منگوقاآن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

بعد از مرگ گیوگ خان راهها بسته شدندو شاهزادگان مغول دستور دادند که هرکس به هرکجا رسیده باشد، آباد یا خراب حق حرکت از جا بجایی ندارد. بار دیگر در کار و امور خلل توسط مغولان بخاطر مرگ رئیسشان پدید آمد. بعد از مرگ گیوگ خان مردم نسبت کارهای خوب سورقوقتیتی مادر منکوقاآن همه راغب آن شدند که پسرش باید زمام امور امپراتوری چنگیز را در دست گیرد. در میان احفاد چنگیز باتو از همه با شوکت تر بود برای احضار شاهزادگان ایلچییان فرستاد تا غرض تعین سرنوشت مغولان و بخصوص آینده امپراتوری به دشت قپچاق بییایند و به اتفاق رئیس آینده خویش را تعین کنند. بعضی از شاهزادگان تمرد کرده نپذیرفتند به بهانه اینکه یورت اصلی چنگیزخان کلوران است نه دشت قپچاق، ما را احتیاجی برفتن به صحرای قپچاق نیست. درین میان سوقوقتیتی پسرش منکوقاان را با برادران به قیپچاق نزد باتو فرستاد، باتو که در سیمای منکو آثار شوکت را مشاهده کرده بود گفت که منکو از میان شاهزادگان بیشتر از همه به سلطنت سزاوارتر است و من میخواهم که مسؤلیت این وظیفه خطیر را بوی بسپارم، آنگاه سایرین نیز سخن او را تصدیق کردند. منکو از قبول این امر ابا ورزید تا آنکه برادرش موکا که در بین مغولان به زیور خرد آراسته بود برخاست و گفت: «ما همه درین مجلس تعهد کرده ایم که از سخن باتو نگذریم و منکو نیز نباید از مصلحت دید او تجاوز کند.» بعداً منکو نیز به علامت رضا سر جنبانید. بعد فیصله نمودند که سال آینده در کلوران که یورت چنگیز باید گردهم آیند و بار دیگر به منکوخان تعهد بسپارد و او را به قاآنی تعین کنند. سال آینده جمعی از فرزندان اوگتای و گیوگ و فرزندان جغتای مخالفت نموده می‌گفتند که خانی باید ازآن فرزندان اوگتای و گیوگ خان باشد. باتو به برکه اغول برادر منکو احوال داد که هرکه حاضر شود یا نشود باید منکوخان را به سلطنت بردارید و هرکه مخالفت کند سرش را بردارید. پس همه‌ای شاهزادگان به جز معدودی در قوریلتای حاضر شدند و منکو را به سال ششصدو چهل و هشت به خانی برگزیدند.