انگیزش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

انگیزش تمایل به انجام کار در گرو توانایی فرد است تا بدان وسیله نوعی نیاز تأمین گردد. می‌توان انگیزش را بر حسب رفتار عملی تعریف کرد. کسانی که تحریک شوند نسبت به کسانی که تحریک نشوند تلاش بیشتری می‌نمایند.[۱]

انگیزش علت رفتارها است. انگیزش به عوامل موجود در یک فرد اشاره دارد که رفتار را در جهت یک هدف فعال می‌سازند. پژوهش‌های انجام شده در زمینهٔ انگیزش در صدد پاسخ دادن به پرسش‌هایی دربارهٔ رفتار انسان‌ها هستند که با کلمه‌های سوالیِ "چراً و "به چه عللی" آغاز می‌شود. چرا شما ساعت‌های متمادی از وقت خود را صرف اینترنت می‌کنید؟[۲]

مقدمه‌ای برای انگیزش[ویرایش]

تلاش برای درک علل رفتارهای خاص انسانها در کار موجب ارائه نظریه‌ای تحت عنوان انگیزش گردید. از نظر انیشتن ده درصد نبوغ را الهام تشکیل می‌دهد و نود درصد آن سخت کوشی و عرق ریختن است. این یک واقعیت است که برخی افراد نسبت به دیگران تلاش بیشتری می‌کنند، اینگونه افراد نسبت به همکاران با ذکاوت خود عملکرد بهتری ارایه می‌نمایند.[۳]

فردریک هرزبرگ
زادروز ۱۸ آوریل ۱۹۲۳
ویسکانسین،ایالات متحده آمریکا
درگذشت ۱۹ ژانویه ۲۰۰۰
بیمارستان دانشگاه،دانشگاه یوتا،سالت لیک سیتی،ایالات متحده آمریکا

می‌توان نتیجه گرفت عملکرد فرد در سازمان تنها تابعی از تواناییهای وی نیست بلکه انگیزش هم در این فرایند نقش مهمی دارد.فردریک هرزبرگ روانشناس آمریکایی یکی ازمؤثرترین نامها در مدیریت بازرگانی می‌باشد. بیشتر اشتهار وی به خاطر ارائه نظریه‌های غنی سازی شغل و بهداشت انگیزش می‌باشد.

تعریفی از انگیزش[ویرایش]

به مجموعه عامل‌هایی که مردم را وا می‌دارد به روش خاص رفتار و تلاش کنند تا به هدفهای مورد نظر دست یابند. نظریه‌های زیادی در مورد انگیزش ارائه شده است که بیشترآنها دربارهٔ شناسایی و ارضای نیاز است، مانند سلسله مراتب نیازهای مازلو و نظریهٔ دو عاملی هرزبرگ. نظریه‌های معاصر در مورد انگیزش به دو دسته محتوایی (چه چیز موجب انگیزش می‌شود) و فرایندی (چگونه انگیزش ایجاد می‌شود) تقسیم می‌شوند.

برخی از نظریه‌های انگیزش[ویرایش]

هرم نیازهای مازلو

نظریهٔ سلسله مراتب نیازها[ویرایش]

این نظریه از معروفترین نظریه‌های انگیزش است که توسط آبراهام مازلو ارائه شد. به نظر وی درون هر انسان پنج دسته نیاز وجود داردو هر شخص برای ارضای نیازهای خود به ترتیب زیر می‌کوشد.

  1. نیازهای فیزیولوژیکی، مانند نیاز به آب، غذا، خواب و غیره.
  2. نیاز به امنیت، مانند مسکن، تأمین و محفوظ ماندن در برابر خطرات محیطی و عاطفی.
  3. نیاز اجتماعی، مانند عشق محبت خانواده.
  4. نیاز به احترام که به دو بخش درونی وبیرونی تقسیم می‌شود، درونی مانندحرمت نفس و بیرونی مانند شهرت.
  5. خودشکوفایی که عبارت است از بهره‌گیری از استعدادها و رشد و توسعه فردی.

مازلو این نیازها را به دو دسته بالایی و پاینی تقسیم کرده است، نیازهای فیزیولوژیکی و امنیت در رده پایین و نیازهای اجتماعی، احترام، خودشکوفایی را در رده بالا قرار داد. نیازهای رده بالا در درون فرد ارضا شده و نیازهای رده پایین به وسیله عوامل بیرونی ارضا می‌شوند.

نظریه زیستی- تعلق- رشد (ERG)[ویرایش]

این نظریه از سه جهت با نظریهٔ سلسله مراتب مازلو تفاوت دارد:

این نظریه، ابتدا نیازها را به سه دسته تقسیم می‌کند:

۱. نیازهای زیستی که به رفاه مادی افراد مرتبط است(Existence).

۲. نیازهای تعلق که میل به ارضای روابط میان فردی را در بر می‌گیرد (Relatedness).

۳. نیازهای رشد که به بیان میل به رشد و توسعه مستمر فردی می‌پردازد(Growth).

بر خلاف نظریهٔ سلسله مراتب مازلو که رفتن به سطح بالاتر نتیجهٔ ارضای سطح پایین‌تر است، این نظریه از اصل " ناکامی- بازگشت" استفاده می‌کند. این اصل بیانگر این است که اگر نیاز سطح بالایی در فرد سرکوب شود، نیاز سطح پایین‌تر در وی فعال می‌شود. مازلو عقیده دارد هر رفتار در هر لحظهٔ مشخص، تحت تاثیر نیازی است که شدیدتر است، در حالی که آلدلرفر می‌گوید در هر لحظه بیش از یک نوع نیاز می‌تواند در شکل دهی رفتار نقش داشته باشد.

