اختلال افسردگی اساسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اختلال افسردگی اساسی
آی‌سی‌دی-۱۰ F32, F33
آی‌سی‌دی-۹ 296
اُمیم ۶۰۸۵۱۶
دادگان بیماری‌ها ۳۵۸۹
مدلاین پلاس 003213
ای‌مدیسین med/۵۳۲
پیشنت پلاس اختلال افسردگی اساسی
سمپ D003865

اختلال افسردگی اساسی( MDD )

 Major Depressive Disorder  یا به اصطلاح ((افسردگی))،اختلالی روانی است که مشخصه اصلی آن،داشتن حالت پریشانی در وضعیت ها و موقعیت های مختلف به مدت حداقل دو هفته می باشد.[۱] افسردگی معمولا همراه با علائمی مثل عدم اعتماد بنفس،بی علاقگی نسبت به انجام فعالیت لذت بخش ، بی حالی و احساس درد بدون دلیل می باشد.[۱] همچنین در مواردی ، فرد افسرده ممکن است معتقد به تفکراتی غلط باشد یا چیز هایی ببیند یا بشنود که دیگران قادر به احساس آنها نیستند.[۱] بر اساس رويكرد طب سنتي و نظريه اخلاط علائم غلبه خلط بلغم يا سودا  ! با مطالعه اي تطبيقي بين منابع طب سنتي و كتب مرجعي چون DSM ، كاپلان و ... مشابهت هاي فراواني گزارش گرديده ، بلغم علائمي چون  :سفيدي رنگ، نرمي و سردي پوست ، كندي حواس و زياد شدن خواب ، فراموشي و كند فهمي ، ضعف هضم و اروغ ، درد در ناحيه كمر و بين دو كتف- قلنج ، زياد شدن اب دهان ، حساسيت به صدا و تحريك پذيري ، پرخاشگري ، ميل كاذب به شيريني جات مصنوعي ترشحات پشت حلقPND, عدم تمركز و ... سودا : سياهي پوست اطراف چشم ها به خصوص زير چشم ، افكار منفي تكرار شونده ،خواب سبك و بيداري در عين بسته بودن چشم ها (لازم به ذكر است تشخيص ها بايد حتما توسط يك پزشك طب سنتي يا روانشناس باليني - سلامت يا روانپزشك اموزش ديده طب سنتي و مزاج شناسي صورت گيرد ) بعضی از بیماران،به نوعی افسردگی بازگشتی مبتلا هستند.به این معنا که فرد،دوره هایی از افسردگی را تجربه میکند که ممکن است بین هر دوره سال ها فاصله باشد.شایان ذکر است که اختلالات افسردگی می تواند تاثیرات بسیار منفی ای بر شخصیت فرد ، کار و یا زندگی تحصیلی و نیز وضعیت خواب ، عادت های غذایی و سلامت عمومی او داشته باشد[۱] و همین عوارض مراجعه به موقع به روانشناس و روان پزشک را در صورت مشاهده علائم به امری ضروری تبدیل میکند[۲].طبق آمار گیری های صورت گرفته بین 2 تا 7 درصد بالغین افسرده جان خود را بوسیله خودکشی می گیرند [۲] و بیش از 60% افرادی که بوسیله خودکشی جان خود را از دست می دهند ، مبتلا به افسردگی حاد یا دیگر اختلالات خلقی می باشند.[۳]

تصور می شود، علت اصلی بروز افسردگی عوامل ژنتیکی،محیطی و فاکتور های روانشناسی باشد.[۱] همچنین عواملی مثل سابقه خانوادگی ، تغییرات اساسی در زندگی ، بعضی دارودرمانی ها،مشکلات مزمن سلامتی و سوء مصرف مواد مخدر،می توانند احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش دهند.[۱] البته در 40% موارد ،عامل ژنتیک،عامل اصلی ابتلا برآورد شده است.تشخیص افسردگی کاملا بر پایه تجربیات گزارش شده خود فرد وبررسی های وضعیت شناختی می باشد و هیچ تست آزمایشگاهی برای تشخیص سریع آن وجود ندارد.[۴] اما در مواردی ، آزمایش هایی برای رد حالات فیزیکی خاصی که ممکن است علائم مشابهی را بوجود آورند انجام می گیرد.ذکر این نکته نیز مفید است که بین افسردگی و غم که بخشی عادی از زندگی بوده و خفیف تر است تفاوت وجود دارد و بایستی بین این دو تمایز قائل شد.[۴]

معمولا، مبتلایان به افسردگی بوسیله مشاوره، روان درمانی و دارو درماني ، داروهای ضدافسردگی تحت درمان قرار می گیرند.[۱] البته به تازگي با كمك از علم مزاج شناسي موفقيتهاي درماني فراواني گزارش ميشود درمان بوسیله دارو،موثر بنظر می رسد اما تاثیر آن ممکن است فقط در حالات حاد بیماری احساس شود ، دارو درماني فقط به جهت رساندن بيمار به حالت پايدار stable و پايا ميتواند مفيد باشد و حتما در كنار دارو درماني روان درماني توسط روانشناس متخصص مورد نياز است . استفاده بلند مدت دارو بدون روان درماني با شكست فرايند درمان مواجه خواهد شد [۵][۶] اما اینکه می تواند برا احتمال خودکشی تاثیرگذار باشد یا خیر، معلوم نیست.[۷] مشاوره های درمانی نیز بصورت رفتار درمانی شناختی و روان درمانی بین فردی انجام می شود.[۱][۸] در صورتی که روش های نامبرده تاثیرگذار نباشند،شوک درمانیممکن است امتحان شود [۱] و در مواردی که خطر صدمه رسانی به خود وجود دارد،ممکن است علی رغم تمایل فرد،او را بستری کنند.[۹]

