سنگسار در اسلام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

در شریعت اسلام، سنگسار یا رجم حد شرعی زنای محصنه است، که در خصوص مرد و زن زناکار تحت شرایط خاص احصان اعمال می شود. برای اجرای حد شرعی لازم است شرایط اثبات زنا محقق گردد.[۱]

احکام فقهی[ویرایش]

شرایط تحقق[ویرایش]

بنا بر نظر فقیه شیعه محمد بن مکی (شهید اول) در لمعه، در اسلام سنگسار در صورت وقوع زنای محصنه اعمال می شود. یعنی وقتی که شخص زناکننده دارای همسر دائمی باشد به گونه‌ای که هرگاه بخواهد با همسر خود نزدیکی کند مانعی در کار نباشد و با این حال تن به زنا داده باشد. [۲]

شرایط اثبات[ویرایش]

بنا بر نظر محمد بن مکی (شهید اول)، شرایط اثبات آن مطابق با شرایط عمومی اثبات زنا در اسلام است؛ بدین ترتیب که یا خود شخص در چهار نوبت اقرار کند در حالی که کامل، مختار و آزاد باشد، یا چهار مرد، سه مرد و دو زن و یا دو مرد و چهار زن شهادت دهند که با چشم دیده اند که همچون ورود میل به سرمه دان نزدیکی رخ داده است و همگی بر فعل واحد در مکان و زمان واحد اتفاق نظر داشته باشند و از سببی که موجب حلال بودن رابطه زناشویی بین متهمان باشد بی اطلاع باشند. لازم است شاهدان حتما در حضور یکدیگر شهادت دهند. چنانچه زناکار مدعی شود علم به حرمت زنا نداشته و احتمال صحت این ادعا باشد، حد شرعی ساقط می شود. هچنین اگر زناکار قبل از آمدن گواهان توبه کند، حد ساقط می شود.[۳]

شیوه اجرا[ویرایش]

بنا بر نظر محمد بن مکی (شهید اول)، حد شرعی زنای محصنه آن است که ابتدا زناکار بنا بر ااحتیاط یکصد ضربه شلاق می خورد. سپس وی سنگسار می شود. سنگسار بدین صورت است که مرد تا کمر و زن را تا سینه در خاک دفن می کنند و او را با سنگ های کوچک می زنند تا بمیرد. ابتدا شاهدان سنگسار را آغاز می کنند و اگر شخص خود اقرار کرده باشد حاکم شرع آغاز می کند. گفته شده که حضور گروهی لازم است که حداقل یک نفر یا سه نفر و بنا بر گفته دیگر ده نفر هستند. کسی که خود حد شرعی بر گردن دارد نباید سنگسار کند. پس از اجرای حکم، زناکار را غسل و کفن می کنند. بر او نماز می خوانند و سپس دفن می کنند.[۴]

دیدگاه ها[ویرایش]

بگفته جان بورتان مجازات زناکار در قرآن[۵][۶] مورد با مجازات سنگسار تفاوت می‌دارد. برخی از فقیهان قدیمی دقیقاً به همین دلیل مجازات سنگسار را رد می‌کردند اما در کل اجماعی تقریباً متفق‌القول بین فقیهان در مورد مجازات سنگسار برای زنا وجود داشت. برای بسیاری پذیرش اینکه رفتار و گفتار یک انسان (حتی اگر محمد باشد) بتواند جایگزین کلمات خدا بشوند وجود نداشت، و به همین دلیل اینگونه استدلال می‌کردند که حتماً می‌بایست آیه سنگساری بوده که در قرآن قرار داده نشده اما حجیت آن باقی مانده‌است. در تفاسیر قدیمی روایاتی منتسب به ابی ابن کعب، ابوموسی اشعری، عایشه و غیره نقل شده که مضمون آنها کنار ماندن برخی از آیات در قرآن تدوین شده می‌باشد.[۷] سید محمد جواد غروی سنگسار کردن زانی و زانیه را از احکام بنی اسرائیل می‌داند که خود بر دین موسی افزوده‌اند و ذکری از چنین حکمی در قرآن نیامده و در عمل قطعی پیامبر نیز وارد نشده‌است[۸] این در حالی است که لازاروس یافِه (به استناد تفسیر سوره مائده، آیات ۴۲-۴۹ و ابن هشام، سیره) یکی از موارد تحریف تورات توسط یهودیان معاصر محمد را کتمان سنگسار برای مجازات زنا می داند [۹]