نظریه نیازهای اکتسابی[ویرایش]

ظریهٔ نیازهای اکتسابی(Achievement Motivation Theory) که توسط دیوید مک کله لند مطرح شده است به این موضوع می‌پردازد که انگیزش ریشه در فرهنگ دارد. مک کله لند بیان می‌دارد که همهٔ انسان‌ها سه نیاز مهم دارند:

نیاز به کسب موفقیت (n-achievement) – توفیق طلبی، میل به انجام چیزی بهتر با کارایی بالاتر برای حل مسائل یا تسلط بر کارهای پیچیده.

نیاز به تعلق (n-affiliation) – میل به برقرای و حفظ روابط دوستانه و گرم با دیگران.

نیاز به قدرت (n-power) – میل به کنترل دیگران، نفوذ در رفتار آنان یا مسئول دیگران بودن.

تئوری XوتئوریY[ویرایش]

شیوه‌ای از مدیریت که نگرش مدیران را نسبت به کارکنان از دو دیدگاه بررسی می‌کند. ای نظریه توسط داگلاس مک گرگور ارائه شد. در این شیوه از یک جهت شاهد دیدگاهی منفی هستیم، از این دیدگاه کارکنان علاقه زیادیبه کار کردن ندارند، مسئولیت پذیر نیستندو باید بر رفتار آنان نظارت کرد وی این دیدگاه را نظریهٔ X معرفی کرد و دیدگاه دیگر به عنوان نظریهٔ Y که دیدگاهی مثبت نسبت به کارکنان دارد و آنان را مسئولیت پذیر و مشتاق کار در نظر می گیردکه به دلیل خود نظارتی نیازی به نظارت ندارند.

تئوری بهداشت-انگیزش (دو عاملی)[ویرایش]

فردریک هرزبرگ بر این باور بود که رابطه کار با فرد یک رابطه اصولی و اساسی است مطابق این نظریهٔ افراد به وسیلهٔ دو دسته از عوامل زیر تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

عوامل بهداشتی عوامل انگیزشی
  • حقوق و مزایا
  • سیاست‌های شرکت و مدیران
  • روابط با همکازان
  • سرپرستی
  • پیشرفت
  • پاداش
  • کار
  • مسئولیت
  • ترفیع
  • رشد

نظریه‌های نوین انگیزش[ویرایش]

نظریه مبتنی بر نیازهای سه‌گانه[ویرایش]

دیوید مک کللند و تعداد دیگری از پژوهشگران سه عامل انگیزشی مرتبط با نیاز را پیشنهاد نمودند.

  1. نیاز به کسب موفقیت یعنی تلاش در راه درخشیدن و با توجه به رعایت استانداردهایی موفق شدن.
  2. نیاز به کسب قدرت و اعمال آن یعنی صاحب قدرت افراد را وادار به انجام کاری کند که اگر غیر از این می‌بود به شیوه دیگری عمل می‌کردند.
  3. نیاز به ایجاد دوستی یعنی تمایل به کسب حمایت و ایجا روابط صمیمی با دیگران.{سخ}}

نظریه تعیین هدف(به انگلیسی: Goal-setting theory)[ویرایش]

اساس این نظریه بر این موضوع استوار است که قصد یا اراده فرد یا سازمان را می‌توان به عنوان منبع اصلی انگیزس به حساب آورد. یعنی ویژگی هدف به خودی خود می‌تواند به عنوان یک عامل انگیزش داخلی عمل کند.
(به انگلیسی: )=== نظریه تقویت رفتار (به انگلیسی: Reinforcement theory) === این نظریه نقطه مقابل نظریه تعیین هدف می‌باشد. در این نظریه ما با رهیافت رفتاری سر و کار داریم. در این نظریه محیط مسبب نوع رقتار در نظر گرفته می‌شود نه رویدادهای درونی افراد.

نظریه برابری (به انگلیسی: Equity theory)[ویرایش]

در این نظریه مرجع یا چیزی که فرد خود را با آن مقایسه می‌کند از اهمیت زیادی برخوردار است. سه مرجع همواره مورد توجه است، دیگران، سیستم و خود.

نظریه انتظار (به انگلیسی: Expectancy theory)[ویرایش]

ویکتور وروم نظریه‌پرداز این نظریه می‌باشد، وی معتقد بود که گرایش به نوعی عمل یا اقدام در جهتی مشخص در گرو انتظاراتی است که پیامد آن مشخص می‌باشد و نتیجهٔ آن مورد علاقه کننده کار می‌باشد.
این نظریه شامل سه متغیر می‌باشد.اهمیت، رابطه بین عملکرد و پاداش و رابطه بین تلاش و عملکرد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. رابیتز، استفین پی. رفتار سازمانی. ترجمهٔ علی پارسیان و محمد اعرابی. چاپ ۲۵. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ۱۳۸۸. ص۷۲. شابک ‎۵-۲۶-۶۲۶۹-۹۶۴. 
  2. کارل هافمن، مارک ورنوری، جودیت ورنوری. روان‌شناسی عمومی (از نظریه تا کاربرد). چاپ جلد دوم. شابک ‎۵-۰۱-۶۳۸۹-۹۶۴. 
  3. مبانی رفتار سازمانی استیفن. پی. رابینز مترجمان/پارساییان، اعرابی