تقریبا 253 میلیون نفر(3.6%)در سراسر جهان در سال 2013 مبتلا به افسردگی اساسی بوده اند.[۱۰] درصد افرادی که حداقل یکبار به این بیماری بیماری مبتلا شده اند از 7% در ژاپن تا 21% در فرانسه متغیر است.[۱۱] نرخ طول عمر در کشورهای توسعه‌یافته (15%) بیشتر از کشورهای در حال توسعه(11%) می باشد[۱۱] که این به نوبه خود طول دوره های افسردگی را مخصوصا در دوره های بازگشت یافته بیشتر می کند.[۱۰] شایع ترین دوره ابتلا،دهه 20 یا 30 زندگی می باشد.تعداد ابتلا ها در زن ها نیز دو برابر مردان گزارش شده.[۱۱][۱۲]

انجمن روان‌پزشکی آمریکا ،"افسردگی اساسی" را در سال 1980 به مجموعه راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی ،معروف به DSM-III اضافه نمود[۱۳] که در واقع انشعابی از روان‌نژندی افسردگی در DSM-II می باشد که در آن افسردگی با علائمی همچون افسرده‌خویی و اختلال در سازگاری با حالت پریشانی ناشی از افسردگی مرتبط دانسته شده بود.[۱۳] با توجه به منابع و اثار دانشمنداني چون ابوعلي سينا در طب سنتي و بر اساس علم مزاج شناسي افزايش خلط سودا باعث به وجود امدن اختلال افسردگي اساسي مي شود و در سبب شناسي و چرايي افزايش خلط سودا مباحث اصول تغذيه سالم در طب سنتي مطرح است، جمله معروف حكيم و استاد عالي قدر طب ابو علي سينا : غذاي شما دواي شماست و دواي شما غذاي شماست.

علل بروز[ویرایش]

Depression 6.jpg

علل زیست شناختی[ویرایش]

  • ژنتیک: شیوع افسردگی در دوقلوهای تک‌تخمکی ۶۵ درصد و در سایر دوقلوها ۱۴–۱۹ درصد است که نقش عامل‌های ژنتیک را مشخص می‌کند. محققین چند ژن را که ممکن است با اختلالات دو قطبی مربوط باشند را مشخص کرده‌اند، آنان به دنبال ژن‌هایی می‌گردند که با سایر اشکال افسردگی مرتبط باشند. اما همه افرادی که سابقه فامیلی افسردگی را دارند به این اختلال دچار نمی‌شوند. (۲)
  • سروتونین و سایر نوروترانسمیترها: وجود اختلال نوروترانسمیتری در سطح سیناپس‌ها را در بیماران افسرده مشاهده کرده‌اند. علاوه بر سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین در بیماران افسرده اختلال دارند.
  • داروها: استفاده طولانی مدت از برخی داروها مانند داروهایی که جهت کنترل فشار خون استفاده می‌شوند، قرصهای خواب یا قرصهای پیشگیری از بارداری می‌توانند علائم افسردگی را در بعضی افراد ایجاد کنند. مصرف قرص‌های ضد بارداری تأثیر مستقیم در افسردگی زنان دارد[نیازمند منبع].
  • بیماریها: ابتلاء به یک بیماری مزمن، مثل بیماری قلبی-عروقی، سکته مغزی، دیابت، سرطان و آلزایمر یا میگرن باعث می‌شود که فرد در خطر بیشتری برای افسردگی قرار بگیرد. مطالعات، یک ارتباط ثابت نشده بین افسردگی و بیماری قلبی را نشان می‌دهند[نیازمند منبع]. افسردگی در بسیاری افرادی که حمله قلبی داشته‌اند اتفاق می‌افتد. افسردگی درمان نشده می‌تواند شما را در خطر بیشتری برای مرگ در سال‌های اول پس از سکته قلبی قرار دهد. ابتلاء به کم‌کاری تیروئید حتی اگر خفیف باشد هم می‌تواند باعث بروز افسردگی شود. (۳)

سبب شناسي بر اساس منابع طب سنتي و نظريه اخلاط : از نگاه تغذيه در طب سنتي، مصرف برخي از غذا ها به دليل عدم هماهنگي مزاج نوع ان ماده غذايي با مزاج فصل و مزاج ان فرد مصرف كننده ان ماده غذايي، باعث كم كاري غده تيروئيد شده و كم كاري تيروئيد كاهش ترشح تيروكسين و در نتيجه ضعف غده فوق كليه و ترشحات ان ميشود .

علل روانی اجتماعی (psychosocial)[ویرایش]

از دست دادن نزدیکان، ممکن است به افسردگی بینجامد
  • استرس: وقایع پراسترس زندگی، به ویژه از دست دادن یا تهدید به از دست دادن یک فرد محبوب یا شغل می‌تواند محرک افسردگی باشد.
  • عوامل اجتماعی: نارضایتی از جامعه و عوامل روانی مرتبط با اجتماع نیز می‌توانند نقش داشته باشند.
  • شخصیت: صفات شخصیتی خاصی مانند اعتماد به نفس پایین و وابستگی شدید، بدبینی و حساسیت در برابر استرسها می‌تواند فرد را مستعد افسردگی نماید. شخصیتی وسواسی، منظم و جدی، کمال‌گرا، یا شدیداً وابسته نیز احتمال ابتلاء به افسردگی را افزایش می‌دهند.
  • شکست در زندگی: شکست در کار، ازدواج، یا روابط با دیگران می‌تواند باعث بروز افسردگی شود، مرگ یا فقدان یکی از عزیزان، از دست دادن یک چیز مهم (شغل، خانه، سرمایه)، تغییر شغل یا نقل مکان به یک جای جدید،
  • انجام بعضی از اعمال جراحی مثل برداشتن پستان به علت سرطان، گذر از یک مرحله از زندگی به مرحله‌ای دیگر، مثلاً یائسگی یا بازنشستگی. (۴)
  • بیماری‌های روانی:اضطراب، عقب‌افتادگی ذهنی، فراموشی، اختلال خوردن و سوء مصرف مواد.

