بریلوی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

از مذاهب اسلام
اهل سنت


مذاهب فقهی

حنفی · مالکی · شافعی · حنبلی

مذاهب کلامی

ماتریدی · اشاعره · اثری · معتزلی

جنبش‌های فکری اهل سنت

دیوبندی · بریلوی · سلفی

ارکان دین اسلام

نماز · روزه · شهادت · زکات · حج

خلفای راشدین

ابوبکر · عمر · عثمان · علی

صحابه

سعید بن زید · زبیر · طلحه
سعد بن ابی‌وقاص · عبدالرحمن بن عوف
ابوعبیده جراح

مبانی فقه

قرآن · سنت · اجماع · قیاس · اجتهاد

کتب حدیث

صحیح بخاری · صحیح مسلم · سنن نسائی
سنن ابوداوود · سنن ترمذی· سنن ابن ماجه
الموطأ

مکان‌های مقدس

مکه · مدینه
بیت‌المقدس

بریلوی یک فرقه صوفی مشرب است ک ه در دوره استعمار بریتانیا در هند پیدا شد، این فرقه در دوستی و تقدیس پیامبران و اولیاء، خصوصاً پیامبر آخرزمان صلی الله علیه وآله وصحبه و سلم افراط و زیاد روی می‌نمایند، و به آنان صفاتی را نسبت می‌دهند که ایشان را از بشر بودن بالاتر می‌برد.

تأسیس و افراد سرشناس[ویرایش]

مؤسس این گروه أحمد رضاخان پسر تقی علی خان (۱۲۷۲–۱۳۴۰ه) (۱۸۶۵–۱۹۲۱م) می‌باشد، که خود را عبدالمصطفی نامگذاری کرده بود، در شهر بریلی، ایالت اتراپرادش هندوستان متولد شده، نزد میرزا غلام قادر بیک برادر بزرگ میرزا غلام أحمد قادیانی، شاگردی نموده و درس خوانده است. سال ۱۲۹۵ه به زیارت مکه رفت و آنجا نزد بعضی شیوخ درس خواند، وی خیلی لاغر، تند مزاج، عصبانی، بدزبان و گرفتار بیماری‌های مزمن بود، از جملهٔ کتاب‌های مشهورش: «أنباء المصطفی»، «خالص الاعتقاد»، «دوام العیش»، «الأمن و العلی لناعتی المصطفی»، «مرجع الغیب»، «الملفوظات» و دیوان شعری بنام «حدائق بخشش» است.

در وصیتش آمده که اگر با نزدیکان و خویشاوندان همراه با فاتحه هر هفته دو یا سه بار فرستادن این اشیاء میسر شد، بفرستید: شیر خشک، گل ریانی، کباب شامی، نان با روغ ن، سرشیر، فرینی، عدس، برنج با زنجبیل، آب سیب، آب انار، و بستنی، این وصیت در میان پیروانش تا امروز عملی و اجرا می‌شود. دیدار علی بریلوی: سال ۱۲۷۰ه در نواب پور ایالت الور بدنیا آمد، و در اکتبر ۱۹۳۵م وفات نمود، از جملهٔ تألیفاتش: (تفسیر میزان الادیان) و (علامات الوهابیة) است.

نعیم الدین مرادآبادی (۱۳۰۰–۱۳۶۷ه) = (۱۸۸۳–۱۹۴۸م)، وی مدرسه‌ای داشت به نام «الجامعة النعیمیة» لقبش صدر الافاضل است، از جملهٔ کتاب‌هایش: «الکلمة العلیا» و «فی عقیدة علم الغیب» است.

أمجد علی پسر جمال الدین فرزند خدا بخش: در کهوسی متولد شد، و از مدرسه الحنفیه جونبور ۱۳۲۰ه فارغ‌التحصیل گردید، سال (۱۳۶۸ه) مطابق ب (۱۹۴۸م) در گذشت، وی کتابی دارد بنام «بهار شریعت».

