ایرج اسکندری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ایرج اسکندری
وزیر بازرگانی و پیشه و هنر
پادشاه محمدرضا شاه پهلوی
نخست وزیر قوام‌السلطنه
پس از احمدعلی سپهر
پیش از حمید سیاح
نماینده دوره چهاردهم مجلس شورای ملی
دبیر اول حزب توده ایران
اطلاعات شخصی
تولد ۱۲۸۶ خورشیدی
تهران، ایران
مرگ ۱۱ شهریور ۱۳۶۴
برلین شرقی، جمهوری دمکراتیک آلمان
بیماری سرطان
ملیت  ایران
پیشه سیاستمدار


ایرج اسکندری دبیر اول حزب توده ایران یکی از اعضای شاخص گروه ۵۳ نفر و از بنیانگذاران حزب توده ایران فرزند یحیی میرزا اسکندری و برادرزادهٔ سلیمان میرزا اسکندری بود.

نماینده دورهٔ چهاردهم مجلس شورای ملی، وزیر پیشه و هنر در کابینه قوام‌السلطنه و سال‌ها دبیر اول حزب توده ایران بود. تاریخ باستان ایران را خوب می‌شناخت و یکی از خبرگان آثار باستانی ایران بود.

در تهیه و انتشار مجله دنیا، به جز دکتر تقی ارانی، از همان آغاز، ایرج اسکندری با نام مستعار «جمشید» و بزرگ علوی با نام مستعار «فریدون ناخدا» شرکت فعال داشتند.

ایرج اسکندری در ۱۲۸۶ در تهران متولد شد. پدرش یحیی میرزا اسکندری از شاه‌زادگان مشروطه‌خواه بود. ایرج اسکندری شش سال در خارج از کشور تحصیل کرد و چهار سال تمام در زندان رضاشاه به سر برد. ترجمه فارسی کاپیتال مارکس، شناسنامه دانش و تسلط او به زبان‌های فارسی و فرانسه‌است. وی نخستین مترجمی است که کتاب سرمایه (کاپیتال) اثر کارل مارکس را به فارسی ترجمه کرده‌است.

۱۸ ساله بود که مدرسه سیاسی را تمام کرد و بعدها در این رشته تخصص یافت. در ۱۳۱۰ از اروپا به ایران بازگشت و با همکاری دکتر تقی ارانی مجله دنیا را تاسیس کرد و مقالات اقتصادی این مجله را عهده‌دار شد.

در دوران تحصیل خویش به ترتیب در شش دبستان، دبیرستان و دانشکده ایران و فرانسه تحصیل کرد. اسکندری نخست در مدرسهٔ سپهر، سپس در دارالفنون و بعد در مدرسهٔ علوم سیاسی درس خواند و در بیست سالگی، بنا بر وصیت پدرش و به همت پدربزرگش، برای ادامهٔ تحصیل به فرانسه رفت و در آنجا حقوق خواند. ارتباط با دانشجویی بلغاری به نام کیسیلوف، که دانش خوب دربارهٔ مارکسیسم داشت، موجب آشنایی بیش‌تر و علاقه‌مندی افزون‌تر اسکندری به مارکسیسم شد. وی به توصیهٔ عمویش، سلیمان میرزا اسکندری، با تعدادی از دانشجویان ایرانی دانشگاه برلین آلمان شرقی -که در ۱۹۲۵ فرقهٔ جمهوری انقلابی ایران را تشکیل داده بودند، ارتباط یافت. او از این گروه که مهم‌ترین افراد آن مرتضی علوی، تقی ارانی و احمد اسدی بودند، با عنوان کمونیست‌های برلین نام برده‌است.

در فرانسه بدون اینکه دکتر ارانی را که در آن موقع مقیم آلمان بود ملاقات کرده باشد پایه‌های دوستی خود را با او ریخت و با هم برای مبارزه هم آهنگ شد.

در ۱۳۱۵ به محض آنکه صدرالاشراف وزیر دادگستری شد، از کار خود در وزارت دادگستری استعفا داد. برای او این یک پرنسیپ بود که با امثال صدر الاشراف همکاری غیرممکن هم نکند. او حقوق‌دانی مسلط به فلسفه و علم اقتصاد بود.

در محاکمه ۵۳ نفر زیرکانه‌ترین دفاع حقوقی، دفاع ایرج اسکندری از گروهی بود که به جرم مطالعه مارکسیستی بازداشت شده بودند.

