علی دشتی
علی دشتی (۱۱ فروردین ۱۲۷۶ - ۲۶ دی ۱۳۶۰) از پژوهشگران، نویسندگان و سیاستمداران ایرانی بود.
علی دشتی طی هفت دهه در جریانات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران نقش داشت و گاهی از بازیگران اصلی عرصه سیاست بود. در تحکیم اقتدار حکومت دو پادشاه سلسله پهلوی، رضاشاه و محمدرضاشاه، فعال بود اما در اوج اقتدار آنان، شاید به دلیل خلق و خوی تندش، مورد بیمهری قرار گرفت و تقریباً در انزوا بود و پس از سقوط آنها سختترین انتقادات را بر خصوصیات فردی و شیوه حکومت آنان گفت یا نوشت. او هر چند تحصیلات خود را از مدارس مذهبی و در حوزههای علمیه آغاز کرد اما بعدها تندترین انتقادها را به روحانیت و مبانی دین اسلام داشت و کتابهایی را مانند ۲۳ سال در نقد تاریخ صدر اسلام، البته بدون ذکر نام خود، منتشر کرد.
محتویات |
تولد و خردسالی [ویرایش]
وی در ۱۱ فروردین ۱۲۷۶ خورشیدی (۱۳۱۲ قمری)[۱] در محله پشت بازار کربلا در یک خانوادهٔ ایرانی به دنیا آمد. پدرش شیخ عبدالحسین دشتی از شیوخ بزرگوار دشتی، روحانی خوشنام و مورد احترام و از مردم روستای تلخو در بخش کاکی شهرستان دشتی، استان بوشهر بود. علی دشتی تحصیلاتش را در حوزههای علمیه نجف شروع کرد، و تحصیلات ابتدایی خود را در روستای گل اسپیه از توابع شهرستان دلفان به اتمام رساند.
دوره احمد شاهی [ویرایش]
جاذبهٔ آزادی بعد از عزل محمدعلیشاه و اوایل سلطنت احمد شاه، او را در سال ۱۲۹۸ به ایران کشاند. او در سن بیست و چهار سالگی در کوران جنگ جهانی اول همراه پدر و برادرانش، عراق را به مقصد ایران ترک گفت و برخلاف تربیت مذهبی و توقعات خانوادگی، در فضای پرآشوب آن روزگار به دنیای سیاست و مطبوعات وارد شد. فعالیت روزنامهنگاری را در شهر شیراز و در روزنامه فارس آغاز کرد. در سال ۱۳۰۴ روزنامه خلیج فارس را منتشر نمود، ولی اندکی بعد مقالهای از او منتشر شد که، به نوشته رکنزاده آدمیت عامه نپسندیدند، هیاهوئی راه انداختند و ارادهٔ قتلش را کردند. ناچار در منزل عبدالحسین میرزا فرمانفرما که والی فارس بود پناهنده شد و فرمانفرما او را پنهانی به اصفهان فرستاد. اقامت دشتی در اصفهان هم مانند شیراز کوتاه بود و بعد از پنج ماه به تهران آمد.[۲]
دشتی در مقام ناشر هفته نامه «ستاره ایران» در تهران مشغول به کار گشت. در همین زمان بود که او به عنوان یکی از منتقدین قرارداد ۱۹۱۹ میلادی، نخستین امکان را برای فعالیت در زمینه سیاست بدست آورد.[۳] او که در پی انتقادهای خویش در زمینه قرارداد ۱۹۱۹ برای نخستین بار با اقامت در زندان آشنا شده بود، سه بار دیگر محکوم به حبس شد و سرانجام به عراق تبعید گردید. دوره دوم اقامت او در زندان در پی کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ بود او بسان بسیاری از فعالان سیاسی دیگر در آن دوره بازداشت شد و تا پایان دولت نود روزه ضیاءالدین طباطبایی در زندان ماند.
