چپ (گرایش سیاسی)
| بخشی از سلسله مقالات در مورد |
| سیاستهای حزبی |
|---|
|
|
سیاست چپگرا مجموعهای از ایدئولوژیهای سیاسی است که بر برابری اجتماعی و مساواتخواهی تأکید داشته و در بسیاری موارد در تقابل با سلسلهمراتب اجتماعی — چه در کل[۱][۲][۳][۴] و چه در بخشهایی از آن — قرار میگیرند.[۵] سیاست چپ معمولاً با دغدغه نسبت به اقشار محروم و نابرخوردار جامعه و این باور همراه است که نابرابریهای موجود، ناموجه بوده و باید کاهش یابند یا از میان بروند؛[۳] آن هم از طریق راهکارهایی بنیادین که میتواند ساختار جامعه را دگرگون سازد.[۵] به تعبیر بَری کلارک، استاد ممتاز اقتصاد، حامیان سیاستهای چپ بر این باورند که «رشد و شکوفایی انسانی زمانی محقق میشود که افراد در روابطی تعاملی، همیارانه و بر پایه احترام متقابل مشارکت کنند؛ روابطی که تنها در صورتی میتواند شکوفا شود که تفاوتهای افراطی در جایگاه، قدرت و ثروت از میان برداشته شود.»[۶]
در چارچوب طیف سیاسی چپ–راست، اصطلاحات چپ و راست نخستین بار در جریان انقلاب فرانسه و بهواسطه نحوه نشستن نمایندگان در مجلس ملی فرانسه بهکار رفت. کسانی که در سمت چپ مینشستند، مخالف رژیم پیشین و پادشاهی بوربونها بودند و از انقلاب، از تأسیس جمهوری دموکراتیک و سکولارسازی جامعه[۷] حمایت میکردند؛ در حالیکه طرفداران راست به نهادهای سنتی رژیم پیشین وفادار بودند. واژه چپ پس از بازگشت پادشاهی در سال ۱۸۱۵ کاربرد گستردهتری یافت و برای اشاره به استقلالطلبان بهکار رفت.[۸] اصطلاح جناح (wing) نیز از اواخر سده نوزدهم به چپ و راست افزوده شد و اغلب بار معنایی منفی داشت؛ بهگونهای که چپگرا برای افراد دگراندیش در عرصه دین یا سیاست بهکار میرفت.
ایدئولوژیهایی که در زمره چپ قرار میگیرند، بسته به زمان و مکان بسیار متنوعاند. در اواخر سده هجدهم و همزمان با شکلگیری نخستین دموکراسیهای لیبرال، اصطلاح چپ در ایالات متحده به لیبرالیسم و در فرانسه به جمهوریخواهی اطلاق میشد که هر دو بهدنبال کاهش تمرکز در تصمیمگیریهای سلسلهمراتبی در مقایسه با محافظهکاری سنتی و سلطنتطلبان (راستگرایان) بودند. در سیاست مدرن، چپ معمولاً به جنبشها و ایدئولوژیهایی گفته میشود که فراتر از لیبرالیسم کلاسیک قرار گرفته و از نوعی دموکراسی اقتصادی حمایت میکنند. امروزه گرایشهایی مانند لیبرالیسم اجتماعی و سوسیال دموکراسی در دستهٔ میانهچپ قرار میگیرند، در حالیکه اصطلاح چپ بیشتر به جریانهایی اطلاق میشود که منتقد سرمایهداریاند؛[۹] از جمله جنبش کارگری، سوسیالیسم، آنارشیسم، کمونیسم، مارکسیسم و سندیکالیسم که هر یک در سدههای نوزدهم و بیستم به اوج رسیدند.[۱۰]
علاوه بر این، اصطلاح چپگرا به طیف گستردهای از جنبشهای اجتماعی لیبرالیسم فرهنگی و ترقیخواهی نیز اطلاق میشود؛[۱۱] جنبشهایی همچون جنبش حقوق مدنی، جنبش فمینیستی، جنبش حقوق الجیبیتی، جنبش حق سقط جنین، چندگانگی فرهنگی، جنبشهای ضد جنگ و جنبشهای زیستمحیطی.[۱۲][۱۳] همچنین، بسیاری از احزاب سیاسی در نقاط مختلف جهان در زمره احزاب چپگرا طبقهبندی میشوند.[۱۴][۱۵][۱۶]
ریشه نامگذاری
[ویرایش]ریشهٔ این اصطلاح به انقلاب فرانسه بازمیگردد؛ کسانی که در سمت چپ پارلمان مینشستند، مخالف سلسله مراتب سنتی قدرت بودند و از اصلاحات رادیکال پشتیبانی میکردند.[۱۷][۱۸]
اصول کلی در گرایش چپ
[ویرایش]در ادبیات سیاسی غالباً چپها شامل نیروهای انقلابی و خواهان دگرگونیهای سریع اساسی بودهاند که به برقراری عدالت اقتصادی، برابری، تأکید بر انترناسیونالیسم ضد استعماری و بهرهگیری از روشهای انقلابی مشهورند و خواهان نظارت دولت بر اقتصاد و مبارزه با سودجویی سرمایهداری بودهاند. و بهطور کلی معتقدند قدرت و منافع باید بهطور مساوی میان مردم تقسیم شود.
