آشور

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
آشوریان
امپراتوری نوآشوری
۹۳۴ پیش از میلاد–۶۰۹ پیش از میلاد
 

 

 

نقشهٔ امپراتوری آشور و متصرفاتش
پایتخت شهر آشور و نینوا
زبان‌(ها) زبان آرامی
دین آشوری-بابلی
دولت پادشاهی
پادشاه
 - ۹۳۴–۹۱۲ پیش از میلاد آشوردان دوم (نخستین)
 - ۶۱۲–۶۰۹ پیش از میلاد آشوراوبالیت دوم (آخرین)
دوره تاریخی عصر آهن
 - آشوردان دوم ۹۳۴ پیش از میلاد
 - نبرد نینوا ۶۱۲ پیش از میلاد
 - نبرد مگیدو ۶۰۹ پیش از میلاد
به دنبال آن
پادشاهی ماد
امپراتوری بابل نو
پادشاهی الیپی
کنفدراسیون قبایل الیپی
ایزد آشور که خدای آشوری‌ها از ۲۶ قرن قبل از میلاد تا قرن هفتم قبل از میلاد بوده‌است. طرح ایزدآشور از حوروس که او نیز بت و خدای مصر بود برگرفته شده است.

آشور (به فارسی باستان: آثورا 𐎠𐎰𐎢𐎼𐎠 (Aϑurā)[۱]) نام سرزمینی قدیمی است که در بخش میانی رود دجله و کوهستان‌های مجاور آن قرار داشته‌است. اسم آشور از نام یک رب‌النوع گرفته شده و پایتخت آن نخست شهر آشور بود که در ساحل رود دجله در جنوب موصل امروزی قرار داشت و سپس شاروکین و بعداً کالح و پس از آن نینوا (موصل امروزی) بوده‌است.

ساکنان[ویرایش]

آشوری‌ها اصولاً از نژاد سامی بودند و زبان آنان با سایر زبان‌های سامی، مانندِ عربی و عبری هم‌ریشه است. دولت آشور دولت مهمی بود که در خاورمیانه قدیم تشکیل شد و در آغاز تابع بابل بود. در سال ۱۸۰۰ پ. م فرمانروایان اولیه آشوری شهرهای آشور، نینوا و اربیل را متحد کردند و سلسله‌های پادشاهی آشور بعد از سال ۱۴۲۰ ق. م شکل گرفتند.

آشور در آغاز یکی از استان‌های کشور بابل بود. آشوری‌ها وقتی که متحد گردیده و از بابل جدا شدند چون سرزمینشان مانند بابل حاصلخیز نبود ناچار شدند که از دسترنج دیگران استفاده کنند، این بود که باج‌گیری و دست اندازی به سرزمین‌های دیگر را در پیش گرفتند. نتیجتاً دولت آشور یک دولت حرفه‌ای جنگجو و متجاوز شد. از خصایص آشوری‌ها شقاوت و بی رحمی آن‌ها نسبت به دشمنان است. آشور حدود هزار سال دوام کرد و حدود کشور از خاور و غرب توسعه یافت و لبنان و سوریه و فلسطین و مصر امروزی در تصرف آشوریان بود. آشور سرانجام در ۶۱۲ پ. م مغلوب دولت ماد شد.

تاریخ آشور[ویرایش]

  • منابع میخی سومری و اکدی قدیم- قرن ۲۳ پ.م. - قدیمترین اطلاعات در رابطه با تاریخ آشور هستند و مدارک زیر جزیی از منابع مزبور است:
  1. فهرست اسامی فرمانفرمایان کوتی که علی‌الظاهر منشأ آن اطلاعات رسمی بوده و بخشی از آنچه را اصطلاحاً فهرست سلطنتی سومر می‌نامند تشکیل می‌داده‌است.
  2. شرح شاعرانه‌ای در بارهٔ جنگ اوتوهگال پادشاه سومری شهر اور با تیریکان پادشاه کوتی. یادداشت وقایعی که کاهنان غیبگو در آن باره پیش‌گویی کرده‌اند.

در میان‌رودان- بین‌النهرین ـ قدیم مبدأ تاریخی وجود نداشت و سال شماری از روی وقایع بر جسته به عمل می‌آمد و هر سال به نام واقعه‌ای بر جسته که وقوع یافته بوده نامیده می‌شد. از آنجمله بود وقایع مربوط به لشکر کشی‌های سلاطین سومر و اکد به جبال زاگرس.

