بز کوهی (سرده)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیespañol
بز کوهی (سرده)
Temporal range: ۲٫۶ تا ۰ میلیون سال پیش
پلیستوسن - Recent
Cabra, Santiago de Compostela.jpg
کل‌وبز (سرده)، Capra
آرایه‌شناسی (زیست‌شناسی)
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پستانداران
راسته: جفت‌سم‌سانان
تیره: گاوان
سرده: Capra
Capra range map2.jpg
کل‌ و بز
کل‌ و بز با استتار عالی در اراضی روستای عمارت منطقه ارسباران. برای مشاهده تصویر را در ابعاد بزرگ ببینید.

بز کوهی به صورت دسته‌های کوچک در کوهستان‌ها زندگی می‌کند.

در کوه‌های ایران از این حیوان بسیار دیده می‌شود. در کوهستانهای آسیای کوچک و کوه‌های هیمالیا و هندوکش فراوان است و توسط شکارچیان شکار می‌شود.

ویژگی‌های ظاهری[ویرایش]

موهای بدن بطور کلی زبر و کوتاه هستند و در نرها در پایین چانه دسته‌ای از موهای بلند ریش مانند روئیده‌است. همچنین در پشت بدن در طول خط طولی تیره پشت از شانه تا حدود دم موها بلند شده و به صورت تیغه‌ای درآمده‌اند. دم کوتاه است و طول آن با موهای انتهایی کمی بیشتر از طول گوش است. پاها قوی و سم نسبتاً پهن است. ماده‌ها بدون ریش هستند و شاخ در آن‌ها کوتاه است و طول آن معمولاً کمتر از ۲۰ سانتیمتر است. نرها شاخ بلند و زیبایی دارند که مانند شمشیر خمیده به طرف عقب متمایل شده‌اند. قاعده شاخها در روی جمجمه خیلی بهم نزدیک شده‌اند ولی بقیه شاخ به تدریج از هم دور شده و در نوک کاملاً از هم فاصل بیشتری پیدا می‌کنند.

رنگ بدن در پایین گونه‌ها و پهلوهای گردن و پهلوهای بدن نخودی خاکستری که در روی رانها و پاهای جلو تیره‌تر متمایل به قهوه‌ای می‌شود. ریش بلند و سیاه‌رنگ و یک خط قهوه‌ای تیره رنگ در خط میانی پشت در عقب سر از بین گوش‌ها تا نزدیک دم وجود دارد و همچنین نوار عرضی تیره‌ای به همین رنگ در روی شانه به طرف پهلوها و پایین سینه ادامه دارد. پوزه در بالای سوراخ‌های بینی خاکستری تیره و پیشانی قهوه‌ای روشن که در جلوی قاعده شاخ‌ها تیره می‌شود. جمجمه حجیم و از استخوان‌های ضخیم تشکیل شده و پهنای آن در ناحیه برجستگیهای حدقه خیلی زیاد و پوزه برعکس دراز و باریک است. استخوان‌های بینی کوتاه است.

پراکندگی جهانی[ویرایش]

یونان، ترکیه، شبه جزیره عربستان، قفقاز، ایران، پاکستان، هند و افغانستان محل زندگی بزهای کوهی می‌باشد.

زیرگونه‌ها[ویرایش]

کل‌ و بز در دنیا شامل ۹ گونه زیر است:

  1. بز کوهی اسپانیایی (به انگلیسی: Spanish ibex): خود دارای چهار گونه است:۱-C. p. pyrenaica 2-C. p. lusitanica 3-C. p. hispanica 4-C. p. victoriae
  2. بز کوهی آلپ (به انگلیسی: Alpine ibex): این گونه در ارتفاعات آلپ اروپا زندگی کرده و از بستگان نزدیک بز کوهی اسپانیائی و حبشه‌ای می‌باشد. این گونه در شیبهای تند و اراضی خشن در ارتفاع ۲۰۰۰ تا۴۶۰۰ متری زیست می‌کند.
  3. بز کوهی نوبیا (به انگلیسی: Nubian ibex): این گونه در اسرائیل، عربستان، اردن، مصر، یمن و سودان دیده می‌شود. بعضی‌ها این گونه را یکی از زیرگونه‌های بز کوهی آلپی معرفی کرده‌اند و بعضی آن را یک گونه مجزا می‌دانند. رنگ این گونه نسبت به سایر گونه‌ها روشن‌تر و زیر شکمش سفید است. احتمالاً برخی گونه‌های بز کوهی درایران از این گونه باشند.
  4. بز کوهی سیبری (به انگلیسی: Siberian ibex): این گونه که بز معمولی نیز شهرت دارد در مرکز و شمال آسیا دیده می‌شود. بزکوهی سیبری از بزرگترین و سنگین‌ترین بزها بوده که جثه‌اش ۱۱۰ سانتی‌متر طول و۱۳۰ کیلوگرم وزن می‌رسد.
  5. بز کوهی والیا (به انگلیسی: Wallia ibex): این گونه درمعرض انقراض بوده و تنها ۵۰۰ رأس از آن در ارتفاعات اتیوپی وجوددارد.
  6. بز قفقاز غربی (به انگلیسی: West Caucasian tur): درنیمه غربی کوه‌های قفقاز دیده می‌شود. طول آن به ۱ متر و وزنش به ۶۵ کیلوگرم بالغ می‌شود. دارای رو تنهٔ خرمائی، زیر شکمی زرد و پاهایی تیره است.
  7. بز قفقاز شرقی (به انگلیسی: East Caucasian tur): در ارتفاعات نیمه شرقی کوه‌های قفقاز دیده می‌شود. گونه‌ای بزرگ ولی بدنی باریک و پاهای کوتاهی دارند. در زمستان رو تنهٔ خرمائی تیره و در تابستان خرمائی روشن دارند. در نواحی از ارتفاع ۸۰۰ تا ۴۰۰۰ متر دیده می‌شوند.
  8. کل‌ و بز (به انگلیسی: Wild goat): این گونه از گسترده‌ترین گونه‌هاست که دراکثر مناطق کوهستانی ایران دیده می‌شود. پراکنش این گونه در آسیای صغیر، خاورمیانه، اروپا و آسیای میانه است.
  9. مارخور (به انگلیسی: Markhor): این بز یکی از بزرگترین بزها است که در شمال شرقی افغانستان، شمال و مرکز پاکستان و قسمت‌هایی ازهند، جنوب تاجیکستان و ازبکستان دیده می‌شود. این گونه در معرض انقراض بوده و حیوان ملی پاکستان می‌باشد. شمار آن‌ها کم‌تر از ۲٬۵۰۰ رأس است.[۱]

چگونگی زندگی[ویرایش]

بز کوهی معمولاً به صورت دسته جمعی زندگی می‌کنند. بیشتر گله‌های ده تا بیست راسی تشکیل می‌دهند؛ ولی گاهی گله‌های بزرگ بیش از ۷۰ راس از آن‌ها دیده می‌شود. معمولاً گله به‌وسیله یک نر مسن و قوی رهبری می‌شود. گاهی نرهای جوان گله‌های جداگانه تشکیل می‌دهند. از گیاهان کوهستانی و جوانه درختچه‌ها و درختها تغذیه می‌کنند. بیشتر ارتفاعات زیاد را ترجیح می‌دهند ولی ممکن است تا کوهپایه پایین بیایند. از توانایی زیاد برای برای جست و خیز و دویدن روی صخره‌ها و پرتگاه‌ها برخوردارند. معمولاً در صبح زود و عصرها می‌چرند و ساعات گرم روز را در سایه سنگ‌ها و صخره‌ها و بوته‌ها می‌خوابند.

جفت‌گیری و زاد و ولد[ویرایش]

در پاییز جفت‌گیری می‌کنند و دوران آبستنی آن‌ها ۵ تا ۵٫۵ ماه است. هنگام جفت‌گیری میان نرها نزاع می‌شود. نرهای مسن و قوی نرهای ضعیف و جوان را از گله رانده و با چند ماده جفت‌گیری می‌کنند. زایش در بهار صورت می‌گیرد. بچه‌ها یکی و گاهی دوقلو هستند. بچه‌ها چند ساعت بعد از تولد به دنبال مادرشان راه می‌افتند و پس از چند روز می‌توانند به سرعت بدوند.

در داخل معده کل‌ و بز جسم سختی وجود دارد که به پادزهر معروف است که در قدیم برای درمان مارگزیدگی و بعضی بیماریها بکار برده می‌شده‌است.

منابع[ویرایش]

  1. http://vahsh.ir/?p=1174 مرجع حیات وحش ایران
  • منیف، دکتر موسی سعید، عالم الحیوان وغرائـِبهُ، دار عزالدین للطباعة والنشر، بیروت، چاپ سوم سال ۱۹۹۳ میلادی (به عربی).
  • الجاحظ، أبی عثمان عَّمر، بن بحر، کتاب الحیوان، جلد سوم، دار احیاء التراث العربی، چاپ بیست و ششم، بیروت، لبنان، انتشار سال ۱۹۵۰ میلادی (به عربی).
Symbol question.svg
 
Capra
Lightmatter ibex.jpg
Taxonomía
Reino: Animalia
Filo: Chordata
Clase: Mammalia
Orden: Artiodactyla
Familia: Bovidae
Subfamilia: Caprinae
Género: Capra
Linnaeus, 1758
Distribución
Especies
Véase el texto

