آشور میانه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
آشوریان
امپراتوری آشور میانه
١۴٠٠ پیش از میلاد–٩١٢ پیش از میلاد
پایتخت دور شاروکین و شهر آشور و نینوا
زبان‌(ها) زبان آرامی
دین آشوری-بابلی
دولت پادشاهی
پادشاه
 - ١۴٠٠ پیش از میلاد اِریبا-اَدَد یکم(نخستین)
 - ٩١٢–٩٣۶ پیش از میلاد آشور-دان دوم (آخرین)
دوره تاریخی عصر آهن
 - تأسیس ١۴٠٠ پیش از میلاد
 - فروپاشی ٩١٢ پیش از میلاد
ایزد آشور که خدای آشوری‌ها از ۲۶ قرن قبل از میلاد تا قرن هفتم قبل از میلاد بوده‌است. طرح ایزدآشور از حوروس که او نیز بت و خدای مصر بود برگرفته شده است.

آشور (به فارسی باستان: آثورا 𐎠𐎰𐎢𐎼𐎠 (Aϑurā)[۱]) نام سرزمینی قدیمی است که در بخش میانی رود دجله و کوهستان‌های مجاور آن قرار داشته‌است. اسم آشور از نام یک رب‌النوع گرفته شده و پایتخت آن نخست شهر آشور بود که در ساحل رود دجله در جنوب موصل امروزی قرار داشت و سپس دور شاروکین و بعداً کالح و پس از آن نینوا (موصل امروزی) بوده‌است.

امپراتوری آشور میانه ؛ از آغاز تا انحطاط[ویرایش]

در پایان دوره پادشاهی کهن، آشور، خراجگذار میتانی بود. تا اینکه سرانجام، اِریبا-اَدَد یکم پسر آشور-بِل-نینِشو به کمک هیتی ها استقلال خود را از میتانی بازپس می گیرد و دوره پادشاهی میانه، به‌طور رسمی آغاز می گردد. با روی کار آمدن پسرش آشوراوبالیت یکم ، تاریکی که از حدود ١۶٠٠ پ.م بر تاریخ آشور سایه افکنده بود، ناگهان کنار رفت. آمیزه ای از فشار فزاینده هیتی ها در شمال و جنگ داخلی در میان شاهان میتانی، سبب افول قدرت میتانی شد و آشور یک بار دیگر فرصت یافت تا در بازی قدرت میان دولت های نیرومند آن زمان - بابل، عیلام، هیتی، میتانی، و مصر، وارد شود و حتی توانست میتانی را، که خود آشور به مدت بیش از یک سده خراجگذار آن بود، مطیع خود سازد.

آغاز پادشاهی آشوراوبالیت یکم آغازی شد برای پیدایش آشور به عنوان یک امپراتوری قدرتمند.

آشوراوبالیت یکم عنوان "شاه بزرگ" و "شاه گیتی" را برای خود برگزید و خود را "برادر فرعون" خواند؛ که از روابط نزدیک او با مصر خبر می دهد. او همچنین، بمنظور تحکیم روابط با بابل، دختر خود را به عقد ازدواج بورنابوریاش دوّم، شاه بابل درآورد. نتیجه این ازدواج، کاراهارداش بود که پس از درگذشت پدرش، از آنجا که از سوی مادر، نوه آشوراوبالیت یکم به شمار می رفت، در پی توطئه ای از سوی نیروی های مخالف آشور کشته شد. آشوراوبالیت یکم که این رخداد بر او گران آمده بود، در پی اقدامی تلافی جویانه، در جنگ داخلی در بابل مداخله کرد، نازی-بوگاش را که بر تخت نشسته بود به زیر کشید، و دیگر پسر بورنابوریاش دوّم را با عنوان کوریگالزو-ی دوم(١٣٣٢ - ١٣٠٨ پ.م)، بر تخت پادشاهی بابل نشاند.

با روی کار آمدن اِنلیل-نیراری در آشور (١٣٢٨ - ١٣١٨ پ.م)، کوریگالزو-ی دوم به آشور تاخت ولی این اقدام سرانجام به صلح انجامید.