شیوع[ویرایش]

شیوع این بیماری در زنان دوبرابر مردان است. در مردان میزان ابتلاء ۵–۱۲ درصد و در زنان ۱۴–۱۹ درصد است. سن بروز بیماری در حدود ۳۰ سالگی است.

همه گیری شناسی اختلال افسرده خویی[ویرایش]

الگوی خانوادگی: این اختلال در میان بستگان بیوژنیک درجه اول مبتلایان به اختلال افسردگی عمده شایعتر از کل جمعیت هست.

ویژگی وابسته به سن و جنس: در کودکان ظاهراً در هر دو جنس به یک اندازه روی می‌دهد و اغلب به اختلال در عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی منجر می‌شود. در سن بالا، احتمال بروز در زنان دو تا سه بار بیشتر از مردان هست.

دوره یا سیر: این اختلال اغلب شروعی زود رس و ناگهانی دارد و همچنین سیر آن مزمن هست. مدت متوسط این اختلال پنج سال هست. اما می‌تواند بیست سال یا بیشتر به درازا بکشد. اگر این اختلال مقدم بر شروع اختلال اساسی باشد احتمال بهبود خود به خودی کامل دوره‌ای بین دوره‌های افسردگی عمده کمتر می‌شود و احتمال بیشتر شدن فراوانی بروز دوره‌های آینده بیشتر می‌شود. گرچه میزان خود به خودی این اختلال ممکنه حدود ده درصد در سال باشد، اما شواهد حاکی از این هست که با درمان فعال نتایج بهتِری به دست بیاید.

شیوع: شیوع کلی یا مادام العمر این اختلال تقریباً شش درصد و شیوع نقطه‌ای یا مقطعی تقریباً سه درصد است.

علائم[ویرایش]

شناخت علائم هشدار دهنده افسردگی، می‌تواند در شناخت بهتر این بیماری به ما کمک کند. - پایین آمدن میزان انرژی و فعالیت

  • کاهش انرژی: اولین نشانه افسردگی این است که شخص انرژی گذشته را ندارد و زودتر از گذشته خسته می‌شود و ترجیح می‌دهد بعد از کار استراحت کند تا اینکه به فعالیت تفریحی یا ورزش بپردازد
  • خستگی: دومین نشانه افسردگی. خستگی جسمی و بدنی است. حتی با وجود خواب و استراحت کافی، همچنان احساس خستگی می‌کند و نمی‌تواند فعالیت جدیدی را شروع کند
  • کم شدن فعالیت: این ممکن است در نتیجه کاهش انرژی، خستگی و سستی و رخوت باشد و یا آن که مستقل از این عوارض باشد. به هر حال، اگر سطح فعالیت‌های معمولی فرد شروع به کاهش کند این ممکن است از علائم افسردگی باشد.
  • بیخوابی یا پرخوابی: بارزترین علامت افسردگی بی‌خوابی است: خوب نخوابیدن، کابوس دیدن و صبح زود از خواب بیدارشدن. با این وجود پر خوابی هم می‌تواند نشانه افسردگی باشد. بی‌خوابی و پرخوابی هر دو می‌تواند کارکرد روزانه شما را مختل کند
  • فقدان شادی و لذت: شخص دچار افسردگی به کارهایی که قبلاً از آن لذت می‌برده علاقه‌ای نشان نمی‌دهد و تقریباً هیچ چیزی او را شاد وسر حال نمی‌کند
  • گوشه گیری: فرد افسرده علاقه به حضور در اجتماع و جمع‌های خانوادگی ندارد و ترجیح می‌دهد تنها در خانه بماند

۲- تغییرات جسمی یا فیزیکی

افسردگی نه تنها بر ذهن و مغز افراد تأثیر مخرب می‌گذارد بلکه علائم جسمانی مهمی نیز دارد. مانند:

  • دردهای نامشخص: افراد افسرده برای مقابله با استرس و نگرانی به میزان زیادی هورمون کورتیزول ترشح می‌کنند؛ که این باعث ایجاد دردهای عمومی در بدن می‌شود.
  • بی اشتهایی یا پراشتهایی: در افراد افسرده بی اشتهایی بسیار شایع است زیرا از هیچ چیز همچنین از غذا لذت نمی‌برند و همچنین افراد افسرده فعالیت زیادی ندارند که اشتهای کافی به غذا داشته باشند بعضی از افراد افسرده هم از غذا بعنوان مسکّن استفاده می‌کنند. زیرا باعث افزایش سطح سروتونین می‌شود که تا حدی در کاهش احساس افسردگی نقش دارد.
  • بیقراری یا کندی روانی-حرکتی: بی‌قراری روانی- حرکتی عبارت است از افزایش فعالیت، بیشتر به دلایل ذهنی تا جسمی. نشانه‌های متداول آن شامل قدم زدن، پیچاندن یا فشار دادن دست‌ها، با انگشت روی میز زدن یا کف پا را به زمین زدن و سایر رفتارهای بدون وقفه مشابه است. کندی روانی-حرکتی برعکس، به آهستگی فعالیت‌های فکری و جسمی اشاره دارد. در این حالت، کارهای معمولی مانند مسواک زدن یا غذاخوردن ممکن است به صورتی غیرعادی کند و با طمأنینه انجام شوند.

