدن

موسسه مطالعات پیشرفته

موسسه کایزر ویلهلم
دلیل شهرت

نسبیت عام، نسبیت خاص، اثر فوتوالکتریک

حرکت براونی، اثر فوتوالکتریک
جوایز جایزه نوبل در فیزیک (۱۹۲۱)
مدال کاپلی
امضا
امضای آلبرت اینشتین

آلبرت اینشتین (به آلمانی: Albert Einstein) (زاده ۱۴ مارس ۱۸۷۹ - درگذشته ۱۸ آوریل ۱۹۵۵) فیزیک‌دان نظری آلمانی بود. او بیشتر به خاطر نظریّه نسبیت و بویژه برای هم‌ارزی جرم و انرژی (E=mc۲)(که از معروف ترین روابط فیزیک بین غیرفیزیک‌دان‌هاست) شهرت دارد. علاوه بر این، او در بسط تئوری کوانتوم و مکانیک آماری سهم عمده‌ای داشت. اینشتین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۲۱ برای خدماتش به فیزیک نظری و به خصوص به خاطر کشف قانون اثر فوتوالکتریک دریافت کرد. او به دلیل تأثیرات چشمگیرش، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیزیکدانانی شناخته می‌شود که به این جهان پا گذاشته‌اند.[۱][۲] در فرهنگ عامه، نام «اینشتین» مترادف هوش زیاد و نابغه شده‌است.

زندگی‌نامه

کودکی اینشتین

آلبرت اینشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ میلادی در ساعت ۱۱:۳۰ صبح به وقت محلی در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان، واقع در ۱۰۰ کیلومتری اشتوتگارت و در خانواده‌ای یهودی بدنیا آمد. پدر آلبرت٬ هرمان اینشتین یک فروشنده بود که بعدها یک کارخانه الکتروشیمیایی را تأسیس کرد و مادرش، پاولینه کُخ نام داشت. آنها در کنیسه اشتوتگارت-باد با یکدیگر ازدواج کردند.

در زمان تولد، مادر آلبرت به خاطر اینکه سر او بسیار بزرگ بود و حالتی عجیب داشت بسیار نگران بود. هرچند که با رشد او، کم‌کم بزرگی سرش کمتر به چشم می‌آمد، اما از عکس‌های او معلوم است که سر او نسبت به بدنش بزرگ‌تر بوده‌است. به این ویژگی در افرادی که سرهای بزرگی دارند «سربزرگی خوش‌خیم» گفته می‌شود که هیچ ارتباطی با بیماری یا مشکلات ادراکی ندارد. آلبرت خیلی دیرتر از بچه‌های معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود اینشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت می‌کرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی اینشتین، و گرایش او به بی‌توجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل آن‌ها، او را کند ذهن بدانند.

اعضای خانواده آلبرت، همگی یهودی‌هایی لاقید بودند و از همین رو، او در یک مدرسه ابتدایی کاتولیک درس می‌خواند. او با اصرار مادرش آموزش ویولون را فراگرفت. اگرچه او از همان ابتدای کار مشق ویولون را دوست نداشت و در نهایت نیز آنرا کنار گذاشت، اما بعدها آرامش عمیق خود را در سونات ویلون موتسارت بدست می‌آورد.

وقتی اینشتین پنج ساله بود، پدرش به او یک قطب‌نمای جیبی نشان داد و اینشتین پی برد که در فضای خالی چیزی بر روی سوزن تأثیر می‌گذارد. او بعدها این اتفاق را یکی از تحول‌آمیزترین اتفاقات زندگی‌اش توصیف کرد.

در سال ۱۸۸۹، دانشجویی به نام مکس تالمود (بعدها به نام تالمی)، که به مدت شش سال پنجشنبه شب‌ها به منزل خانواده اینشتین می‌آمد[۳]، اینشتین را با مهم‌ترین متون علمی و فلسفی آشنا کرد، که از جمله آنها می‌توان به نقد خرد ناب از کانت اشاره کرد. همچنین در اواخر دوران کودکی و اوایل دوران بزرگسالی، دو عموی او با توصیه و تهیه کتاب‌هایی در زمینه علم، ریاضی و فلسفه، به رشد فکری او کمک می‌کردند.

در سال ۱۸۹۴، در پی ناموفق ماندن کسب و کار هرمان اینشتین در صنعت الکتروشیمی، خانوادهٔ اینشتین از مونیخ به پیوا- شهری در ایتالیا در نزدیکی میلان - مهاجرت کردند. اینشتین اولین فعالیت علمی خود را با عنوان بررسی وضعیت اتر در زمینه‌های مربوط به مغناطیس، در همان زمان برای یکی از عموهایش می‌نوشت. آلبرت برای تمام کردن درس هایش، در مدرسه شبانه‌روزی مونیخ ماند و پس از آنکه تنها توانست یک ترم را تمام کند. در بهار سال ۱۸۹۵ دبیرستان را رها کرده و برای پیوستن به خانواده‌اش رهسپار پریوا شد. یک سال و نیم پیش از امتحانات نهایی، او بدون اطلاع والدینش و با متقاعد کردن مسئولین مدرسه به اینکه به واسطه یک گواهی پزشکی به او اجازه مرخصی بدهند مدرسه را ترک کرد و این بدان معنا بود که اینشتین هیچگونه گواهی در تحصیلات متوسطه کسب نکرد.[۴] در همان سال یعنی در سن ۱۶ سالگی، او آزمایش ذهنی که به آیینه آلبرت اینشتین شهرت دارد را انجام داد. او پس از خیره شدن به آیینه، آزمایش کرد که اگر با سرعت نور حرکت کند چه اتفاقی برای تصویرش خواهد افتاد؛ نتیجه‌گیری او مبنی بر اینکه سرعت نور مستقل از بیننده‌اش است، بعدها به یکی از دو فرضیه نسبیت خاص تبدیل شد.

در آزمون ورودی انستیتو تکنولوژی فدرال سوئیس -که امروزه به ای‌تی‌اچ‌زوریخ شهرت دارد- اگرچه امتیاز آلبرت در بخش ریاضی و علوم عالی شد، اما امتیاز پایین او در بخش ادبیات مانع از قبولی وی شد (فهرست تصورات نادرست متداول را ببینید)؛ پس از آن خانواده‌اش او را به آرائو در سوییس فرستادند تا تحصیلاتش را در آنجا به اتمام برساند. پس از آن دیگر معلوم بود که آلبرت آنگونه که پدرش می‌خواست مهندس الکترونیک نخواهد شد. او در آنجا به مطالعه تئوری الکترومغناطیس مشغول شد و در سال ۱۸۹۶ دیپلم خود را دریافت کرد. در این مدت او در منزل خانواده پروفسور یاست وینتلر اقامت کرد و در آنجا به عنوان اولین تجربه عاشقانه، به ماری دختر این خانواده علاقه‌مند شد. مایا، خواهر اینشتین که نزدیکترین همراز او بود بعدها با پسر همان خانواده یعنی پل ازدواج کرد و دوست او نیز یعنی مایکل بسو با دختر دیگر همان خانواده یعنی آنا وصلت کرد.[۵] پس از آن اینشتین در ماه اکتبر در موسسه فدرال پلی تکنیک ثبت نام کرد و به زوریخ رفت؛ در همین حال ماری نیز برای تدریس به اولسبرگ در سوییس رفت. او در همان سال شهروندی خود در ورتمبرگ را لغو کرد.

روابط شخصی

اینشتین و میلوا ماریچ

در بهار سال ۱۸۹۶، میلوا ماریخ صربستانی که ابتدا در دانشگاه زوریخ در رشته پزشکی آغاز به تحصیل کرده بود، پس از یک ترم به موسسه فدرال پلی تکنیک آمد تا در آنجا به عنوان تنها زن در آن سال، در رشته‌ای که اینشتین درس می‌خواند تحصیلات خود را ادامه دهد. در طی سالهای بعد رابطه ماریخ با اینشتین به یک رابطه عاشقانه تبدیل شد، هرچند که مادر اینشتین به خاطر غیر یهودی بودن، سن بالا و نقص جسمانی ماریخ، به شدت با رابطه آنها مخالف بود.[۶]اینشتین در سال ۱۹۰۳ با میلوا ماریچ (Mileva Marić)، ازدواج کرد. قبل از ازدواج رسمی اینشتین با ماریچ، در سال ۱۹۰۲ آنها صاحب یک فرزند دختر به نام لیسرل[۷] شده بودند. لیسرل هنگامی متولد شد که ماریچ نزد خانواده خود در صربستان به سر می برد و اینشتین در برن سویس. از سرنوشت لیسرل اطلاع چندانی در دست نیست و نظرهای مختلفی در مورد او وجود دارد که هیچکدام ثابت نشده اند. پس از ازدواج رسمی، اینشتین و ماریچ صاحب دو فرزند پسر به نامهای هانس آلبرت[۸] و ادوارد[۹] شدند. از سال ۱۹۱۴، اینشتین جدا از ماریچ و تنها در برلین زندگی می کرده است در حالیکه ماریچ و فرزندانش در زوریخ مانده بودند. بیماری اسکیزوفرنی ادوارد پسر اینشتین به شدت وی را عذاب می‌داد، و او بارها گفته بود بهتر بود ادوارد هیچگاه به دنیا نمی‌آمد.

اینشتین و السا (الزا)

از سال ۱۹۱۲، اینشین رابطه عاشقانه ای با دختر خاله بیوه‌اش (و نوه عموی پدرش) السا اینشتین[۱۰] برقرار کرده بود. او در فوریه سال ۱۹۱۹ از ماریچ طلاق گرفت و در ژوئن همان سال با السا ازدواج کرد. در طی طلاقش از ماریج، اینشتین به او قول داد که اگر صاحب جایزه نوبل شد، منافع مادی آن را در اختیار ماریچ بگذارد و نهایتاً نیز در سال ۱۹۲۳ این کار را انجام داد[۱۱]. السا از ازدواج سابقش دو دختر به نامهای ایلسه و مارگوت داشت اما او و اینشتین صاحب فرزند مشترکی نشدند.

اینشتین دخترخوانده های خود را می‌ستود و در نامه‌اش به السا در سال ۱۹۲۴، نوشت:

به اندازه دختر خودم، یا شاید بیشتر، مارگوت را دوست دارم، و کسی چه می‌داند اگر من پدر او بودم چه بچه بداخلاقی از وی پدید می‌آمد.

این نامه‌ها به عنوان شاهدی برای تکذیب ادعاها در مورد بی‌مهری اینشتین به خانواده‌اش به کار رفته‌است. پس از مهاجرت به آمریکا در سال ۱۹۳۳، در سال ۱۹۳۵ السا مبتلا به بیماری کبد و قلب شد و در دسامبر ۱۹۳۶ درگذشت.

کار

پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه، اینشتین نتوانست شغلی دانشگاهی پیدا کند. برخی از مورخان گرایشهای ضد یهودی را در ناکامی اینشتین در پیدا کردن شغل دخیل می دانند [۱۲]. پدر یکی از هم‌کلاسی‌هایش به او کمک کرد تا در یکی از دفاتر ثبت اختراع در سوئیس در سال ۱۹۰۲ استخدام شود. پس از انتشار نظریه نسبیت خاص و نظریه نسبت عام، اینشتن به شهرت و اعتبار دست یافت و در دانشگاههای متعددی به تدریس و تحقیق پرداخت. اینشتین تا سال ۱۹۳۲ مدیر انستیتوی فیزیک کایزر ویلهلم برلین آلمان و استاد یکی از دانشگاههای برلین (Humboldt University of Berlin) بود. در این سال او ابتدا چندین ماه در دانشگاه پرینستون به سر برد و سپس به دلیل قدرت گیری نازی ها در سال ۱۹۳۳، تصمیم گرفت که به آلمان برنگردد. در سال ۱۹۳۳ او شغلی در موسسه تحقیقات پیشرفته دانشگاه پرینستون بدست آورد و در حدود ۱۹۳۵ تصمیم گرفت که به طور طولانی مدت در آمریکا بماند.

اینشتین و بمب اتمی

در سال ۱۹۳۹ گروهی از فیزیک‌دان‌های مجارستانی از جمله لئو زیلارد که به آمریکا مهاجرت کرده بود٬ به دولت ایالات متحده آمریکا در مورد برنامه نازی‌ها در مورد بمب اتمی هشدار دادند٬ اما سخنان آن‌ها مورد توجه قرار نگرفت.[۱۳]در تابستان سال ۱۹۳۹ و چند ماه پیش از جنگ جهانی دوم، زیلارد نامه ای برای روزولت٬ رییس‌جمهور وقت ایالات متحده تهیه کرد و از اینشتین خواست که نامه را امضا کند. زیلارد نسبتاً گمنام بود، اما اینشتین به واسطه نظریه های نسبیت و جایزه نوبل، شخص مشهوری به شمار می رفت. آن‌ها در این نامه از او توجه به این مساله را درخواست نمودند. در این نامه٬ همچنین از روزولت خواسته شده بود تا به پژوهش در زمینه‌ی انرژی هسته‌ای و واکنش‌زنجیره‌ای اهمیت بیشتری داده شود. این نامه را نقطه شروع پروژه منهتن برای ساخت بمب اتمی می‌دانند[۱۴].

اینشتین٬ یک سال قبل از مرگش به دوست قدیمی‌اش لینوس پاولینگ گفت "من یک اشتباه بزرگ در زندگی مرتکب شدم؛ وقتی نامه‌ای را که ساخت بمب اتمی را به روزولت توصیه می‌کرد امضا کردم. اما یک دلیل برای این کار وجود داشت؛ خطر ساخت این بمب توسط آلمانی‌ها..."[۱۵]

به واسطه فعالیت های صلح‌جویانه سابق اینشتین، گرایش های چپگرانه وی، و همچنین گزارش‌های مغرضانه و بی پایه‌ای که اف بی آی در مورد ارتباط اینشتین با شوروی دریافت کرده بود، از شرکت او در پروژه منهتن جلوگیری شد.[نیازمند منبع]

نظریات

آلبرت اینشتین در ۱۹۲۱

نسبیت خاص

نوشتار اصلی: نسبیت خاص

نسبیت خاص یکی از نظریاتی است که اینشتین مطرح کرده و شامل سه پدیده در سرعت‌های بالا است:

نسبیت عام

نوشتار اصلی: نسبیت عام

اینشتن در نوامبر سال ۱۹۱۵ یک سری سخنرانی‌هایی در آکادمی علوم پروس ایراد کرد که در آن نظریه جدید گرانش، موسوم به نسبیت عام را مطرح کرد. او در آخرین سخنرانی‌ای که ایراد کرد معادله‌ای را مطرح کرد که جانشین قانون گرانش نیوتون شد. این معادله بعدها با نام معادله میدان اینشتین شناخته شد که با تانسور اینشتین معرفی می شود. *[۱۶] این نظریه قائل به این است که نه تنها کسانی که با یک سرعت ثابت در حرکتند، بلکه تمامی ناظران یکسان و هم ارز هستند. در نسبیت عام، گرانش دیگر نیرو محسوب نمی‌شود (مانند قانون جاذبه نیوتون)، بلکه نتیجه خمیدگی فضازمان است.

به خاطر جنگ، مقالاتی که اینشتین در مورد نسبیت عام چاپ کرده بود، در خارج از آلمان در دسترس نبود. خبر نظریه جدید اینشتین توسط فیزیکدان‌های هلندی هنریک لورنتز و پل ارنفست و همکار آنها ویلم دو سیتر که مدیر رصد خانه لیدن بود، به منجمان انگلیسی زبان در انگلیس و آمریکا رسانده شد. در انگلیس، آرتور استنلی ادینگتون دبیر انجمن نجوم سلطنتی از دوسیتر خواست تا یک سری مقالاتی به زبان انگلیسی به نفع منجمان بنویسد. نظریه جدید او را مجذوب خود ساخته بود و از این رو یکی از مدافعان و مبلغان اصلی نسبیت شد.[۱۷] اغلب منجمان هندسی سازی گرانش توسط اینشتین را نمی‌پسندیدند و معتقد بودند پیش بینی‌های او در مورد خمیدگی نور و انتقال‌به‌سرخ گرانشی درست از آب در نخواهد آمد. در سال ۱۹۱۷، منجمان رصدخانه ویلسون در کالیفرنیای جنوبی نتایج تحلیل طیف نور را که در ظاهر نشان می‌داد که در پرتو خورشید انتقال‌به‌سرخ گرانشی وجود ندارد، منتشر کردند.[۱۸] در سال ۱۹۱۸، منجمان رصدخانه ی لیک در شمال کالیفرنیا تصاویری از خورشیدگرفتگی که در ایالات متحده قابل رویت بود گرفتند. پس از پایان جنگ، آنها نتایج بررسی‌های خود را اعلام کردند و مدعی شدند که پیش بینی نسبیت عام اینشتین در خصوص خمیدگی نور اشتباه بوده‌است. با این حال آنها به خاطر خطاهای احتمالی فراوان، هیچگاه اقدام به چاپ نتایجی که به دست آورده بودند نکردند.[۱۹]

آرتور استنلی ادینگتون، طی سفرهایی که درماه می‌سال ۱۹۱۹ در زمانی که خورشید گرفتگی در بریتانیا رخ داد، به سوبرال سیارا برزیل و جزیره پرینسیپ در ساحل غربی آفریقا داشت، اندازه‌گیری خمیدگی گرانشی عدسی نور ستاره را به هنگام عبور از نزدیکی خورشید تحت نظارت داشت و در نهایت به این نتیجه رسید که محل قرار گرفتن ستاره از خورشید دورتر است. این حالت با پیش بینی نسبیت عام همخوان بود. ادینگتون اعلام کرد که نتایج به دست آمده پیش بینی اینشتین را تایید می‌کند و مجله تایمز در هفتم نوامبر آن سال با اتنخاب تیتر زیر تایید شدن پیش بینی نظریه اینشتین را گزارش کرد: ""انقلابی در علم، نظریه‌ای جدید در مورد جهان، ایده‌های نیوتن اعتبار خود را از دست می‌دهد."" ماکس بورن، برنده جایزه نوبل از نسبیت عام به عنوان ‹‹ بزرگ‌ترین دستاورد و شاهکار تفکر بشری در مورد طبیعت›› بر شمرد و پل دیراک نیز که یکی از برندگان جایزه نوبل است، از آن به عنوان ‹‹ بزرگ‌ترین اکتشاف علمی آن زمان›› یاد کرد.[۲۰] این اظهار نظرها و تبلیغات متعاقب از آن، باعث شهرت اینشتین شد.