گروههای چپگرا خواستار برابری افراد در حقوق سیاسی و حقوق اقتصادی و طرفدار دخالت دولت در امور اقتصادی به نفع عموم مردم هستند؛ بنابراین نظامهای کمونیستی و نظامهای سوسیالدموکراسی اسکاندیناوی چپی هستند. گروههای چپ، باورمند به مسئولیت دولت در تأمین رفاه مردم، برابری و نفی امتیازات طبقاتی و اشرافی و عدالت اجتماعی و طرفداری از تودههای محروم هستند. همچنین حکومت بر پایهٔ سنت را برنمیتابند؛ بنابراین عنوان چپ به گروه کثیری از کمونیستها و سوسیالیستها و نیز احزاب گوناگون از حزب کمونیست مائو در چین گرفته تا حزب سوسیالدمکرات جمهوری فدرال آلمان داده شده است.[۱۹]
چپ و مذهب
[ویرایش]از آنجا که جناح چپ در واکنش به سلطهٔ سیاسی کلیسا و تصمیمگیریهای تکبعدیگرایانهٔ آن در قرون وسطی در اروپا بهوجود آمده است، چپها از آغاز با دخالت مذهب در امور سیاسی مخالف بودند.[۲۰][۲۱] آنها سوسیال داروینیسم را با اعتقاد به نظریهٔ انتخاب طبیعی (نظریهٔ چارلز داروین در علم زیستشناسی و ژنتیک) به جوامع مختلف تعمیم داده، و معتقدند این نظریه به جریاندهی فکری جامعهشناختی کمک خواهد کرد.[۲۲] درحالی که از قانون بقا نیز در توجیه ظلم نژادی، استثمار فقرا و ستم فرهنگی قدرتمندان استفاده میشود. از نظر آنها، بردهداری و بیعدالتیهای اجتماعی مثالی برای این استدلال است. کشاکش بین راست و چپ سیاسی، مسائل مربوط به مجازات اعدام و قانون چشم در برابر چشم است که با مخالفت شدید چپ روبروست، و برخلاف نظر مذهب، احزاب و جناحهای چپ سقط جنین را حق قانونی و مطلق زنان میدانند.[۲۳]
جستارهای وابسته
[ویرایش]پانویس
[ویرایش]- ↑ Smith, T. Alexander; Tatalovich, Raymond (2003). Cultures at War: Moral Conflicts in Western Democracies. Toronto, Canada: Broadview Press. p. 30. ISBN 978-1-55111-334-0.
- ↑ Bobbio, Norberto; Cameron, Allan (1997). Left and Right: The Significance of a Political Distinction. University of Chicago Press. p. 37.
- 1 2 Ball, Terence (2005). The Cambridge History of Twentieth-Century Political Thought (Reprint. ed.). Cambridge: Cambridge University Press. pp. 612–614. ISBN 978-0-521-56354-3. Retrieved 15 November 2016.
- ↑ Thompson, Willie (1997). The Left In History: Revolution and Reform in Twentieth-Century Politic. London: Pluto Press. ISBN 978-0-7453-0891-3.
- 1 2 Wright, Edmund, ed. (2006). The Desk Encyclopedia of World History. New York: Oxford University Press. p. 370. ISBN 978-0-7394-7809-7.
- ↑ Clark, Barry (1998). Political Economy: A Comparative Approach. Westport, Connecticut: Praeger Press. ISBN 978-0-275-95869-5.