زمانی که رضا شاه سقوط کرد و درهای زندان به روی زندانیان سیاسی وقت باز شد، او در محوطه زیر ۸ زندان همه زندانیان سیاسی را به احترام دکتر ارانی فراخواند تا بایستند و به یاد او که بزرگ‌ترین قربانی دخمه‌های مخوف زندان رضاخان بود سکوت کنند. آن‌ها با ارانی به زندان رفته بودند و بدون ارانی آزاد می‌شدند. این اولین مراسم یاد بود دکتر ارانی بود، که بعدها هر سال برگزار شد.

پس از آزادی در تاسیس حزب توده ایران شرکت موثر داشت. در سال دوم آزادی خود از زندان امتیاز روزنامه رهبر را گرفت و برای سال‌ها، همین روزنامه که مدیریت آن با ایرج اسکندری بود مشهورترین و پر تیراژترین ارگان حزبی در خاورمیانه بود.

در کنگره اول حزب توده ایران عضویت او در کمیته مرکزی تثبیت و عضو هیات سه نفره دبیران سیاسی حزب توده ایران شد.

در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی از شهرستان ساری به نمایندگی مردم انتخاب شد و در همین مجلس معروف‌ترین نطق‌های پیش از دستور و پیشنهادهای قانونی متعلق به ایرج اسکندری بود.

در مرداد ۱۳۲۵ احمد قوام، نخست‌وزیر، تصمیم گرفت برای نزدیک‌تر شدن به شوروی و حل برخی مشکلات خارجی و داخلی، سه مقام وزارت را در اختیار حزب توده قرار دهد؛ اسکندری وزیر بازرگانی و پیشه و هنر شد. این موضوع بحث‌ها و گفت‌وگوهای زیادی در پی داشت؛ عده‌ای حضور در کابینه را اشتباهی بزرگ می‌دانستند و گروهی دیگر با شرکت حزب در حکومت موافق بودند، اما نه با حضور در کابینهٔ قوام.

در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران به جان محمدرضا شاه سوء قصد شد و در پی آن، دولت حکومت نظامی اعلام کرد و بسیاری از رهبران حزب توده دستگیر شدند در سال ۱۳۴۴ عده‌ای از رهبران حزب توده ایران که در خارج از کشور بودند، از جمله ایرج اسکندری، از طرف دادستانی فرماندار نظامی تهران احضار شدند، سرانجام اسکندری و سه نفر دیگر غیاباً به مرگ محوم شدند و این آغاز تبعیدی حدوداً سی‌ساله بود.

در آذر ۱۳۴۸، در پلنوم سیزدهم کمیته مرکزی حزب توده ایران، رأی به برکناری رضا رادمنش از دبیرکلی حزب داده شد و هیئت اجرائیه، بنا بر پیشنهاد غلام یحیی دانشیان، ایرج اسکندری را دبیر اول حزب کرد و سرانجام در پلنوم چهاردهم کمیته مرکزی حزب توده ایران که در دی ۱۳۴۹ برگزار شد، تصمیم هیئت اجرائیه تأیید و اسکندری برای هفت سال دبیر اول حزب توده ایران شد. در ۲۳ دی ۱۳۵۷، در آستانه پیروزی انقلاب ایران، اسکندری از دبیر اولی حزب برکنار شد، در پلنوم شانزدهم کمیته مرکزی حزب توده ایران، برکناری وی تایید شد.

به عقیدهٔ اسکندری، هیچ گونه ایراد سیاسی و تشکیلاتی بر او وارد نبوده و این جابه‌جایی، با اوضاع سیاسی ایران در آن روزگار، مربوط بوده‌است. پس از پیروزی انقلاب ایران، اسکندری به ایران آمد. اسکندری پس از یورش به حزب توده ایران و کشتار رهبران و کادرهای حزب، در جلسه پلنوم هجدهم کمیته مرکزی حزب توده ایران از سازمان دهندگان دوباره رهبری حزب توده ایران بود.

ایرج اسکندری، در ۱۱ شهریور ۱۳۶۴ بر اثر بیماری سرطان در جمهوری دمکراتیک آلمان در بیمارستان مخصوص سران احزاب کمونیست در برلین شرقی درگذشت.

آثار[ویرایش]

ایرج اسکندری کتابی با عنوان «در تاریکی هزاره‌ها» نیز تألیف کرده که در آن به شرح تکوین جوامع بشری و دولت‌ها تا پایان عصر عیلامی در ایران پرداخته است:

  • در تاریکی هزاره‌ها، نوشته ایرج اسکندری، به کوشش علی دهباشی، تهران، انتشارات قطره، ۱۳۷۷.

دودمان[ویرایش]

منابع[ویرایش]