آریک-دَن-ایلی(١٣١٨ - ١٣٠٨ پ.م) - پسر اِنلیل-نیراری علیه اقوام ساکن کوه های زاگرس لشکرکشی کرد. شاه آشور به پادشاهی کوچکی به نام نیگیمتی در رشته کوه های خاور آربِلا (اِربیل کنونی) حمله برد و سپس، به ناحیه ای که ایاشوباگالاها - قبیله ای که بعد ها با بقایای کاسی ها در کوه ها متحد گردید - لشکر کشید. اددنراری یکم که پسر آریک-دَن-ایلی بود، در توسعه پادشاهی آشور نقش مهمی داشت. در دوره پادشاهی او، آشور شروع به بازی کردن نقش بزرگی در تاریخ میان دو رود کرد.

او شمال میان دو رود را اشغال کرد. سپس به زاگرس مرکزی حمله برد و بقایای گوتیان و لولوبیان را فرومالید. اسناد بدست آمده از دوران او نشان می دهد که نازی-ماروتاش شاه کاسی بابل را در نبرد کار-ایشتار شکست داده است و در پی آن، مرز میان آشور و بابل، ناحیه آرمَن، در سرزمین آکارسالو(حلوان امروزی)، و در کوهها تا سرزمین لولوبیوم تعیین گردید. او همچنین به کارکمیش در ١۴۵ کیلومتری دریای مدیترانه حمله برد و آن سرزمین را تسخیر کرد.

شاتوآرا(١٣٢٠ - ١٣٠٠ پ.م) شاه میتانی که خراجگزار آشور بود، شورش کرد اما آشوریان پایتخت میتانی را تسخیر کردند و پیمان وفاداری میتانی با آشور تجدید گشت. در ١٢٨٠ پ.م، واساشاتا شاه بعدی میتانی (١٣٠٠ - ١٢٨٠ پ.م) نیز علیه آشور شورش کرد و در برابر آشور از هیتی کمک خواست. آشوریان این شورش را درهم شکستند و هَنیگالبات پایتخت میتانی را ویران ساخته، خانواده سلطنتی میتانی را به آشور بردند.

این پیروزی، اددنراری یکم را بر آن داشت تا همه میان دو رود را زیر پادشاهی اش متحد سازد. گرچه در جنگ علیه هیتی ها بخش های بزرگی از میان دو رود را از دست داد، اما در مقابل اقوام کوهنشین، از پادشاهیش دفاع کرد.

شلمنسر یکم پسر اددنراری یکم نیز به نام خدا آشور، لشکرکشی های بسیاری علیه آرامیان که در شمال میان دو رود بودند انجام داد؛ نواحی شمالی آشور (ارمنستان) و کوهپایه های زاگرس را مطیع خود ساخت، و بخشی از کلیکیه را به امپراتوری آشور ضمیمه کرد و مستعمراتی را در مرزهای کلیکیه برقرار ساخت.

همچنین، او به یک لشکرکشی گسترده دست زد که نتیجه آن، شکست قطعی نیروهای دشمن بود که شامل نیروهای مزدور هیتی نیز می شد، و شاید این بزرگترین دستاورد او برای آشور بوده باشد؛ چرا که در آن توانست شاتوآرای دوّم شاه میتانی و متحد او هیتی را شکست دهد. با شکست شاتوآرای دوّم، پادشاهی میتانی برای همیشه سقوط کرد و یکی از ایالات آشور شد (١٢٧٠ پ.م).

همچنین او در کتیبه ای ادعا دارد که ١۴,۴٠٠ تن از اسیران دشمن را از یک چشم کور کرده است :

 "شاتوآرا، پادشاه هانی، [و] سپاه هیتی و آهلامو همراه او را محاصره کردم. او گذرگاه ها و راه تأمین آب مرا قطع کرد. سپاه من بر اثر تشنگی و خستگی دلیرانه به درون صفوف سربازان آن ها پیشروی کرد و من با جدّیت جنگیدم و آن ها را شکست دادم. تعداد بیشماری را کشتم. از انبوهشان کاستم، و ١۴,۴٠٠ تن از ان ها را برانداختم و زنده به اسارت گرفتم. ٩ قلعه-ی نظامی و پایتختش را تسخیر کردم. سپاه هیتی و آهلامی، متحدینش را، مثل گوسفند سلاخی کردم". 

