ارمنی‌ستیزی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نمودار تهیه شده توسط دیده بان رسانه‌ها و بنیاد هرانت دینک براساس گزارش تهیه شده از رسانه‌های خبری ترکیه، افزایش سخنان تنفرآمیز بر اقوام مختلف در رسانه‌های خبری ترکیه براساس ماه‌های ژانویه و آوریل[۱]۲۰۱۴‏

ارمنی‌ستیزی نیز به عنوان احساسات ضد ارمنی و ارمنی هراسی، اشاره به دشمنی با سیاستها و فرهنگ ارمنی، و کشور ارمنستان و همچنین اشاره به حسادت، تبعیض، تعصب، نژادپرستی، به ارمنیان به عنوان یک گروه نژادی، قومی، زبانی، مذهبی پذیرفته‌شده در سراسر جهان دارد.[۲] ارمنی‌ستیزی مدرن، معمولاً مخالفت با اقدامات و موجودیت کشور ارمنستان، انکار نسل‌کشی ارمنیان و مخالفت با مسئله ارمنی و افکار ناسیونالیستی بر ضد ملت ارمنی می‌باشد.[۳]

ترکیه[ویرایش]

اعدام هشت نفر از اساتید ارمنی
نوشتار اصلی: ارمنی‌های ترکیه

نسل‌کشی ارمنیان[ویرایش]

تلگراف سفیر آمریکا در ترکیه هنری مورگنتاو، به وزارت امور خارجه در ۱۶ ژوئیه ۱۹۱۵ توصیف چگونگی قتل‌عام ارمنیان توسط دولت عثمانی
نام تاریخ
کشتار حمیدیه ۱۸۹۴-۱۸۹۶
قتل‌عام آدانا ۱۴ آوریل ۱۹۰۹
نسل‌کشی ارمنیان ۲۴ آوریل ۱۹۱۵
مقاومت وان ۱۹ آوریل تا ۱۷ مه ۱۹۱۵
مقاومت موسی داغ ۲۱ ژوئیه ۱۹۱۵م تا ۱۲ سپتامبر ۱۹۱۵م

انکار نسل‌کشی[ویرایش]

پژوهش‌های بسیار زیادی درباره نسل‌کشی ارمنیان انجام شده و می‌شود؛ که قریب به اکثریت آنها وقوع چنین نسل‌کشی را واقعی و انکارناپذیر می‌دانند.[۴] امروزه کشور ارمنستان خواهان به رسمیت شناختن این نسل‌کشی است اما دولت ترکیه علی‌رغم عدم انکار وقوع چنین واقعه‌ای از پذیرفتن این واقعه با عنوان «نسل‌کشی» خود داری کرده و وجود سیاست سیستماتیک برای نابودی ارمنیان را قبول ندارد. ترکیه معتقد است که در آن سالها علاوه بر ارمنی‌ها ترکهای بی دفاع نیز قربانی آشفتگی‌ها شده‌اند.[۵]

صاحب منصب‌های تُرک اجازه وارسی آرشیو تاریخ جنگ را به گروه مستقل تحقیقاتی تاریخ را ندادند.

نابودسازی فرهنگی[ویرایش]

همزمان با نسل‌کشی و اخراج ارمنیان از ارمنستان غربی در سال های۱۹۱۵ و۱۹۱۶ م، نه تنها اموال قربانیان به تاراج رفت، بلکه کلیهٔ کلیساها و دیرها، که غیر از بناهای مذهبی، مراکز علمی و فرهنگی ارمنیان به شمار می‌آمدند و در آنها آثار فرهنگی ارزشمندی وجود داشت، غارت شدند و بیش از بیست هزار نسخه کتاب‌های دست‌نویس که قدمتی چندین صدساله و گاهی بیش از هزار سال داشتند نیز از میان رفتند.

بعد از وقایع آن سال‌ها بناهای تاریخی، همچون خانه‌های متروکهٔ ارمنیان برای یافتن گنج‌های پنهان کندوکاو شدند، زیرا روستاییان تُرک و کُرد منطقه این باور را داشتند که ارمنیان با هدف بازگشت به خانهٔ خود کلیهٔ اموال قیمتی را در خانه هایشان پنهان کرده‌اند؛ لذا تخریب‌های انجام شده در این دورهٔ زمانی چندان گسترده و سازمان یافته نبود که باعث محو بناها شود.[۶]

اولین ویرانگری‌های سازمان یافتهٔ ارتش ترکیه در پایان جنگ جهانی اول در آنی (شهر باستانی)، انجام شد.

موقعیت کلیساها اوایل قرن بیستم/موقعیت کلیساها در سال ۲۰۱۳م
Arakelots12.jpg
Holy Apostles Monastery in the 1900s
کلیسای آراکلوتس در نزدیکی شهر موش در غرب دریاچه وان قرار دارد. کلیسای اولیهٔ آن در قرن چهارم میلادی بنا شده و سپس در قرن یازدهم میلادی به یک مجتمع مذهبی و علمی مهم ارمنستان تبدیل گردیده است. در این مکان قرن‌ها کتاب‌های دست‌نویس تهیه می‌کردند و کتاب‌های بسیاری از ملت‌های مختلف نیز به زبان ارمنی ترجمه می‌شدند. در اواخر قرن نوزدهم میلادی چاپخانه و مدرسهٔ آموزش کشاورزی در آن تأسیس کردند،[۷] ولی تمامی آنها در وقایع۱۹۱۵ م نابود شدند و دیر متروکه گردید. سپس تخریب تدریجی این بنا آغاز شد و سرانجام در دههٔ۱۹۶۰ م هدف گلوله‌های توپخانهٔ ارتش ترکیه قرار گرفت.[۸]

تغییر اسامی اراضی ارمنستان غربی[ویرایش]

دولت ترکیه بعد از اشغال شش ولایت ارمنی ترکیه، در ۱۹۱۵م، اقدام به از بین بردن تمامی آثاری که از ارمنیان در دورانهای مختلف تاریخی در این منطقه به وجود آمده کردند. از جملهٔ این اقدامات تغییر اسامی اراضی اشغالی از ارمنی به تُرکی است تعدادی از این اسامی:[۹][۱۰][۱۱]

نام کنونی نام باستانی به لاتین
بایبورت بایدبِرت Baydbert
بتلیس آغزنیک aghznik
ارزنجان یِرْزِنکا Yerznka
سیلوان نِپِرْکِت Np'rkert
الازیغ خاربِرد Kharberd
شانلی اورفه اورها Uṙha
آغری داغ آرارات (ماسیس) ararat
دغوبایزید داروینک Daroynk
قارص کارس یا هارس نام محلی کاروتس بِرد kaṛuts berd
ارزروم کارین Karin
سیواس سباستیا Sebastia
ملطیه مالاتیا Malat'ya
دیاربکر تیگراناکرت Tigranakert
ملازگرد مانازکِرت Manazkert

مصادره اموال ارمنیان[ویرایش]

بر طبق اسناد موجود دولت ترکان جوان طی سالهای ۱۹۱۴ـ ۱۹۱۸م ضمن مصادرهٔ دارایی‌های غیر منقول ارمنیان، که شامل ۲٬۰۵۰ کلیسا و ۲۰۳ صومعه بوده، بسیاری از آنان را تخریب کرده در حالی که طبق گزارش اسقف اورمانیان،[پانویس ۱] خلیفهٔ وقت ارمنیان استانبول، در ۱۹۱۲م ۲٬۲۰۰ کلیسا و دیر در ارمنستان غربی فعال بوده‌اند.

(چپ) کاخ ریاست جمهوری، محل اقامت رسمی رئیس جمهور ترکیه (مصطفی کمال آتاتورک) در اصل این املاک متعلق به ارمنی اُهانس کاسابیان می‌باشد.(راست) از اموال تصاحب شده از سوی ترکیه. زمینی که در آن پایگاه هوایی اینجرلیک ساخته شده متعلق به یک خانواده ارمنی بوده است.[۱۲][۱۳]

در گزارش ارائه شده از سوی بوغوس نوبار پاشا[پانویس ۲] و آوتیس آهارونیان به کنفرانس صلح پاریس در ۱۹۱۹م شمار مراکز مذهبی و فرهنگیای که دارایی‌های آنها به دست دولت عثمانی غارت و مصادره شده بود بالغ بر ۱٬۸۶۰ کلیسا، ۲۲۹ دیر، ۲۶ مدرسهٔ عالی، ۱٬۴۳۹ مدرسهٔ ابتدایی و ۴۲ یتیمخانه می‌شد که کلیهٔ آنها تحت نظارت ۸۳ اسقف نشین در کل ارمنستان غربی فعالیت داشتند.[۱۴]

در ۲۷ مه ۱۹۱۵م، تنها چند هفته پس از آغاز کوچ اجباری ارمنیان، مجلس عثمانی قانون مربوط به تبعیدیان را به قصد تصاحب دارایی‌های آنان تصویب کرد و کوشید تا به غارت دارایی‌های برجای مانده از ارمنیان، پس از تبعید، وجههٔ قانونی دهد.[۱۵]

این قانون در ۱۰ ژوئن ۱۹۱۵م تصویب و در ۲۶ سپتامبر ۱۹۱۵م برای اجرا به کمیته‌های محلی مصادرهٔ اموال، در استانهایی که کوچ اجباری بومیان در آنها به اجرا درمی آمد، ابلاغ شد. این قانون ارمنیان را (مردم کوچ داده شده) و دارایی‌های آنان را (اموال با میل خود رها شده و دارایی‌های بی صاحب) اعلام می‌کرد.

