کلیبر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Kaleybar
كليبر
—  city  —
کلیبر؛ اردیبهشت ۱۳۹۲.
کلیبر در Iran واقع شده‌است
Kaleybar
مختصات: ۳۸°۵۲′۱۰″ شمالی ۴۷°۰۲′۰۸″ شرقی / ۳۸.۸۶۹۴۴° شمالی ۴۷.۰۳۵۵۶° شرقی / 38.86944; 47.03556مختصات: ۳۸°۵۲′۱۰″ شمالی ۴۷°۰۲′۰۸″ شرقی / ۳۸.۸۶۹۴۴° شمالی ۴۷.۰۳۵۵۶° شرقی / 38.86944; 47.03556
کلیبر؛ اردیبهشت ۱۳۹۲.
کلیبر؛ اردیبهشت ۱۳۹۲.
کلیبر؛ آبان ۱۳۹۲.
کوههای غرب شهر؛ آبان ۱۳۹۲
زغال اخته.
رود "کلیبر چایی"، که از داخل شهر عبور میکند، باغهای زغال اخته را آبیاری میکند.
قلعه بابک مقر بابک خرمدین در طی مقاومت طولانی او در مقابل اعراب.
نمایی دور از مراتع آقداش در اواسط خرداد.

کَلِیبَر (Kaleybar) یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان کلیبر است. .[۱] در دهه پنجاه کلیبر قصبه‌ای بود که کمتر از ۲۰۰۰ نفر جمعیت داشت.[۲] طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته‌است، این شهر با جمعیتی بالغ بر ۹٬۰۳۰ نفر،[۳] بیست و پنجمین شهر پرجمعیت آذربایجان شرقی می‌باشد. کلیبر در منطقه سرسبز ارسباران واقع شده‌است. این شهر در ۶۳ کیلومتری شمال غرب اهر، ۲۱۰ کیلومتری شمال شرق تبریز و ۸۱۲ کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است و یکی ازدورترین مرکز شهرستان به مرکز استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.شهرستان کلیبر در دهه اخیر از نظر گردشگری توسعه چشمگیری یافته است. شهر کلیبر دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است و سراسر پیرامون این شهر را جنگل‌های تنک و مراتع پوشانیده‌است.

پیشینه[ویرایش]

در نوشته‌های تاریخی قدیمتر نام کلیبر بذ قید شده است. مروج‌الذهب و معادن‌الجوهر, نوشته علی بن حسین مسعودی، نخستین کتابی‌ است که در مورد کلیبر مطلبی نوشته است. مسعودی مینویسد، در ناحیه بذین با مریدان جاودان، پسر شهرک، قیام کرد.[۴] بعد از یک سری شکستها بابک در موطن خود محاصره شد ...بذین که زادگاه او بود، حالیه در ۳۲۳ هجری، هنوز مملکت بابک نامیده میشود.[۵]

بر خلاف نوشته‌های رایج در اینترنت،[۶] [۷]در کتاب «مسالک و الممالک» ابن حوقل از کلیبر سخنی به میا‌‌ن نیامده است ابن حوقل از مکانی بن نام "سیاه کوه" اسم میبرد، که در مجاورت آن نسلی از "ترکان" زندگی‌ میکردند[۸] . اما بنظر میاید که سیاه کوه مذکور با منقیشلاق (Manghishlaq) در سواحل شمال شرقی دریای خزر یکی‌ باشد. [۹]

ابن اثیر در کتاب الکامل فی التاریخ صفحات زیادی را به کلیبر اختصاص داده است[۱۰]. نوشته او چنین آغاز میشود، آغاز به پا خواستن بابک به سال ۲۰۱ بوده است. پایتخت او شهر بذ بود و از سپاهیان خلیفه بسیاری را کشته بود.