سنگسار در قرآن[ویرایش]

به گفته مصطفی محقق داماد در قرآن به صراحت آیه‌ای که بر تشریع سنگسار دلالت کند، وجود ندارد و هیچ یک از مفسران نیز نخواسته‌اند حکم رجم را از قرآن استنتاج کنند.[۱۰]

اما برخی از مفسران، آیه ۴۱ سوره مائده را در ارتباط با این موضوع دانسته‌اند. [۱۱] بنا بر این دیدگاه این آیه مربوط می شود به زنای محصنه زن و مردی یهودی که وقتی داوری را نزد پیامبر آوردند، حکم به سنگسار ایشان کرد. به هر حال این آیه در اینجا در صدد تشریع حکم رجم نیست، بلکه در پی بیان داوری درست پیامبر است.[۱۰]

روزی عمر بن خطاب بر روی منبر اعلام کرد :

خداوند رسول خدا را به حق فرستاد و بر او کتاب را نازل کرد. پس در بین آنچه بر وی نازل شده بود آیه سنگسار بود. پس ما آن را خواندیم فهمیدم و با تمام وجود درک کردیم. رسول خدا سنگسار کرد و ما هم سنگسار نمودیم. پس ترسیدم که اگر مدتی بر مردم بگذرد کسی بگوید که قسم به خدا ما این آیه را در کتاب خدا نمی‌بینیم. پس به سبب ترک یکی از واجبات الهی به گمراهی بیفتند[۱۲]

زمانی که از عمر پرسیده شد که اگر این آیه جزو قرآن بوده پس چرا آن را به متن قرآن اضافه نمی‌کند، اینگونه پاسخ داده که تنها دلیلی که این کار را نمی‌کند ترس از این است که مردم بگویند «عمر به قرآن کتاب خدا مطلبی را افزوده‌است».در روایتی زر بن حبیش به ابی (از صحابی محمد) می‌گوید که زمانی که آیه سنگسار جزو قرآن بود را بیاد دارد و این آیه در سوره احزاب بوده‌است[۱۳]

گروهی با استناد به احادیثی که عمدتا از عمر، خلیفه دوم، نقل شده است، مدعی شده اند که در قرآن آیه ای درباره رجم وجود داشته که در نسخه فعلی قرآن نیامده است. از آنجا که این دیدگاه مبتنی بر تحریف قرآن است، لذا این احادیث مقبول علمای اسلام نیست. [۱۰]

بر اساس این احادیث برخی از علمای اهل سنت به صورت سنتی معتقد بودند که محمد تحت نظارت جبرئیل برخی از آیات را در قرآن قرار نداده اگرچه آن آیات هنوز حجیت خود را داشتند.[۱۴]

جان بورتان معتقد است که اصل ماجرای ظهور سنگسار در اسلام به عنوان مجازات ممکن است به قضاوت‌های محمد درباره یهودیانی که به نزد او آورده شده‌اند باز گردد. مواردی که در آن محمد، یهودیان را به کتمان آن‌چه در تورات آمده متهم می‌کند. بورتان با اشاره به اینکه تفاسیر قدیمی قرآن تنها به مجازات سنگسار در آیات مربوط به بحث میان محمد و یهودیان اشاره می‌کنند، می‌گوید که ممکن است ظهور مجازات سنگسار نتیجه تلاش مفسرین برای فهم آیاتی از قرآن بوده باشد که پایه قضاوت محمد در مورد یهودیان را تشکیل می‌داده‌است.[۱۵] فرانسیس ادوارد پیترز معتقد است که یهودیان مدینه وجود مجازات سنگسار در تورات را انکار می‌کردند و به نظر می‌آید که محمد بصورت عملی وفاداری خود به تورات را از طریق انجام سنگسار نشان داده‌است. اگر چه قرآن نیز به صراحت در مورد مجازات زناکار صحبت کرده(کجا؟) و مجازاتی که بیان می‌کند غیرمنتظره‌است [۱۳]

احادیث[ویرایش]

جابر بن عبدالله نقل کرده است[۱۶]: پیامبر خدا فردی از بنو اسلم و یهودی را با زنش سنگسار کرد.