قتل هرانت دینک[ویرایش]

محل قتل هرانت دینک

هرانت دینک روزنامه‌نگار ترکیه‌ای ارمنی‌تبار در ژانویهٔ ۲۰۰۷، به‌دست (اوگون ساماست)، یک ملی‌گرای و دست‌راستی تندرو ۱۷ سالهٔ تُرک به ضرب گلوله دراستانبول ترور شد. او برای مطرح کردن اندیشه‌هایش در مورد نسل‌کشی ارمنیان سه بار بر اساس ماده ۳۰۱ قوانین ترکیه مورد محکومیت قرار گرفت و در ۷ اکتبر ۲۰۰۵ بر اساس رأی دادگاه قضایی (شیشلی) به شش ماه حبس محکوم شد. البته، پیش از آن نیز بر اساس ماده ۳۰۱ دوبار به پای میز محاکمه کشانده شده بود که یک بار محکوم و بار دیگر تبرئه شده بود.

او در مورد مسئله ارمنی و کشتار دسته جمعی ارمنیان نظرات نو و بدیعی را مطرح کرد. هدف اصلی او ارائه راه حلی برای پایان دادن به موضوع مورد اختلاف ارمنیان و تُرک‌ها طی چندین دهه اخیر بود. دینک بانی عقیده‌ای خاص برای تحقق این مسائل بود و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نکرد.

قتل سواک شاهین[ویرایش]

سواک شاهین، سرباز ارمنی تبار ارتش ترکیه، در روز ۲۴ آوریل ۲۰۱۱ میلادی سالروز نسل‌کشی ارمنیان توسط ترکیه توسط (کوانچ آقا اوغلو)، سرباز هم خدمتی اش، به قتل رسیده بود.[۱۶][۱۷] (هلیل اکشی)، سربازی که شاهد قتل سواک شاهین بوده است، در دادگاه اعلام نموده است که به دلیل فشارها و تهدید صورت گرفته از سوی خانواده قاتل، شهادت اولیه خود را تغییر داده بود. هلیل اکشی در شهادت اولیه خود به عمدی بودن قتل سواک شاهین اشاره کرده بود اما بعدها مدعی غیرعمدی بودن قتل شد. دادگاه رسیدگی به قتل سواک شاهین علی رغم شواهد موجود به نفع عمدی بودن این قتل (از جمله وجود شواهدی به نفع تمایلات نژادپرستانه فرد قاتل)، حکم به غیرعمدی بودن قتل مذکور داده و قاتل را فقط به ۴ سال و ۵ ماه حبس محکوم کرد.[۱۸][۱۹]

اقدامات ناسیونالیستی[ویرایش]

مخالفت علیه ماده ۳۰۱ در آلمان مقابل سفارت ترکیه.

ماده ۳۰۱ قانون کیفری ترکیه، ماده‌ای قانونی است که با تعریفش از «خیانت به هویت ترکی و جمهوری ترکیه» باعث دستگیری یا تعقیب قضایی بسیاری از نویسندگان و روزنامه نگاران ترکیه شده‌است. این ماده، هرگونه زیر سوال بردن هویت تٌرکی، تبار و موجودیت تاریخی تٌرک‌ها را از تٌرک‌های عثمانی گرفته تا دیگر اقوام تٌرک زبان را جرم می‌داند. با استناد به این قانون معمولی‌ترین انتقادها از عملکرد تبار تٌرک، حتی در گذشته‌های بسیار دور، توهین محسوب شود. این قانون دست سیستم قضایی را برای دستگیری بسیاری از روشنفکران و نویسندگان تُرک را به اتهام خیانت به هویت تٌرکی به خوبی باز گذاشته‌است.[۲۰]

روز اول اکتبر ۲۰۱۰م رهبر حزب افراطی راست حزب حرکت ملی ترکیه دِولِت باهچالی همراه دیگر رهبران و هواداران حزب در کلیسای نیمه‌ویران آنی نمار جماعت برگزار کردند. این کار آشکارا اقدامی تحریک آمیز بود در مقابله با مراسم دینی سالانه در کلیسای صلیب مقدس، جزیره آختامار که روز ۱۹ سپتامبر (۲۸ شهریور) برگزار شده بود. این اقدام با مجوز مقامات ولایت قارص اتفاق افتاد، هرچند پیش‌تر برخی از مقامات آن کشور اعلام کرده بودند که برگزاری نماز جماعت خلاف قانون اساسی ترکیه است.[۲۱]

  • مرز ترکیه و ارمنستان

ژیرایر لیباریدیان[پانویس ۳] می‌گوید:

<<این تصور که تا سال ۱۹۹۳ مرز ترکیه و ارمنستان باز بود غلط است. در دوره اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی این مرز هفته‌ای یک بار باز می‌شد تا قطار مسافری به ترکیه برود. بعد از فروپاشی شوروی رفت وآمد این قطار هم متوقف شد. بعد از آن مرز چند بار باز شد. در سال ۱۹۹۲ با دستور ویژه اجازه داده شد محموله گندم ۵۲ هزار تنی که از اروپا از راه ترکیه ارسال شده بود از طریق مرز دو کشور وارد ارمنستان شود. چند بار هم دولت ترکیه مرز را برای من گشود تا بتوانم برای شرکت در مذاکرات از آن عبور کنم. به طور کلی می‌توان گفت مرز ارمنستان و ترکیه همیشه بسته بوده است. نشستن پای میز مذاکره با ترکیه بدون پیش شرط و بدون جدا کردن مسئله شناسایی نسل‌کشی ارمنیان از گسترش روابط دیپلماتیک، برای ما هم دشوار بود.سرژ سرکیسیان از عبدالله گل تشکر می‌کند. در این صورت مسؤول شکست مذاکرات کیست؟ باقی می‌ماند نخست وزیر رجب طیب اردوغان و وزیر امور خارجه احمد داووداغلو. به نظر می‌رسد در ترکیه نسبت به این موضوع دو رویکرد سیاسی وجود دارد>>

<<ترکیه در آستانه سال ۲۰۱۵ میلادی در تلاش است تا ایروان را ترغیب به سازش‌هایی در برابر گشایش مرزها کرده و مطالباتی را که ممکن است در آستانه صدمین سالگرد نسل‌کشی ارمنیان از سوی ارمنستان ارائه گردند کاهش دهد. ترکیه در هراس از ایجاد اتحاد میان ارمنیان و کُردها در برابر خود، به تلاش‌های خود در رابطه با ارمنیان به موازات اقدامات برای صلح با کُردها ادامه می‌دهد. با این وجود علیرغم قرار گرفتن در موضع دفاعی ترکیه همچنان اقدام به طرح پیش شرط می‌کند. پس از اعلام خبر سفر داوداوغلو به ارمنستان وی در مصاحبه با روزنامه «صباح» بار دیگر پیش شرط‌هایی را برای عادی سازی روابط با ارمنستان تعیین کرده است. وی خطاب به ارمنستان عنوان کرده است. زمانیکه شما از اشغال اراضی کشور همسایه خود دست بردارید، هیچ مانعی بر سر راه روابط دوستانه وجود نخواهد داشت. شاوارش کوچاریان معاون وزیر خارجه ارمنستان در واکنش به این اظهارات تاکید کرده است. بهتر است داود اوغلو در سفر به ارمنستان با حضور در بنای یادبود قربانیان نسل‌کشی ارمنیان نسبت به آن‌ها ادای احترام کند.>>[۲۲][۲۳][۲۴]

جمهوری ارمنستان ۲۸ مه ۱۹۱۸[ویرایش]

الهام علی‌اف در ژانویه ۲۰۰۸ اظهار داشت: <<ارمنستان برنده جنگ نیست جنگ به پایان نرسیده و تنها مرحله اول جنگ تکمیل شده است. در سال ۱۹۱۸ شهر ایروان به ارمنی‌ها سپرده شد که یک اشتباه بسیار بزرگ بود.>>[۲۵]

ارمنستان با پیروزی در نبرد سارداراباد که در خطر نابودی بود توانست به استقلال برسد.

توطئه و نفرت در زمان استقلال ارمنستان ۱۹۱۸ مشهود بود. در چهارم ژوئن ۱۹۱۸م به موجب معاهده باطوم دولت ترکیه دولت ارمنستان را که مرزهای آن به علت سازش پنهانی با آذری‌ها به قسمتی از منطقه ایروان و منطقه دریاچه سوان محدود می‌شد، به رسمیت می‌شناخت و باقی سرزمین ارمنستان روسیه را بین خود تقسیم می‌کردند.