یاقوت حموی هشتصد سال پیش کلیبر را اینگونه توصیف میکند، بذ: جایی‌ در بین آذربایجان و اران. بابک خرمدین، که علیه معتصم شورش کرد، از اینجا بر خاسته است. دو بیت زیر از باختری در این باره شناخته شده است:

خداوند نگهدار تو باد ای جنگجوی ترسناک، که در زمان بابک دروازه کفار را واژگون کردی؛

این تو بودی که شهر بذ را گرفتی و شرمی چنان فاحش را پوشاندی.

در نزدیکی‌ بذ، به گفته "موثر" شاعر مکانی است به ابعاد سه فرسنگ؛ هنگامی که در آنجا نام خدا گفته شود آوایی نامرئی جواب گوید. از اینجاست که سرخ جامگان، که خرمدین نیز نامیده میشود، به رهبری بابک قیام نمودند؛ و در اینجاست که آنها منتظر "مهدی" بودند. در پایین تر رودی بزرگ جاری است که آب آن مزمن‌ترین تبها را علاج میکند. رود ارس در مرز جاری است. در این ناحیه انار‌هایی‌ با زیبایی بینظیر، انجیر، و انگور به عمل میاید، که آن را در تغار‌ها خشک می‌کنند چرا که آفتاب همواره پشت ابری ضخیم پنهان است. اهالی از آب تکه‌های کوچک طلای سرخ جمع می‌کنند که اگر به حساب خورده شود زنان را فربه میکند. [۱۱] احتمال دارد وصف رود شفا بخش اشاره‌ای به چشمه های آب گرم روستای متاللی باشد.

حمدالله مستوفی در نیمه قرن هشتم هجری چنین می‌نویسد، قصبه‌ای است در میان بیشه افتاده و کوهستان بزرگ و قلعه نیکو دارد، و در پای آن قلعه رودی روان است هوایش معتدل است و آبش از رود مذکور و حاصلش قلعه و انگور و میوه باشد، و مردمش از ترک و تالش ممزوج اند و شافعی مذهب. حقوق دیوانیش مبلغ سه‌ هزار دینار بر روی دفتر است. [۱۲] در توضیحی که مترجم فرانسوی کتاب یاقوت آورده به جای تالش کلمه مغول را آورده است که با توجه به زندگی‌ مستوفی در زمان ایلخانان قابل قبول تر است. [۱۳]

همچنانکه به دوران اخیر نزدیک می‌شویم نوشته‌ها در مورد کلیبر کمتر میشود. در کتابهایی که به تاریخ ارسباران اختصاص دارند، اشاراتی کوتاه به تاریخ معاصر کلیبر میشود. چهار کتاب زیر مراجع مفیدی هستند:

  • قدیمترین سند معتبر کتاب "تاریخ ارسباران" نوشته سرهنگ حسین بایبوردی است.[۱۴] متأسفانه این کتاب به راحتی قابل دسترس نیست.
  • کتاب "تاریخ و جغرافیای ارسباران" اثر حسین دوستی[۱۵] که پس از انقلاب اسلامی چاپ شده در مورد این منطقه اطلاعات بیشتر و جدیدتری در اختیار علاقه مندان قرار می‌دهد.
  • کتاب "تاریخ اجتماعی و سیاسی ارسباران (قره داغ) در دوره معاصر"، نوشته ناصر صدقی[۱۶] کتابی مجمل است و به طریقه‌ای علمی نوشته شده است.
  • کتاب " نامه ارسباران"، نوشته سیدرضا آل‌محمد،[۱۷] که در چهار جلد منتشر شده است، ظاهرا کتاب جامعی است.[۱۸]

هویت فرهنگی[ویرایش]

زبان[ویرایش]

زبان گفتاری مردم زبان ترکی آذربایجانی است که متعلق به شاخه غربی گره جنوبی - غربی (اغوز) خانواده زبان‌های ترکی می‌باشد[۱۹]. اغلب مردم، بعلاوه، با زبان فارسی آشنایی دارند.