عبدالله بن عمر روایت می‌کند:[۱۷] یک یهودی زن و مردی را از میان خودشان آورد که با هم رابطه نامشروع داشتند. پیامبر اسلام دستور داد این ۲ را در نزدیک قبرستان مسجد سنگسار کنند.الشیبانی روایت می‌کند من از عبدلله ابن ابوجعفر پرسیدم «آیا رسول خدا مجازات سنگسار را انجام می‌داد؟»، پاسخ داد «بلی»، پرسیدم «قبل از نزول سوره نور، یا بعد از آن»، گفت «نمی‌دانم».[۱۸]

احادیث شیعه[ویرایش]

در نهج‌البلاغه علی خطاب به خوارج می‌گوید:[۱۹]:

شمشیرهایتان بر دوشتان قرار دارد، بر سالم و ناسالم فرود می‌آورید، و گناهکار و بی گناه را با هم مخلوط می‌کنید، و حال اینکه می‌دانید پیامبر، زناکار همسردار را سنگسار می‌کرد سپس بر جنازه‌اش نماز می‌خواند و ارثش را به اهلش می‌سپرد... و زناکار بی‌همسر را تازیانه می‌زد، آن گاه قسمت هر دو را از غنیمت می‌پرداخت و حق داشتند زنان مسلمان را به همسری بگیرند...

بگفته دوتان وجود حدیث فوق نشان دهنده حضور گروهی بوده که با مجازات سنگسار مخالف بوده‌اند؛ ابن حجر عسقلانی آنها را گروهی از معتزله و خوارج معرفی کرده‌است.[۲۰]

از محمد بن علی روایت شده‌است:

  • مرد و زن همسردار (که مرتکب زنا شده باشند) نخست صد تازیانه می‌خورند سپس سنگسار می‌شوند[۲۱]
  • علی پسر ابی طالب درباره زنای محصنه به سنگسار حکم می‌کرد.[۲۲]
  • مردهمسردار اگرزناکند سنگسارمی شود.[۲۳]

از جعفر صادق روایت شده‌است:

  • سنگسار حدّ بزرگ الهی، و تازیانه زدن حدّ کوچک الهی است[۲۴]
  • هر گاه مرد و زن آزاد زنا کنند، به هر کدام یک صد تازیانه می‌زنند. امّا مرد و زن همسردار باید سنگسار شوند[۲۵]
  • خداوند مشخص فرموده که رابطه جنسی تنها از راه حلال آن انجام گیرد؛ کسی که از ین حکم تخلف کند اگر مجرد باشد تازیانه می‌خورد، و اگر متاهل باشد رجم می‌شود، زیرا از حدود خدا تجاوز کرده است[۲۶]

منکرین سنگسار[ویرایش]

حکم رجم یا سنگسار از همان ابتدا به خاطر ادعای وجود تناقض با آیات قرآن، مورد مخالفت عده ای از فقها بوده است. شافعی متوفای204هـ در کتاب «الأٌم» به این مخالفتها اشاره می کند: «نَصَّ بَعْضُ النَّاسِ عَلَى أَنْ لَا رَجْمَ عَلَى زَانٍ لِقَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى {الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ} [النور: 2]: بعضی ها مناقشه کرده اند که زانی، سنگسار نمی شود به خاطر کلام خدا: به هر زن زناكار و مرد زناكارى صد تازيانه بزنيد»(الام7/294)[۲۷]

همچنین ابن قتیبه دینوری بخشی از کتاب خود را به نقد نظر فقهایی اختصاص داده که سنگسار را مخالف قرآن می دانستند(تأویل مختلف الحدیث صص154تا156 ـ المکتب الاسلامی)[۲۸]

انکار رجم، رأی بزرگترین فقیه معتزله، ابراهیم بن سیار معتزلی و شاگردانش می باشد. غالب فقهای معتزله ی متقدم، تخصیص قرآن با خبر واحد را جایز ندانسته(المحصول فی اصول الفقه ص88)[۲۹] و از این رو با سنگسار مخالف بودند.