با این حال باز هم برخی از دانشمندان به دلایل مختلفی که شامل دلایل علمی (مخالفت با تفسیر اینشتین از آزمایش‌های انجام شده، اعتقاد به اتر و یا ضرورت وجود ملاک مطلق) و دلایل روانی - اجتماعی (محافظه کاری، یهود ستیزی) - می‌شد، نظریات اینشتین را نمی‌پذیرفتند. به نظر اینشتین، اغلب مخالفت‌هایی که با نظریه او می‌شد، از جانب آزمایش باورانی بود که درک ناچیزی از نظریه مطرح شده داشتند.[۲۱]

شهرتی که اینشتین بعد از چاپ مقاله ۱۹۱۹ دست آورده بود، باعث شد بسیاری از دانشمندان نسبت به او ابراز نفرت و انزجار کنند و نفرت و انزجار برخی از آنها حتی تا دهه ۳۰ نیز ادامه یافت. مباحث زیادی در مورد ابراز انزجار نسبت به شهرت و معروفیت اینشتین وجود دارد، به‌ویژه در میان آن دسته از فیزیک‌دانان آلمانی که بعدها جنبش ضد اینشتینی ‹‹دویچه فیزیک›› را در مقدمه Klaus Hentschel به معنای ‹‹ فیزیک و سوسیالسم اجتماعی›› به راه انداختند [۲۲] اینشتین در ۳۰ مارس سال ۱۹۲۱، یعنی همان سالی که برنده جایزه نوبل شد، برای ایراد سخنرانی در مورد نظریه جدید نسیبت به نیویورک رفت. اگرچه امروزه اینشتین به خاطر فعالیتهایش در مورد نسبیت شهرت یافته، اما جایزه نوبل به خاطر کارهای او در مورد اثر فوتوالکتریک به او اعطا شد، چرا که در مورد نسبیت عام در آن زمان هنوز اختلاف نظر وجود داشت. هیات نوبل به این نتیجه رسیدند که اشاره به آن نظریه اینشتین در نوبل که اختلاف نظر و مخالفت در مورد آن کمتر است، بیشتر مورد قبول جامعه علمی واقع خواهد شد.

تفسیر کوپنهاگی

اینشتین و نیلز بور در طول دهه ۱۹۲۰ بر سر نظریه کوانتم اختلاف دارند. این عکس توسط پاول ارنفست در دسامبر سال ۱۹۲۵ در خلال سفر وی به لایدن گرفته شده‌است

در سال ۱۹۰۹ اینشتین در حضور جمعی از فیزیکدانان، مقاله‌ای تحت عنوان (Über die Entwicklung unserer Anschauungen über das Wesen und die Konstitution der Strahlung) ‹‹ شکل گیری نظریات و عقاید ما در مورد اجزای سازنده و ماهیت انرژی تابشی›› درمورد تاریخ نظریه اتر و مهم‌تر از آن در مورد اندازه‌گیری نور ارائه کرد. اینشتین در این مقاله و مقاله‌ای که پیش از آن در سال ۱۹۰۹ ارائه کرده بود، نشان داد که کوانتوم انرژی که توسط ماکس پلانک مطرح شده، نیز حامل مقدار حرکت مشخص و معینی بوده و از بسیاری جهات به گونه‌ای عمل می‌کرد که گویی آنها ذرات مستقل و خاصی بوده‌اند. این مقاله نشانگر ارائه مفهوم جدید و بی سابقه فوتون بود (اگرچه این اصطلاح چندین سال بعد و طی مقاله‌ای به سال ۱۹۲۶ توسط گیلبرن لوئیز مطرح شد). حتی مهم‌تر از آن این است که اینشتین نشان داد که نور می‌بایست به طور هم‌زمان یک موج و یک ذره باشد. اینشتین همچنین بدرستی پیش بینی کرد که فیزیک در آستانه انقلابی قرار داشت که ایجاب می‌کرد آنها این ماهیتهای دوگانه نور را یکسان و واحد سازند. با وجود این، پیشنهاد خود او برای راه حل یعنی اینکه هم‌ارزی‌های مطرح شده توسط جیمز ماکسول برای میدانهای الکترومغناطیسی تعدیل شوند تا زمینه برای راه حلهای موجی که با غرایب میدانی عجین هستند، فراهم شود، هیچگاه بسط و توسعه نیافت. این در حالی است که این پیشنهاد بر نظریات ‹‹ موج آزمایشی›› ‹‹ لوئیز دی بروگلی›› در ارتباط با مکانیک کوانتوم تأثیر داشته‌است.

جبر باوری

با نشستن نظریه جدید مکانیک کوانتوم به جای نظریه کوانتوم اولیه که از اواسط دهه ۳۰ قرن ۲۰ آغاز شد، اینشتین اعتراضات خود را نسبت به تفسیر کپنهاکی از هم‌ارزی‌های جدید مطرح کرد. مخالفت و اعتراض اینشتین در این باره تا آخر عمرش ادامه یافت. به باور اکثریت افراد علت این مخالفت و اعتراض این بوده‌است که اینشتین فردی جبر باور و انعطاف ناپذیر بوده‌است. آنها به نامه‌ای اشاره می‌کنند که اینشتین در سال ۱۹۲۶ به ماکس بورن نوشته و در آن آورده‌است:

مکانیک کوانتوم قطعاً مخالف آن چیزی است که تاریخ همیشه ما را به آن می‌خواند. اما صدایی از درون به من می‌گوید که این هنوز چیز حقیقی نیست. نظریه چیزهای زیادی می‌گوید، اما هرگز ما را گامی به راز آن قدیمی ترین نزدیک نمی‌کند. من به هر حال معتقد هستم که خداوند نرد بازی نمی‌کند.

در جواب به این نوشته، نیلز بوهر که در مورد نظریه کوانتوم با اینشتین اختلاف نظر شدیدی داشت، خطاب به اینشتین چنین گفت:

از تعیین تکلیف کردن برای خدا دست بکش

[نیازمند منبع]

مناظرات بوهر- اینشتین در مورد جنبه‌های اساسی مکانیک کوانتوم در کنفرانس‌های سولوای انجام می‌شد. بخش مهم دیگری از دیدگاه اینشتین مقاله مشهوری است که در سال ۱۹۳۵ توسط اینشتین، پودولسکی و روزن نوشته شد.[۲۳] به زعم برخی فیزیک دانان این مقاله یکی دیگر از مواردی است که این نظریه را تقویت می‌کند که اینشتین جبر باور بوده‌است.

البته جا دارد از نظر کاملاً متفاوت اینشتین در مورد ارتودوکسی کوانتوم دفاع کرد. خود اینشتین گفته‌های بیشتری در این زمینه منتشر کرد و اظهار نظر گیرایی و قاطعانه‌ای توسط یکی از هم عصران او، یعنی وولف گانگ پولی صورت پذیرفت. نقل قولی با مضمون ‹‹ خداوند نرد بازی نمی‌کند›› که در بالا به آن اشاره شد، در ابتدای کار اینشتین و توسط او مطرح شده بود، اما بیانیه‌ها و گفته‌هایی که بعدها از اینشتین داریم حول موضوعات دیگری می‌چرخد.[۲۴] نقل قول وولف گانگ به شرح ذیل است:[۲۵]

.. من نمی‌توانستم در آن زمان که شما در مورد اینشتین در نامه‌ای یا دست نوشته‌ای صحبت می‌کردید، او را شناسایی کنم. به نظرم چنین می‌آمد که شما یک اینشتین احمق برای خود ترسیم کرده‌اید و با کبکبه و دبدبه خاصی او را به زمین کوبیده‌اید. بویژه آنکه اینشتین مفهوم جبر باوری را آنگونه که شماها مطرح می‌کنید، اساسی و بنیادین در نظر نمی‌گرفته‌است ؛ (همان طور که خودش به کرات این موضوع را برای من بازگو کرده‌است). او با استدلال می‌گوید که برای پذیرش نظریات معیارهایی را به کار می‌بندد. سوال این است که ‹‹ آیا این به‌غایت جبرباورانه است؟... او خیلی هم از دست تو ناراحت نبود، فقط می‌گفت تو آدمی هستی که به گفته‌های کسی گوش نمی‌دهی. .
(emphasis due to Pauli)

نقص و واقع گرایی

بسیاری از اظهار نظرات بیان شده توسط اینشتین حکایت از اعتقاد او به ناقص بودن مکانیک کوانتوم است. این مساله برای اولین بار در مقاله مشهوری که در سال ۱۹۳۵ توسط اینشتین، پودولسکی و روزن به نام پارادوکس EPR نوشته شد، مطرح گردید.[۲۶] و برای بار دوم در کتابی تحت عنوان آلبرت اینشتین، فیلسوف - دانشمند به سال ۱۹۴۹ عنوان شد. .[۲۷]The "EPR" مقاله تحت عنوان آیا توصیف مکانیکی کوانتوم و واقعیت فیزیکی را می‌توان کامل در نظر گرفت؟ بود و در آن چنین نتیجه‌گیری شد: از آنجایی ما نشان داده‌ایم که عملکرد موج توصیف کاملی از واقعیت فیزیکی را به دست نمی‌دهد، ما این سوال را که آیا چنین توصیفی وجود دارد یا خیر حل نشده و بی پاسخ رها کردیم. با این حال، به اعتقاد ما چنین نظریه‌ای ممکن و میسر است. اینشتین پیشنهاد آزمایشی جالب توجهی را را ارائه می‌کند که تا حدودی با گربه شرودینگر مشابه‌است. او با پرداختن به موضوع متلاشی شدن رادیواکتیوی اتم کار خود را آغاز می‌کند. اگر کسی با یک اتم غیر متلاشی نشده کار خود را آغاز کند و منتظر وقفه زمانی خاصی باشد، در آن صورت نظریه کوانتوم این احتمال را می‌دهد که آن اتم دستخوش متلاشی شدن رادیواکتیوی قرار گرفته و دچار تغییر شده‌است. بدین ترتیب، اینشتین روش ذیل را به عنوان راهی برای پی بردن به متلاشی شدن مفروض می‌دارد:

به جای آنکه یک سیستمی را مورد نظر قرار دهند که تنها از یک اتم رادیواکتیوی (و روند تغییرو دگرگون آن) تشکیل شده، شما سیستمی را در نظر می‌گیرید که همچنین شامل راهی برای اندازه‌گیری تغییر و تحول رادیواکتیوی است. من‌باب مثال، یک شمارگر گایگر که دارای مکانیسم ثبت خودکار است. بگذارید که به آن یک باریکه ثبت اضافه کنیم که با مکانیسم کوکی به حرکت در آید و روی آن با حرکت شمارگر علامتی گذاشته شود. بله، از منظر مکانیک کوانتوم این سیستم جمعی بسیار پیچیده‌است و فضای پیکر بندی آن دارای گستره زیادی است. اما اگر قرار باشد به این سیستم مجعی از منظر مکانیک کوانتوم پرداخته شود، اساساً اعتراضی بر آن وارد نیست. در اینجا نیز نظریه احتمال هر یک از پیکربندی‌ها تمامی مختصات را برای هر لحظه در هر بار در نظر می‌گیرد. اگر کسی تمامی پیکربندی‌های مختصات را در نظر بگیرد، برای یک زمان طولانی در مقایسه با زمان متوسط متلاشی شدن هر یک از اتمهای رادیواکتیو، (دست کم) یک نشانه - ثبت روی باریکه کاغذی پدیدار خواهد شد. برای نیل به مختصات - پیکربندی وضعیت خاصی از نشانه باید روی باریکه کاغذی مطابقت و همخوانی داشته باشد. اما، تا آنجا که این نظریه، نشان می‌دهد تنها احتمال نسبی مختصات-پیکربندی قابل تصور است، این نظریه همچنین، بی آنکه مکان و موقعیت مشخص و معینی برای نشانه قائل باشد، احتمالات نسبی برای وضعیتهای نشانه بر روی باریکه کاغذی را می‌پذیرد.

اینشتین هیچگاه نسبت به روشها و افکار احتمالی و نیز در مورد آنها بی اعتنا نبود و آنها را رد نمی‌کرد. خود اینشتین یکی از متخصصان آمار بود. ,[۲۸] که از تحلیل آماری در کارهایش در ارتباط با پشنهاد براون و مقالاتی که پیش از سال ۱۹۰۵ به چاپ رسیده بود، استفاده می‌کرد. اینشتین حتی وحدت گیبز را کشف کرده بود. مع‌هذا، بنا به گفته اکثر فیزیکدانها او بر این باور بود که بی علت انگاری یکی از معیارها برای مطرح کردن اعتراض قاطعانه به نظریه فیزیکی است. دلیلی که پولی ارائه می‌کند در تضاد با این باور است، و گفته‌های خود اینشتین بیانگر آن است که او بر عدم تکامل به مثابه دغدغه اصلی خود تمرکز و تاکید داشت.

جان استوارت بل در تحقیقاتی که در مورد اینشتین، پودولسکی و روزن انجام داد، به نتایج جالب توجه (تئوری بل) و نابرابری بل بیشتری دست یافت. بر اساس تحلیل EPR در مورد عقاید و تفکراتی که در خصوص نتایج قابل استنتاج از این مساله بیان شده، تفاوت و اختلاف وجود دارد. به زعم بل، نامکانی کوانتوم محرز شده است؛ این در حالی است که دیگران قائل به مرگ علیت باوری هستند.

نظریه میدان یکنواخت

پس از شرح و بسط نظریه نسبیت، تلاشهای تحقیقاتی اینشتین عمدتاً شامل یک سری اقدامات جهت تعمیم نظریه نیروی جاذبه بود که به منظور یکپارچه ساختن و آسان سازی قانون فیزیک، بویژه نیروی جاذبه و الکترومغناطیس بود. او در سال ۱۹۵۰ به تشریح این کار پرداخت، و در یک مقاله علمی آمریکایی از آن تحت عنوان نظریه میدان یکنواخت یاد کرد. راهنما و الهام بخش اینشتین این نظر و عقیده بود که یک منبع واحد برای کل قوانین فیزیکی وجود دارد.

اینشتین در تحقیقاتش در مورد نظریه نسبیت عام به طور فزاینده‌ای منزوی و از دیگران جدا شد و تلاشهای او در نهایت عقیم و بی نتیجه بود. بویژه، اینشتین در پیگیری وحدت نیروهای اساسی، به طور کل کارهای انجام شده در جامعه فیزیک را نادیده گرفت (و بالعکس)؛ بویژه کشف نیروی اتمی قوی و نیروی اتمی ضعیف که تا حدود ۱۹۷۰؛ یعنی ۱۵ سال پس از مرگ اینشتین به طور مستقل شناخته نشده بود. هدف اینشتین از یکپارچه سازی قوانین فیزیک تحت لوای یک الگوی واحد هنوز هم برای یکپارچه سازی نیروها به قوت خود باقی است.