۳- نشانه‌های هیجانی

  • ناراحتی طولانی و دراز مدت
  • گریه بی وقفه
  • احساس گناه
  • کم شدن اعتماد به نفس
  • ناامیدی
  • احساس بی‌ارزشی

۴- واکنش‌های روانی شدید

  • تحریک‌پذیری و پرخاشگری: افسردگی شدید باعث می‌شود افراد بخاطر یک موضوع بی‌اهمیت و کوچک شدیداً ناراحت و پرخاشگر شده و مدتها خود و دیگران را سرزنش کنند.
  • اضطراب و نگرانی. افسردگی سبب اضطراب شده و هر موضوعی باعث نگرانی و استرس آنها می‌شود مثل شرکت در امتحان ماندن در صف دیر رسیدن سر کارو……..
  • بدبینی:افسردگی سبب می‌شود. افراد افسرده نسبت به زمین و زمان بدبین هستند و حس کنند دیگران قصد آسیب رساندن به آنها را دارند
  • ایرادگیری از خود: از علایم افسردگی این است که این افراد مدام از خود و تواناییهایشان ایراد می‌گیرند و حس می‌کنند قادر به رقابت با دیگران نیستند

۵- الگوهای فکری اشتباه

۱-عدم تمرکز: در افسردگی شخص تمرکز خود را از دست می‌دهد و ممکن است در حین رانندگی و مطالعه مدتها در یک فکر منفی غوطه ور شود ۲-عدم تصمیم‌گیری: افسردگی سبب می‌شود شخص خود را قادر به تصمیم‌گیری نداند و در موارد بی‌اهمیت نیز از دیگران مشورت بخواهد ۳-ضعق حافظه: افسردگی بر حافظه تأثیر منفی می‌گذارد به طوریکه ممکن است شخص چیزی که گفته، شنیده و یا خوانده است را بزودی فراموش کند. نشانه‌های افسردگی

۶- درگیری فکری با مرگ

  • فکر مرگ: افسردگی سبب می‌شود فرد بیش از حد به مرگ فکر کند و زندگی را پوچ و بی‌ارزش بداند
  • فکر خودکشی: افراد افسرده به دلیل شرایط بد و عدم توانایی در تغییر شرایط بسیار به فکر خود کشی می‌افتند و گاهی هم به آن اقدام می‌کنند

در صورت بروز این نشانه‌ها یا تعدادی از آنها، به روانشناس مراجعه کرده و نسبت به درمان افسردگی اقدام کنید و زندگی بهتری برای خود بسازید.[۱۴]

محتوی تفکر[ویرایش]

۶۰ درصد بیماران افسرده فکر خودکشی دارند و ۱۵ درصدشان دست به خودکشی می‌زنند. حس نافذ نومیدی، احساس گناه به خاطر چیزهای کم‌اهمیت یا خیالی، احساس بی‌ارزشی و توهمات و هذیانهای نیست‌انگارانه و نشخوار ذهنی وسواسی در بسیاری از آن‌ها آشکار است.

نظام حسی[ویرایش]

حواس پرتی، دشواری در تمرکز، اختلال حافظه، گیجی و گاه اختلال در تفکر انتزاعی (به‌ویژه در سالمندان) شایع است.

وضعیت ظاهری[ویرایش]

غمگینی، گریه بی‌دلیل، از دست دادن علاقه و ناتوانی از لذت بردن، بی‌حالی و خستگی، بی‌قراری، زودرنجی، مشکلات خواب (شامل دشواری در خوابیدن، خواب زیاد و ناراحت) زیاد مشاهده می‌شود.

کندی یا برعکس تحریک پذیری روانی حرکتی و بی‌توجهی به ظاهر شخصی بسیار شایع است. تکلم خودانگیخته کم یا به کلی غایب است. مکث‌های طولانی در کلام، استفاده از واژگان تک‌سیلابی و صدای آهسته و یکنواخت از ویژگی‌های گفتاری معمول است.

ملاک‌های DSM-IV-TR در مورد افسردگی اساسی[ویرایش]

الف) حداقل پنج تا از علایم زیر همزمان در یک دورهٔ دو هفته‌ای وجود داشته باشد و نشانهٔ تغییری در کارکرد قبلی باشد؛ حداقل یکی از علایم یا (۱) خلق افسرده باشد، یا (۲) بی علاقگی و بی لذتی.

  • نکته: علایمی را که به وضوح از بیماری طبی عمومی ناشی شده است و نیز هذیانها و توهمهای ناهماهنگ با خلق را منظور نکنید.
  1. خلق افسرده دراکثر اوقات روز و تقریباً همه روزها، چه طبق گزارش خود بیمار از احساس ذهنیش (مثلاً احساس کند غمگین است، یا احساس پوچی کند)، چه طبق مشاهدهٔ دیگران (مثلاً بگویند گریان به نظر می‌رسد). نکته: در اطفال و نوجوانان می‌تواند به صورت خلق تحریک پذیر (irritable) باشد.
  2. کاهش واضح علاقه‌مندی یا لذت بردن از همه یا تقریباً همهٔ فعالیت‌ها، اکثر اوقات روز و تقریباً همه روزها (چه طبق گزارش خود بیمار از احساس ذهنیش، چه بنا بر مشاهدات دیگران).
  3. کاهش چشمگیر وزن بدون اجرای برنامه (رژیم) خاصی برای لاغری، یا افزایش وزن (مثلاً تغییر وزن بدن بیش از پنج درصد در عرض یک ماه)، یا کاهش یا افزایش اشتها تقریباً همهٔ روزها. نکته: در کودکان نرسیدن به وزن قابل انتظار را باید در نظر گرفت.
  4. کم خوابی یا پر خوابی به طور تقریباً هر روزه.
  5. سرآسیمگی یا کندی روانی-حرکتی در تقریباً همه روزها (برای دیگران مشهود باشد، نه اینکه فقط خود بیمار احساس ذهنی بی قراری یا کند شدن را گزارش کند).
  6. احساس خستگی یا از دست دادن انرژی تقریباً همه روزها.
  7. احساس بی‌ارزشی یا احساس گناه مفرط یا نا متناسب (که حتی ممکن است هذیانی باشد) تقریباً هر روز (صرف ملامت نفس یا احساس گناه به خاطر بیمار بودن کافی نیست).
  8. کاهش قدرت تفکر یا تمرکز، یا احساس بلاتصمیمی، تقریباً هر روز (چه طبق گزارش بیمار از احساس ذهنی خود، چه بنا بر مشاهده دیگران).
  9. افکار عود کننده دربارهٔ مرگ (نه فقط ترس از مردن)، فکر مکرر خودکشی بدون هیچ نقشه خاصی، اقدام به خودکشی، یا داشتن نقشه‌ای معین برای انجام خودکشی.

