محمد مسعود

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

محمد مسعود با نام مستعار «م . م دهاتی » (متولد ۱۲۸۴ - درگذشت ۱۳۲۶) روزنامه نگار و رمان‌نویس ایرانی و مدیر مرد امروز بود. وی که فارغ‌التحصیل روزنامه‌نگاری از بلژیک بود، کار مطبوعاتی خود را از روزنامه اطلاعات آغاز کرد و با بسیاری از نشریات همکاری داشت.[۱]

زندگی[ویرایش]

محمد مسعود در سال ۱۲۸۰ ش در شهر قم چشم به جهان گشود. پدرش میرزاعبدالله مردی پیشه‌ور و روشنفکر و هوادار نهضت مشروطه و اهل قم بود.

وی پس از اتمام تحصیلات دبستانی به منظور کسب علوم قدیم و دینی با خواندن جامع المقدمات، تحصیلات خود را در یکی از حوزه‌های علمیه قم ادامه داد پس از آن در سال ۱۳۱۱ ه.ش جهت امرارمعاش به تهران رفت و در بازار مشغول به کار شد.

پس از شهریور ۱۳۲۰ و برقراری آزادی نسبی، با اخذ امتیاز روزنامه‌ای شروع به روزنامه‌نگاری کرد. وی ابتدا می‌خواست به یاد علی‌اکبر داور که موجبات عزیمتش به فرنگ را فراهم ساخته بود و خود روزنامه نگاری قدیمی بود که روزنامه‌ای به نام «مرد آزاد» منتشر می‌ساخت، تقاضای صدور این نام را برای خود کند که طبق قانون مطبوعات امکان نداشت. وی سپس نام «مرد امروز» را برگزید تا سرانجام در اوایل سال ۱۳۲۱ امتیاز آن به نامش صادر شد.

وی زبان تلخی برای انتقاد داشت و همین امر باعث شد که مدت‌ها روزنامه‌ی وی توقیف شود و مورد پیگرد قانونی قرار گیرد. وی در روزنامه مرد امروز مورخه ۲۵ مرداد ۱۳۲۶ در مقاله‌ی اعتراض‌آمیزی برای اعدام احمد قوام (قوام السلطنه) یک میلیون ریال جایزه تعیین کرده بود.

سرانجام در ۲۱ بهمن همان سال در خیابان اکباتان تهران هنگام خروج از چاپخانه به ضرب گلوله کشته شد. درآغاز قتل محمد مسعود به دربار نسبت داده شد ولی این واقعی نبود.

بعدها خسرو روزبه در بازجویی‌ها در زندان قزل قلعه به ایجاد یک تیم ترور به همراه سروان ابولحسن عباسی) و به قتل محمد مسعود و پنج تن از اعضای حزب توده اعتراف کرد. یکی از این چهار نفر، حسام لنکرانی (فرزند یک روحانی شناخته شده در آذربایجان) بوده‌است.[۲] با اینحال روزبه در این اعترافات، بر انجام ترورها، بدون اطلاع دادن به حزب و هنگامی که سازمان نظامی منحل شده و اعضای آن دیگر عضو حزب نبودند، تاکید دارد که بازجویان نپذیرفته و رد کردند. این اعترافات در کتابی با نام «کمونیسم در ایران» انعکاس یافته که زیر نظر سرهنگ ستاد (علی زیبایی)توسط کادرهای بالای حزب توده ﻛه بعد اﺯ واقعه ۲۸ مرداد به ﺯندان افتاده بودند تدوین شده است.[۳][۴][۵] شکل گیری تیم ترور از موضوعات جنجالی و مورد مناقشه بوده‌است که برخی از اعضای بخش میانه رو حزب آنرا به بخش تندرو نسبت داده‌اند و به نظر می‌رسد که رهبری حزب از برخی با اطلاع و از برخی دیگر بی اطلاع بوده‌است. گزارشهای متفاوتی در این خصوص از اعضای حزب وجود دارد.[۶]

بعد از ترور، نشریات حزب توده قتل وی را به شدت زیر سئوال بردند و روزنامه مردم در شماره ۲۷۵، آن را «ترور فجیع» نامید و نوشت:

«محمد مسعود...به دست تروریست‌های ماهری که وسائل قتل نامبرده را با نقشه منظم و پیش‌بینی شده ای تهیه دیده بودند، کشته شد...ترور مدیر یک روزنامه هنگامی که دشمنان آزادی ایران برای ایجاد یک دیکتاتوری راه را هموار می‌کنند نمی‌تواند تنها جنبه فردی داشته باشد بلکه عملی است که دامنه وسیع اجتماعی دارد و هر فرد یا جمعیتی که به اجتماع ایران علاقه دارد باید اهمیت این اقدام زشت را درک کند...کشتن یک مدیر روزنامه (فقط) برای ایجاد وحشت و رعب (است)...ترور برای منظور سیاسی و برای از میان برداشتن آزادی قلم، طلیعه ایجاد حکومت دیکتاتوری و قلدری است...»