ویژگی‌های شخصی

انیشتین در نوازندگی ویلون مهارت داشت.[۲۹] وی از کودکی تلاش داشت تا برای شمار بیشتری از همنوعان خود و به‌ویژه کسانی که در دور و بر او می‌زیسته‌اند سودمند باشد. ویژگی دوم او ذوق هنری او بود که انیشتین را وامی‌داشت که نه تنها اندیشه کلی مومی خود را به شیوه‌ای روشن و منطقی سازمان دهد بلکه روش سازمان‌دهی و بهینه‌سازی آنها نیز به شیوه‌ای باشد که هم خود او و هم مستمعان، از دید جهان‌شناسی لذت برند. هدف انیشتین این بود که فضای مطلق را از فیزیک براندازد، نظریه نسبیت ۱۹۰۵ که در آن اینشتین فقط به حرکت راستخط یکسان پرداخته بود اینشتین با کمک از اصل تعادل پدیده‌های جدیدی را در گفتگوی نور پیش بینی کند که قابل مشاهده بوده‌اند و می‌توانست درستی نظریه نوین او را از دید تجربی تایید کرد.[نیازمند منبع]

دیدگاه‌های سیاسی

اینشتین خود را یک صلح‌طلب [۳۰] و بشردوست قلمداد می‌کرد، [۳۰] و خود را در سال‌های بعدی، یک سوسیال دموکرات متعهد قلمداد می‌کرد. او یک بار گفت، «از نظر من نگرش گاندی روشن‌بینانه‌ترین نگرش در میان تمامی سیاست‌مداران زمان ماست. باید تلاش کنیم تا با روحیه وی کارها را انجام دهیم، نه آنکه برای نبرد برای آرمان‌هایمان به خشونت متوسل شویم، بلکه باید این کار را به دور از تمامی پلیدی‌ها انجام دهیم. اینشتین که عمیقاً تحت تأثیر گاندی قرار داشت، یک بار در مورد گاندی گفت:

نسل‌های بعدی به سختی باور خواهند کرد که روزگاری چنین موجودی از گوشت و پوست بر روی زمین می‌زیسته‌است.

گاهی اوقات عقاید اینشتین جنجال‌برانگیز بود. آلبرت اینشتین در مقاله‌ای با نام چرا سوسیالیسم؟ در سال ۱۹۴۹، [۳۱] به توصیف مرحله شکارگری رشد انسان پرداخته، و از جامعه سرمایه‌دار، به عنوان منبع پلیدی که باید بر آن فائق آمد نام برده‌است. او با رژیم‌های خودکامه در اتحاد شوروی و دیگر نقاط جهان مخالف بود، و همواره از مزایای سیستم سوسیال دموکرات که ترکیبی از یک اقتصاد برنامه‌ریزی شده توام با احترام به حقوق بشر بود سخن می‌گفت. اینشتین یکی از بنیانگذاران حزب دمکرات آلمان و یکی از اعضای اتحادیه فدراسیون معلمان آمریکا از اتحادیه‌های وابسته به فدراسیون کارگران آمریکا - کنگره سازمانهای صنعتی بود.

اینشتین دخالت بسیاری در جنبش حقوق مدنی داشت. او یکی از دوستان نزدیک پل رابسون در طول بیش از ۲۰ سال بوده‌است. اینشتین یکی از اعضای چندین گروه طرفدار حقوق بشر (از جمله بخش پرینستون NAACP) بود که رهبری بسیاری از جنبش‌های آن را پل رابسون بر عهده داشت. او به همراه پل رابسون ریاست «نهضت پایان زجرکشی در آمریکاً را بر عهده داشت. زمانی که دبلیو. ای. بی. دوبویس در دهه هشتاد عمر خود در طول دوره مک‌کارتی به نحوی جاهلانه متهم به جاسوسی برای کمونیست‌ها شد، اینشتین اعلام کرد داوطلبانه حاضر است به عنوان یکی از شهودی که به نفع وی شهادت می‌دهد در جلسه دادگاه حاضر شود. بلافاصله پس از آنکه اعلام شد اینشتین قرار است در جایگاه شهود قرار گیرد این پرونده رد شد. اینشتین گفته‌است "نژادپرستی بزرگ‌ترین بیماری آمریکاست".

اف‌بی‌آی پرونده‌ای ۱۴۲۷ صفحه‌ای در مورد فعالیت‌های اینشتین داشت و توصیه می‌کرد که به موجب قانون اخراج بیگانگان از مهاجرت اینشتین به آمریکا ممانعت شود، این اداره اینشتین را متهم به «اعتقاد به اصلی خاص و پیروی و تبلیغ و تدریس آن می‌دانست که از نظر قانون، و به اعتقاد دادگاه‌ها، منجر به ' ایجاد هرج‌ومرج‌طلبی و ایجاد دولتی می‌شد که تنها به اسم دولت'»«نامیده می‌شد. آنان همچنین اینشتین را متهم به»«عضویت، حمایت مالی، یا وابستگی به سی‌وچهار جبهه کمونیست در بین سال‌های ۱۹۳۷ و ۱۹۵۴»«و»«نیز رهبری افتخاری سه سازمان کمونیستی»" کردند.[۳۲] بسیاری از اسناد این پرونده عمدتاً توسط گروه‌های سیاسی غیرنظامی به اف‌بی‌آی تحویل شد، و خود اف‌بی‌آی آنها را تهیه نکرده بود.

اینشتین با دولت‌های مستبد مخالف بود، و به همبن دلیل (و به خاطر یهودی بودن)، با رژیم نازی نیز مخالف بوده و بلافاصله پس از آنکه این رژیم به قدرت رسید از آلمان گریخت. هم‌زمان، کارل اینشتین خواهرزاده هرج‌ومرج‌طلب او، که دارای بسیاری از عقاید اینشتین بود، سرگرم جنگ با فاشیست‌ها در جنگ داخلی اسپانیا بود. اینشتین ابتدا با تولید بمب اتم موافق بود، هدف وی اطمینان یافتن از این نکته بود که هیتلر زودتر به سلاح اتمی دست نیابد. او با ارسال نامه خطاب به رئیس‌جمهور روزولت (به تاریخ ۲ اوت، ۱۹۳۹، پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، که احتملا توسط لئو زیلارد نوشته شده بود دولت آمریکا را تشویق به آغاز برنامه‌ای برای تولید سلاح هسته‌ای کرد. روزولت با ایجاد کمیته‌ای برای بررسی استفاده از اورانیوم به عنوان سلاح به این نامه پاسخ گفت، و چند سال بعد پروژه منهتن جایگزین این کمیته شد.

اما پس از جنگ، اینشتین برای خلع سلاح هسته‌ای و تشکیل یک دولت جهانی مبارزه کرد:

من نمی‌دانم چگونه جنگ سوم جهانی به وقوع خواهد پیوست، اما می‌دانم که مردم در جنگ جهانی چهارم با چوب و سنگ به جنگ هم می‌روند.[۳۳]
اسکناس شکل جدید اسرائیل در سال ۱۹۶۸ با تصویر اینشتین

صهیونیسم

آینشتاین حامی سرشناسی هم برای صهیونیسم کارگری و هم برای تلاشهای پیش برنده همکاری یهودی-عربی بود.[۳۴] او در زمان قیومیت بریتانیا بر فلسطین از ایجاد وطن ملی یهودی حمایت می‌کرد ولی در ابتدا مخالف ایده یک دولت یهودی دارای مرز، یک ارتش و درجه‌ای از قدرت دنیوی بود.[۳۵]

آلبرت آینشتاین و همسر اش الزا در این عکس به همراه رهبران صهیونیست، حییم وایزمن، رییس جمهور آینده اسرائیل، همسر اش دکتر وره وایزمن، مناحیم اوسیسکین، و بن-زایان موسینسن به هنگام ورود به نیویورک در ۱۹۲۱ دیده می‌شوند.

اینشتین در سال ۱۹۳۹ کتابی نیز به نام «درباره صهیونیسم»(About Zionism) نوشت.[۳۶] او پس از سفر به آمریکا به سخنرانی‌هایش به نفع صهیونیسم ادامه داد.[۳۷] اینشتین در یک سخنرانی در هتل کومودور نیویورک، به مردم گفت «آگاهی من از ماهیت اصلی یهودیت با عقیده یک کشور یهودی دارای مرز، ارتش، و درجه‌ای از قدرت دنیوی هر چقدر هم که متعادل باشد، مخالف است. من نگران آسیب داخلی هستم که یهودیت متحمل آن خواهد شد».[۳۸] او همچنین یک نامه سرگشاده منتشر شده در نیویورک تایمز [۳۹] را نیز امضا کرد این نامه مناخیم بگین و حزب ملی‌گرای هروت را خصوصاً برای برخورد نامناسب با بومیان عرب در جریان دیر یاسین توسط ارگون پیشینیان هروت محکوم کرد.

علی‌رغم این نگرانی‌ها، او در تأسیس دانشگاه عبری در اورشلیم، فعالیت بسیاری کرد و در سال (۱۹۳۰) کتابی با عنوان «در مورد صهیونیسم: مجموعه مقالات و سخنرانی‌های استاد آلبرت اینشتین»، منتشر کرد و مقالات خود را وقف آن دانشگاه کرد.

در سال ۱۹۵۲ و پس از درگذشت حییم وایزمن، عزرائیل کارلیباخ، روزنامه‌نگار پرنفوذ اسرائیلی در نامه‌ای به آلبرت اینشتین پیشنهاد داد که مقام رئیس‌جمهوری اسرائیل را بپذیرد، اما اینشتین این پیشنهاد را نپذیرفت و گفت که فاقد توانایی لازم برای این کار است؛ و به بهانه اشتغالات علمی از پذیرش این مسئولیت سر باز زد.

آلبرت اینشتین از ۱۹ اوت، ۱۹۴۶، با اعلام تشکیل بنیاد آموزش عالی آلبرت اینشتین ارتباط نزدیکی با طرح‌هایی داشت که مطبوعات از آن تحت عنوان «یک دانشگاه همگانی یهودی» نام می‌برد،

اما وی در ۲۲ ژوئن، ۱۹۴۷، از حمایت از این بنیاد دست برداشت و با استفاده از نامش در این بنیاد مخالفت کرد. این دانشگاه در سال ۱۹۴۸ با نام دانشگاه برندیس افتتاح شد.

اینشتین، به همراه آلبرت شوایتزر و برتراند راسل، علیه آزمایش هسته‌ای و بمب اتم مبارزه کردند. اینشتین به عنوان آخرین اقدام عمومی خود، تنها چند روز پیش از مرگ، بیانیه راسل-اینشتین را امضا کرد، که این اقدام وی منجر به برگزاری کنفرانس پوگواش در مورد علوم و امور جهان شد.

تابعیت

اینشتین در آلمان به دنیا آمد. وی در ۱۷ سالگی، در ۲۸ ژانویه ۱۸۹۶ با تأیید پدرش خواستار خروج از تابعیت آلمانی خود شد و تا پنج سال یک بی‌تابعیت بود. در ۲۱ فوریه ۱۹۰۱ تابعیت سوئیس را به دست آورد و تا پایان عمر یک شهروند سوئیس بود. اینشتین در ۱۹۱۴ یعنی زمانی که وارد خدمات اجتماعی پروس شد به تابعیت پروس درآمد، اما به دلیل موقعیت سیاسی و آزار و اذیت یهودیان در آلمان نازی، او خدمات اجتماعی را در مارس ۱۹۳۳ رها کرد و در نتیجه تابعیت پروس (آلمان) را نیز از دست داد. در ۱ اکتبر ۱۹۴۰ اینشتین تابعیت ایالات متحده آمریکا را به دست آورد. او تا زمان مرگ ۱۸ آوریل ۱۹۵۵ هم تبعه ایالات متحده آمریکا و هم تبعه سوئیس بود.[۴۰]

اینشتین در دنیای تفریحات

آلبرت اینشتین تبدیل به موضوع تعدادی رمان، فیلم و نمایش‌نامه، از جمله رمان رمان‌نویس فرانسوی ژان‌کلود کاریر در سال ۲۰۰۵، با نام Einstein S'il Vous Plait (به معنی لطفاً آقای اینشتین)، فیلم بی‌اهمیتی ساخته نیکولاس روگ، فیلم آی‌کیو ساخته فرد شپیسی (در این فیلم والتر متهو نقش اینشتین را ایفا می‌کرد)، رمان «رویاهای اینشتین» نوشته آلن لایتمن، و نمایشنامه طنز «پیکاسو در چابکی خرگوش نوشته استیو مارتین شد. اینشتین همچنین موضوع اپرای بی‌همتای اینشتین در ساحل اثر فیلیپ گلس بود. شخصیت طنز اینشتین موضوع نمایش‌نامه تک‌بازیگر اد متزگر با نام آلبرت اینشتین: قلندر اهل عمل نیز بود.

اغلب در داستان‌ها از وی به عنوان الگویی برای ترسیم دانشمندان دیوانه و اساتید حواس‌پرت استفاده می‌شود، چرا که شخصیت وی و مدل موهایش نمایانگر بی‌قاعدگی، یا حتی دیوانگی است و اغلب مورد تقلید یا اغراق قرار می‌گیرد. فردریک گلدن نویسنده تایم از اینشتین به عنوان تحقق رویای یک کارکاتوریست یاد کرده‌است.[۴۱]

در جشن تولد ۷۲ سالگی اینشتین در سال ۱۹۵۱، آرتور ساسه عکاس یو پی آی تلاش می‌کرد تا وی را متقاعد کند که در برابر دوربین لبخند بزند. اینشتین که این کار را آن روز بارها برای عکاس انجام داده بود، در عوض زبان خود را از دهان خارج کرد.[۴۲] این تصویر به خاطر به تصویر کشیدن تعارض در رفتار یک دانشمند نابغه و سبک سری وی تبدیل به نمادی در فرهنگ عامه شده‌است. یاهو سیریس، یک فیلم‌ساز استرالیایی، این تصویر را به عنوان الهام بین‌المللی برای فیلم بین‌المللی و نابهنگام اینشتین جوان استفاده کرد. این تصویر همچنین در انگلیس به عنوان بخشی از آموزش خوانش پریشی به کار می‌رود، که طی آن مجموعه‌ای از پوسترهای دانشمندان، متفکران و هنرمندان بزرگ به تصویر کشیده شده و ادعا می‌شود (این امر در پوسترها مشخص نشده) که همه آنان مبتلا به خوانش‌پریشی هستند.

اظهارات و بحث‌ها

آلبرت اینشتین در مدرسه در درس ریاضی سه بار رد شد.اینشتین می گوید"متأسفانه من ریاضی چندان قوی تا قبل از 15 سالگی نداشتم و حتی سه بار رد شدم! البته او در اولین آزمون ورودی برای انستیتو تکنولوژی فدرال سوئیس‌در سال ۱۸۹۵ پذیرفته نشد. همچنین اینشتین،در دوران میان سالی،بسیار بداخلاق و خشن شده بود،به شکلی که شاگردان دانشجوی خود را،آزار جسمی و بدنی داد.او همچنین،در این دوران،بسیار بد دهن شده بود و بسیاری از نزدیکان او،شهادت دادند،یک اشتباه کافی بود تا اینشتین بدترین فحش ها را به شما دهد. آلبرت اینشتین،به قشر فقیر و آسیب پذیر و همچنین مذهبی جامعه،بسیار بدبین بود.او در کلاس های درسش،دانشجویان را بر اساس وضعیت مالی و اعتقادات دینی تفکیک می کرد.خود او می گوید:نفرت انگیز ترین آدم های دنیا،بی علمان و فقرا و دینداران هستند؛اما بهترین آنها،ثروت مندان و دانشمندان و بی دینها هستند.

معادله معروف و نظریه مغناطیس

وی توانست که در معادلات خویس به فرمول مهم E=MC ، سی به توان 2 دست یابد از زمانی که او به این معادله دست یافت توجهات به وی چندین برابر شد از نظریه های دیگر آن نظره میدان مغناطیس و کشش زمین بود او معتقد بود که اگر یک توپ جنگی را با سرعت کافی از قطب شمال پرتاب کنیم به گونه ای که در مدار زمین قرار گیرد دیگر این توپ جنگی نه از مدار زمین فراتر و نه پایین تر خواهد آمد و کماکان در مدار زمین با سرعت متناسب خود توپ خواهد چرخید . از این نظریه امروزه در مخابرات و هوا وفضا کاربرد بسیاری میشود .

در مورد خصیصه کودکی اینشتین در مورد زبان‌آموزی با تاخیر (که خود به عنوان دلیلی در برابر ادعاهای مبنی بر نارسایی آسپرجر به کار می‌رود: شرح بالینی آسپرجر شامل زبان‌آموزی توام با تاخیر نیست)، شمار معدودی گفته‌اند که اینشتین دارای لالی انتخابی بوده‌است و ممکن است تا زمانی که نتوانسته به صورت کامل جملات را ادا کند از تکلم امتناع کرده باشد. گرچه این مفهوم با طرح یک کمالگرای حساس (زمانی که اینشتین شروع به صحبت کرد، قبل از اینکه عبارت را یکجا بگوید ابتدا آن را تکرار کرده و بعد آن را ادا می‌کرد)، همخوانی دارد این امر تا جایی ادامه می‌یابد که لالی انتخابی – به نحوی که امروزه شناخته می‌شود – دیگر به عنوان یک سکوت اختیاری در نظر گرفته نمی‌شود. این اصطلاح به تازگی به افرادی اطلاق می‌شود که در شرایط اجتماعی خاصی قادر به صحبت نیستند.[۴۳] این امر در مورد اینشتین، که تا زمانی که شروع به صحبت کرد اصلاً نمی‌توانست سخن بگوید فاقد کارایی است.