ب) علایم مذکور واجد ملاک‌های دوره مشترک نباشد.

پ) علایم از نظر بالینی رنج و عذاب چشمگیری برای بیمار ایجاد کرده باشد و یا کارکردهای او را در حوزه‌های اجتماعی، شغلی، یا سایر حوزه‌های مهم زندگی مختل کرده باشد.

ت) علایم ربطی به اثرات جسمی مستقیم یک ماده (مثلاً ماده‌ای که مورد سوء مصرف قرار می‌گیرد، یا دارو) یا یک بیماری طبی عمومی (مثل کم‌کاری تیرویید) نداشته باشد.

ث) داغدیدگی، توجیه بهتری برای علایم نباشد، یعنی به دنبال از دست رفتن فرد محبوب، علایم بیش از دو ماه طول کشیده باشد، یا مختل شدن واضح کارکردها، اشتغال ذهنی شدید با احساس بی‌ارزشی، فکر خودکشی، علایم روانپریشی، یا کندی روانی- حرکتی به شکل مشخص وجود داشته باشد.
[۱۵]

نشانه‌های افسرده خویی[ویرایش]

۱-وجود خلق افسرده در بخش بیشتر روز و در بیشتر روزها به مدت حداقل دو سال. ۲-در حالت افسردگی دو یا چند مورد از نشانه‌های زیر وجود دارد: کم اشتهایی یا پِر اشتهایی. بی خوابی یا کم خوابی. کمبودنیرو یا احساس خستگی. عزت نفس پایین. تمرکز کم یا اشکال در تصمیم‌گیری. احساس درماندگی. سردرد، گرفتگی عضلات و یا مشکلات گوارشی.[۲]

۳-طی این دوره دو ساله آشفتگی (یک سال در مورد کودکان و نوجوانان) شخص اصلاً به مدت بیش از دو ماه در یک نوبت بدون نشانه‌های موجود در ملاک‌های بند یک و دو هست. ۴-در طی دو سال اول آشفتگی (یک سال در مورد کودکان و نوجوانان) دوره افسردگی عمده وجود نداشته. ۵-هرگز یک دوره مانیک، یک دوره مختلط، یا یک دوره هیپومانیک وجود نداشته و هرگز ملاک‌های تشخیصی اختلال ادواری خویی وجود نداشته‌است. ۶-این اختلال منحصراً در طی دوره یک اختلال روان پریشی مزمن، مثل اسکیزوفرنیا یا اختلال هذیانی پیدا نمی‌شود. ۷-نشانه‌ها، پریشانی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی را در کارکرد اجتماعی، کاری، یا بقیه زمینه‌های مهم کارکرد باعث می‌شوند

خصوصیات مرتبط با سن[ویرایش]

افسردگی در سنین مختلف ممکن است خصوصیات متفاوتی داشته باشد. در دوران پیش از بلوغ شکایات جسمی، توهمات شنوائی (شنیدن صداهای ناموجود)، اضطراب و انواع فوبی‌ها بیشتر دیده می‌شود. در نوجوانی سوءمصرف مواد، رفتارهای ضداجتماعی، مسائل مربوط به مدرسه (فرار از مدرسه، مشکلات تحصیلی) و عدم رعایت بهداشت و در سالمندی آلزایمر (فراموشی)، حواس‌پرتی و نقص‌های شناختی (مانند اختلالات حافظه و گیجی) بیشتر مشاهده می‌شود.

خصوصیات پیوسته[ویرایش]

ناراحتی‌های جسمانی نیز در بیماران بیشتر دیده می‌شود و ممکن است افسردگی را بپوشاند و بسیاری اوقات علل روانی دارد. سردرد، اختلالات گوارشی، یبوست، شکایات قلبی و ادراری-تناسلی از جمله آن‌ها هستند.

درمان[ویرایش]

درمان‌های ضدافسردگی را می‌توان به دو دسته کلی دارویی و غیردارویی تقسیم کرد. اثربخشی هر دو این درمان‌ها در مطالعات فراوانی مشاهده شده‌است.

در زمینه پیشگیری از این بیماری نیز پژوهش‌ها نشان می‌دهند که مصرف ماهی تازه همراه با خرما در برخي از وعده‌های غذایی احتمال ابتلا به افسردگی را کاهش می‌دهد. اسیدهای چرب امگا ۳ موجود در ماهی، ساختار غشای مغز و میزان دوپامین و سروتونین را تغییر می‌دهند. دوپامین و سروتونین از مهمترین انتقال دهنده‌های عصبی محسوب می‌شوند که نقش مهمی در کنترل افسردگی ایفا می‌کنند. علاوه بر این، پروتئین، ویتامین و مواد معدنی موجود در ماهی نیز در برابر افسردگی اثر محافظتی دارند. اسیدهای چرب امگا ۳ از زوال شناختی جلوگیری می‌کند و برای سلامت مغز نیز مفید است.[۱۶]