او کاخ های بسیاری در نینوا و آشور ساخت و "نیایشگاه جهانی" را در آشور بازسازی نمود و شهر نَمرود را بنا کرد. او همچنین همچون پدرش، به کارکمیش واقع در سوریه حمله برد.

این فتوحات و فتوحات بعدی آشور، تهدیدی تقریباً دائمی، نه تنها برای قدرت های بزرگی چون مصر و هیتی، بلکه برای پایداری و ثبات بسیاری از پادشاهی های کوچک منطقه، از جمله اسرائیل و یهودیه نیز بود. توکولتی‌نینورتای یکم پسر شلمنسر یکم نیز شاه توانایی بود. او جنگ های بی رحمانه-ی زیادی برپا ساخت و مردم سرزمین های شکست خورده را بمنظور از میان بردن حس بیداری ملّی در آنها، از سرزمین هایشان اخراج می کرد . او سوریه و ماری را تصرّف کرد و در جنگی میان آشور و بابل، کاشتیلیاش سوّم را شکست داد و آشوریان شهر بابل را تسخیر کردند (١٢٢۵ پ.م). کاشتیلیاش سوّم اسیر و به آشور تبعید شد.

خود توکولتی‌نینورتای یکم در کتیبه ای در این باره می گوید:

 " با توکل به خدایان بزرگ، آشور، اِنلیل، و شَمَش، که پیشاپیش سپاه من در حرکت بودند، کاشتیلیاش، پادشاه بابل را، مجبور کردم نبرد را واگذار کند؛ سپاهیانش را درهم شکستم، و کاشتیلیاش، شاه کاسی را، اسیر کردم. مثل یک زیرپایی، بر گردنش پا گذاشتم. او را عریان کردم و کَت بسته به پیشگاه خدایم آشور بردم. سومر و اکّد را تا دورترین مرزهایش به زیر سلطه-ی خود درآوردم " 

در زمان توکولتی‌نینورتای یکم در پی شورشی در بابل که علیه اشغالگران به انجام رسیده بود، آشوریان نیایشگاه های آن شهر، از جمله نیایشگاه مردوک را مورد چپاول قرار دادند و شاه آشور، در بابل شهر جدید به نام کار-توکولتی-نینورتا ساخت. سپس یک حاکم دست نشانده را در بابل نشاند و خود به آشور بازگشت.

در سال ١٢٠٧ پ.م، در حالی که می توان گفت امپراتوری آشور در بالاترین درجه شکوه خود بود، توکولتی‌نینورتای یکم، گرفتار شورشی شد که در رأس آن دو پسرش قرار داشتند. آنان او را در شهر جدیدش، کار-توکولتی-نینورتا محاصره کردند. و در حین محاصره، او به قتل رسید. بنابراین، او در شهری که خود فرمان ساخت آن را داده بود، کشته شد.

توکولتی‌نینورتای یکم ، نفوذ آشور را تا آنسوی جنوب خاوری، آنچه که اکنون خلیج فارس نامیده می شود، و تا ارمنستان در شمال خاوری گسترش داد، اما پس از مرگش، امپراتوری آشور رو به زوال گام نهاد. آن گاه هرج و مرجی رخ داد، که تا پایان دوره پادشاهی میانه، ادامه یافت.

هرج و مرج در آشور[ویرایش]

آشور در دوران پادشاهی آشور-نَدین-پال، بسیاری از قدرت خود را از دست داد. پس از او، آشور-نیناری سوّم، نوه توکولتی‌نینورتای یکم و برادرزاده آشور-نَدین-پال به شاهی رسید. پدرش آشورنصیرپال و عمویش آشور-نَدین-پال در قتل توکولتی‌نینورتای یکم دست داشتند. به نظر می رسد که خودش نیز با استفاده از فرصت بدست آمده از هرج و مرج پس از قتل توکولتی‌نینورتای یکم ، به تاج و تخت رسیده باشد و بنابراین غاصب تاج و تخت شناخته می شد.

