جان مینارد کینز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جان مینارد کینز
اقتصاد کینزی
Keynes 1933.jpg
نگاره‌ای از جان کینز در ۱۹۳۳ میلادی
شناسنامه
نام کامل جان مینارد کینز
مکتب اقتصاد سیاسی
زادروز ۵ ژوئن ۱۸۸۳(۱۸۸۳-06-0۵)
زادگاه کمبریج، انگلستان
تاریخ مرگ ۲۱ آوریل ۱۹۴۶ میلادی (۶۲ سال)
محل مرگ ساسکس شرقی، انگلستان

جان مینارد کینز (به انگلیسی: john maynard keynes)، (زادهٔ ۵ ژوئن ۱۸۸۳ - درگذشتهٔ ۲۱ آوریل ۱۹۴۶)، یکی از اقتصاددانان برجسته قرن بیستم محسوب می‌شود.

زندگی[ویرایش]

کینز در ۵ ژوئن ۱۸۸۳ در انگلستان متولد شد. خانواده وی از طبقه متوسط جامعه محسوب می‌شدند. جان مینارد کینز فرزند نوبل کینز اقتصاددان مشهور است و از این نظر با جان استوارت میل که او نیز فرزند جمیمز میل اقتصاددان مشهور قرن نوزدهم پدر و فرزند اقتصاددان بوده‌اند قابل مقایسه است. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه به دانشگاه ایتون راه یافت و از آنجا در سال ۱۹۰۲ به کالج سلطنتی کمبریج رفت. وی پس از اتمام تحصیلات خود در کمبریج، در اداره هندوستان وزارت دفاع انگلستان به‌عنوان کارمند جزء مشغول به کار شد. کینز در سال ۱۹۰۹ به کمبریج بازگشت و به‌عنوان دانشیار ارشد کالج کارش را شروع کرد و در سال ۱۹۱۱ نیز سردبیری یک مجله اقتصادی را پذیرفت.[۱]

کینز، در زمان جنگ جهانی اول در خزانه‌داری انگلیس مشغول به‌کار بود و پس از جنگ، ریاست هیات نمایندگی خزانه‌داری انگلیس در انجمن صلح پاریس را بر عهده داشت. در سال ۱۹۱۹ نماینده وزیر دارایی در شورای عالی اقتصاد انگلستان شد؛ ولی خیلی زود از این سمت کناره‌گیری نمود. چون توصیه‌های او درمورد نحوه دریافت غرامت جنگی از دولت آلمان مورد پذیرش مقامات انگلیسی واقع نشد.[۲]

وی در سال ۱۹۲۵ با لیدیا لوپوکووا ازدواج کرد. لیدیا، یک بالرین روس بود و تحصیلات بسیار کمی داشت. اما به عقیده کینز از روحی آزاد بهره‌مند بود.[۱]

کینز در سال ۱۹۳۶ کتاب نظریه عمومی اشتغال بهره و پول را منتشر نمود که یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های اقتصادی قرن بیستم محسوب می‌شود.[۱]

کینز که از سال ۱۹۳۷ به بیماری قلبی مبتلا شده بود، در ۲۱ آوریل ۱۹۴۶ در خانه روستایی خود در ساسکس، تیلتون در گذشت. او پس از مرگ سوزانده شد و خاکسترش در بلندی‌های منطقه به باد سپرده شد.[۳]

نظرات[ویرایش]

پیش از کینز، تصور عمومی اقتصاددانان بر آن بود که نوسان‌های اقتصادی، عدم تعادل‌هایی هستند که در کوتاه‌مدت توسط مکانیزم بازار اصلاح می‌شوند و شرایط اشتغال کامل مجدداً احیا می‌شود. اما کینز معتقد بود که این چرخه‌های مخرب ممکن است در بلندمدت برگشت‌ناپذیر باشند و لذا دولت می‌بایست برای رسیدن به اشتغال کامل در اقتصاد دخالت نماید. [۴]

کینز برخلاف نظریات اقتصاد کلاسیک، منتقد رویکرد به اقتصاد آزاد و سپردن اقتصاد به نیروهای بازار بود. وی این نظریه را که جامعه در حالت تعادل به اشتغال کامل می‌رسد رد کرد[۵] و اعتقاد داشت که سطح اشتغال با میزان تولید و میزان تولید با میزان تقاضای موثر (یعنی میزان خرید کالاها و خدمات) ارتباط مستقیم دارد. بنابراین وی معتقد بود که برای کاهش بیکاری، دولت می‌بایست اشتغال ایجاد نماید؛ هرچند که این اشتغال غیرمولد باشد.[۶]