در اواخر آوریل ۱۹۱۸ قلی خان اقبال السلطنه[پانویس ۴] هماهنگ و همراه دولت عثمانی بود در نامه‌ای که متن آن را در اختیار کارگذار ماکو قرار داد که از طرف نیروهای عثمانی دریافت نموده بود به این قرار است:

<<چنانکه بنده به دغوبایزید برسم حتماً به روسیه عبور خواهم کرد، بدیهی است که شما هم چنانچه وعده داده‌اید با عده سوار و پیاده خود از آن طرف به روسیه حرکت نموده که بالاتفاق دست به دست داده، نخجوان و ایروان را از تجاوزات ارمنیان خلاص و این فرقه رذیله را تماما قتل و ممالک اسلام را از وجود نحس اینها پاک نماییم و البته عندالاقتضاء به خاک و اهالی اسلامیه ایران در هر گونه معاونت و فداکاری دریغ نخواهم نمود.>>[۲۶]

حزب کمونیست ترکیه طی نامه‌ای به ولادیمیر لنین، ضمن تاکید بر مبارزه مشترک هر دو کشور بر ضد امپریالیسم و دولت‌های دست نشانده آن‌ها در قفقاز، اظهار داشت دولت ترکیه عملیات علیه ارمنستان امپریالیست را بر عهده خواهد گرفت و مجبور خواهد کرد به دولت شوروی ملحق شود.>>[۲۷]

اتهام به هوهانس کاچازنونی[ویرایش]

اتهامی که به هووانس کاچازنونی وارد شده درباره کتابی به نام (حزب داشناکسیون دیگر قادر به کاری نیست)، می‌باشد. این کتاب گویا در مسکو توسط مهمت پرینچک پیدا شده است.[۲۸] (مهمت پرینچک عضو سازمان تروریستی ارگنه کن[پانویس ۵] می‌باشد و در سال ۲۰۱۳ به ۶ سال زندان محکوم شد. این کتاب فقط توسط انتشاراتی به نام "Kaynak Press" به زبانهای انگلیسی و آلمانی و ترکی به چاپ رسیده)[۲۹][۳۰] مهمت پرینچک پسر دوغو پرینچک (او رهبر حزب کارگر می‌باشد و در سال ۹ مارس ۲۰۰۷ به دلیل انکار نسل‌کشی ارمنیان در سوئیس محکوم به پرداخت ۱۲۰۰۰ فرانک سوئیس شد و همچنین در سال ۲۰۱۳ به علت همکاری با گروه تروریستی ارگنه کن و شرکت در عملیات کودتا به حبس ابد محکوم شد)[۳۱][۳۲] در واقع این کتاب یک سند جعلی است که توسط یک گروه تروریستی به چاپ رسیده است.

عایشه گونایسو و تانر آکچام[ویرایش]

تانر آکچام نویسنده کتاب اقدام شرم‌آور

دکتر تانر آکچام تاریخدان و جامعه‌شناس تُرک تباری که کشتار ارمنیان را در ۱۹۱۵م، به دست دولت ترکیهٔ عثمانی، نسل‌کشی نامید و خواستار احقاق حق ارمنیان از سوی دولت ترکیه شد.

وی یک نامه سرگشاده به رجب طیب اردوغان سایت خبری طرف ترکیه آن را منتشر کرده خلاصه متن نامه به شرح ذیل است:

<<آقای اردوغان نخست وزیر محترم:

طلعت پاشا در تاریخ ۷ اکتبر سال ۱۹۱۶ م. طی تلگرافی به جمال پاشا وزیر کشور توضیح می‌دهد که چرا اموال و دارایی‌های ارمنیان ساکن ترکیه را غارت و ضبط کرده‌اند. او در این تلگراف به صراحت می‌گوید: (هدف نابودی کامل ارمنیان و آثار بجا مانده در مناطق ارمنی نشین ترکیه بوده است)

حال آقای اردوغان شما در این خصوص چه می گوئید؟ آقای نخست وزیر، این نامه را از این جهت به شما می‌نویسم زیرا که شما بارها منکر نسل‌کشی ارمنیان شده و به کرات این جملات را تکرار کرده‌اید، (ملت من مرتکب نسل‌کشی نشده) و (در تاریخ مسلمانان نسل‌کشی معنایی ندارد)

تلگراف به تاریخ ۲۹ آگوست سال ۱۹۱۵ م. است که به تمام ایالت‌های عثمانی مخابره شده و متن آن به شرح ذیل است:

(پس از کشتار و کوچ اجباری ارمنیان به نقاط از پیش تعیین شده و حل مسئله ارمنی، دولت اصرار دارد در سال جدید موانع جدی در راه تجدید قوا و ساماندهی ارمنیان ایجاد شده تا از اقدامات ملی گرایانه ارمنی و فریاد داد خواهی آنان علیه دولت جلوگیری و مانع از تشکیل دولت و کشور ارمنستان شود)

آقای اردوغان، در خصوص این تلگراف این پرسش را مطرح می‌کنم و خواهان پاسخگویی شما هستم. چرا دولت عثمانی اصرار بر عدم ساماندهی، تجدید قوا و تشکیل دولت ارمنستان و مانع از فریاد عدالت خواهی ارمنیان داشته؟ مگر غیر از این بوده که دولت بر اعمال وحشیانه خود واقف بوده و ترس از این موضوع داشته است، مگر می‌شود ۱/۵ تا دو میلیون ارمنی را از خانه و کاشانه خود بیرون رانده، پیاده در گرمای سوزان تابستان بسوی صحراهای سوریه فرستاد و آنوقت انتظار داشت ارمنیان فریاد داد خواهی سر ندهند؟>>[۳۳]

خلاصه‌ای از نامه عایشه گونایسو[پانویس ۶] به دولت ترکیه:

<<انکار سازمان یافته درحکم حاکمیت دروغ است. انکارکننده برای تداوم انکارش ناگزیر است قاطعانه و به طور مداوم دروغ بگوید. درغیر اینصورت، دروغش دوام نمی‌آورد. ما در کشورمان ترکیه، همگی در این دنیای دروغ زندگی می‌کنیم، تاآنجا که کتابهای درسی، سازمانهای خبری، اسناد رسمی، ادبیات و احتمالاً حتی نام‌های خانوادگی ما به ما دروغ تحویل می‌دهند. دروغ گفتن فقط دادن اطلاعات نادرست نیست، پنهان کردن واقعیت نیز دروغ است؛ بنابراین، بعضی از ما، حتی آنهایی که خود را مصون از دروغ‌های رسمی می‌دانند بسیار احتمال دارد که به دلیل بیحسی ای که از گذشته تاریکمان به ارث برده‌ایم، بیحسی ای که تمایل ما به جستجوی حقیقت را نابود می‌کند، ناخودآگاه ناقل این نوع دروغ – یعنی پنهان کردن واقعیت – باشیم.

انکار شرارت غیرقابل تصور، غیرقابل توصیف و جبران ناپذیری که به وقوع پیوست و سپس بازتولید آن با دروغ، تمامی نظام را فاسد ساخته است. درواقع، انکار به کمک دروغ خود را بازتولید می‌کند. در افسانه پایه‌گذاری جمهوری ترکیه دروغ همچنان نقش اساسی ایفا نمود. «جنگ برای آزادی کشور» در سالهای ۱۹۲۲ - ۱۹۱۹، ایضا برپایه فریب و دروغ آغاز و تداوم یافت. این جنگ به عنوان خیزش ملی برای استقلال و جنگ علیه نیروهای متفقین معرفی می‌شد، درحالی که به منظور امحاء جوامع غیرمسلمان آسیای صغیر متعاقب نسل‌کشی ارمنیان، نسل‌کشی آشوری‌ها و نسل‌کشی یونانیان به کار گرفته شد.

دستگاه نوبنیاد دولتی شروع به نهادینه کردن یک سلسله دروغ از طریق مورخین کاذب نمود. به این مورخین تعلیم داده می‌شد که تاریخ ملت را برپایه نظریه مشهور تُرکی تاریخ بنویسند که طبق آن هرچیز خوب در دنیا از ملت تُرک ناشی شده و مردمان آن از هرلحاظ، از لحاظ صداقت، شجاعت، نوآوری، هوش و استعداد و غیره، بهترین انسانهای روی زمین اند.

به موازات تدارک بی امان ترکیه برای مقابله با صدمین سالگرد قریب‌الوقوع نسل‌کشی ارمنیان و آماده شدن سازمانهای ارمنیان در سراسر جهان برای گرامیداشت این یادواره، دروغها حدت و شدت بیشتری می‌یابند.

دولت ترکیه بی درنگ به طور مستقیم یا رسمی وارد صحنه نشده است، اما به تاکتیک سازماندهی مبارزه علیه «دروغهای ارمنیان» ازطریق «سازمانهای مدنی» و پشت درهای بسته، روی آورده است. مشهود ترین اقدام دراین زمینه، تظاهرات معروف به «خوجالی» در ۲۶ فوریه گذشته در استانبول بود، که یک نمایش توده‌ای سازمان داده شده علیه ارمنیان محسوب می‌شد. گرچه حمایت مالی و پشتیبانی دولتهای ترکیه و جمهوری آذربایجان، هر دو از این تظاهرات آشکار بود، بااینحال به عنوان اقدامی ازجانب سازمانهای غیردولتی معرفی گردید .>>[۳۴]

جمهوری آذربایجان[ویرایش]

قتل‌عام ارمنیان[ویرایش]

نام تاریخ
قتل‌عام باکو‏ ۶ فوریه ۱۹۰۵ میلادی و ۱۵ سپتامبر ۱۹۱۸ و ۱۳ ژانویه ۱۹۹۰ میلادی
کشتار شوشی ۱۹۲۰م
کشتار سومقاییت‏ فوریه ۱۹۸۸م
قتل‌عام گنجه نوامبر ۱۹۸۸م
کشتار ماراقا آوریل ۱۹۹۲م

وقایع خوجالو-خوجالی[ویرایش]

نگرانی دولت‌های خارجی از دستیابی جمهوری آذربایجان به تسلیحات و مهمات باقی مانده شوروی در قلمرو آن کشور بود. رافی هُوانسیان، در مسکو و در حضور آندره کوزیراف،حسین آقا صدیق اف، همتای آذربایجانی خود، را به قبول استقرار نیروهای کلاه آبی سازمان ملل و یا نیروهای صلح مشترک کشورهای تازه استقلال یافته ترغیب می‌کرد.[۳۵]

در ۲۵ فوریه ۱۹۹۲م،لوون تر-پتروسیان، بار دیگر خواستار دخالت رهبران چهارده کشور جهان برای جلوگیری از تشدید جنگ از سوی جمهوری آذربایجان و خصوصاً اقدامات بازدارنده روسیه در دستیابی آذربایجان به تسلیحات به جای مانده از روزهای حکومت شوروی در آن کشور شد. اعتقاد راسخ بر آن بود که ارمنستان هیچ گونه ادعای مرزی ندارد و حل مناقشه آرتساخ فقط در بطن مذاکرات مستقیم دولت آذربایجان و کادر رهبری قره باغ ممکن است.[۳۶]

دخالت، میانجیگری و وساطت سازمان‌ها و دولت‌های دیگر مانع ادامه و تشدید خونریزی نشد چرا که شاید فاجعه جنگ همیشه هم‌زمان با مذاکرات صلح به اوج خود می‌رسد. رخدادهای خوجالو نیز از این قاعده مستثنا نبود.

