خسرو روزبه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

خسرو روزبه هم‌چنین مشهور با نام‌های مستعار «سعیدی» و «ستخر» (مخفف ستوان توپخانه، خسرو روزبه)[۱] (۱ شهریور ۱۲۹۴، سامن ملایر- ۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۷) ستوان کمونیست، ریاضیدان، نویسنده، متخصص نظامی و استاد دانشکده افسری بود که جهت مبارزه با حکومت پهلوی به حزب توده ایران پیوست. وی از اعضای شاخص و حیاتی سازمان نظامی و مخفی این حزب و مسئول شعبه اطلاعات کل آن بود. او را چه بسا بتوان جنجال‌برانگیزترین و شناخته‌شده‌ترین جانسپار جنبش کمونیستی در ایران نامید.[۲] روزبه نویسنده چندین کتابچه آموزش شطرنج و جنگ‌افزارهای توپخانه‌ای بود و تالیفات او درباره خمپاره و توپ سالها به عنوان کتاب درسی مدارس نظامی تدریس می‌شد. او به همراه آرداشس اُوانِسیان همچنین نخستین فرهنگ واژگان سیاسی در ایران را به رشته تحریر درآورد. خسرو روزبه که یکی از شخصیت‌های شگفتی‌زای تاریخ معاصر ایران به‌شمار رفته و عملیات او در گریز از دام ماموران، سالها نقل محافل و شهره خاص و عام بود، به سال ۱۳۳۶ دستگیر و یکسال پس از آن به اعدام محکوم شده و تیرباران شد.[۳]

زندگی[ویرایش]

خسرو روزبه دومین فرزند خانوادهٔ «ضیاء لشکر» در سال ۱۲۹۴ شمسی در سامن در شهرستان ملایر متولد شد. پدرش در ارتش، سمت ریاست کارپردازی لشکر را به‌عهده داشت و به‌همین جهت به دریافت لقب ضیا لشکر نائل گردید. مدتی بعد نیز رئیس ژاندارمری محلی ولایات ثلاث ملایر شد. او که مردی شریف بود، میراث پدری خود را در حین خدمت به ارتش از دست داد، به همین جهت خسرو در خانواده‌ای متوسط ولی در شرایط نامساعد مادی پرورش یافت. او دوران شش ساله دبیرستان را در ظرف چهار سال به پایان رساند و همواره شاگرد اول بود. امتحان نهایی را با معدل ۱۸٫۵۵ گذراند و به دریافت دیپلم علمی نائل شد. روزبه که به ریاضیات علاقه داشت، در کلاس پنجم متوسطه رساله‌ای در زمینه حل معادلات درجهٔ چهارم و درجات عالی از طریق تقسیم تسلسل نوشت و به کمک آن مسائل شیخ بها را که بر معادلات درجهٔ عالی منتهی می‌گردد، حل کرد.

از آنرو که شرایط مادی پدرش اجازه نمی‌داد تا در شعبه ریاضیات دانشکده علوم تحصیل کند، وی وارد دانشکده افسری شد. طی دوران تحصیل در دانشکدهٔ افسری، روزبه پیوسته در زمره شاگردان برجسته رسته توپخانه بود و مورد علاقه فرماندهانش قرار داشت. وی پس از مدتی برای آموزش دانشجویان، به خدمت در دانشکده افسری فراخوانده شد و کنفرانس‌های علمی و نظامی در دانشکدهٔ افسری، دانشکدهٔ فنی، دبیرستان و دانشکدهٔ کشاورزی و دانشکدهٔ دامپزشکی بر‌گزار نمود و در این دوران ۱۶ جلد کتاب نظامی، فنی و ریاضی برای شاگردان خود تألیف کرد. خسرو روزبه همچنین از استادان محبوب دانشجویان دانشکده افسری بود[۲] تلاش او به عنوان مسئول انتظامات دانشکده، در مبارزه با فساد، دزدی و رشوه‌خواری، واکنش منفی برخی از فرماندهان فاسد ارتش را به دنبال داشت[نیازمند منبع] و این واکنش به صورت توقیف‌های چند ساعته تا تبعید او به اهواز خود را نشان داد. وی پس از چندی در تبعید، مجدداً به دانشکده افسری منتقل شد و تا مهر سال ۱۳۲۴ به تعلیم دانشجویان پرداخت و جمعاً قریب به دو هزار نفر از افسران ارتش در کلاسهای درس وی شرکت داشتند. او که از استادان باسواد دانشکدهٔ افسری به‌شمار می‌رفت، مورد توجه رزم‌آرا – رئیس دانشکده – بود. او کتبی در زمینه‌های ریاضی - فنی تدوین کرد و در سال ۱۳۲۲ برای مبارزه انقلابی علیه حکومت وقت به حزب توده پیوست.