حشمت علی خان: در لکهنو به دنیا آمد، از دروس خویش سال ۱۳۴۰ه فارغ-التحصیل گردید، و خود را «سگ احمد رضاخان» می‌نامید و به این نام افتخار می‌کرد، همچنان ملقب به «غیظ المنافقین» بود، و کتابی دارد بنام «تجانب أهل السنة»، سال (۱۳۸۰ه) درگذشت.

أحمد یارخان (۱۹۰۶–۱۹۷۱م)، خیلی متعصب بود، از جملهٔ مؤلفاتش: «جاء الحق وزهق الباطل» و «سلطنت مصطفی» است.

افکار و اعتقادات[ویرایش]

افراد این طایفه معتقداند که پیامبر اسلام قدرتی دارد که توسط آن بر کاینات حکم فرمایی می‌کند.

امجد علی می‌گوید: پیامبر نائب مطلق الله سبحانه و تعالی است، همه عالم تحت تصرف و در اختیار وی می‌باشد، هرچه بخواهد می‌کند، هرچیز به هرکس بخواهد می‌دهد، و هرچه بخواهد می‌گیرد، و هیچ‌کسی در عالم وجود ندارد که حکم و خواسته و اراده اش را تغییر دهد، سردار انسان‌هاست، کسی که وی را مالک خود نمی‌داند از حلاوت و شیرینی سنت محروم است.

برای محمد و أولیاء بعد از وی قدرت تصرف و تغییرات در کاینات موجود است، أحمد رضاخان می‌گوید: «یاغوث (یعنی یا عبد القادر جیلانی) قدرت «کن» برای محمد از جانب پروردگارش حاصل، برای تو از جانب محمد حاصل است، و همهٔ آنچه از تو ظاهر می‌شود دلالت به قدرت و توانایی تو بر تصرف می‌کند، و دلالت بر این می‌نماید که فاعل حقیقی در پشت حجاب تو هستی».

اعتقادشان دربارهٔ پیامبر اسلام، بسیار غلو و افراط آمیز است، حتی به مرتبه‌ای نزدیک به مرتبه خدایی- العیاذ بالله- وی را رسانیده‌اند، احمد رضاخان در حدائق بخشش ۲/۱۰۴ می‌گوید: «یا محمد نمی‌توانم بگویم که تو الله هستی، و نمی‌توانم که میان شما فرق بگذارم، امرت را به خدا می‌سپارم، وی به حقیقت تو داناتر است.

همچنان در توصیف نمودن پیامبر صلی الله علیه وآله و صحبه و سلم به اوصافی که از حقیقت به دور است مبالغه نموده‌اند، حتی که وی را عالم الغیب می‌دانند، احمد رضاخان در کتاب خالص الاعتقاد ص۳۳ می‌گوید: «الله تبارک و تعالی برای صاحب قرآن سیدنا و مولانا محمد همهٔ آنچه در لوح محفوظ است داده بود».

تصور می‌کنند که پیامبر صلی الله علیه وآله و صحبه و سلم و اولیاء آنچه را الله علمش را به خود تخصیص داده است می‌دانند، احمد رضاخان در خالص الاعتقاد ص ۵۳–۵۴ می‌گوید: «برای پیامبر هیچ چیزی از امور پنجگانه که خداوند در آیات شریفه ذکر نموده پوشیده و پنهان نیست، چگونه بر وی پوشیده بماند در حالیکه قطب‌های هفتگانه امت شریف وی آن چیزها را می‌دانند، در حالیکه قطب‌ها پایین‌تر از غوث‌اند، چه برسد به سید اولین و آخرین که وی سبب وجود همه چیز و از وی همه چیز است».

نزد شان عقیده‌ای وجود دارد بنام «عقیدة الشهود» یعنی به عقیدهٔ آنان پیامبر در هر زمان و مکان حاضر است و بر افعال و کردار مخلوق ناظر می‌باشد، احمد یارخان در کتاب «جاء الحق» ۱/۱۶۰ می‌گوید: «معنی شرعی حاضر و ناظر آنست که صاحب قوه قدسیه می‌تواند از همان‌جا که است تمام عالم را همانند کف دست خود ببیند، و آوازها را از دور و نزدیک بشنود، و در یک لحظه در گرداگرد عالم چرخ بزند، بیچارگان را کمک کند، دعاء کنندگان را اجابت نماید».