  • منابع میخی آشور مربوط به هزارهٔ دوم پیش از میلاد بسیار قلیل است و تقریباً تنها از کتیبه‌های پادشاهان تشکیل شده و مربوط به مراسم و سازمان مذهبی می‌باشد و فقط به‌طور ضمنی - آن هم کلی- نتایج پیروزی‌های عمدهٔ پادشاه را ذکر می‌کنند.
  • کتیبه‌های آشوری مربوط به قرن نهم تا هفتم پیش از میلاد صورت دیگری دارد. برخی از آن‌ها به لسانی شیوا، اطلاعات فراوان دربارهٔ کشورهایی که پادگان و اقامت دسته‌جات جنگی آشور بوده، بدست می‌دهند. کتیبه‌های این عهد به چند نوع یا دسته منقسم می‌گردد:
  1. نامه‌هایی به خدا- گزارش‌های مشروح دربارهٔ یکی از لشکر کشی‌ها که به عنوان معبد خدای بزرگ آشور می‌باشد. گزارش‌های مزبور را کاتبان ادیب تنظیم نموده و مبتنی بر یادداشت‌های اصلی دبیران شاهی و صورت‌های غنایم بوده‌است.
  2. سال نامه‌ها- یا شرح لشکر کشی‌های سالیانهٔ پادشاهان که از روی گزارش‌های بدوی خلاصه و تنظیم گشته‌است و برخی بخش‌های آن مختصر و ساده و از تحریف خالی نمی‌باشد.
  3. کتیبه‌های بازدید کلی- مجموعی از شروح لشکر کشی‌های یک پادشاه از لحاظ جغرافیایی، نه تقدم و تاَخر تاریخی.
  4. کتیبه‌های پیروزی- که فقط حاوی نتایج پیروزی‌ها به‌طور اختصار می‌باشد و ترتیبی در آن مراعات نگشته‌است.

به استثنای متون دستهٔ اول که مانند اسناد میخی عادی بر صفحات سفالین منقور می‌شده دیگر نوشته‌ها بر استوانه‌ها، مخروط‌ها یا منشورهای سفالین و صفحات سنگ نقر می‌گشت و عادت به مناسبت ساختمان عمارتی در پی آن قرار داده می‌شد. بانیان آن می‌پنداشتند که وقتی ساختمان کهنه شد و فروریختن آغاز کرد یکی از پادشاهان آینده تصمیم به تجدید بنای آن گرفته و دیوارها را برداشته کتیبه را مکشوف خواهد ساخت و خاطرهٔ اعمال پادشاهان بدین نحو محفوظ خواهد ماند. کتیبه‌های پیروزی یا فتح‌نامه‌ها بر روی کار و نمای سنگی اتاق‌های کاخ‌ها نیز در جای نمایانی نقر می‌شد.

نخستین دورهٔ تهاجم آشور[ویرایش]

پیشوایان اتحادیه قبایلی ماد برای جنگ با آشور

لشکرکشی‌های سلاطین آشور که در قرن نهم پ.م. در نقاط زاگرس تجدید گشت - همچون گذشته - جنبهٔ دستبرد داشت و هدف آن بیشتر غارت دام‌ها و گرفتن اسیر و برده بود. هر بار که لشکریان آشور نزدیک می‌شدند[۲] بوسیلهٔ آتشی که در قلل می‌افروختند از نزدیکی ایشان با خبر می‌شدند. بیشتر ساکنان دهکده‌های خویش را ترک گفته دام‌ها را به قلل صعب‌الوصول کوه‌ها سوق می‌دادند و دشمن علی‌الرسم جسارت نمی‌کرد ایشان را تعاقب کند. عادهً مردم از ماندن در دهکده‌های مستحکم خویش امتناع می‌ورزیدند زیرا با اینکه نقاط مزبور با حصاری محصور و برای دفاع در مقابل حملهٔ دهکده‌های مجاور یا امارت‌های کوچک کافی بود، آنقدر قدرت و استحکام نداشت که محاصرهٔ منظم لشکریان آشور را که با بهترین وسایل فنی زمان خویش مجهز بودند تحمل کند؛ و در نتیجه در پناه بردن به کوه‌ها امید بیشتری برای حفظ افراد و دام‌ها وجود داشت؛ ولی چون نیروهای تولیدی ترقی و تکامل یافتند اموال و ثروت‌هایی به وجود آمد که بردن آن به کوه‌ها متعذر بود و به هر تقدیر اِعمال چنین شیوه‌ای از تجاوز آتی نمی‌توانست جلوگیری کند. نخستین هدف تهاجم آشوریان زاموآ[۳] بود. در آن زمان از دریاچه اورمیه تا بخش علیای رود دیاله را به این نام زاموآ می‌نامیدند.[۴] در پایان قرن دهم پ.م. آداد نراری دوم پادشاه آشور - ۹۱۱ تا ۸۹۰ پ.م. - ناحیه‌ای از آن سوی زاب سفلی - مرز کشور لولومیان - از هابهی و زاموآ تا گردنه‌های کشور نامار را درنوردید و قبل از آن نیز بسوی سرچشمهٔ زاب بزرگ[۵] رفته به کشور مهری که در نزدیکی کرانه‌های غربی دریاچهٔ اورمیه واقع بود رسید. در عهد پادشاهان بعدی آشور توکولتی نینورتای دوم که در سال - ۸۸۵ پ.م. - لشکر کشید و آشورناسیراپال دوم که در سال - ۸۸۳، ۸۸۱، ۸۸۰ پ.م. - لشکر کشید تجاوز و لشکرکشی به اراضی زاگرس دوام یافت ولی لشکرکشی‌های آشور ناسیرپال دوم از دیگر تجاوزات جدی‌تر بود.