در سالهای اولیه شکل‌گیری حزب توده، کثرت مراجعه نظامیان با گرایش چپ موجب شد که حزب تصمیم به تأسیس یک سازمان نظامی مخفی بگیرد. آرداشس اُوانِسیان به عنوان نخستین مسئول سازمان نظامی معرفی شد، اما پس از بازگشت کامبخش از باکو، مسئولیت سازمان افسری به او سپرده شد. خسرو روزبه نیز در این دوران عضو هیأت اجرائیه سازمان افسری بود

در تابستان سال ۱۳۲۴ سرهنگ عبدالرضا آذر به اتفاق سرگرد علی اکبر اسکندانی که هر دو عضو سازمان افسران حزب توده بودند، تصمیم به قیام مسلحانه علیه رژیم گرفتند و به همراه گروهی از همفکرانشان در ترکمن صحرا قیام کردند. ولی این حرکت که به قیام افسران خراسان شهرت یافت و به سرعت سرکوب شد، حساسیت فراوانی برانگیخت. عده‌ای از افسران مبارز به فرمان ستاد ارتش به کرمان تبعید شدند. طرح دستگیری روزبه نیز ریخته شد اما روزبه که در مرخصی یک‌ماهه به سر می‌برد، به جای بازگشت به خدمت، مخفی شد و از بازداشت نجات یافت.

زندگی مخفی و تعقیب و گریز[ویرایش]

در این نخستین دوران از زندگی مخفی‌اش، سلسله مقالاتی به نام مستعار «ستخر» (مرکب از حروف اول «سروان توپخانه خسرو روزبه») در افشاء مفاسد سران ارتش و همچنین دعوت افسران و درجه‌داران به مبارزه علیه حکومت نگاشت. کتاب «اطاعت کورکورانه» را نیز در همین دوران منتشر کرد که در کشور بازتاب وسیعی یافت و افکار عمومی را متوجه وجود افسری پیشتاز در درون ارتش نمود که پذیرای سنت حاکم یعنی اطاعت کورکورانه نیست. او در این کتاب از احساسات میهن‌دوستانهٔ خود، از نفرتش نسبت به استعمار و دست‌نشاندگان امپریالیسم انگلیس در ارتش، و از عشق و علاقه‌اش به مردم محروم سخن گفته‌است. روزبه همچنین نویسنده چندین رساله درباره شطرنج و جنگ‌افزارهای توپخانه‌ای بود و به همراه اوانسیان نخستین فرهنگ واژگان سیاسی در ایران را با عنوان «فرهنگ لغات واصطلاحات فلسفی واقتصادی و سیاسی» به رشته تحریر درآورد.[۳]

خسرو روزبه به مارکسیسم و تساوی مردم وفاداری خاص داشت ولی بارها اصرار کرده بود که کمونیسم را در ایران «مزدکیسم» بنویسند زیرا که ایرانیان را نخستین فرضیه پردازان آن می‌دانست.[نیازمند منبع] او برخی از رهبران حزب توده را «اصلاح‌طلب محض»، «لیبرال بورژوا» و «لابی‌گر پارلمانی» می‌دانست. اوانسیان در خاطرات خود، بی‌ریایی و صداقت روزبه را ستوده و در عین حال او را رادیکال و ناشکیبا که خواستار انضباط سخت‌گیرانه‌تری است، توصیف می‌نماید.[۲]

روزبه در ۱۷ فروردین ۱۳۲۶ توسط رکن دوم ستاد ارتش دستگیر شد و قرار بود پس از انتقال به آذربایجان در دادگاه زمان جنگ محاکمه و تیرباران شود. اما در روز ۱۷ اردیبهشت همان سال، روز ملاقات عمومی زندانیان دژبان مرکز، به کمک تنی چند از همرزمانش از زندان گریخت.