احمد سعید مؤلف کتاب «تسکین الخواطر» ص۸۵ می‌گوید: «هیچ مکانی نیست که رسول الله صلی الله علیه وآله و صحبه و سلم در آنجا موجود نباشد [بلکه در هر زمان و هر مکان موجود است]».

صفت حاضر و ناظر را برای اشخاص دیگری نیز ثابت می‌نمایند، بطور مثال به خود أحمد رضاخان، در کتاب خود (انوار رضا) ص ۲۴۶ می‌گوید: احمد بری لوی زنده و موجود بوده در میان ما می‌باشد، به ما کمک می‌کند، و به فریاد ما می‌رسد».

بشر بودن پیامبر را منکراند و او را نوری از انوار الله عزوجل می‌شمارند.

احمد یارخان در کتاب خود «مواعظ نعیمیه» ص ۱۴ می‌گوید: رسول نوری از انوار الله است، و همه مخلوقات دیگر از نور وی هستند، احمد رضاخان در اشعار خود می‌گوید: «وقتیکه نور الهی حلول کرده در صورت بشر نباشد این گِل و آب چه ارزش دارد».

پیروان خویش را به استغاثه و فریادرسی خواستن از انبیاء و اولیاء تشویق می‌کنند، و کسی که این کارشان را انکار کند وی را متهم به الحاد و بی‌دینی می‌کنند، امجدعلی در کتاب خود «بهار شریعت» ۱/۱۲۲ می‌گوید: «کسانیکه منکر کمک و یاری خواستن از انبیاء و اولیاء و قبرهای شان هستند، آنان ملحداند».

قبرها را تعمیر و آباد می‌کنند، تزئین می‌نمایند، رنگ می‌کنند، بر آن‌ها چراغ‌ها و شمع هارا روشن می‌کنند، برای قبرها نذر به گردن می‌گیرند، به آن‌ها تبرک می‌جویند، مجالس و جشن‌ها بر سر آن‌ها برگزار می‌نمایند، بر قبرها گل‌ها، چادرها و پرده‌های از هر نوع می‌گذارند، و پیروان خود را بخاطر تبرک جستن و طواف در اطراف قبر دعوت می‌کنند.

در تقدیس و تمجید شخصیت عبد القادر جیلانی غلو و افراط شدید می‌نمایند، و دیگر امام‌های صوفیه را نیز تعظیم می‌کنند، و به آنان امور خیالی، و خارق‌العاده‌ای را نسبت می‌دهند که دروغ بودن و خرافی بودن آن‌ها آشکار است.

و ازجملهٔ عقاید پوچ وبی محتوای شان آنست که در کتاب «ملفوظات» احمد رضاخان ۳/۲۷۶ آمده «زنان انبیاء علیهم السلام نزد انبیاءعلیهم السلام برده می‌شوند و آنان شب را بازنان خویش سپری می‌نمایند».

قائل به اسقاط‌اند، و آن صدقه‌ای است که از جانب میت، به همان مقدار که نماز، روزه، وغیره را ترک کرده باشد داده می‌شود، مقدار صدقه: در مقابل هر نماز یا روزهٔ یک روزه که میت آن را ترک کرده باشد به اندازهٔ صدقهٔ فطر است، گاهی در این کار دست به حیله می‌زنند، اول مقداری را که یکساله کفارهٔ نماز و روزه‌اش شود توزیع می‌نمایند، بعد دوباره آن را به طور بخشش پس می‌گیرند و باردیگر به توزیعش می‌پردازند، و این عمل را به اندازهٔ سال‌هایی که آن شخص این فریضه را ترک کرده باشد تکرار می‌کنند.

بزرگ‌ترین عیدهای شان همان مولود شریف است که در آن اموال و هزینه فراوانی را مصرف می‌نمایند، و این روز، روز مقدس و مبارکی در نزدشان می‌باشد، در آن روز شعر خوانی‌ها می‌کنند که در خلال آن ضمن قصه‌های دروغ و خرافی پیامبر را ستایش و توصیف می‌نمایند، و در آن روز کتاب «سرور القلوب فی ذکر المولد المحبوب» را می‌خوانند، این کتاب را احمد رضاخان تألیف نموده و آن را از خرافات و افسانه‌ها پر کرده است.