فقیه و محدث برجسته مالکی، ابن عبدالبر قرطبی(463هـ)[۳۰] در شرح طویل خود بر موطای مالک بن انس، انکار سنگسار را به خوارج و عده ای از معتزله نسبت داده است(الإستذکار7/479،480)[۳۱] او این نظریه فقهی را به تمام خوارج و اکثریت معتزله منسوب می کند: «الْخَوَارِجُ كُلُّهَا وَكَثِيرٌ مِنَ الْمُعْتَزِلَةِ يُكَذِّبُونَ بِهَذَا كُلِّهِ: تمام خوارج و بسیاری از معتزله تمام این موارد را تکذیب می کنند[اشاره به احادیث و روایات نقل شده درباره سنگسار]»(الإستذکار7/490)[۳۲]

اما در دوران معاصر نیز سنگسار مخالفانی از میان فقهای سنی و شیعه دارد. از میان سنیان دکتر احمد صبحی منصور، استاد سابق دانشگاه الازهر، سنگسار را مخالف اسلام می داند و معتقد است که چنین تشریعی حتی در تورات حقیقی هم وجود نداشته است[۳۳] دکتر محمد الشحرور، قرآن شناس سوریه ای هم معتقد است، حکم سنگسار از تحریفات یهودیان یثرب بوده که به تدریج وارد فقه مسلمانان شد.[۳۴] شحرور معتقد است که سنگسار خیلی قبلتر از شریعت اسلام توسط عیسی نسخ شد[۳۵]الشحرور در فصل دوم کتاب «فقه المرأة» سنگسار را مخالف نصوص قرآنی مربوط به زنا می داند.[۳۶] همچنین فقهای اهل سنت ایران، احمد مفتی زاده و ناصر سبحانی منکر سنگسار بودند. شیخ جمال البنا[۳۷] و شیخ ابوزهرة[۳۸] هم از دیگر مخالفان حکم سنگسار در میان اهل سنت می باشند.

نصر حامد ابوزید قرآن شناس مصری در کتاب (دوائر الخوف ص192) درباره اینکه مجازات سنگسار جزء تشریعات اسلام باشد تردید کرده است. شیخ عبدالله العلایلی از علمای بزرگ اهل سنت لبنان نیز در اوخر عمر این حکم را خارج از تشریعات اسلام و در تضاد با قرآن معرفی کرد(أین الخطأ ص80 ـ دارالجدید) شیخ عبدالله العلایلی معتقد است که تنها مستمسک موافقان سنگسار، احادیثی است که از درجه حَسَن عبور نکرده اند. او درباره حدیث رجم ماعز می نویسد: «این حدیث با عبارت (طهرنی یا رسول الله!: مرا تطهیر کن!) وارد شده. این نوع استعمال سخن، از تعبیرات اسلامی نبوده بلکه در میان ملل سابق شناخته شده بود»(أین الخطأ ص81)

در میان مخالفان درون فقهی سنگسار از فقهای شیعه می توان به کسانی چون آیت الله محمد صادقی تهرانی، محمد جواد غروی، ابراهیم جناتی، احمد قابل و.. اشاره کرد.

منابع[ویرایش]

LAZARUS-YAFEH, HAVA (2000). "TAHRlF". Encyclopaedia of Islam. vol.10 (2nd ed.). Leiden: E. J. Brill. pp. 111. ISBN 90-04-11211-1. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به سنگسار در اسلام در ویکی‌گفتاورد موجود است.

