احسان طبری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
احسان طبری
زادروز ۱۲۹۵
ساری
درگذشت ۱۳۶۸ (۷۳ سال)
تهران
محل زندگی ساری، تهران، مسکو، لایپزیگ
ملیت ایرانی
نام‌های دیگر احسان طبری
رفیق طبری
پیشه نویسنده، شاعر و نظریه‌پرداز مارکسیست
مکتب مارکسیسم، مارکسیسم-لنینیسم

احسان‌الله طبری (زاده: ۱۲۹۵ در ساری، درگذشته: ۹ اردیبهشت ۱۳۶۸ در تهران) مشهور به «احسان طبری» و در میان اعضا و هواداران حزب توده به «رفیق طبری»، نویسنده، نظریه‌پرداز مارکسیست و عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران در سال‌های انقلاب ۱۳۵۷ ایران بود.[۱] وی از نخستین سال‌های دهه سی خورشیدی تا سال ۱۳۶۲ که به زندان‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران افتاد، «بانفوذترین، معروف‌ترین و برجسته‌ترین چهره نظری حزب توده ایران» شناخته می‌شد.[۲] احسان طبری در شب ۶ به ۷ اردیبهشت ۱۳۶۲ دستگیر و در زندان‌های حکومت جمهوری اسلامی مجبور به اقرار تلویزیونی و مکتوب شد.[۳] شکست چهره‌ او با ادعای «گرویدن به اسلام» و «باور به حقانیت حکومت جمهوری اسلامی»، ابهت چند دهه‌ حزب توده ایران را فروریخت.[۴] نهایتا احسان طبری، پس از سال‌ها تحمل زندان و شکنجه، در بیرون از زندان و به مرگ طبیعی درگذشت.[۵]

محتویات

ابتدای زندگی[ویرایش]

احسان طبری، در شش سالگی به مکتب سید عبدالمجید رفت و قرآن را تعلیم گرفت و خواندن و نوشتن آموخت.[نیازمند منبع] در هفت سالگی به مدرسه‏ احمدیه رفت و پس از پایان دوره ابتدایی به علت تبعید پدرش به تهران به اتفاق مادرش به آن شهر عزیمت کرد و دوره‏ دبیرستان را هم به انجام رسانید، آنگاه به دانشکده‏ حقوق راه یافت و فارغ‏ التحصیل شد. در خلال تحصیل در دانشکده‏ حقوق به فراگرفتن علوم ادبی و عربی پرداخت و در مدرسه‏ سپهسالار نزد اساتید کسب دانش کرد و با فلسفه و علوم عقلی نیز آشنایی یافت.

در سنین جوانی به سبب آشنایی با تقی ارانی به مارکسیسم گروید. وی یکی از ۵۳ نفر بود که در سال ۱۳۱۶ در دوران رضاشاه به خاطر ارتباط با دکتر تقی ارانی دستگیر و زندانی گردید. پس از شهریور ۱۳۲۰ مانند دیگر زندانیان سیاسی دوره رضاشاه آزاد شد و در تأسیس حزب توده ایران شرکت داشت. در سال ۱۳۲۵ در نخستین کنگره نویسندگان ایران در تهران شرکت کرد. در پس ترور نافرجام شاه در سال ۱۳۲۷ و اعلام غیر قانونی بودن حزب توده، در سال ۱۳۲۸ به اعدام محکوم شد، ناگزیر از ایران خارج شد و به شوروی گریخت و در آکادمی مسکو به تحصیل پرداخت و فارغ‏ التحصیل گردید و به مقام استادی رسید. در این مدت وی در رادیو مسکو کار می‏کرد و سرانجام پس از نه سال فعالیت در این کشور به آلمان شرقی رفت و در شهر لایبزیک اقامت گزید. در برلین دوره‏ آکادمی علوم اجتماعی را گذراندن و به دریافت مقام علمی «دکتر هابیل» در فلسفه دست یافت و سال‏ها در دانشگاه‏های آلمان به تدریس اشتغال داشت. وی با زبان‏های عربی و پهلوی و روسی و آلمانی و انگلیسی و فرانسوی و ترکی آذری و ترکی اسلامبولی آشنایی داشت و در تخصش در زمینه‏ تاریخ فلسفه و ادبیات بود.