او در فروردین ۱۳۲۷ مجدداً دستگیر شد و دادستانی ارتش برای وی تقاضای اعدام نمود و در نهایت روزبه به ۱۵ سال زندان محکوم شد. او در آذر ماه ۱۳۲۹ به همراه نه تن دیگر از رهبران حزب توده (از جمله کیانوری، مرتضی یزدی، جودت، نوشین و قاسمی) که قبلاً همگی در دادگاه نظامی محاکمه شده بودند، به یاری افراد بیرون از زندان، ترتیب یک فرار جنجالی را از زندان قصر دادند، با تهیه نقشه قبلی یک نفر با لباس افسری ارتش و کامیون نظامی به زندان قصر مراجعه و با نشان دادن مدارک جعلی خود را نماینده دستگاه قضایی ارتش معرفی و زندانیان را جهت انتقال به زندان مرکزی در جنوب تهران تحویل گرفت. دو افسر نگهبان زندان هم که از پیش در جریان ماجرا بودند به بهانه بدرقه زندانیان با همین خودرو از آنجا خارج شدند و چند ساعت بعد اعلام شد که همگی با این نقشه فرار کرده بودند. این فرار مهیج و بیسابقه در تاریخ زندان قصر، موجب شد تا شایعاتی مبنی بر کمک رزم‌آرا به زندانیان برای تخریب شاه، بر سر زبانها بیفتاد فروتن که طرح فرار مخاطره‌آمیز زندانیان توده‌ای را ریخته بود، این شایعه را مورد تمسخر قرار داد.[۴]

محور مرکزی فعالیت روزبه و یارانش در این زمان، گسترش سازمان افسران آزادیخواه در درون ارتش بود. علاوه بر این او در مقام مسؤولیت شعبهٔ «اطلاعات کل حزب توده ایران» و «شعبه اطلاعات تشکیلات افسران آزادی‌خواه ایران» در واقع به مثابه چشم‌وگوش حزب بود. پس از غیرقانونی اعلام شدن حزب توده در سال ۱۳۲۷ فعالیت سازمان افسران افزایش یافت و در دوران حکومت مصدق تعداد اعضای آن به ۶۰۰ تن رسید. در جریان کودتای ۲۸ مرداد، بسیاری از فعالان سیاسی به سازمان افسران چشم امید داشتند و تا سال‌ها این سازمان را به دلیل دخالت نکردن در کودتا سرزنش کردند.

یکسال پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تعداد زیادی از افسران عضو سازمان بازداشت شدند. روزبه که در بازپرسی‌های اولیه، خود را مهندس معرفی کرده بود قبل از آن که شناخته شود، به دست افسران هم‌رزمش فراری داده شد. اما ۲۷ تن از افسران اعدام شدند. ۴۲ نفر دیگر که حکم اعدام گرفته بودند یک درجه تخفیف گرفتند و به همراه ۹۲ تن دیگر به حبس ابد محکوم شدند. ۱۱۹ نفر به ۱۵ سال حبس با کار اجباری، ۷۹ نفر به ۱۰ سال زندان مجرد و ۸۹ نفر به حبس‌های یک و نیم تا ده سال محکوم شدند.

در چنین روزهایی، روزبه اخبار دستگیری و شکنجهٔ هم‌رزمان خود را دریافت می‌کرد و برای حفظ و جابه‌جا کردن آن‌هایی که هنوز دستگیر نشده بودند، تلاش می‌نمود و ناگزیر هر روز به لباسی در می‌آمد تا رد خود را بر دشمن گم کند و مراقب بود تا باقی‌ماندهٔ حزب را از تعرض ماموران حکومتی در امان دارد. سفارت انگلستان رشک ورزانه و از روی اکراه با دادن لقب «Red Pimpernel»[۵] به روزبه، او را به خاطر استتار و گریز از دامهای متعدد پلیس و شجاعت و بی‌پروایی وی که او را هم در نظر حزب توده، هم ماموران اطلاعاتی و هم در افکار عمومی، یک شخصیت افسانه‌ای جلوه می‌داد، ستود.[۳]

عاقبت وی در تابستان ۱۳۳۶، پس از گذاشتن قرار ملاقات با علی متقی که در خفا زندگی خود را با تحویل او به پلیس تاخت زده بود، پس از یک نبرد شدید با چندین تن از ماموران که در لباس مبدل، در بین مردم عادی خود را مخفی ساخته بودند، در یک کوچهٔ تنگ و بن‌بست در حوالی خیابان سیروس جنوبی (محله بازارچه اسماعیل بزاز)، هنگام بالا رفتن از تیر برق هدف گلوله قرار گرفته، مجروح و دستگیر شد.