سپس، اِنلیل-کودوری-اوسور، پسر دیگر توکولتی‌نینورتای یکم ، توانست تاج و تخت را از دست آشور-نیراری غاصب بازپس گیرد (1197 ق.م). اما طولی نکشید که تاج و تخت به دست غاصب دیگری افتاد. او، نینورتا-پال-اِکور، پسر ایلیا-ای-هَددَه، و از نوادگان اِریبا-اَدَد یکم بود. او تاج و تخت پادشاهی را با یک کودتا به دست آورد و 12 سال پادشاهی کرد (1.192 - 1.180 ق.م).

سپس، پسرش، آشور-دان یکم شاه آشور شد (1.179ق.م). او از ناتوانی پادشاهی بابل سود جست و نواحی زابان بر کران زاب پایین، ایریاو و آکارسالو را از چنگ شاه بابل بیرون آورد (1.158 ق.م).

پس از او، پسرش نینورتا-توکولتی-آشور شاه شد؛ اما چندان نگذشت که تاج و تخت شاهی توسط برادرش موتاکّیل-نوسکو غصب شد ، و خود نینورتا-توکولتی-آشور مجبور شد که برای جلای وطن، به بابل که در آن زمان روابط خوبی با آن داشت، برود.

موتاکّیل-نوسکو نیز پس از مدت کوتاهی که تاج و تخت را از برادرش غصب کرد مرد، و تاج و تخت شاهی آشور به پسرش، آشور-رش-ایشی یکم رسید (1.332 - 1.316 ق.م) و پس از او، پسرش تیگلت پیلسر یکم شاه شد (1.315 - 1.177 ق.م).

تیگلت پیلسر یکم ؛ یکی از بزرگترین فاتحان آشور بود. او قلمرو خود را در هر سه جبهه (شمال، باختر، جنوب) گسترش داد.

او در جبهه شمال علیه هیتی ها دست به تهاجماتی زد و در کلیکیه متصرفاتی دایر نمود.

تیگلت پیلسر یکم در جبهه باختر، علیه آرامیان به پا خاست، آن ها را از فرات دور ساخت و برخی از پایگاه های آن ها را تسخیر کرد. او در این عملیات جنگی موفق شد تا به رؤیای دیرینه-ی آشوریان در مورد دستیابی به سواحل مدیترانه تحقق ببخشد، و از بیبلوس، سیدو ن و دیگر شهرهای فنیقی خراج بگیرد.

شاه آشور در جبهه جنوب نیز با حمله به بابل وجهه زیادی به دست آورد اما در ظاهر از این حمله چیز زیادی به دست نیاورد.

تیگلت پیلسر یکم ، با موفقیت، مرزهای آشور را تا بزرگترین حد آن تا آن زمان، گسترش داد. او در کتیبه ای اعلام می دارد که:

 «آشور و خدایان بزرگ، که پادشاهی مرا بزرگ ساخته اند و به من قدرت و توانایی اعطا کرده اند، فرمان دادند که محدوده-ی سرزمین آن ها را گسترش دهم، و جنگ افزار نیرومندشان را در اختیارم گذاشتند، نبرد غافلگیرانه؛ و من سرزمین ها، کوهستان ها، شهرها، و شاهزادگان، دشمنان آشور را، به زیر سلطه-ی خود آوردم؛ و بر قلمروشان دست یافتم. به سرزمین آشور زمین و به مردمانش، جمعیت افزودم. محدوده-ی سرزمینم را وسعت بخشیدم، و تمام سرزمین های آن ها را به زیر سلطه-ی خود درآوردم».