طبری از نخستین سال‌های دهه سی خورشیدی تا سال ۱۳۶۲ که به زندان‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران افتاد، «یکی از معروف‌ترین و برجسته‌ترین چهره نظری حزب توده ایران» شناخته می‌شد.[۶] پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ همراه با دیگر رهبران حزب به ایران بازگشت و در حزب توده ایران فعالیت می‌کرد. با شروع سرکوبی حزب، در یورش دوم، او نیز دستگیر و در زندان اوین زندانی شد. پس از مدتی مانند بسیاری از دیگر رهبران حزب توده ایران در مصاحبه‌های تلویزیونی که دستگاه‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ترتیب داده بودند، شرکت کرد و از کارها و عقاید گذشته خود ظاهراً ابراز ندامت و خود را نفی کرد. در همین دوران کتابی به‌نام «کژراهه» به نام او منتشر شد که ظاهراً در آن از گذشته خود انتقاد کرده‌است.[نیازمند منبع]

مناظره‌های تلویزیونی[ویرایش]

روحانیت که به جذابیت حزب توده برای طبقه تحصیل‌کرده و نیز قدرت بسیج‌گری این حزب در قبال عامه مردم غبطه می‌خورد، رقیب را در مبارزه‌ای برابر از میدان به در نکرد. برای استقرار حکومت روحانیان پس از انقلاب ۵۷ نخست لازم بود از فضای ملتهب آن سال‌ها برای محبوبیت‌زدایی از حزب توده بهره گرفته شود. مناظره‌های تلویزیونی میان رهبران حزب توده و ایدئولوگ‌های جمهوری اسلامی یکی از ابزارها برای تبدیل جنگ سیاسی به جدال میان کفر و ایمان بود.[۷]

مناظره‌های تلویزیونی میان رهبران حزب توده مانند احسان طبری و نورالدین کیانوری و ایدئولوگ‌های جمهوری اسلامی، یکی از ابزارها برای تبدیل جنگ سیاسی به جدال میان کفر و ایمان بود. روحانیان دریافته بودند که برای سرکوب سیاسی حزب توده باید نخست سویه الحادی آن را برجسته کنند. چندی بعد بازداشت سران و اعضای حزب توده آغاز شد.[۸]

احسان طبری در شب ۶ به ۷ اردیبهشت ۱۳۶۲ دستگیر و در زندان‌های حکومت جمهوری اسلامی بازجویی، شکنجه و مجبور به اقرار تلویزیونی شد.[۹]

شکست رقیب با زور[ویرایش]

از نظر روحانیان آنچه زنگ پایان حزب توده را به صدا درآورد اعترافات تلویزیونی و مکتوب احسان طبری بود. پس از تقی ارانی، احسان طبری، پیامبر ایدئولوژیک حزب توده قلمداد می‌شد که نوشته‌هایش را روحانیان درگیر با حزب توده با دقت می‌خواندند. شکست چهره او با ادعای گرویدن به مسلمانی و باور به حقانیت جمهوری اسلامی، ابهت چند دهه حزب توده را فروریخت.[۱۰]

شاید اگر حزب توده در مقام سازمانی مخالف اما قانونی به حیات خود ادامه می‌داد با فروپاشی شوروی خود به خود به حاشیه رانده می‌شد و اهمیت خود را از دست می‌داد. اما روحانیتِ تازه به قدرت رسیده کینه‌ای دیرینه از این حزب داشت و آن‌قدر سراسیمه بود که نمی‌توانست اجازه دهد حزب توده به مرگی طبیعی چشم از جهان سیاست فروبندد.[۱۱]

مناظره تلویزیونی از راست: عبدالکریم سروش و مصباح یزدی در برابر احسان طبری و فرخ نگهدار در سال ۱۳۶۰