دورهٔ دوم تهاجم آشور - تیگلت پیلسر[ویرایش]

تهاجم آشور در سال - ۷۴۴ پ.م. - با حمله به نامار آغاز گردید. لازم است ذکر شود که تیگلت پیلسر سوم و جانشینان وی نسبت به سرزمین مفتوح رفتاری جز آنچه شاهان پیشین داشتند پیش گرفتند. پیشتر بخش عظم ساکنان ناحیهٔ تسخیر شده را سر می‌بریدند و فقط عدّ هٔ معدودی افراد کار آمد را، برهنه کرده طوق و زنجیر بر گردن‌شان نهاده به بردگی می‌بردند ولی از زمان سلطنت تیگلت پیلسر سوم تشخیص دادند که این شیوه نامناسب و از لحاظ نتایج حاصله برای طبقهٔ حاکمه و دولت آشور کم سود است. این بار چون توانسته بودند سرزمین مفتوح را جزو خاک آشور سازند، مردم آن دیار را در محل باقی گذاشته مالیات‌های سنگین بر ایشان وضع می‌کردند یا - در بیشتر موارد - ایشان را، به شیوه‌ای متشکل، با بخشی از اثاث البیت و لوازم و کودکان و غیره، به نقاطی که قبلاً بر اثر لشکرکشی‌های آشور ویران و غیر مسکون شده بوده تبعید می‌نمودند و به جای آنان ساکنان نقاطی را که در دیگر مرزهای پادشاهی خویش مسخر کرده بودند، متمکن می‌ساختند. بدین طریق بهره‌برداری عقلایی‌تری از اراضی امپراطوری آشور تأمین می‌شد و عواید آن منظمتر وصول می‌گردید و انتقال و تغییر محل مردم امکان تبانی و مقاومت در برابر متجاوزان را برای مردم دشوار می‌ساخت.

در سال - ۷۴۴ پ.م. - لشکریان آشور که ظاهراً از سال پیش آمادهٔ سفر جنگی خویش گشته بودند[۶] بسوی بخش علیای رود دیاله حرکت کرده وارد سرزمین پارسوآ[۷] شدند. در سرزمین مزبور، مردم بومی غیر ایرانی متمکن بودند[۸] و در اواخر قرن نهم پ.م. نیز چنین بوده. اینان چند دولت بسیار کوچک داشتند و سال نامه‌ها ایشان را، بنام مؤسسان سلاله‌هایشان می‌خوانند بیت زاتی، بیت کاپسی، بیت سانگی یا بیت ساکّی و بیت تزّکّی. جریان عملیات جنگی واجد خصوصیاتی بود که پیشتر از آن سخن رفت؛ به این معنی که ساکنان محل در کوه‌ها پنهان شدند و در موارد نادر به قلعه‌ها پناه برده کوشیدند محاصره را تحمل و مقاومت کنند و آشوریان نیز دهکده‌ها و نقاط مسکونی را که به تصرف درمی‌آوردند سوزانده و هر جه و هر که به دستشان می‌افتاد ضبط و سیر می‌کردند.[۹] آشوریان بعضی از فرمانفرمایان را نیز اسیر کردند.[۱۰] دیگر شاهان توانستند با کسان خویش در کوه‌ها پنهان شوند. چنانچه اسیران به گروه‌هایی که سخت با آشوریان دشمنی می‌ورزیدند منتسب می‌بودند ایشان را با سخت‌ترین شکنجه‌ها می‌کشتند و بر نیزه می‌نشاندند. بخشی از سرزمین مفتوح جزو خاک آشور گشت و حاکم‌نشین پارسوآ نامیده شد و مرکز آن دژ نیکور[۱۱] بود.

