گیوک خان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
گویوک خان
خاقان امپراتوری مغول
شاه شاهان
امپراتور چین
پرونده:YuanEmperorAlbumGüyükPortrait1.jpg
سلطنت ۲۴ آگوست ۱۲۴۶ - بین ۲۷ مارس و ۲۴ آوریل ۱۲۴۸
القاب خان، خاقان
نام پسامرگ: امپراتور جیان‌پینگ (简平皇帝)
زاده ۱۲۰۶
درگذشته بین ۲۷ مارس و ۲۴ آوریل ۱۲۴۸ (در ۴۲ سالگی)
مکان مرگ قوم-سنگ‌گیر در سین‌کیانگ
بعد از اوگدای خان
قبل از منگو خان
همسر اغول قایمیش
دودمان بورجیگین
پدر اوگدای خان
مادر توراکینه خاتون

گویوک‌خان (پیرامون ۱۲۰۶-۱۲۴۸ میلادی) سومین خان مغول پسر اوگتای‌خان و نوهٔ چنگیزخان بود و از ۱۲۴۶ تا ۱۲۴۸ میلادی بمدت دو سال شاهی کرد.

تخت‌نشینی[ویرایش]

اوگتای قاآن در ایام سلطنت خویش پسر بزرگ‌تر خود کوچو را که از توراکینه خاتون زاده شده بود به جانشینی تعیین کرده بود اما او در زمان حیات پدر مرد. اوگتای پسر دیگرش شیرامون را در نظر گرفت. چون اوگتای بمرد گیوگ خان که به سفر جنگی درازی رفته بود به تعجیل بازگشت و به ایمیل رسید و چون شنید که اوتچکین برادر چنگیز به طمع سلطنت حرکت کرده‌است بی‌درنگ آهنگ اردوی پدر کرد و چون به اردو رسید رعایت یاسا (قانون چنگیزی) را واجب دانست. و با آنکه قدرت و شوکت داشت در کارها دخالتی نکرد و زمام امور را همچنان در دست تراکینه خاتون بازگذاشت. توراکینه دستور تشکیل قوریلتای داد تا امرا و شاهزادگان و سرداران سپاه جانشین اوگتای را تعیین کنند. در فصل بهار از سراسر امپراتوری امرا و شاهزادگان به اردو رسیدند. اشتراک کنندگان در قوریلتای چندان تحفه و پیشکش آوردند که از شمار بیرون بود. از سوی دیگر اوتچکین نیز با هشتاد پسر و نبیره با شرمساری از اقدامی که پس از مرگ اوگتای کرده بود به قوریلتای حاضر شد. در آن صحرا از بس مردم از اطراف امپراتوری جمع شده بود جا و منزل کم آمد و خواربار بسیار گران شد. گویند فقط برای مسلمانان دوهزار خرگاه ترتیب داده بودند. پس از اجتماع درباره کسیکه شایسته مقام سلطنت باشد رای زدند. چون شیرامون هنوز کودک بود و کوتان بیمار بود و گیوگ خان که در شجاعت و تسلط مشهور بود میل توراکینه به سوی او بود. چون بسیاری از امیران و شاهزادگان باوی همنوا بودند قرعه‌ای فال بر وی افتاد. در روز تعیین شده از قبل مراسم تخت‌نشینی را به جا آوردند.

فرمان‌روایی (۱۲۴۶ تا ۱۲۴۸ میلادی)[ویرایش]

گویوک در حال بازپرسی از جمال‌الدین محمود هودجانی. تاریخ جهان‌گشای جوینی.

پس از یک هفته جشن به دستور گیوگ خان در گنجهای قدیم و جدید را باز کردند و اموال را بین شاهزادگان و امرا و سرداران سپاه بخش نمودند. پس از آن به کار مملکت پرداختند نخست برغوچیان (قاضیان و بازرسان) فاطمه خاتون را محاکمه کردند و بعذ اوتچکین برادر چنگیز را مورد بازرسی قرار دادند و چون امر او نازک و خانوادگی بود جزء منکوقاآن و تنی چند از شاهزادگان را بدان اجازه دخول ندادند و چون اوتچکین به گناه خویش اعتراف کرد او را عفو نمودند.