عرس‌ها: مراد از عرس زیارت قبور به طور دست جمعی، و اجتماع بر سر آنان می‌باشد، مثل عرس شیخ شاه وارث، در شهر (دیوه)، عرس خواجه معین الدین چشتی، که در آن میلیون‌ها انسان جمع می‌شوند، و مردان با زنان خلط و همراه می‌باشند، و در نتیجهٔ آن مفاسدی رخ می‌دهد که عاقبت خوب ندارد.

کسی که روزه یا نماز را ترک کند برای وی راه رهایی و بخشش در روز قیامت انتظار می‌رود، ولی قیامت کبری و مصیبت بزرگ نزد آنان متوجه کسی است که از مجالس مولود شریف، یا فاتحه، و یا از مجلس عرس تخلف ورزیده و شرکت نکرده باشد، آنان مسلمانان غیر بریلوی را به کوچک‌ترین دلیلی تکفیر می‌کنند، و هیچ گروه اسلامی، و شخصیت اسلامی را از وصف کفر به دور نگذاشته‌اند، و در بسیاری جاهای کتاب‌های شان بعد از تکفیر شخص این جمله می‌آید: «کسی که وی را کافر نداند خودش کافر است» تکفیر ایشان دیوبندی‌ها، ندوی‌ها، رهبران تعلیم و اصلاح، و آزاد کنندگان هند از چنگ استعمار را نیز شامل می‌باشد همچنان تکفیر شان شامل شیخ اسماعیل دهلوی است، وی از جملهٔ علمائی بود که در مقابل بدعت‌ها و خرافات مبارزه می‌کردند، محمد اقبال لاهوری، ضیاء الحق رئیس جمهور پاکستان و تعدادی از وزیرانش را نیز تکفیر می‌کنند.

شیخ الإسلام ابن تیمیه را نیزتکفیر نموده وی را مختل و فاسد العقل می‌گویند، با وی شاگردش ابن قیم را نیز همراه می‌سازند.

در روی زمین در ظاهر و باطن آن دشمنی برای آنان بدتر وشدیدتر از شیخ محمد بن عبد الوهاب یافت نمی‌شود وی را به کفر و بدترین تهمت‌ها متهم می‌نمایند، اینهمه بخاطر آنکه وی در مقابل خرافات قاطعانه مبارزه کرده ومردم را به توحید خالص دعوت می‌نمود.

آنان همیشه در ایجاد تفرقه بین صفوف مسلمانان، از بین بردن قدرت شان و وارد کردن شان در گمراهی و اختلافات بی‌فایده می‌کوشند، که از آن جمله، بدعت بوسه کردن هردو انگشت ابهامه در وقت اذان و مالیدن آن به چشم و قرار دادن این عمل از امور اساسی، به نظر آنان این عمل را فقط کسی ترک می‌کند که دشمن پیامبر باشد، تصور می‌کنند: کسی که این کاررا کند هرگز چشم درد نمی‌گیرد، کتاب شان «منیر العیین فی تقبیل الإبهامین» را مطالعه کنید.

ریشه‌های فکری و اعتقادی[ویرایش]

این فرقه در اصل در زمرهٔ اهل سنت، و ملتزم به مذهب احناف هستند، لیکن عقاید خویش را با عقاید دیگری خلط و آمیخته نموده‌اند که آن عقاید برگرفته از مسیحیت است، مثل جشن گرفتن روز ولادت پیامبر، که آن به تقلید از جشن‌هایی است که در اول سال میلادی از طرف مسیحیان برگزار می‌شود، و شخصیت پیامبر را بالا می‌برند تا با خرافاتی که به شخصیت عیسی نسبت داده شده برابر شود.

چون ایشان در قارهٔ هند زندگی می‌کنند، و در قارهٔ هند ادیان مختلف وجود دارد، بنابراین عقایدی از هندوها و بوداییها را گرفته با عقاید اسلامی درهم آمیخته‌اند.