بازجویی و اعدام[ویرایش]

خسرو روزبه را پس از دستگیری ابتدا جهت مداوا به بیمارستان و سپس به زندان قزل‌قلعه منتقل نمودند. چنان‌که ارواند آبراهامیان تاریخ‌نگار مشهور ایران معاصر در کتاب خود «اعترافات شکنجه‌شدگان» نقل می‌کند: روزبه - تحت شرایطی که اکنون بر ما آشکار نیست - مورد بازجویی قرار گرفت، از محاکمه او فیلم‌برداری شده و به طور مخفیانه در قزل قلعه به تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۷ تیرباران شد. سرهنگ علی زیبایی، بازجوی اصلی بازداشت‌شدگان حزب توده که بعدها به سفارش ساواک کتابی را به نام «کمونیسم درایران» نگاشته‌است و امکان دسترسی عموم به این کتاب تا پیش از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ وجود نداشته‌است در کتاب خود نقل می‌کند که خسرو روزبه در بازجویی‌ها به قتل محمد مسعود یک روزنامه‌نگار مستقل، در سال ۱۳۲۶ و هم‌چنین قتل چهار تن از اعضای حزب توده که به‌خاطر خیانت به حزب و فروش اطلاعات به پلیس پس از کودتای ۲۸ مرداد مورد ظن قرار داشتند، اعتراف کرده‌است. از این چهار نفر، نام حسام لنکرانی، فرزند یک روحانی شناخته شده در آذربایجان به چشم می‌خورد. زیبایی می‌نویسد که روزبه با این حال تاکید کرده‌است که قتل محمد مسعود را بدون در میان گذاشتن آن با حزب انجام داده‌است، در حقیقت حزب توده تشکیلات نظامی خود را در سال ۱۳۲۵ منحل کرده و تا سال ۱۳۲۹ آن‌را دوباره ایجاد نکرده‌است. به خاطر میانه‌روی بیش از حد و نامطلوب حزب، روزبه به سال ۱۳۲۵ از آن کناره‌گیری نموده و تا حدود سال ۱۳۳۰ دوباره به آن نپیوسته‌است. در کتاب زیبایی، روزبه - که به پیروی از میخائیل باکونین و نه مارکس و انگلس یک افراطی بوده - همچنین اعتراف می‌کند که معتقد بوده ترور یک روزنامه‌نگار شناخته‌شده و ضدّ دربار مانند مسعود، کشور را به وضعیت دوقطبی رسانده و حزب توده را افراطی‌تر و رادیکال‌تر خواهد کرد.[۶]

ساواک هیچ‌گاه اعترافات مخرب روزبه را بیرون نداد، شاید به این خاطر که مرگ جسورانه‌اش، از او یک الگوی انقلابی ساخته و پرداختن بیش‌تر به این موضوع، موجب شهرت و جنجال بیش‌تری برای او می‌شد. شاه ترجیح می‌داد از مخالفانش - زنده یا مرده - افرادی گم‌نام بسازد.[۳]

در شام‌گاه اجرای حکم اعدام، خسرو روزبه وصیت‌نامه هفتاد صفحه‌ای خود را در تقبیح کاپیتالیسم و ستایش سوسیالیسم نگاشت و شرح داد که به چه خاطر او خواهان آن است تا برای «آرمان بزرگ انقلابی» حزب توده جان خود را بدهد. حزب پس از تیرباران شدن روزبه، او را به مقام عضویت در کمیته مرکزی رساند و همرده تقی ارانی قرار داد. همچنین هر سال در سال‌روز کشته شدن او، با انتشار مقالاتی به تمجید و ستایش او پرداخت و مجسمه‌ای به افتخار او در ایتالیا برپاشد. احمد شاملو هم یک دوبیتی در ستایش او سرود[۷] و بسیاری از فعّالان چپ‌گرا - از جمله غیر توده‌ای‌ها - نام او را بر فرزندان تازه متولد شده خود نهادند. روزنامهٔ «ایزوستیا»، تعبیر «مردی بود که افسانه شد» را برای او به کار برد. به طور خلاصه او نماد مخالفت مصالحه‌ناپذیر، مقاومت قهرمانانه و جان‌فشانی شد.[۳][۸]