دومین دوره تاریکی[ویرایش]

با مرگ تیگلت پیلسر یکم (١٠٧٧ ق.م)، دومین دوران تاریک میان دو رود آغاز می گردد. جانشینان او، که بسیار کم تر از او نیرو و شایستگی داشتند، نتوانستند یکپارچگی قلمرو گسترده-ی آشور را، که اقوام گوناگونی در آن سکونت داشتند، نگاه دارند. این بود که این سرزمین به سرعت کاهش یافت و سرزمین های تسخیر شده-ی خود را یکی پس از دیگری از دست داد؛ تا این که، در حدود شانزده دهه پس از مرگ تیگلات-پیلصر یکم، تمام آنچه از هسته مرکزی و همیشگی آشور به جا مانده بود، در حول و حوش شهر های آشور و نینوا قرار داشت.

در هنگامه این سال ها، خاور نزدیک گرفتار نابسامانی های داخلی، سیل، قحطی، و فقر و مشقت گسترده بود. در جبهه-ی سیاسی، با آرام گرفتن امپراتوری های آشور و بابل، آرامیان و دیگر اقوام نیمه کوچگر، توانستند دستاوردهای موقتی به دست آوردند. بی شک، گمان آنها بر این بود که روزگار آشور به عنوان قدرت بزرگ، به سر آمده و آنها بزودی آخرین بقایای ان را نیز کَنده و از آنِ خود خواهند ساخت. آن ها از کجا می دانستند که آشور، برخلاف سومر، میتانی، هیتی، و بسیاری دیگر از پادشاهی هایِ روزگار بزرگِ میان دو رود، برای همیشه در خاموشی و فراموشی فرونرفته است و برعکس، زمامداران آشور، در آستانه-ی برخورداری از نوزایی ملی گرایی و توسعه طلبی ای بودند، که خاور نزدیک را به‌طور عمیق دگرگون ساخت و در دل تمام اقوام آن، وحشت افکند.

در پی تیگلت پیلسر یکم ، دو پسرش اَشَرید-پال-اِکور (١٠٧۶ - ١٠٧۴ پ.م) و آشور-بعل-کالا به تخت نشستند و آنگاه پسر آشور-بعل-کالا، با عنوان اِریبا-اَدَد دوّم برای مدتی شاه شد (١۰۵۶ - ١٠۵۴ پ.م). او سرانجام توسط عمویش شَمشی-اَدَد چهارم از پادشاهی برکنار گردید.

دوران پادشاهی آشور-نصیرپال یکم (١٠۴٠ - ١٠٣٢ پ.م)، دوران خشکسالی و جنگ با صحرانشینانی بود که از باختر آشور به آن سرزمین حمله می بردند.

پادشاهان بعدی آشور را که تا پایان دوره تاریکی در این سرزمین به پادشاهی پرداختند، تنها به نام می شناسیم:

شلمنسر دوّم (شولَنو-اَشَرِدو: ١٠٣١ - ١٠١٩ پ.م) - پسر آشورنصیرپال یکم.

آشور-نیراری چهارم (١٠١٩ - ١٠١٣ پ.م) - پسر شلمنسر دوم.

آشور-رَبی دوّم (١٠١٣ - ٩٧٢ پ.م) - به ظاهر فرزند آشورنصیرپال یکم بود. او یکی از پادشاهان آشور است که سلطنت طولانی ای داشت؛ ۴١ سال

آشور-رِش-ایشی دوّم (٩٧٢ - ٩۶٧ پ.م) - دوران پادشاهی او دوره خاموشی سیاسی در آشور بود.

تیگلت پیلسر دوّم (٩۶٧ - ٩٣۵ پ.م). پسر آشور-رِش-ایشی بود. دوران پادشاهی او دوره خاموشی سیاسی در آشور بود.