دین[ویرایش]

اکثریت مردم پیرو مذهب شیعه دوازده‌امامی هستند. تعداد قابل توجّهی از اهالی پیروان اهل حق (گوران در زبان آذری) هستند. همه گوران‌ها در اصل متعلق به طایفه شاملو هستند. این طایفه یکی از ارکان عمدهٔ قزلباش‌ها در عهد شاه اسماعیل بود.[۲۰]

موسیقی[ویرایش]

نوشتار اصلی: عاشیق

دیدی گذرم باز به این خطه نیفتاد Bəlkə bu yerlərə birdə gəlmədim

ای قلهٔ مه گرفته بدرود، duman səlamət qal dağ səlamət qal

ای آبفشان فلک و آب روانش، arxamca su səpir göydə bulutlar

وی گرمی تیر ماه بدرود! leysan səlamət qal yağ səlamət qal

این ابیات آغازین آوازی معروف، سروده محمد آراز،[۲۱] نمونه‌ای است از آوازهای عاشیقی که در هماهنگی با طبیعت ویژه قره داغ ساخته شده‌اند. عاشیقها در ساخت آوازهای خود از احساسات مربوط به کوچ ایلات بین ییلاق و قشلاق الهام می‌گیرند؛ و بدینسان، کلیبر با قرار گرفتن در مسیر کوچ سالیانه عشایر جایگاه مناسبی است برای تکامل موسیقی عاشیقی.

پتانسیل توریستی کلیبر[ویرایش]

جیمز موریر، مؤلف "ماجرا‌های حاجی بابای اصفهانی"[۲۲]، به نقل از یک مهندس انگلیسی‌ که بقصد جایابی برای ذوب آهن [۲۳] دویست سال پیش از کلیبر دیدن کرده، شهر را چنین توصیف میکند، "کلیبر... قبلاً مکانی در خور توجه بوده است. باغ‌های وسیع جنگلی از درختان میوه درست کرده است، جنگلی که در آن درختان گردو به ابعادی باور نکردنی رشد کرده اند ...."[۲۴] اخیرا، یک گردشگر کانادایی کلیبر را اینگونه توصیف می‌کند، "شهری دورافتاده و خواب آلود در میا‌‌ن کوه‌های سر به فلک کشیده‌ای که قله‌هایشان در زیر مه‌ غلیظ از دیده پنهان شده اند. ... مکانی است عالی‌؛ به طراوت و سر سبزی انگلیس و ورای ذهنیت ما از طبیعت کویری و خشک ایران.[۲۵]

آثار گرد شگری در اقتصاد محل هنوز آشکار نشده است. گردشگران ترجیح میدهند در چادرها بمانند و از غذاهای کنسروی، که همراه آورده اند، بخورند. نتیجه به جا گذاشتن زباله در کنار جاده‌ها و، احیاناً، تخریب مراتع و مزارع روستائیان است. انتظار می‌رود گروهی از مهاجرین پیشین و ثروتمند با ساختن هتلها و جذب گردشگران اهل حساب به اقتصاد محل نفع برسانند. در سال‌های اخیر فرمانداری کلیبر با برگزاری جشنواره انار و زغال اخته برای ترویج تولید تجاری و بازاریابی این میوه‌ها تلاش کرده است [۲۶]. در اخبار منتشره اغلب بر جنبه‌های جذب گردشگری این جشنواره‌ها تاکید می‌شود.