- بالستیک خارجی

  • ۵- قنداق
  • ۶- نقشهٔ قنداق (جلد مکمل قنداق)
  • ۷- اصول علمی تیراندازی ادوات سبک علیه هدف‌های متحرک
  • ۸- دیدبانی - محترقه‌ها
  • ۱۲- تیر ساحلی
  • ۱۳- رسالهٔ حل معادلات درجه چهارم ودرجهٔ عالی از طریق تقسیم تسلسل
  • ۱۴- اصول نظری وعلمی حل مسائل ساختن هندسه

ب- کتب ادبی و فلسفی

  • ۱۵- تاریخ مختصر جنگ جهانی دوم
  • ۱۶-اصول فلسفه (جلداول – مقدمه)
  • ۱۷- رز فرانس
  • ۱۸- کودک در خانه ومدرسه
  • ۱۹- ذهکدهٔ لجوج
  • ۲۰- بازی عشق ومرگ (اثر رومن رولان)
  • ۲۱- سومیکو دختر هیروشیمایی
  • ۲۲- رفقا (کتاب آموزشی کودکان)
  • ۲۳- خود آموز زبان روسی – ترجمه از فرانسه وتطبیق با خصوصیات زبان فارسی
  • ۲۴- غنچه‌های پژمرده
  • ۲۵- سوسیالیسم علمی وسوسیالیسم تخیلی
  • ۲۶- فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی و اقتصادی و سیاسی
  • ۲۷- جنگ کره

ج- کتب سیاسی

  • ۲۸- اطاعت کورکورانه
  • ۲۹- کشور شوراها چگونه‌است و چطور اداره می‌شود؟
  • ۳۰- خاندان پهلوی
  • ۳۱ تا ۳۶- کتابهای آموزش شطرنج

پانویس[ویرایش]

  1. خسرو روزبه؛ اسطوره حزب توده، بی‌بی‌سی فارسی؛] بازدید در ۱۹ ژانویه ۲۰۱۴.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ Tortured Confessions by Ervand Abrahamian, Published by University of California Press, ۱۹۹۹, ISBN 0-520-21866-3, 9780520۲۱۸۶۶۶, Page ۸۱
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ Tortured Confessions by Ervand Abrahamian, Published by University of California Press, ۱۹۹۹, ISBN 0-520-21866-3, 9780520۲۱۸۶۶۶, Page ۹۵
  4. Tortured Confessions by Ervand Abrahamian, Published by University of California Press, ۱۹۹۹, ISBN 0-520-21866-3, 9780520۲۱۸۶۶۶, Page ۸۷
  5. لقب قهرمان افسانه‌ای و خیالی دوران سرکوب پس از انقلاب فرانسه در کتابی به همین نام
  6. Tortured Confessions by Ervand Abrahamian, Published by University of California Press, ۱۹۹۹, ISBN 0-520-21866-3, 9780520۲۱۸۶۶۶, Page ۸۹ & ۹۴ & ۹۵
  7. شاملو در سال ۱۳۵۴ نیز شعری با عنوان «خطابه تدفین» در کتاب دشنه در دیس (تهران-۱۳۵۶) به مناسبت اعدام او سرود. این کتاب شاملو بعدها همراه گزیدهٔ چهارده کتاب از او در مجموعه‌ای با عنوان در جدال با خاموشی (تهران-۱۳۷۶) به چاپ رسید. در یادداشتی که در آخر کتاب برای این شعر نوشته شده‌است شاعر از اینکه شعر را به خسرو روزبه تقدیم کرده‌است اظهار پشیمانی می‌کند. او دلیل این کار خود را اقاریر روزبه دانسته‌است. ظاهراً روزبه در اقاریرش به نکاتی اشاره کرده‌است که از دیدگاه شاملو مذموم و ناپسند بوده‌اند.(منبع: در جدال با خاموشی:منتخب چهارده دفتر شعر۱۳۷۶-۱۳۲۴/احمد شاملو. -تهران:سخن٬۱۳۷۶. ص ۱۵۹)
  8. ۲۱ اردیبهشت، سالگرد شهات خسرو روزبه، تارنگاشت عدالت

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]