بنیادگرایی اسلامی در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پیشینه بنیادگرایی اسلامی در ایران به بازسازی ارزش‌های اسلامی و پیدایش اسلام سیاسی در ایران مدرن بازمی‌گردد. امروزه اساساً سه نوع اسلام در ایران وجود دارد: سنت گرایی، روشن‌فکری و انواع گوناگون اسلام‌گرایی که معمولاً به عنوان بنیادگرایی گرد هم می‌آیند.[۱] بنیادگرایی امروزی در ایران زیرگروه همان بنیادگرایی نخستین است که تبدیل به ملغمه‌ای از از جریان‌های متضاد عوام‌گرایی، فاشیسم، آنارشیسم، ژاکوبیسم و مارکسیسم غربی شده‌است.[۲]

پیدایش[ویرایش]

پیدایش اسلام بنیادگرا در ایران به اوایل قرن بیستم نسبت داده می‌شود، تقریباً یک قرن پس از ورود اومانیسم سکولار و هنر و دانش نوین مرتبط با آن به ایران.[۳] شیخ فضل الله نوری و نواب صفوی از پیشگامان بنیادگرایی دینی در ایران بودند و امروزه به عنوان برترین افراد و الگوها در جمهوری اسلامی بشمار می‌آیند.[۴]

خمینی نخست رهبر اسلام سیاسی که به قدرت رسید این اولین قدم برای ایجاد قانون اساسی مبتنی بر احکام اسلامی بود.

ایران نخستین کشور در دوران پس از جنگ جهانی دوم بود که در آن اسلام سیاسی به وسیله انقلاب موفق بود و پس از آن دولت جدید رسماً اسلام سیاسی را به عنوان ایدئولوژی حاکم خود پذیرفت.[۵] اتحاد بزرگ که منجر به انقلاب ۱۹۷۹ شد، سکوت سنتی روحانیون را کنار گذاشت و تفسیر ایدئولوژیکی متنوعی از اسلام اتخاذ کرد. سه گفتمان اول اسلامی خمینیسم، ایدئولوژی چپ اسلامی علی شریعتی و اسلام لیبرال دموکراتیک مهدی بازرگان بود. گفتار چهارم گروه‌های چریک سوسیالیست با انواع اسلامی و سکولار بود و پنجمین آن مشروطه خواهی سکولار در اشکال سوسیالیستی و ناسیونالیستی محسوب می‌شد.[۶]

حسن رحیم‌پور ازغدی درباره پیدایش بنیادگرایی اسلامی می‌گوید:

باید روشن شود که اگر بنیادگرایی یا تروریسم وجود داشته باشد، آن‌ها از قرن ۱۸ تا امروز واکنشی به نظامی گری استعماری غرب در جهان اسلام هستند. ارتش‌های اروپایی تمام آمریکای شمالی و جنوبی و آفریقا را در قرن‌های ۱۷ ، ۱۸ و ۱۹، تصاحب کردند و آن‌ها را بین خود تقسیم کردند. سپس آن‌ها در شمال آفریقا، آسیا و خاورمیانه به جهان اسلام آمدند. طبیعی است که مسلمانان مطابق وظیفه دینی خود عمل کنند، درست مانند شما اروپاییان که وقتی مورد هجوم قرار گرفتید مقاومت کردید چرا حالا مقاومت را "تروریسم" می‌نامید؟ وقتی هیتلر و فاشیست ها اروپا را در خون و خاک غلتاندند - آیا نیاکان شما که مقاومت کردند، تروریست خوانده می‌شدند؟[۷]

اقتصاد در بنیادگرایی ایرانی[ویرایش]

در اوایل انقلاب ۱۳۵۷، سید روح‌الله خمینی اعلام کرد آنچه مهم است اسلام است نه اقتصاد. وی در یکی از اظهارنظرهای خود، نگرانی‌های نخستین نخست وزیر لیبرال خود، مهدی بازرگان، در مورد اقتصاد را تنها با ذکر این نکته که «اقتصاد برای خرها است!» رد کرد.[۸]اما خمینی در موارد متعددی پیروان خود را در مورد عدالت و اولویت دادن به حقوق محرومان و افراد مظلوم جامعه تشویق می‌کرد.[۹]