به گفته دکتر استیو پینکر متخصص اعصاب، کالبدشکافی مغز اینشتین نشان می‌دهد احتمال اینکه او، در کودکی،به یک نوع ناشناس‌تر از تاخیر در تکلم که ناشی از رشد غیرعادی و سریع پیش از تولد در ناحیه هایی از مغز که مسئول منطق تحلیلی و فضایی است، مبتلا شده باشد زیاد است. در واقع رشد سریع این نواحی از مغز منجر شده‌است مجال کمتری به دیگر کارکردهای مغز که مسئول تکلم هستند اختصاص داده شود.[۴۴] پینکر و دیگران از این فرض برای شرح رشد ناهماهنگ دیگر افراد نابغه که دیر زبان به سخن گشوده‌اند همچون جولیا رابینسون ریاضیدان، آرتور روبین اشتاین و کلارا شومن پیانیست، و ریچارد فاینمن و ادوارد تلر فیزیکدان استفاده کردند، گفته می‌شود این افراد نیز در کودکی بخشی از ویژگی‌های خاص اینشتین، همچون کج‌خلقی زیاد، فردگرایی خشن و نیز علایق شدیداً گزینشی را داشته‌اند. توماس ساول رونامه‌نگار و اقتصاددان از دید یک غیرآسیب‌شناس با ساخت واژه‌ای در ارتباط با نارسایی – «نارسایی اینشتین» – این مجموعه مشخصات که در درصد محدودی (گرچه میزان محدودیت قابل بحث است) از کودکانی که گرچه دیر زبان به سخن گشوده‌اند اما از نظر تحلیلی تبدیل به افرادی پیشرفته و (علی‌رغم) دخالت‌های گسترده پزشکی از نظر اجتماعی سرشناس دیده‌می‌شود [۴۵]

حقوق معنوی

اینشتین دارایی‌ها، و نیز استفاده از تصویر خود را به دانشگاه عبری بیت‌المقدس وقف کرده‌است.[۴۶] اینشتین در طول حیات خود از دانشگاه حمایت بسیاری کرده و این حمایت از طریق حق امتیازاتی که از طریق امتیازدهی به فعالیت‌ها دریافت می‌شود ادامه دارد. آژانس روجر ریچمن به عنوان کارگزار دانشگاه عبری بیت‌المقدس صادرکننده پروانه استفاده تجاری از نام آلبرت اینشتین و تصاویر مربوط به وی و دیگر تصاویر شبیه به آن است. این آژانس به عنوان دارنده اصلی پروانه می‌تواند استفاده تجاری از نام اینشتین را که از معیارهای خاصی متابعت نمی‌کند کنترل کند(مثلاً زمانی که نام اینشتین به عنوان یک نشان تجاری به کارمی‌رود باید به همراه آن، نشان ™ به کار رود).[۴۷] از ماه می، ۲۰۰۵، کوربیس آژانس روجر ریچمن را در اختیار گرفت.

افتخارات

آلبرت اینشتین شماری از افتخارات خود را پس از مرگ به دست آورده‌است. به عنوان مثال:

از جمله همنام‌های اینشتین می‌توان به این موارد اشاره کرد:

پس از مرگ

نوشتار اصلی: مغز آلبرت اینشتین

مغز فیزیک‌دان برجسته، آلبرت اینشتین، موضوع پژوهش و جستجوهای بسیاری بوده‌است. مغز او طی هفت و نیم ساعت پس از مرگش از سر او خارج گردید. آلبرت اینشتین به عنوان یکی از بزرگ‌ترین نابغه‌های قرن بیستم به حساب می‌آمد و دلیل جلب توجه به سوی مغز وی، تلاش برای یافتن رابطه میان کالبدشناسی اعصاب (به انگلیسی: Neuroanatomy) و هوش عمومی یا هوش ریاضیاتی بود. مطالعات انجام گرفته پیشنهاد کرده‌اند که قسمت‌هایی از مغز که مربوط به صحبت کردن و زبان هستند، کوچکتر و قسمت‌های مربوط به پردازش‌های عددی و فضایی (تجسم) بزرگ‌تر هستند. مطالعات دیگری، نشان‌دهندهٔ بیشتر بودن تعداد یاخته‌های گلیال در مغز اینشتین هستند.[۵۱]

هرچند مغز او از نظر اندازه فرقی با مغز دیگران ندارد و ۱۲۳۰گرم است.[۵۲]

سال ۲۰۱۲ نتیجه پژوهش مفصلی بر روی چهارده عکس منتشر نشده از مغز انشتین که از "زوایای غیر متعارف" گرفته شده بودند منتشر شد.[۵۳] همچنین در سال ۲۰۱۳ نتیجه پژوهش دانشمندان دانشگاه چین شرقی در شانگهای و دانشگاه ایالتی فلوریدا در آمریکا در نشریه "مغز" منتشر شد.[۵۴] دانشمندان از بررسی عکس‌های منتشر نشده مغز انشتین (دو عکس از نیمکره‌های راست و چپ) متوجه یکی دیگر از تفاوت‌های مغز او با سایرین شدند. این تصاویر نشان می‌دهد که بخشی از مغز به نام جسم پینه‌ای (کورپوس کالوزوم) در انشتین بسیار بزرگتر از افراد عادی بوده است.[۵۵]

جسم پینه‌ای بزرگترین دسته رشته‌های عصبی است که دو نیمکره مغز را بهم وصل می کند؛ در واقع مهمترین راهی است که اطلاعات بین دو نیمکره مغز مبادله می‌شوند.

تفاوتهای مغز انشتین با دیگران[۵۶]

  • بزرگی قشر مغز در جلوی پیشانی (پری فرونتال) که به مهارتهای شناختی مربوط است
  • بزرگی قشر کناری (پریتال) که به تواناییهای ریاضی و تجسم فضایی ارتباط دارد
  • ترکم زیاد نورون‌ها (سلولهای عصبی) در لُب پیشانی راست
  • تعداد زیاد سلولهای نگهدارنده نورونها (گلیال)
  • تفاوت ظاهری شکل مغز در اطراف قشرهای حسی و حرکتی
  • بزرگتر بودن جسم پینه‌ای (کورپوس کالوزوم)

اینشتین، برخلاف باور پذیرفته‌شده در بین مردم، راست‌دست بود.[۵۷][۵۸]به نظر می‌رسد که شاهدی برای چپ‌دست بودن او وجود ندارد.[۵۹]

آثار اینشتین

نوشتار اصلی: آثار آلبرت اینشتین

اینشتین در طول حیات خود بیش از پنجاه مقاله علمی منتشر کرد. او همچنین آثار غیرعلمی متعددی نیز منتشر کرده‌است، که از آن جمله می‌توان به «درباره صهیونیسم» (۱۹۳۰)، «چرا جنگ؟» (۱۹۳۳، به همراه زیگموند فروید)، «جهانی که من می‌بینم» (۱۹۳۴)، و «پس از سال‌های پایانی من» (۱۹۵۰) اشاره کرد.

آثار ترجمه شده به فارسی

درباره اینشتین به فارسی

یادبودها

نوشتارهای وابسته: کالج پزشکی آلبرت اینشتین

پیوند به بیرون

انیمیشن سخنان آلبرت انیشتن در تشریح نظریه هم ارزی جرم و انرژی با استفاده از عکس اتاق کارش و تصویر و صدای ضبط شده او

پانویس

  1. BBC News | SCI/TECH | Einstein the greatest
  2. Einstein tops physicist pop chart - CERN Courier
  3. Dudley Herschbach, «Einstein as a Student,» Department of Chemistry and Chemical Biology, Harvard University, Cambridge, MA, USA, page 3, web: HarvardChem-Einstein-PDF: about Max Talmud visited on Thursdays for 6 years.
  4. Highfield.
  5. Ibid.
  6. {{subst:#if:|, ‎}}. “Einstein's wife {{subst:|()}}”. {{subst:#if:|, ‎}}.  {{جا:#if:October 8|Retrieved on October 8.}} , ‎۲۰۰۶.}}
  7. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Lieserl Einstein»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۷ سپتامبر ۲۰۱۲).
  8. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Hans Albert Einstein»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۷ سپتامبر ۲۰۱۲).
  9. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Eduard Einstein»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۷ سپتامبر ۲۰۱۲).
  10. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Elsa Einstein»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۷ سپتامبر ۲۰۱۲).
  11. (Isaacson, Walter. Einstein: His Life and Universe, Simon & Schuster (2007
  12. (Isaacson, Walter. Einstein: His Life and Universe, Simon & Schuster (2007
  13. Evans-Pritchard, Ambrose (29 August 2010). "Obama could kill fossil fuels overnight with a nuclear dash for thorium". The Daily Telegraph (London). 
  14. Diehl, Sarah J.; Moltz, James Clay. Nuclear Weapons and Nonproliferation: a Reference Handbook, ABC-CLIO (2008) p. 218
  15. Einstein: The Life and Times by Ronald Clark. page 752
  16. در واقع دیوید هیلبرت در مقاله‌ای که متعلق به پنج روز قبل از سخنرانی اینشتن بود هم‌ارزی میدانی را منتشر کرده بود. اما به گفته تورنی (صص ۱۱۸-۱۱۷): هیلبرت مشتق اصلی را پس از ‹‹ بررسی کردن مطالبی›› که هنگام بازدید اینشتن از گوتینگن ‹‹یاد گرفته بود››، کشف کرده بود. تورنی در ادامه چنین می‌گوید: ‹‹ به طور کاملاً طبیعی و مطابق نگرش هیلبرت، قانون به دست آمده را به جای آنکه از روی هیلبرت نام گذاری کنند، به سرعت ‹‹ اصل هم‌ارزی میدانی اینشتین›› نامیدند. در واقع اگر اینشتن نبود، شاید تا چندین دهه بعد نیز قوانین نسبیت عام گرانش کشف نمی‌شد. برای کسب جزئیات بیشتر به مباحث اولویت نسبیت مراجعه شود.
  17. Crelinsten, Einstein's Jury, pp. ۹۴–۹۸.
  18. Crelinsten, pp ۱۰۳–۱۰۸.
  19. Crelinsten, pp. ۱۱۴–۱۱۹, ۱۲۶–۱۴۰.
  20. {{subst:#if:|, ‎}}. “ALBERT EINSTEIN (۱۸۷۹ - ۱۹۵۵) and the «Greatest Scientific Discovery Ever» by J. Schmidhuber: {{subst:#if:|()}} {{subst:#if:|()}}”. {{subst:#if:|, ‎}}.  {{subst:#if:October 4|Retrieved on October 4.}} {{subst:#if:|Retrieved on , ‎۲۰۰۶.}}
  21. See esp. Albert Einstein, «My Reply. On the Anti-Relativity Theoretical Co. , Ltd. [August ۲۷, ۱۹۲۰,» in Klaus Hentschel, ed. Physics and National Socialism: An anthology of primary sources (Basel: Birkhaeuser, 1996), pp.۱-۵.
  22. Jeffrey Crelinsten, Einstein's Jury: The Race to Test Relativity (Princeton University Press, 2006), esp. chpts. ۶, ۹, ۱۰ and ۱۱
  23. A. Einstein, B. Podolsky, and N. Rosen, Phys. Rev. ۴۷, ۷۷۷ (۱۹۳۵)
  24. M. Born (editor), The Born- Einstein-Letters, p. ۲۲۱ (Macmillan, London (۱۹۷۱)).
  25. M. Born (editor), The Born-Einstein-Letters, p. ۲۲۱ (Macmillan, London (۱۹۷۱)).
  26. A. Einstein, B. Podolsky, N. Rosen, Phys. Rev. ۴۷ ۷۷۷ (۱۹۳۵)
  27. P.A. Schilpp, Ed. Albert Einstein, Philosopher-Scientist, Tudor, N.Y. (۱۹۴۹).
  28. The Economist - Miraculous visions - ۱۰۰ years of Einstein
  29. ویلیام هرمان، «اینشتین و شاعر»، ناشر:سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، تهران
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ «اینشتین: موزه تاریخ طبیعی آمریکا». بازبینی‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵. 
  31. اینشتین، آلبرت. تاریخ دسترسی=۱۶/۰۱/۲۰۰۶ «چرا سوسیالیسم؟». Monthly Review، می ۱۹۴۹. 
  32. «اداره مرکزی تحقیقات – قانون اختفای اطلاعات». بازبینی‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵. 
  33. کالاپرایس صفحه ۱۷۳. نقل قول‌های دیگری نیز از این عبارت شده‌است.
  34. Stachel, John (2001-12-10). Einstein from 'B' to 'Z'. Birkhäuser Boston. pp. 70. ISBN 0-8176-4143-2.
  35. Rowe, David E. ; Schulmann, Robert (2007-04-16). Einstein on Politics: His Private Thoughts and Public Stands on Nationalism, Zionism, War, Peace, and the Bomb. Princeton University Press. ISBN 978-0-691-12094-2. P.23
  36. Albert Einsteinوبگاه برندگان جایزه نوبل
  37. Albert Einsteinوبگاه مجله تایم
  38. Algemeiner.com - «The Death of Modern Zionism?», by Simon Jacobson
  39. ۱۹۴۸
  40. «Einstein's nationalities at einstein-website.de». بازبینی‌شده در ۴ اکتبر ۲۰۰۶. 
  41. http://www.time.com/time/time100/poc/magazine/albert_einstein5a.html تایم ۱۰۰: فرد برگزیده قرن – آلبرت اینشتین] ]
  42. «کتابخانه کج ذهنی». بازبینی‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵. 
  43. جانسون، مگی. منبع دستورالعمل لالی انتخابی. اسپیچ مارک، ۲۰۰۱. ISBN 3-280-86388-0. 
  44. پینکر، استیون. ««سنجش مغز وی»». نیویورک تایمز، ژوئن ۱۹۹۹. بازبینی‌شده در ۱۵/۱۰/۲۰۰۶. 
  45. سوول، توماس. «نارسایی اینشتین: کودکان باهوشی که دیر زبان به سخن می‌گشایند». بیسیک بوکز، ۲۰۰۱. ۱۵۰-۸۹. ISBN 1-08140-465-0. 
  46. «http://aip.org/history/esva/einuse.htm». بازبینی‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵. 
  47. «نشان تجاری آلبرت اینشتین». بازبینی‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵. 
  48. [۱]
  49. تاریخ بازدید= ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵ «دانشکده پزشکی آلبرت اینشتین دانشگاه یشیوا». 
  50. «مرکز پزشکی آلبرت اینشتین». بازبینی‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵. 
  51. Fields, R. Douglas (2009). The Other Brain: From Dementia to Schizophrenia. New York: Simon & Schuster. p. 7. ISBN 978-0-7432-9141-5
  52. یافته‌های تازه درباره تفاوت‌های مغز انشتین با دیگران بی‌بی‌سی فارسی
  53. The cerebral cortex of Albert Einstein: a description and preliminary analysis of unpublished photographs
  54. The corpus callosum of Albert Einstein‘s brain: another clue to his high intelligence?
  55. [The corpus callosum of Albert Einstein‘s brain: another clue to his high intelligence? یافته‌های تازه درباره تفاوت‌های مغز انشتین با دیگران] بی‌بی‌سی فارسی
  56. یافته‌های تازه درباره تفاوت‌های مغز انشتین با دیگران بی‌بی‌سی فارسی
  57. "The Legend of the Dull-Witted Child Who Grew Up to Be a Genius". Albert Einstein archives. Retrieved 23 July 2012. 
  58. "Frequently asked questions". einstein-website.de. Retrieved 23 July 2012. 
  59. "Left Handed Einstein". Being Left Handed.com. Retrieved 23 July 2012. 
  1. ^  ویکی‌پدیای انگلیسی
  2. ^  Highfield
  3. ^  اینشتین در ۹۰ دقیقه
  4. ^  The institute / IPI / Federal Institute of Intellectual Property

منابع

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ آلبرت اینشتین موجود است.


Albert Einstein
Einstein 1921 by F Schmutzer.jpg
Albert Einstein in 1921
Born (1879-03-14)14 March 1879
Ulm, Kingdom of Württemberg, German Empire
Died 18 April 1955(1955-04-18) (aged 76)
Princeton, New Jersey, United States
Residence Germany, Italy, Switzerland, Austria, Belgium, United States
Citizenship
Fields Physics
Institutions
Alma mater
Thesis Folgerungen aus den Capillaritatserscheinungen (1901)
Doctoral advisor Alfred Kleiner
Other academic advisors Heinrich Friedrich Weber
Notable students
Known for
Notable awards
Spouse Mileva Marić (1903–1919)
Elsa Löwenthal (1919–1936)
Children "Lieserl" (1902–1903?)
Hans Albert (1904–1973)
Eduard "Tete" (1910–1965)
Signature

Albert Einstein (/ˈælbərt ˈnstn/; German: [ˈalbɐt ˈaɪnʃtaɪn] ( ); 14 March 1879 – 18 April 1955) was a German-born theoretical physicist. He developed the general theory of relativity, one of the two pillars of modern physics (alongside quantum mechanics).[2][3] While best known for his mass–energy equivalence formula E = mc2 (which has been dubbed "the world's most famous equation"),[4] he received the 1921 Nobel Prize in Physics "for his services to theoretical physics, and especially for his discovery of the law of the photoelectric effect".[5] The latter was pivotal in establishing quantum theory.