از آنچه گفته شد چنین بر می‌آید که لشکرکشی تیگلت پیلسر سوم با لشکرکشی‌های دیگر پادشاهان آشور در قرن نهم پ.م. تفاوتی نداشته‌است؛ ولی مع‌هذا خصوصیات جدیدی این لشکرکشی را ممتاز می‌سازد. تیگلت پیلسر سوم در بیت زاتّی - که ناحیه‌ای بود جزو حاکم‌نشین نوین - عده‌ای از اسیران را آزاد کرد ولی قبلاً انگشتان ایشان را قطع کرد تا به کار جنگ نخورند ولی در ایالت نو بنیاد آشور (پایتخت) بمنزلهٔ کارگر و موضوع بهره‌کشی مورد استفاده قرارگیرند. تیگلت پیلسر سوم کوشید حتی در اراضیی که مستقیماً جزو متصرفات آشور نشده بوده نیز استثمار و بهره‌کشی منظّم از مردم را روبراه نماید یعنی خراج سالیانه‌ای بر ایشان وضع کند. مثلاً در بیت کاپسی چنین کرد و باتتانو[۱۲] شاه آنجا، داوطلبانه پرداخت خراج و مالیات و عوارض را به عهده گرفت و تیگلت پیلسر سوم در عوض متعرض دژ وی موسوم به کارکاریخوندیر[۱۳] نگردید.

سلاطین آشور[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. دانشگاه فرانکفورت آلمان. "Old Persian Corpus, Part No. 8, Text: DB1". http://titus.uni-frankfurt.de. External link in |وبگاه= (help)
  2. به احتمال قوی همچنانکه در اورارتو نیز متداول بود
  3. یا کشور لولومیان که در آن عصر عادهً لولوبیان را چنین می‌خواندند
  4. نواحی ۳و ۵ و ۶ نقشه کتاب تاریخ ماد
  5. زاب علیا
  6. خبر مربوط به ساختمان دژهایی که به منزلهٔ پایگاه‌های سوق‌الجیشی بوده‌اند و اسکان ناحیهٔ زاموآ توسط مهاجران بابلی حاکی از این موضوع می‌باشد
  7. زاموای جنوبی سابق
  8. یکجا نشینان و مهاجران آریایی شاید پارسیان
  9. نقاط مسکونی نی کور (نیککور) ساسیاشو، توتاشدی، کوشیاناش، خارشو، یا حارسو یا آرسیتا، شاناشتیکو، کیش کی تارا، خارشای، آیوباک و غیره که ظاهراً متعلق به توناکو پادشاه پارسوآ بوده‌اند. وی دژ کیت پاتیا «در کتیبه‌های سارگون دوم کیت پات آمده» را در جبال قافلانکوه در قزل بوندا از سلالهٔ مجاور بیت آبدادان متنزع و متصرف گردید. سال نامه‌های تیگلت پیلسر سوم در شمار آنچه بدست آورده بودند از اسبان و قاطران و دام‌های شاخ‌دار کوچک و بزرگ و شتران دو کوهان و پیشه وران صحبت می‌دارد.
  10. مثلاً کاکی شاه بیت زاتی و می‌تاکی شاه بیت سانگی
  11. Nikur
  12. Battanu,
  13. Karkarixundir

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

Ashur
Aššur
ܐܫܘܪ
آشور
Flickr - The U.S. Army - www.Army.mil (218).jpg
American soldiers on guard at the ruins of Ashur in 2008
Assur is located in Iraq
Assur
Shown within Iraq
LocationSaladin Governorate, Iraq
RegionMesopotamia
Coordinates35°27′24″N 43°15′45″E / 35.45667°N 43.26250°E / 35.45667; 43.26250Coordinates: 35°27′24″N 43°15′45″E / 35.45667°N 43.26250°E / 35.45667; 43.26250
TypeSettlement
History
FoundedApproximately 2500 BC
Abandoned14th century AD
PeriodsEarly Bronze Age to ?
Site notes
Public accessInaccessible (in a war zone)
Official nameAshur (Qal'at Sherqat)
TypeCultural
Criteriaiii, iv
Designated2003 (27th session)
Reference no.1130
RegionArab States
Endangered2003–present

Aššur (/ˈæsʊər/; Akkadian; Syriac: ܐܫܘܪĀšūr; Old Persian 𐎠𐎰𐎢𐎼 Aθur, Persian: آشور‎: Āšūr; Hebrew: אַשּׁוּר: Aššûr, Arabic: اشور‎), also known as Ashur and Qal'at Sherqat, was the capital of the Old Assyrian Empire (2025–1750 BC), the Middle Assyrian Empire (1365–1050 BC), and for a time, of the Neo-Assyrian Empire (911–608 BC). The remains of the city lie on the western bank of the Tigris River, north of the confluence with its tributary, the Little Zab, in what is now Iraq, more precisely in the al-Shirqat District of the Saladin Governorate.

Occupation of the city itself continued for approximately 4,000 years, from c. 2600 BC[1][2] to the mid-14th century AD, when the forces of Timur massacred its population. The site is a World Heritage Site, having been added to that organisation's list of sites in danger in 2003 following the conflict that erupted following the 2003 invasion of Iraq and as a result of a proposed dam which would flood some of the site. Assur lies 65 kilometres (40 mi) south of the site of Nimrud and 100 km (60 mi) south of Nineveh.