طب سنتي - ابوعلي سينا : با توجه به نگاهي عميق ، جامع و دقيق به ابعاد متعدد اختلال افسردگي اساسي روش درماني كه تلفيقي از مباحث اجتماعي، روانشناختي و فيزيولوژيك، بيولوژيك متناسب با نيازها و پيچيدكي هاي زندگي مدرن بشر امروز باشد و از طرفي تعاليم ارزشمند حكماي طب در هزاران سال قبل را نيز مورد استفاده قرار دهد، رويكرد طب سنتي و علم مزاج شناسي است، از نگاه طب سنتي و نظريه مزاج ها اين چنين مطرح مينمايند كه متخصص روانشناسي باليني يا روانشناس سلامت يا پزشك عمومي و يا روانپزشكي كه داري تجربه و تخصص در علم مزاج شناسي طب سنتي است ، پس از دريافت شرح حالي بسيار كامل MSEو رسيدن به تشخيصي دقيق ،و مزاج شناسي در ابعاد متعدد از قبيل اصلاح الگوي تغذيه براي ايجاد تعادل مزاجي و استفاده از تكنيك هاي متعدد روان درماني و در صورت نياز استفاده از روشها و اعمال يداوي طب سنتي مانند حجامت و فصد ، قي و انواع ماساژ و غيره توسط تكنسين هاي مربوطه ، زير نظر روانشناس يا پزشك متخصصي داراي تجربه در طب سنتي ، استفاده از گياهان دارويي متعدد ، به ايجاد تعادل مزاجي و اخراج خلط قالب بيماري زا در بدن و روان بيمار مي نمايد ، به طور كلي اين متخصصين با رويكردي بين رشته اي و با استفاده از علم روانشناسي ، پزشكي و طب سنتي سبك زندگي lifestyle بيمار را تغيير ميدهند، لازم به ياد اوريست كه در اين روش به دليل بالا بودن عوارض جانبي متعدد و فراوان منفي داروهاي شيميايي مربوط به بيماريهاي اعصاب و روان و وابستگي هاي دارويي ، تحمل و ... تا حد امكان از داروهاي شيميايي به جز موارد بسيار شديد اورژانسي استفاده نميگردد و از گياهان دارويي به صورت دم نوش ها و ... استفاده شده در برخي موارد از داروهاي گياهي مركب و ... استفاده مي شود ، نكته بسيار مهم اين است كه روش ، نگاه و متدولوژي درماني بخصوص در طب سنتي ايران طب سينوي ،درمان علتي بيماريها مي باشد نه درمان علامت هاي بيماري ،حل مسئله مطرح است نه پاك كردن صورت مسئله ، از بين بردن كوتاه مدت علائم اختلال و بازگشت بيماري ! درمان با اين روشها بسيار ريشه اي و پايه اي هستند اما دقيقا به همين دليل كمي زمان بر بوده و معمولا در دوره هايي ٤٠ تا ١٢٠ روزه بيمار و اطرافيان شاهد تغييرات خواهند بود ، اين روش و رويكرد به تازگي مجددا در حال شكوفايي و رشد و انجام پژوهش ها و انتشار مقالات گوناگون مي باشد ، اليته به صورت انحصاري ، چرا كه نگاه جامع حكماي بزرگي چون ابو علي سينا و رازي به بيماريهاي رواني بنا به دلايل متعدد به فراموشي سپرده شده ، در مواري هم به دليل عدم به روز شدن علمي ، عدم تحقيقات و پژوهش متخصصين بهداشت رواني مسئولين ارشد بهداشت و تصميم سازان سلامت ، اين رويكرد شناخته نشده و در دستور كار مراكز درماني و بيمارستانهاي عمومي ان طور كه بايد در جهت خدمت به بيماران قرار نگرفته, در مواردي هم به دليل انحصاري بودن اين تخصص بين رشته اي و كم بود فرد متخصص و تحصيل كرده در زمينه روانشناسي، پزشكي نوين و طب سنتي اين رويكرد يا متد درماني در انحصار اكادميها و دپارتمانهايي در كشورهاي توسعه يافته و اقشار ثروتمند قرار گرفته، كه البته با رشد فرهنگ عمومي ملت ها در حال گسترش به تمامي طبقات اجتماعي و اقتصادي جوامع مي باشد . پرچمداران اين روش درماني در حال حاضر روانشناسان باليني و سلامت با گرايش طب سنتي - پزشكان و روانپزشكان با گرايش طب سنتي - متخصصين تغذيه طب سنتي هستند.

،در موارد شدید استفاده از داروهای ضد افسردگی بهترین گزینه‌ بوده است . این داروها در دهه‌های اخیر از نظر کمی و کیفی رشد فراوانی داشته‌اند اما با مصرف بلند مدت انها شاهد عوارض متعدد جانبي منفي خواهيم بود ، لازم به ذكر است دارو درماني حتما بايد به موازات روان درماني باشد . در غير اين صورت فرايند درمان به درستي طب نخواهد شد و محوريت روانشناس در درمان اختلال افسردگي استسي در پژوهشهاي متعدد به اثبات رسيده است ، کاردرمانی و روان درمانی‌های شناختی-رفتاری و در برخی موارد تحلیلی نیز در درمان افسردگی مؤثر هستند. در موارد خفیف‌تری که هنوز افسردگی در حد یک اختلال ظاهر نشده‌است، انجام کارهایی برای کاهش فشار و استرس از جمله خرد کردن کارهای بزرگ به کارهای کوچک، حق تقدم (برای) برخی (کارها) قرار دادن و انجام دادن هرآنچه که می‌توانید به همان اندازه که می‌توانید، ورزش معتدل (ملایم)، رفتن به یک سینما، شرکت کردن در یک (مراسم) مذهبی، اجتماعی، یا سایر فعالیتهایی که ممکن است به شما کمک کنند، صحبت و همنشینی با دوستان و خانواده، خودداری از مصرف الکل، برخورداری از رژیم غذایی متعادل و کم‌چرب، مثبت‌اندیشی، تماشای فیلم‌های خنده‌دار و شاد، رفتن به مسافرت، سهیم شدن در فعالیت‌هایی که می‌تواند مفید باشد و احساس بهتری برای شما به‌وجود بیاورد. رویکرد درمانگری شناختی رفتاری به افسردگی[ویرایش]رویکرد درمانگری شناختی رفتاری به افسردگی[ویرایش]