دشتی در این مدت برداشتها و انتقادهای خود را در روزگار زندانی بودنش را در یادداشتهایی گردآوری کرد که ابتدا در روزنامه شفق و سپس در قالب کتابی بنام «ایام محبس» منتشر شد. این اولین کتاب دشتی بود و برای او شهرت زیادی به عنوان یک نویسنده بهارمغان آورد و تا مدتها بارها تجدید چاپ شد. «ایام محبس» کتابی کاملاً احساسی دربارهٔ موضوعی کاملاً سیاسی بود و افزون بر ارزشهای ادبی، اولین کتابی است که به توصیف زندان و زندانی سیاسی میپردازد. دشتی در این کتاب به شدت بر اشرافیت و زندگی مدرن غربی میتازد و اسلام را راه رستگاری بشر مینمایاند.[۴]
دشتی در ۱۱ اسفند ۱۳۰۰ روزنامهٔ «شفق سرخ» را منتشر کرد. او هدف خود را «تولید انقلاب افکار و تهییج روح و بیداری جامعه» اعلام کرد. در این دوره هواداری دشتی از رضاخان بارزتر شد و این نشریه از پیشاهنگان معرفی جمهوری آتاتورکی ترکیه به ایرانیان بود. روزنامه شفق سرخ بارها به سبب چاپ مقالات تندش دچار توقف شد. نخستین بار این روزنامه در سال ۱۳۰۱ در دوران نخستوزیری قوام السلطنه توقیف شد. شفق سرخ با پشت سر گذاشتن موانعی چون سانسور و توقیف، به مدت بیش از سیزده سال به چاپ رسید. دشتی افزون بر مسئولیت چاپ، همچنین به نوشتن مقالاتی در زمینه امور سیاسی، اجتماعی و ادبی برای آن روزنامه پرداخت. روزنامه «شفق سرخ» بزودی محل مناسبی برای چاپ آثار و ارائه افکار روشنفکران آن دوره شد.[۵]
در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی علی دشتی با حمایتهای رضاخان به عنوان نماینده مردم ساوه انتخاب شد اما اعتبارنامه او با مخالفت سید حسن مدرس و جمع دیگری از فراکسیون اقلیت مجلس، مخالفان رضاخان و جمهوری و حتی عدهای از طرفداران رضاخان که متحدان او بودند روبرو شد و مورد تایید قرار نگرفت.[۶]
علت مخالفت مدرس، ارائه اسنادی دال بر جاسوسی دشتی برای انگلیسیها بود. با درخواست مدرس از مطبوعات روزنامه «سیاست» که ارگان اقلیت مجلس بود سندی با نشانه سفارت انگلیس انتشار داد. در آن سند که در جلد دوم کتاب تاریخ بیست ساله منتشر گردیده است؛ امده که هاروارد سفیر وقت انگلیس دستور میدهد که به دشتی به علت خدماتیکه به انگلیس انجام داده پول پرداخت گردد. نهایتا اعتبارنامه وی با ۶۶ رای مخالف رد شد.[۷] به گفته عبدالله شهبازی مطالعه تاریخ زندگانی دشتی ـ که مخالفت مدرس در دوره پنجم با اعتبارنامه وی از راهیابی او به مجلس جلوگیری کرد، ضمن آنکه وی یکی از مخالفان مهم ایدههای مدرس و موافقان مظاهر تجدد در ایران (مانند: کشف حجاب، جمهوری، تغییر خط) محسوب میشد ـ لایههای دیگری هم میتواند داشته باشد که نیارمند پژوهشهای تفصیلی است.[۸]
دوره پهلوی اول [ویرایش]
نقطه آغاز پیشرفت علی دشتی در زمینه سیاست با استقرار نظام رضاشاهی شکل گرفت و در سال ۱۳۰۶ به نمایندگی مردم بوشهر به مجلس شورای ملی دوره ششم راه یافت و در دورههای هفتم و هشتم نماینده ساوه بود و در دوره نهم دوباره به عوان نماینده بوشهر در مجلس حضور داشت. درخلال این سالها اعتقادات مذهبی علی دشتی کمرنگتر شد و لباس روحانیت را به کناری نهاد و از شغل حرفهای روزنامه نگاری هم برای همیشه کنارهگیری کرد.[۹]
