هایمدال

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هایمدال در حال به صدا درآوردن شیپور گالارهورن

هایمدال (به زبان نروژی باستان: Heimdallr) در اساطیر اسکاندیناوی، ایزد روشنایی و نگهبان قلمرو خدایان در آسگارد بود. او یکی از چهره‌های شاخص آسگارد و ایزد سپید موی اساطیر شمال است که وظیفهٔ پاسداری از پل رنگین‌کمان بیفروست را بر عهده داشت، که آنرا از دژ خود به نام هیمین‌بیورگ زیر نظر قرار می‌داد. او فرزند نُه مادر هایمدال بود که نام‌هایشان با امواج دریا مربوط بود و در انتهای جهان به دنیا آمده، و توسط نیروهای زمین، آب دریاها و خون گراز بزرگ شده بود. به دلیل دندان‌های زرین و براقی که داشت به او همچنین لقب گولینتانی[۱] (دندان طلا) را داده بودند. هایمدال همیشه هوشیار و بیدار و توانایی‌های منحصر به فردی داشت. بینایی بسیار قوی داشت به طوری که قادر به دیدن دور دست‌ها تا فواصل صدها مایل، حتی در شب بود، شنوایی فوق‌العاده دقیقی داشت و می‌توانست صدای رشد گیاهان بر روی زمین و رشد پشم را بر پوست گوسفندان بشنود و به خوابی کمتر و کوتاه‌تر از یک کبوتر احتیاج داشت. او همیشه در دژ خود تمامی نقاط را زیر نظر داشت و از خدایان در مقابل نفوذ غول‌ها و یوتون‌ها مراقبت می‌کند. او دارای شیپوری به نام گالارهورن[۲] بود که در مواقع خطر آن را به صدا در می‌آورد و صدای شیپورش در آسمان و زمین و جهان زیرین شنیده می‌شد. این شیپور برای بیدار کردن ایزدان و هشدار دادن به آن‌ها در مواقع خطر بود، تا اینکه بتوانند با هم مشورت کنند.[۳]

کارکرد او چون پاسدار ایزدان، هایمدال را با درخت جهان مربوط می‌سازد و تفسیرهای مربوط به کارکرد او گوناگون است. یکی از معانی نام او «قوچ» است و در روایت‌ها هم اوست که قوچ قربانی آسگارد را بر درخت آویزان می‌کند. در داستانی شگفت‌انگیز سر هایمدال به شکل شمشیری تصویر می‌شود و این شکلی است که با شاخ قوچ پیوند دارد و سلاح او در حمله به دشمنان است. گفته شده در آخرین نبرد راگناروک، او و دشمن دیرینه‌اش، لوکی یکدیگر را از بین خواهند برد.[۴] هایمدال وقتی در می‌یابد که راگناروک نزدیک شده، خواهد ایستاد و قدرتمندانه، بر شیپورش خواهد دمید.

نام هایمدال در ادای شعری «ریگ» و این واژه شاید سلتی و به معنی شهریار است. در این داستان ریگ در مسیر سفرش صاحب پسرانی می‌شود که طبقات مختلف اجتماعی را شکل می‌دهند. در این سفر هایمدال نخست به خانه یک برده، بعد به خانه یک کشاورز و سرانجام یک یارل راه می‌یابد و هر یک به گرمی از او پذیرایی می‌کنند. او در هر یک از این خانه‌ها در وسط مرد میزبان و همسرش می‌خوابد و نه ماه پس از دیدار هایمدال هر یک از زن‌ها صاحب پسری می‌شوند که به طبقه خود وابسته است.

منابع[ویرایش]

  1. «Gullintani»
  2. «Gjallarhorn»
  3. هایمدال در اساطیر نورس. بازدید در ۲۲ ژوئن ۲۰۱۴
  4. هایمدال. نوشته Micha F. Lindemans - آخرین ویرایش در ۳۰ اوت ۲۰۰۲