- ↑ Knapp, Andrew; Wright, Vincent (2006). The government and politics of France (5th ed.). London [u.a.]: Routledge. ISBN 978-0-415-35732-6.
the government and politics of france.
- ↑ Gauchet, Marcel (1996). "Right and Left". In Nora, Pierre (ed.). Realms of memory: conflicts and divisions. p. 248.
- ↑ Maass, Alan; Zinn, Howard (2010). The Case for Socialism (Revised ed.). Haymarket Books. p. 164. ISBN 978-1-60846-073-1.
The International Socialist Review is one of the best left-wing journals around...
- ↑ Schmidt, Michael; Van der Walt, Lucien (2009). Black Flame: The Revolutionary Class Politics of Anarchism and Syndicalism. Counter-Power. Vol. 1. AK Press. p. 128. ISBN 978-1-904859-16-1.
[...] anarchism is a coherent intellectual and political current dating back to the 1860s and the First International, and part of the labour and left tradition.
- ↑ Revel, Jean Francois (2009). Last Exit to Utopia. Encounter Books. p. 24. ISBN 978-1-59403-264-6.
In the United States, the word liberal is often used to describe the left wing of the Democratic party.
- ↑ Neumayer, Eric (2004). "The environment, left-wing political orientation, and ecological economics" (PDF). Ecological Economics. 51 (3–4): 167–175. Bibcode:2004EcoEc..51..167N. doi:10.1016/j.ecolecon.2004.06.006. Archived (PDF) from the original on 21 September 2017. Retrieved 20 April 2018.
- ↑ Barry, John (2002). International Encyclopedia of Environmental Politics. Taylor & Francis. ISBN 978-0-415-20285-5.
All surveys confirm that environmental concern is associated with green voting...[I]n subsequent European elections, green voters have tended to be more left-leaning...the party is capable of motivating its core supporters as well as other environmentally minded voters of predominantly left-wing persuasion...
- ↑ "Democratic socialism" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2 September 2006. Retrieved 3 June 2017.
- ↑ Harvey, Fiona (5 September 2014). "Green party to position itself as the real left of UK politics". The Guardian. Archived from the original on 13 February 2017. Retrieved 12 December 2016.
- ↑ Arnold, N. Scott (2009). Imposing values: an essay on liberalism and regulation. Florence: Oxford University Press. p. 3. ISBN 978-0-495-50112-1.
Modern liberalism occupies the left-of-center in the traditional political spectrum and is represented by the Democratic Party in the United States, the Labor Party in the United Kingdom, and the mainstream Left (including some nominally socialist parties) in other advanced democratic societies.
- ↑ JoAnne C. Reuss, American Folk Music and Left-Wing Politics, The Scarecrow Press, 2000, ISBN 978-0-8108-3684-6
- ↑ Van Gosse, The Movements of the New Left, 1950 - 1975: A Brief History with Documents, Palgrave Macmillan, 2005, ISBN 978-1-4039-6804-3
- ↑ «نسخه آرشیو شده». بایگانیشده از اصلی در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۵. دریافتشده در ۱۴ مارس ۲۰۱۳.
- ↑ «1». بایگانیشده از اصلی در ۴ اکتبر ۲۰۱۸. دریافتشده در ۳ مارس ۲۰۱۱.
- ↑ «spanish war». بایگانیشده از اصلی در ۲۶ مارس ۲۰۰۶. دریافتشده در ۴ مارس ۲۰۱۱.
- ↑ social darwinism
- ↑ «Herbert Spencer هربرت اسپنسر داروینیسم سوسیال». بایگانیشده از اصلی در ۱۵ آوریل ۲۰۰۶. دریافتشده در ۴ مارس ۲۰۱۱.
- Herbert Spencer: "Progess: Its Law and Causes", The Westminster Review, Vol 67 (آوریل ۱۸۵۷)، pp 445–447، ۴۵۱، ۴۵۴–۴۵۶، ۴۶۴–۶۵
پیوند به بیرون
[ویرایش]- Social Darwinism: Linking Evolutionary Thought to Social Theory by Peter Dickens
- Social Darwinism in European and American Thought، 1860-1945: Nature As Model and Nature As Threat Mike Hawkins
- Church and State, Religion and Politics by Kenneth Cauthen