علی دشتی در ۱۳۱۴ یک روز پس از اتمام دوره وکالتش در مجلس نهم به خاطر نوشتههایش دوباره به زندان افتاد و روزنامهاش نیز ممنوع شد. او بعدها در مجلس سیزدهم سبب زندانی شدنش را «کمتر تملق گفتن» و تعریف نکردن زیاد از رضاشاه در کنفرانس بین المجالس در استانبول ذکر کرد.[۱۰] پس از سه ماه حبس، دشتی که دچار بیماری شده بود، به بیمارستان منتقل و سرانجام پس از پنج ماه آزاد شد. در پی بهبودی و برداشته شدن محدودیتها که حدود هفت ماه در بیرون از زندان برایش مقرر شده بود، خود را دوباره کاندید مجلس کرد.[۱۱] و در آبان ۱۳۱۸ دشتی دوباره به عنوان نماینده مردم دماوند به مجلس دوازدهم راه یافت و در مجلس سیزدهم نیز نماینده مردم دماوند بود.[۱۲]
دشتی پس از ناکامی در انتخابات مجلس یازدهم، به ریاست «اداره راهنمای نامه نگاری» منصوب شد. این اداره کار بررسی و سانسور روزنامه و کتب را بر عهده داشت و بدون ممهور کردن کتب و مقالات به مهر این اداره (موسوم به مهر «روا») هیچ چاپخانهای مجاز به انتشار آن نبود. دشتی سابقه فعالیت در اداره ممیزی را نیز داشت.
در آذر ۱۳۲۰ همراه با جمال امامی و ابراهیم خواجهنوری و کسانی دیگر، جزو هیئت مؤسسان حزب عدالت بود[۱۳] و در طی دهه ۱۳۲۰ همراه با این حزب در صحنه انتخابات مجلس فعال بود. این فعالیت تا سال ۱۳۲۷ ادامه داشت.[۱۴]
دوره پهلوی دوم [ویرایش]
در سالهایی که محمد رضا پهلوی تازه به حکومت رسیده بود؛ با روی کار آمدن قوامالسلطنه در سال ۱۳۲۱ دشتی نطق تندی علیه او در مجلس ایراد کرد که با برخورد شدید قوام مواجه شد. دشتی و حزب عدالت از عوامل اصلی برانگیختن مردم در اعتراضات خونین سال ۱۳۲۱ شناخته شدند که به بلوای نان شهرت یافت.[۱۵]
دشتی در سال ۱۳۲۲ به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس چهاردهم راه یافت. در حالی که دکتر محمد مصدق و نه تن دیگر نیز با همین نمایندگی در مجلس حضور داشتند.[۱۶]
در این سالها دشتی به یادگیری زبان فرانسه پرداخت. در زندگی او، فرانسه در حکم دروازهای به فرهنگ و تمدن جهان مدرن بود. او همچنین در کنار آن زبان، توجه و علاقهٔ ویژهای به تاریخ و فرهنگ انگلیس و روسیه داشت. علاوه بر زبان مادری، عربی و فرانسه، دو زبان اصلی بودند که ارتباط دشتی را با فرهنگ عرب و اروپا، به خصوص از طریق ترجمه کتابهای پرطرفدار، برقرار میکردند. پرسشی که ذهن کنجکاو مترجم را در بررسی آثار اروپایی به خود مشغول میساخت، یافتن راز موفقیت جهان غرب بود. علی دشتی برداشت و تفسیر دوگانهای در جستجوی یافتن پاسخ آن پرسش داشت. او خود را وطنپرست ایرانی میدانست و علم، تکنولوژی، توانایی اقتصادی و نظامی، همچنین فردگرایی و تاثیر فرد بر امور اجتماعی و سیاسی در اندیشه دشتی ابعاد پیشرفت و تکامل بشریت را تشکیل میدهند و ضامن بقای جامعه در گذر زمان هستند. در پیشرفت هند و ژاپن در آن دوره، دشتی تحقق نظریات خود را باز مییافت، و ایران را در مسیر خود برای پیشرفت کمتر از آن کشورها نمیدانست.[۱۷]