«آرون‌تی‌بک» (به انگلیسی: [Temkin Beck]) مفهوم «سه‌گانگان شناختی» را برای افکار خودکار مطرح کرده است. او بر این باور است که افسرده‌ها از «افکار خودکار» منفی دربارهٔ (۱) خود، (۲) جهان (مثلاً افراد خاصی یا به‌طور کلی همهٔ مردم) و (۳) آینده استفاده می‌کنند. افکار خودکار فرد افسرده شامل عقاید و الگوهای شناختی است که می‌تواند در اثر عوامل زیستی (مثلاً نقص در عملکرد هورمونها) شکل گرفته باشد و یا در دوران کودکی به‌صورت مشاهدهٔ رفتار والدین، معلمان و دیگران در قالب «طرح‌واره‌های شناختی» آموخته شده باشد. چنین طرحواره‌هایی در آنها الگوی درماندگی را در هیجان‌رفتار نشان می‌دهند. طرح‌واره‌های شناختی افکار افراد افسرده، دستِکم دارای سه خطای اساسی است. اول آنکه در پس هر شکستی، مردم از خود می‌پرسند: «آیا علت این شکست همیشگی است یا موقتی؟» در این زمان، فرد افسرده فکر می‌کند که علت شکست همیشگی است و احتمال می‌دهد که در آینده هم تکرار شود یعنی که علت شکست خود را پایدار می‌داند. به‌همین دلیل بدبینی و درماندگی او نیز ادامه می‌یابد و به شرایط و موقعیت‌های دیگر «تعمیم» داده می‌شود. اما اگر چنین کسی، فکر کند که علت این شکست مثلاً خواب بد دیشب بوده است، در این صورت برای شکست خود از علتی ناپایدار استفاده کرده است و بر همین اساس الگوهای درماندگی پایدار به بدبینی و درماندگی‌های همیشگی می‌انجامد درحالی‌که الگوهای ناپایدار گذرا هستند. بر همین اساس، «جودیت بِک» (به انگلیسی: [S. Beck]) نیز بر این باور است که انسانها به دو دلیل اصلی دچار افکار خودکار منفی و یا برداشت‌های غیرواقعی از موفقیت یا شکست خود می‌شوند: «اول آنکه آنها موقعیت خود، جهان پیرامون و آینده را با توجه به شرایط کنونی به درستی ارزیابی نمی‌کنند، بنابراین آنها باید ابتدا برای یافتن مشکل و مسئله‌ای که وجود دارد، «خودسنجی» کنند تا موقعیت کنونی را به درستی ارزیابی نمایند و دوم آنکه آنها نیازمند برنامه‌ای تقویت شده برای خود هستند.

بتازگی مطالعات محققان دانشگاه استنفورد نشان داد که داروی‌های رایج درمان دیابت نوع ۲ که برای افزایش حساسیت بدن به انسولین مورد استفاده قرار می‌گیرند، قادر به درمان افسردگی مزمن هستند. دیابت به دلیل مقاومت بدن نسبت به انسولین بوجود می‌آید و تحقیقات نشان می‌دهد که این عامل نقش مهمی در بروز افسردگی دارد؛ به همین دلیل است که افسردگی یکی از عوارض دیابت به شمار می‌آید.[۱۷]

راه‌های غلبه بر افسردگی

همه ما گاهی دچار حالت ناامیدی و افسردگی می‌شویم. مثلاً وقتی روابط ما با دیگران از هم پاشیده می‌شود. ممکن است شوکه شویم، گریه کنیم، غذا نخوریم، عصبانی شویم، خوب نخوابیم و بدخلق و مضطرب شویم.

این حالت معمولاً پس از چند روز برطرف می‌شود و شخص به زندگی طبیعی بازمی‌گردد. اما آنچه پزشکان آن را افسردگی می‌نامند، حالت افسردگی به این شکل نیست. بلکه این اصطلاح برای تعریف بیماری شدیدتری به کار می‌رود که حداقل چند روز طول می‌کشد و بر جسم و روح اثر می‌گذارد. این بیماری ممکن است بی هیچ دلیلی بروز کند و زندگی فرد را تهدید کند. هیچ وقت وجود یک علامت تک نشانگر وجود افسردگی و یا به قول معروف افسردگی بالینی در فرد نیست. بسیاری از علایم شبیه یکدیگرند، اما وقتی فرد به افسردگی مبتلا می‌شود این علائم شدیدتر می‌گردند و مدت بیشتری ادامه می‌یابند. اگر حالت ناامیدی و افسردگی بر تمام ابعاد زندگی شما تأثیر بگذارد، ۲ یا چند هفته ادامه یابد و یا به حدی برسد که به فکر خودکشی بیفتید، کار صحیح آن است که از دیگران یاری بطلبید.

