مارپیچ سکوت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

مارپیچ سکوت نظریه‌ای در علوم ارتباطات است که دانشمند آلمانی، الیزابت نوئل نیومن مطرح کرد. مارپیچ سکوت باور دارد که بر اساس قدرت رسانه‌ای می‌توان عقاید مخالف و انحرافی را مأیوس ساخت و اجازه داد در گرداب سکوت به فراموشی سپرده شوند. به نظر نیومن می‌باید در تأثیر همه پیام‌ها با هم و در یک مجموعه به جستجو پرداخت و نه تنها در پیام‌های جداگانه و منفرد آنگونه که مدل کلاپر(Klapper) در سال ۱۹۶۰ پیشنهاد کرده بود.[۱][۲][۳][۴]

تأثیر تلویزیون[ویرایش]

به نظر نیومن، اگر محققان قبلاً موفق نشدند تأثیر رسانه‌ها را به‌خوبی ثبت کنند به این دلیل بوده‌است که آن‌ها ارتباط تدریجی که رخ داده را به‌حساب نمی‌آوردند. از آنجایی که بینندگان تلویزیون دانش و نظرات خود را می‌توانستند به غیربینندگان نیز منتقل سازند، توانایی تشخیص تفاوت میان این دو گروه و همچنین تأثیرات ادعا شده توسط تلویزیون برای محققان وجود نداشت. اینکه تلویزیون هیچ تأثیری بر عموم مردم ندارد را نیومن به فیلی تشبیه می‌کند که آن را استتار کرده باشیم. تأثیرات آنچنان بسیار بزرگ هستند که ثبت آن‌ها را دشوار خواهد کرد.[۵][۶]

اصول گرداب سکوت[ویرایش]

  1. مردم غیر منطقی هستند. آن‌ها احساسات خود را دنبال می‌کنند.
  2. بنا به نظر نیومن به‌طور عمده اگر نوع رسانه استفاده شده انتخابی نباشد قدرت رسانه بزرگ است، مانند تلویزیون که یک رسانه غیر انتخابی است. (در زمان نیومن تعداد روزنامه‌هایی که خوانندگان می‌توانستند انتخاب کنند از کانال‌های تلویزیون که بینندگان استفاده می‌کردند بیشتر بوده‌است)
  3. تأثیر رسانه‌ها بد و قابل سرزنش است.
  4. مردم با ترس مداوم از انزوای اجتماعی زندگی می‌کنند. یک نگرش که توسط اکثریت مردم به اشتراک گذاشته نشده و در نتیجه هیچ پشتیبانی مردمی هم ندارد، می‌تواند به انزوای اجتماعی فرد منجر شود. در چنین شرایطی تمایل پیوستن به نگرش غالب، آن‌چنان رشد می‌کند که بقیهٔ دیدگاه‌های شخص از بین می‌روند.[۷]

سه عامل[ویرایش]

با توجه به نظریه گرداب سکوت، سه عامل انباشتگی، هماهنگی و حوزه عمومی است که تعیین عملکرد رسانه را به‌عهده می‌گیرند و آن را چنین قدرتمند می‌سازند.

  1. انباشتگی: پیام‌های رسانه‌ای تکرار می‌شود (موضوع در روزنامه، در تلویزیون، در اینترنت). به دلیل تکرار خبر در فواصل منظم احتمال اینکه فرد اخبار را نشنیده باشد بسیار کم است. (یک بولتن خبری هر ساعت)
  2. هماهنگی: مردم به دلیل ترس از انزوای اجتماعی و فشار گروهی خود را با دیدگاه‌های غالب هماهنگ می‌سازند، آن‌ها تلاش می‌کنند خودشان را آنگونه که پذیرفته شوند با افکار عمومی همگام سازند. این قانون برای ایستگاه‌های تلویزیونی نیز معتبر است، زیرا آن‌ها نیز روی دیدگاه‌های جمعی حساب می‌کنند، این خبرنگاران هستند که تصمیم می‌گیرند چه موضوعاتی دارای ارزش خبری هستند یا خیر. انتخاب روزنامه نگاران اغلب مشابه هستند و آن‌ها همچنین خودشان را آنچنان با نگرش‌های غالب وفق می‌دهند که ساخت گزارش از رویدادهای خاص در رسانه‌های مختلف تا حدود زیادی با یکدیگر سازگار باشد. «بسته روزنامه‌نگاری» به این پدیده اشاره دارد.
  3. حوزه عمومی: به نظر نیومن انسان، به شدت وابسته به محیط اطراف خویش است. فرد از طریق رسانه‌های جمعی اطلاعات اطراف خویش را کسب می‌کند و با کمک همان اطلاعات نظر شخصی خود را به وجود میاورد. از آنجا که رسانه‌ها در حوزه عمومی عمل می‌کنند و مداوم تعداد بیشتری از مردم را جذب می‌کنند توانایی ایجاد گرداب سکوت و تقویت آن را نیز دارا هستند. شخصی که فکر می‌کند نظر او با دیدگاه غالب سازگار است، بیشتر تمایل دارد نظر خود را بازگو کند تا شخصی که مخالف دیدگاه غالب است و متقاعد نشده. در واقع این همان عاملی است که منجر به مارپیچ سکوت می‌شود.[۸]