زندگی سیاسی[ویرایش]

مقالات زیادی از او در نشریه مردم ارگان حزب توده ایران منتشر شد. در سال ۱۳۲۵ در نخستین کنگره نویسندگان ایران شرکت کرد. در سال ۱۳۲۵ خورشیدی و در اوج سیاست‌های فرقه دمکرات آذربایجان و دخالت‌های ارتش سرخ که در آن زمان در ایران مستقر بود، دولت وقت اتحاد جماهیر شوروی کافتارادزه را برای جلب نظر دولت ایران در زمینه «انعقاد قرارداد امتیاز نفت شمال ایران» به آن کشور فرستاد. حزب توده ایران تظاهراتی را در پشتیبانی از سیاست اتحاد شوروری برگزار کرد. در چنین اوضاع و احوالی بود که احسان طبری با نوشتن مقاله‌ای، این موضوع را مطرح کرد که: «اگر دولت ایران برای شرکت نفت ایران و انگلیس در جنوب ایران امتیازی قائل است، به یقین درست خواهد بود که برای همسایه شمالی -شوروی- هم در شمال کشور چنین امتیازی را در نظر بگیرد و این کار، حفظ موازنه منفی است». این سیاست هم‌سازی و هم‌راهی با سیاست شوروی که نفی منافع و مصالح ملی ایران را هدف قرار داده بود، عده‌ای از کادرهای برجسته حزب توده از جمله اپریم اسحاق و خلیل ملکی را به عصیان واداشت و در نتیجه انشعاب اول حزب شکل گرفت.[۱۲] دفتر مرکزی حزب پس از استعفای اپریم اسحاق، در بیانیه‌ای او را «جاسوس انگلیس» معرفی کرد و احسان طبری، خلیل ملکی را «خائن و جاسوسی خواند که سرانجام به زباله‌دان تاریخ افتاد».[۱۳]

در سال ۱۳۲۷ پس از سوءقصدی که به شاه شد، حزب توده ایران منحل اعلام شد و اعضا و هوادارانش تحت تعقیب قرار گرفتند. عده‌ای از رهبران حزب از جمله طبری غیابا محاکمه و محکوم به اعدام شدند. او در سال ۱۳۲۸ بنا به تصمیم حزب ناگزیر از ایران خارج شد.

نویسندگی[ویرایش]

احسان طبری از جوانی در رشته‌های مختلف شعر، قصه، نقد هنری، بررسی‌های فلسفی و تاریخی و زبانی، آثاری ایجاد کرده و در دوران طولانی مهاجرت این تلاش را ادامه داده و در هر زمینه آثاری متعددی نگاشته‌است. احسان طبری تحصیلات خود را در آکادمی علوم اجتماعی مسکو انجام داده و به دریافت مقام علمی نامزد علوم فلسفی موفق شده سپس آن را در آکادمی علوم اجتماعی برلین ادامه و به دریافت مقام علمی (دکتر هابیل در فلسفه) رسید. در همین دوران برجسته ترین اثر [۱] وی به نام: (برخی بررسی‌ها در باره جهان‌بینی‌ها و بینش‌های اجتماعی در ایران) منتشر شد. طبری به هفت زبان مختلف آشنایی کامل داشت.[۱۴]

پس از انقلاب[ویرایش]

احسان طبری در زندان اوین.

پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ همراه با دیگر رهبران حزب به ایران بازگشت و در حزب توده ایران فعالیت می‌کرد. با شروع سرکوبی حزب، در یورش دوم، او نیز دستگیر و در زندان اوین زندانی شد. پس از مدتی مانند بسیاری از دیگر رهبران حزب توده ایران در مصاحبه‌های تلویزیونی که دستگاه‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ترتیب داده بودند، شرکت کرد و از کارها و عقاید گذشته خود ظاهراً ابراز ندامت و خود را نفی کرد.