قلعه بابک (قلعه بذ)[ویرایش]

قلعهٔ بابک، بنا شده در بالای کوهی به ارتفاع ۲۳۰۰ متر، در حدود سه‌ کیلومتر از شهر قرار دارد. قلعهٔ از زمان ساسانیان ساخته شده و نام خود را از اسم بابک خرمدین، رهبر مقابله با مهاجمین عرب تا سال ۸۹۳ میلادی، گرفته است.[۲۷]

ییلاق های عشایر ارسباران[ویرایش]

یک تحقق اخیر سه نقطه را با بالاترین قبلیت توریستی مشخص کرده است[۲۸]. این سه مکان، که در مجاورت جاده کلیبر - عاشقلو (مسیر عباس آباد- آینالو - وایان) قرار گرفته اند، عبارتند از قلعه بابک (قلعه بذ)، مکیدی دره سی و آینالو. البته، مکان‌های زیادی وجود دارند، که علیرغم شناخته بودن به مردم محل، هنوز مورد توجه گردشگران قرار نگرفته اند. برای مثال، تاکنون از پتانسیل گردشگری ییلاق‌های عشایر ارسباران صرفنظر شده است. در طی‌ ماه‌های گرم سال این مکانها علاوه ٔبر زیبایی طبیعی‌ امکان مشاهده زندگی‌ ساده و سنتی عشایر را فراهم می‌کنند.

نزدیکترین ییلاق فعال به کلیبر اتراقگاه ایل بسطاملو در مراتع بین روستای شجاع آباد و قلعه بابک (قلعه بذ) است. از معروفترین ییلاق‌های نسبتا نزدیک میتوان از کوههای روستای علی‌آباد (کلیبر), چپرلی و آقداش نام برد. فاصله این مراتع از شهر با ماشین کمتر از نیم ساعت است.

زغال اخته، سمبول هویتی کلیبر [ویرایش]

کلیبر، به خاطر قرار گرفتن در میان کوه‌های بلند، دارای آب و هوای خاصی است که مشخصا برای بار آوری زغال اخته مناسب می‌باشد. می‌توان ادعا کرد که "زغال اخته" سمبولی از هویت کلیبر است. در اواخر تابستان میوه‌های رسیده در اغلب دکان‌های اطراف خیابان اصلی به فروش میرسد. بوی رسیدگی این میوه‌ها و منظره زنبورهای نشسته ٔبر طبق‌های پر از میوه خاطره ذهنی دلپذیری است که مسافران از شهر به یاد میسپارند. از طرفی دیگر، ساکنان محل منظره شکوفه‌های زرد رنگ درختان زغال را به مثابه نشانی از رستاخیز سالیانه طبیعت گرامی می‌دارند.

باغداران مازاد محصول زغال را خشک کرده و برای فروش به تبریز میفرستند. در خود شهر، زغال خشک در پخت ‌آش رشته استفاده میشود. متأسفانه، در رستورانهای کلیبر این واریته ‌آش رشته عرضه نمی‌شود. اخیرا لواشک زغال اخته کلیبر، با بسته بندی حرفه ای، به بازار آمده است. جشنواره سالیانه زغال اخته، که به هدف جذب گردشگران سازمان داده می شود، تاکیدی است بر اهمیت این میوه در هویت فرهنگی شهر کلیبر.[۲۹]

تاسیسات آب‌درمانی متعلق[ویرایش]

بنا به نوشته روزنامه دنیای اقتصاد، تاسیسات آب‌درمانی کلیبر که در تیر ماه ۱۳۹۲ راه اندازی شد، بزرگ‌ترین مجتمع آب درمانی کشور است. این مجتمع در زمینی به وسعت ۱۲،۸۷۰ متر مربع در فاز اول احداث شده که شامل استخرهای سرپوشیده با سقف متحرک زنانه، مردانه، سونا و جکوزی، مجموعه رستوران، بوفه، کافی شاپ، سالن‌های ورزشی، بدنسازی، فضای بازی کودکان، رختکن‌های مجهز، پارکینگ و نمازخانه به علاوه واحدهای تجاری می‌باشد. [۳۰]

چهره‌های شاخص[ویرایش]