تا سالها، داستان قتل محمد مسعود به دست شاه و اشرف در محافل به عنوان یک اصل مسلم مورد پذیرش قرار گرفته بود. اما با دستگیری خسرو روزبه در ۱۵ تیر ۱۳۳۶ ورق برگشت. بازجویی‌های خسرو روزبه، ابوالحسن عباسی و ابراهیم پرمان نشان داد آن قتل فجیع ربطی به دربار شاه و دستگاه تیمور بختیار ندارد. آنها اعتراف کردند که ترور مزبور توسط یک کمیته هشت نفری صورت گرفته است.

آثار[ویرایش]

وی اولین رمانش، «تفریحات شب» را درسال ۱۳۱۱ نوشت. «در تلاش معاش» (۱۳۱۲) و «اشرف مخلوقات» (۱۳۱۳) را در پی آن نشر داد. در این رمان‌ها، فساد اجتماعی دوره‌ی رضا شاه را با خشم مورد حمله قرارد داد و جوانان سرگردانی را توصیف کرد که عمرشان با کار بیهوده‌ی ادرای و گشت و گذار در محلات پست شهر، تباه می‌کنند. محمد مسعود در سال‌های پس از شهریور ۱۳۲۰، «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» (۱۳۲۲) و جلد دوم آن، «بهار عمر» (۱۳۲۴) را منتشر کرد.[۱]

  • رمان سه گانه:
  1. تفریحات شب (۱۳۱۱)
  2. در تلاش معاش (۱۳۱۲)
  3. اشرف مخلوقات (۱۳۱۳)
  • گل‌هایی که در جهنم می‌روید (۱۳۲۲)
  • بهار عمر (۱۳۲۴) (جلد دوم «گل‌هایی که در جهنم می‌روید»)

پيوند به بيرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ صد سال داستان‌نویسی ايران، [ويراست دوم]، حسن عابدینی، تهران: نشر چشمه، ۱۳۸۰
  2. چهار تن دیگر: محسن صالحی، داریوش جعفری، پرویز نوایی و آقابرار فاطری بوده اندو (نقل از مازیار بهروز، کتاب «شورشیان آرمانخواه»، ترجمه پرتوی، صفحه ۳۱۴)
  3. Tortured Confessions by Ervand Abrahamian, Published by University of California Press, 1999, ISBN 0-520-21866-3, 9780520218666, Page۸۹ & ۹۴ & ۹۵
  4. مازیار بهروز. «فصل اول: شکست و احیا». در شورشیان آرمانخواه. ترجمهٔ مهدی پرتوی. چاپ اول. ققنوس، ۱۳۸۰. ص ۶۰ و ۶۱. ISBN 964-311-263-2. 
  5. مازیار بهروز. «یادداشت‌های متن». در شورشیان آرمانخواه. ترجمهٔ مهدی پرتوی. چاپ اول. ققنوس، ۱۳۸۰. ص ۳۱۱. ISBN 964-311-263-2. 
  6. مازیار بهروز در کتاب شورشیان آرمانخواه می‌نویسد که یکی از موضوعات مورد مناقشه دو جناح تندرو و محافظه کار حزب توده، ایجاد تیم ترور حزبی برای حذف فیزیکی دشمنان واقعی و خیالی حزب بوده‌است. وی اینطور نتیجه گیری می‌کند که گرچه گزارشهای متفاوتی از رهبران در این مورد وجود دارد، اما شکی نیست که چنین تیمی وجود داشته‌است. فریدون کشاورز از جناح میانه رو معتقد بوده که کل جناح تندرو از این تیم خبر داشته‌است. در مورد محمد مسعود، کشاورز و همچنین طبری (در اعترافات پس از زندانی شدن وی به سال ۱۳۶۲) ادعا می‌کنند که تیم ترور به فرماندهی روزبه و در ارتباط با جناح تندرو این ترور را انجام داده‌است، در صورتیکه در اعترافات منتسب به روزبه پس از دستگیری وی، این ترورها هنگامی صورت گرفتند که سازمان نظامی توسط حزب منحل شده بود و بنابراین احتمالاً حزب از آن خبر نداشت. در مورد سو قصد به شاه، کیانوری هرگونه نقشی را در سوقصد به شاه در سال ۱۳۲۷ انکار می‌کند با اینحال بر این نظر است که تمام حزب از این عملیات باخبر بوده‌است، اسکندری این موضوع را مورد تردید قرار داده‌است. نقل از مازیار بهروز، کتاب «شورشیان آرمانخواه»، ترجمه پرتوی، صفحات ۵۹، ۶۰ و ۶۱

منابع[ویرایش]