Near the beginning of his career, Einstein thought that Newtonian mechanics was no longer enough to reconcile the laws of classical mechanics with the laws of the electromagnetic field. This led to the development of his special theory of relativity. He realized, however, that the principle of relativity could also be extended to gravitational fields, and with his subsequent theory of gravitation in 1916, he published a paper on the general theory of relativity. He continued to deal with problems of statistical mechanics and quantum theory, which led to his explanations of particle theory and the motion of molecules. He also investigated the thermal properties of light which laid the foundation of the photon theory of light. In 1917, Einstein applied the general theory of relativity to model the large-scale structure of the universe.[6]

He was visiting the United States when Adolf Hitler came to power in 1933 and did not go back to Germany, where he had been a professor at the Berlin Academy of Sciences. He settled in the U.S., becoming an American citizen in 1940.[7] On the eve of World War II, he endorsed a letter to President Franklin D. Roosevelt alerting him to the potential development of "extremely powerful bombs of a new type" and recommending that the U.S. begin similar research. This eventually led to what would become the Manhattan Project. Einstein supported defending the Allied forces, but largely denounced the idea of using the newly discovered nuclear fission as a weapon. Later, with the British philosopher Bertrand Russell, Einstein signed the Russell–Einstein Manifesto, which highlighted the danger of nuclear weapons. Einstein was affiliated with the Institute for Advanced Study in Princeton, New Jersey, until his death in 1955.

Einstein published more than 300 scientific papers along with over 150 non-scientific works.[6][8] His great intellectual achievements and originality have made the word "Einstein" synonymous with genius.[9]

Biography

Early life and education

A young boy with short hair and a round face, wearing a white collar and large bow, with vest, coat, skirt and high boots. He is leaning against an ornate chair.
Einstein at the age of three in 1882
Studio photo of a boy seated in a relaxed posture and wearing a suit, posed in front of a backdrop of scenery.
Albert Einstein in 1893 (age 14)
Einstein's matriculation certificate at the age of 17. The heading reads "The Education Committee of the Canton of Aargau." His scores were German 5, French 3, Italian 5, History 6, Geography 4, Algebra 6, Geometry 6, Descriptive Geometry 6, Physics 6, Chemistry 5, Natural History 5, Art Drawing 4, Technical Drawing 4. The scores are 6 = excellent, 5 = good, 4 = sufficient, 3 = poor, 2 = very poor, 1 = unusable.
Einstein's matriculation certificate at the age of 17, showing his final grades from the Aargau Kantonsschule (on a scale of 1-6, with 6 being the best mark).

Albert Einstein was born in Ulm, in the Kingdom of Württemberg in the German Empire on 14 March 1879.[10] His father was Hermann Einstein, a salesman and engineer. His mother was Pauline Einstein (née Koch). In 1880, the family moved to Munich, where his father and his uncle founded Elektrotechnische Fabrik J. Einstein & Cie, a company that manufactured electrical equipment based on direct current.[10]

The Einsteins were non-observant Ashkenazi Jews. Albert attended a Catholic elementary school from the age of five for three years. At the age of eight, he was transferred to the Luitpold Gymnasium (now known as the Albert Einstein Gymnasium), where he received advanced primary and secondary school education until he left Germany seven years later.[11] Contrary to popular suggestions that he had struggled with early speech difficulties, the Albert Einstein Archives indicate he excelled at the first school that he attended.[12] He was right-handed;[12][13] there appears to be no evidence for the widespread popular belief[14] that he was left-handed.

His father once showed him a pocket compass; Einstein realized that there must be something causing the needle to move, despite the apparent "empty space".[15] As he grew, Einstein built models and mechanical devices for fun and began to show a talent for mathematics.[10] When Einstein was ten years old, Max Talmud (later changed to Max Talmey), a poor Jewish medical student from Poland, was introduced to the Einstein family by his brother. During weekly visits over the next five years, he gave the boy popular books on science, mathematical texts and philosophical writings. These included Immanuel Kant's Critique of Pure Reason, and Euclid's Elements (which Einstein called the "holy little geometry book").[16][17][fn 1]

In 1894, his father's company failed: direct current (DC) lost the War of Currents to alternating current (AC). In search of business, the Einstein family moved to Italy, first to Milan and then, a few months later, to Pavia. When the family moved to Pavia, Einstein stayed in Munich to finish his studies at the Luitpold Gymnasium. His father intended for him to pursue electrical engineering, but Einstein clashed with authorities and resented the school's regimen and teaching method. He later wrote that the spirit of learning and creative thought were lost in strict rote learning. At the end of December 1894, he travelled to Italy to join his family in Pavia, convincing the school to let him go by using a doctor's note.[19] It was during his time in Italy that he wrote a short essay with the title "On the Investigation of the State of the Ether in a Magnetic Field."[20][21]

In 1895, at the age of sixteen, Einstein sat the entrance examinations for the Swiss Federal Polytechnic in Zürich (later the Eidgenössische Technische Hochschule ETH). He failed to reach the required standard in the general part of the examination,[22] but obtained exceptional grades in physics and mathematics.[23] On the advice of the Principal of the Polytechnic, he attended the Aargau Cantonal School in Aarau, Switzerland, in 1895–96 to complete his secondary schooling. While lodging with the family of Professor Jost Winteler, he fell in love with Winteler's daughter, Marie. (Albert's sister Maja later married Wintelers' son Paul.)[24] In January 1896, with his father's approval, he renounced his citizenship in the German Kingdom of Württemberg to avoid military service.[25] In September 1896, he passed the Swiss Matura with mostly good grades, including a top grade of 6 in physics and mathematical subjects, on a scale of 1-6,[26] and, though only seventeen, enrolled in the four-year mathematics and physics teaching diploma program at the Zürich Polytechnic. Marie Winteler moved to Olsberg, Switzerland for a teaching post.

Einstein's future wife, Mileva Marić, also enrolled at the Polytechnic that same year, the only woman among the six students in the mathematics and physics section of the teaching diploma course. Over the next few years, Einstein and Marić's friendship developed into romance, and they read books together on extra-curricular physics in which Einstein was taking an increasing interest. In 1900, Einstein was awarded the Zürich Polytechnic teaching diploma, but Marić failed the examination with a poor grade in the mathematics component, theory of functions.[27] There have been claims that Marić collaborated with Einstein on his celebrated 1905 papers,[28][29] but historians of physics who have studied the issue find no evidence that she made any substantive contributions.[30][31][32][33]

Marriages and children

With the discovery and publication in 1987 of an early correspondence between Einstein and Marić it became known that they had a daughter they called "Lieserl" in their letters, born in early 1902 in Novi Sad where Marić was staying with her parents. Marić returned to Switzerland without the child, whose real name and fate are unknown. Einstein probably never saw his daughter, and the contents of a letter he wrote to Marić in September 1903 suggest that she was either adopted or died of scarlet fever in infancy.[34][35]

Einstein and Marić married in January 1903. In May 1904, the couple's first son, Hans Albert Einstein, was born in Bern, Switzerland. Their second son, Eduard, was born in Zurich in July 1910. In 1914, Einstein moved to Berlin, while his wife remained in Zurich with their sons. They divorced on 14 February 1919, having lived apart for five years.

Einstein married Elsa Löwenthal on 2 June 1919, after having had a relationship with her since 1912. She was his first cousin maternally and his second cousin paternally. In 1933, they emigrated to the United States. In 1935, Elsa Einstein was diagnosed with heart and kidney problems and died in December 1936.[36]

Patent office

Three young men in suits with high white collars and bow ties, sitting.
Left to right: Conrad Habicht, Maurice Solovine and Einstein, who founded the Olympia Academy

After graduating, Einstein spent almost two frustrating years searching for a teaching post. He acquired Swiss citizenship in February 1901,[37] but was not conscripted for medical reasons. With the help of Marcel Grossmann's father Einstein secured a job in Bern at the Federal Office for Intellectual Property, the patent office,[38] as an assistant examiner.[39] He evaluated patent applications for electromagnetic devices. In 1903, Einstein's position at the Swiss Patent Office became permanent, although he was passed over for promotion until he "fully mastered machine technology".[40]

Much of his work at the patent office related to questions about transmission of electric signals and electrical-mechanical synchronization of time, two technical problems that show up conspicuously in the thought experiments that eventually led Einstein to his radical conclusions about the nature of light and the fundamental connection between space and time.[41]

With a few friends he had met in Bern, Einstein started a small discussion group, self-mockingly named "The Olympia Academy", which met regularly to discuss science and philosophy. Their readings included the works of Henri Poincaré, Ernst Mach, and David Hume, which influenced his scientific and philosophical outlook.

Academic career

Einstein's official 1921 portrait after receiving the Nobel Prize in Physics.

In 1901, his paper "Folgerungen aus den Capillaritätserscheinungen" ("Conclusions from the Capillarity Phenomena") was published in the prestigious Annalen der Physik.[42][43] On 30 April 1905, Einstein completed his thesis, with Alfred Kleiner, Professor of Experimental Physics, serving as pro-forma advisor. Einstein was awarded a PhD by the University of Zürich. His dissertation was entitled "A New Determination of Molecular Dimensions."[44][45] This paper included Einstein's initial estimates of Avogadro constant as 2.2×1023 based on diffusion coefficients and viscosities of sugar solutions in water.[46] That same year, which has been called Einstein's annus mirabilis (miracle year), he published four groundbreaking papers, on the photoelectric effect, Brownian motion, special relativity, and the equivalence of mass and energy, which were to bring him to the notice of the academic world.

By 1908, he was recognized as a leading scientist, and he was appointed lecturer at the University of Bern. The following year, he quit the patent office and the lectureship to take the position of physics docent[47] at the University of Zürich. He became a full professor at Charles-Ferdinand University in Prague in 1911. Also in 1911, corrections of algebraic errors in his thesis brought Einstein's Avogadro constant estimate to 6.6×1023. In 1914, he returned to Germany after being appointed director of the Kaiser Wilhelm Institute for Physics (1914–1932)[48] and a professor at the Humboldt University of Berlin, with a special clause in his contract that freed him from most teaching obligations. He became a member of the Prussian Academy of Sciences. In 1916, Einstein was appointed president of the German Physical Society (1916–1918).[49][50]

During 1911, he had calculated that, based on his new theory of general relativity, light from another star would be bent by the Sun's gravity. That prediction was claimed confirmed by observations made by a British expedition led by Sir Arthur Eddington during the solar eclipse of 29 May 1919. International media reports of this made Einstein world famous. On 7 November 1919, the leading British newspaper The Times printed a banner headline that read: "Revolution in Science – New Theory of the Universe – Newtonian Ideas Overthrown".[51] Much later, questions were raised whether the measurements had been accurate enough to support Einstein's theory. In 1980 historians John Earman and Clark Glymour published an analysis suggesting that Eddington had suppressed unfavorable results.[52] The two reviewers found possible flaws in Eddington's selection of data, but their doubts, although widely quoted and, indeed, now with a "mythical" status almost equivalent to the status of the original observations, have not been confirmed.[53][54] Eddington's selection from the data seems valid and his team indeed made astronomical measurements verifying the theory.[55]

In 1921, Einstein was awarded the Nobel Prize in Physics for his explanation of the photoelectric effect, as relativity was considered still somewhat controversial. He also received the Copley Medal from the Royal Society in 1925.[2]

Travels abroad

Einstein in New York, 1921, his first visit to the United States

Einstein visited New York City for the first time on 2 April 1921, where he received an official welcome by Mayor John Francis Hylan, followed by three weeks of lectures and receptions. He went on to deliver several lectures at Columbia University and Princeton University, and in Washington he accompanied representatives of the National Academy of Science on a visit to the White House. On his return to Europe he was the guest of the British statesman and philosopher Viscount Haldane in London, where he met several renowned scientific, intellectual and political figures, and delivered a lecture at King's College.[56]

In 1922, he traveled throughout Asia and later to Palestine, as part of a six-month excursion and speaking tour. His travels included Singapore, Ceylon, and Japan, where he gave a series of lectures to thousands of Japanese. His first lecture in Tokyo lasted four hours, after which he met the emperor and empress at the Imperial Palace where thousands came to watch. Einstein later gave his impressions of the Japanese in a letter to his sons:[57]:307 "Of all the people I have met, I like the Japanese most, as they are modest, intelligent, considerate, and have a feel for art."[57]:308

On his return voyage, he also visited Palestine for 12 days in what would become his only visit to that region. "He was greeted with great British pomp, as if he were a head of state rather than a theoretical physicist", writes Isaacson. This included a cannon salute upon his arrival at the residence of the British high commissioner, Sir Herbert Samuel. During one reception given to him, the building was "stormed by throngs who wanted to hear him". In Einstein's talk to the audience, he expressed his happiness over the event:

I consider this the greatest day of my life. Before, I have always found something to regret in the Jewish soul, and that is the forgetfulness of its own people. Today, I have been made happy by the sight of the Jewish people learning to recognize themselves and to make themselves recognized as a force in the world.[58]:308

Emigration to U.S. in 1933

Cartoon of Einstein, who has shed his "Pacifism" wings, standing next to a pillar labeled "World Peace." He is rolling up his sleeves and holding a sword labeled "Preparedness" (circa 1933).

In February 1933 while on a visit to the United States, Einstein decided not to return to Germany due to the rise to power of the Nazis under Germany's new chancellor, Adolf Hitler.[59][60] He visited American universities in early 1933 where he undertook his third two-month visiting professorship at the California Institute of Technology in Pasadena. He and his wife Elsa returned by ship to Belgium at the end of March. During the voyage they were informed that their cottage was raided by the Nazis and his personal sailboat had been confiscated. Upon landing in Antwerp on 28 March, he immediately went to the German consulate where he turned in his passport and formally renounced his German citizenship.[58] A few years later, the Nazis sold his boat and turned his cottage into an Aryan youth camp.[61]

In early April 1933, he learned that the new German government had passed laws barring Jews from holding any official positions, including teaching at universities.[58] A month later, Einstein's works were among those targeted by Nazi book burnings, and Nazi propaganda minister Joseph Goebbels proclaimed, "Jewish intellectualism is dead."[58] Einstein also learned that his name was on a list of assassination targets, with a "$5,000 bounty on his head."[58] One German magazine included him in a list of enemies of the German regime with the phrase, "not yet hanged".[58]

He resided in Belgium for some months, before temporarily living in England.[62][63] In a letter to his friend, physicist Max Born, who also emigrated from Germany and lived in England, Einstein wrote, "... I must confess that the degree of their brutality and cowardice came as something of a surprise."[58]

Portrait taken in 1935 in Princeton

In October 1933 he returned to the U.S. and took up a position at the Institute for Advanced Study (in Princeton, New Jersey), that required his presence for six months each year.[64][65] He was still undecided on his future (he had offers from European universities, including Oxford), but in 1935 he arrived at the decision to remain permanently in the United States and apply for citizenship.[66][67]

His affiliation with the Institute for Advanced Study would last until his death in 1955.[68] He was one of the four first selected (two of the others being John von Neumann and Kurt Gödel) at the new Institute, where he soon developed a close friendship with Gödel. The two would take long walks together discussing their work. His last assistant was Bruria Kaufman, who later became a physicist. During this period, Einstein tried to develop a unified field theory and to refute the accepted interpretation of quantum physics, both unsuccessfully.

Other scientists also fled to America. Among them were Nobel laureates and professors of theoretical physics. With so many other Jewish scientists now forced by circumstances to live in America, often working side by side, Einstein wrote to a friend, "For me the most beautiful thing is to be in contact with a few fine Jews—a few millennia of a civilized past do mean something after all." In another letter he writes, "In my whole life I have never felt so Jewish as now."[58]

World War II and the Manhattan Project

In 1939, a group of Hungarian scientists that included émigré physicist Leó Szilárd attempted to alert Washington of ongoing Nazi atomic bomb research. The group's warnings were discounted.[69] Einstein and Szilárd, along with other refugees such as Edward Teller and Eugene Wigner, "regarded it as their responsibility to alert Americans to the possibility that German scientists might win the race to build an atomic bomb, and to warn that Hitler would be more than willing to resort to such a weapon."[57]:630[70] On July 12, 1939, a few months before the beginning of World War II in Europe, Szilárd and Wigner visited Einstein[71] and they explained the possibility of atomic bombs, to which pacifist Einstein replied: Daran habe ich gar nicht gedacht ("I had not thought of that at all").[72] Einstein was persuaded to lend his prestige by writing a letter with Szilárd to President Franklin D. Roosevelt to alert him of the possibility. The letter also recommended that the U.S. government pay attention to and become directly involved in uranium research and associated chain reaction research.

The letter is believed to be "arguably the key stimulus for the U.S. adoption of serious investigations into nuclear weapons on the eve of the U.S. entry into World War II".[73] In addition to the letter, Einstein used his connections with the Belgian Royal Family[74] and the Belgian queen mother[69] to get access with a personal envoy to the White House's Oval Office.[69] President Roosevelt could not take the risk of allowing Hitler to possess atomic bombs first. As a result of Einstein's letter and his meetings with Roosevelt, the U.S. entered the "race" to develop the bomb, drawing on its "immense material, financial, and scientific resources" to initiate the Manhattan Project. It became the only country to successfully develop an atomic bomb during World War II.