داریوش آشوری و عبدالکریم سروش معتقدند که احمد فردید در اصل بنیادگرایی نوین را در ایران نظریه پردازی کرده است. مصباح یزدی این ادعا را رد می‌کند.[۱۰][۱۱]

مفهوم «اقتصاد اسلامی» که ابتدا توسط خمینی رهبر ایران در سال‌های آغازین انقلاب ارائه شد پس از مرگ وی این مفهوم هم چون کوه یخ آب شد. در انتخابات ریاست جمهوری ژوئن ۲۰۰۵، نه نامزد برنده پوپولیست-بنیادگرا، محمود احمدی نژاد، و نه هیچ یک از مخالفان اصلاح طلب یا محافظه کار وی سخنی در مورد اقتصاد اسلامی مطرح نکردند.[۱۲] با این حال، پس از استقرار دولت احمدی نژاد، تیم نومحافظه کار او پرونده بسته اقتصاد اسلامی را باز کرد. به عنوان مثال، پرویز داوودی، معاون رئیس جمهور در سال ۲۰۰۶ گفت:

در زمینه اقتصادی، ما موظف به اجرای اقتصاد اسلامی هستیم نه اقتصاد سرمایه داری. تصور غلطی است که فکر کنیم ما معادلات و نگرش‌ها را بر اساس آن‌هایی که در نظام سرمایه‌داری هستند، ایجاد خواهیم کرد.[۱۳]

درگیری‌های جناح‌های تحت سلطه خمینی در سیاست اقتصادی ایران از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ بود. دو جناح اصلی یک گروه که از کنترل دولت بر اقتصاد حمایت می‌کردند و یک گروه محافظه کار که از بخش خصوصی حمایت می‌کردند. هر دو جناح از حمایت خمینی برخوردار بودند، اما تا سال ۱۹۸۷، وی به وضوح با حاکمیت دولتی در اقتصاد همراه بود زیرا معتقد بود سرمایه داری دولتی بهترین راه برای مقابله با هر گونه تهدید علیه اسلام است. مرگ خمینی در ۳ ژوئن ۱۹۸۹ باعث شد که هر دو کنش اقتصادی بدون منبع مشروعیت رها شوند.

منابع[ویرایش]

  1. M. Hope and J. Young, CrossCurrents:ISLAM AND ECOLOGY. Retrieved 28 January 2007.
  2. Ali Asghar Seyyedabadi (2005) An interview with Abdulkarim Soroush: it was stated that: Democracy, Justice, Fundamentalism and Religious Intellectualism بایگانی‌شده در ۱۸ ژوئن ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine
  3. "Islam And Ecology". Crosscurrents.org. Retrieved 7 December 2011.
  4. "Welcome To". Marze Por Gohar. Retrieved 7 December 2011.
  5. Bahramitash, Roksana (2003). "SpringerLink – Resource Secured". International Journal of Politics, Culture and Society. 16 (4): 551–568. doi:10.1023/A:1023043308813. S2CID 150988204.
  6. "Iran Analysis Quarterly Volume 1 No". Web.mit.edu. Retrieved 7 December 2011.
  7. https://web.archive.org/web/20061124162818/http://www.memritv.org/Transcript.asp?P1=1315. Archived from the original on 24 November 2006. Retrieved 20 February 2016. Missing or empty |title= (help)
  8. "Asharq Alawsat Newspaper (English)". Asharq Al-Awsat. 15 February 2009. Archived from the original on 8 October 2007. Retrieved 7 December 2011.
  9. "PAGE 3 -THE NARRATIVE OF AWAKENING". Irib.ir. Retrieved 7 December 2011.
  10. http://ro0zonline.com/english/013855.shtml. Retrieved 10 January 2007. Missing or empty |title= (help)[پیوند مرده]
  11. "آغاز | Deutsche Welle". .dw-world.de. Archived from the original on 8 December 2006. Retrieved 7 December 2011.
  12. "Revolutionary Surge and Quiet Demise" (PDF). Archived from the original (PDF) on 17 January 2012. Retrieved 7 December 2011.
  13. "An int'l bullying system for modern times a mirage: VP – Irna". Irna.ir. Archived from the original on 6 February 2012. Retrieved 7 December 2011.