History of research

Exploration of the site of Assur began in 1898 by German archaeologists. Excavations began in 1900 by Friedrich Delitzsch, and were continued in 1903–1913 by a team from the Deutsche Orient-Gesellschaft led initially by Robert Koldewey and later by Walter Andrae.[3][4][5][6][7] More than 16,000 clay tablets with cuneiform texts were discovered. Many of the objects found made their way to the Pergamon Museum in Berlin.

More recently, Ashur was excavated by B. Hrouda for the Ludwig Maximilian University of Munich and the Bavarian Ministry of Culture in 1990.[8] During the same period, in 1988 and 1989, the site was being worked by R. Dittmann on behalf of the Deutsche Forschungsgemeinschaft.[9]

Name

Aššur is the name of the city, of the land ruled by the city, and of its tutelary deity from which the natives took their name, as did the entire nation of Assyria which encompassed what is today northern Iraq, north east Syria and south east Turkey. Today the Assyrians are still found throughout the Middle East, particularly in Iraq, Iran, Syria, Turkey, and the Diaspora in the western world. Assur is also the origin of the names Syria and terms for Syriac Christians, these being originally Indo-European derivations of Assyria, and for many centuries applying only to Assyria and the Assyrians (see Etymology of Syria) before also being applied to the Levant and its inhabitants by the Seleucid Empire in the 3rd century BC.

History

Early Bronze Age

Archaeology reveals the site of the city was occupied by the middle of the 3rd millennium BC. This was still the Sumerian period, before Assyria emerged in the 25th to 21st century BC. The oldest remains of the city were discovered in the foundations of the Ishtar temple, as well as at the Old Palace. In the subsequent period, the city was ruled by kings from the Akkadian Empire. During the Third Dynasty of Ur, the city was ruled by Assyrian governors subject to the Sumerians.[10]

Old and Middle Assyrian Empire

Mesopotamia in 2nd millennium BC
Layout and expansion of the city over the centuries

By the time the Neo-Sumerian Ur-III dynasty collapsed at the hands of the Elamites around the end of the 21st century BC according to the Middle Chronology and mid-20th century according to the Short Chronology following increasing raids by Gutians and Amorites. The native Akkadian-speaking Assyrian kings were now free while Sumer fell under the yoke of the Amorites. The Assyrian king Ushpia who reigned around the 21st century BC is credited with dedicating the first temple of the god Ashur in his home city, although this comes from a later inscription from Shalmaneser I in the 13th century. The temple likely dates to the original settlement of the site when the people of Ashur established their nation under the patronage of the city's god. Soon after in around 2000 BC, Puzur-Ashur I founded a new dynasty, with his successors such as Ilushuma, Erishum I and Sargon I leaving inscriptions regarding the building of temples to Ashur, Adad and Ishtar in the city. Prosperity and independence produced the first significant fortifications in this period. As the region enjoyed relative peace and stability, trade between Mesopotamia and Anatolia increased, and the city of Ashur greatly benefited from its strategic location. Merchants would dispatch their merchandise via caravan into Anatolia and trade primarily at Assyrian colonies in Anatolia, the primary one being at Karum Kanesh (Kültepe).[11]

With Shamshi-Adad I's (1813–1781 BC) capital at Assur, he magnified the city's power and influence beyond the Tigris river valley, establishing what some regard as the first Assyrian Empire. In this era, the Great Royal Palace was built, and the temple of Assur was expanded and enlarged with a ziggurat. However, this empire met its end when Hammurabi, the Amorite king of Babylon conquered and incorporated the city into his short lived empire following the death of Ishme-Dagan I around 1756 BC, while the next three Assyrian kings were viewed as vassals. Not long after, the native king Adasi expelled the Babylonians and Amorites from Assur and Assyria as a whole around 1720 BC, although little is known of his successors. Evidence of further building activity is known from a few centuries later, during the reign of a native king Puzur-Ashur III, when the city was refortified and the southern districts incorporated into the main city defenses. Temples to the moon god Sin (Nanna) and the sun god Shamash were built and dedicated through the 15th century BC. The city was subsequently subjugated by the king of Mitanni, Shaushtatar in the late 15th century, taking the gold and silver doors of the temple to his capital, Washukanni, as spoils.[12]

