عبدالحمید دوم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
عبدالحمید دوم
Osmanli-nisani.svg سلطان امپراتوری عثمانی
Sultan Abdul Hamid II of the Ottoman Empire.jpg
دوران ۳۱ اوت ۱۸۷۶ - ۲۷ آوریل ۱۹۰۹
لقب(ها) پادشاه امپراتوری عثمانی
پیش از محمد پنجم
پس از مراد پنجم
دودمان خاندان عثمان

عبدالحمید دوم(ترکی عثمانی: عبد الحمید ثانی) سی و چهارمین سلطان و خلیفه امپراتوری عثمانی بود که در ۳۱ اوت ۱۸۷۶ تا ۲۷ آوریل ۱۹۰۹ در قلمرو عثمانی حکومت کرد.

صدراعظم او در تلاش برای اصلاح دولت به طراحی مشروطیت و ایجاد مجلس قانون‌گذاری اقدام کرد. قانون اساسی جدید، آزادی فردی را تضمین می‌کرد در حالی که هنوز اختیارات اساسی با سلطان بود. فشار از جانب اروپا سلطان عبدالحمید را وادار ساخت تا با قانون اساسی موافقت نماید، اما او در سال ۱۸۷۸ مجلس را منحل کرد و بار دیگر حکومت مطلقه را برقرار کرد. سلطان عبدالحمید با ساخت مدارس، مساجد، خطوط آهن و تلگراف در جهت پیشرفت ترکیه گام برداشت.

زندگی نامه[ویرایش]

عبدالحمید متولد سال 1842 و فرزند سلطان عبدالمجید است در سن هفت سالگي مادرش را از دست داد و همسر دوم عبدالمجيد که عقيم بود عبدالحميد را خيلي دلسوزانه بزرگ کرد.

عبدالحميد فردي هشيار ، سياسي ، اديب ، شاعر و مسلط برزبانهاي عربي ، فارسي و تركي بود و بسياري از كتب ادبي و تصوف را مطالعه كرده بود.عبدالحميد بعداز عزل برادرش مراد در شعبان سال1293 در حالي كه 34سال سن داشت قدرت امپراتوري عثماني را بعهده گرفـت.و با توجه به عنايت ايشان به دين و شريعت اسلام او را بنام خليفه خطاب مي كردند و شخصيت هاي مذهبي ، سياسي و اجتماعي و روساي دينـــي مناطق مختلف مسئوليت و خلافت وي را تهنيت گفته و به‌محض در دست گرفتن قدرت شادي كنان توپهايي شليك كردند و در استانبول ســـه روز جشن و سرور بر‌گزار گرديد و با حضـــور شيــــخ الاسلام و بزرگان دين در مسجد جامع ابوايوب انصاري(رض) مراسم نهائي بيعت بر‌گزار شد.

زماني عبدالحميد زمام امور را بدست گرفت ، دولت عثماني غرق در بدهي هاي خارجي بود ودر جهت بهبودي وضعيت اقتصادي و پرداخت بدهي‌هاي خارجي اقداماتي را انجام داد.

عبدالحميد در جهت اصلاحات داخلي اقدام نمود وبه مسيحيان و غير مسلمانان تا حد زيادي آزادي اعطا كرد شايد از فشار اروپا بكاهد.

عبدالحميد حاضر به پيروي از تمدن غرب نبود و معتقد بود شرق و اسلام خود داراي تمدن قوي و مثال زدني هستند ونيازي به تمدن و فرهنگ غرب ندارند. وي به قدرت واليان خود در مناطق مختلف افزود و تغييراتي كمي و كيفي در ولايت واليان خود داد. در نظام قضائي و نظامي اصلاحات ملموسي معمول گرديد و دانشكده هاي مختلف را داير كرد و جوانان ترك را به علوم روز مسلح نمود. خطوط راه آهن را توسعه داد و راه آهن بين دمشق و مدينه منوره را احداث و داير نمود ، خانه سالمندان ، دارالفنون ، دارالنفوس عمومي و مدارس عالي تأسيس كرد.

