ترخان
تَرخان یا طَرخان لقبی بود از القاب فرمانروایان آسیای میانه.[۱]
ترخانها امیرانی بودند که پادشاهان آنها را از هرگونه پاسخگویی به اعمالشان معاف داشتهبودند و مجاز بودند در هر زمان دلخواه نزد پادشاه بروند. چنگآوردهای جنگی ایشان نیز ازآن خودشان میشد و ناچار به واگذاری آن به دیگران نبودند.[۲]
ترخان واژهای ایرانی و سغدی است که زبانهای ترکی نیز این واژه را وام گرفتهاند.[۳][۴] از اینرو برخی گردآورندگان دانش، مانند دهخدا، این لقب را ترکی پنداشتهاند.
در دوره ساسانیان، یعنی پیش از نفوذ ترکان به منطقهٔ سمرقند، (ح ۲۲۶ـ ح ۶۵۲ میلادی) به امیران بخشی از آسیای میانه و نیز شاهان محلی سمرقند ترخان میگفتند.[۵] در منابع تاریخی و جغرافیایی سدههای نخستین اسلامی امرای بلخ و سمرقند و بادغیس و نیز حاکم خزران طرخان نامیده شدهاند[۶]
به نوشته ابن بطوطه[۷] این واژه را ترکان اردوی زرین به منطقهای اطلاق میکردند که از مالیات و عوارض دیوانی معاف بود.
| این یک نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
[ویرایش] منابع
- ↑ لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ ترخان.
- ↑ لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ ترخان.
- ↑ بدرالزمان قریب فرهنگ سغدی تهران ۱۳۷۴
- ↑ دائرةالمعارف اسلام چاپ دوم، سرواژهٔ قریب صص۳۹۰ـ۳۹۱
- ↑ عزیز دولت آبادی «ترخان» مجلهٔ دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تبریز سال ۳۹ ش ۱ـ۲ (بهار و تابستان ۱۳۷۵)
- ↑ (برای نمونه رجوع کنید به یعقوبی البلدان ص ۲۸۷ ابن خرداذبه ص ۴۰ـ۴۱ ۱۶۳ طبری ج ۶ ص ۴۰۳ـ۴۰۴ ۴۰۶ ۴۶۲ـ۴۶۳ ۴۷۳ مقدسی ص ۳۶۲ حدودالعالم ص ۱۹۳ بلعمی ج ۲ ص ۹۳۷ ابن اثیر ج ۴ ص ۵۰۶ ۵۰۹ ـ۵۱۰ ۵۱۲ ۵۴۳ ۵۵۳ ـ ۵۵۴ ج ۵ ص ۳۵۶ ج ۶ ص ۴۵۹).
- ↑ ابن بطوطه رحله (تحفة النظار فی غرائب الامصار و عجائب الاسفار) تحقیق علی منتصر کتانی بیروت ۱۳۹۵/۱۹۷۵، ج ۱ ص ۳۷۹
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||