جان مینارد کینز برای روزولت توضیح داد که برای ایجاد «مجموع تقاضا»ی کافی که مانع انجماد اقتصاد شود باید دولت‌ها از این به بعد با خرج بسیار بیشتر از درآمد، قدرت خرید جدید (یعنی شغل جدید) ایجاد کنند.[۷] پس از این، خرج بیشتر از درآمد در دولت‌ها به یک سیاست همیشگی تبدیل شد و کسری بودجه روزبه‌روز بیشتر شد. وقتی از کینز می‌پرسیدند که در درازمدت این افزایش شدید کسری بودجه تا کی می‌تواند ادامه پیدا کند، این جواب معروفش را تحویل می‌داد که «دیر یا زود همه رفتنی‌اند».[۸]

جان مینارد کینز، در سال ۱۹۴۴، در کنفرانس برتون وودز که صندوق بین‌المللی پول را به وجود آورد، از طرف انگلیسی‌ها و هری دکستر وایت از طرف آمریکایی‌ها سرسختانه معتقد بودند که آزادسازی حساب سرمایه زیان بار است و به هر قیمت باید از آن اجتناب شود. به نظر آنان این اقدام کشورها را از پیگیری سیاست‌های مستقل اقتصادی باز می‌دارد. مهم‌تر آنکه کینز عقیده داشت بازارها غیرعقلانی هستند. ذهنیت مردم منجر به خوش‌بینی حاد می‌شود و گسترش بیش از حد آن به بدبینی عمیق می‌انجامد که تداومی درازمدت دارد. دولت‌ها بایستی از شهروندان خود در مقابل افسارگسیختگی ارواح شرور مراقبت کنند. چنان که در طرح کینز آمده‌است «اعتقاد عموم بر این است که کنترل حرکت سرمایه، چه به داخل و چه به خارج، باید ویژگی دائمی اقتصاد پس از جنگ باشد.». این استدلال تعیین‌کننده در بند ششم از بندهای موافقت‌نامهٔ صندوق بین‌المللی پول که بر ابزارهای کنترلی سرمایه تاکید دارد ملحوظ شده (و اکنون صندوق بین‌المللی پول خواهان حذف آن است).[۹]

اقتصاد کینزی[ویرایش]

نوشتار اصلی: اقتصاد کینزی

اقتصاد کینزی نظریه‌ای در اقتصاد کلان است که بر پایه ایده‌های جان مینارد کینز بنا شده‌است. اقتصاددانان کینزی‌گرا استدلال می‌کنند که تصمیمات بخش خصوصی گاهی اوقات ممکن است منجر به نتایج غیرکارا در اقتصاد کلان شود و بنابراین از سیاست گذاری فعال دولت در بخش عمومی حمایت می‌کنند. این سیاست‌گذاری‌ها شامل سیاست‌های پولی که توسط بانک مرکزی اعمال می‌شود، و یا سیاست‌های مالی حکومت که به قصد پایدار کردن چرخه تجاری انجام می‌شود، باشد. کینزگرایی ملی، نوعی سیاست اقتصادی-سیاسی است که در تلاش است در درون نظام سرمایه‌داری با ارائه مجموعه‌ای خدمات رفاهی-اجتماعی و کنترل نسبی اقتصاد توسط دولت از بروز بحران‌های ادواری و غیرادواری نظام اقتصادی سرمایه‌داری جلوگیری کند.

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ پاک و گارات، کینز، ترجمهٔ معظمی جهرمی، صفحات ۶ تا ۱۹
  2. واژه‌نامه پایگاه اینترنتی آفتاب
  3. پاک و گارات، کینز، ترجمهٔ معظمی جهرمی، صفحات ۹۵
  4. «پوپولیست‌ها چگونه اقتصاد را پیش می‌برند». روزنامه هم‌میهن، ۳۱ خرداد ۱۳۸۶. بازبینی‌شده در ۱۹ مهر ۱۳۸۶. 
  5. پاک و گارات، کینز، ترجمهٔ معظمی جهرمی، صفحهٔ ۹۳
  6. پاک و گارات، کینز، ترجمهٔ معظمی جهرمی، صفحهٔ ۹۵
  7. کلیفورد کانر، تاریخ علم مردم، برگردان حسن افشار، صفحهٔ ۴۷۹.
  8. کلیفورد کانر، تاریخ علم مردم، برگردان حسن افشار، صفحهٔ ۴۸۰.
  9. ویلیام ک. تاب، فیل بی‌اخلاق، ترجمه حسن مرتضوی، ص ۱۸۲-۱۸۳

منابع[ویرایش]

  • پاک، پیتر و گارات، کریس. کینز. ترجمهٔ معظمی جهرمی، علی. چاپ دوم. تهران: نشر شیرازه، ۱۳۸۰. شابک ‎۹۶۴۶۵۷۸۲۶۸. 
  • کانر، کلیفورد. تاریخ علم مردم. ترجمهٔ حسن افشار. تهران: نشر ماهی، چاپ اول ۱۳۹۰. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۲۰۹-۰۰۲-۰. 
  • ویلیام ک. تاب، فیل بی‌اخلاق، ترجمه حسن مرتضوی، تهران:نشر دیگر، ۱۳۸۳