در دوران عبدالحميد رشد فرهنگ چشمگير و نشر و چاپ كتب و ورود كتابها و مجلات كاملاً آزاد بود ، به همين دليل روزگار وي بعنوان دوره رشد فرهنگ و از بهترين دوران خلافت عثماني‌ها نام گرفت و زبان زد شد .

در دوران عبدالحميد انقلابات وشورش‌هايي در مناطق مختلف از جمله در منطقه هرزگوين شعله‌ور گرديد كه خواست اوليه آنها اصلاحات بود ليكن بعداً مشخص شد اصلاحات فقط يك بهانه بوده است.

روسيه به تركيه حمله كرد و در نهايت در شهر سان استفانوس در كنار درياي مرمره با امضاء قرار دادي جنگ به آتش بس مبدل گشت كه از مفاد صلحنامه مشخص است نتيجه به نفع روسيه تمام شده است.

از سال 1299 فرانسه تونس را اشغال و انگليس در سال1300 قبرس را اشغال كرد. دايره امپراتوري عثماني هر لحظه محدودتر گرديد عبدالحميد به اين نتيجه رسيد كه دولت وي توان مقاومت با غرب را ندارد مگر با يك تاكتيك و برنامه جديد. لذا با استفاده از مقام خلافت خود طرح جامعه اسلامي را مطرح كرد و مسلماناني كه معتقد بودند ضعف دولت عثماني در نتيجه دوري از اسلام و شريعت اسلام است از طرح جامعه اسلامي استقبال كردند و بزرگاني چون سيد جمال الدين اسدابادی و مصطفي كامل از مصر و ابوالهدي از سوريه و عبدالرشيد از سيبري و حركت سنوسيه در ليبي از تشكيل جامعه اسلامي پشتيباني كردند.

طرح جامعه اسلامي به سلطان عبدالحميد و دولت تركيه قدرت و قوت و شخصيت داد و در تمامي مساجد جهان اسلام بصورت خيلي آگاهانه فرهنگ محبت و وحدت احياء شد و علماء اسلام در گوشه وكنار دنياي اسلامي شروع به تبليغ وحدت كردند و با اين طرح مسلمانان موفق شدند و غرب در برخورد وبرنامه خود تجديد نظر كرد.

در دوران عبدالحميد تركان جوان آشفته غرب شدند و با روي كار آمدن مدحت پاشا بعنوان نخست وزير حركات ضد مسلمانان و جامعه اسلامي رشد كرد زيرا مدحت پاشا خود شيفته غرب و ماسوني و اهل خمرو ضد برنامه هاي اسلامي بود.

سپس به دسيسه غرب جمعيت اتحاد و ترقي در سا ل 1316 در پاريس تشكيل شد و در سال1323 جمعيت آزادي نيز تشكيل گرديد و سپس در هم ادغام شدند اين دو حزب سكولار در داخل و خارج شروع به مخالفت با دولت عبدالحميد نمودند.

عبدالحميد و دستگاه دولت خيلي به‌سرعت و آگاهانه با اين تشكيلات سكولار مبارزه كردند ولي با توجه به وضع داخل تركيه و پشتيباني دولت هاي اروپائي از اين تشكيلات دولت عبدالحميد به نتيجه اي نرسيد.

عبدالحميد از نظر فكر و جهان بيني خيلي آگاهانه فكر ميكرد و بارها مي گفت جنگ عثماني با ايران و اختلاف تركيه با ايرانيها نتيجه و ثمره آن براي انگليس بوده است وي معتقد بود اسلام و مسيحيت دو ديدگاه مختلف‌اند و وحدت وجمع آنها در يك تمدن غير ممكن است .

عبدالحميد به مسلمانان شرق آسيا از جمله مسلمانان چين توجه خاصي داشت . در سال 1883 ميلادي روزنامه هاي استانبول خبرهايي را در خصوص مسلمانان چين منتشر كردند از جمله نوشته بودند در پكن پايتخت چين 38 مسجد وجود دارد. و يك مسجد جامع مجهز بنام مسجد جامع حميديه كه با هزينه سلطان عبدالحميد احداث شده بود وجود دارد كه روزهاي جمعه در آن نماز جمعه بر‌گزار و خطبه بنام سلطان عبدالحميد خوانده مي شود.