ایلجیگدای را با سپاه سنگین به سوی مغرب فرستاد تا مهم گرجستان و روم را فیصله کند و نخست به قلع و قمع اسماعیلیان در الموت بپردازد. ضبط عراق و فارس و کرمان را تا حدود هرموز به ارغون آقا رجوع کرد. گیوگ عزم ولایات غربی کرد در بهار همان سال به سمرقند رسید و در آنجا مرگ گلویش را گرفت، مدت حکومتش دوسال بیش نبود.

نامه به پاپ اینوسنت چهارم[ویرایش]

نامه گويوک خان به پاپ اعظم، نگاشته‌شده به زبان فارسی

در سال ۱۲۴۵ پاپ اینوسنت چهارم عده‌ای را برای تحقیق از اوضاع و احوال مغولها به مغولستان فرستاد. دو نفر آز آنها (Giovanni da Pian del Carpine) و (Lawrence of Portugal) در ۲۴ اوت سال ۱۲۴۶ هنگامی به قراقوروم پایتخت مغولستان رسیدند و پیغام پاپ را تسلیم کردند که گویوک خان در حضور عده زیادی از شاهان و سران کشورهای مختلف بعنوان خان بزرگ بر تخت می‌نشست.

گویوک خان در جوابیه‌اش به دو نوشتهٔ پاپ، ضمن جواب به سوالات او، مدعیات مذهبی او را رد می‌کند و از او می‌خواهد که به‌همراه تمام شاهان اروپایی به دربار خان بیایند و شخصاً اعلام بندگی و اطاعت کنند، و گرنه او آنها را بعنوان دشمن خود تلقی خواهد کرد.

اصل نامه در کتابخانه مخفی واتیکان نگاهداری می‌شود.[۱]

بازنویسی نامه
منکو تنکری کو چندا، کورالغ اولوس ننگ تالوی نونک،
خان یرلغمز:

این مثالیست بنزدیک پاپاء کلان فرستاده شد، بداند و معلوم کند ما نبشت دو زفان. ولایتهاء کرل کنکاش کردست، اوتکِ ایلی بندگی فرستاده، از ایلچیان شما شنوده آمد. و اگر سخن خویش برسید، تو، کی پاپاء کلان، با کرل‌لان، جمله بنفسِ خویش بخدمت ما بیایید؛ هر فرمان یاساء کی باشد آن‌وقت بشنوانیم.

دیگر گفته‌اید کی مرا در شیلم درآی، نیکو باشد؛ خویشتن مرا دانا کردی؛ اوتک فرستادی، این اوتک ترا معلوم نکردیم.

دیگر سخن فرستادی «ولایتهای ماجر و کرستان را جمله گرفتیت مرا عجب می‌آید ایشان را گناه چیست ما را بگوید» این سخنِ ترا هم معلوم نکردیم. فرمان خدای را چنگیز خان و قاآن هر دو شنوانیدن را فرستاد. فرمان خدای را اعتماد نکرده‌اند هم‌چنان کی سخونِ تو. ایشان نیز دل کلان داشته‌اند، گردن‌کشی کرده‌اند، رسولان ایلچیان ما را کوشتند.

آن ولایتها را مردمان را خدای قدیم کوشت و نیست گردانید. جز از فرمان خدای کسی از قوتِ خویش چگونه کوشید، چگونه گیرد؟ مگر تو همچنان می‌گوی که من ترسایم، خدای را می‌پرستم زاری می‌کنم می‌یابم - تو چه دانی که خدای که را می‌آمورزد، در حق که مرحمت می‌فرماید؟ تو چگونه دانی که هم‌چنان سخن می‌گوی؟ بقوتِ خدای، آفتاب بر آمدن و تا فرو رفتن جمله ولایتها را ما را مسلم کرد است می‌داریم. جز از فرمان خدای کسی چگونه تواند کرد.