For Einstein, "war was a disease ... [and] he called for resistance to war." By signing the letter to Roosevelt he went against his pacifist principles.[75] In 1954, a year before his death, Einstein said to his old friend, Linus Pauling, "I made one great mistake in my life—when I signed the letter to President Roosevelt recommending that atom bombs be made; but there was some justification—the danger that the Germans would make them ..."[76]

US citizenship

Einstein accepting U.S. citizenship certificate from judge Phillip Forman

Einstein became an American citizen in 1940. Not long after settling into his career at the Institute for Advanced Study (in Princeton, New Jersey), he expressed his appreciation of the "meritocracy" in American culture when compared to Europe. According to Isaacson, he recognized the "right of individuals to say and think what they pleased", without social barriers, and as a result, the individual was "encouraged" to be more creative, a trait he valued from his own early education. Einstein wrote:[58]:432

What makes the new arrival devoted to this country is the democratic trait among the people. No one humbles himself before another person or class ... American youth has the good fortune not to have its outlook troubled by outworn traditions.

Einstein worked in 1943 and 1944 as a $25-per-day consultant to the Research and Development Division of the U.S. Navy's Division of Ordnance. He wrote to Stephen Brunauer, the research chemist who recruited him, that he hoped to avoid visits to Washington, D.C., "knowing that I would be very much molested by snobbish people".[77]

As a member of the National Association for the Advancement of Colored People (NAACP) in Princeton who campaigned for the civil rights of African Americans, Einstein corresponded with civil rights activist W. E. B. Du Bois, and in 1946 Einstein called racism America's "worst disease".[78] He later stated, "Race prejudice has unfortunately become an American tradition which is uncritically handed down from one generation to the next. The only remedies are enlightenment and education".[79]

Einstein in 1947

During the final stage of his life, Einstein transitioned to a vegetarian lifestyle,[80] arguing that "the vegetarian manner of living by its purely physical effect on the human temperament would most beneficially influence the lot of mankind".[81]

After the death of Israel's first president, Chaim Weizmann, in November 1952, Prime Minister David Ben-Gurion offered Einstein the position of President of Israel, a mostly ceremonial post.[82] The offer was presented by Israel's ambassador in Washington, Abba Eban, who explained that the offer "embodies the deepest respect which the Jewish people can repose in any of its sons".[57]:522 However, Einstein declined, and wrote in his response that he was "deeply moved", and "at once saddened and ashamed" that he could not accept it:

All my life I have dealt with objective matters, hence I lack both the natural aptitude and the experience to deal properly with people and to exercise official function. I am the more distressed over these circumstances because my relationship with the Jewish people became my strongest human tie once I achieved complete clarity about our precarious position among the nations of the world.[57]:522[82][83]

Death

American New York World-Telegram announcing Einstein's death in 1955.

On 17 April 1955, Albert Einstein experienced internal bleeding caused by the rupture of an abdominal aortic aneurysm, which had previously been reinforced surgically by Dr. Rudolph Nissen in 1948.[84] He took the draft of a speech he was preparing for a television appearance commemorating the State of Israel's seventh anniversary with him to the hospital, but he did not live long enough to complete it.[85]

Einstein refused surgery, saying: "I want to go when I want. It is tasteless to prolong life artificially. I have done my share, it is time to go. I will do it elegantly."[86] He died in Princeton Hospital early the next morning at the age of 76, having continued to work until near the end.

During the autopsy, the pathologist of Princeton Hospital, Thomas Stoltz Harvey, removed Einstein's brain for preservation without the permission of his family, in the hope that the neuroscience of the future would be able to discover what made Einstein so intelligent.[87] Einstein's remains were cremated and his ashes were scattered at an undisclosed location.[88][89]

In his lecture at Einstein's memorial, nuclear physicist Robert Oppenheimer summarized his impression of him as a person: "He was almost wholly without sophistication and wholly without worldliness ... There was always with him a wonderful purity at once childlike and profoundly stubborn."[90]

Scientific career

Head and shoulders shot of a young, moustached man with dark, curly hair wearing a plaid suit and vest, striped shirt, and a dark tie.
Albert Einstein in 1904
The photoelectric effect. Incoming photons on the left strike a metal plate (bottom), and eject electrons, depicted as flying off to the right.

Throughout his life, Einstein published hundreds of books and articles.[8][10] In addition to the work he did by himself he also collaborated with other scientists on additional projects including the Bose–Einstein statistics, the Einstein refrigerator and others.[91]

1905 – Annus Mirabilis papers

The Annus Mirabilis papers are four articles pertaining to the photoelectric effect (which gave rise to quantum theory), Brownian motion, the special theory of relativity, and E = mc2 that Albert Einstein published in the Annalen der Physik scientific journal in 1905. These four works contributed substantially to the foundation of modern physics and changed views on space, time, and matter. The four papers are:

Title (translated) Area of focus Received Published Significance
On a Heuristic Viewpoint Concerning the Production and Transformation of Light Photoelectric effect 18 March 9 June Resolved an unsolved puzzle by suggesting that energy is exchanged only in discrete amounts (quanta).[92] This idea was pivotal to the early development of quantum theory.[93]
On the Motion of Small Particles Suspended in a Stationary Liquid, as Required by the Molecular Kinetic Theory of Heat Brownian motion 11 May 18 July Explained empirical evidence for the atomic theory, supporting the application of statistical physics.
On the Electrodynamics of Moving Bodies Special relativity 30 June 26 September Reconciled Maxwell's equations for electricity and magnetism with the laws of mechanics by introducing major changes to mechanics close to the speed of light, resulting from analysis based on empirical evidence that the speed of light is independent of the motion of the observer.[94] Discredited the concept of a "luminiferous ether."[95]
Does the Inertia of a Body Depend Upon Its Energy Content? Matter–energy equivalence 27 September 21 November Equivalence of matter and energy, E = mc2 (and by implication, the ability of gravity to "bend" light), the existence of "rest energy", and the basis of nuclear energy.

Thermodynamic fluctuations and statistical physics

Albert Einstein's first paper[96] submitted in 1900 to Annalen der Physik was on capillary attraction. It was published in 1901 with the title "Folgerungen aus den Capillaritätserscheinungen", which translates as "Conclusions from the capillarity phenomena". Two papers he published in 1902–1903 (thermodynamics) attempted to interpret atomic phenomena from a statistical point of view. These papers were the foundation for the 1905 paper on Brownian motion, which showed that Brownian movement can be construed as firm evidence that molecules exist. His research in 1903 and 1904 was mainly concerned with the effect of finite atomic size on diffusion phenomena.[96]

General principles

He articulated the principle of relativity. This was understood by Hermann Minkowski to be a generalization of rotational invariance from space to space-time. Other principles postulated by Einstein and later vindicated are the principle of equivalence and the principle of adiabatic invariance of the quantum number.

Theory of relativity and E = mc²

Einstein's "Zur Elektrodynamik bewegter Körper" ("On the Electrodynamics of Moving Bodies") was received on 30 June 1905 and published 26 September of that same year. It reconciles Maxwell's equations for electricity and magnetism with the laws of mechanics, by introducing major changes to mechanics close to the speed of light. This later became known as Einstein's special theory of relativity.

Consequences of this include the time-space frame of a moving body appearing to slow down and contract (in the direction of motion) when measured in the frame of the observer. This paper also argued that the idea of a luminiferous aether—one of the leading theoretical entities in physics at the time—was superfluous.[97]

In his paper on mass–energy equivalence, Einstein produced E = mc2 from his special relativity equations.[98] Einstein's 1905 work on relativity remained controversial for many years, but was accepted by leading physicists, starting with Max Planck.[99][100]

Photons and energy quanta

In a 1905 paper,[101] Einstein postulated that light itself consists of localized particles (quanta). Einstein's light quanta were nearly universally rejected by all physicists, including Max Planck and Niels Bohr. This idea only became universally accepted in 1919, with Robert Millikan's detailed experiments on the photoelectric effect, and with the measurement of Compton scattering.

Einstein concluded that each wave of frequency f is associated with a collection of photons with energy hf each, where h is Planck's constant. He does not say much more, because he is not sure how the particles are related to the wave. But he does suggest that this idea would explain certain experimental results, notably the photoelectric effect.[102]

Quantized atomic vibrations

In 1907, Einstein proposed a model of matter where each atom in a lattice structure is an independent harmonic oscillator. In the Einstein model, each atom oscillates independently—a series of equally spaced quantized states for each oscillator. Einstein was aware that getting the frequency of the actual oscillations would be different, but he nevertheless proposed this theory because it was a particularly clear demonstration that quantum mechanics could solve the specific heat problem in classical mechanics. Peter Debye refined this model.[103]

Adiabatic principle and action-angle variables

Throughout the 1910s, quantum mechanics expanded in scope to cover many different systems. After Ernest Rutherford discovered the nucleus and proposed that electrons orbit like planets, Niels Bohr was able to show that the same quantum mechanical postulates introduced by Planck and developed by Einstein would explain the discrete motion of electrons in atoms, and the periodic table of the elements.

Einstein contributed to these developments by linking them with the 1898 arguments Wilhelm Wien had made. Wien had shown that the hypothesis of adiabatic invariance of a thermal equilibrium state allows all the blackbody curves at different temperature to be derived from one another by a simple shifting process. Einstein noted in 1911 that the same adiabatic principle shows that the quantity which is quantized in any mechanical motion must be an adiabatic invariant. Arnold Sommerfeld identified this adiabatic invariant as the action variable of classical mechanics.

Wave–particle duality

Einstein during his visit to the United States

Although the patent office promoted Einstein to Technical Examiner Second Class in 1906, he had not given up on academia. In 1908, he became a Privatdozent at the University of Bern.[104] In "über die Entwicklung unserer Anschauungen über das Wesen und die Konstitution der Strahlung" ("The Development of our Views on the Composition and Essence of Radiation"), on the quantization of light, and in an earlier 1909 paper, Einstein showed that Max Planck's energy quanta must have well-defined momenta and act in some respects as independent, point-like particles. This paper introduced the photon concept (although the name photon was introduced later by Gilbert N. Lewis in 1926) and inspired the notion of wave–particle duality in quantum mechanics. Einstein saw this wave-particle duality in radiation as concrete evidence for his conviction that physics needed a new, unified foundation.

Theory of critical opalescence

Einstein returned to the problem of thermodynamic fluctuations, giving a treatment of the density variations in a fluid at its critical point. Ordinarily the density fluctuations are controlled by the second derivative of the free energy with respect to the density. At the critical point, this derivative is zero, leading to large fluctuations. The effect of density fluctuations is that light of all wavelengths is scattered, making the fluid look milky white. Einstein relates this to Rayleigh scattering, which is what happens when the fluctuation size is much smaller than the wavelength, and which explains why the sky is blue.[105] Einstein quantitatively derived critical opalescence from a treatment of density fluctuations, and demonstrated how both the effect and Rayleigh scattering originate from the atomistic constitution of matter.

Zero-point energy

Einstein's physical intuition led him to note that Planck's oscillator energies had an incorrect zero point. He modified Planck's hypothesis by stating that the lowest energy state of an oscillator is equal to 12hf, to half the energy spacing between levels. This argument, which was made in 1913 in collaboration with Otto Stern, was based on the thermodynamics of a diatomic molecule which can split apart into two free atoms.

General relativity and the equivalence principle

Black circle covering the sun, rays visible around it, in a dark sky.
Eddington's photograph of a solar eclipse.

General relativity (GR) is a theory of gravitation that was developed by Albert Einstein between 1907 and 1915. According to general relativity, the observed gravitational attraction between masses results from the warping of space and time by those masses. General relativity has developed into an essential tool in modern astrophysics. It provides the foundation for the current understanding of black holes, regions of space where gravitational attraction is so strong that not even light can escape.

As Albert Einstein later said, the reason for the development of general relativity was that the preference of inertial motions within special relativity was unsatisfactory, while a theory which from the outset prefers no state of motion (even accelerated ones) should appear more satisfactory.[106] Consequently, in 1908 he published an article on acceleration under special relativity. In that article, he argued that free fall is really inertial motion, and that for a freefalling observer the rules of special relativity must apply. This argument is called the Equivalence principle. In the same article, Einstein also predicted the phenomenon of gravitational time dilation. In 1911, Einstein published another article expanding on the 1907 article, in which additional effects such as the deflection of light by massive bodies were predicted.

Hole argument and Entwurf theory

While developing general relativity, Einstein became confused about the gauge invariance in the theory. He formulated an argument that led him to conclude that a general relativistic field theory is impossible. He gave up looking for fully generally covariant tensor equations, and searched for equations that would be invariant under general linear transformations only.

In June 1913, the Entwurf ("draft") theory was the result of these investigations. As its name suggests, it was a sketch of a theory, with the equations of motion supplemented by additional gauge fixing conditions. Simultaneously less elegant and more difficult than general relativity, after more than two years of intensive work Einstein abandoned the theory in November 1915 after realizing that the hole argument was mistaken.[107]

Cosmology

In 1917, Einstein applied the General theory of relativity to model the structure of the universe as a whole. He apprehended that his equations predicted the universe to be either contracting or expanding. He wanted the universe to be eternal and unchanging, but this type of universe is not consistent with relativity. To fix this, Einstein modified the general theory by introducing a new notion, the cosmological constant, which he called ''Lambda''.[108] The purpose of Lambda was to rectify the effects of gravity and allow the whole system to stay balanced. With a positive cosmological constant, the universe could be an eternal static sphere. However, in 1929, Edwin Hubble confirmed that the universe is expanding, Einstein exclaimed after his Mount Wilson visit with Hubble: "If there is no quasi-static world, then away with the cosmological term!"[109][110] and Einstein supposedly discarded the cosmological constant.

Einstein believed a spherical static universe is philosophically preferred, because it would obey Mach's principle. He had shown that general relativity incorporates Mach's principle to a certain extent in frame dragging by gravitomagnetic fields, but he knew that Mach's idea would not work if space goes on forever. In a closed universe, he believed that Mach's principle would hold. Mach's principle has generated much controversy over the years.

In many of Einstein biographies, writers claim that he called the creation of Lambda his "biggest blunder". Recently, astrophysicist Mario Livio showed that Einstein possibly never said that.[111] Instead of discarding Lambda, Einstein was continually experimenting with it.[112]

In late 2013, Irish physicist Cormac O'Raifeartaigh, happened to discover a handwritten manuscript by Einstein which was since then overlooked by other scientists. The research paper was titled ''"Zum kosmologischen Problem"'' ("About the Cosmological Problem").[113][114] And Einstein proposed a revision of his model, still with a cosmological constant, but now the constant was responsible for the creation of new matter as the universe expanded. Thus, the average density of the system never changed. He stated in the paper, ''"In what follows, I would like to draw attention to a solution to equation (1) that can account for Hubbel's [sic] facts, and in which the density is constant over time." And: "If one considers a physically bounded volume, particles of matter will be continually leaving it. For the density to remain constant, new particles of matter must be continually formed in the volume from space."''

This is consistent with the now-obsolete Steady State model of cosmology, proposed later in 1949, and with today's modern understanding of dark energy.[115]

Modern quantum theory

Newspaper headline on May 4, 1935

Einstein was displeased with quantum theory and mechanics (the very theory he helped create), despite its acceptance by other physicists, stating that God "is not playing at dice."[116] Einstein continued to maintain his disbelief in the theory, and attempted unsuccessfully to disprove it until he died at the age of 76.[117] In 1917, at the height of his work on relativity, Einstein published an article in Physikalische Zeitschrift that proposed the possibility of stimulated emission, the physical process that makes possible the maser and the laser.[118] This article showed that the statistics of absorption and emission of light would only be consistent with Planck's distribution law if the emission of light into a mode with n photons would be enhanced statistically compared to the emission of light into an empty mode. This paper was enormously influential in the later development of quantum mechanics, because it was the first paper to show that the statistics of atomic transitions had simple laws. Einstein discovered Louis de Broglie's work, and supported his ideas, which were received skeptically at first. In another major paper from this era, Einstein gave a wave equation for de Broglie waves, which Einstein suggested was the Hamilton–Jacobi equation of mechanics. This paper would inspire Schrödinger's work of 1926.

Bose–Einstein statistics

In 1924, Einstein received a description of a statistical model from Indian physicist Satyendra Nath Bose, based on a counting method that assumed that light could be understood as a gas of indistinguishable particles. Einstein noted that Bose's statistics applied to some atoms as well as to the proposed light particles, and submitted his translation of Bose's paper to the Zeitschrift für Physik. Einstein also published his own articles describing the model and its implications, among them the Bose–Einstein condensate phenomenon that some particulates should appear at very low temperatures.[119] It was not until 1995 that the first such condensate was produced experimentally by Eric Allin Cornell and Carl Wieman using ultra-cooling equipment built at the NISTJILA laboratory at the University of Colorado at Boulder.[120] Bose–Einstein statistics are now used to describe the behaviors of any assembly of bosons. Einstein's sketches for this project may be seen in the Einstein Archive in the library of the Leiden University.[91]

Energy momentum pseudotensor

General relativity includes a dynamical spacetime, so it is difficult to see how to identify the conserved energy and momentum. Noether's theorem allows these quantities to be determined from a Lagrangian with translation invariance, but general covariance makes translation invariance into something of a gauge symmetry. The energy and momentum derived within general relativity by Noether's presecriptions do not make a real tensor for this reason.