دشتی در پی اختلافاتی که با قوامالسلطنه بر سر سیاست او، حزب توده و دخالت شوروی سابق داشت در بهار ۱۳۲۵ به زندان انداخته شد و مدت شش ماه در حبس بسر برد. پس از آزادی به فرانسه رفت و در سال ۱۳۲۷ دوباره به تهران بازگشت.[۱۸]
در ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ اولین مجلس سنای ایران تشکیل شد. دشتی در سال ۱۳۳۲ وارد مجلس سنا شد و این سمت را تا پایان حکومت پهلوی به مدت ۲۶ سال برعهده داشت. در آذرماه ۱۳۲۷ او به عنوان سفیر ایران وارد قاهره شد و تا اسفند ۱۳۲۹ در مصر ماند. همچنین او در ۱۲ آبان ۱۳۴۱ به عنوان سفیر به بیروت اعزام شد.[۱۹]
حوادث ۱۵خرداد ۴۲ [ویرایش]
با شروع شدن حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ دشتی که خود در مدارس علمیه تحصیل کرده بود در لبنان به عنوان سفیر ایران رایزنیهای با روحانیون و علمای شیعه آنجا به نفع رژیم پهلوی داشت. با وجود اینکه دشتی منتقد جدی روحانیت بود از سیاستهای اسدالله علم در وقایع خرداد ۱۳۴۲ انتقاد میکرد. این انتقادها و نصایح دشتی به شاه برای او چندان خوشایند نبود. گفته میشود که دشتی از شاه تقاضای آزادی یا لغو تبعید آیتالله خمینی را کرد که در جواب شاه پاسخ تندی به او دادهاست.[۲۰]
انزوای سیاسی و سکوت [ویرایش]
از سال ۱۳۴۴ به بعد دشتی بهانتقاداتی از دولت عباس هویدا نیز پرداخت اما پس از مدتی از ورود به مباحث سیاسی بهکلی کناره گرفت و حتی با اوجگیری جنبش عمومی منجر به انقلاب سال ۱۳۵۷ نیز سکوت اختیار کرد و تنها به مسائل ادبی پرداخت.[۲۱]
پس از انقلاب [ویرایش]
سه سال پایانی زندگی دشتی همراه با برخوردهای مختلف حاکمان جدید با او بود. وی پس از انقلاب ۱۳۵۷ دو بار به مدت کوتاه دستگیر شد. بار اول کمتر از یک ماه از ۱۹ فروردین تا ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۸ بود که به ادعای خودش با صادق خلخالی مجادلاتی هم داشته ولی با نظر مساعد آیتالله خمینی آزاد شدهاست. و بار دوم در حدود آذر ماه ۱۳۶۰ که به اتهام نوشتن کتاب ۲۳ سال دستگیر اما به دلیل کهولت سن و شکستگی پا آزاد شد و چند روز بعد در ۲۶ دی ۱۳۶۰ در سن ۸۷ سالگی در بیمارستان جم در تهران درگذشت و در امامزاده عبدالله شهرری به خاک سپرده شد.[۲۲]
علی دشتی تا پایان عمر مجرد زیست و خواهرزاده او دکتر مهدی ماحوزی همدم سالهای آخر عمرش بود که پس از درگذشتش، در تابستان سال ۱۳۶۲ یادداشتهای منتشر نشده دشتی پیرامون ناصر خسرو را با عنوان «تصویری از ناصرخسرو» منتشر کرد. او همچنین مجموعهای از یادداشتها و تقریرات سالهای پایانی عمر دشتی را که از اواسط سال ۱۳۵۸ و اندکی پیش از دستگیری و مرگش تا آبان ۱۳۶۰ نوشته شده بود را به نام "عوامل سقوط" در سال ۱۳۸۱ منتشر کرد.