عبدالحميد از بي حجابي و آزادي زنان به سبك غرب به‌شدت جلوگيري كرد با آزادي مشروبات الكلي و مشروب خواران و فروشندگان مشروبات مبارزه جدي نمود.

سلطان عبدالحميد دشمن سرسخت يهود بود و در گوشه وكنار از رشد و پيشرفت آنها بشدت جلوگيري مي كرد. عبدالحميد در سال 1294 دستــور انتخابات را در اقاليم تحت نفوذ خود صادر كـــرد در نتيجه طي يك انتخابات آزاد 71 مسلمان و 44 مسيحي و 4 يهودي انتخاب و كار مجلس در همان سال شروع شد وبعد از11 ماه به دستور سلطان عبدالحميد تعطيل گرديد. انگليس و يهوديها در جهت سقوط قدرت عثمانيها برنامه‌ريزي كردند ، شريف حسين را در حجاز بعنوان خليفه مسلمانان مطرح و حزب اتحاد و ترقي را در داخل و خارج تركيه تقويت نمودند و اكثر افراد در اداره استخبارات و امنيت عثماني را با پول خريداري نمودند. جمعيت اتحاد و ترقي در بين دانشجويان ترك در اروپا و استانبول شروع به تحريك ناسيوناليست تركي نمودند و جبهه قومي‌تركي وجمعيت اتحاد و ترقي مشتركاً عليه جامعه اسلامي ايستادند و كلمه تركي را در جاي كلمه عثماني قرار دادند و در فاصله كوتاهي احزاب و تشكيلات غيره ديني و ضد ديني تشكيل شده همگي با هم متحد شدند و با شعار و هياهو ، بالاتفاق در خواست عزل سلطان عبدالحميد را كردند .

عبدالحميد در جهت جلوگيري از سقوط دولت و مبارزه با احزاب لائيك و وابسته به غرب اقدام به تشكيل دولت مشروطه و مجلس عمومي تازه‌اي با 280 نماينده از اقوام مختلف و مجلس اعيان كرد مع‌هذا غربي‌ها با تحريكات و هياهو و تبليغات شبانه روزي و وعده‌هاي توخالي كاري كردند كه مجلس عثماني را وادار به اتخاذ تصميمي ناعادلانه كردند و عبدالحميد كه به‌ظاهر منادي وحدت و مورد تأييـد بزرگاني چون جمال الدين اسد ابادی بود در سال 1326 هجري مصادف سال 1909 با فتواي شيخ الاسلام ضياءالدين افنــــدي عزل و بجاي وي محمدشاه را بعنوان سلطان عثماني تعيين كردند.
جواب سلطان عبد الحمیدبه درخواست یهودان برای تشکیل حکومت یهودی در فلسطین: [۱]

به دکتر هرتزل بگویید که در اینباره نقشه های جدیدی را طرح ریزی نکند، چرا که من نمی‌توانم حتی از یک وجب خاک فلسطین گذشت کنم. این سرزمین ملک من نیست بلکه ملک امت اسلامی است و این امت در حفظ این سرزمین تلاش بسیاری کرده است و آن را با خونش آبیاری کرده است. پس یهود پولهای میلیونی خود را نگه دارد و اگر روزی دولت خلافت پاره پاره گشت میتوانند فلسطین را بدون هیچ بهایی بدست بیاورند. اما تا زمانی که من زنده هستم اگر بدنم تکه تکه شود برای من آسانتر از آن است که ببینم فلسطین از دولت عثمانی جدا گشته است و این امریست که هرگز متحقق نخواهد شد. من هرگز نمی‌توانم راضی شوم که بدن ما در حالی که زنده هستیم تکه تکه شود.
— 20px، 30px
نیرو های عثمانی در حال محاصره ی پلیوینا

منابع[ویرایش]

عبد الحمید دوم
جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به عبدالحمید دوم در ویکی‌گفتاورد موجود است.
  1. «[۱]». ترجمهٔ الدولة العثمانیة عوامل النهوض وأسباب السقوط علی محمد محمد الصلابی. ۱ مرداد ۱۳۸۹. 
  • شاو استانفورد. تاریخ امپراتوری عثمانی. ترجمهٔ محمود رمضان‌زاده. چاپ اول. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۷۰.