Ashur-uballit I emulated his ancestor Adasi and overthrew the Mitanni empire in 1365 BC. The Assyrians reaped the benefits of this triumph by taking control of the eastern portion of the Mitanni Empire, and later also annexing Hittite, Babylonian, Amorite and Hurrian territory. The following centuries witnessed the restoration of the old temples and palaces of Assur, and the city once more became the throne of a magnanimous empire from 1365 BC to 1076 BC. Tukulti-Ninurta I (1244–1208 BC) also constructed a new temple to the goddess Ishtar. The Anu-Adad temple was established later during the reign of Tiglath-Pileser I (1115–1075 BC). The walled area of the city in the Middle Assyrian period made up some 1.2 square kilometres (300 acres).[13]

Neo-Assyrian Empire

Unfinished basalt statue of Shalmaneser III. From Assur, Iraq. 858–824 BCE. Ancient Orient Museum, Istanbul
Statue of the god Kidudu, guardian spirit of the wall of the city of Ashur. Circa 835 BC. From Ashur, Iraq. The British Museum, London
Map of Assyria
Ashurnasipal with official

In the Neo-Assyrian Empire (912–605 BC), the royal residence was transferred to other Assyrian cities. Ashur-nasir-pal II (884–859 BC) moved the capital from Assur to Kalhu (Calah/Nimrud) following a series of successful campaigns and produced some of the greatest artworks in the form of colossal lamassu statues and low-relief depictions of the royal court as well as battles.[14] With the reign of Sargon II (722–705 BC), a new capital began to rise. Dur-Sharrukin (Fortress of Sargon) on a scale set to surpass that of Ashurnasirpal's.[15] However, he died in battle and his son and successor Sennacherib (705–682 BC) abandoned the city, choosing to magnify Niniveh as his royal capital. However, the city of Ashur remained the religious center of the empire and continued to be revered as the holy crown of the empire, due to its temple of the national god Ashur. In the reign of Sennacherib (705–682 BC), the House of the New Year, Akitu, was built, and the festivities celebrated in the city. Many of the kings were also buried beneath the Old Palace while some queens were buried in the other capitals such as the wife of Sargon, Ataliya. The city was sacked and largely destroyed during the decisive battle of Assur, a major confrontation between the Assyrian and Median armies.[16][17]

Achaemenid Empire

After the Medes were overthrown by the Persians as the dominant force in ancient Iran, Assyria was ruled by the Persian Achaemenid Empire (as Athura) from 549 BC to 330 BC (see Achaemenid Assyria). The Assyrians of Mada (Media) and Athura (Assyria) had been responsible for gold and glazing works of the palace and for providing Lebanese cedar timber, respectively. The city and region of Ashur had once more gained a degree of militaristic and economic strength. Along with the Assyrians in Mada, a revolt took place in 520 BC but ultimately failed. Assyria seems to have recovered dramatically, and flourished during this period. It became a major agricultural and administrative centre of the Achaemenid Empire, and its soldiers were a mainstay of the Persian Army.[18]

Parthian Empire

Parthian temple in Assur.

The city revived during the Parthian Empire period, particularly between 150 BC and 270 AD, being resettled and becoming an administrative centre of Parthian-ruled Assuristan. Assyriologists Simo Parpola and Patricia Crone suggest Assur may have had outright independence in this period. Other polities such as Beth Garmai, Beth Nuhadra and Adiabene also flourished due to the fact that the Parthians exercised only loose or intermittent control of Assyria. New administrative buildings were erected to the north of the old city, and a palace to the south. The old temple dedicated to the national god of the Assyrians Assur (Ashur) was rebuilt, as were temples to other Assyrian gods.

Assyrian Eastern Aramaic inscriptions from the remains of Ashur have yielded insight into the Parthian-era city with Assyria having its own Aramaic Syriac script, which was the same in terms of grammar and syntax as that found at Edessa and elsewhere in the state of Osroene.

German archaeologist Klaus Beyer published over 600 inscriptions from Mesopotamian towns and cities including Ashur, Dura-Europos, Hatra, Gaddala, Tikrit and Tur Abdin. Given that Christianity had begun to spread amongst the Assyrians throughout the Parthian era, the original Assyrian culture and religion persisted for some time, as proven by the inscriptions that include invocations to the gods Ashur, Nergal, Sin, Ishtar and Shamash, as well as mentions of citizens having compound names that refer to Assyrian gods, such as ʾAssur-ḥēl (Ashur [is] my strength), ʾAssur-emar (Ashur decreed/commanded), ʾAssur-ntan (Ashur gave [a son]), and ʾAssur-šma' (Ashur has heard; cf. Esarhaddon).[19]

The Roman historian Festus wrote in about 370 that in AD 116 Trajan formed from his conquests east of the Euphrates the new Roman provinces of Mesopotamia and Assyria. The existence of the latter Roman province is questioned by C.S. Lightfoot and F. Miller.[20][21][22] In any case, just two years after the province's supposed creation, Trajan's successor Hadrian restored Trajan's eastern conquests to the Parthians, preferring to live with him in peace and friendship.[23]

There were later Roman incursions into Mesopotamia under Lucius Verus and under Septimius Severus, who set up the Roman provinces of Mesopotamia and Osroene.