Einstein argued that this is true for fundamental reasons, because the gravitational field could be made to vanish by a choice of coordinates. He maintained that the non-covariant energy momentum pseudotensor was in fact the best description of the energy momentum distribution in a gravitational field. This approach has been echoed by Lev Landau and Evgeny Lifshitz, and others, and has become standard.

The use of non-covariant objects like pseudotensors was heavily criticized in 1917 by Erwin Schrödinger and others.

Unified field theory

Following his research on general relativity, Einstein entered into a series of attempts to generalize his geometric theory of gravitation to include electromagnetism as another aspect of a single entity. In 1950, he described his "unified field theory" in a Scientific American article entitled "On the Generalized Theory of Gravitation".[121] Although he continued to be lauded for his work, Einstein became increasingly isolated in his research, and his efforts were ultimately unsuccessful. In his pursuit of a unification of the fundamental forces, Einstein ignored some mainstream developments in physics, most notably the strong and weak nuclear forces, which were not well understood until many years after his death. Mainstream physics, in turn, largely ignored Einstein's approaches to unification. Einstein's dream of unifying other laws of physics with gravity motivates modern quests for a theory of everything and in particular string theory, where geometrical fields emerge in a unified quantum-mechanical setting.

Wormholes

Einstein collaborated with others to produce a model of a wormhole. His motivation was to model elementary particles with charge as a solution of gravitational field equations, in line with the program outlined in the paper "Do Gravitational Fields play an Important Role in the Constitution of the Elementary Particles?". These solutions cut and pasted Schwarzschild black holes to make a bridge between two patches.

If one end of a wormhole was positively charged, the other end would be negatively charged. These properties led Einstein to believe that pairs of particles and antiparticles could be described in this way.

Einstein–Cartan theory

Einstein, sitting at a table, looks up from the papers he is reading and into the camera.
Einstein at his office, University of Berlin, 1920

In order to incorporate spinning point particles into general relativity, the affine connection needed to be generalized to include an antisymmetric part, called the torsion. This modification was made by Einstein and Cartan in the 1920s.

Equations of motion

The theory of general relativity has a fundamental law—the Einstein equations which describe how space curves, the geodesic equation which describes how particles move may be derived from the Einstein equations.

Since the equations of general relativity are non-linear, a lump of energy made out of pure gravitational fields, like a black hole, would move on a trajectory which is determined by the Einstein equations themselves, not by a new law. So Einstein proposed that the path of a singular solution, like a black hole, would be determined to be a geodesic from general relativity itself.

This was established by Einstein, Infeld, and Hoffmann for pointlike objects without angular momentum, and by Roy Kerr for spinning objects.

Other investigations

Einstein conducted other investigations that were unsuccessful and abandoned. These pertain to force, superconductivity, gravitational waves, and other research.

Collaboration with other scientists

The 1927 Solvay Conference in Brussels, a gathering of the world's top physicists. Einstein in the center.

In addition to longtime collaborators Leopold Infeld, Nathan Rosen, Peter Bergmann and others, Einstein also had some one-shot collaborations with various scientists.

Einstein–de Haas experiment

Einstein and De Haas demonstrated that magnetization is due to the motion of electrons, nowadays known to be the spin. In order to show this, they reversed the magnetization in an iron bar suspended on a torsion pendulum. They confirmed that this leads the bar to rotate, because the electron's angular momentum changes as the magnetization changes. This experiment needed to be sensitive, because the angular momentum associated with electrons is small, but it definitively established that electron motion of some kind is responsible for magnetization.

Schrödinger gas model

Einstein suggested to Erwin Schrödinger that he might be able to reproduce the statistics of a Bose–Einstein gas by considering a box. Then to each possible quantum motion of a particle in a box associate an independent harmonic oscillator. Quantizing these oscillators, each level will have an integer occupation number, which will be the number of particles in it.

This formulation is a form of second quantization, but it predates modern quantum mechanics. Erwin Schrödinger applied this to derive the thermodynamic properties of a semiclassical ideal gas. Schrödinger urged Einstein to add his name as co-author, although Einstein declined the invitation.[122]

Einstein refrigerator

In 1926, Einstein and his former student Leó Szilárd co-invented (and in 1930, patented) the Einstein refrigerator. This absorption refrigerator was then revolutionary for having no moving parts and using only heat as an input.[123] On 11 November 1930, U.S. Patent 1,781,541 was awarded to Albert Einstein and Leó Szilárd for the refrigerator. Their invention was not immediately put into commercial production, as the most promising of their patents were quickly bought up by the Swedish company Electrolux to protect its refrigeration technology from competition.[124]

Bohr versus Einstein

Two men sitting, looking relaxed. A dark-haired Bohr is talking while Einstein looks sceptical.
Einstein and Niels Bohr, 1925

The Bohr–Einstein debates were a series of public disputes about quantum mechanics between Albert Einstein and Niels Bohr who were two of its founders. Their debates are remembered because of their importance to the philosophy of science.[125][126][127]

Einstein–Podolsky–Rosen paradox

In 1935, Einstein returned to the question of quantum mechanics. He considered how a measurement on one of two entangled particles would affect the other. He noted, along with his collaborators, that by performing different measurements on the distant particle, either of position or momentum, different properties of the entangled partner could be discovered without disturbing it in any way.

He then used a hypothesis of local realism to conclude that the other particle had these properties already determined. The principle he proposed is that if it is possible to determine what the answer to a position or momentum measurement would be, without in any way disturbing the particle, then the particle actually has values of position or momentum.

This principle distilled the essence of Einstein's objection to quantum mechanics. As a physical principle, it was shown to be incorrect when the Aspect experiment of 1982 confirmed Bell's theorem, which had been promulgated in 1964.

Political and religious views

Casual group shot of four men and two women standing on a brick pavement.
Albert Einstein with his wife Elsa Einstein and Zionist leaders, including future President of Israel Chaim Weizmann, his wife Vera Weizmann, Menahem Ussishkin, and Ben-Zion Mossinson on arrival in New York City in 1921.

Einstein's political view was in favor of socialism and critical of capitalism, which he detailed in his essays such as "Why Socialism?".[128][129] Einstein offered to and was called on to give judgments and opinions on matters often unrelated to theoretical physics or mathematics.[130]

Einstein's views about religious belief have been collected from interviews and original writings.

He called himself an agnostic, while disassociating himself from the label atheist.[131] He said he believed in the "pantheistic" God of Baruch Spinoza, but not in a personal god, a belief he criticized.[132][133]

Love of music

Albert Einstein playing violin
Einstein with musician and Nobel laureate Rabindranath Tagore, 1930

If I were not a physicist, I would probably be a musician. I often think in music. I live my daydreams in music. I see my life in terms of music... I get most joy in life out of music.

Albert Einstein[134][135]

Einstein developed an appreciation of music at an early age. His mother played the piano reasonably well and wanted her son to learn the violin, not only to instill in him a love of music but also to help him assimilate German culture. According to conductor Leon Botstein, Einstein is said to have begun playing when he was five, but did not enjoy it at that age.[136]

When he turned thirteen he discovered the violin sonatas of Mozart. "Einstein fell in love" with Mozart's music, notes Botstein, and learned to play music more willingly. According to Einstein, he taught himself to play without "ever practicing systematically", adding that "Love is a better teacher than a sense of duty."[136] At age seventeen, he was heard by a school examiner in Aarau as he played Beethoven's violin sonatas, the examiner stating afterward that his playing was "remarkable and revealing of 'great insight.'" What struck the examiner, writes Botstein, was that Einstein "displayed a deep love of the music, a quality that was and remains in short supply. Music possessed an unusual meaning for this student."[136]

Botstein notes that music assumed a pivotal and permanent role in Einstein's life from that period on. Although the idea of becoming a professional himself was not on his mind at any time, among those with whom Einstein played chamber music were a few professionals, and he performed for private audiences and friends. Chamber music also became a regular part of his social life while living in Bern, Zürich, and Berlin, where he played with Max Planck and his son, among others. In 1931, while engaged in research at the California Institute of Technology, he visited the Zoellner family conservatory in Los Angeles and played some of Beethoven and Mozart's works with members of the Zoellner Quartet, recently retired from two decades of acclaimed touring all across the United States; Einstein later presented the family patriarch with an autographed photograph as a memento.[137][138] Near the end of his life, when the young Juilliard Quartet visited him in Princeton, he played his violin with them; although they slowed the tempo to accommodate his lesser technical abilities, Botstein notes the quartet was "impressed by Einstein's level of coordination and intonation."[136]

Non-scientific legacy

While traveling, Einstein wrote daily to his wife Elsa and adopted stepdaughters Margot and Ilse. The letters were included in the papers bequeathed to The Hebrew University. Margot Einstein permitted the personal letters to be made available to the public, but requested that it not be done until twenty years after her death (she died in 1986[139]). Barbara Wolff, of The Hebrew University's Albert Einstein Archives, told the BBC that there are about 3,500 pages of private correspondence written between 1912 and 1955.[140]

Corbis, successor to The Roger Richman Agency, licenses the use of his name and associated imagery, as agent for the university.[141]

In popular culture

In the period before World War II, the New York Times published a vignette in their "The Talk of the Town" feature saying that Einstein was so well known in America that he would be stopped on the street by people wanting him to explain "that theory". He finally figured out a way to handle the incessant inquiries. He told his inquirers "Pardon me, sorry! Always I am mistaken for Professor Einstein."[142]

Einstein has been the subject of or inspiration for many novels, films, plays, and works of music.[143] He is a favorite model for depictions of mad scientists and absent-minded professors; his expressive face and distinctive hairstyle have been widely copied and exaggerated. Time magazine's Frederic Golden wrote that Einstein was "a cartoonist's dream come true".[144]

Awards and honors

Einstein received numerous awards and honors, including the Nobel Prize in Physics.

Publications

The following publications by Albert Einstein are referenced in this article. A more complete list of his publications may be found at List of scientific publications by Albert Einstein.

See also

Notes

  1. ^ "Albert's intellectual growth was strongly fostered at home. His mother, a talented pianist, ensured the children's musical education. His father regularly read Schiller and Heine aloud to the family. Uncle Jakob challenged Albert with mathematical problems, which he solved with 'a deep feeling of happiness'." More significant were the weekly visits of Max Talmud from 1889 through 1894 during which time he introduced the boy to popular scientific texts that brought to an end a short-lived religious phase, convincing him that 'a lot in the Bible stories could not be true'. A textbook of plane geometry that he quickly worked through led on to an avid self-study of mathematics, several years ahead of the school curriculum.[18]