اکنون شما بدل راستی بگوییت کی ایل شویم کوچ دهیم. تو بنفس خویش، بر سرِ کرل‌لان، همه جمله یک‌جای بخدمت و بندگی ما بیاید؛ ایلیِ شما را آن‌وقت معلوم کنیم. و اگر فرمان خدای نگیرید و فرمان ما را دیگر کند شما را ما یاغی دانیم، هم‌چنان شما را معلوم می‌گردانیم و اگر دیگر کند آنرا ما می‌دانیم خدای داند.

فی اواخر جمادی‌الاخر سنه اربعه اربعین و ستمائه
برگردان به فارسی امروزی

با استفاده از مقاله «مغولها و پاپها»[۱]

به نیروی آسمان ابدی، و کل مردم بزرگ،
فرمان خان:

این فرمانیست که به نزد پاپ اعظم فرستاده شد. برای اینکه بداند و بفهمد به دو زبان نوشته شد. پیغام ایلی (بیعت) و بندگی شما بتوسط نمایندگانتان در مجلس شاهان شنیده شد. هنگامی که این پیغام ما رسید خود تو پاپ بزرگ شخصاً باتفاق همه شاهان اروپایی به خدمت ما بیایید. آنگاه تمام فرامین (یاسا) را به شما توجیه می‌کنیم.

دیگر گفته‌اید که تعمید برای من آینده نیکی خواهد آورد این مطلب را فهمیدیم. تقاضایی (دعایی) فرستادی، این تقاضا (دعای) ترا نفهمیدیم.

سخن دیگری فرستادی که «ولایتهای مجارستان و کشورهای مسیحی را گرفتید، تعجب می‌کنم که گناه ایشان چیست، به ما بگویید» این سخن ترا هم نفهمیدیم. چنگیز خان و قاآن هر دو فرمان خدا را برای اطلاع آنها فرستادند. ولی آنها به فرمان خدا اعتماد نکردند (وقعی ننهادند)، همچون سخن تو ایشان نیز متکبر بوده‌اند، گردن کشی کرده‌اند، رسولان و نمایندگان ما را کشتند.

مردمان آن ولایتها را خدای ابدی کشت و نیست گردانید. و گرنه جز از فرمان خدا کسی چگونه تواند با قوت خویش بکشد و بگیرد؟ تو که همچنان میگویی «من مسیحی هستم، خدا را می‌پرستم و زاری می‌کنم» مگر تو چه دانی که خدای که را می‌آمرزد و در حق که مرحمت می‌فرماید؟ تو چگونه دانی که این‌گونه سخن می‌گویی؟ ما می‌دانیم که خدا بقوت خود، اختیار تمام ولایتها را از مشرق تا مغرب بما مسلم کرده‌است. جز از فرمان خدا چگونه کسی می‌تواند این کار را بکند.

اکنون شما براستی بگویید که ایل شویم (بیعت کنیم) و به شما خدمت کنیم، تو شخصاً به‌اتفاق همهٔ شاهان با هم به خدمت و بندگی ما بیایید، ایلی (بیعت) شما آنوقت معلوم خواهد شد. و اگر فرمان خدا را قبول نکنید و فرمان ما را انجام ندهید ما شما را یاغی خواهیم دانست و با شما همانگونه رفتار خواهیم کرد. اگر دستور ما را انجام ندهید ما آنرا خواهیم فهمید و خدا هم خواهد دانست.

آخر جمادی الاخر سال ششصد و چهل و چهار (مطابق با یازده نوامبر ۱۲۴۶ میلادی)

منابع[ویرایش]

  1. "Les Mongols et la Papauté. Documents nouveaux édités, traduits et commentés par M. Paul Pelliot" avec la collaboration de MM. Borghezio, Masse‚ and Tisserant, Revue de l'Orient chrétien, 3e sér. 3 (23), 1922/23, pp.  3–30; 4(24), 1924, pp.  225–335; 8(28),1931, pp.  3–84.
  • فرهنگ دهخدا زیر مدخل مغول
  • اصل نامه در کتابخانه مخفی واتیکان [۲]
  • ترجمه اول توسط مسعود رجب نیا در سال ۱۳۵۲ [۳]
  • تر جمه مستقل و جدید توسط ضیاء فتح راضی در سال ۱۳۸۸ [۴]