The Persian Shapur I (241–272) captured and sacked the city in 257 AD after doing the same to Osroene, Adiabene, Beth Nuhadra, Beth Garmai and Hatra, incorporating them into the Sassanid Empire.[24][25]

Though destroyed by Shapur I, the city remained inhabited until the 12th and 13th century, when it belonged successively to the Zengid dynasty and the Ilkhanate. It was then abandoned and in part used as a cemetery.[26]

Threats to Assur

The site was put on UNESCO's List of World Heritage in danger in 2003, at which time the site was threatened by a looming large-scale dam project that would have submerged the ancient archaeological site.[27] The dam project was put on hold shortly after the 2003 invasion of Iraq.

The territory around the ancient site was occupied by the Islamic State of Iraq and the Levant (ISIL) in 2015. Since ISIL had destroyed a number of ancient Assyrian sites, including the cities of Hatra, Khorsabad, and Nimrud, fears rose that Assur would be destroyed too. According to some sources, the citadel of Assur was destroyed or badly damaged in May 2015 by members of IS using improvised explosive devices.[28] An AP report from December 2016 after the Iraqi forces had retaken the area, said that the militants tried to destroy the city's grand entrance arches, but they remained standing and a local historian described the damage as "minor".[29]

As of February 2017, the group no longer controls the site; however, it is not secure enough for archaeological experts to evaluate.[30]

See also

Notes

  1. ^ La Boda, Sharon (1994). International Dictionary of Historic Places: Middle East and Africa. Taylor & Francis. p. 89. ISBN 978-1-884964-03-9.
  2. ^ Encyclopædia Britannica: "Ashur (ancient city, Iraq)"
  3. ^ Walter Andrae, Der Anu-Adad-Tempel in Assur, JC Hinrichs, 1909, (1984 reprint ISBN 3-7648-1805-0)
  4. ^ Walter Andrae, Die Stelenreihen in Assur, JC Hinrichs, 1913, (1972 reprint ISBN 3-535-00587-6)
  5. ^ Walter Andrae, Die archaischen Ischtar-Tempel in Assur, JC Hinrichs, 1922, (1970 reprint ISBN 3-7648-1806-9)
  6. ^ Walter Andrae, Hethitische Inschriften auf Bleistreifen aus Assur, JC Hinrichs, 1924
  7. ^ Walter Andrae, Das wiedererstandene Assur, 1938, JC Hinrichs, (1977 reprint ISBN 3-406-02947-7)
  8. ^ Excavations in Iraq 1989–1990, Iraq, vol. 53, pp. 169-182, 1991
  9. ^ R. Dittmann, Ausgrabungen der Freien Universitat Berlin in Ashur und Kar-Tukulti-Ninurta in den Jahren 1986-1989, MDOG, vol. 122, pp. 157–171, 1990
  10. ^ Joshua J. Mark. "Ashur".
  11. ^ Joshua J. Mark. "Ashur".
  12. ^ Joshua J. Mark. "Ashur".
  13. ^ Joshua J. Mark. "Ashur".
  14. ^ Joshua J. Mark. "Kalhu".
  15. ^ Joshua J. Mark. "Dur-Sharrukin".
  16. ^ A Companion to the Archaeology of the Ancient Near East "In 614 BC Assur was conquered by the Medes under king Cyaxares (625-585 BC)"
  17. ^ The Fall and Rise of Jerusalem: Judah Under Babylonian Rule "the Medes left Arrapha, attacked Kalhu (Nimrud) and Ninuwa (Nineveh), and continued rapidly northward to capture the nearby city of Tarbisu. Afterward, they went back down the Tigris and laid siege to the city of Assur. The Babylonian army came to the aid of the Medes only after the Medes had begun the decisive offensive against the city, capturing it, killing many of its residents, and taking many others captive."
  18. ^ "Assyrians after Assyria". Nineveh.com. 4 September 1999. Archived from the original on 14 July 2011. Retrieved 19 June 2011.
  19. ^ Beyer 1998, p. 155
  20. ^ C. S. Lightfoot, "Trajan's Parthian War and the Fourth-Century Perspective" in The Journal of Roman Studies, Vol. 80 (1990), pp. 115-126
  21. ^ Erich Kettenhofen, "Trajan" in Encyclopædia Iranica (2004)
  22. ^ Simon Grote, "Another look at the Breviarium of Festus" in The Classical Quarterly, Volume 61, Issue 2 (December 2011), pp. 704-721
  23. ^ Theodore Mommsen, Römische Geschichte (Berlin 1885), vol. V (Die Provinzen von Caesar bis Diocletian), p. 403
  24. ^ Geoff Hann (2015). Iraq: The ancient sites and Iraqi Kurdistan. p. 246. ISBN 9781841624884.
  25. ^ "Hatra". Encyclopædia Britannica.
  26. ^ "History of the city". Assur.de.
  27. ^ UNESCO World Heritage in Danger 2003
  28. ^ Mezzofiore, Gianluca; Limam, Arij (28 May 2015). "Iraq: Isis 'blows up Unesco world heritage Assyrian site of Ashur' near Tikrit". International Business Times. Retrieved 24 August 2015.
  29. ^ "Iraq Assur | AP Archive". www.aparchive.com. 2016-12-11. Retrieved 2019-03-25.
  30. ^ "Iraqis seek funds to restore cultural artifacts recovered from ISIS". Associated Press. CBS News. February 24, 2017. Retrieved October 8, 2017.