نقد [ویرایش]
پیشینه نقد علی دشتی به زمانی بر میگردد که دکتر غلامحسین مصاحب -پدر ریاضیات جدید ایران و بنیانگذار اولین دایرةالمعارف فارسی- کتابی در نقد علی دشتی به نام «دسیسههای علی دشتی» در سال ۱۳۲۴ منتشر کرد.[۲۳] دکتر مصاحب نوشته دیگری دارد که با امضای نویسنده گمنام در شماره ۱۵۰ روزنامه شفق ۲۳ مرداد ۱۳۲۴ منتشر شده است.[۲۴]
حمایت از رضا خان در غوغای جمهوری [ویرایش]
به گفته مصاحب «رضا خان از روزی که وزیر جنگ شد قانون اساسی را نقض کرد و دشتی از او حمایت نمود». وی به مقاله دشتی در شفق سرخ، مورخ ۳۰ شهریور ۱۳۰۹، اشاره میکند و آن را "روزینامه" میخواند. دشتی در جلسه ۳۰ خرداد ۱۳۱۳ مجلس شورای ملی میگوید: «ما اعلیحضرت پهلوی را تنها یک نفر پادشاه خودمان نمیدانیم بلکه او را مظهر ایدهآل ملّی خودمان میدانیم... ما شاه خود را از صمیم قلب دوست داریم و مظهر افکار و ایدهآل ملّیمان میدانیم.»
سهم شیخ علی دشتی و شفق سرخ او در غوغای جمهوری رضا خانی چنان بـزرگ بود که ملکالشعرای بهار در منظومه "جمهوری نامه" نام او را، در کنار میرزا کریمخان رشتی و سید محمد تدین، به عنوان یکی از گردانندگان اصلی این غائله ذکر کرد[۲۵]:
| چو جمهوری شود آقای دشتی | علمدارش بود شیطان رشتی | |
| تدین آن سفید کهنه مشتی | نشیند عصرها در توی هشتی | |
| کند کور و کچلها را خبردار | ز حلاج و ز رواس و ز سمسار | |
|
|
||
با این حال هنگامی که رضا خان سقوط کرد او اولین وکیلی بود که بر علیه او در مجلس سخنرانی کرد و اعلام کرد که "رضا پهلوی تا جواهرات سلطنتی را تحویل نداده از کشور خارج نشود".[۲۶]
رد شدن اعتبار نامه در مجلس پنجم [ویرایش]
در دورهٔ پنجم مجلس شورای ملی سید حسن مدرس مدارکی ارایه کرد که نشان میداد دشتی با انگلیسیها ارتباط داشته و با کمک آنها به وکالت مجلس رسیده است. در همان ایام روزنامه سیاست که ارگان اقلیت مجلس بود، سندی با نشانه سفارت انگلیس درباره علی دشتی انتشار داد که به موجب آن سفیر انگلیس دستور میدهد تا به علی دشتی به خاطر خدماتی که برای انگلستان انجام میدهد پول پرداخت کنند. سرانجام اعتبار نامه دشتی با اکثریت ۶۶ رای رد شد.[۲۷][۲۸]
ادعاهای دکتر مصاحب [ویرایش]
بهنوشته دکتر مصاحب، دشتی در ۱۳۳۴ قمری از عتبات به بوشهر و سپس به خانه شوهر خواهرش -شیخ محمدحسین برازجانی- در برازجان رفت و ساکن شد. دکتر مصاحب مدّعی است که با توجه به جایگاه شیخ محمدحسین برازجانی در جنوب ایران، انگلیسیها برای مطلع شدن از نقشههای مبارزات مسلحانه ضد انگلیسی، علی دشتی را به برازجان فرستادند. سر انجام علی دشتی مورد سؤ ظنّ مبارزین قرار گرفت و از خانه داماد خود اخراج شد.[۲۹] دکتر مصاحب میگوید: «به علی دشتی نسبتهای زیادی میدهند... یکی از این شایعات، دوستی علی دشتی با سرپاس رکنالدین مختار (مختاری)، آخرین رئیس شهربانی رضا شاه (فروردین ۱۳۱۵- شهریور ۱۳۲۰)، است و همکاری دشتی با پلیس مخفی آن زمان. گفته میشد که پس از شهریور ۱۳۲۰ دشتی عضو کمیته هفت نفرهای بود که برای حمایت از مختاری و تبرئه او تلاش میکرد.»
