ونسان ون گوگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
'ونسان ون گوگ'
Vincent van Gogh - Self-Portrait - Google Art Project (454045).jpg
نام اصلی فینسِنت فان خوخ
Vincent van Gogh
زادهٔ ۳۰ مارس ۱۸۵۳
زوندِرت، برابانت شمالی، هلند
درگذشت ۲۹ ژوئیهٔ ۱۸۹۰ (۳۷ سال)
اور سور اواز، نزدیک پاریس، فرانسه
علت مرگ خودکشی (مورد تردید[۱])
جایگاه خاکسپاری اور سور اواز
خویشاوندان تئودوروس ون گوگ (برادر)
ملّیت هلندی
رشته نقاشی، طراحی، چاپ[۲]
جنبش پسادریافتگری
آثار برجسته سیب‌زمینی‌خورها
شب پُرستاره
گل‌های آفتابگردان
تراس کافه در شب
اتاق خواب در ارل
گندم‌زار با کلاغ‌ها
درختان زیتون

وَنسان وَن گوگ یا فینسِنت ویلم فان خوخ (به هلندی: Vincent Willem van Gogh) (زادهٔ ۳۰ مارس ۱۸۵۳ - درگذشتهٔ ۲۹ ژوئیهٔ ۱۸۹۰) یک نقاش پسادریافتگر هلندی بود که کار او تأثیر گسترده‌ای بر هنر سده ۲۰ (میلادی) داشت. کار او شامل تک‌چهره، خودنگاره، چشم‌انداز، طبیعت بی‌جان، سرو، کشتزار گندم و گل آفتابگردان است. او از کودکی به نقاشی علاقه داشت ولی تا اواخر دههٔ دوم زندگی‌اش نقاشی نکرد. او بسیاری از کارهای شناخته‌شده‌اش را در دو سال آخر زندگی‌اش تکمیل کرد. وی در یک دهه بیش از۲٬۱۰۰ کار هنری تولید کرد که شامل ۸۶۰ نقاشی رنگ روغن و بیش از ۱٬۳۰۰ نقاشی با آبرنگ، طراحی و چاپ[۲] می‌شود.

ون گوگ در خانواده‌ای سطح متوسط به بالا به دنیا آمد و جوانی خود را به عنوان فروشنده آثار هنری گذراند. او پس از تدریس در آیل‌ورث و رامس‌گیت انگلستان به لاهه، لندن و پاریس مسافرت کرد. او در جوانی عمیقاً مذهبی بود و آرزو داشت کشیش شود. از ۱۸۷۹ (میلادی) به عنوان مُبلغ مسیحی در میان کارگران زغال‌سنگ در بلژیک فعالیت کرد و در آنجا آغاز به کشیدن طرح‌هایی از مردم محلی نمود. در ۱۸۸۵ (میلادی) سیب‌زمینی‌خورها را که نخستین کار مهم او شناخته می‌شود کشید. در مارس ۱۸۸۶ به پاریس رفته و با دریافتگری فرانسوی آشنا شد. بعدها به جنوب فرانسه رفت و تحت تأثیر نور آفتاب شدید آنجا قرار گرفت.

هرچند او در زمان حیاتش در گمنامی به‌سر می‌برد و در تمام طول عمر خود تنها یک تابلو، یعنی تاکستان سرخ را فروخت.[۳] اما اکنون به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین نقاشان سده ۱۹ (میلادی) در جهان شناخته می‌شود.

ون گوگ شیفته نقاشی از مردم طبقهٔ کارگر مانند تابلوی سیب‌زمینی‌خورها، کافه‌های شبانه مانند تراس کافه در شب، مناظر طبیعی فرانسه، گل‌های آفتابگردان، شب پر ستاره و خودنگاره بود. وی در اواخر عمر به شدت از بیماری روانی اختلال دوقطبی و فشار روحی رنج می‌برد.