  • بابک خرمدین[۳۱] در میان اهالی چندان که باید شناخته شده نیست، ولی با افزایش سطح آگاهی و علاقه مندی مردم نسبت به تاریخ ایران این وضعیت در حال تغییر است. برداشتهای متضاد از بابک در محافل روشنفکری ایران بصورت مجمل توسط تورج اتابکی تحلیل شده است[۳۲].
  • اسدلله خان محمد خانلوعشایری فرزند عبدالله خان، رئیس ایل محمد خانلو، آخرین نماینده کلیبر در مجلس شورای ملی بود[۳۳] و به علت وابستگی به رژیم شاه اموالش مصادره شد[۳۴] و خود نیز مدتی را در زندان گذراند.
  • عاشق علی‌ کلیبرلی یکی‌ از معروفترین عاشیقهای قرن نوزدهم است که ماجراهای زندگی‌ او یکی‌ از مهمترین داستانهای فولکوریک عاشیقی می‌باشد. عاشق حسین جوان یکی از سرشناسترین عاشیقهای قرن بیستم متولد آتی‌کندی است. عنصر رئالیسم با تاکید بر عشق زمینی در آثاراو برجسته است. یکی از آوازهای او با با تیتر " کیمین اولاجاقسان یاری، بخته ور؟ (-خوشا آن‌کس که معشوقش تو باشی)" معروف دوستداران موسیقی عاشقی است. آواز دیگر او، با مطلع دونیا قرار توتوب ساکین اولاندان -- چوخ بلالر چکیب باشین قاراداغ، توصیف مجملی از ارسباران در زمینه‌ای حماسی است.
  • خانعلی صیامی (۱۳۳۱-۱۳۹۲) متولّد کلیبر، یکی‌ از عکاسان بزرگ ایران است [۳۵]. او با چاپ کتاب عکس "آذربایجان شرقی " توسط نشر سروش (۱۳۷۹)[۳۶] زیبایی های خاص زادگاهش را معرفی کرد. اخیرا، یکی‌ از معلمان شهر، روانبخش لیثی، راه صیامی را با عکاسی طبیعت ارسباران و نشر آنها در فضای مجازی ادامه داده است[۳۷]. تمام عکس‌های مقاله حاضر از کارهای ایشان است.
  • خسرو سرتیپی شاعر معروفی‌ است. او در ترویج فرهنگ مردم منطقه نقشی اساسی‌ داشته است . از کارهای اساسی‌ او شناساندن شاعر معروف ارسباران، سید ابوالقاسم نباتی, بود. [۳۸]

اطلاعات بیشتر[ویرایش]

دانشگاه آزاد واحد کلیبر تا مقطع کارشناسی ارشد دانشجو تربیت میکند. متأسفانه، سایت اینترنتی دانشگاه[۳۹] اطلاعات زیادی در مورد جزئیات فعالیت آموزشی‌ و تحقیقی این موسسه منتشر نکرده است.

منابع[ویرایش]