دشتی و شجاع الدین شفا [ویرایش]
طبقه گفته شهبازی آخرین نامه دشتی به عنوان سفیر ایران در لبنان به ۲۸ آذر ۱۳۴۲ تعلق دارد. این نامه خطاب به شاه است و اعتراضی است شدید به مراسم بزرگداشت بیست و پنجمین سال نویسندگی شجاعالدین شفا، معاون فرهنگی وزارت دربار. او در این نامه اعتراض آمیز مینویسد[۳۰]:
«ایشان هرگـز اثـری نیافریده واز خود چیزی بیرون نداده، مخصوصا در شناسـاندن فرهنـگ ایـران بـه دنیای خارج کاری نکردهاند، تا شورای فرهنگی سـلطنتی بخواهـد از وی تجلیـل کند.»
دشتی در این نامه مقام شفا را در حد یک مترجم میخواند:
«آیا با این مقدمه سزاوار است که نخستین اقدام شورای فرهنگی سلطنتی تجلیل از یک مترجم متوسط باشد؟»
دشتی در یادشتهایی که پس از انقلاب منتشر کرد مینویسد[۳۱]:
«شاه از هر کسی که شبهه استقلال رأی و فکر در او میرفت، بدش میآمد... او تیپ جمشید اعلم و شجاعالدین شفا را میپسندید.»
کتاب ۵۵ [ویرایش]
در سال ۱۳۵۴ کتابی از دشتی چاپ شد با نام پنجاه و پنج که در آن به مدح پنجاه و پنج سال سلطنت پهلوی پرداخته بود. شورای دانشگاه تهران دشتی را نامزد دکترای افتخاری کرد. افراد زیادی در تشویق و یا انتقاد از دشتی به خاطر این کتاب قلم زدند. از جمله احسان طبری نوشت[۳۲]:
«در تاریخ معاصر ایران مردانـی نیـز بـوده و هـستند از قبیـل تقـی زاده، دکتر رضازاده شفق و همین آقای علی دشتی که هر مایهای که داشتهاند به خـاطر برخورداری از "لذات عمر" در خدمت ستمگر نهادنـد؛ و بـهقـول شـاعر "دانـش وآزادگی و دیـن و مـروت"، ایـن همـه، را بـرده درم سـاختند و یـا بـه گفتـه انجیل مرواریدهای خود را در پای خوکان ریختند.»
با این حال دشتی پس از انقلاب کتابی نوشت به نام "عوامل سقوط" و در این کتاب پادشاه پهلوی را مورد انتقاد قرار داد.[۳۳]
دشتی و موسیقی [ویرایش]
«دشتی به موسیقی ایران نیز رغبت بسیار داشت و به ویژه نوآوری را در آن میپسندید و حمایت میکرد. با علینقی وزیری دوستی داشت و از زمره نخستین فرهیختگانی بود که به عضویت "کلوب موزیکال" او در آمد تا بتواند در همه کنسرتهای ماهانه "مدرسه موسیقی" شرکت کند.