References

  1. ^ "Mohammad Raziuddin Siddiqui". Ias.ac.in. 2 January 1998. Archived from the original on 1 June 2004. Retrieved 3 April 2011. 
  2. ^ a b c Whittaker, E. (1955). "Albert Einstein. 1879-1955". Biographical Memoirs of Fellows of the Royal Society 1: 37–67. doi:10.1098/rsbm.1955.0005. JSTOR 769242. 
  3. ^ Zahar, Élie (2001), Poincaré's Philosophy. From Conventionalism to Phenomenology, Carus Publishing Company, Chapter 2, p.41, ISBN 0-8126-9435-X.
  4. ^ David Bodanis, E = mc2: A Biography of the World's Most Famous Equation (New York: Walker, 2000).
  5. ^ "The Nobel Prize in Physics 1921". Nobel Foundation. Archived from the original on 5 October 2008. Retrieved 6 March 2007. 
  6. ^ a b "Scientific Background on the Nobel Prize in Physics 2011. The accelerating universe." (page 2) Nobelprize.org.
  7. ^ Hans-Josef, Küpper (2000). "Various things about Albert Einstein". einstein-website.de. Retrieved 18 July 2009. 
  8. ^ a b Paul Arthur Schilpp, editor (1951), Albert Einstein: Philosopher-Scientist, Volume II, New York: Harper and Brothers Publishers (Harper Torchbook edition), pp. 730–746 His non-scientific works include: About Zionism: Speeches and Lectures by Professor Albert Einstein (1930), "Why War?" (1933, co-authored by Sigmund Freud), The World As I See It (1934), Out of My Later Years (1950), and a book on science for the general reader, The Evolution of Physics (1938, co-authored by Leopold Infeld).
  9. ^ WordNet for Einstein.
  10. ^ a b c d "Albert Einstein – Biography". Nobel Foundation. Archived from the original on 6 March 2007. Retrieved 7 March 2007. 
  11. ^ John J. Stachel (2002), Einstein from "B" to "Z", Springer, pp. 59–61, ISBN 978-0-8176-4143-6, retrieved 20 February 2011 
  12. ^ a b "The Legend of the Dull-Witted Child Who Grew Up to Be a Genius". Albert Einstein archives. Retrieved 23 July 2012. 
  13. ^ "Frequently asked questions". einstein-website.de. Retrieved 23 July 2012. 
  14. ^ "Left Handed Einstein". Being Left Handed.com. Retrieved 23 July 2012. 
  15. ^ Schilpp (Ed.), P. A. (1979), Albert Einstein – Autobiographical Notes, Open Court Publishing Company, pp. 8–9 
  16. ^ M. Talmey, The Relativity Theory Simplified and the Formative Period of its Inventor. Falcon Press, 1932, pp. 161–164.
  17. ^ Dudley Herschbach, "Einstein as a Student", Department of Chemistry and Chemical Biology, Harvard University, Cambridge, Massachusetts, USA, pp. 4–5, web: HarvardChem-Einstein-PDF
  18. ^ Einstein as a Student, pp. 3–5.
  19. ^ A. Fölsing, Albert Einstein, 1997, pp. 30–31.
  20. ^ Albert Einstein Collected Papers, vol. 1 (1987), doc. 5.
  21. ^ Mehra, Jagdish (2001), "Albert Einstein's first paper", The Golden Age of Physics, World Scientific, ISBN 981-02-4985-3 
  22. ^ Einstein Collected Papers, Vol. 1 (1987, eds. J. Stachel et al.), p. 11
  23. ^ A. Fölsing, Albert Einstein, 1997, pp. 36–37.
  24. ^ Highfield & Carter (1993, pp. 21,31,56–57)
  25. ^ A. Fölsing, Albert Einstein, 1997, p. 40.
  26. ^ Collected Papers, vol. 1, docs. 21-27.
  27. ^ Albert Einstein Collected Papers, vol. 1, 1987, doc. 67.
  28. ^ Troemel-Ploetz, D., "Mileva Einstein-Marić: The Woman Who Did Einstein's Mathematics", Women's Studies Int. Forum, vol. 13, no. 5, pp. 415–432, 1990.
  29. ^ Walker, Evan Harris (February 1989), Did Einstein Espouse his Spouse's Ideas? (PDF), Physics Today, retrieved 24 July 2012. 
  30. ^ Pais, A., Einstein Lived Here, Oxford University Press, 1994, pp. 1–29.
  31. ^ Holton, G., Einstein, History, and Other Passions, Harvard University Press, 1996, pp. 177–193.
  32. ^ Stachel, J., Einstein from B to Z, Birkhäuser, 2002, pp. 26–38; 39–55. philoscience.unibe.ch
  33. ^ Martinez, A. A., "Handling evidence in history: the case of Einstein's Wife." School Science Review, 86 (316), March 2005, pp. 49–56. PDF
  34. ^ J. Renn & R. Schulmann, Albert Einstein/Mileva Marić: The Love Letters, 1992, pp. 73–74, 78.
  35. ^ A. Calaprice & T. Lipscombe, Albert Einstein: A Biography, 2005, pp. 22–23.
  36. ^ Highfield & Carter 1993, p. 216
  37. ^ Fölsing 1997, p. 82.
  38. ^ Biography of Grossmann by Mactutor
  39. ^ Now the Swiss Federal Institute of Intellectual Property, retrieved 16 October 2006 . See also their FAQ about Einstein and the Institute 
  40. ^ Peter Galison, "Einstein's Clocks: The Question of Time" Critical Inquiry 26, no. 2 (Winter 2000): 355–389.
  41. ^ Peter Galison, "Einstein's Clocks: The Question of Time" Critical Inquiry 26, no. 2 (Winter 2000).
  42. ^ Galison, Peter (2003), Einstein's Clocks, Poincaré's Maps: Empires of Time, New York: W.W. Norton, ISBN 0-393-02001-0 
  43. ^ Einstein, Albert (1901). "Folgerungen aus den Capillaritatserscheinungen". Annalen der Physik 309 (3): 513–523. Bibcode:1901AnP...309..513E. doi:10.1002/andp.19013090306. 
  44. ^ Einstein, Albert. "A New Determination of Molecular Dimensions". Investigations on the Theory of the Brownian Movement. Dover Publications. ISBN 978-1-60796-285-4. Retrieved 7 August 2013. 
  45. ^ "Eine Neue Bestimmung der Moleküldimensionen". ETH Zürich. 1905. Retrieved 26 September 2011. 
  46. ^ "Avogadro's number". Retrieved 1 August 2013. 
  47. ^ "Universität Zürich: Geschichte". Uzh.ch. 2 December 2010. Retrieved 3 April 2011. 
  48. ^ Kant, Horst. "Albert Einstein and the Kaiser Wilhelm Institute for Physics in Berlin". in Renn, Jürgen. "Albert Einstein – Chief Engineer of the Universe: One Hundred Authors for Einstein." Ed. Renn, Jürgen. Wiley-VCH. 2005. pp. 166–169. ISBN 3-527-40574-7
  49. ^ Calaprice, Alice; Lipscombe, Trevor (2005), Albert Einstein: a biography, Greenwood Publishing Group, p. xix, ISBN 0-313-33080-8 , Timeline, p. xix
  50. ^ Heilbron, 2000, p. 84.
  51. ^ Andrzej, Stasiak (2003), "Myths in science", EMBO Reports 4 (3): 236, doi:10.1038/sj.embor.embor779, retrieved 31 March 2007 
  52. ^ Earman, John; Glymour, Clark (1980). "Relativity and Eclipses: The British Eclipse Expeditions of 1919 and Their Predecessors". Historical Studies in the Physical Sciences (Berkeley, California: University of California Press) 11 (1): 49–85. ISSN 0890-9997. 
  53. ^ Minkel, J. R. (6 March 2008). "Did Researchers Cook Data from the First Test of General Relativity?". Scientific American (New York: Nature Publishing). 
  54. ^ Harper, William (1998). "Isaac Newton on Empirical Success and Scientific Method". In Earman, John; Norton, John. The Cosmos of Science: Essays of Exploration. Pittsburgh, Pa.: University of Pittsburgh. p. 81. ISBN 978-0-8229-3930-6. "It is not at all obvious that ... the Glymour-Earman criticisms are accurate reflections of the evidential implications of the data." 
  55. ^ Kennefick, Daniel (March 2009). "Testing relativity from the 1919 eclipse— a question of bias". Physics Today (College Park, Maryland: American Institute of Physics): 37–42. ISSN 0031-9228. 
  56. ^ Hoffman and Dukas (1972), pp. 145–148; Fölsing (1997), pp. 499–508.
  57. ^ a b c d e Isaacson, Walter. Einstein: His Life and Universe, Simon & Schuster (2007)
  58. ^ a b c d e f g h i Isaacson, Walter. Einstein: His Life and Universe, Simon & Schuster (2007) pp. 407–410
  59. ^ Fölsing (1997), p. 659.
  60. ^ Isaacson (2007), p. 404.
  61. ^ "Albert Einstein: How I See the World", PBS, segment at 20:50
  62. ^ Hoffman, B. (1972), pp. 165–171
  63. ^ Fölsing, A. (1997), pp. 666–677.
  64. ^ Clark (1971), p. 619.
  65. ^ Fölsing (1997), pp. 649, 678.
  66. ^ Clark (1971), p.642.
  67. ^ Fölsing (1997), pp. 686–687.
  68. ^ "In Brief". Institute for Advanced Study. Archived from the original on 29 March 2010. Retrieved 4 March 2010. 
  69. ^ a b c Evans-Pritchard, Ambrose (29 August 2010). "Obama could kill fossil fuels overnight with a nuclear dash for thorium". The Daily Telegraph (London). 
  70. ^ Gosling, F.G. The Manhattan Project: Making the Atomic Bomb, U.S. Department of Energy, History Division (January 1999) p. vii
  71. ^ Page 198–200 in Lanouette, William; Silard, Bela (1992). Genius in the Shadows: A Biography of Leo Szilárd: The Man Behind The Bomb. New York: Charles Scribner's Sons. ISBN 0-684-19011-7. 
  72. ^ Page 199 in Lanouette, William; Silard, Bela (1992). Genius in the Shadows: A Biography of Leo Szilárd: The Man Behind The Bomb. New York: Charles Scribner's Sons. ISBN 0-684-19011-7. 
  73. ^ Diehl, Sarah J.; Moltz, James Clay. Nuclear Weapons and Nonproliferation: a Reference Handbook, ABC-CLIO (2008) p. 218
  74. ^ Pages 15–16 in Hewlett, Richard G.; Anderson, Oscar E. (1962). The New World, 1939–1946. University Park: Pennsylvania State University Press. ISBN 0-520-07186-7. OCLC 637004643. 
  75. ^ Einstein, Albert (1952). "On My Participation in the Atom Bomb Project". 
  76. ^ Einstein: The Life and Times by Ronald Clark. page 752
  77. ^ Robin Higham, "Academic Intelligence", Military Affairs, vol. 50, no. 3 (July 1986), 148-155, quote 153
  78. ^ Fred Jerome, Rodger Taylor (2006) Einstein on Race and Racism Rutgers University Press, 2006.
  79. ^ Calaprice, Alice (2005) The new quotable Einstein. pp.148–149 Princeton University Press, 2005. See also Odyssey in Climate Modeling, Global Warming, and Advising Five Presidents
  80. ^ "Literary indications of Einstein's vegetarianism". 
  81. ^ Jon Wynne-Tyson (1985), The Extended Circle 
  82. ^ a b "ISRAEL: Einstein Declines". Time magazine. 1 December 1952. Retrieved 31 March 2010. 
  83. ^ "Einstein in Princeton / Scientist, Humanitarian, Cultural Icon". Historical Society of Princeton. Archived from the original on 27 April 2010. Retrieved 31 March 2010. 
  84. ^ The Case of the Scientist with a Pulsating Mass, 14 June 2002, retrieved 11 June 2007 
  85. ^ Albert Einstein Archives (April 1955), "Draft of projected Telecast Israel Independence Day, April 1955 (last statement ever written)", Einstein Archives Online, archived from the original on 13 March 2007, retrieved 14 March 2007 
  86. ^ Cohen, J.R.; Graver, L.M. (November 1995), "The ruptured abdominal aortic aneurysm of Albert Einstein", Surgery, Gynecology & Obstetrics 170 (5): 455–8, PMID 2183375. 
  87. ^ The Long, Strange Journey of Einstein's Brain, National Public Radio, retrieved 3 October 2007 
  88. ^ O'Connor, J.J.; Robertson, E.F. (1997), "Albert Einstein", The MacTutor History of Mathematics archive, School of Mathematics and Statistics, University of St. Andrews 
  89. ^ "Dr. Albert Einstein Dies in Sleep at 76. World Mourns Loss of Great Scientist", New York Times, 19 April 1955, "Princeton, New Jersey, 18 April 1955. Dr. Albert Einstein, one of the great thinkers of the ages, died in his sleep here early today." 
  90. ^ Stern, Fritz. Essay, "Einstein's Germany", E = Einstein: His Life, His Thought, and His Influence on Our Culture, Sterling Publishing (2006) pp. 97–118
  91. ^ a b "Einstein archive at the Instituut-Lorentz". Instituut-Lorentz. 2005. Retrieved on 21 November 2005.
  92. ^ Das, Ashok (2003). Lectures on quantum mechanics. Hindustan Book Agency. p. 59. ISBN 81-85931-41-0. 
  93. ^ Spielberg, Nathan; Anderson, Bryon D. (1995). Seven ideas that shook the universe (2nd ed.). John Wiley & Sons. p. 263. ISBN 0-471-30606-1. 
  94. ^ Major, Fouad G. (2007). The quantum beat: principles and applications of atomic clocks (2nd ed.). Springer. p. 142. ISBN 0-387-69533-8. 
  95. ^ Lindsay, Robert Bruce; Margenau, Henry (1981). Foundations of physics. Ox Bow Press. p. 330. ISBN 0-918024-17-X. 
  96. ^ a b Hans-Josef Kuepper. "List of Scientific Publications of Albert Einstein". Einstein-website.de. Retrieved 3 April 2011. 
  97. ^ (Einstein 1905d)
  98. ^ Stachel, John J. (December 2001). Einstein from "B" to "Z". Einstein Studies, Vol. 9. Center for Einstein Studies, Boston University: Springer-Verlag New York, LLC. pp. vi, 15, 90, 131, 215. ISBN 978-0-8176-4143-6. 
  99. ^ For a discussion of the reception of relativity theory around the world, and the different controversies it encountered, see the articles in Thomas F. Glick, ed., The Comparative Reception of Relativity (Kluwer Academic Publishers, 1987), ISBN 90-277-2498-9.
  100. ^ Pais, Abraham (1982). Subtle is the Lord. The Science and the Life of Albert Einstein. Oxford University Press. pp. 382–386. ISBN 0-19-853907-X. 
  101. ^ Einstein, Albert (1905), "Über einen die Erzeugung und Verwandlung des Lichtes betreffenden heuristischen Gesichtspunkt", Annalen der Physik 17 (6): 132–148, Bibcode:1905AnP...322..132E, doi:10.1002/andp.19053220607, retrieved 27 June 2009 
  102. ^ (Einstein 1905a).
  103. ^ Celebrating Einstein "Solid Cold". U.S. DOE., Office of Scientific and Technical Information, 2011.
  104. ^ Pais, Abraham (1982), Subtle is the Lord. The Science and the Life of Albert Einstein, Oxford University Press, p. 522, ISBN 0-19-853907-X 
  105. ^ Levenson, Thomas. "Einstein's Big Idea". Public Broadcasting Service. 2005. Retrieved on 25 February 2006.
  106. ^ Albert Einstein, Nobel lecture in 1921
  107. ^ van Dongen, Jeroen (2010) Einstein's Unification Cambridge University Press, p.23.
  108. ^ On 135th Birthday, Einstein still full of surprises, Discover Magazine Blog, Retrieved 14 March 2014
  109. ^ Quote Reference for Cosmo-Constant, Google Books Archive
  110. ^ From static to expanding model of universe-Quote Reference on Cosmo-Constant, SPS, May 2012
  111. ^ 'Brilliant BLunders' by Mario Livio, The New York TImes, Retireved 9 June 2013
  112. ^ Einstein's lost Theory uncovered: Physicist explored the idea of a steady-state Universe in 1931., Nature, Retrieved 24 February 2014
  113. ^ [arxiv.org/pdf/1402.0132 arXiv Archive of Einsteins Paper 1]
  114. ^ [arxiv.org/pdf/1312.2192 arXiv Archive of Einsteins Paper 1]
  115. ^ Einstein's lost theory describes a Universe without a Big Bang, Retrieved 7 March 2014
  116. ^ Andrews, Robert (2003). The New Penguin Dictionary of Modern Quotations. Penguin UK. p. 499. ISBN 0-14-196531-2. , Extract of page 499
  117. ^ Video: The Elegant Universe: Part 1 | Watch NOVA Online | PBS Video. Video.pbs.org. Retrieved on 11 May 2012.
  118. ^ (Einstein 1917b)
  119. ^ (Einstein 1924)
  120. ^ Cornell and Wieman Share 2001 Nobel Prize in Physics, 9 October 2001, archived from the original on 10 June 2007, retrieved 11 June 2007 
  121. ^ (Einstein 1950)
  122. ^ Moore, Walter (1989), Schrödinger: Life and Thought, Cambridge: Cambridge University Press, ISBN 0-521-43767-9 
  123. ^ Goettling, Gary. Einstein's refrigerator Georgia Tech Alumni Magazine. 1998. Retrieved on 21 November 2005. Leó Szilárd, a Hungarian physicist who later worked on the Manhattan Project, is credited with the discovery of the chain reaction
  124. ^ In September 2008 it was reported that Malcolm McCulloch of Oxford University was heading a three-year project to develop more robust appliances that could be used in locales lacking electricity, and that his team had completed a prototype Einstein refrigerator. He was quoted as saying that improving the design and changing the types of gases used might allow the design's efficiency to be quadrupled.Alok, Jha (21 September 2008), "Einstein fridge design can help global cooling", The Guardian (UK), archived from the original on 24 January 2011, retrieved 22 February 2011 
  125. ^ Bohr N. "Discussions with Einstein on Epistemological Problems in Atomic Physics". The Value of Knowledge: A Miniature Library of Philosophy. Marxists Internet Archive. Archived from the original on 13 September 2010. Retrieved 30 August 2010.  From Albert Einstein: Philosopher-Scientist (1949), publ. Cambridge University Press, 1949. Niels Bohr's report of conversations with Einstein.
  126. ^ (Einstein 1969). A reprint of this book was published by Edition Erbrich in 1982, ISBN 3-88682-005-X
  127. ^ (Einstein 1935)
  128. ^ Einstein, Albert (May 1949). "Why Socialism?". Monthly Review (New York) 1 (1). Retrieved 29 July 2012. 
  129. ^ David E. Rowe and Robert Schulmann (8 June 2007). "What Were Einstein's Politics?". In David A., Walsh. History News Network (George Mason University). Retrieved 29 July 2012. 
  130. ^ Clark, Ronald W. (1971), Einstein: The Life and Times, Avon, ISBN 0-380-44123-3 
  131. ^ Isaacson, Walter (2008). Einstein: His Life and Universe. New York: Simon and Schuster, pp. 390.
  132. ^ Einstein, Albert "Gelegentliches", Soncino Gesellschaft, Berlin, 1929, p. 9 "This firm belief, a belief bound up with a deep feeling, in a superior mind that reveals itself in the world of experience, represents my conception of God. In common parlance this may be described as "pantheistic" (Spinoza)."
  133. ^ Hoffmann, Banesh (1972). Albert Einstein Creator and Rebel. New York: New American Library, p. 95. "It seems to me that the idea of a personal God is an anthropological concept which I cannot take seriously. I feel also not able to imagine some will or goal outside the human sphere. My views are near those of Spinoza: admiration for the beauty of and belief in the logical simplicity of the order which we can grasp humbly and only imperfectly."
  134. ^ "The relative beauty of the violin". The Independent. 28 January 2011. 
  135. ^ "Einstein and his love of music" (PDF). Physics World. January 2005. 
  136. ^ a b c d Botstein, Leon; Galison, Peter; Holton, Gerald James; Schweber, Silvan S. Einstein for the 21st century: His Legacy in Science, Art, and Modern Culture, Princeton Univ. Press (2008) pp. 161–164
  137. ^ Cariaga, Daniel, "Not Taking It with You: A Tale of Two Estates," Los Angeles Times, 22 December 1985. Retrieved April 2012.
  138. ^ Auction listing by RR Auction, auction closed 13 October 2010.
  139. ^ "Obituary". New York Times. 12 July 1986. Retrieved 3 April 2011. 
  140. ^ "Letters Reveal Einstein Love Life", BBC News (BBC), 11 July 2006, retrieved 14 March 2007 
  141. ^ Einstein, Corbis Rights Representation, archived from the original on 19 August 2008, retrieved 8 August 2008 
  142. ^ The New Yorker April 1939 pg 69
  143. ^ McTee, Cindy. "Einstein's Dream for orchestra". Cindymctee.com. 
  144. ^ Golden, Frederic (3 January 2000), "Person of the Century: Albert Einstein", Time, archived from the original on 21 February 2006, retrieved 25 February 2006 

Further reading

  • Brian, Denis (1996). Einstein: A Life. New York: John Wiley.
  • Clark, Ronald (1971). Einstein: The Life and Times. New York: Avon Books.
  • Fölsing, Albrecht (1997): Albert Einstein: A Biography. New York: Penguin Viking. (Translated and abridged from the German by Ewald Osers.) ISBN 978-0-670-85545-2
  • Highfield, Roger; Carter, Paul (1993). The Private Lives of Albert Einstein. London: Faber and Faber. ISBN 978-0-571-16744-9. 
  • Hoffmann, Banesh, with the collaboration of Helen Dukas (1972): Albert Einstein: Creator and Rebel. London: Hart-Davis, MacGibbon Ltd. ISBN 978-0-670-11181-7
  • Isaacson, Walter (2007): Einstein: His Life and Universe. Simon & Schuster Paperbacks, New York. ISBN 978-0-7432-6473-0
  • Moring, Gary (2004): The complete idiot's guide to understanding Einstein ( 1st ed. 2000). Indianapolis IN: Alpha books (Macmillan USA). ISBN 0-02-863180-3
  • Pais, Abraham (1982): Subtle is the Lord: The science and the life of Albert Einstein. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-853907-0. The definitive biography to date.
  • Pais, Abraham (1994): Einstein Lived Here. Oxford University Press. ISBN 0-19-280672-6
  • Parker, Barry (2000): Einstein's Brainchild: Relativity Made Relatively Easy!. Prometheus Books. Illustrated by Lori Scoffield-Beer. A review of Einstein's career and accomplishments, written for the lay public. ISBN 978-1-59102-522-1
  • Schweber, Sylvan S. (2008): Einstein and Oppenheimer: The Meaning of Genius. Harvard University Press. ISBN 978-0-674-02828-9.
  • Oppenheimer, J.R. (1971): "On Albert Einstein", p. 8–12 in Science and synthesis: an international colloquium organized by Unesco on the tenth anniversary of the death of Albert Einstein and Teilhard de Chardin, Springer-Verlag, 1971, 208 pp. (Lecture delivered at the UNESCO House in Paris on 13 December 1965.) Also published in The New York Review of Books, 17 March 1966, On Albert Einstein by Robert Oppenheimer

External links