  1. : کمیته تخصصی نام نگاری و یکسان سازی نام های جغرافیایی ایران :
  2. «لغتنامه دهخدا». 
  3. «سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵، جمعیت تا سطح آبادی‌ها بر حسب سواد»(فارسی)‎. مرکز آمار ایران، ۱۳۸۵. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۲. 
  4. ‘Alī ibn al-Husayn al- Mas‘Ūdī, Pavet de Courteille, Les Prairies d'or de Maçoudi, 1873, Paris, vol. 7, p. 62
  5. ‘Alī ibn al-Husayn al- Mas‘Ūdī, Pavet de Courteille, Les Prairies d'or de Maçoudi, 1873, Paris, vol. 7, p. 123
  6. «نگاه شما: تصاویر زیبا از طبیعت کلیبر». 
  7. سحر فکردار. «با تو از بهشت آذربایجان و ایران می‌گویم». 
  8. Abu-'l-Qāsim Ibn-ʻAlī Ibn-Ḥauqal, The Oriental Geography of Ebn Haukal, an Arabian Traveller of the Tenth Century, London, 1800 pp.184-185.
  9. Kevin Alan Brook, The Jews of Khazaria, 2006, Rowan and Littlefield Publishers, pp. 152-153
  10. عز الدین ابن اثیر، تاریخ کامل، ۱۳۸۱، تهران، جلد نهم، صص‌. ۳۹۸۲-۴۰۱۲.
  11. Yaqut ibn 'Abd Allah al-Rumi al-Hamawi, ‎Charles Adrien Casimir Barbier de Meynard, Dictionnaire géographique, historique et littéraire de la Perse et des contrees adjacentes, 1851, Paris, pp. 87-88
  12. نزهةالقلوب ، حمداله مستوفی ، به کوشش محمد دبیر سیاقی ، انتشارات کتابخانه طهوری ، چاپ اول ، تهران ، ۱۳۳۶، ص. ۹۶.
  13. Yaqut ibn 'Abd Allah al-Rumi al-Hamawi, ‎Charles Adrien Casimir Barbier de Meynard, Dictionnaire géographique, historique et littéraire de la Perse et des contrees adjacentes, 1851, Paris, p. 493
  14. سرهنگ حسین بایبوردی، "تاریخ ارسباران"، ابن سینا، تهران ۱۳۴۱
  15. حسین دوستی، تاریخ و جغرافیای ارسباران، انتشارات احرار، تبریز,1373
  16. ناصر صدقی، تاریخ اجتماعی و سیاسی ارسباران (قره داغ) در دوره معاصر، ۱۳۸۸، تبریز، نشر اختر.
  17. سیدرضا آل‌محمد، نامه ارسباران، ۱۳۹۱، تهران، کتابخانه موزه و اسناد مجلس شورای اسلامی.
  18. http://anaj.ir/news/pages/50599
  19. Concise Encyclopedia of Languages of the World, 2010, Elsevier, p. 110-113
  20. نورمحمد عسگری، تشیع سرخ، ۱۳۹۱، شرکت کتاب، وستوود، ص. ۴۳.
  21. محمد آراز، بلكه بويئرلره بيرده گلمه‌ديم ، ۱۳۸۹، تبریز، نشر اختر
  22. James Morier,The Adventures of Hajji Baba of Ispahan, 2005, Cosimo Inc.
  23. محمود، محمود، تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس در قرن ١٩ ميلادي ، تهران ، انتشارت اقبال، ج. ۵
  24. James Morier, A Second Journey through Persia, Armenia, and Asia Minor<ref
  25. Jamie Maslin, "Iranian Rappers and Persian Porn: A Hitchhiker's Adventures in the New Iran", 2009.
  26. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920621000144
  27. P. L. Baker and H. Smith, Iran, 2009, Bradet Trvel Guids, p. 141
  28. Neda Mohseni, Shahram Roostaei, Arasbaran ecotourism potential assessment whit emphasis on the scientific and additional values, International Research Journal of Applied and Basic Sciences. (2012) 3:1143-1147
  29. «دومین جشنواره زغال اخته در کلیبر برگزار می‌شود». 
  30. «بزرگترین مجتمع گردشگری آب درماني ایران در روستاي آبش احمد کلیبر». 
  31. ناصر نجمی، "قیام بابک خرم‌دین", ۱۹۸۹ کانون معرفت
  32. Abbas Amanat and Farzin Vejdani (Editors),"Iran Facing Others: Identity Boundaries in a Historical Perspective", 2012 Palgrave Macmillan, Chap. 3.
  33. Iran Almanac and Book of Facts, 1976, Volume 15 - Page 93
  34. http://www.vista.ir/article/366492
  35. http://www.azer-online.com/azer/?p=22083#more-22083
  36. خانعلی صیامی، آذربایجان شرقی،۱۳۸۸، چاپ سوم،نشر سروش
  37. http://www.panoramio.com/user/5183083?comment_page=1&photo_page=1&show=all
  38. http://www.duzgun.ir/maqalat/046.php
  39. http://www.iau-kaleybar.ac.ir/

جستارهای وابسته[ویرایش]