ماهیت نظریه گرداب سکوت[ویرایش]

  1. مردم از انزوای اجتماعی هراسانند.
  2. برای جلوگیری از انزوا، فضای نظری را از نزدیک تحت نظارت قرار می‌دهند.
  3. اطلاعات در مورد فضای نظری را از دو منبع بدست می‌آورند:
  4. مشاهدات شخصی، ارتباط میان فردی
  5. رسانه‌های جمعی به ویژه تلویزیون
  6. رسانه‌های جمعی تصویر نسبتاً هماهنگی از واقعیت را منتشر می‌کنند،
  7. با گذشت زمان تنها تعداد کمی از مردم ابراز نظری در برابر افکار عمومی غالب خواهند داشت. عقاید مخالف در گرداب سکوت از بین خواهند رفت. اما مردم هسته اصلی را تشکیل می‌دهند، آن‌ها می‌توانند فرایند گرداب جدیدی را آغاز کنند که در نهایت یک نظر دیگر نیز منقرض گردد.[۹][۱۰]

پانویس[ویرایش]

  1. Umlauf, Petra (2016). Die Studentinnen an der Universität München 1926 bis 1945. Auslese, Beschränkung, Indienstnahme, Reaktionen. Berlin: de Gruyter. p. 549. ISBN 978-3-11-044478-0.
  2. «Professor Is Criticized for Anti-Semitic Past (Published 1991)» (به انگلیسی). The New York Times. ۱۹۹۱-۱۱-۲۸. شاپا 0362-4331. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۱-۲۰.
  3. West, Richard; Turner, Lynn H. (2010). Introducing Communication Theory: Analysis and Applicatinon. New York: McGraw Hill. p. 411. ISBN 978-0-07-338507-5.
  4. Lang, Kurt; Lang, Gladys Engel (1 September 2012). "What is this Thing we Call Public Opinion? Reflections on the Spiral of Silence". International Journal of Public Opinion Research. 24 (3): 368–386. doi:10.1093/ijpor/eds014. ISSN 0954-2892.
  5. Conformisme
  6. Askay, David A. (2014-05-19). "Silence in the crowd: The spiral of silence contributing to the positive bias of opinions in an online review system:". New Media & Society. doi:10.1177/1461444814535190.
  7. Gearhart, Sherice; Zhang, Weiwu (2013-09-23). "Gay Bullying and Online Opinion Expression: Testing Spiral of Silence in the Social Media Environment". Social Science Computer Review. doi:10.1177/0894439313504261.
  8. Neolle-Neumann, Elisabeth (1993). The spiral of silence: Public opinion, our social skin. Chicago: University of Chicago Press.
  9. Glynn, C. J; McLeod, J.M (1984). "Implications of the spiral of silence theory for communication and public opinion research". Political communication yearbook: 43–65.
  10. Splichal, Slavko (2015-06-11). "Partial retraction: Legacy of Elisabeth Noelle-Neumann: The spiral of silence and other controversies:". European Journal of Communication. doi:10.1177/0267323115589265.

منابع[ویرایش]

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Ur». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای هلندی، بازبینی‌شده در ۱۲ آوریل ۲۰۱۶.