References

  • Klaus Beyer: Die aramäischen Inschriften aus Assur, Hatra und dem übrigen Ostmesopotamien, Germany 1998.
  • Walter Andrae: Babylon. Die versunkene Weltstadt und ihr Ausgräber Robert Koldewey. de Gruyter, Berlin 1952.
  • Stefan Heidemann: Al-'Aqr, das islamische Assur. Ein Beitrag zur historischen Topographie Nordmesopotamiens. In: Karin Bartl and Stefan hauser et al. (eds.): Berliner Beiträge zum Vorderen Orient. Seminar fur Altorientalische Philologie und Seminar für Vorderasiatische Altertumskunde der Freien Universität Berlin, Fachbereich Altertumswissenschaften. Dietrich Reimer Verlag, Berlin 1996, pp. 259–285
  • Eva Cancik-Kirschbaum: Die Assyrer. Geschichte, Gesellschaft, Kultur. C.H.Beck Wissen, München 2003. ISBN 3-406-50828-6
  • Olaf Matthes: Zur Vorgeschichte der Ausgrabungen in Assur 1898-1903/05. MDOG Berlin 129, 1997, 9-27. ISSN 0342-118X
  • Peter A. Miglus: Das Wohngebiet von Assur, Stratigraphie und Architektur. Berlin 1996. ISBN 3-7861-1731-4
  • Susan L. Marchand: Down from Olympus. Archaeology and Philhellenism in Germany 1750-1970. Princeton University Press, Princeton 1996. ISBN 0-691-04393-0
  • Conrad Preusser: Die Paläste in Assur. Gebr. Mann, Berlin 1955, 1996. ISBN 3-7861-2004-8
  • Friedhelm Pedde, The Assur-Project. An old excavation newly analyzed, in: J.M. Córdoba et al. (Ed.), Proceedings of the 5th International Congress on the Archaeology of the Ancient Near East, Madrid, April 3–8, 2006. Universidad Autónoma de Madrid Ediciones, Madrid 2008, Vol. II, 743-752.https://www.jstor.org/stable/41147573
  • Steven Lundström, From six to seven Royal Tombs. The documentation of the Deutsche Orient-Gesellschaft excavation at Assur (1903-1914) – Possibilities and limits of its reexamination, in: J.M. Córdoba et al. (Ed.), Proceedings of the 5th International Congress on the Archaeology of the Ancient Near East, Madrid, April 3–8, 2006. Universidad Autónoma de Madrid Ediciones, Madrid 2008, Vol. II, 445-463.
  • Friedhelm Pedde, The Assur-Project: A new Analysis of the Middle- and Neo-Assyrian Graves and Tombs, in: P. Matthiae – F. Pinnock – L. Nigro – N. Marchetti (Ed.), Proceedings of the 6th International Congress on the Archaeology of the Ancient Near East, May, 5th-10th 2008, “Sapienza” – Università di Roma. Harrassowitz, Wiesbaden 2010, Vol. 1, 913–923.
  • Barbara Feller, Seal Images and Social Status: Sealings on Middle Assyrian Tablets from Ashur, in: P. Matthiae – F. Pinnock – L. Nigro – N. Marchetti (Ed.), Proceedings of the 6th International Congress on the Archaeology of the Ancient Near East, May, 5th-10th 2008, “Sapienza” – Università di Roma. Harrassowitz, Wiesbaden 2010, Vol. 1, 721-729.
  • Friedhelm Pedde, The Assur Project: The Middle and Neo-Assyrian Graves and Tombs, in: R. Matthews – J. Curtis (Ed.), Proceedings of the 7th International Congress on the Archaeology of the Ancient Near East, London 2010. Harrassowitz, Wiesbaden 2012, Vol. 1, 93-108.
  • Friedhelm Pedde, The Assyrian heartland, in: D.T. Potts (Ed.), A Companion to the Archaeology of the Ancient Near East. Wiley-Blackwell, Chichester 2012, Vol. II, 851-866.

External links