خوجالو مسلماً شاهد اسف بارترین رخدادهای مناقشه قره باغ بوده است. درطی هیچ‌یک از عملیات جنگی این تعداد از افراد بی دفاع، خصوصاً زنان و کودکان، به هلاکت نرسیده‌اند. شمار کشته شدگان تا به امروز نیز به درستی اعلام نشده است.

دولت جمهوری آذربایجان از ۱۹۸۸م ترک‌های مسختی اخراج شده از ازبکستان را در خوجالو اسکان داده بود.[۳۷][۳۸] نیروهای جمهوری آذربایجان مستقر در خوجالی توسط ب‌ام-۲۱ گراد و راکت اندازها شهر استپاناکرت را مورد هدف قرار می‌داد. در استپاناکرت بیش از ده‌ها نفر از ساکنان شهر جان خود را از دست دادند و زخمی شدند. ۴۵۰۰ بمب، ازجمله سه هزار موشک گراد، در طول فقط چند ماه بیش از ۸۰ در صد شهر استپاناکرت را ویران کرده بود. تعداد تلفات ۱۱۱ نفر و زخمی‌ها ۳۳۲ نفر از بین ساکنان شهر گزارش شد.[۳۹]

روبرت کوچاریان، بر این اعتقاد بود که دو طرف درگیری معمولاً عملیات خود را از مناطق مسکونی دور نگه می‌دارند ولی ارتش آذربایجان خوجالو را مرکز عملیات تهاجمی خود قرارداده بود و از چهار ایستگاه موشکی گراد مستقر در این شهر اقدام به بمباران مداوم شهر استپاناکرت می‌کرد. شلیک موشک‌ها از مرکز مسکونی شهر خوجالو، بنابر قانون جنگ، خود شهر خوجالو را به هدف اصلی آتش دشمن تبدیل کرد و طبیعتاً منجر به قتل ساکنان بی گناه شهر شد.

ساموئل بابایان، از فرماندهان قره باغ، تعبیر دیگری از رخدادها داشت. او می‌گوید که: <<بستر رودخانه کارکار به منزله دالان امن خروج ساکنان غیرنظامی از خوجالو به طرف شهرستان آقدام، از سوی رزمندگان ارمنی مشخص شده بود و از آن محافظت می‌شد. آنچه که انتظارش نمی‌رفت اتفاق افتاد. ساکنان بی دفاع خوجالو، که از میان سنگرهای ما درطول دالان امن خروج به سمت شهر آقدام در حرکت بودند، از رو به رو با آتش سربازان جبهه ملی آذربایجان، که از طرف شهر آقدام به طرف ما گشوده شده بود، مواجه شدند.>>[۴۰] در ادامه می‌نویسد:<<شرایط برای جلوگیری از خروج شش هزار تن از ساکنان بی دفاع و کشتار دسته جمعی آنها برای ما فراهم بود ولی فرماندهی ما به عمد عملیات را برای چند روز به تعویق انداخت و دالان فرار را برای ساکنان غیر مسلح خوجالو فراهم کرد.>>

طبق اطلاعاتی که (ویلسون گور)، مورخ کانادایی ارائه می‌دهد، نیروهای آذری مستقر در آقدام نیز اشتباهاً بر روی این بخت برگشته‌ها آتش گشودند.[۴۱] باید توجه داشت که این عملیات در منطقه وسیعی در هنگام شب صورت می‌گرفته و تشخیص افراد مسلح از غیرمسلح اساسا غیرممکن و امکان اشتباه از سوی هر دو طرف زیاد بود.

چنگیز مصطفی یف[پانویس ۷] می‌نویسد:<<بسیار امکان داشته که واحدهای مسلح آذری مستقر در آقدام کوچ کنندگان را در تاریکی شب با مهاجمان ارمنی اشتباه گرفته و به روی آنها آتش گشوده‌اند. سپس، برای پنهان کردن آثار اشتباه مرگبار خود، جسدها را تا حد غیرقابل شناسایی مثله و صبح روز بعد با بوق و کرنا ارمنیان را مسئول این جنایت معرفی کرده‌اند.>>[۴۲]

واقعیت اینست که قربانیان خوجالی در منطقه‌ای که تحت کنترل نیروهای آذری و ۱۱ کیلومتر دور از دسترس نیروهای دفاعی قره باغ بود به خاک افتادند. وقوع این فاجعه در زمانی بود که جنگ قدرت بین دولت وقت آذربایجان به رهبری ایاز مطلب‌اف و ابوالفضل ایلچی‌بیگ به اوج خود رسیده و طرفین از هیچ چیز برای ضربه زدن به یکدیگر رویگردان نبودند. اوضاع وقت خوجالی موقعیت ایدآلی را برای طرفداران ایلچی بیگ فراهم آورد.[۴۳][۴۴] واحدهای ارتش آذربایجان برخوردی سبعانه با افرادی که به سمت آقدام در حرکت بودند داشتند. چه طراحی شده و چه ناخواسته واحدهای رزمی آذربایجان باعث این تراژدی شدند.

ایرادی که پاره‌ای از سازمانهای دیدبان حقوق بشر به نیروهای ارمنی می‌گیرند این است که ولو اینکه نیروهای آذری مردمشان را آگاهانه دم گلوله توپ گذاشته بودند و ولواینکه تشخیص افراد مسلح از غیر مسلح درآن هرج و مرج آسان نبوده، ارمنیان کلاً نمی‌بایستی روی آذری‌ها آتش می‌گشودند، چون به هرحال امکان داشت که افراد بی گناه در این میان قربانی شوند.[۴۵]

سلیمان عباس اف، از ساکنان خوجالو، شکایت می‌کرد که: <<چند روز مانده به جنگ خوجالو، بلندگوهای ارتش ارمنیان خبر حملة نهایی برای اشغال خوجالو و اختصاص دالان فرار برای ساکنان غیر نظامی دهکده را پخش می‌کردند و در حالیکه بالگردهای ارتش ما بارها بر فراز خوجالو در پرواز و ناظر بر اوضاع بودند، کسی را نگران سرنوشت خود نمی‌دیدیم. درآن شرایط نه فقط قدمی برای نجات ما برداشته نشد، هیچ کمکی دریافت نکردیم و بدتر از همه، هنگامی که امکان خروج زنان، اطفال و افراد سالخورده از مسیر دالان فرار وجود داشت، ما را به ماندن ترغیب می‌کردند.>>[۴۶]

تحریک افکار عمومی آذربایجان و اصرار در ایجاد نفرت و نژادپرستی نمی‌تواند حقایق گزارش شده از سوی خبرنگاران آزاد آذربایجانی و ناظران بین‌المللی را پنهان نماید. عین الله فتح الله اف، خبرنگار آذربایجانی، در بهار ۲۰۰۵م از خوجالو بازدید و با بازماندگان جنگ مصاحبه کرد. او پس از بازگشت به باکو مقاله‌ای از قول پناهندگان نفتالان با این مضمون نوشت:

<<آنها چند روز مانده به نبرد خوجالو با بلندگوهایشان از ساکنان غیر مسلح شهر می‌خواستند که شهر را از طریق دالان امن رودخانه کارکار ترک کنند. اگر ساکنان شهر از طریق دالان امن شهر را ترک می‌کردند ارتش آزادی بخش ارمنیان قره باغ بر روی آنها آتش نمی‌گشود ولی نمی دانیم چرا برخی از سربازان جبهه نخست آذربایجان آنها را به سمت شهر نخجوانیک، که در اشغال ارتش ارمنیان بود، حرکت می‌دادند. تنها راه امن خروج از مهلکه از میان نیروهای ارمنی، بدون درگیری، تضمین شده بود ولی گویا سربازان جبهه ملی آذربایجان دریای خون هم وطنان را برای مرگ سیاسی رئیس جمهور مطلب اف فراهم می‌ساختند.>>[۴۷][۴۸]

طبق گزارشات، اکثر ساکنان شهر نیز از طریق این معبر شهر را ترک کردند. حدود۸۰۰ – ۷۰۰ نفر از ساکنان شهر، از جمله ۳۰۰ ترک‌های مسختی که قادر به ترک شهر نشده بودند توسط نیروهای دفاعی قره باغ به استپاناکرت منتقل و موقتاً درآنجا اسکان داده شدند. چند روز بعد، آوارگان آذری بدون هیچ گونه قید و شرطی از طریق کمیته بین‌المللی صلیب سرخ به مقامات آذربایجان تحویل گردیدند. رویداد مزبور را سازمان حقوق بشر مستقر در مسکو به نام انجمن یادبود گزارش نموده است.[۴۹]