زندگی‌نامه[ویرایش]

کودکی و جوانی (۱۸۵۳–۱۸۸۰)[ویرایش]

ونسان ون گوگ در ۳۰ مارس ۱۸۵۳ در زوندِرت[۴]؛ روستایی نزدیک شهر بردا در استان برابانت شمالی هلند[۵][۶] نزدیک مرز بلژیک زاده شد. او بزرگترین فرزند زنده‌مانده آنا کورنلیا کاربنتوس و تئودوروس ون گوگ بود. پدر و پدربزرگ او کشیش و سه‌ تا از عموهایش فروشنده آثار نقاشی بودند. نام پدربزرگ و عموی او نیز ونسان بود که به او «عمو کِنت» می‌گفت. همچنین ونسان نام برادر بزرگ‌تر وی و فرزند نخست خانواده بود که چندی پس از تولد و یک سال پیش از تولد ونسان درگذشته بود. برادر محبوب و حامی‌اش تئودوروس ون گوگ، ملقب به تئو، چهار سال پس از ونسان در ۱ مه ۱۸۵۷ به‌دنیا آمد. سپس خانواده ون گوگ دارای چهار فرزند دیگر، یک پسر به نام کور و سه دختر به نام‌های آنا، الیزابت و ویل شد. ونسان اغلب کودک ساکت و آرامی بود.

در سال ۱۸۶۰ (میلادی) وارد دبستان روستای زوندرت شد. جایی که یک کشیش کاتولیک به ۲۳۰۰ دانش‌آموز درس می‌داد.

از سال ۱۸۶۱ (میلادی) یک معلم خصوصی، به او و خواهرش ویل درس می‌داد تا اینکه در سال ۱۸۶۴ (میلادی) به یک مدرسه شبانه‌روزی به نام سنت پرولی[۷] در زونبرگ[۸] رفت. دوری از خانواده او را افسرده می‌کرد و این مسئله را در بزرگ‌سالی نیز عنوان کرد. در سال ۱۸۶۶ (میلادی) به یک دبیرستان به نام ویلن کلس[۹] در تلبوری[۱۰] رفت و در آن‌جا تحت نظر کنستانتین هایزمن، که در پاریس به موفقیت‌هایی رسیده بود، اصول نخستین طراحی را آموخت.

در سال ۱۸۶۸ ونسان ناگهان به خانه بازگشت؛ بعدها در نامه‌ای به تئو، سال‌های نخستین خود را این‌گونه توصیف می‌کند: «دوران جوانی من تیره و سرد و بی‌حاصل بود».

ونسان در ۱۸ سالگی، بین ۱۸۷۱ و ۱۸۷۲. او در این زمان در یکی از شعبه‌های شرکت گوپیل و شرکا در لاهه کار می‌کرد.

ونسان در سال ۱۸۶۹ (میلادی) نزد عمویش ونسان در یکی از شعبه‌های بنگاه خرید و فروش آثار هنری به نام گوپیل و شرکا در لاهه مشغول به کار شد و سپس در سال ۱۸۷۳ (میلادی) از طرف عمویش به لندن فرستاده شد. این دوران خوبی برای ونسان بود و در بیست سالگی از پدرش بیشتر پول درمی‌آورد.

در همین دوران او عاشق دختر صاحب‌خانه‌اش آگنی لویر[۱۱] شد ولی از وی جواب رد شنید. ونسان به‌تدریج گوشه‌نشین شد و به دین روی آورد. پدر و عمویش او را به پاریس فرستادند. در آن‌جا بود که ونسان از اینکه با هنر مانند یک کالای مصرفی برخورد می‌کرد پشیمان شد و این روحیه را به مشتریان نیز منتقل می‌کرد تا این‌که در ۱۸۷۶ (میلادی) از کار اخراج شد.

اعتقاد مذهبی او به تدریج شدیدتر شد تا آنجا که به انگلستان بازگشت و در یک مدرسه به صورت داوطلبانه و بدون دستمزد به تدریس مشغول شد. او تصور می‌کرد در مسیر درست زندگی قرار گرفته‌ است. این مدرسه در بندر رامس گیت[۱۲] قرار داشت و این فرصتی بود تا ونسان چند طرح از مناظر آن‌جا بکشد. ونسان، به مدت ۱۵ ماه در رشته علوم دینی در آمستردام تحصیل کرد. او پس از ترک تحصیل و پرداختن به نقاشی، سال‌ها پس از این دوران به‌عنوان «وحشتناک‌ترین دوران زندگی»اش نام برد.[۱۳]

مدتی بعد جای مدرسه عوض شد و ونسان هم به خانه بازگشت و شش ماه را در یک کتاب‌فروشی به کار مشغول بود. ولی این کار وی را راضی نمی‌کرد و وی بیشتر وقت خود را در اتاق پشت مغازه به طراحی و برگردان انجیل به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی می‌گذراند.