http://www.al-islam.org/encyclopedia/chapter8/3.html



  1. شهید اول، لمعه دمشقیه، ترجمه و تبیین علی شیروانی، 1377، جلد دوم ص 224 -226
  2. شهید اول، لمعه دمشقیه، ترجمه و تبیین علی شیروانی، 1377، جلد دوم ص 224
  3. شهید اول، لمعه دمشقیه، ترجمه و تبیین علی شیروانی، 1377، جلد دوم ص 222 و 223
  4. شهید اول، لمعه دمشقیه، ترجمه و تبیین علی شیروانی، 1377، جلد دوم ص 225 و 226
  5. سوره نور، آیه ۲: الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
  6. سوره نساء، آیه ۱۵: وَاللاَّتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَآئِکُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَیْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنکُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّیَ یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِیلًا
  7. Burton, John. «The Collection of the Qurʾān.» Encyclopaedia of the Qurʾān.
  8. فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال، ۱۳۷۷، بخش پنجم:حدود و تعزیرات
  9. "TAHRIF",Encyclopedia of Islam
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ رجم از ديدگاه قرآن و سنت، آیت الله دکتر مصطفی محقق داماد
  11. «يا ايها الرسول لا يحزنك الذين يسارعون في الكفر من الذين قالواامنا بافواههم...»
  12. *صحیح بخاری bukhari:۰۰۸٫۰۸۲٫۸۱۶
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ Francis E. Peters, A Reader on classical Islam, Princeton University Press, p. 246-249
  14. Lowin, Shari. «Revision and Alteration.» Encyclopaedia of the Qurʾān.
  15. Jonn Burton in The Cambridge history of Arabic literature:Religion, learning and science in the Abbasid period, Cambridge University Press, 1990, p.۱۲۴
  16. صحیح مسلم، بخش ۶، کتاب ۱۷، شماره ۴۲۱۶
  17. صحیح بخاری، جلد۲، کتاب۲۳، شماره۴۱۳
  18. صحیح بخاری، جلد۸، کتاب۸۲، شماره۸۰۴
  19. نهج البلاغه، سخنان علی بن ابی طالب، گرد آوری توسط سیدرضی، خطبه ۱۲۷
  20. Yasin Dutton, The origins of Islamic law: the Qurʼan, the Muwaṭṭaʼ and Madinan ʻAmal, p. ۱۲۴, Routledge
  21. الإستبصار، جلد۴، صفحه۲۰۲:عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی الْمُحْصَنِ وَ الْمُحْصَنَةِ جُلِدَ مِائَةً ثُمَّ الرَّجْمَ
  22. وسائل الشیعة جلد۲۸، صفحه۶۲، حدیث ۳۴۲۰۹:عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَضَی امیرالمومنین علیه السلام لِلْمُحْصَنِ الرَّجْمَ
  23. وسائل الشیعة جلد۲۸، صفحه۶۲، حدیث۳۴۲۱۳:وَ عَنْهُ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ الْمُحْصَنُ یُرْجَمُ
  24. الإستبصار جلد۴، صفحه۲۰۲:عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ الرَّجْمُ حَدُّ اللَّهِ الْأَکْبَرُ وَ الْجَلْدُ حَدُّ اللَّهِ الْأَصْغَرُ
  25. وسائل الشیعة، جلد۲۸، صفحه۶۲، حدیث ۳۴۲۱۰:وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ یُونُسَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ الْحُرُّ وَ الْحُرَّةُ إِذَا زَنَیَا جُلِدَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ فَأَمَّا الْمُحْصَنُ وَ الْمُحْصَنَةُ فَعَلَیْهِمَا الرَّجْمُ
  26. اصول کافی جلد ۵، صفحه ۴۹۱، حدیث ۳:عن عمرو بن قیس قال قال ابوعبدالله علیه السلام:وَ إِنَّ اللَّهَ حَدَّ أَنْ لَا یُنْکَحَ النِّکَاحُ إِلَّا مِنْ حِلِّهِ وَ مَنْ فَعَلَ غَیْرَ ذَلِکَ إِنْ کَانَ عَزَباً حُدَّ وَ إِنْ کَانَ مُحْصَناً رُجِمَ لِمُجَاوَزَتِهِ الْحَدَّ
  27. http://sh.rewayat2.com/fkhshafey/Web/1655/009.htm
  28. http://sh.rewayat2.com/shoro7hadith/Web/7292/001.htm
  29. http://sh.rewayat2.com/osolfkh/Web/6281/001.htm
  30. http://www.cgie.org.ir/shavad.asp?id=123&avaid=1471
  31. http://sh.rewayat2.com/shoro7hadith/Web/1722/008.htm
  32. http://sh.rewayat2.com/shoro7hadith/Web/1722/008.htm
  33. http://www.ahewar.org/debat/show.art.asp?aid=29051
  34. http://shahrour.org/?p=1424
  35. http://shahrour.org/?p=1371
  36. http://shahrour.org/?page_id=776
  37. http://www1.youm7.com/News.asp?NewsID=39230&SecID=97&IssueID=0
  38. http://www.ahlalhdeeth.com/vb/showthread.php?t=64354