یک بار که وزارت معارف نام مدرسه موسیقی متعلق به وزیری را از فهرست "مدارس عالی" حذف کرده، دشتی با نفوذی که داشت مرد و مردانه قد علم کرد، و به حمایت از وزیری برخاست و متن دفاعیات او را در شفق سرخ انتشار داد.»[۳۴]
آثار [ویرایش]
نوشتهها و ترجمههای دشتی بازتاب اندیشه و مرام او در بررسی مسائل روز و باورهای مذهبی و سیاسی است و نگرش او به تاریخ، ادبیات و عرفان ایرانی را نشان میدهد. دشتی کتابها و مقالات متعددی نوشت اما از این میان دو کتاب او بیش از تمامی آثارش بر شهرت و زندگی دشتی سایه افکندهاست. او در کتاب تخت پولاد به انتقاد از «دین مرسوم» میپردازد و بیش از همه کتاب ۲۳ سال جنجال برانگیز شد که در آن به کلی تمامیت اسلام را به عنوان دین مبتنی بر وحی نفی میکند.[۳۵] هر دو این کتابها بدون ذکر نام نویسنده به چاپ رسیدند. این در حالی است که او پیشتر در کتاب ایام محبس اسلام را، به عنوان راه رستگاری بشر، مینمایاند: «عقاید خشک مادیون و طبیعیون این هارا بـه طـرف یـﺃس، ناامیـدی، بـدبختی و قساوت و بالنتیجه جرایم و جنایات میکشاند، همچنان که عقاید تصوف به سـوی ذلت و نکبت واسارت سوق میدهد. پس بهترین طریـق بـرای سـعادتمند کـردن مردم، یعنی ایجاد سعادت نسبی، همان حدودی است که تعالیم یک دیانتی ماننـداسلام برای پیروان وظایف طبیعی و اخلاقی تعیین کرده است.»[۳۶]
اگر چه دشتی کتاب ۲۳ سال را در سال ۱۳۱۱ به رشته تحریر در آورد، ولی تا سال ۱۳۲۶ در چاپ و انتشار آن اقدامی ننمود. احتمال دارد که چاپ کتاب هم در بیروت انجام گرفته باشد؛ زیرا بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ رژیم شاه از چاپ و انتشار هر گونه نوشتاری که مخالف دین بود، جلوگیری میکرد. پس از انقلاب اسلامی، دشتی به گروههای مخالف حکومت جمهوری اسلامی که به گونه زیرزمینی فعالیت میکردند، اجازه داد که به چاپ و انتشار این کتاب بپردازند. گفته میشود شمار نیم میلیون از این کتاب بین سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵ به گونه غیر مجاز چاپ و به فروش رفتهاست.[۳۷]
داستان کوتاه [ویرایش]
- فتنه (۱۳۲۳)
- جادو (۱۳۳۰)
- هندو (۱۳۳۳)
پژوهشهاو نقد ادبی [ویرایش]
- سایه
- ایام محبس (۱۳۰۱)
- نقش حافظ (۱۳۳۶)
- سیری در دیوان شمس (۱۳۳۷)
- شاعری دیرآشنا (۱۳۴۰)
- دمی با خیام (۱۳۴۴)
- در مدح قمر تاح (۱۳۴۵)
- کاخ ابداع (منتشر شده در مجله یغما - ۱۳۵۱)
- نگاهی به صائب (مجموعهای از دوازده مقاله - ۱۳۵۳)
- قلمرو سعدی (۱۳۳۸)
- تصوری از ناصرخسرو (۱۳۶۲)
نقد مذهبی [ویرایش]
- ۲۳ سال که قبل از سال ۱۳۵۳، احتمالا در بیروت، به چاپ رسید و بعدها بارها به صورت زیرزمینی تجدید چاپ شد و بینشی انتقادی بر زندگی محمد پیامبر اسلام است.
- تخت پولاد که در سال ۱۳۵۴، بدون ذکر نام نویسنده، چاپ شد و در برگیرنده بحثی است بین یک مجتهد و یک دانشجو.