در این دوران به گواهی هم اتاقی‌اش گورلیتز[۱۴] که آموزگاری جوان بود به شدت صرفه‌جو بود و از مصرف گوشت پرهیز می‌کرد.

در سال ۱۸۷۷ (میلادی) وی تصمیم داشت روحانی شود و تحصیل الهیات را در دانشگاه ادامه دهد؛ بنابراین خانواده‌اش او را به آمستردام و نزد دیگر عمویش جان[۱۵] که یک فرمانده نیروی دریایی بود فرستادند؛ ولی وی از تحصیل الهیات ناکام ماند و آن‌جا را ترک کرد.

ونسان مدتی در انگلستان و نیز در میان کارگران معادن‌کاری زغال‌سنگ شهر بوریناژ واقع در بلژیک به عنوان مبلغ دین مسیحی فعالیت کرد.

زندگی هنری (۱۸۸۰–۱۸۹۰)[ویرایش]

ونسان ون گوگ فعالیت هنری خود را به عنوان طراح و نقاش از سال ۱۸۸۰ (میلادی) و در سن ۲۷ سالگی آغاز کرد. وی پس از مواجهه با آثار ژان فرانسوا میله عمیقاً تحت تأثیر نقاشی‌های او و پیام اجتماعی آنها قرار گرفت و در همین زمان بود که طراحی را به‌صورت جدی و حرفه‌ای آغاز کرد. او از آنجا که در سن ۳۷ سالگی درگذشت، در واقع تمام آثارش را در ۱۰ سال آخر عمر خویش آفرید که شامل بیش از ۹۰۰ نقاشی، بیش از ۱۱۰۰ طراحی و ۱۰ چاپ[۲] می‌شود. برخی از پرآوازه‌ترین آنها در ۲ سال پایانی عمرش کشیده شده‌اند.

ون گوگ در ابتدا تحت تأثیر نقاشی‌های هلندی از رنگ‌های تیره و اندوه‌ناک استفاده می‌کرد تا این‌که برادر جوان‌ترش تئو که به خرید و فروش تابلوهای نقاشی اشتغال داشت بعدها باعث آشنایی او با نقاشان دریافتگر شد.[۱۶] آشنایی وی با جنبش‌های دریافتگری و نودریافتگری در پاریس پیشرفت هنری او را سرعت بخشید.

ون گوگ شیفته نقاشی از کافه‌های شبانه، مردم طبقهٔ کارگر، مناظر طبیعی فرانسه و گل‌های آفتاب‌گردان بود. مجموعهٔ گل‌های آفتابگردان او که تعدادی از آنها از سرشناس‌ترین نقاشی‌هایش نیز به شمار می‌آیند شامل ۱۱ اثر است. خودنگاره‌ها و شب‌های پرستارهٔ وی از دیگر نقاشی‌های برجستهٔ او به شمار می‌آیند.

او دوست داشت تابلوهایش تأثیر مستقیم و قوی اوکی‌یوئه‌های ژاپنی را داشته باشند که آنها را بسیار ستایش می‌کرد. آرزو داشت هنر صاف و ساده‌ای بیافریند که نه تنها هنرشناسان متمول را خوش بیاید، بلکه مایهٔ شگفتی و آرامش همه انسان‌ها باشد.[۱۷] گفته می‌شود که «گندم‌زار با کلاغ‌ها» آخرین اثر ون گوگ است. اما در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد.

خودنگاره با گوش باند پیچی شده و پیپ، آرل، ۱۸۸۹. مجموعه خصوصی.
خودنگاره با گوش باند پیچی شده، آرل، ۱۸۸۹. مؤسسه هنری کورتولد، لندن.

بریدن گوش چپ[ویرایش]

وَنسان وَن گوگ که از بیماری روانی رنج می‌برد، در دسامبر ۱۸۸۸ گوش چپ خود را با تیغ سلمانی برید.[۱۸] دربارهٔ اصل ماجرا تردیدی وجود ندارد و خود نقاش هم در دو خودنگاره تصویر خود را با گوش باند پیچی شده کشیده‌است. ون گوگ تا روز ۲۳ دسامبر دو گوش درست داشت، اما روز بعد که او را در بستر غرق خون یافتند، جای گوش چپ[۱۹] او خالی بود و به یاد نمی‌آورد چه بلایی به سرش آمده‌ است. دربارهٔ چگونگی ماجرا حرف و حدیث زیاد است و دو گفتمان بر سر زبان‌ها است:

نخست: ون گوگ، که در اوایل سال ۱۸۸۸ به توصیه برادر کوچک و مهربانش تئو به شهر آرل در جنوب فرانسه کوچ کرده بود چند ماه بعد به ناراحتی روحی و افسردگی شدید دچار شد؛ او در کابوس‌های ترسناک و هذیان‌آلود دست و پا می‌زد و به حالت روان‌پریشی نزدیک می‌شد. هنرمند رنجور و حساس که از مدتی پیش در گوش چپ خود صداهایی تحمل‌ناپذیر می‌شنید تصمیم گرفت با اقدامی قطعی خود را از شر گوش راحت کند.