در همین دوران کتابی به‌نام «کژراهه» به نام او منتشر شد که ظاهراً در آن از گذشته خود انتقاد کرده‌است.[نیازمند منبع] وی هم‌چنین کتابی به نام «شناخت و سنجش مارکسیسم» را نوشت در صفحه اول آن کتاب طبری آشکار می‌کند که اجبارا می‌نویسد:[۱۵]

«اکنون که با راهنمایی بازجوی عزیزم! به دین اسلام گرویده‌ام.»[۱۶]

روحانیت معتقد است شکست چهره او با ادعای «گرویدن به اسلام» و «باور به حقانیت حکومت جمهوری اسلامی»، ابهت چند دهه حزب توده ایران را فروریخت.[۱۷]

مرگ[ویرایش]

نهایتا احسان طبری، پس از سال‌ها تحمل زندان انفرادی و شکنجه، در زندان انفرادی وزارت اطلاعات به دور از همسر و خانواده اش درگذشت.[۱۸]

در پی مرگ او هوشنگ ابتهاج شعر مثنوی مرثیه را سرود.[۱۹]

کتاب‌ها[ویرایش]

  • فروپاشی نظام سنتی و زایش سرمایه‌داری
  • شناخت و سنجش مارکسیسم
  • خانواده برومند
  • چهره خانه
  • فرهاد چهارم
  • روشنفکر مأیوس
  • زایش و تکامل تئوری انقلابی
  • راندهٔ ستم
  • دهه نخستین
  • کژراهه
  • حماسه گئومات
  • شکنجه و امید
  • در دوزخ
  • رویای چینی
  • برخی بررسی‌ها در باره جهان‌بینی‌ها و بینش‌های اجتماعی در ایران
  • درباره اسلوب هیوریستک (دانش کشف) و برخی مسایل تئوری احتمالات
  • درباره سیبرنتیک یا دانش گردانش
  • درباره «منطق عمل»

مجموعهٔ شعر[ویرایش]

ترجمه[ویرایش]

  • آنتی دورینگ

منابع[ویرایش]

  1. داستان بازگشت طبری به ایران پس از سی سال، بی‌بی‌سی فارسی
  2. احسان طبری، متفکری خلاق یا نظریه پرداز باورهای جزمی؟، بی‌بی‌سی فارسی
  3. 'یورش' اول به حزب توده در سال ۶۱، بی‌بی‌سی فارسی
  4. نبرد روحانیت و حزب بر سر توده مردم، بی‌بی‌سی فارسی
  5. 'یورش' اول به حزب توده در سال ۶۱، بی‌بی‌سی فارسی
  6. نبرد روحانیت و حزب بر سر توده مردم، بی‌بی‌سی فارسی
  7. نبرد روحانیت و حزب بر سر توده مردم، بی‌بی‌سی فارسی
  8. نبرد روحانیت و حزب بر سر توده مردم، بی‌بی‌سی فارسی
  9. 'یورش' اول به حزب توده در سال ۶۱، بی‌بی‌سی فارسی
  10. نبرد روحانیت و حزب بر سر توده مردم، بی‌بی‌سی فارسی
  11. نبرد روحانیت و حزب بر سر توده مردم، بی‌بی‌سی فارسی
  12. انشعاب‌های حزب توده، بی‌بی‌سی فارسی
  13. آداب نقد ایرانی، میراث ماندگارحزب توده، بی‌بی‌سی فارسی
  14. DEATHS ELSEWHERE, The Washington Post (pre-۱۹۹۷ Fulltext) - Washington, D. (Archive Search)
  15. حزب توده ایران؛ تأثیرات فرهنگی و بازتاب‌های منطقه‌ای، بی‌بی‌سی فارسی
  16. احسان طبری. شناخت و سنجش مارکسیسم. ص. ۱، ۱۳۶۶
  17. نبرد روحانیت و حزب بر سر توده مردم، بی‌بی‌سی فارسی
  18. 'یورش' اول به حزب توده در سال ۶۱، بی‌بی‌سی فارسی
  19. http://tarabestan.com/?p=1505

پیوند به بیرون[ویرایش]