(دانا مازالووا) می‌گوید: <<بسیاری از اجساد فراریان خوجالو، در نزدیکی شهر آقدام که در اختیار ارتش آذربایجان دیده شده بود. از فاصله کم به زانوی آنها شلیک شده و گویا کسانی می‌خواسته‌اند از فرار آنها جلوگیری کنند. همکاران من در ۲۹ فوریه از این اجساد فیلم برداری کرده‌اند. سه روز بعد وقتی در ۲ مارس دوباره از آن اجساد فیلم برداری می‌کردیم لباس اجساد را کنده، بدنها را تکه‌تکه کرده و حتی پوست سر آنها را نیز کنده بودند! و همه اینها در مناطق تحت اشغال نیروهای آذربایجان اتفاق افتاده بود.>>[۵۰][۵۱]

ایاز مطلب‌اف می‌گوید: <<همه اینها از پیش برای برکناری من از قدرت طراحی شده بود. با شناختی که از ارمنیان دارم بعید می‌دانم که آنها این چنین آشکارا آثار جنایت خود را در اختیار ما قرار داده باشند. اگر اعلام کنم که همه تقصیرها بر گردن مخالفان دولت من است، مرا متهم به افترا بستن خواهند کرد ولی از حقایق نمی‌توان گذشت. مسلم است که ارتش ارمنیان قره باغ دالان امنی را برای خروج ساکنان بی دفاع به وجود آورده بودند و دلیلی برای شلیک به سوی آنها نداشتند. به محض محاصره خوجالو از سوی تانک‌های ارمنی، می‌بایست اقدام به خروج ساکنان بی دفاع از شهر می‌شد.>>[۵۲][۵۳]

ادعا شده که نیروهای روسی (هنگ موتوریزه ۳۶۶ شوروی سابق) نیز در گرفتن شهر خوجالی شرکت داشته‌اند.[۵۴] هنگ موتوریزه یاد شده در نزدیکی استپاناکرت، پایتخت قره باغ مستقر و خود آماج آتشبارهای ارتش آذربایجان قرارداشت و تلفاتی هم متحمل شده بود. بعد از این تلفات، از مرکز فرماندهی روسی به هنگ دستور داده می‌شود که پاسخ آتش توپخانه آذری را بدون خروج از پایگاه خودشان بدهند. جدال آتشبارهای دو طرف (طرف آذری و روسی) چند روز قبل از سقوط شهر را ساکنان فراری خوجالی گزارش داده‌اند.

به نظر می‌آید که دلیل نشر این اطلاعات غیرواقع این باشد که اول: مدافعان شکست خورده خوجالی عملکرد، و در واقع بی عملی خود را نزد هموطنانشان بتوانند توجیه کنند و دوم: این اولین بار بود که آنان می‌دیدند نیروهای دفاعی قره باغ از ادوات و خودروهای زرهی استفاده می‌کنند.[۵۵]

جعل تاریخ[ویرایش]

نوشتار اصلی: آرتساخ
نوشتار اصلی: فرهنگ آرتساخ
نوشتار اصلی: ارمنی‌های نخجوان
نوشتار اصلی: ملیک‌های قره‌باغ

در ۱۹۱۸م، سه کشور ارمنستان، گرجستان و جمهوری آذربایجان به استقلال دست یافتند. از این سه کشور گرجستان و ارمنستان نام تاریخی خود را حفظ کردند اما سرزمین واقع در غرب دریای خزر با ساکنان تاتار خود نخست قرار بود ماورای قفقاز شرقی یا جنوبی نامیده شود لیکن حزب ملی‌گرای مساوات نام آن را، به آذربایجان تغییر داد، بدون اهمیت دادن به این موضوع که این اسم نام یکی از استانهای ایران است.[۵۶] به این ترتیب، این منطقهٔ تازه استقلال یافته، واقع در شمال رود ارس، «جمهوری آذربایجان» نام گرفت.[۵۷]

پس از دورهٔ استقلال و پایان جنگ قره باغ، دولت جمهوری آذربایجان برنامه‌ای جدی برای ایجاد حس نفرت نسبت به هر آنچه که با ارمنیان ارتباط دارد آغاز کرده است. بنیاد علیاُف میلیونها دلار از درآمدهای نفتی کشور را صرف انتشار کتابهای تبلیغاتی ای می‌کند که محتویات آنها مطالبی جعلی از تاریخ و ادعاهایی دروغین علیه ارمنیان است.

یکی از دلایل وجود این جعلیات و اکاذیب می‌تواند این حقیقت باشد که پس از تأسیس اتحاد جماهیر شوروی مقامات کمونیستی جمهوری‌های تازه تأسیس یافته را تشویق می‌کردند که فرهنگ و تاریخ مخصوص به خود داشته باشند. از میان دوازده جمهوری عمده تنها سه جمهوری وجود داشتند که در حقیقت دارای زمینهٔ تاریخی واقعی و فرهنگ خاص خود بودند. این جمهوری‌ها عبارت بودند از ارمنستان، گرجستان و مولداوی.

جعل تاریخ شامل:

  • تثبیت نام آذربایجان به منزلهٔ نامی که قرنهای متمادی به این سرزمین تعلق داشته، به خصوص، به سرزمینهای شمال رود ارس.
  • ثابت کردن اینکه ارمنیان بومی در اصل تنها مهاجرانی به این سرزمین هستند.
  • ثابت کردن اینکه تمامی بناهای تاریخی مسیحی منطقه در واقع ارمنی نیستند بلکه به دست ارانیان قفقازی بنا شده‌اند.
  • ثابت کردن اینکه تمامی بناهای تاریخی اسلامی منطقه در حقیقت آذری هستند.
  • نشان دادن اینکه ارمنیان میراث فرهنگی آذری‌ها را منهدم می‌کنند، از آن جمله بناهای تاریخی اسلامی و مسیحی را.

در کتب درسی نام ارمنی و ارمنستان تبدیل به اهل آناتولی و آناتولیایی شده است.

آذریها ادعا می‌کنند که تا ۱۸۲۸م هیچ ارمنی ای درقفقاز جنوبی نمی‌زیسته و این ارتش روسیه بوده که آنها را با خود از ایران و ترکیه به این ناحیه آورده و در آنجا مستقر کرده است.

اتهام به زوری بالایان[ویرایش]

به ادعای بعضی از منابع جمهوری آذربایجان زوری بالایان کتابی به نام «احیای دوباره روحمان» در مورد وقایع خوجالی نوشته که در ادعا شده خود بالایان در آن شرکت داشته.

(عایشه گونایسو) مقاله‌ای به نام حاکمیت دروغ می‌نویسد:

<<حتی اگر کسی اطلاع نداشته باشد که چنین کتابی از زوری بالایان وجود خارجی ندارد، از لحن و سیاق متن نقل قول باید کاملاً روشن باشد که این "نقل قول" متن مجعولی است. مساله شوک آور، اما این بود که "نقل قول" نه از جانب یک نفر تُرک افراطی متعصب و دشمن ارمنیان انجام می‌شد، بلکه از جانب کسی که صادقانه نژادپرستی و تبعیض را محکوم می‌کرد. چند روز بعد از چاپ مقاله، (کایماز) در وبلاگ شخصی خودش اعلام کرد که اشتباهی از جانب وی روی داده و زوری بالایان چنین کتابی ننوشته و نقل قول از متن مجعولی صورت گرفته است. وی اضافه کرد که مطالب راجع به کتاب رااز یک پزشک آذری طی یک میزگرد تلویزیونی شنیده بوده. ظاهراً، کایماز ساده لوحانه به هیچ وجه فکر نمی‌کرد که یک پزشک طرف مباحثه در تلویزیون ممکن است دروغ بگوید. اما، اصلاً کایماز این نقل قول را از کجا پیدا کرده بود؟ من خود به جستجوی آن پرداختم و متوجه شدم که فقط در تارنماهای تُرکهای ناسیونالیست افراطی موجود است.>>[۵۸]

اظهارات اونور کایماز هیات تحریریه روزنامه رادیکال:

<<کایماز مقاله‌ای در روزنامه رادیکال منتشر کرد که اظهاراتش را در وبلاگ شخصی خود به نقل قول از زوری بالایان نوشته بود اشتباه بوده او چنین می‌گوید: او در مورد کتاب از یک پزشک آذری در میزگردی در تلویزیون شنیده بوده.>>[۵۹][۶۰]

گرجستان[ویرایش]

نوشتار اصلی: ارمنی‌های گرجستان

مسئله جاواختی-آخالکالاکی[ویرایش]

برخی از ارمنیان معتقدند که آنها قربانی سیاست انتقال توازن جمعیتی از جاواختی و آخالکالاکی شده‌اند تا تعدادی از خانواده‌های گُرجی در آنجا اسکان یابند. ارمنی‌ها همچنین دارای نماینده کمی در حکومت هستند یعنی دارای ۵ کرسی از ۲۳۵ کرسی پارلمان می‌باشند. تبعیض و بی‌اعتمادی متقابل نیز وجود دارد. اعتراضاتی چند نیز وجود داشته که برخی از آنها منجر به برخورد فیزیکی با ماموران قانون شده است.

جدایی ارمنی‌های گرجستان به ویژه ارمنیان ساکن دو منطقه جاواختی-آخالکالاکی از ارمنستان نیز به مانند بسیاری دیگر از اقوام منطقه قفقاز در دوران حاکمیت شوروی به وقوع پیوست. با وجود این که این منطقه از لحاظ تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی همیشه یک منطقه ارمنی نشین و جزئی از خاک ارمنستان محسوب می‌شود. در نتیجه سیاست‌های ژوزف استالین در سال ۱۹۲۱م از خاک ارمنستان جدا شده و به گرجستان ملحق شد.