دوم: روایت دیگر این است که ون گوگ به یک زن روسپی به نام راشل دل بسته بود و چون مال و منالی نداشت به او بدهد، به دلبر خود قول داده بود که به او یک «هدیه گرانبها» تقدیم کند و این البته گوش خودش بود. برای این روایت گواه واقعی وجود دارد. زیرا راشل واقعاً گوش بریده را دریافت کرد.[۲۰]

پرترهٔ دکتر گاشه ونسان این اثر را در آخرین سال زندگی خود کشید، ۱۸۹۰

مرگ (۱۸۹۰)[ویرایش]

ون گوگ در آخرین سال زندگی خود (۱۸۹۰) به دکتر گاشه روانشناسی که کامی پیسارو به او معرفی کرده بود، مراجعه کرد. نخستین برداشت ون گوگ از گاشه که چهره‌اش را نیز کشیده‌است[۲۱] این بود که دکتر از خود او بیمارتر است.

روز به روز فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیق‌تر می‌شد با این حال او تنها در ۲ ماه پایانی عمرش ۹۰ نقاشی برجای گذاشت. ونسان ون گوگ در ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی در اثر شلیک گلوله به شکمش زخمی شد و روز بعد در مهمان‌سرای رَوو درگذشت. ونسان آخرین احساسش را به برادر خود که پیش از مرگش بر بالین وی آمده بود این‌گونه بیان کرد: «غم برای همیشه باقی خواهد ماند». شش ماه بعد تئو نیز درگذشت.

مقبره ونسان ون گوگ و برادرش تئو

تردید در خودکشی[ویرایش]

بر پایه باور بیشتر مردم، وی خودکشی کرده‌ است. ولی بر پایه برخی گفته‌ها، مرگ وی در اثر شلیک گلوله از یک تفنگ معیوب توسط دو نوجوان مست صورت گرفته‌ است و وی بعداً تصمیم گرفت که برای حفاظت از آنها، مسئولیت واقعه را بر عهده بگیرد. پژوهشگران معتقدند که گلوله با زاویه و نه به‌طور مستقیم به قسمت فوقانی شکم ون گوگ اصابت کرده است. در حالی که در صورت خودکشی انتظار می‌رود گلوله به‌طور مستقیم به فرد اصابت کند.[۱]

پژوهشگران بر پایه شواهد و نامه‌های به‌دست‌آمده معتقدند که ون‌گوگ نیت خودکشی نداشته اما زمانی که با مرگ یا خطر آن مواجه شد، خود را تسلیم مرگ کرده‌ است.[۱]

در سال ۱۹۶۵ (میلادی) یک کشاورز، تفنگی را که ون گوگ با آن خودکشی کرد در مزرعه گندمی که ون‌گوگ برای نقاشی به آن می‌رفت در نزدیکی دهکده اور سو اواز پیدا کرد. با اینکه قدمت این تپانچه تقریبا و کالیبر گلوله‌های آن شبیه همان گلوله‌هایی است که ونسان ون‌گوگ خود را با آن کشت اما درباره اصالت این تفنگ، تردیدهای اساسی وجود دارد.[۲۲]

نامه‌ها[ویرایش]

جامع‌ترین منبع اصلی برای درک ون گوگ به عنوان یک هنرمند و به عنوان یک انسان مجموعه‌ای از نامه‌های بین او و برادر کوچکترش تئودوروس ون گوگ است.[۲۳] آن نامه‌ها پایه همه دانش ما درباره افکار و عقاید ون گوگ هستند.[۲۴][۲۵] تئو از نظر مالی و احساسی حامی ون گوگ بود. بیشتر آنچه به عنوان افکار و عقاید هنری ونسان شناخته شده‌ است، در صدها نامه فرستاده‌شده بین آنها بین سال‌های ۱۸۷۲ تا ۱۸۹۰ ثبت شده‌ است. بیش از ۶۵۰ نامه از ونسان به تئو و حدود ۴۰ نامه از تئو به ونسان باقی مانده‌ اند.