Capra es un género de mamíferos artiodáctilos de la familia Bovidae que suelen conocerse comúnmente como cabras o cabras salvajes. Está compuesto de hasta 9 especies, incluyendo la cabra salvaje (o cabra montés), el markhor y el íbice. No obstante, existen animales de otros géneros (que no son Capra) de la subfamilia Caprinae y que a veces se denominan "cabras", como los del género Oreammos,[1]​ al que pertenece la "cabra" de las Montañas Rocosas (Oreamnos americanus). Las cabras salvajes son originarias del centro-oeste de Asia, donde todavía viven la mayoría de las especies actuales, y desde donde colonizaron partes de Europa y África.

La cabra doméstica (Capra aegagrus hircus) es una subespecie domesticada de la cabra salvaje (Capra aegagrus). Hace unos 9000 años, durante el Neolítico, aparecieron en Mesopotamia las primeras cabras domésticas, cuya distribución actual, tanto en forma doméstica como asilvestrada, es prácticamente cosmopolita. Las cabras son hoy en día uno de los principales animales domésticos en Oriente Medio, norte y este de África y la Europa Mediterránea.

Aspectos generales

Son animales gregarios que viven en manadas pero, al contrario que sus próximos parientes, las ovejas (género Ovis), las cabras son animales adaptados a comer arbustos y matas correosas propias de medios secos y/o montañosos. Suelen ser animales ágiles, capaces de trepar con facilidad por pendientes sumamente empinadas y saltar de un risco alejado a otro.

Son capridos (Caprinae), como los Ovis (que incluye las ovejas), pero se distinguen de estos por la presencia de glándulas de olor cerca de los pies, en la ingle y en frente de los ojos, por la ausencia de otras glándulas faciales y por la presencia de una barba en los machos y de callos sin pelo en las rodillas de las patas delanteras.[2]

Las especies salvajes presentan un marcado dimorfismo sexual, manifestándose grandes diferencias de talla, color y cornamenta entre machos y hembras; sin embargo las diferentes razas domésticas tienden a suavizar estas diferencias.

Mitología

La cabra era un animal muy venerado en Mendes en Egipto. Estaba prohibido matarla, porque creían que Khnum, gran divinidad de esta ciudad, se había ocultado bajo la figura de una cabra por esto se le representaba con rostro de este animal. Mientras que en Mendes se reverenciaba este animal y se inmolaban las ovejas, en Tebaida, por el contrario, veneraban las ovejas y sacrificaban las cabras.

Entre los griegos, estaban consagradas a Zeus, en memoria de la ninfa Amaltea. Los lacedemonios, las inmolaban a Hera. Los romanos en sus medallas, representaban a Juno Sospita con una piel de cabra.

Se había puesto, dice Aulo Gelio, una cabra blanca en un cuadro de Homero, porque se le consagraba uno de estos animales en sacrificio como a poeta dedicado a Apolo, al cual acostumbraba inmolar cabras de este color.[3]

Especies y subespecies

Capra aegagrus aegagrus - cabra de Bezoar.
Capra aegagrus blythi - cabra del desierto de Sindh.
Capra aegagrus chialtanensis - cabra de Chialtan.
Capra aegagrus creticus - cabra salvaje de Creta o Kri-Kri.
Capra aegagrus hircus - cabra doméstica (forma tradicional C. hircus).
Capra aegagrus turcmenica - cabra barbuda del Turquestán.
Capra falconeri heptnerni - marjor de Bujará.
Capra falconeri chialtanensis - marjor de Chialtan.
Capra falconeri megaceros - marjor de cuernos rectos.
Capra falconeri jerdoni - marjor de Solimán.
Capra ibex nubiana - cabra nubia.
Capra pyrenaica hispanica - cabra montés levantina.
Capra pyrenaica lusitanica - cabra montés portuguesa o Mueyu († 1892).
Capra pyrenaica pyrenaica - cabra montés de los Pirineos o Bucardo († 2000).
Capra pyrenaica victoriae - cabra montés de Gredos.
Capra sibirica alaiana - íbice de Kirguistán.
Capra sibirica hagenbecki - íbice mongol.
Capra sibirica hemalayanus - íbice del Himalaya.
Capra sibirica sakeen - íbice de Cachemira.
Capra sibirica sibirica - íbice del Altái.

Véase también

Notas y referencias

  1. Oreamnos (en inglés)
  2. Parrini, F. et al. (2009). «Capra ibex (Artiodactyla: Bovidae)». Mammalian Species 830: 1-12. doi:10.1644/830.1. 
  3. Diccionario universal de mitología

Enlaces externos