احساسات ضد ارمنی و مصادره کلیساهای ارمنی[ویرایش]

این امر بیشتر در مشاجره در خصوص بی طرفی عقائد یا اظهار نظر در مورد موضوعی اعمال شده از سوی مقامات است تا اعمال فعالیت‌های بالفعل.

جمهوری خودمختار آبخازیا نیز دارای جمعیت مهمی از ارمنیان است که بیست درصد از جمعیت این جمهوری را تشکیل می‌دهند ولیکن مقامات غیررسمی آبخازی متهم شده‌اند که عمداً از تعداد ارمنی محلی آبخازیا کاسته‌اند.

کلیسای ارمنی در آخالکالاکی

اکثریت ارمنی‌های ساکن در گرجستان ارمنیان ارتدکس تابع کلیسای حواری ارمنی و زیر نظر کلیسای جامع اچمیادزین می‌باشند.

مسائل مربوط به ارمنیان گرجستان از سوی مقر اسقفی ارمنی در گرجستان حل و فصل می‌شود که به ارمنی ویراهایوتز تم[۶۱] نامیده شده و رئیس آن اسقف وازگن میراخانیان[۶۲] است.

امروزه تنها دو کلیسای ارمنی فعال در تفلیس وجود دارد. چندین کلیسای ارمنی قبلاً تخریب شده یا تبدیل به کلیسای گرجی شده و یا در شرف تبدیل شدن به کلیسای گرجی هستند. کلیسای ارمنی تقاضای مالکیت و اعمال حقوق مجدد بر شش کلیسا را کرده است.[۶۳][۶۴]

ایران[ویرایش]

نوشتار اصلی: ارمنی‌های ایران

وقایع جیلولوق[ویرایش]

یکی از بهانه‌های نفرت پراکنان قومی علیه ارمنی‌ها مسئله جیلولوق است. درباره حوادثی که در اوایل قرن بیستم میلادی در آذربایجان رخ داد و به «جیلولوق» موسوم است، ادعا شده است که ارمنیان نقشی داشتند.

نسطوری‌هایی که از نسل‌کشی توسط دولت عثمانی و کشتار کُردها به ایران گریختند از چند قبیله به اسامی (جلو، باز، تخوما) تشکیل می‌شدند. رئیس عرفی هر قبیله (ملیک) نام داشت و امور مذهبی آنها را کشیشی تحت عنوان (آبونا) اداره می‌کرد. حکومت عالیه آنها در دست یک روحانی نستوری قرار داشت که مارشیمون بنیامین نام داشت. او رهبری نستوریان را برای مهاجرت به ایران برعهده گرفته بود. مسکن نستوریان در منطقه وان بود و شمار آنها بین سی تا پنجاه هزار نفر می‌رسید.

مارشیمون بعد از شکست از عثمانیان در پاییز ۱۹۱۵ در ارومیه به طرف سپاه روس که در آن زمان در ارومیه مستقر بودند عقب‌نشینی کرد. در این زمان (نیکیتین) به عنوان کنسول روسیه در ارومیه امور سیاسی و نظامی را در دست داشت.

در آذربایجان به این نستوری‌ها (جلو یا جیلو) می‌گفتند. به احتمال نام یکی از قبایل نستوری که جلو بود، برای نامیدن همه آنها به کار رفته است.

با خبر شدن حمله دولت عثمانی به تبریز ژنرال (لبدینسکی) فرمانده قشون قفقاز در تلگرافی به نیکیتن اطلاع داد تصمیم گرفته شده در ارومیه قشون مسیحی تشکیل گردد. با کمک‌های نظامی روسیه، فرانسه و انگلیس لشکر مسیحی که اعضای آن را جلیوها تشکیل می‌دادند، سامان یافت.[۶۵]

مارشیمون درصدد برآمد با اسماعیل آقا سیمیتقو متحد شود ولی توسط او کشته شد یکی از دلایل کشته شدن مارشیمون اتحاد یا دستور مستقیم حکومت عثمانی به سیمیتقو بوده است.[۶۶]

بعد از قتل مارشیمون، آقا پتروس جانشین او شد ولی در جنگی که در تیرماه ۱۲۹۷شمسی با نیروهای عثمانی در تبریز رخ داد او شکست خورد.[۶۷]

<<شایان ذکر است که در سال‌های اول جنگ جهانی اول به دلیل عقب‌نشینی غیر منتظره نظامیان روس از منطقه قفقاز، در اواخر ژوئیه ۱۹۱۵ ساکنان ارمنی واسپوراکان نیز به سوی شهرهای ارمنی نشین ایران، مانند سلماس و خوی کوچانده و اسکان یافتند. در بهار سال ۱۹۱۸ تعداد این مهاجران به حدود هفتاد هزار نفر می‌رسید. پس از وقایع تابستان وقتی ارتش روس از همدان عقب‌نشینی کرد، نظامیان عثمانی قتل‌عام ساکنان مسیحی همدان و کرمانشاه را شروع کردند. ارمنیان از مسیر قزوین در رشت-انزلی اسکان یافتند.>>[۶۸]

نشریه ارمنی زبان آیگ (آیق) ارگان کمیته مرکزی آذربایجان فدراسیون انقلابی ارمنی بود که از سال۱۲۹۰شمسی در تبریز چاپ می‌شد. در سال ۱۲۹۸ مجوز رسمی آن تمدید شد و احتمالاً تا اواسط سال ۱۳۰۰ منتشر می‌شد. با درج اخبار روزانه از وقایع آذربایجان و با تحلیل مواضع و نظرات نیروها و احزاب مختلف پرداخته است:

<<مورخه ۱۸ فوریه ۱۹۱۸ (۱۲۹۶ش)، شماره۸: سرمقاله: دولت ما برتصمیم خود مبنی بر خلع سلاح کلیه گروه‌های مسلح غیردولتی مصرانه تأکید می‌ورزد. طبیعتاً اولین حربه باید بر آسوریان کوهستانی (جلویان) وارد آید که اگرچه از اقوام ایران نبوده و به صورت موقت مهمان کشورمان هستند ولی تنها نیروی سازمان یافته در منطقه محسوب می‌شوند. گردان‌های منظم جلویان که روس‌ها آنان را سازماندهی می‌کنند تنها نیروی مسلح بیگانه در کشور نیستند. آنها جزیی از نیروهای متفقین اعم از لشکرهای انگلیسی و روسی اند که تاکنون در ایران باقی مانده‌اند و به هیچ وجه تمایل به همراهی با دولتمان در جهت تخلیه ایران از قوای بیگانه از خود نشان نمی‌دهند. ما تکرار می‌کنیم که انحلال گردان‌های جلویان باید از راه دیپلماتیک و نه با خونریزی و کشتار سربازان و ساکنان بی گناه منطقه صورت پذیرد.>>

<<مورخه۱۱ مارس ۱۹۱۸ (۱۲۹۷ش)، شمارهٔ۱۱: سرمقاله: خبرهای واصله حاکی از آن اند که اخیراً تصمیماتی مبنی بر نجات کشور از هرج و مرج و باز گرداندن زندگی عادی به شهروندان و تضمین جانی و مالی آنان اتخاذ شده است. در این راستا عناصر آگاه ارمنی و آذربایجانی و هیئت‌های مختلط آنان شروع به فعالیت گسترده کرده‌اند. تبریز: روز جمعه به مناسبت عید نوروز خلیفه ارمنی‌های آذربایجان با والیان و سایر مقامات رسمی دیدار کردند. والی ضمن پذیرایی بسیار صمیمانه، از ارمنی‌ها تجلیل و قدردانی کردند.>>

<<مورخه ۱ آوریل ۱۹۱۸ (۱۲۹۷ش)، شمارهٔ۱۴: سرمقاله: زحمتکشان تُرک در قفقاز تنها یک دشمن اصلی دارند و آن ارمنیان، گرجی‌ها یا روس‌ها نیستند بلکه دشمن آنها کسانی اند که آنها را به سمت هرج و مرج و به سوی استیلای عثمانی سوق می‌دهند. مراغه: حوادث اخیر ارومیه تأثیر زیادی بر شهر داشته است... به علت نبودن اخبار صحیح حوادث با هر رنگی تفسیر می‌شوند. عوامل توطئه‌گر و ناشناس فعال شده‌اند و هیچ تفاوتی بین مرتکبان و مسئولان حوادث ارومیه و اهالی بی گناه بومی قائل نیستند. از دیدگاه آنان چون جلویان مسیحی هستند دیگر مهم نیست که چه کسانی اند و از کجا آمده‌اند بنابراین با فرستادن طومارهای بی امضاء به عدلیه و دادگاه اعلام می‌کنند که: (تا دیر نشده باید حسابمان را با ارمنیان پاک کنیم). در چنین شرایطی باید افرادی که نام (مجاهد) دارند به میدان بیایند و انقلابی گری واقعی خود را ثابت کنند و نگذارند تا زندگی آرام دو خلق همسایه برهم ریزد و به سوی حوادث تلخ جدید سوق داده شود.

سلماس، ۲۴ مارس: درگیری خونین میان سیمیتقو و آشوریان در (جارا) دو روز ادامه داشت.

۲۶مارس: وضعیت در سلماس کماکان تغییری نکرده است. تقریباً تمام نیروهای آشوری از سلماس به ارومیه عقب‌نشینی کرده‌اند. در ارومیه باز هم جنگ درگرفته است. آشوریان در تلاش اند تا نیروهای خود را از منطقه جمع‌آوری کنند و در ارومیه متمرکز سازند.