گرچه بسیاری از نامه‌ها تاریخ ندارند، تاریخدانان هنری می‌توانند ترتیب زمانی آنها را تعیین کنند. البته مشکلاتی هم، به ویژه برای مشخص‌کردن تاریخ نامه‌های فرستاده شده از آرل، وجود دارد. گرچه مشخص است که در این دوره ونسان حدود ۲۰۰ نامه به زبان‌های هلندی، فرانسه و انگلیسی به دوستانش نوشت.[۲۶] تجزیه و تحلیل دوران زندگی ونسان در پاریس سخت‌ترین دوره است. چون دو برادر با هم زندگی می‌کردند و نیازی به مکاتبه نداشتند.[۲۷]

خانه زرد، آرل، ۲۹ سپتامبر ۱۸۸۸ (نامه ۶۹۱ به تئو ون گوگ).

ونسان در انزوای خودخواسته‌اش در آرل، همه اندیشه‌ها و امیدهایش را در نامه‌هایی به تئو، که به صورت خاطره‌نگاری‌های روزانه درآمده بود می‌نوشت. در این نامه‌ها رسالتی که نقاش در خود احساس می‌کرده، تلاش‌ها و کام‌یابی‌ها، تنهایی غم‌بار و آرزوی داشتن هم‌صحبتی همدل به خوبی آشکار است.

در یکی از نامه‌هایش به تئو می‌نویسد: «ایده تازه‌ای در سرم بود و این پیش‌طرحی از آن است. این بار موضوع تابلو همان اتاق خواب خودم است، اتاقی که در آن فقط رنگ است که اهمیت دارد؛ و ضمن آن که با سادگی و یک‌دستی خود شکوهی به اشیاء داده‌ است، نشان می‌دهد که این اتاق چیزی جز محل خواب و استراحت نیست. خلاصه بگویم، نگاه‌کردن به این تابلو باید موجب استراحت فکر و بیش از آن آسودگی خیال شود.»[۲۸]

علاوه بر نامه‌های ونسان به تئو، نامه‌هایی به آنتون فان راپارد ،امیل برنار، خواهرش ویل و دیگران نیز به‌جا مانده‌ اند. این مجموعه، نخستین‌بار در سال ۱۹۱۴ (میلادی) توسط همسر برادرش یوهانا ون گوگ-بونگر در سه جلد به چاپ رسید و بعدها گفت آن را با ترس منتشر کرده‌است چون نمی‌خواست کارهای هنرمند در سایه زندگی‌اش قرار بگیرند. ون گوگ خود از خوانندگان علافه‌مند زندگی‌نامه هنرمندان دیگر بود و انتظار داشت زندگی آنها مطابق شخصیت هنری آنها باشد.[۲۳]

تئودوروس ون گوگ[ویرایش]

چهره تئو ون گوگ، ۱۸۸۷. پیش از این تصور می‌شد این یک خودنگاره از ونسان باشد ولی تحقیقاتی در سال ۲۰۱۱ نشان داده‌است که این چهره تئو است.[۲۹]

برادر نزدیک و پشتیبان همیشگی ونسان، تئودوروس ون گوگ ملقب به تئو چهار سال پس از ونسان در ۱ مه ۱۸۵۷ زاده شد. کار او فروش تابلوهای نقاشی بود و باعث آشنایی ونسان با نقاشان پسادریافتگر شد. تئو حتی زمانی که خود تنگ‌دست بود مخارج ونسان را می‌پرداخت و در ازای آن ونسان تابلوهایش را برای او می‌فرستاد. او مخارج سفر ونسان به ارل در جنوب فرانسه و اقامتش در آن شهر را از درآمد خود پرداخت. ونسان امیدوار بود بتواند چند سال در آن‌جا با خیال آسوده کار کند تا سرانجام روزی با فروش تابلوهایش زحمات برادرش را جبران کند. البته این آرزوی ونسان هیچ‌گاه برآورده نشد.