«آرون‌تی‌بک» (به انگلیسی: [Temkin Beck]) مفهوم «سه‌گانگان شناختی» را برای افکار خودکار مطرح کرده است. او بر این باور است که افسرده‌ها از «افکار خودکار» منفی دربارهٔ (۱) خود، (۲) جهان (مثلاً افراد خاصی یا به‌طور کلی همهٔ مردم) و (۳) آینده استفاده می‌کنند. افکار خودکار فرد افسرده شامل عقاید و الگوهای شناختی است که می‌تواند در اثر عوامل زیستی (مثلاً نقص در عملکرد هورمونها) شکل گرفته باشد و یا در دوران کودکی به‌صورت مشاهدهٔ رفتار والدین، معلمان و دیگران در قالب «طرح‌واره‌های شناختی» آموخته شده باشد. چنین طرحواره‌هایی در آنها الگوی درماندگی را در هیجان‌رفتار نشان می‌دهند. طرح‌واره‌های شناختی افکار افراد افسرده، دستِکم دارای سه خطای اساسی است. اول آنکه در پس هر شکستی، مردم از خود می‌پرسند: «آیا علت این شکست همیشگی است یا موقتی؟» در این زمان، فرد افسرده فکر می‌کند که علت شکست همیشگی است و احتمال می‌دهد که در آینده هم تکرار شود یعنی که علت شکست خود را پایدار می‌داند. به‌همین دلیل بدبینی و درماندگی او نیز ادامه می‌یابد و به شرایط و موقعیت‌های دیگر «تعمیم» داده می‌شود. اما اگر چنین کسی، فکر کند که علت این شکست مثلاً خواب بد دیشب بوده است، در این صورت برای شکست خود از علتی ناپایدار استفاده کرده است و بر همین اساس الگوهای درماندگی پایدار به بدبینی و درماندگی‌های همیشگی می‌انجامد درحالی‌که الگوهای ناپایدار گذرا هستند. بر همین اساس، «جودیت بِک» (به انگلیسی: [S. Beck]) نیز بر این باور است که انسانها به دو دلیل اصلی دچار افکار خودکار منفی و یا برداشت‌های غیرواقعی از موفقیت یا شکست خود می‌شوند: «اول آنکه آنها موقعیت خود، جهان پیرامون و آینده را با توجه به شرایط کنونی به درستی ارزیابی نمی‌کنند، بنابراین آنها باید ابتدا برای یافتن مشکل و مسئله‌ای که وجود دارد، «خودسنجی» کنند تا موقعیت کنونی را به درستی ارزیابی نمایند و دوم آنکه آنها نیازمند برنامه‌ای تقویت شده برای خود هستند تا بتوانند از دیگران نیز کمک بگیرند»[

انواع[ویرایش]

از انواع دیگر افسردگی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: افسردگی عمده، افسردگی جزیی، افسردگی سایکوتیک.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ ۱٫۸ "Depression". NIMH. May 2016. Retrieved 31 July 2016. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Richards, C. Steven; O'Hara, Michael W. (2014). The Oxford Handbook of Depression and Comorbidity (in English). Oxford University Press. p. 254. ISBN 9780199797042. 
  3. Lynch, Virginia A.; Duval, Janet Barber (2010). Forensic Nursing Science (in English). Elsevier Health Sciences. p. 453. ISBN 0323066380. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ Patton, Lauren L. (2015). The ADA Practical Guide to Patients with Medical Conditions (in English) (2 ed.). John Wiley & Sons. p. 339. ISBN 9781118929285. 
  5. Fournier JC, DeRubeis RJ, Hollon SD, Dimidjian S, Amsterdam JD, Shelton RC, Fawcett J (January 2010). "Antidepressant drug effects and depression severity: a patient-level meta-analysis". JAMA 303 (1): 47–53. doi:10.1001/jama.2009.1943. PMC 3712503. PMID 20051569. 
  6. Kirsch I, Deacon BJ, Huedo-Medina TB, Scoboria A, Moore TJ, Johnson BT (February 2008). "Initial severity and antidepressant benefits: a meta-analysis of data submitted to the Food and Drug Administration". PLoS Med. 5 (2): e45. doi:10.1371/journal.pmed.0050045. PMC 2253608. PMID 18303940. 
  7. Braun, C; Bschor, T; Franklin, J; Baethge, C (2016). "Suicides and Suicide Attempts during Long-Term Treatment with Antidepressants: A Meta-Analysis of 29 Placebo-Controlled Studies Including 6,934 Patients with Major Depressive Disorder.". Psychotherapy and psychosomatics 85 (3): 171–9. doi:10.1159/000442293. PMID 27043848. 
  8. Driessen Ellen; Hollon Steven D (2010). "Cognitive Behavioral Therapy for Mood Disorders: Efficacy, Moderators and Mediators". Psychiatric Clinics of North America 33 (3): 537–55. doi:10.1016/j.psc.2010.04.005. PMC 2933381. PMID 20599132. 
  9. Association, American Psychiatric. American Psychiatric Association Practice Guidelines for the Treatment of Psychiatric Disorders: Compendium 2006 (in English). American Psychiatric Pub. p. 780. ISBN 9780890423851. 
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Global Burden of Disease Study 2013, Collaborators (22 August 2015). "Global, regional, and national incidence, prevalence, and years lived with disability for 301 acute and chronic diseases and injuries in 188 countries, 1990–2013: a systematic analysis for the Global Burden of Disease Study 2013.". Lancet (London, England) 386 (9995): 743–800. doi:10.1016/S0140-6736(15)60692-4. PMC 4561509. PMID 26063472. 
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ Kessler, RC; Bromet, EJ (2013). "The epidemiology of depression across cultures.". Annual review of public health 34: 119–38. doi:10.1146/annurev-publhealth-031912-114409. PMC 4100461. PMID 23514317. 
  12. American Psychiatric Association (2013), Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (5th ed.), Arlington: American Psychiatric Publishing, pp. 160–168, ISBN 978-0-89042-555-8, retrieved 22 July 2016 
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ Hersen, Michel; Rosqvist, Johan (2008). Handbook of Psychological Assessment, Case Conceptualization, and Treatment, Volume 1: Adults (in English). John Wiley & Sons. p. 32. ISBN 9780470173565. 
  14. درمان افسردگی
  15. هارولد کاپلان و بنیامین سادوک، چکیده روانپزشکی بالینی، ترجمه فرزین رضاعی. تهران ارجمند. جلد دوم. صفحه97. ISBN 9789644961762
  16. مصرف ماهی احتمال ابتلا به افسردگی را کاهش می‌دهد . [خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) http://irna.ir]
  17. درمان افسردگی مزمن با داروی دیابت . [خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) http://www.irna.ir]
  18. هارولد کاپلان و بنیامین سادوک، چکیده روانپزشکی بالینی، نصرت‌الله پورافکاری، سوم پائیز ۱۳۷۷، تهران: آزاده، ص ۹۹. ISBN 964-90053-2-3
  • «Depression»(انگلیسی)‎. emedicine. بازبینی‌شده در دی ۱۳۸۸. 
  • ویکی‌پدیای انگلیسی.