به پیامبر و اولیاء صفاتی را نسبت می‌دهند که مشابه به صفاتی است که شیعیان آن را به امامان معصو خویش نسبت می‌دهند.

عقاید صوفیان غالی و قبرپرستان و شرکیات شان نیز به این فرقه منتقل شده، همچنین افکارشان دربارهٔ حلول، وحدت الوجود و اتحاد نیز به این‌ها منتقل گردیده و این امور بخشی از عقیده‌شان گردیده است.

انتقاداتی که بر آنها وارد می‌شود[ویرایش]

  • افراط و غلو شدید در شخصیت پیامبر و سایر انبیاء علیهم السلام، و یکی کردن آن به عقاید مشرکین.
  • ساقط کردن فریضهٔ حج.
  • دوری شان از حق در تاخت و تاز و افتراآت شان بر بر علما و بر هرکس دیگری که دعوت به سوی توحید خالص می‌نمایند.
  • سرعت و بیباکی شان در تکفیر مسلمانان به مجرد مخالف بودن آنان در نظریه.
  • کوشش همیشگی شان در متفرق ساختن وحدت مسلمانان و تضعیف قدرت شان.
  • به رغم آنچه گذشت این فرقه به کسانی نیاز دارد که راه را برای شان روشن سازند، و از چشمان پیروان این فرقه پرده‌های جهل و خرافات را دور نمایند، تا در جادهٔ مستقیم قرار گیرند.

انتشار و جاهای نفوذ[ویرایش]

این فرقه از بریلی ایالت اوتراپرادش برخاست و در همه قارهٔ هند (هند و پاکستان) منتشر گردید.

در بریتانیا نیز وجود دارند، و آنجا از فرقه‌شان بنام «جمعیت أهل السنة» و «جمعیت تبلیغ الإسلام» یاد می‌شود، و کارشان در آنجا فقط تخریب کارهای دیگران، و ایجاد وحشت و پراکندگی میان شان می‌باشد، به سبب کار آنان بود که حادثهٔ خونین سال۱۹۸۰م میان مسلمانان واقع شد «الغار دیان، اغسطس (آگوست) ۱۹۸۰م» را مطالعه کنید.

منابع[ویرایش]

۱- البریلویة عقاید و تاریخ احسان ال هی ظ هیر- ط۱–۱۴۰۳ه / ۱۹۸۳م–اداره السنة - لاهور پاکستان.

۲- بریلویه رسالة ماستری - که به جامعه اسلامی امام محمد بن سعود، کلیه اصول الدین در ریاض اهدا شده است.

۳- الأمن و العلی لناعتی المصطفی احمدرضاخان – قادری بکدبو- بریلی - هند.

۴- أنباء المصطفی احمد رضاخان – مطبعه صبح صادق – در دیوان هند - ۱۳۱۸ه.

۵- انوار رضا جماعتی از مؤلفین - لاهور ۱۳۹۷ه.

۶- بهار شریعت امجد علی اعظمی – دلهی هند.

۷- تجانب اهل سنت حشمت علی خا ن- بریس بیلی بهیت- هند - ۱۳۶۱ه.

۸- جاء الحق و زهق الباطل احمد یار خان نعیمی- کانپور- هند.

۹- حدائق بخشش احمد رضاخان - مراد آباد - هند.

۱۰- خالص الإعتقاد احمد رضاخان- بریلی- هند ۱۳۲۸ه.

۱۱- سلطنت مصطفی احمد یارخان – کانپور- هند.

۱۲- مجلهٔ صراط المستقیم محمود احمد میرپوری - بیرمنگام – بریتانیا - آگوست (اوت) ۱۹۸۰م.

۱۳- ملفوظات احمد رضاخان – لاهور- پاکستان.

۱۴- الکوکبة لشهابیة فی کفریات احمد رضاخان – عظیم آباد – هند الوهابیة. – ۱۳۱۶ه.

۱۵- تسکین الخواطر فی مسألة الحاضر احمد سعید – طبعة سکر- پاکستان؛ و الناظر.

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Barelvi»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۳۰ بهمن ۱۳۹۰).