آشور-دان دوم (٩٣۵ - ٩١٢ پ.م). پسر تیگلت پیلسر دوم بود. دوران پادشاهی او دوره خاموشی سیاسی در آشور بود. }}

فهرست پادشاهان آشور میانه[ویرایش]

نام نام پدر دوران پادشاهی
اِریبا-اَدَد یکم آشور-بِل-نینِشو ؟ - ١٣۶۵ یا ١٣۵٣ پیش از میلاد
آشوراوبالیت یکم اِریبا-اَدَد یکم ۱۳۶۵-۱۳۳۰ (پیش از میلاد) یا
۱۳۵۳-۱۳۱۸ (پیش از میلاد)
اِنلیل-نیراری آشوراوبالیت یکم ١٣٢٨ - ١٣١٨ پیش از میلاد
آریک-دَن-ایلی اِنلیل-نیراری ١٣١٨ - ١٣٠٨ پیش از میلاد
اددنراری یکم آریک-دَن-ایلی ١٣٠٨ - ١٢۶٣ پیش از میلاد
شلمنسر یکم اددنراری یکم ۱۲۶۳ - ۱۲۳۳ پیش از میلاد
توکولتی‌نینورتای یکم شلمنسر یکم ١٢٣٣ - ١٢٠٧ پیش از میلاد
آشور-نَدین-پال '''توکولتی‌نینورتای یکم''' ١٢٠٧ -؟ پیش از میلاد
آشور-نیناری سوّم نوه '''توکولتی‌نینورتای یکم''' ؟ - ١١٩٧ پیش از میلاد
اِنلیل-کودوری-اوسور '''توکولتی‌نینورتای یکم''' ١١٩٧ - ١١٩٢ پیش از میلاد
نینورتا-پال-اِکور پسر ایلیا-ای-هَددَه و از نوادگان اِریبا-اَدَد یکم ١١٩٢ - ١١٨٠ پیش از میلاد
آشوردان یکم نینورتا-پال-اِکور ١١٧٩ - ١١٣۴ پیش از میلاد
نینورتا-توکولتی-آشور آشوردان یکم ١١٣۴ - ١١٣٣ پیش از میلاد
موتاکّیل-نوسکو آشوردان یکم ؟ - ١١٣٣ پیش از میلاد
آشور-رش-ایشی یکم موتاکّیل-نوسکو ١١٣٢ - ١١١۶ پیش از میلاد
تیگلت پیلسر یکم آشور-رش-ایشی یکم ١١١۵ - ١٠٧٧ پیش از میلاد

دوره تاریکی

نام نام پدر دوران پادشاهی
اَشَرید-پال-اِکور تیگلت پیلسر یکم ١٠٧۶ - ١٠٧۴ پیش از میلاد
آشور-بعل-کالا تیگلت پیلسر یکم ١٠٧۴ - ١٠۵۶ پیش از میلاد
اِریبا-اَدَد دوّم آشور-بعل-کالا ١٠۵۶ - ١٠۵۴ پیش از میلاد
شَمشی-اَدَد چهارم تیگلت پیلسر یکم ١٠۵۴ - ١٠۴٠ پیش از میلاد
آشور-ناصیر-پال یکم شَمشی-اَدَد چهارم ١٠۴٠ - ١٠٣٢ پیش از میلاد
شلمنسر دوم (شولَنو-اَشَرِدو) آشور-ناصیر-پال یکم ١٠٣١ - ١٠١٩ پیش از میلاد
آشور-نیراری چهارم شلمنسر دوم ١٠١٩ - ١٠١٣ پیش از میلاد
آشور-رَبی دوّم به ظاهر فرزند آشور-ناصیر-پال یکم بود. او یکی از پادشاهان آشور است که سلطنت طولانی ای داشت؛ ۴١ سال ١٠١٣ - ٩٧٢ پیش از میلاد
آشور-رِش-ایشی دوم ؟ ٩٧٢ - ٩۶٧ پیش از میلاد
تیگلت پیلسر دوم آشور-رِش-ایشی ٩۶٧ - ٩٣۵ پیش از میلاد
آشوردان دوم تیگلت پیلسر دوم ٩٣۵ - ٩١٢ پیش از میلاد

پانویس[ویرایش]

  1. دانشگاه فرانکفورت آلمان. "Old Persian Corpus, Part No. 8, Text: DB1". http://titus.uni-frankfurt.de. External link in |وبگاه= (help)

منابع[ویرایش]

  • ناردو، دان. کتاب امپراتوری آشور. تهران: نشر، ۱۳۷۰.