۲۷مارس: تقریباً تمام نیروهای آشوری از سلماس عقب‌نشینی کرده‌اند. گروهی ناچیز حدود چهل پنجاه نفر از آنان مردم منطقه را به تنگ آورده‌اند. آشوریان از مردم سلماس خواسته‌اند تا طی پنج روز سلاح‌های خود را تحویل دهند.>>

کتاب قتل‌عام مسلمانان در دو سوی ارس[ویرایش]

در کتاب (قتل‌عام مسلمانان در دو سوی ارس) نویسنده ادعا نموده است که: مسیحیان (ارمنیان) عامل قتل‌عام مسلمان (ارومیه-خوی-سلماس) می‌داند. مسیحیان دست نشانده روسها و خائن می‌نامد. یپرم خان عامل انحرافی مشروطه و ضارب ستارخان و خائن و دست نشانده داشناک می‌داند.

مایکل استنفورد در فلسفه تاریخ و مبانی روش تحقیق می‌نویسد:

<<اساساً وقتی یک مسئله تاریخی، موضوعیت خود را به عنوان یک پژوهش صرف تاریخی از دست می‌دهد و دستخوش مطامع سیاسی، ایدئولوژیک یا اندیشه‌های ناسیونالیستی قرار می‌گیرد، نباید چندان امیدوار باشیم نتایج کار درخشان و پرمایه باشد. این موضوع آنگاه حادتر می‌شود که تبعات سیاسی و حقوقی بر آن مسئله مترتب باشد. در نتیجه آثار پدیدآمده واجد عنوان پژوهش علمی و بی طرفانه نیست و به نقل قول خود نویسنده (مایکل استنفورد) در زمره تاریخ بد محسوب می‌شود.>>

یپرم‌خان - داشناکسوتیون[ویرایش]

این موضوع که میان یپرم خان و ستارخان دشمنی بوده است، لااقل از سوی یپرم کاملا" منتفی است. البته ستارخان نیز مخالف یپرم نمی‌توانست باشد.

گروه پطروس خان در سال ۱۲۸۸شمسی،۱۹۱۰م توسط روسیه تزاری در تبریز اعدام شدند.

سرداری بزرگ که ستارخان ضمن تمجید از دلاوری‌های او دربارهٔ مجاهدت‌های او و رزمندگانش که آنان را (دغا) می‌نامیدند، گفته است:

<<اگر من ۲۰۰ نفر از این دغاهای داشناکسوتیون می‌داشتم توپ‌ها را بر داشته تا «پطر» (پتر کبیر) یکسره می می‌رفتم.>>[۶۹]

یپرم بر سر دوراهی قرار گرفته بود از یک سو به عنوان یک مقام نظامی که در اختیار دولت مشروطیت بود می‌بایست به آنها با سختی برخورد می‌کرد و آنها را از سر راه بر می‌داشت و از سوی دیگر خود را به مانند آنها یک مجاهد آزادیخواه می‌دانست که زمانی در کنار آنها در برابر دشمن واحدی جنگیده بود.

درباره واقعه پارک اتابک کسروی می‌نویسد:

<<روز پنجشنبه دوازدهم تیر ماه چون ستارخان از مجلس بازگشت چنان که در آنجا زبان داده بود به کسان خود دستور داد که تفنگ و فشنگ خود را گردآورده برای سپردن به دولت آماده باشند و چنین گفت:(کاری نکنید که کاسه بر سر ما شکند) کسانی از پیرامون ناخرسندی نموده می‌گفتند:(با این دشمنی که میان شما با یفرم خان و دیگران است پس از گرفتن ابزار جنگ با شما و سالار رفتار دیگر پیش خواهند گرفت) ستارخان گفت:(این دولت را ما خودمان برانگیخته‌ایم و شایسته نیست که با او نافرمانی کنیم)>>

داشناکسوتیون این نهضت در وفاداری به مرامنامه حزب خود که: <<هر جا که قوی تری است باید طرف ضعیف تر را گرفت.>> در جنبش مشروطه ایران شرکت جست و بهترین یاران خود را در این راه از دست داد. بیش از سیصد سرباز ارمنی، از ارمنی‌های ایران و ارمنستان، در انقلاب مشروطیت ایران شرکت داشته‌اند. یکی از یاران یپرم خان،(پطروس ملیک آندریاسیان)[پانویس ۸] معروف به پطروس خان بود که توسط روسیه تزاری اعدام شد.[۷۰]اسماعیل رائین در کتاب خود اسامی ۵۲ نفر از سربازهای ارمنی را که در این راه کشته شده‌اند ارائه می‌دهد.[۷۱][۷۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس ۱[ویرایش]

  1. اسقف اعظم ارمنیان عثمانی در دوران جنگ جهانی اول
  2. سیاستمدار ارمنی اهل مصر و فرزند نوبار پاشا، نخست وزیر مصر
  3. ژیرایر لیباریدیان مشاور ارشد لوون تر-پتروسیان در امور امنیت ملی بود. بعد از استعفای ترپتروسیان او به ایالات متحده رفت و در آن جا به تدریس در دانشگاه میشیگان و پژوهش در زمینه تاریخ و سیاست ارمنستان و منطقه قفقاز مشغول شد. او از بنیان گذاران و مدیر مؤسسه مطالعات ارمنی معاصر (انستیتوی زوریان)، سردبیر نشریه آرمنیان ریویو و مدیر بایگانی اسناد حزب داشناکسوتیون در بوستون بود.
  4. قلیخان اقبال السلطنه ماکوئی فرزند تیمورخان اقبال السلطنه حکمران ماکو و سرحد دار ایران، رئیس ایل بیات‌های ماکو بود.
  5. ارگنه کن به سازمان مخفی و ملی‌گرای افراطی کمالیست در ترکیه اطلاق می‌شود که اعضای آن پیوندهایی با نیروهای امنیتی و نظامی ترکیه دارند. این گروه متهم به تروریسم در ترکیه است و القاب متفاوتی چون اوراسیاگراها یا انزواطلب به آنها نسبت داده می‌شود. در ترکیه وجود دولت پنهان با ماجرای رسوائی سوسورلوک (سوسورلوک نام مکانی است که در روز سوم نوامبر 1996 ماشین مرسدس بنز حامل یک افسر پلیس ترک، یکی از قاچاقچیان معروف مواد مخدر و رهبر یکی از عشایر منطقه کرد نشین با یک تریلی تصادف می‌کند. این امر باعث سوء ظن و بدگمانی شد تا این که دولت این پرونده را مختومه اعلام کرد اما بعدها مشخص شد که دولت پنهان در ترکیه وجود دارد که با باندهای مافیای در ارتباط است) در 1996 آشکار گردید که اعضای آن متهم به توطئه برای شورش و آشوب و ترور نخبگان، سیاستمداران، قضات، نظامیان رده بالا و رهبران مذهبی بودند و هدف نهائی آنها سرنگونی گروه غرب گرای وقت بود. این کودتا دنباله چندین کودتای نافرجام در چند سال اخیر بوده است.
  6. عایشه گونایسو، فعال حقوق بشر، فمینیست، مترجم و محقق تُرک است. از سال ۱۹۹۵، عضو موسس کمیته حقوق بشر ترکیه علیه نژادپرستی و تبعیض (شعبه استانبول) می‌باشد. درسالهای ۰۷ - ۲۰۰۵ ستون نویس یک روزنامه طرفدار کُردها بود. از سال ۲۰۰۸، به طور دوهفتگی مقالاتی تحت عنوان "نامه‌هایی از استانبول" برای نشریات ارمنی می‌فرستد.
  7. چنگیز فواد اوغلی مصطفی یف، گزارشگر مستقل آذری که در ۲۸ فوریه ۱۹۹۲ از صحنه فاجعه خوجالی ویدئوهایی تهیه کرده بود، راجع به ادعاهای مقامات آذربایجان درباره روند به وجودآمدن فاجعه تردید داشت، لذا خود مستقلا شروع به تحقیقات کرد. لیکن، اولین گزارش او درباره احتمال دست داشتن نیروهای آذربایجانی در فاجعه خوجالی به” D-Press “آژانس خبری مسکو، به قیمت جانش تمام شد. وی در همان زمان، در ۱۵ ژوئن ۱۹۹۲ در نزدیکی آقدام در شرایط مشکوکی به قتل رسید.
  8. پطروس خان یکی از ماموریت‌های او حفظ اموال و جواهرات سلطنتی بود و امروز موزه جواهرات ایران بقای بخش عمده‌ای از اشیاء موجود خود را مرهون کوشش و تلاش او می‌باشد. او در سال 1912 به دار آویخته شد.