تئودوروس همیشه با ونسان رابطهٔ بسیار صمیمی‌ای داشت و نامه‌های بسیاری به یکدیگر می‌نوشتند. تئو در واقع تنها فردی بود که در زمان حیات ونسان او و نقاشی‌هایش را عمیقاً درک می‌کرد. او همچنین تنها کسی بود که هنگام مرگ ونسان در کنارش بود و هر کاری که از دستش برمی‌آمد برای نجات زندگی او انجام داد. تئو شش ماه پس از مرگ ونسان، در سن ۳۳ سالگی درگذشت.

آثار ون گوگ[ویرایش]

  • رنگ روغن: ۸۶۰ عدد[۳۰]
  • آب‌رنگ: ۱۵۰ عدد
  • طراحی: ۱۰۳۹ عدد
  • پیش‌طرح ضمیمه نامه: ۱۳۳ عدد
  • چاپ: ۱۰ عدد (شامل ۹ چاپ سنگی و ۱ چاپ فلزی)[۲]
  • نامه‌ها (نوشته شده توسط ونسان ون گوگ): ۸۲۰ عدد[۳۱]
نقاشی خانه‌ای در اور؛ او این نقاشی را در ژوئن ۱۸۹۰ خلق کرده‌است. هم‌اکنون این نگاره در موزهٔ هنر تولیدو، اوهایو است.

آثار دربارهٔ ون گوگ[ویرایش]

کتاب‌ها و فیلم‌های داستانی و مستند زیادی دربارهٔ ون‌ گوگ و آثارش نوشته و ساخته شده‌ است. از جمله:

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ «'دلیل مرگ ون گوگ خودکشی نبوده است'». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۵ مهر ۱۳۹۰.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ چاپ‌های ونسان ون گوگ، وبگاه vggallery.com‏.
  3. وبگاه vangoghgallery.com
  4. Zundert
  5. Vincent Van Gogh Biography, Quotes & Paintings, The Art History Archive; retrieved 12 July 2011.
  6. Pomerans (1997), pg. 1
  7. Jan Provily
  8. Zevenbergen
  9. Willen ll collese
  10. Tilbury
  11. Eugénie Loyer
  12. Ramsgate
  13. «مشهورترین ترک‌تحصیل کرده‌های جهان». ۱۴ بهمن ۱۳۹۳.
  14. Gorlitz
  15. jan van Gogh
  16. ارنست هانس گامبریچ(۱۳۸۵)، ص ۵۳۲
  17. ارنست هانس گامبریچ(۱۳۸۵)، ص ۵۳۴
  18. معمای جنون وَن گوگ، بی‌بی‌سی فارسی
  19. شور زندگی / ایرونیگ استون / دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن / چاپ 11، 1370، انتشارات یزدان / صفحه 407
  20. چه بلایی بر سر گوش ون گوگ آمد؟، بی‌بی‌سی فارسی
  21. چهره دکتر گاشه: مرد همراه پیپ، vggallery.com.‏
  22. «حراج 'اسلحه‌ای' که ون‌گوگ با آن خودکشی کرد». بی‌بی‌سی فارسی. ۳۰ خرداد ۱۳۹۸.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ Pomerans (1996), ix
  24. "Van Gogh: The Letters", vangoghletters.org; retrieved 7 October 2009.
  25. Van Gogh's letters, Unabridged and Annotated, webexhibits.org; retrieved 25 June 2009.
  26. Hughes (1990), 143
  27. Pomerans (1996), i–xxvi
  28. ارنست هانس گامبریچ(۱۳۸۵)، ص ۵۳۶
  29. چهره تئو ون گوگ، وبگاه موزه ون گوگ.
  30. نگارخانه ونسان ون گوگ، وبگاه vggallery.com‏.
  31. مروری بر نامه‌های ون گوگ (انگلیسی)، وبگاه نامه‌های ون گوگ وابسته به موزه ون گوگ. بازبینی‌شده در ۲۱ اکتبر ۲۰۱۵.
  32. IMDb Search
  33. «بازسازی زندگی و مرگ «ون گوگ» در فیلم انیمیشن «دوست داشتن ونسان»». euronews. ۲۰۱۵-۰۱-۳۰. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۲-۱۷.
  34. Behnegarsoft.com (۲۰۱۳-۰۸-۲۵). «ایبنا - 123 سال از مرگ ونگوگ گذشت». خبرگزاری کتاب ایران (IBNA). دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۲-۱۷.
  35. «مراسم فرش قرمز فیلمی دربارهٔ ون‌گوگ در جشنواره فیلم ونیز». euronews. ۲۰۱۸-۰۹-۰۴. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۲-۱۷.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]