- جبر یا اختیار (۱۳۵۰)
- ابلیس در کسوت عرفان (در روزنامه اطلاعات، شمارههای ۱۸ تا ۳۱، اردیبهشت ۱۳۵۳)
- در دیار صوفیان (چاپ چهارم ۱۳۶۳) مقالاتی پیرامون صوفی و صوفیگری
- عقلا بر خلاف عقل (۱۳۵۴)
ترجمه [ویرایش]
- اعتماد بنفس (کتاب) (en) اثر ساموئل اسمایلز (en)
- نوامیس روحیه تطور ملل اثر گوستاو لوبون
- تفوّق انگلوساکسون مربوط به چیست؟ اثر ادمون دومولن
پیوند به بیرون [ویرایش]
- علی دشتی - مجله بخارا، شماره ۲۹
- نمونههایی از نثر علی دشتی در ایام محبس و فتنه - مجله بخارا
- شهبازی، عبدالله. زندگی و زمانه علی دشتی
پانویس [ویرایش]
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۱
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۱
- ↑ تفضلی، حمید. «تلاش آنلاین»
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۳
- ↑ تفضلی، حمید. «تلاش آنلاین»
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۵-۱۳
- ↑ «جستاری در افکار و اندیشههای علی دشتی». کیهان فرهنگی» شهریور ۱۳۷۶ - شماره ۱۳۵.
- ↑ زندگی و زمانه «علی دشتی» نوشته عبدالله شهبازی چاپ اول، سال ۲۰۰۶ http://www.ensani.ir/fa/content/10265/default.aspx
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۱۴
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۱۵
- ↑ تفضلی، حمید. «تلاش آنلاین»
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۱۵
- ↑ شرح رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، باقر عاقلی، ۱۳۸۰
- ↑ «جستاری در افکار و اندیشههای علی دشتی». کیهان فرهنگی» شهریور ۱۳۷۶ - شماره ۱۳۵.
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۱۸
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۲۱
- ↑ تفضلی، حمید. «تلاش آنلاین»
- ↑ تفضلی، حمید. «تلاش آنلاین»
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۲۳ تا ۲۶
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۲۶
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۲۷
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۳۷
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۶۵
- ↑ شبکهٔ دیدگاه: نیروهای سرنگونیطلب متحد شوید didgah
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۱۴
- ↑ راز بزرگ رسالت نوشته جعفر سبحانی چاپ پنجم ص ۲۳
- ↑ راز بزرگ رسالت نوشته جعفر سبحانی چاپ پنجم ص ۲۴
- ↑ جلد دوم تاریخ بیست ساله مقدمات تغییر سلطنت. نوشته حسین مکی
- ↑ راز بزرگ رسالت نوشته جعفر سبحانی چاپ پنجم ص ۲۱
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۷۸
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۸۱
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۹۴
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۱۰۳
- ↑ بی بی سی فارسی
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۳۰
- ↑ شهبازی، عبدالله. ص ۸
- ↑ اسلام و مسلمانی(چرا مسلمان نیستم)، ابن وراق، ترجمه توسط دکتر مسعود انصاری، صفحه ۳۴
منابع [ویرایش]
- شهبازی، عبدالله. زندگی و زمانه علی دشتی
- تفضلی، حمید.. «علی دشتی». تلاش آنلاین.
- دکتر: بهزادی، علی، “(شبه خاطرات)“، چاپ چهارم، تهران: انتشارات زرین، انتشارات نگارستان، ۱۳۸۰ خورشیدی.
- پینویس کتاب ۲۳ سال به قلم جواد وهاب زاده
پیوند به بیرون [ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ علی دشتی موجود است. |
- اهالی دشتی
- ایرانشناسان
- درگذشتگان ۱۳۶۰
- درگذشتگان ۱۹۸۲ (میلادی)
- روحانیان شیعه تارک لباس روحانیت
- روزنامهنگاران اهل ایران
- زادگان ۱۲۷۴
- زادگان ۱۸۹۴ (میلادی)
- سناتورهای ایران
- مترجمان اهل ایران
- مدفونان در امامزاده عبدالله شهرری
- منتقدان ادبی اهل ایران
- نمایندگان مجلس شورای ملی
- نویسندگان اهل بوشهر
- نویسندگان داستان کوتاه اهل ایران