پانویس ۲[ویرایش]

  1. مبارزه با سخنان تنفرآمیز در رسانه‌های ترکیه
  2. Chris Aldrich. The Aldrich Dictionary of Phobias and Other Word Families. Trafford Publishing, 2002. ISBN 1-55369-886-X. стр. 225
  3. Black Garden, by Thomas De Waal (Aug 25, 2004), page 42
  4. Rummel, RJ (1 April 1998), "The Holocaust in Comparative and Historical Perspective", The Journal of Social Issues 3 (2)
  5. Rainsford, Sarah (2006-09-21). "Turkish novelist case collapses". BBC. Retrieved 2008-08-14.
  6. Biner, Z. Ö. (2010). Acts of defacement, memory of loss: Ghostly effects of the "Armenian crisis" in Mardin, southeastern turkey. History and Memory, 22(2), 68–94,178.
  7. Hewsen, Robert H. (2001). "Mush and Its Plain". Armenia: A Historical Atlas. Chicago: University of Chicago Press. p. 206. ISBN 0-226-33228-4.
  8. Maranci, Christina (2002). "The Art and Architecture of Baghesh/Bitlis and Taron/Mush". In Richard G. Hovannisian. Armenian Baghesh/Bitlis and Taron/Mush. Costa Mesa, California: Mazda Press. pp. 120–122.
  9. "Turkey renames 'divisive' animals". BBC. 8 March 2005. Retrieved 16 January 2013. "Animal name changes: Red fox known as Vulpes Vulpes Kurdistanica becomes Vulpes Vulpes. Wild sheep called Ovis Armeniana becomes Ovis Orientalis Anatolicus Roe deer known as Capreolus Capreolus Armenus becomes Capreolus Cuprelus Capreolus."
  10. Hovannisian, ed. by Richard G. (1991). The Armenian genocide in perspective (4. pr. ed.). New Brunswick, NJ [u.a.]: Transaction. pp. 128–130. ISBN 978-0-88738-636-7.
  11. Sahakyan, Lusine (2010). Turkification of the Toponyms in the Ottoman Empire and the Republic of Turkey. Montreal: Arod Books. ISBN 978-0-9699879-7-0
  12. http://en.wikipedia.org/wiki/Confiscated_Armenian_properties_in_Turkey
  13. http://www.mirrorspectator.com/2011/09/30/lawsuit-seeks-return-of-seized-lands-incirlik-airbase-sits-on-disputed-territory/
  14. Bevan, Robert (2004). The destruction of memory: architectural and cultural warfare (1. publ. ed.). London: Reaktion Books. ISBN 1-86189-205-5.
  15. "Cultural Genocide". Armenian Genocide Museum-Institute. Retrieved 12 January 2013.
  16. "Ethnic Armenian Soldier Shot on ‘Genocide Day’, Radikal Reports". Bloomberg. Original from Radikal. Apr 25, 2011. Retrieved 29 December 2012.
  17. "Doubts emerge in death of Armenian-Turk soldier". Hurriyet. 2012-01-30. Retrieved 29 December 2012.
  18. "Armenian private killed intentionally, new testimony shows". Zaman. 2012-01-27. Retrieved 29 December 2012.
  19. "Sevag İçin Adalet Girişimi: Sevag Nefret Cinayetine Kurban Gitti". SonDakika (in Turkish). Retrieved 29 December 2012. "Title translated from Turkish: Sevag Balikci died from a hate crime."
  20. Leicht, Justus (2006-02-06). "Turkey: Court drops prosecution of writer Orhan Pamuk". World Socialist Web site. ICFI. Archived from the original on 25 July 2008. Retrieved 2008-07-29.
  21. نماز رهبران حزب جنبش ملّی ترکیه در کلیسای نیمه ویران آنی
  22. Arsu, Sebnem (August 31, 2009). "Turkey and Armenia to Establish Diplomatic Ties". New York Times. Retrieved 2009-09-01. "Turkey and Armenia, whose century of hostilities constitutes one of the world's most enduring and acrimonious international rivalries, have agreed to establish diplomatic relations, the two countries announced Monday."
  23. Paul Richter (2009-04-03). "Turkey, Armenia are likely to ease conflict". L.A. Times. Archived from the original on 7 April 2009. Retrieved 2009-04-03.
  24. Hakobyan, Tatul (2008-09-13). "Armenia receives Turkey's president for six-hour visit". Armenian Reporter. Retrieved 2008-09-12.
  25. مجموعه امنیتی منطقه‌ای قفقاز جنوبی، نویسنده: ولی کوزه گرکالجی، ص 193
  26. کارگذاری مهام خارجه ماکو، نمره 79،7 ثور 15 رجب 1336
  27. سرژ آفاناسیان، ارمنستان، آذربایجان، گرجستان از استقلال تا استقرار رژیم شوروی ۱۹۲۳ـ۱۹۱۷، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی ـ تهران: انتشارات معین،۱۳۷۰
  28. Özdemir, Sadi (2007-11-02). "Ermeni isyanını Perinçek buldu İTO ABD’ye gönderiyor". Hürriyet (in Turkish). Retrieved 2008-08-07.
  29. Today's Zaman, 5 August 2013, "Long sentences for Ergenekon suspects, life for ex-army chief
  30. "Court merges Workers’ Party probe with Ergenekon investigation". Today's Zaman. 2012-06-14. Retrieved 2012-06-22.
  31. محکومیت دو تن از رفقای اوجالان در پروندهٔ کودتا
  32. "Turkish politician fined over genocide denial". Swissinfo with agencies. 2007-03-09.
  33. به این اعمال نسل‌کشی می‌گویند، آقای نخست وزیر
  34. عایشه گونایسو،حاکمیت دروغ
  35. Hovannisian, Garin K. (2010). Family of Shadows: A century of murder, memory, and the Armenian American dream. New York: HarperCollins. ISBN 978-0-06-1-79208-3.
  36. Geukjian, Ohannes (2011). Ethnicity, Nationalism and Conflict in the South Caucasus: Nagorno-Karabakh and the Legacy of Soviet Nationalities Policy. Farnham: Ashgate. p. 154. ISBN 9781409436300.
  37. Доклад общества «Мемориал» (Memorial). Независимая газета, 18 June 1992
  38. "Карабахские депутаты: Ходжалу стал жертвой политических интриг и борьбы за власть в Азербайджане. ИА REGNUM, 25 February 2008". Regnum.ru. Retrieved 28 April 2014.
  39. https://en.wikipedia.org/wiki/Shelling_of_Stepanakert
  40. "Samvel Babayan, Leader of "Dashink" Party". Retrieved 2007-08-22.
  41. Patrick Wilson Gore, “Tis Some Poor Fellow’s Skull-Post- Soviet Warfare in the Southern Caucasus”.
  42. Mustafayev, Vahid (15 June 1992). "Chingiz Mustafayev in Action". Azer.com. Retrieved 28 April 2014.
  43. ایاز مطلب اف همچنان در روسیه
  44. Zvyagin Sergei (2010) Ходжалу: правда и вымыслы. (Khojaly: the truth and the fabrications) Nezavisimaya Gazeta, 05 March 2010
  45. Human Rights Watch/Helsinki. Bloodshed in the Caucasus: Escalation of the Armed Conflict in Nagorno Karabakh. New York: Human Rights Watch, 1992. pp. 24.
  46. de Waal, Thomas (2004). Black garden: Armenia and Azerbaijan through peace and war. ABC-CLIO. p. 172. ISBN 0-8147-1945-7.
  47. European Court of Human Rights. "The European Court of Human Rights. Case of Fatullayev v. Azerbaijan"
  48. "Vue d'ensemble – Pays – ESI". Esiweb.org. Retrieved 28 April 2014.
  49. "Report of Memorial Human rights center (In Russian)". Memo.ru. Retrieved 28 April 2014.
  50. Thomas De Waal. "More War in the Caucasus". Retrieved 25 February 2012.
  51. Dana Mazalova. "Press conference: Justice for Khojaly" (in Russian). Novosti. Retrieved 25 February 2012.
  52. Nezavisimaya Gazetta, 2 April 1992
  53. Zvyagin Sergei (2010) Ходжалу: правда и вымыслы. (Khojaly: the truth and the fabrications) Nezavisimaya Gazeta, 05 March 2010.
  54. Bloodshed in the Caucasus: escalation of the armed conflict in Nagorno Karabakh. Human Rights Watch, 1992. ISBN 1-56432-081-2, ISBN 978-1-56432-081-0, p. 21
  55. [ABOUT THE PARTICIPATION OF CIS 366-th REGIMENT http://budapest.sumgait.info/khojaly/366.htm]
  56. دریایی، تورج. «نامه‌ای به طراح تقسیم ایران»
  57. محسنی، محمدرضا 1389: «پان ترکسیم، ایران و آذربایجان» ، انتشارات سمرقند ص 29-33
  58. Ayse Gunaysu, "Gunaysu: The Reign of Lies in Turkey ", "The Armenian Weekly", May 11, 2012
  59. Tamar Minasian, "SECURITY & FOREIGN AFFAIRS: AZERI DISINFORMATION. AZERBAIJANI MASOCHISM? ", "AZG", June 06, 2006
  60. http://arsivakurd.org/images/arsiva_kurd/kovar/asiti/asiti_07.pdf
  61. Virahayots Tem
  62. Vazgen Mirzakhanyan
  63. http://archive.hetq.am/eng/politics/0605-georgia.html Investigative Journalists of Armenia at Hedq.am reporting about status of Armenian churches in Georgia
  64. Ghazinyan, Aris (15 December 2008). "Controversy under Cupola: Attempts to defend Armenian churches in Georgia meet protests in Tbilisi". ArmeniaNow. Retrieved 7 July 2009.
  65. نیکیتن، ایرانی که من شناخته‌ام، ترجمه فره وشی.
  66. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه 21-32-54-1333 gh
  67. احمد کسروی، تاریخ هیجده ساله آذربایجان، ص 755
  68. سقوط باکو و مهاجرت ارمنیان به ایران، نویسنده:گئورگ استپان ترجمه:هرمیک آقاکیان. شمارهٔ۲۲، زمستان ۱۳۸۱ فصلنامه فرهنگی پیمان
  69. حماسه یپرم،بزبان هوسپ موسسیان :بقلم آندره آموریان ,ترجمه هرایر خالاتیان
  70. دانشنامه ایرانیان ارمنی نویسنده:ژانت د. لازاریان
  71. اختناق ایران (کتاب)، نام کتابی است از مورگان شوستر
  72. اسماعیل رائین، یپرم خان سردار. ص 515 و 517

منابع[ویرایش]